حکومت طبقاتی به زبان ساده :

حکومت طبقاتی به زبان ساده :

اما برخی حق بیشتر از برابری دارند (حق ویژه ای دارند) حق ویژه نطفه اولیه دیکتاتوری است این هرچه که باشد و برای سود هر گروهی که باشد نطفه ای از نابرابری و دیکتاتوری است
( لازم است کارگران بدانند در حکومت های ضد کارگری علی رغم وجود ظاهر نمایشی و فریب کارانه دمکراتیک تمامی بخش های حکومت های سرمایه داری فیلتر های درجه بندی شده ضد کارگری هستند که هر کدام در سطوحی بر علیه منافع کارگران سدی ایجاد می کنند و این یعنی حکومت دیکتاتوری سرمایه داری علیه طبقه کارگر است در این رابطه می توان مثال های زد در ظاهر فریبده حکومت های سرمایه داری اول تبلیغ می کنند که نمایندگان و حاکمان به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم توسط مردم انتخاب می شوند بنا براین حکومت هر چطور که باشد با رای مردم روی کار امده است بنا براین دمکراتیک است ولی در واقع این فقط یک دروغ است در مورد تمامی کشور های سرمایه داری می توان مثال های بسیار واضح و شفاف بیان کرد تا ثابت شود حکومت های سرمایه داری نه تنها دمکراسی ندارند بلکه حتی بهترینشان نیز دیکتاتوری سرمایه داری است مثلا در جمهوری اسلامی اگر واقعا» به قانون خودشان پای بند باشند در انتخاب رهبر مردم دخالت ندارند بلکه سناتور های مجلس خبرگان می توانند دخالت کنند که انها نیز به دلیل اینکه همه باید روحانی باشندیعنی حق ویژه ای برای شان قائل شده اند بنا براین یک کاست طبقاتی هستند و روحانیت همیشه طرفدار قدرتمندان و ثروتمندان بودند بنا براین هر گز به خواسته کارگران توجه نخواهند کرد در نتیجه خبرگان یکی از دشمنان طبقه کارگر هستند و از طرفی حق کاندید شدن برای مجلس سنای خبرگان که شرط بلامنازه آن روحانی بودن است توهین به ملت ایران است که حکومت اسلامی هیچ کس را غیر آخوندها خبره نمی داند و با کمال تاسف این توهین زمانی به اوج می رسد که روحانیت نه تنها در ایران در تمامی دنیا عقب مانده ترین ، فاسد ترین و ارتجاعی ترین قشر مردم را تشکیل می دهند و در ایران چنین قشری را به عنوان خبره به مردم تحمیل می کنند.فراموش نکنیم نمونه مشابه مجلس خبرگان در دیگر کشور های جهان عبارتند از مجالس سنا یا (مجلس عیان در بریتانیا)که اعضای آن سناتور هستند و مردم در انتخاب انها دخالتی چندانی ندارند بلکه صروت موجود عامل اصلی انتصاب سناتور ها است مجالس سنا در مقابل انتخاب های مردم سدی است غیر قابل عبور و مجالس سنا در دنیا تمام وظیفه اش این است که در سطح بالا قدرت مردم را کنترل و سد کند وشرط سناتور شدن این است که یا باید خوش ثروت بسیار زیادی داشته باشد یا از طرف ثروتمنی یا ثروتمندانی کاندید شده باشد.یعنی ثروتمندان با عضویت در مجالس سنا سد بزرگی در مقابل مردم و بخصوص کارگران ایجاد می کنند و وجود مجلس سنا در هر کشوری نشان دهنده است که حکومت آن کشور ضد کارگری و دیکتاتوری سرمایه داری است و بدون اینکه مردم بتوانند در انتخاب شدن سناتور ها دخالت کنند سناتور ها می توانند تاثیر هر نهاد انتخابی مردم را خثی کرده و از بین ببرند از جمله امریکا چنین است و مجلس سنای آمریکا صد در صد مشابه مجلس خبرگان ایران است نتیجه اینکه حکومت هر دو کشور دیکتاتوری و ضد کارگری است سپس به نهاد دیگری در ایران می رسیم که شورای نگهبان نام دارد عملکرد این نهاد در جمهوری اسلامی با دقت بیشتر ثابت می کند که جمهوری اسلامی یک حکومت طبقاتی و متعلق به سرمایه داران است و دیکتاتوری سرمایه داری و ضد کارگری است این را می توان از عملکرد شورای نگهبان طی سال های گذشته نتیجه گرفت شورای نگهبان مانند هر نهاد سرمایه داری دیگر هر قانون و یا لایحه ای که ضد کارگری بوده تایید کرده است و هر لایحه ای که می توانست کمی به سود کارگران باشد رد کرده است بنا براین می توان یک نهاد دیگر دشمن کارگران را شورای نگهبان نامبرد که نه تنها مردم در انتخاب انها هیچ حقی ندارد بلکه وجود آنها در واقع برای مهار کردن مبارزات مردم علیه سرمایه داری است از این جهت نیز می توان گفت با وجود نهاد های این چنینی هر گز انتخاب کردن یا انتخابی بودن بقیه نهاد ها سودی برای مردم نخواهد داشت و البته فیلتر اصلی و بسیار بزرگتر تبلیغات سرمایه داری است که از طریق رادیو ، تلویزیون ، مطبوعات و … دائما» در حال فریب مردم هستند و دیکتاتوری را به عنوان دمکراسی در جامعه به مردم تحمیل کرده و مردم را خواب می کند تا نتوانند حقیقت را درک کنند هر کارگری قبل هر چیزی یا شنیدن هر تبلیغی باید به این فکر کند که در جامعه ای که مردم به طبقات تقسیم می شوند و یک عده ای طبقه سرمایه دار را تشکیل می دهند و عده ای نیز طبقه کارگر را تشکیل می دهند هر حکومتی سر کار باشد طبقاتی است و برای پیش بردن منافع طبقه حاکم را دنبال خواهد کرد در این صورت است که دیگر فریب رادیو ، تلویزیون و دیگر وسایل تبلیغی را نخواهد خورد و درک خواهد کرد که وقتی شورای نگهبان قوانین که به نفع سرمایه داران است تصویب می کند و موادی که به سود کارگران است رد می کند یعنی شورای نگهبان ابزار حکومت سرمایه داران است و حکومتی هم که شورای نگهبان می تواند در ان چنین کارهای را بکند ان حکومت هم سرمایه داری است و وقتی حکومتی منافع سرمایه داری علیه کارگران را تصویب و اجرا می کند یعنی آن حکومت دیکتاتوری سرمایه داری است و دیکتاتوری سرمایه داری یعنی حکومت ضد کارگری و برای مبارزه با حکومت سرمایه داری برای کسب مطالبات کارگری فقط تنها از یک طریق ممکن است نا بودی حکومت سرمایه داری و بر قراری حکومت کارگری این چکیده اصلی مبارزه طبقاتی در اولین قدم ها است .
یک توضیح دیگر لازم است که مشابه شورای نگهبان ایران در تمامی کشور های سرمایه داری به شکل های مختلف وجود دارند که ما در اینجا تنها به یک کشور به عنوان نمونه اشاره می کنم .مثال نمونه ای ما مجلس الکترال آمریکا است که دقیقا» مانند شورای نگهبان انتصاب می شوند و وظیفه کنترل و تصمیم گیری در آخرین مراحل را به عنوان اخرین فلتر به عهده دارد.

البرز ولی زاده

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *