مبارزه کارگران بافق تاکیدیست، بر ضرورت تاریخی تشکل های سراسری

bafghکارگران معدن سنگ آهن بافق موفقیتی کسب کردند، پیروزی فوق حاصل استفاده بموقع از تجربیات قبلی خود و دیگر کارگران اعتصابی است :
تا به این روز درتمامی اعتصابات، ماموران به کارگران اعتصابی حمله می کردند و پس از سرکوب انها و دستگیری نمایندگانشان و ادامه مداوم تهدید کارگران اعتصابی ضمن شکستن یا حداقل کم اثر کردن اعتصاب، کارگران دستگیر شده را با تعهد و وثیقه ازاد می کردند و بر علیه شان پرونده تشکیل داده بطور دائمی انها را تحت فشار و به رسم گروگانگیری قرار می دادند، انگاه هدف اصلی از اعتصاب که مطالبات کارگران بود به حاشیه رانده شده و کارگران در گیر و گرفتار دادگاه و پرونده های ساختگی و زندان می شدند و ماموران و کارفرماها با برگ های برنده هر روز کارگران را در اداراه ای و یا دادگاهی اسیر میکردند، این وضعیت تلخ تقریبا” نتیجه تمامی اعتصابات بود،اما بالاخره تجربه فوق درسی شد برای کارگران و اولین بار کارگران بافق این درس را بخوبی بکار بستند و از امتحان آن نمره قبولی بدست اوردند.
دولت و کار فرما ها در پی ترفند جدیدشان که عبارت است از شکایت کار فرما از کارگران و بدنبال آن تشکیل پرونده با روی کرد اینکه پرونده شاکی خصوصی دارد، کارگران فعال و مبارز را تحت تعقیب قرار می دهند و قوه قضائیه و دولت کلاه بردارانه و فریب کارانه خود را بی طرف نشان می دهند و وانمود می کنند که دارند بی طرفانه به شکایت خصوصی کار فرما رسیدگی می کنند، در حالی که در این روش جدید، دولت جمهوری اسلامی و قوه قضائیه رفیق دزد و شریک غافله محسوب می شوند.
این ترفند رذیلانه نقشه مشترکی میان قوه قضائیه،دولت جمهوری اسلامی با کارفرما ها علیه کارگران است، و قبل از موضوع کارگران بافق در مورد کارگران پلی اکریل اصفهان ، پترو شیمی رازی و کارگران معدن چادر ملو استفاده شده است، در این طرح ضد کارگری ماموران ، قوه قضائیه و دولت، ژست بر قراری عدالت و رسیدگی بی طرفانه به شکایت خصوصی به خود گرفته و وانمود می کنند که مامورند و معذور و دارند طبق قانون به شکایت خصوصی رسیدگی میکنند و کاری به اعتصاب ندارند، در حالی که همین کلاهبرداران قوه قضائیه و ماموران امنیتی هیچ وقت به هزاران شکایت کارگران که علیه کارفرماها به دادگاه ها ارایه داده شده اند هرگز رسیدگی نکرده و رسیدگی نخواهند کرد.
بر مبنا ترفند فوق کارفرما ها ، دولت و قوه قضائیه در رابطه با سه مورد قبلی موفق شده بودند کارگران را دستگیر و پرونده علیه شان تشکیل و انها را تحت عنوان داشتن شاکی خصوصی اسیر کنند،موضوع کارگران بافق چهارمین مورد از این ترفند بود که این بار کارگران بافق هوشیارانه ترفند شریک دزد و رفیق قافله( ماموران و قوه قضائیه) را حداقل فعلا” نقش بر اب کردند. طبق نقشه مشترک کارفرما ، قوه قضائیه و ماموران امنیتی قرار بود بدنبال شکایت کارفرما دادگاه حکم باز داشت علیه کارگران صادر کند و ماموران انها را دستگیر کرده و کارگران را ضمن ترساندن گرفتار دادگاه و زندان نمایند، کارفرما شکایت خود را ارایه داد و دادگاه فرمایشی نیز حکم های بازداشت کارگران را صادر کرد اما قبل از اینکه قسمت سوم نقشه ضد کارگری اجرا شود کارگران دست بکار شده و چنان منسجم و با برنامه دقیق دست به اعتصاب زدند که ماموران و دادگاه نتوانستند نقشه ضد کارگری خود را تکمیل کنند و برای نجات نظام از یک بحرانی که عوامل خودش بطور احماقانه ای ایجاد کرده بودند، مجبور شدند نه تنها از وثیقه و تهدید دائمی صرف نظر کنند بلکه با اعزام نماینده سیاسی – امنیتی از پایتخت و با استفاده از کاسه لیسان محلی مانند امام جمعه و شورای شهر و … بحران را کنترل کنند.
حال کارگران بافق تجربه ی کسب کردند که با برنامه دقیق و همبستگی اگاهانه و اینکه هر گز نباید به وعده های دولت ، ماموران ، کارفرما و قوه قضائیه توجه و اعتماد کرد، یک موفقیت بزرگی کسب کردند اما مبارزه تمام نشده است بدون شک کارفرما، دولت ، قوه قضائیه و ماموران هنوز امید وارند بتوانند طرح های خود را پیاده کنند، برای پیاده کردن طرح های خود ترفند ها و نقشه های جدیدتری خواهند کشید، بدون شک تنها راه مقابله با نقشه های بعدی آنها اول این است که هر گز نباید به انها اعتماد کرد، دومین راه مقابله همچنان حفظ همبستگی کارگران ، خانواده ها و اهالی شهر است، سومین کاری که باید انجام داد اینکه با دیگر معادن و کارخانه ها ارتباط بر قرار کرده و از انها نیز بخواهیم برای دفاع و حمایت از اعتراضات آتی کارگران بافق که بدون شک براه خواهد افتاد، اماده شوند، البته اگر بتوان تشکل های سراسری و اعتصابات سراسری ایجاد کرد بدون هیچ نگرانی کارگران به همه خواسته های خود دست خواهند یافت .
اشکال مبارزه تا کنونی کارگران :
کارگران بخش های مختلف صنایع و خدماتی نا رضایتی و اعتراضات خود را در اشکال مختلف عملی می کنند :
از نامه نوشتن و شکایت ، تجمع و تحصن در محل کار و ادارات گرفته تا اعتصاب ، راهپیمایی تجمع در مراکز شرکت ها و ادارات دولتی ، تجمع در مقابل مجلس ، ریاست جمهوری ، بیت رهبری و مقابل وزارت و ادارات کار ، بستن جاده ها و … همه روزه اقدام به اعتراض می کنند، می توان گفت تنها سه شکل از اعتراض باقی مانده است که فعلا” کارگران در ان سه شکل اقدام نکردند ، ۱- اعتصاب سراسری ۲- تظاهرات سیاسی – خیابانی ۳- قیام ، این سه شکل استفاده نشده است برای اینکه ابزار های ممکن کننده این سه شکل هنوز ساخته نشده اند.
مطالبات طرح شده تا کنونی کارگران :
از جهت طرح مطالبات نیز کارگران خواسته های بسیار گسترده ای را طرح کردند که می توان به موارد زیر اشاره نمود :
از دستمزد های معوقه گرفته تا مقابله با اخراج ، تعطیلی کارگاه ها ، در خواست افزایش حقوق و طرح طبقه بندی مشاغل ، مقابله با فروش و خصوصی سازی محل کار ، جلو گیری از تغییرات قانون کار ، مقابله با طرح های استاد و شاگردی و کار های رایگان آزمایشی ، همچنین مخالفت با قراداد های موقت و سفید امضاء، مخالفت با تشکل های دولتی و اقدام به ایجاد تشکل های مستقل از کار فرما و دولت ، اعتراض به گرانی و حذف یارانه ها و … در اعتراضات توسط کارگران طرح شده اند،می توان گفت در حوزه طرح مطالبات نیز تا کنون کارگران سه مطالبه را طرح نکردند :
۱- سرنگونی ۲- بر قراری عدالت اجتماعی – اقتصادی ۳- بر قراری حکومت کارگری . چون اشکال دست یابی به این سه مطالبه و ابزار های اجرایی اشکال فوق هنوز وجود ندارند.
شکل اعتراض، و نوع مطالبات، متناسب با امکانات موجود است!!!
هر چند که ظلم و ستم و استثمار انسان از انسان به حدی رشد کرده است که زمینه های این سه مطالبه(۱- سرنگونی ۲- بر قراری عدالت اجتماعی – اقتصادی ۳- بر قراری حکومت کارگری) به وضوح دیده می شوند و حاکمیت ها در ایران و جهان به ان چنان حدی از بربریت رسیده اند که تنها از طریق کسب مطالبات فوق زندگی انسانی ممکن خواهد بود، اما با وجود رویت واضح عینیت مادی چنین مطالباتی از سوی کارگران امکان بروز و طرح نیافته اند.
کارگران عینیت های را طرح می کنند که از نظر ذهنی نیز قابلیت اثبات داشته باشند ، درست به همین دلیل نبود ذهنیت است که سه شکل از اعتراضات بیان شده انجام نمی شوند چرا که اعتصاب سراسری ، تظاهرات سیاسی – خیابانی و قیام در واقع اشکال پیاده کردن سه مطالبه بیان نشده است، از این گفته نتیجه می گیریم که هر مطالبه ای که ابزار ممکن شدنش وجود داشته باشد حتما” طرح خواهد شد، یعنی هر گاه کارگران حزب خود را داشته باشند و همچنین تشکل های صنفی – اقتصادی خود را در حد فدراسیون ها ساخته باشند آن زمان مطالبات زیر مجال طرح خواهند یافت :
( ۱- سرنگونی ۲- بر قراری عدالت اجتماعی – اقتصادی ۳- بر قراری حکومت کارگری .)
شعار و مطالبه باید متناسب با آگاهی و ابزار باشد!!!
وقتی با کارگری که به امنیت شغلی و دریافت دستمزد فردایش اطمینان ندارد، کل دستمزد یک ماهش حتی کفاف هزینه ده روز زندگی را نمی دهد، کارگری که تشکل ندارد و توان تشکیلش را نیز ندارد و یا در مقابل یک یا چند روز اعتصاب دستگیر و زندانی می شود و … صحبت از اعتصاب سراسری ، قیام و انقلاب می کنیم او نه تنها معنا و مفهوم صحبت های ما را متوجه نمی شود، بلکه حتی برای درکشان تلاش هم نمی کند، تنها می خواهد هر چه زودتر از شر ما خلاص شود. بدون شک سوسیالیست ها و کمونیست ها راستگو ترین و فداکار ترین نیروهای اجتماعی هستند و هر گز قصد و هدف فریب کارگران را ندارند، اما بیان این موضوع مشکل ما را حل نمی کند.
بیان مطالبات و شرح اشکال سطح عالی تر مبارزه بدون وجود بستر و زمینه های ممکن شدن انها که هنوز در زندگی و بستر مبارزات کارگران مادیت عینی و ذهنی نیافته اند باعث عدم بر قراری ارتباط میان کمونیست ها و سوسیالیست ها با توده کارگران می شود،بر قراری یا عدم بر قراری ارتباط میان توده کارگران با انقلابیون مشکل کارگران نیست، بلکه مشکل کمونیست ها، فعالین کارگری و کارگران پیشرو است، با توجه به موارد گفته شده در بالا نتیجه می گیریم که کارگران به هر شکلی از مبارزه که امکان اجرایی داشته باشد و هر مطالبه ای که امکان کسب داشته باشد اقدام می کنند و اگر انقلابیون بتوانند بستر و امکانات کسب مطالبات عالی تر را مهیا کنند ( این همان وظیفه عاجل کمونیست ها است که در مانیفست کمونیست بیان شده است) توده ها که شروع کننده و عامل اصلی پیروزی انقلاب هستند اقدام به طرح انقلاب خواهند کرد، در نتیجه طرح مطالبات انقلابی و عمل به اشکال انقلابی و همچنین بر قراری ارتباط میان توده ها و نیروهای انقلابی همگی از یک بستر مشترک عبور می کنند و ان همبستگی طبقاتی است که برای ایجاد شدن نیاز به تشکل های سراسری و سیاسی طبقه کارگر دارد، یعنی کمونیست ها و سوسیالیست ها و کارگران پیشرو و فعالین کارگری همچنان و هنوز یک وظیفه تاریخی را به عهده دارند که اماده کردن طبقه کارگر برای انقلاب است و مسیر اماده کردن توده های کارگر برای انقلاب امروز از کانال ایجاد هیات های موسس فدارسیونها ، سندیکا ها، شورا ها و حزب انقلابی طبقه کارگر عبور می کند، هر گاه چنین بستری اماده شود انقلابیون چه بخواهند و چه نخواهند توسط خود کارگران مطالبات عالی تر(- سرنگونی ۲- بر قراری عدالت اجتماعی – اقتصادی ۳- بر قراری حکومت کارگری .) طرح خواهند شد و به دنبال ان با عالیترین اشکال مبارزه(۱- اعتصاب سراسری ۲- تظاهرات سیاسی – خیابانی ۳- قیام) توسط خود کارگران با رهبری انقلابی عملی خواهند کشت.
مطالبات عالی نیاز به بستر مناسب دارند!!!
برای حل مشکل فوق، انقلابیون فقط یک وظیفه دارند اقدام به بر قراری ارتباط ارگانیک میان تمامی بخش های طبقه کارگر و ساختن تشکل های سراسری و سیاسی طبقه کارگر است.
خوشبختانه با توجه به اینکه سطح سواد کارگران امروز بسیار بالا است و همچنین دانشجویان که از همپیمانان ارمانگرای طبقه کارگر هستند و اکثریت انها به خانواده های کارگری تعلق دارند همچنین ابزار های پیش رفته تکنولوژیکی می توانند کارها را بسیار اسان بگردانند و شبکه های اجتماعی در صورتی که با دقت برنامه ریزی شده باشند کمک های شایانی برای سازمانیابی و سازماندهی طبقه کارگر خواهند کرد هر چند که دشمن از ابزار های فوق علیه طبقه کارگر استفاده می کند اما اگر نیروها انقلابی دارای تشکیلات قوی و منظمی باشند همه چیز در اختیار طبقه کارگر قرار خواهد گرفت اولین اصلی که باید بپذیریم این است که با توجه به وضعیت ایران فعالیت و مبارزات سیاسی برای طبقه کارگر در الویت اول قرار دارد.
چرا به سازمان سیاسی، و تشکل های سراسری احتیاج داریم؟
این اصل که تشکیلات سیاسی و تشکل های توده ای سراسری کارگران ضرورت تاریخی است را می توان بصورت زیر اثبات کرد:
کارگران معدن سنگ آهن بافق اعتراض بزرگی را پیش بردند آنها توانستند حداقل در چند مورد حکومت جمهوری اسلامی ، ماموران امنیتی و کارفرما را مجبور به عقب نشینی بکنند هر چند ممکن است پس از اتمام اعتصاب و فرو کش کردن مبارزات جمهوری اسلامی مانند همه ی حکومت های سرمایه داری و ذات ضد کارگری خود به وعده هایش عمل نکند و با نقشه ها و ترفند های جدید بخواهند کارگران را تنبیه نمایند، اما فعلا” پیروز میدان کارگران بافق بودند که صد البته چنین پیروزی را بر مبنای همبستگی میان خود ، خانواده ها و اهالی شهر کسب کردند.
وقتی نماینده دولت که خود نماینده کارفرما است متعهد می گردد فعلا” از خصوصی سازی معدن صرف نظر کند یعنی اینکه از طرح ۲۵ ساله خصوصی سازی موقتا” صرف نظر کرده است، این یعنی قدرت همبستگی طبقاتی کارگران یک شهر ، اما همه ی ما می دانیم ماموران و کارمندان دولت عوض می شوند ولی طرح ها دولتی از ماموران و کارمندان فعلی به ماموران و کارمندان آتی منتقل می شوند و وقتی به قول معروف آبها از آسیاب افتاد ماموران و کارمندان جدید شروع به پیاده کردن طرح های باقی مانده می کنند چون آنها برای این کار ها حقوق می گیرند و وظایف سازمانیشان این است ، ما کارگران باید بپذیریم که دولت سازمان سیاسی – نظامی – اداری – امنیتی – ایدئولوژیک کارفرمایان(سرمایه داران) است و کارفرمایان تمامی طرح ها و نقشه ها و برنامه های طبقاتی خود را از طریق تشکیلات سیاسی- نظامی – اداری – امنیتی – ایدئولوژیکی خود یعنی دولت سرمایه داری انجام می دهد،(و همچنین باید بپذیریم که تلویزیون ، روزنامه ها، مساجد ، بسیج ، دادگاهها و … نیز همگی بخش های از دولت سرمایه داری یا همان سازمان سیاسی کارفرمایان هستند) و باید بدانیم کارگران نمی توانند در مقابل چنین تشکیلات کارفرمایی بدون تشکیلات مقاومت و مبارزه کنند از این جهت نیز کارگران نیاز به تشکیلات بخصوص تشکیلات سراسری و سیاسی دارند . فقط با تشکیلات سیاسی طبقه کارگر می توان در مقابل دولت یعنی تشکیلات سازمان سیاسی – نظامی – اداری – امنیتی – ایدئولوژیک کارفرمایان(سرمایه داران) ایستادگی کرد.
کارگران فقط با داشتن تشکیلات سیاسی و توده ای که مکمل یکدیگرند می توانند مبارزه خود را سراسری کرده و به جای همبستگی یک شهر به همبستگی طبقاتی در سطح کشوری و حتی در سطح جهانی تکیه کرده و کارفرمایان و دولتش را مجبور به رعایت تعهدات خود کنند.
مثلا” اگر کارگران بافق با ایجاد تشکل خود اقدام به ادامه مبارزه نکنند، ماموران و کارمندان پس از مدتی کارگران پیش رو را به بهانه های مختلف اخراج یا از سر راه بر می دارند، برخی را مرعوب و برخی را باز خرید می کنند و سپس دو باره اقدام به پیاده کردن طرح خصوصی سازی می نمایند.

بنا براین انچه که کارگران بافق فعلا” در اولین قدم به صورت بسیار عاجل باید انجام بدهند ایجاد تشکل مستقل از دولت و کارفرما است، که هر چه زودتر با شرکت کارگران باید ساخته شود، کارگران بافق در حال حاضر توانایی انجام چنین کاری را دارند این یک فرصت طلایی است و نباید کارگران پیش رو بافق چنین فرصتی را از دست بدهند، اگر کارگران اکنون تشکل خود را نسازند و به وسیله تشکل خود همبستگی میان خود را حفظ نکنند و با استفاده از تشکل خود اقدام به ایجاد و گسترش همبستگی با کارگران دیگر معادن و کارخانجات نکنند، سازمانهای دولتی و کارفرمایی در اینده نزدیک به صورت سازمانیافته همبستگی فعلی کارگران بافق را خواهند شکست.
کارگران بافق همان گونه که جهت موفقیت خود در پیروزی فعلی از تجربیات اعتصابات قبلی دیگر کارگران و خود استفاده کردند، باید باز هم از تجربیات موفق و نا موفق مختلف کارگران هفت تپه، شرکت واحد، نورد اهواز ، لوله سازی صفا، پتروشیمی ها ، پلی اکریل اصفهان، لاستیک البرز و … استفاده نمایند، جمع آوری و انتقال تجربیات فوق برای کارگران بافق به عهده کارگران پیش رو بافق، تشکل های کارگری موجود مانند شرکت واحد ، سندیکای هفت تپه ، دیگر سندیکا ها و کمیته ها و اتحادیه ها است، انها باید تجربیات را جمع آوری و دسته بندی کرده از کانال کارگران پیش رو بافق در اختیار کلیه کارگران بافق قرار بدهند،و بالعکس تجربیات کارگران بافق نیز از همین کانال ها باید به بقیه کارگران منتقل شود.
دولت سازمان سیاسی کارفرمایان است!!!
کارگران باید بدانند مبارزه انها با کارفرمای خود، یک مبارزه طبقاتی است، که طبقه سرمایه دار با عواملش در مقابل طبقه کارگربه همراه همپیمانانش صف آرایی کردند، در این صف آرایی دولت با تمامی عواملش مانند ماموران عالی رتبه، کارمندان عالی رتبه ، بسیجی ، سپاهی ، روحانی و … خدمت گذار دولت هستند و دولت در مجموع خود خدمت گذار کار فرما و در صف کار فرمایان قرار دارند.
کارگران بافق تا حدودی می توانند با تکیه به همبستگی میان خود و خانواده ها و اهالی شهر در مقابل اجرای طرح خصوصی سازی مقاومت نمایند، اما چون طرح خصوصی سازی یک طرح جهانی است و حکومت جمهوری اسلامی در مقابل سازمان تجارت جهانی ، بانک جهانی و صندوق بین المللی پول و دیگر نهاد های سرمایه داری جهانی کار فرمایان (سرمایه داری) و سرمایه داری داخلی متعهد به اجرایی کردن خصوصی سازی است در نتیجه دولت تلاش خواهد کرد از تمامی تواناییهای ملی و جهانی خود استفاده کرده با اشکال مختلف به کارگران حمله کند، برای مقابله با چنیبن حمله ای کارگران باید از تمامی توان و همبستگی ملی و جهانی طبقاتی خود استفاده نمایند، کارگران فقط با داشتن تشکل های سراسری توده ای (فدراسیون ها و اتحادیه ها) و سازمان سیاسی ( حزب طبقه کارگر) می توانند از نیروی همبستگی ملی و جهانی خود استفاده نمایند به این دلیل است که گفته می شود :
تنها چاره کارگران وحدت و تشکیلات است!!!
برای ساختن تشکل های توده ای و سازمان سیاسی طبقه کارگر فعالین و کارگران پیشرو باید به صورت برنامه ریزی شده در هسته های مخفی و انقلابی متشکل شوند و برای ایجاد تشکل های توده ی کارگران مانند سذدیکا ها و اتحادیه ها، کارگران پیش رو باید در هیات های موسس متشکل شده و نطفه های تشکل های توده کارگران را در محل کار و زندگی ایجاد نمایند و به دنبال ان با بر قراری ارتباط میان هیات های موسس اقدام به ایجاد فدراسیون ها سراسری نمایند برای ادامه مبارزه و مقاومت کارگران در مقابل حملات سرمایه داران و به دنبال آن برای کسب مطالبات کارگری ایجاد تشکل های توده ای و سیاسی کارگران ضرورت تاریخی است و تنها راه دست یابی به انها حداقل در ایران بصورتی است که گفته شد و در زیر تاکید مجدد می شود :
وظیفه عاجل انقلابیون،
( ایجاد هسته های مخفی انقلابی برای پایه گذاری حزب طبقه کارگر و ایجاد هیات های موسس برای تشکیل نطفه های تشکل های توده ی کارگران و سپس ایجاد فدراسیون های سراسری با از به هم پیوستن تشکل های توده ای کارگران ممکن خواهند شد، هر دو شکل نا مبرده توسط کارگران پیش رو و فعالین کارگری و کمونیست ها و سوسیالیست ممکن خواهد شد این وظیفه عاجل کنونی نیرو های انقلابی ایران برای آماده کردن طبقه کارگر در جهت انقلاب است.لازم بذکر است که کارگران برای کسب مطالبات خود و داشتن زندگی انسانی راه دیگری ندارند، تنها چاره کارگران وحدت و تشکیلات است و تنها راه کسب وحدت و تشکیلات داشتن تشکل های توده ای سراسری و حزب طبقه کارگر است و با توجه به وضعیت ایران ساختن حزب طبقه کارگر و تشکل های توده ای سراسری کارگران ضرورتا” از کانال ساخته شدن هیات های موسس و هسته های انقلابی مخفی ممکن خواهند شد.)
پیش بسوی تشکیل فدارسیون ها و حزب طبقه کارگر

محمد اشرفی
۱۳/۶/۱۳۹۳

 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *