مقدمه ای بر مشکلات بعد از اعتراضات دیماه

مقدمه ای بر مشکلات بعد از اعتراضات دیماه

اعتراضات دیماه ۱۳۹۶ روزهای اول دی ماه از شهر های خراسان شروع شد و خیلی زود به همه نقاط ایران گسترش یافت این اعتراضات ظاهرا» ناگهانی شروع شد و ظاهرا» ناگهانی تمام شد اما هیچ کدام از این موارد نا گهانی نبود، یعنی نا گهانی شروع نشد بلکه دنباله اعتراضات دائما» موجود بود فقط با شکل جدید گسترش یافته اوج گرفت و می توان گفت یک سطح بالاتر انتقال یافت و به سمت سراسری شدن گام بر داشت، تقریبا» تمامی شعار های آن و مطالبات طرح شده همگی آنهایی بودند که قبلا» در نقاط مختلف توسط نیروهای مختلف بیان شده بودند و همچنین ناگهان نیز پایان نیافت چون هنوز ادامه دارد، فقط از شکل سراسری آن کاسته شده است و فعالین همه جا در شکل های مختلف دنبال ان هستند که دوباره گسترش بدهند ، با زبان دیگر می توان گفت اعتراضات دیماه تحت تاثیر اعتراضات موجود ماقبل خود مانند اعتراض معلمان ، کارگران ، زنان و بازنشستگان ، مالباخته گان ، دانشجویان و دست فروشان با همان مطالبات، همه آنها بخصوص اعتراض به گرانی ، بی کاری ، هوای بد ، بی آبی ، و … اوج گرفت و اکنون تاثیر خودش را در اعتراضات مداوم گذاشته و اعتراضات کارگران و دانشجویان و … نسبت به قبل از دی ماه بسیار بیشتر شده است، بنا براین اعتراضات همچنان ادامه دارد و تا زمانی که به خواسته هایش نرسد تمام نخواهد شد. در همین حال که فعلا» سراسری بودنش کمتر شده است اما اعتراضات را دقیقتر کرده و معترضان را دعوت به سازماندهی بهتر کرده است و همه افراد در صحنه به دنبال رفع معایب سازماندهی هستند ، و البته موارد دیگری نیز نسبت به گذشته داشته که می توان به خصلت های خاص ان اشاره کرد :
۱- دور انداختن اصلاح طلبان و پیروان انها و سبز ها چه حکومتی و جه بیرون از حکومتی ها ،
۲- شرکت بیشتر جوانان طبقه پایین با وزنه بسیار بالا ، و پیوست لایه های پایینی به اعتراضات،
۳- ناتوانی حکومت از سرکوب ( شاید برخی بگویند رژیم توانسته سرکوب کند اما ما می گوییم نتوانسته چون اعتراضات واقعا» هنوز به شدت ادامه دارد و از هر روزنه ای بیرون می زند شک نکنیم جمهوری اسلامی مرده و از داخل فرو ریخته است، تنها تشکیلات بدرد بخوری (حزب انقلابی طبقه کارگر) که با خاک انداز زباله های جمهوری اسلامی را جمع کرده دفن اش کند وجود ندارد)
۴- شرکت مستقیم و پر انرژی زنان ،
۵- طرح مطالبات سیاسی و اقتصادی با هم ،
۶- بر قرای پیوند میان معترضان شهری و روستایی ،
۷- راه یابی اعتراضات به نقاطی که قبلا» اسمی از آنها نبود، و گشترش ادامه دار اعتراض کشاورزان
۸- بر قراری همپوشانی مطالبات اقتصادی ، سیاسی ، فرهنگی ، زیست محیطی ، هویت طلبی و … با هم ،
۹- ارایه حرکت ها و اشکال اعتراضی بسیار جدید و ابتکاری از طرف توده ها ( شعار های کنایه ای برای دور زدن سرکوب ها، موضوع دختران خیابان انقلاب ، طرح کنترل کارگری ، کشاندن اعتراضات به عصر و شب برای کم کردن سرکوب ها و …)
۱۰- آچمز شدن همه جناح های جمهوری اسلامی
۱۱- حتی دشمنان جمهوری اسلامی هم در تایید اعتراضات دیماه دست به عصا حرکت کردند.
۱۲- …
و این نشان داد که این اعتراضات کاملا» اصیل بوده و سرمایه داری جهانی و داخلی و تمامی عوامل شان را به وحشت انداخته است. به نظر ما مهمترین کمبود آن نداشتن رهبری منسجم و یک دست و متمرکز بود هر چند معترضان هر کدام در حوزه اعتراضی خود متناسب با وضعیت روز عمل کردند ولی برای پیش برد احتیاج به رهبری متمرکز و انقلابی لازم است که وجود نداشت ، برای رسیدن به ان حدی که در دوره های بعدی اوج گیری اعتراضات بتوان جمهوری اسلامی را سرنگون کرده و انقلاب سوسیالیستی را پیش ببرد نیاز به تشکل های گسترده کارگران ، معلمان و دیگر نیروهای است و همچنین نیاز بسیار مبرم به ایجاد فدراسیون های سراسری بخصوص فدراسیون سراسری کارگری در اشکال فدراسیون های رشته ای ، منطقه ای و سراسری کشور داریم و در همین حال موازی با آنها نیاز حیاتی به حزب انقلابی طبقه کارگر دیده می شود،( بخصوص در این رابطه دستگیری های ادامه دار اخیر جوانان نشان داد که نبود حزب مورد نظر باعث شده انقلابیون بخصوص جوانان آموزش های لازم را برای هسته بندی ، مبارزات تشکیلاتی و سازمان یافته را یاد نگرفته و حتی الفبای مبارزه مخفی را هم یاد نگرفتند، بسیاری از آنها ندانسته فکر می کنند دارند مخفی و تشکیلاتی مبارزه می کنند در حالی که کاریکاتوری از مبارزه مخفی و تشکیلاتی را پیش گرفتند. رفقا به یاد داشته باشیم برخی از جریانات که هدف نهایشان در انقلابی ترین حالت سرنگونی جمهوری اسلامی است و استراتژی آنها در مورد دستگیری ها این است که هر چه بیشتر جوانان را دستگیر کنند بهتر است چون جمهوری اسلامی هزینه بیشتر خواهد داد به همین دلیل از دستگیر شدن جوانان نه تنها ناراحت نیستند بلکه خوشحال نیز هستند و طوری عمل می کنند که دستگیری بیشتر شود ، اما رفقا مبارزه ما با سرنگونی جمهوری اسلامی نه تنها تمام نمی شود بلکه تازه بعد از جمهوری اسلامی با شدت بیشتر شروع خواهد شد بنابراین حتی در حین سرنگونی جمهوری اسلامی هم نباید نیروهای کمونیستی علنی شوند، بلکه باید با به کار بستن سبک کار کمونیستی هم چنان مبارزه سازمانی ، تشکیلاتی و رهبری سازمانی را بیشتر گسترش بدهیم و حتی زمان سرنگونی جمهوری اسلامی و پس از ان نیز فراخور شرایط بین کار علنی و مخفی تناسبی باید بر قرار کرد، و هرچه بیشتر برای مبارزات آتی در دو حوزه علنی و مخفی یار گیری کنیم و نباید کار مخفی را کاملا» تعطیل نمود و به یاد داشته باشیم که شرایط ۵۷ و ۵۸ باعث شد تمامی تشکیلات ها به باور اینکه انقلاب شده و آزادی هست همه علنی شدند و جمهوری اسلامی چگونه همه را سرکوب کرد.)
اگر تشکل های گسترده توده ای و حزب انقلابی طبقه کارگر هر کدام نباشد امکان پیروزی انقلاب نخواهد بود چرا که حتی اگر موفق به سرنگونی جمهوری اسلامی هم بشویم، سرمایه داری نیروهای دیگری را علیه انقلاب اتی ایران در آستین پرورش داده و تحمیل خواهد کرد، بنا براین از هم اکنون برای ایجاد حزب انقلابی طبقه کارگر و تشکل های گسترده توده ای و فدراسیون های سراسری با پیوستن به اهداف و برنامه های جمع قدم اول و با همکاری های مشترک عملی در نقاط مشترک تلاش کنیم امکانات ساخته شدن تشکیلات های مورد نظر را ایجاد نماییم، که تنها راه پیروزی از طریق رهبری آنها عبور خواهد کرد، و لا غیر. ( البته تذکر یک مورد بسیار مهم درعمل و سبک کار تشکیلاتی به شکل سبک کار کمونیستی بسیار مهم است، نیرو های دشمن مانند سبز ها و اصلاح طلبان و سلطنت طلبان و … تلاش دارند نیروهای انقلابی چپ را لو بدهند و نمونه های بسیاری در همین اعتراضات اخیر دیده شده است ، اما این تازگی ندارد همیشه در طول تاریخ وجود داشته و از زمان ۵۷ به بعد نیز به شکل های گوناگون دیده شده است ، نمونه های جدید و اعلام شده را حدود ده سال قبل توسط محمد قوچانی و … در روزنامه ها ( روز نامه های همشهری و اطلاعات و …) علنی اعلام شد که باید در دانشگاهها چپ ها و مارکسیست ها را به پلیس سیاسی معرفی کنیم ، یا در زندان توسط نیروهای اصلاح طلب (مانند بهمن امویی ، احمد زیدآبادی و …) که علیه اعضای شورای زندانیان (شاهرخ زمانی ، رسول بداغی و سیمکو خالقی) طی طوماری با همکاری ماموران وزارت اطلاعات امضا جمع آوری کرده بودند شاهرخ زمانی به زندان قزل حصار، و سیمکو خالقی به اوین تبعید شدند و رسول بداغی تنها مانند از این طریق شورای زندانیان منحل شد. و اخیرا» با همکاری جریانات اصلاح طلب و سبز و سلطنتی ها بسیاری از نیروها شناسایی و به ماموران معرفی شدند و با نقشه های پلیس سیاسی نیروهای انقلابی را علیه همدیگر تهیج کردند. نیروهای انقلابی باید راه مبارزه با این روش های دشمن را پیدا کنند ، اینکه دشمن ما را لو بدهد هیچ تعجبی ندارد تعجب جای است که نیروهای ما هیچ کدام تشکیلاتی عمل نمی کنند ظاهرا» وانمود می کنند تشکیلاتی هستند اما به اصول کار تشکیلاتی، بخصوص سبک کار کمونیستی عمل نمی کنند و دچار بیماری علنی گرایی هستند و حتی این بیماری علنی گرایی را زیر پوشش عضویت در هسته ها پنهان می کنند، یعنی طوری رفتار می کنند که اطرافیان متوجه شوند طرف تشکیلاتی است ، این طریقه کار ، کار تشکیلاتی ، کار مخفی و سبک کار کمونیستی نیست، بلکه بیماری علنی گرایی تحت پوشش کاریکاتوری از مخفی کاری است ، این بیماری است نه کار تشکیلاتی، خودتان را از این بیماری نجات بدهید ، اگر این چنین ادامه بدهید هیچ نیازی نیست دشمن شما را شناسایی کند، خودتان ، خود تان را لو خواهید داد ، شاهرخ می گفت برخی از نیروها الکی می گویند مخفی کار می کنیم، ولی سبک کار شان «مثل هلوی» است ، با روشی کاری می کنند که خودشان می گویند « پلیس بیا منو بگیر» یا « هلو بیا برو تو گلو». ) رفقا بیدار شوید اگر قصد مبارزه دارید، واقعا» تشکیلاتی مبارزه کنید و الکی دیگران را به لو دادن متهم نکنید، و با بهانه لو دادن بیماری علنی گرایی خودتان را پنهان نکنید ، مبارزه مخفی اصول دارد، که حداقل آنها عبارتند از :
۱- عدم تسری اطلاعات ( نباید در مورد کار تشکیلاتی و سازمانی اطلاعات اضافی به کسی بدهید یا اطلاعات اضافی کسب کنید، در کار تشکیلاتی کنجکاوی (یعنی همان فضولی) نباید کرد، با غیر از اعضای هسته یا کمیته خودتان آنهم با رعایت کامل امنیتی حرف تشکیلاتی یا بر نامه های سازمانی را بیان نکنید، از طریق تلفن یا شبکه های اجتماعی و … نباید کارهای خاص تشکیلاتی را بیان کرد. )
۲- عدم تداخل (یعنی حق نداریم هم زمان عضو دو هسته یا دو کمیته و بد تر از ان عضو دو تشکیلات متفاوت باشیم این مبارزه نیست به این در بهتر حالت می گویند بیماری هرزه گردی و در بد تر حالت می گویند جاسوسی دو جانبه، اعضا یک هسته و یا یک کمیته حق ندارند اعضای هسته یا کمیته دیگری را بشناسند یا فضولی برای شناختن نمایند.)
۳- عدم تمرکز( یعنی هسته ها نباید ارتباطی غیر اصولی و عرضی یا اعضای مشترک با هم داشته باشند و … )
۴- متشکل شدن در هسته ها کمیته های واقعا» مخفی ، و آموزش های امنیتی قبل از شروع کار عملی
۵- دوری از هرگونه خود نمایی ( از راه دادن افراد خود نما به هسته ها و کمیته ها جدا» خود داری کنید در تشکیلات انقلابی اصل بر کیفیت است نه کمیت.)
۶- تابعیت صد در صد از تصمیمات تشکیلاتی
۷- بررسی و تجزیه و تحلیل شرایط و محیط قبل از دست زدن به هر عملی
۸- بررسی دائمی اعمال و باز خورد نتایج آنها به کارهای بعدی
۹- آموزش بی وقفه تمامی اعضا با داشتن جلسات مطالعاتی از موارد روز و تئوریک و سیاسی و تشکیلاتی
۱۰- اطلاع رسانی منسجم ، سریع ، امن ، دقیق و مختصر
۱۱- استفاده از تجربیات بقیه
۱۲- شناسایی توانایی های خود و دشمن( پتانسیل بالقوه و بالفعل )
۱۳- بررسی و کسب آگاهی علمی اینکه از چه طیف های چه دوست و چه دشمن واقعا» باید مخفی بود، ( غیر از اعضای هسته یا کمیته خودمان هیچ کس نباید بداند ما عضو هسته یا کمیته هستیم یا کار مخفی می کنیم حتی اعضا یا رهبر تشکیلات بالاتر از تشکیلات ما که ما به انها وابسته هستیم نیز نباید بداند ما عضو هسته ای هستیم سطوح بالاتر تشکیلاتی ما تنها از طریق اصول ارتباطی که با هسته ما دارد فقط می تواند ارتباط بر قرار کند، یعنی اگر ما حزبی داریم و در آن حزب هسته وجود دارد و ما عضو آن هسته هستیم و رهبر حزب ما مثلا» لنین است، ما حق نداریم خودمان را به لنین معرفی کنیم یا کاری انجام بدهیم که لنین بداند یا بفهمد ما عضو هسته ای هستیم و حتی لنین هم حق ندارد کنکاش کند که چه کسی عضو هسته یا کمیته است.
۱۴- …
با توجه به اینکه همه در جریان جزئیات خبری اعتراضات بودند ، ما لازم دیدیم به این موارد که فعالین اکنون گرفتار آن هستند و می تواند مشکل ساز باشد مختصری بپردازیم ، اما از نظر مسائل کیفی و دشمنانی که قصد ایجاد انحراف در اعتراضات دارند در آینده دقیقتر خواهیم پرداخت.
پیش بسوی برنامه ریزی برای هدایت اعتراضات انقلابی آتی

البرز ولی زاده و م. اخگر
۱۰ اسفند ۱۳۹۶

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *