ھشدار به فعالین جنبش کارگری و جنبش انقلابی ایران

ھشدار به فعالین جنبش کارگری و جنبش انقلابی ایران

اکنون فعالین کارگری و انقلابی از جوانب مختلف مورد ھجوم قرار گرفتند، ضمن اینکه حملات مستقیم نظام جمھوری اسلامی به شدت ادامه دارد، از طرف بنیاد ھای سرمایه داری با ھمکاری جمھوری اسلامی نیز مورد ھجوم واقع شده اند.
عوامل بنیاد ھای ضد کارگری و ضد کمونیستی سرمایه داری جھانی مانند بنیادسوروس و سولیداریته سنتر و دیگر نھاد ھای سرمایه داری در حین و موازی با روند سازش ھسته ای اقدام به گسترش ھمکاری ھای ضد کمونیستی و ضد کارگری با حکومت اسلامی کردند،اکنون با تشکیل و گسترش شبکه ای از انواع نیروھای سرمایه داری و دنبالچه ھای آن اهداف خود را پیش می بردند، پس از اتمام توافق ھسته ای جمھوری اسلامی نه تنھا امکان فعالیت بنیاد ھای فوق را بیشتر کرد ،بلکه در ھمکاری نزدیک با انھا اجازه یارگیری گسترده به نھاد ھای فوق را داد و مسیر و بستر ھمکاری نیروھای لیبرالی ، سوسیال دمکرات و در مجموع نیروھای کمپ ضد کارگری را ھموار نمود، و موانع پیش روی پیوستن آنھا به شبکه ضد کارگری فوق را بر داشت ، و در کنار این ھمکاری به مھره ھای که روابط گسترده در داخل جنبشھای اجتماعی داشتند به طور غیر مترقبه و مستقیما” کمک کرد تا بتوانند به شبکه فوق بپیوندند( ھررفیقی با دیدن ھمکاران این شبکه در سایت ھای آنھا می تواند گفته ھای بالا را تایید نماید) سرمایه جھانی و جمھوری اسلامی می خواھند، از طریق ھمکاری ھای نهادها و تشکیلات های جانبی خود که به صورت نیابتی انجام وطیفه می کنند،دشمن مشترک سرمایه جھانی و جمھوری اسلامی سرمایه داری (یعنی جنبش کارگری و جنبش انقلابی) را از درون و بیرون مورد حمله قرار دھند.
درست ھمزمان با ھموار کردن مسیر نیروھای لیبرال، اصلاح طلب و سوسیال دمکرات در جھت پیوستن به شبکه های ضد کارگری و ضد کمونیستی فوق، جمھوری اسلامی با کشتن شاھرخ و حمله شدید به دیگر فعالین استوار کارگران و معلمان و بقیه زحمتکشان، مقاومت جنبش کارگری را در مقابل ھجوم شبکه های سرمایه داری فوق تضعیف کرده و می کند، اما این یک خیال خام است، چرا که هر روز جنبش کارگری و انقلابی ریشه های محکمی در جامعه می دواند، این را از شدت یابی اعتراضات کارگری و همپیمانان وی و رشد مداوم جنبش سوسیالیستی در میان کارگران، معلمان ،پرستاران و… بخصوص در دانشگاها، می توان مشاهد کرد، که به صورن شبهی در گشت و گذار سران جمهوری اسلامی و تئوریسن های سرمایه داری را به وحشت انداخته است.
جمهوری اسلامی می خواهد با تحت پیگرد و دستگیری و سرکوب قرار دادن فعالین استوار کارگران ، معلمان و بقیه زحمتکشان ، ضمن ھموار کردن مسیر یار گیری شبکه های ضد کارگری فوق با ایجاد رعب و وحشت، سو استفاده از پراکندگی و سطح پایین اگاھی طبقاتی تعدادی از فعالین را در معرض فریب و انحراف قرار دھد ، بدون شک ھیچ کدام از این برنامه ھا و سازماندھی ھا نمی توانند بدون دخالت و ھمکاری و رھبری سازمانھای امنیتی و جاسوسی وزارت اطلاعات و سیا صورت گرفته باشد، با توجه به سخنان ضد سوسیالیستی که برخی از وزیران حسن روحانی بیش از یک سال پیش ارایه دادند و ھمچنین سخنان خود حسن روحانی علیه افکار و اندیشه ھای سوسیالیستی که آن نیز، بیش از یک سال قبل بیان شده است ،و ھمین طور سخنرانی خامنه ای حدود سه ماه قبل که گفت در دانشگاه ھا فعالیت مارکسیست ھا بیشتر شده است، ھمه اینها نشان می دھند، که ھمکاری برنامه ریزی شده میان سرمایه داری جھانی و حکومت جمھوری اسلامی سرمایه داری جھت شدت بخشیدن به سرکوب جنبش کارگری و انقلابی با شروع روند توافق ھسته ای شروع شده و یا شدت یافته است، در این جھت است که عوامل بنیاد ھای فوق مانند محسن سازگارا که از بنیان گذاران سپاه و وزارت اطلاعات، این دو نھاد ضد مردمی وقاتل انقلابیون ، که اکنون از شرکا و پیشکارهای بنیاد سوروس است، و منصور اسانلو که در زیرمجموعه حلقه ھای، مانند حلقه جھانشاھی و سوروس که از زیر مجموعه ھای سیا هستند ، قرار دارند،در قالب یک شبکه گسترده که ضدکارگر و ضد کمونیست بودنش مانند روزبرای همه روشن شده است ، اقدام به فریب فعالین کارگری، معلمان و زحمتکشان و یارگیری از میان انھا کرده اند ، متاسفانه جنبش انقلابی به خاطر گرفتار بودن در بی برنامگی ، انفعال ،پراکندگی و بن بست سیاسی ، بحران ھویت و بحران رھبری نه تنھا نیروھای کارگری و انقلابی را در مقابل تبلیغات سیاسی و سلطه افکار لیبرالی و بورژوازی و هژمونی طبقه حاکم تنھا گذاشته اند، و توان حفاظت سازمان یافته ازاستقلال طبقاتی کارگران و پیمانانش را ندارند،بلکه برخی از آنھابه هر دلیلی ( نا خواسته ،به دلیل رفرمیستی بودن تئوریشان و …) خود به عامل واسط تبلیغی نھاد ھا و شبکه های سرمایه داری فوق در درون طبقه کارگر تبدیل شده اند.
در نتیجه عوامل نامبرده با کمک گرفتن از اصلاح طلبان داخل و بیرون از نظام توانستند ،شبکه بسیار گسترده ای از طریق ساختن سایت ھای مانند سایت رادیو فرھنگ و سایت ھای جانبی آن و با راه اندازی شبکه ھای تلویزیونی مانند ایران فردا و ھمین طور با استفاده از شبکه ھای اینترنتی تلگرام ، فیس بوک… و با بهانه های زیبا و مردم پسند، ھجوم مستقیم و مستمری در جھت فریب و با سو استفاده از فلاکت اقتصادی تحمیل شده مشترک توسط جمھوری اسلامی و سرمایه جھانی علیه مردم ایران با تطمیع، برخی از فعالین را جذب خود کرده و به انحراف بکشانند.
اخبار دریافتی از داخل حاکی از آن است که، تعدادی از دوستان و رفقا گرفتار شبکه فوق شده اند،حتی برخی از رفقا اعلام می کنند، افرادی هستند که نمی خواھند ،با انھا (عوامل سوروسو …) ھمکاری کنند ،ولی نمی دانند، چگونه می توانند از شر آنھا خلاص شوند ،آنھا ھر ساعتی به این افراد که در لیست بر قراری ارتباط قرار دارند، زنگ می زنند و می خواھند که با انھا ھمکاری کنند، رفیقی می گفت با توجه به حرفھای که پشت تلفن به افراد گیر افتاده می زنند، ما فکر می کنم آنھا از پلیس ایران واھمه ای ندارند، مانند اینکه امنیت اعضای شبکه ها از طرف پلیس ایران تعھد شده است،حتی آنها به برخی از افراد گفته اند شبکه مابخش مخفی ھم دارد، هر کسی مایل به علنی کاری نیست می تواند در ان بخش فعالیت کند، با توجه به چنین اخباری مشخص میشود که این شبکه ضمن داشتن ھمکاری ھای با پلیس، احتمالا” نیروھای دارد که کار پلیسی ھم میکنند، از این جھت تمامی رفقای فعال در بخش ھای مختلف از دو جانب در خطرھستند، و افرادی که حاضر به ھمکاری نمی شوند مستقیم و غیر مستقیم مورد تھدید واقع میشوند.
ھشدار به تمامی نیروھای چپ و احزاب و سازمان ھای چپ با این در خواست که باید ھشیار باشید جنبش کارگری و جنبش انقلابی از طریق ایجاد و دامن زدن به بحران ھویت ھر چه بیشتر به انحراف سوق می یابد،لازم به ذکر است که افراد سازمانده این شبکه ها از طریق روابط دوستانه ،خانوادگی و از طریق باز کردن بحث ھای در گروه ھای شبکه ھای اجتماعی مانند تلگرام، وایبر ،واتساپ ، فیس بوک ویا با اعزام افراد خود در داخل و در ترکیه با پول ھای زیاد به صورت ملاقات ھای رو در رو بافعالین ، دوستان و رفقای شناخته شده و با اطلاعات کافی از زندگی و وضع اقتصادی و کاری آنھا و با معرفی خود از جانب افراد واسطه به سراغ فعالین می روند. این افراد ضمن سو استفاده از روابط واسطه ھا و با ورود به بحث ھای حقوق بشری ، دمکراسی ، آزادی و… و با شعار فریبکارانه ھمه باھمی و در نھایت باتطمیع برخی ، افراد را به خود وصل می کنند.
پلیس ایران به خاطر اینکه این شبکه های ضد کارگری و ضد کمونیستی هستند و همچنین ریشه سرمایه داری دارند و با نظام اسلامی هم ریشه هستند، از انها حمایت های گوناگون ولی پنهان می کند،حتی ماموران می دانند پول های که این شبکه ها ارسال می کنند توسط چه کسانی خرج یا توزیع می گردد، (بدون شک پلیس ایران برای افرادی که از این شبکه ها پول دریافت کردند پرونده می سازد و روزی که این افراد بخواهند از شبکه فوق جدا شوند با پلیس ایران رو در رو خواهند شد،) آنھا ضمن کندن نیروھای کارگری از جنبش ، دامن زدن به تفرقه ھای موجود در جنبش کارگری و انقلابی، ضربات مھلکی به جنبش کارگری می زنند و در تلاشند نیروھای انقلابی و کارگری را به زائده سرمایه داری تبدیل کرده، مبارزه طبقاتی را به انحراف و سازش بکشانند.
مطلع شدیم عوامل این شبکه ، فعالین کارگری را وقتی به خود وصل می کنند، به صورت ھای غیر مستقیم انھا را مجبور به ترک موضع کارگری و طبقاتی می کنند، و از انھا می خواھند در معرفی خود از گفتن یا نوشتن فعال کارگری و عبارات مربوط به نبرد طبقاتی اجنتاب کنند، بلکه با عنوانھای مانند فعال حقوق بشری ،کنشگر سیاسی ،فعال مدنی ، کنشگر فلان و کنشگر بهمان وبه امثال آنها اکتفا کنند،عوامل شبکه فوق در این ترفند نیز با نیروھای امنیتی جمھوری اسلامی به صورت غیر مستقیم ھمکاری تنگا تنگ دارند، پلیس سیاسی تحت شکنجه و فشار برخی از فعالین زندانی را وادار به نوشتن نامه های رفرمیستی و لیبرالی می کند و این شبکه ها آنها را به گستردگی پخش می کند تا از طریق این همکاری میان پلیس و شبکه های فوق بتوانند از رادیکال شدن جنبش های کارگری و اجتماعی به کاهند.
ما به نیروھای انقلابی توصیه می کنیم، برای بھتر درک کردن این موضوع به فضای نوشته ھا و اعلام مواضع اجتماعی و کارگری قبل از کشته شدن شاھرخ مراجعه کنید و آن فضا را با فضای کنونی مقایسه نمایند بطورمحسوسی ادبیات و واژه ھای مربوط به مبارزات طبقاتی کارگری بسیار کمتر شده و جای ان را عبارات حقوق بشری و لیبرالی گرفته است، این یکی از اھدافی است که سازماندھندگان شبکه های فوق به دنبالش می باشد، از این طریق می خواھند از بیان شدن ادبیات و شعار ھای کارگری و عناوین مربوط به حوزه مبارزات کارگری را از فضای عمومی اجتماع حذف کنند، بنا براین بکار بردن عبارات مربوط به ادبیات کارگری برای ھر انقلابی و فعال کارگری و عدم بکار بردن عبارات مربوط به حوزه لیبرالی وسازش طبقاتی از وظایف عاجل امروز همه ی کارگران ، زحمتکشان و انقلابیون است.
توافق ھسته ای بدنبال خود ھمکاری ھای سرمایه جھانی با جمھوری اسلامی را به وسیله این شبکه ها و لابی ھای طرفین با نیروھای جانبی جمھوری اسلامی به شکل ھمکاری نیابتی بین دو طرف ممکن کرده است .
ما از رفقای که از طروق مختلف گرفتار این شبکه های ضد کارگری شده اند می خواھیم ھرچه زودتر با تغییر دادن ابزار ھای ارتباطی موجود، ارتباط خود را با این شبکه ها قطع کنند، در شبکه ھای مانند تلگرام و فیس بوک و …در گروھھای نااشناخته عضو نشوند و اعضای نا شناخته و مشکوک ، و همچنین افراد شناخته شده ای مانند منصور اسانلو که به عامل سرمایه داری تبدیل شده اند را به گروھھای خود راه ندھند، و از معرفی این افراد به رفقا و دوستان خود پرھیز کنند، با توجه به اینکه سرمایه داری اکنون سلطه همه جانبه دارد داشتن ارتباط با عوامل آن باعث می گردد دارنده ارتباط به زائده ای از سرمایه داری تبدیل شود ، بنا براین از نفوذ عوامل سرمایه داری در جبھه کارگری باید جلو گیری کرد، باید بدانیم طبق تجربه های تاریخی در آینده طبقه کارگر از طریق رھبران این شبکه ها بشدت مورد سرکوب قرار خواھد گرفت. بنا براین از هم اکنون باید با آنها مرز بندی داشته باشیم و خود را بیشتر از این به آنها یعنی دشمن نشناسانیم و با متشکل شدن در تشکل های مستقل و سراسری توده ای و سیاسی، خود را در مقابل انواع طرفند های انها واکسینه کنیم.
فعالین کارگری و انقلابی، جوانان ، کارگران و معلمان ما تنھا یک راه داریم، بایدمستقل از دو جناح سرمایه داری که اکنون در جهت تقسیم حاصل استثمار طبقه کارگر موقتا” به شکل دو جبهه مقابل هم قرار گرفتند، جبھه ای مستقل از هر دوی آنها و بر علیه هر دو ی آنها تشکیل بدهیم، فراموش نکنیم که دو جبهه متخاصم کنونی سرمایه داری هر دو به طبقه حاکم تعلق دارند و در مقابل کارگران متحد و یک دست هستند و بیشتر نیز خواهند شد.
از یاد نبریم در انقلاب ۵۷ با تحمیل شعار ھمه باھمی از درون تاج ،عمامه دراوردند و اکنون می خواھند با ھمین شعار ھمه باھمی با گره زدن کراوات به عمامه ھای داعشی به براق کردن تاج پرداخته و اشکال مختلف داعشی ھای مانند سازگارا و افرادی تغییر سنگر داده ای مانند اسانلو که به زائده سرمایه داری تبدیل شده است را بر انقلاب آتی تحمیل کنند، و یک بار دیگرطبقه کارگر را از حق تشکیل حکومت خود، محروم کنند.لازم است رفقا و فعالین کارگری و انقلابی داخل در رابطه با این عوامل بسیار ھشیار باشند ،و از کارھای که ھم نوعان این شبکه ها در کشور ھای مانندگرجستان ، اکراین … و اولین بار در لھستان انجام دادند، باید درس ھای انقلابی بگیریم.
رفقا و دوستان، فراموش نکنیم عوامل این شبکه در دشمنی با طبقه کارگر ھیچ تفاوتی با خامنه ای جنایت کار ندارند.
کارگران ، فعالین ، معلمان ، پرستاران و انقلابیون !!!
برای مقابله با نظام سرمایه داری، چه بشکل جمھوری اسلامی و یا هر شکل دیگر و برای مقابله با ھمکاری های سرمایه داری داخلی با سرمایه داری خارجی، تنها و تنها راه نجات ما زحمتکشان وحدت و تشکیلات است، ما نمی توانیم بدون تشکل ھای سراسری کارگری و حزب انقلابی طبقه کارگر با جمھوری اسلامی و ھمکاران آن در (شکل) شبکه ھای گوناگون و سرمایه جھانی مبارزه کنیم پس :

پیش بسوی ایجاد فدراسیون سراسری
پیش بسوی ساختن حزب انقلابی طبقه کارگر
مرگ بر جمھوری اسلامی
نابود باد انواع سرمایه داری
زنده باد سوسیالیسم
بر قرار باد حکومت شورایی کار گران و زحمتکشان

۱۳۹۴/۸/۱۳
محمداشرفی
شجاع ابراھیمی
هاشم محمدی نژاد
هومن اشرفی
imagesimages

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *