تشکلهای مبارزاتی طبقه کارگر

images1

امروز پس از گذشت بیش از ۱۶۰ سال، تدوین تئوری علمی طبقه کارگر تمام شواهد عینی و ذهنی بر این حکم می کنند که طبقه کارگر بالقوه به آن حد از رشد کمی، آگاهی انقلابی و طبقاتی رسیده است که جامعه بشری را به سوی محو استثمار انسان از انسان هدایت نمایدًو این مهم بدون تشکل و آگاهی طبقاتی انجام نمی گیرد.
طبقه کارگر امروز با برخورداری از تجارب مثبت و منفی مبارزاتی خود از کمون پاریس به این نتیجه رسیده است که در مبارزه سخت طبقاتی برای کسب قدرت سیاسی و اعمال حاکمیت کارگری، باید سازماندهی عملی خود را در مقابله با ماشین سرکوب سرمایه داری و غلبه بر آن بر اساس تئوری، برنامه، سبک کار، اصول تشکیلاتی و تاکتیکهای پرولتری پی ریزی کند.
از این منظر همانطوریکه رفیق زنده یاد شاهرخ زمانی بیان کرده احتیاج مبرم به تشکل سراسری کارگری و حزب انقلابی دارد.
من سعی خواهم کرد تا حد ممکن بطور مختصر وظایف تشکلهای مطالباتی و رفاهی طبقه کارگر و تشکل سیاسی و یا حزب انقلابی طبقه کارگر را تا آنجائی که به نظرم می رسد مطرح کنم. با امید به اینکه مفید واقع شود.
۱ – تشکلهای مطالباتی و رفاهی طبقه کارگر و وظایف آن
جنبش کارگری ایران و جهان در طول تاریخ، فراز و نشیب های فراوانی داشته است. از مبارزه برای ۸ ساعت کار تا کسب قدرت سیاسی توسط شوراها در شوروی، از شرکت در انقلاب مشروطیت تا بر پائی جمهوری سوسیالیستی گیلان و بگور سپردن نظام ۲۵۰۰ ساله استبداد سلطنتی. امروز با تجربه آموزی ازمبارزات گذشته و کسب آگاهی طبقاتی و سیاسی دریک سطح بالاتری که درآن نطفه های جدیدی از تشکل یابی طبقه کارگر دیده میشود، در مبارزه با رژیم جهل و سرمایه جهت تحقق خواسته هایش به مبارزه مرگ و زندگی با مشکلات فراوان ادامه می دهد.
در برخورد به تشکلهای مطالباتی و رفاهی کارگری باید علاوه بر اهداف و وظایف آنها به تفاوتهایشان از زاویه کارکرد آنان در زمانها و شرایط مختلف فرق گذاشت. مثلا در کشورهای امپریالیستی و ممالک جهان سومی تفاوت فاحشی بین تشکلها کارگری موجود است. در کشورهای امپریالیستی تشکلهای کارگری به دلیل حاکمیت سیاست رفرمیستی و سازشکارانه بر رهبری آنان، رفرمیسم و سندیکالیسم عمدتا نهادینه شده اند و رهبران این تشکلهای کارگری در زد و بند و سازش با دولتهای سرمایه داری به خواب کردن طبقه کارگر مشغولند اما در کشورهای عقب مانده و استبداد زده جهان سومی بعلت استثمار و ستم شدید و عدم وجود شرایط دمکراتیک حتی در ابتدائی ترین شکل خود، مبارزات مطالباتی و رفاهی طبقه کارگر به علل مختلف ازجمله بکار برد زور و سرکوب، بازداشت و شکنجه از جانب حاکمیت ضد کارگری بسرعت رادیکال شده و تبدیل به مبارزات سیاسی میشود. این رادیکالیسم در کشورهائی مثل ایران با جنبش همه جانبه طبقه کارگر همخوانی زیادی دارد. نمونه بارز آن در انقلاب ۵۷ بود که کارگران کارخانجات بزرگ صنعتی با پیوستن به مبارزات مردم و بخشا با پشتیبانی از جنبش های مترقی و انقلابی با تشکیل شوراهای کارگری بویژه در موسسات صنعتی بزرگ و دولتی از جمله در کارخانجات وابسته به سازمان گسترش صنایع، ذوب آهن، صنعت نفت و… تولید، عزل و نصب مدیریت کارخانه ها را بدست گرفتند. تجارب تاریخی بوضوح نشان داده است که در هر شرایطی و با وجود جو سرکوب و قوانین ارتجاعی تشکلهای رفاهی و مطالباتی کارگران در اشکال مختلف و در قالب سندیکاها، کمیته های کارگری، صندوقهای تعاونی، تیمهای ورزشی و…. میتوانند بوجود ٱیند. و کاملآ طبیعی است که در وضعیت خراب اقتصادی، طبقه کارگر هر چه بیشتر متمایل به مبارزه اقتصادی و رفاهی جهت رهائی ازگرسنگی شود. در وضعیت خراب اقتصادی و تورم لجام گسیخته، امروز فقر و فلاکت تا بدان حد دامن طبقه کارگر و زحمتکشان را گرفته که مجبورند برای تهیه کردن مایحتاج حداقل خود شغل دوم و سوم انتخاب کنند، از این منظر طبقه کارگر برای رهائی از چنین وضعیت اسفباری ناچارا به مبارزه اقتصادی با سرمایه داری روی می ٱورد و در وحله اول بخاطر رسیدن به خواستهای رفاهی اقدام به ایجاد تشکلهای مستقل خود می کند که نمونه های مشخص و علنی آن وجود « کمیته پیگیری»، «کمیته هم اهنگی»، « سندیکای شرکت واحد»، سندیکای کارگران نیشکرهفت تپه وغیره می باشد. در وضعیت خراب اقتصادی علاوه بر شناخت دقیق از مطالبات و خواستهای رفاهی کارگران، باید با هر گونه گرایش بی تفاوتی سیاسی آنها با کارتوضیحی و پرحوصله برخورد کرد. واقعیت عینی در جنبش طبقه کارگر این است که در مبارزه طبقاتی برای کسب قدرت سیاسی، کارگران متشکل در تشکلهای عمومی کارگری وظیفه دارند در هم بستگی با تشکل سیاسی طبقه کارگر و در نبود آن با فعالین سیاسی که در تدارک ایجاد حزب انقلابی طبقه کارگر هستند، برای براندازی سلطه سرمایه داری تلاش و همکاری کنند. هرگونه بی تفاوتی و یا عدم موضوع گیری در این زمینه بدون شک کارگران متشکل در تشکلهای عمومی را از قبیل سندیکا، اتحادیه و کمیته ها و… تبدیل به سیاهی لشکر بورژوازی خواهد کرد.
امروز مهمترین و اساسی ترین خواست کارگران، دریافت حقوق عقب افتاده، جلوگیری از اخراجها، برگشت به کار کارگران اخراجی، آزادی کارگران زندانی، ایجاد تشکلهای مستقلکارگری، بستن قرارداد رسمی و جلوگیری از خصوصی سازی می باشد.
بنابراین اولین شکل از اشکال مختلف مبارزه طبقاتی کارگران با سرمایه داری مبارزه اقتصادی است که در نوع خود یک مبارزه انقلابی و عادلانه و در جهت رفاه عمومی کارگران می باشد و این امر مهم در برابر توده وسیع کارگر خارج از تعلقات سیاسی و ایدئولوژیک آنان قرار دارد و باید تلاش شود تا اکثریت کارگران به دور ازهرگونه تنگ نظری و گروه گرائی دراین مرحله با متشکل شدن در تشکلهای عمومی فعالانه در مبارزه برای حقوق حقه خود شرکت کنند. در این مرحله ضروری و لازم است، اکثریت کارگران به این نکته آگاه شوند که این شکل از مبارزه به تنهائی قادر نیست استثمار را از بین ببرد و فقط کمی آن را محدود می سازد. علیرغم تمام محدودیت موجود در این شکل از مبارزه باید قبول کرد، این شکل از مبارزه نقش بسزائی در رشد و گسترش جنبش طبقه کارگری دارد، و باعث همبستگی و رشد آگاهی سیاسی و طبقاتی کارگران می شود.
در پروسه این مبارزه است که کارگران در کل بویژه کارگران بخش تولیدی با تاثیر پذیری از خصلت اجتماعی تولید در واکنش به عملکرد سلطه سرمایه در پراتیک روزانه در می یابند مبارزه با سرمایه داران، تنها محدود به زمینه اقتصادی و رفاهی نمی شود بلکه آنان باید جهت بدست آوردن یک زندگی بهتر و انسانی به مقابله سیاسی با سرمایه داران بپردازند. در این مرحله از مبارزه لزوم تدارک برای ایجاد تشکل سیاسی طبقه کارگر عینیت می یابد و از بالقوه به بالفعل تبدیل می شود که با آگاهی طبقاتی و تشکل پذیری پیشروان طبقه کارگر همراه است.
بنابراین می توان گفت قدرت طبقه کارگر در آگاهی و تشکل اوست. اما امروز به علت حاکمیت انحرافات سیاسی و طبقاتی، تشتت فکری وعملی برجنبش طبقه کارگرمسلط شده است.متاسفانه مهمترین آن منتقل شدن انشعاب و انحرافات تشکلهای سیاسی طرفدار طبقه کارگر به جنبش مطالباتی کارگران است (از طریق ایجاد و یا وابسته کردن تشکلهای عمومی کارگری به زایده تشکیلاتی خود) که به سدی در مقابل متشکل شدن کارگران در یک تشکل سراسری شده است.
بطوریکه امروز علیرغم اینکه در سراسر ایران دهها اعتصاب و اعتراض کارگری صورت می گیرد، طبقه کارگر فاقد تشکل سراسری اقتصادی و رفاهی و تشکل سیاسی کارگری یعنی حزب انقلابی طبقه کارگر است. بدون تشکل نه میتوان ادامه مستمرمبارزه را در شرایط سخت و ضد دمکراتیک تضمین کرد و نه می توان دستاوردهای کسب شده را که به قیمت بس گران بدست آمده اند، حفظ نمود.
برای غلبه بر چنین وضعیتی بایستی موقعیت ومیزان تاثیر گذاری طبقه کارگر را بر روند اجتماعی سنجید. برای درک بهتر این مسئله ضروری است در مرحله اول جنبش طبقه کارگر،خصوصیات و کاربری تشکلهای آن را بررسی کرد.
۱ – خصوصیات و اصول حاکم بر تشکلهای عمومی طبقه کارگر، چگونه مشخص می شود وچه نتایج عملی دارد؟
اصولا جنبش عمومی و یا توده ای طبقه کارگر بطور خودجوش از یک ضرورت یعنی دفاع و بدست آوردن منافع ٱنی و رفاهی کارگران بوجود می ٱید و درست بخاطر همین خصلت است که نمی توان به از بین بردن سرمایه داری و به استثمار نقطه پایانی بگذارد. بلکه تنها می تواند استثمار را کمی رقیق تر کند. علیرغم اینکه این جنبش خود جوش است ولی ادامه کاری ٱن مستلزم داشتن اصول راهنما می باشد. قدرت تشکل مطالباتی کارگران در توده ای و علنی بودن آن نهفته است. از اینرو باید شرایطی فراهم کرد تا کارگران بتوانند بدون قید و شرط به عضویت تشکل مطالباتی و رفاهی محل کار خود درآیند تا بدینوسیله تشکل خصلت توده ای و عمومی بخود بگیرد. چونکه نیرو و قدرت تشکلهای اقتصادی و رفاهی کارگران در مراکز تولیدی و خدماتی بستگی مستقیمی با همبستگی و اتحاد سراسری آنان در بوجود آوردن تشکل سراسری دارد.
با ایجاد تشکل سراسری بصورت «اتحادیه مرکزی کارگران ایران، کنفدراسیون کارگران ایران، شورای متحد سراسری کارگران ایران ویا فداسیون سراسری کارگران» جنبش کارگریقادر میشود بطور طبیعی اولین گام اساسی کارگران را بصورت یک طبقه برای خود در مقابل سرمایه داران بر دارد.
کارگران در تشکلهای اقتصادی و رفاهی فقط از نظر اقتصادی دارای منافع مشترک هستند نه از نظر سیاسی، مذهبی و….. پس بستن درهای تشکل صنفی بروی هر قشری از طبقه کارگر و یا تبدیل اینگونه تشکلها به زائده تشکیلاتی احزاب، سازمانها و گروهای سیاسی، همچون گذشته خطر تشتت و پراکندگی را در جنبش کارگری افزایش داده و مانع متحد شدن ٱنان برای دستیابی به خواستهای رفاهی شان در مقابل سرمایه داران میشود. احزاب، سازمانها و گروهای سیاسی موجود که خود رامدافع منافع ٱنی و ٱتی طبقه کارگر می دانند، وظیفه دارند از جنبش مطالباتی کارگران و تشکلهای موجود بدون در نظر گرفتن گرایشات درونی ٱن دفاع کنند. کار برد چنین شیوه ای ضمن اینکه به کارگران فرصت می دهد آزادانه و به دور از فرقه گرائی تشکلهای کارگری مستقل محلی خود را از ارگانهای سرمایه داری بوجود آورند. این امر درعمل منجر به ایجاد یک تشکل سراسری میشود.
تشکل سراسری کارگران به گواهی تاریخ در دو دوره مشخص مبارزاتی کارگران در دهه ۱۳۰۰ و ۱۳۲۰ در عمل می تواند در جامعه منشاء تغییر و تحولات اساسی شود.

تشکلهای توده ای درسازماندهی عملی خود با بکارگیری و رعایت نکات عام حاکم برمبارزه اقتصادی و رفاهی پتانسیل دارند که :
الف – بنابر خصلت توده ای، هر کارگر را با هراندیشه و تفکر، در محل کار خود ٱزادانه به عضویت تشکل محل کار خود دراورد. از این طریق کارگران را به منظور دستیابی به یک زندگی رفاهی بهتر متحد و متشکل سازد.
ب- با استفاده از فرصت های بدست آمده فرا قانونی و امکانات قانونی با برپائی اعتصابات و حرکات اعتراضی به خواستهای خود برساند و باید با توجه به شرایط سیاسی حاکم برجامعه، امکانات لازم را برای حفاظت از رهبران عملی، عمدتا با تکیه به نیروی خود فراهم کند.
پ – تشکل سراسری کارگران در پروسه مبارزاتی خود درصورت جمعبندی از شکستها و پیروزیها به رشد و ٱگاهی طبقاتی کارگران کمک کند و در عمل به کارگران نشان دهد که نقطه پایان گذاشتن به تمام بدبختی های موجود و از بین بردن استثمار انسان از انسان، در گرو استقرار سوسیالیسم است. در این پروسه است که رهبران عملی و پیشروان جنبش کارگری با عضویت در سازمان سیاسی اصولا بایستی تبدیل به رهبران سیاسی شوند.
ت – فدراسیون سراسری و یا هرتشکل عمومی و سراسری کارگری در هر شکلی با عطف توجه به زندگی کارگران بیکار و کارگران مهاجر به اتحاد طبقه کارگر در مصاف با سرمایه داری کمک کند و مانع شکاف بین کارگران شاغل و بیکار و مهاجر شود. و از این طریق ایده انترناسیونالیستی خود را بیان کند.
ج – این جنبش با دفاع از دیگرجنبشهای اجتماعی(جنبش زنان، جنبش دانشجوئی، جنبش جوانان، جنبش معلمان و…) وسیعترین جبهه را درمقابل حاکمان بوجود میآورد و بدین ترتیب به خواستهای بحق خود خصلت اجتماعی بدهد.
چ – جنبش توده ای کارگری در شکل تشکل سراسری در هم سوئی با شیوه تفکر سو سیالیسم علمی وظیفه دارد با دفاع قاطعانه از حق ایجاد تشکلهای مستقل از نهادهای دولتی و سرمایه داری از آزادی مطبوعات و قلم و برچیده شدن بساط سانسور، از آزادی اندیشه و بیان و ممنوع شدن تفتیش عقاید، ازآزادی کلیه زندانیان سیاسی، از لغو مجازات اعدام و شکنجه، ازآزادی اعتصابات و اجتماعات، پایبندی و تعهد اصولی بی چون وچرای خود را به حفظ آزادیهای اجتماعی و حفظ حرمت انسانی تمام احاد مردم بدون تمایز به عقاید سیاسی، مذهبی و نژادی آنان بروشنی اعلام کند.
۲ – تشکل سیاسی یا حزب انقلابی طبقه کارگر و وظایف آن
جنبش کارگری و کمونیستی جهان بعدازدرگذشت مارکس و انگلس دچار رکود و وقفه شد.
دستاوردهای اولین انقلاب کارگری در فرانسه – کمون پاریس – مبنی برخورد کردن ماشین دولتی واعمال حاکمیت کارگری بدست فراموشی سپرده شد. انترناسیونال دوم نتوانست ازشرایط مناسب دو دهه اول قرن بیستم بخوبی استفاده کند. در اثرحاکم شدن سیاستهای رفرمیستی و پارلمانتاریستی بررهبران انترناسیونال دوم ، درحرکت انقلابی طبقه کارگر و پیشروان آن برای کسب قدرت سیاسی موانع و مشکلات بسیاری بوجود آمد. بروز رویزیونیسم کهن ـ برنشتاین و کائوتسکی ـ اولین انشعاب بزرگ را به طبقه کارگر تحمیل نمود و بخش قابل توجه ای از آن را به حمایت از رفرمیستها و سازشکاران طبقاتی کشاند.
دراین میان تنها حزب بلشویک بمثابه حزب انقلابی طبقه کارگر روسیه تحت رهبری اصولی وانقلابی لنین، توانست در پروسه ی یک مبارزه نفس گیر علیه انحرافات انترناسیونال دوم، انقلاب کارگری اکتبر١٩١٧ را به پیروزی برساند. شلیک توپهای انقلاب اکتبر نوید آزادی را به‌ ملل تحت ستم روسیه وجهان داد، تحرک نوینی را در میان کارگران، مردم زحمتکش و خلقهای استعمارزده در سراسرجهان برای رهائی از یوغ امپریالیسم، استثمار، استعمار و ارتجاع بوجود آورد. اما شکست انقلابات کارگری درسایرنقاط اروپا (مجارستان و آلمان)، طبقه کارگر روسیه را درتنگنا و محاصره دول سرمایه داری قرارداد. گرچه انترناسیونال سوم (کمونیست) با شرکت احزاب کمونیست کشورها درسال ۱۹۱۹ تشکیل شد اما کشور شوراها در محاصره کشورهای امپریالیستی به علل مختلف از جمله بعلت عدم گسترش انقلاب در دیگر کشورهای اروپائى نبود تجربه درزمینه ی ساختمان سوسیالیسم، دراثر فشارخارجی وعمدتأ بعلت اشتباهات رهبران حزب کمونیست شوروی در کم رنگ کردن نقش توده ها و شوراهای کارگری در اداره امور جامعه، عدم موفقیت در مهار بوروکراسی به ارث رسیده و رشد متعاقب آن ناشی از وجود اقشار وسیع خرده ‌بورژوائی و نتیجتأ جدائی تدریجی حزب کمونیست از طبقه کارگر و توده‌های مردم، ارائه ی تحلیل نادرست از روند مبارزه طبقاتی در درون حزب و جامعه درنیمه دوم دهه ۱۹۳۰، و بدنبال آن جانباختن کادرها، اعضاء و کارگران انقلابی درجریان نبرد با فاشیسم هیتلری و… با ورود رفیقان نیمه راه و مهمانان ناخوانده و فرصت طلب به صفوف حزب و ارگانهای رهبری ماهیت طبقاتی، حزب تغییر کرد.
نفوذ هرچه بیشتر افکار خرده بورژواری و بورژوازی در حزب وریشه گرفتن شیوه تفکر بورژوازی در رهبری حزب، رویزیونیسم این بار برخلاف گذشته دراثر اشتباهات عملی و نظری رهبران دردرون حزبی که قدرت سیاسی را در دست داشت پدید آمد و ریشه گرفت و پس از درگذشت استالین در موقعیت مناسب ازدرون ارگانهای رهبری حزب سربلند کرد و با تسلط کامل بر حزب و رهبری، یک شکست ناخواسته را به طبقه کارگر روسیه تحمیلنمود. رویزیونیسم مدرن به رهبری خروشچف گرچه از نظر محتوا چیزی جز کشاندن طبقه کارگر شوروی به زیربال بورژوازی نداشت و دنبالچه رویزیونیسم کهن در شرایط جدید در درون کشوری سوسیالیستی بود ولی درعمل به مراتب خطرناکتر از رویزیونیسم کهن بود. به جهت اینکه تاثیرات انقلاب کبیر روسیه و حزب بلشویک از اعتبار قابل ملاحظه‌ای درمیان کارگران و زحمتکشان و احزاب کمونیست جهان برخوردار بود، از این منظر تغییر ماهیت طبقاتی تاثیر بلا واسطه ای در به انحراف کشیده شدن احزاب کمونیست سراسرجهان گذاشت. قریب به اتفاق احزاب کمونیست به تقلید از حزب رویزیونیست شوروی، راه رفرمیسم و سازش طبقاتی را در پیش گرفته و تدریجا به احزابی از قماش احزاب سوسیال دموکرات و سازش کار اروپای غربی تبدیل شدند.
در شرایط کنونی برخوردهمه جانبه به عملکرد احزاب و شیوه رهبری آنها در تمام زمینه ها می تواند در مشخص کردن علل پیروزی و شکست انقلابات کارگری به کارگران و کلیه انسانهائی که در موضع طبقاتی کارگران قرار دارند، کمک کنند تا دید روشنتری به مسایل و وظایف جنبش طبقه کارگری بویژه به تشکل سیاسی پیشرو آن – حزب کمونیست – رابطه و مناسبات آن پیدا کنند.
از منظر سوسیالیسم علمی مبارزه طبقاتی عامل اساسی در مبارزه جنبش طبقه کارگران علیه سرمایه داریست. این مبارزهدرسه زمینه صورت می گیرد:
الف – مبارزه اقتصادی
ب – مبارزه سیاسی
پ – مبارزه ایدئولوژیک

الف – مبارزه اقتصادی: خطوط کلی مبارزه اقتصادی همانطوریکه قبلا گفته شد، عبارت اند از مبارزه برای درآوردن هرچه بیشتر ثمره کار خود کارگران از حلقوم سرمایه ‌داران و کسب سایر حقوقهای ازطریق تحمیل حرکتهای فرا قانونی و قانونى، مبارزه اقتصادی جنبش طبقه کارگر پس از کسب قدرت سیاسی، یعنی در فاز اولانقلابات کارگری بعلت اینکه طبقه کارگر همچنان ارزش اضافی می آفریند، مبارزه اش برای ازبین بردن امتیازات بورژوائی درزمینه دستمزدها، بالا بردن قدرت خرید از طریق بالا بردن میزان دستمزدها و پائین آوردن هزینه های خدماتی تاحد مجانی کردن آنها، ازبین بردن تفاوت و امتیازات کار فکری با کاریدیادامه می یابد تا جامعه از سیاست “به هر کس به‌ اندازه کارش” به “به هرکس به اندازه نیازش” گذر کند.
ب – مبارزه سیاسی: این شکل از مبارزه عالی ترین شکل مبارزه طبقاتی است که بین طبقات متخاصم جامعه جهت کسب قدرت سیاسی و حفظ آن صورت میگیرد. در جوامع سرمایه داری پیش شرط غلبه بر دشمن طبقاتی متشکل شدن کارگران در یک تشکل سراسری مستقل از نهادهای دولتی و ایجاد حزب انقلابی طبقه کارگر است.
پروسه ایجاد و رشد و تکامل حزب همچون هر پدیده مادی، تابع قانون دیالکتیک است. هیچ حزب و پدیده ای مادی در تاریخ بشر هرگز یک شبه متولد نشده و رشد و تکامل نیافته و ازبین نرفته است. بنابراین همانطورى که طبقه کارگر در کشور ما ازلحاظ کمیت و کیفیت بصورت فعلی یکشبه بوجود نیامده است، خود بخود هم از یک طبقه درخود به یک طبقه برای خود متحول نمی شود. لازمه متحول شدن طبقه کارگر بمثابه یک طبقه برای خود وجود حزب انقلابی طبقه کارگر است. حزب بمثابه سازمانده و رهبری کننده انقلاب کارگری، پروسه ایجاد حزب انقلابی طبقه کارگر بمثابه اهرم مبارزه طبقاتی آن، از زمان بوجود آمدن نطفه های اولیه تا نفی دیالتیکی آن در جامعه کمونیستی تابع قانون تکامل دیالتیکی تمام پدیده ها مادی ست که بر اسا س علم رهائی کل بشریت – سوسیالیسم علمی – سازما ن میابد. این تشکل نیروی خود را از طبقه کارگر و کل احاد زحمتکش جامعه می گیرد، با اتخاذ مواضع درست در رابطه با مشکلات و مسائل جامعه و با ارائه راه حلهای مشخص و اصولی جهت رفع و حل آنها، صفوف و نفوذ خود را در تمام ابعاد جامعه گسترش میدهد و با آزاد کردن تمام بشریت در مصاف با سرمایه داری خود را نیز آزاد می کند.
ازاین رو نخستین هدف حزب طبقه کارگر در جهت کسب قدرت سیاسی، مسلط شدن به علم رهائی طبقه کارگر یا کمونیسم علمی است که توسط مارکس و انگلس براساس جمعبندی از سه پراتیک عمده انسانها – مبارزه طبقاتی، مبارزه تولیدی و آزمونهای علمی – پایه گذاری شده و از سه بخش : ماتریالیسم تاریخی – ماتریالیسم دیالکتیک وتئوری انقلاب کارگری تشکیل میشود.
ماتریالیسم تاریخی تکامل جوامع بشری را از لحاظ اقتصادی ، سیاسی وایدئولوژیکی بررسی میکند. و ثابت میکند توده ها سازندگان تاریخند.
ماتریالیسم دیالکتیک بیان علمی حرکت و تکامل طبیعت و تمام پدیده های مادی موجود و تاثیر متقابل انها بر یکدیگراست.
ماتریالیسم دیالکتیکی و ماتریالیسم تاریخی بمثابه جهان بینی وفلسفه طبقه کارگر دارای دو مشخصه استثنائی میباشد:
۱) – خصلت طبقاتی : که برمبارزه طبقاتی بمثابه محرکه تکاملی تاریخ جوامع بشری تا محو طبقات و دولت تاکید دارد وعدول ازآن دردوران گذار به معنی نفوذ افکار بورژوازی در طبقه کارگر وفراهم شدن شرایط بازگشت سرمایه داری به حاکمیت است.
۲) – خصلت عملی ( پراتیک اجتماعی ) جهان بینی طبقه کارگرتنها به تفسیرجهان اکتفا نمی کند بلکه تغیرجهان و رهائیانسان ، ازخود بیگانگی را هدف قرارمی دهد.

چرا ایجادحزب بمثابه ابزار تحقق انقلاب کارگری لازم وضروری است و مشخصات آن :
از آنجائیکه کارگران در شرایط و رشته ها مختلف تولید اشتغال دارند و تحت تاثیرعملکرد عوامل گوناگون از قبیل ساعات کارطولانی، شدت وسنگینی کار، مشکلات مالی و خانوادگی، نگرانی از آینده نامعلوم، نداشتن امکانات آموزشی، نگرانی ازسرنوشت فرزندان و از همه مهمتر فرهنگ مسلط برجامعه و تخریب افکار انحرافی و… از رشد ناموزون سیاسی و طبقاتی رنج می برند. مثلا چون دید وشیوه تفکر کارگری که دربخش صنعتی و تولید انبوه کارمی کند ودارای منشاء کارگریست با دیدکارگران ساختمانی، فصلی، کشاورزی و خدماتی فرق میکند، درنتیجه مجموعه طبقه کارگرنمی تواند و قادر نیست بطورهم زمان به آگاهی طبقاتی وسیاسی برسد. این نا موزونی و ناهم آهنگی در رسیدن به آگاهی طبقاتی، و در یک کلام – آگاهی سوسیالیستی – اساسی ترین ومهمترین دلیل برای ایجاد حزب انقلابی طبقه در جامعه است تا طبقه کارگر را از طبقه ای درخود به طبقه‌ای برای خود بمثابه یک آلترناتیو بالفعل دراجتماع، جهت کسب قدرت سیاسی تبدیل کند. لذا ازاین منظر سازمان یابی طبقه کارگر بمنظوراز بین بردن سلطه سرمایه بدون حضورحزب ورهبری اگاه و منظم او درکسب قدرت سیاسی ناممکن و یک توهم بیش نیست .
رفقا حتما قبول دارند درهر عملیات نظامی هر نیروئی به فرماندهی عملیاتی و ستاد رهبری احتیاج دارد. یک ارتش بزرگ بدون وجود یک فرماندهی متحد، مجرب ، منظبط وآگاه بتمام جوانب استراتژیک و تاکتیک جنگى، در نبرد با ارتشی کوچک که دارای نقشه، برنامه و فرماندهی متحد وآگاه به مسائل مقطعی و دراز مدت است، قطعا شکست خواهد خورد.
بنابراین درمبارزه طبقاتی برای کسب قدرت سیاسی که عالی ترین وشکل نهائی مبارزه طبقاتی است ارتش کارگران درمقابل ارتش سرمایه داران صف آرائی میکند. جهت غلبه بردشمن طبقاتی دراین جنگ اجتناب ناپذیر، مسئله برسر ساختن بهترین وموثرترین ابزار پیشبرد مبارزه توسط کارگران آگاه به منافع طبقاتی خود و تمام انسانهائی است که درموضع طبقاتی طبقه کارگر قرار دارند، می باشد.
بدین منظور بایستی درعمل شرایطی فراهم کردکه حزبى ساخته شود که قادر باشد:
اولا- براساس خط مشی سیاسی و تشکیلاتی پرولتری ازمنافع روزمره و بلند مدت طبقه کارگر و تمام زحمتکشان قاطعانه دفاع کند و یکی قربانی دیگری نگردد.
ثانیا- در برخورد به نیروهای اجتماعی و افراد، بمنظور جذب به صفوف انقلاب، به منشاء و موضع طبقاتی آنان در رابطه بامالکیت را معیار قرارداد و ارزیابی کرد تا از ورود رفیقان نیمه راه و مهمانان ناخوانده به حزب جلوگیری کرد.
ثالثا- رابطه خود را با طبقه و توده های مردم تحت هرشرایطی حفظ نمود.
رابعا- درسخت ترین وعالی ترین مرحله مبارزه طبقاتی یعنی مرحله مبارزه قهرآمیزتوده ای، تلاش کرد، کمترین آسیب به مردم ومحیط زیست برسد.
خامسا- تا محو طبقات درجامعه قادرشود درمقابله با عوامل مختلف بورژوائی و ارتجاعی، ماهیت طبقاتی خود راحفظ نماید. مبارزه طبقاتی رادرتمام دوران تدارک کسب قدرت سیاسی و سپس ساختمان سوسالیسم در درون حزب وجامعه در دستورکارخود قراردهد ولحظه ای ازاین مسئله مهم غافل نشود.
پ- مبارزه ایدئولوژیک: ایدئولوژی انعکاس هستی اجتماعی است وایده های سیاسی، فلسفی، هنری، فرهنگی، اخلاقی و مذهبی راشامل میشود. تمام این عوامل بر روی یکدیگر تاثیر می گذارند. ازاین منظرآگاهی اجتماعی تابعی از هستی اجتماعی است. اما با انتشار مانیفست حزب کمونیست توسط مارکس و انگلس و تدوین تئوری انقلابی ، رشد نیروهای مولده و انجام انقلابات پرولتری ازکمون پاریس گرفته تا انقلابات اکتبر روسیه و چین امروزه آگاهی اجتماعی با استقلال بیشتری از هستی اجتماعی در تغییر و تحولات اجتماعی عمل میکند. بطوریکه در زمان حال طبقه کارگر با آموختن سوسیالیسم علمی مسلح به یک ایدئولوژی اجتماعی نوین و پیشرو می شود که برآن مهر طبقاتی خورده و بطور دائم در جوامع طبقاتی در تضاد آشتی ناپذیر با ایدئولوژی ارتجاعی طبقات حاکم در جامعه است. پیشروان طبقه کارگر در صفوف حزب برای واکسن شدن در برابر نفوذ افکار خرده بورژوازی و بورژوازی برای تولید و باز تولد جریان خود بطور دائم به مبارزه ایدئولوژیک در درون حزب و جامعه دامن می زنند، وبدینوسیله با جذب خون تازه و دفع خون کثیف همیشه سلامت وشفافیت صفوف رزمنده طبقه کارگر را تضمین می کند.

همانطوریکه گفته شد جنبش طبقه کارگر در دو شکل عمده یعنی مطالباتی وسیاسی صورت می گیرد. این دوشکل رابطه دیالکتیکی با هم دارند و بر روی هم تاثیر مستقیم دارند. هریک بدون دیگری بی محتوا ومحکوم به نابودی است . جنبش سیاسی طبقه کارگر بطورمجرد و جدا از کل طبقه، قادر به باز تولید خود وجذب خون تازه و دفع خون کثیف نیست. درنتیجه محکوم به شکست وفاسد شدن است . جنبش اقتصادی طبقه هم نمی تواند بی هدف و بی هویت باشد. این جنبش دو راه بیشتر پیش روخود ندارد: یا در سطح مطالباتی باقی مانده و از رفرمیسم پا فراتر نمی نهد وبصورت آلت دست هیئت حاکمه در خدمت سرمایه داران قرار می گیرد و یا با استقلال کامل از نهادهای دولتی و سرمایه داری درهمسوئی با جنبش انقلابی طبقه کارگر جهت نقی استثمار و ستم به مبارزه ادامه می دهد.

جمعبندی
امروز دانستن کافی نیست، باید ببینیم که با دانسته هایمان چه کار می کنیم. کارگران تا زمانی که فاقد تشکلهای مستقل از پول و کنترل سرمایه داری هستند قادر نخواهند بود پیروزی‌های اساسی به دست آورند. امروز وظیفه اصلی فعالین جنبش طبقه کارگر( جنبش کارگری و جنبش کمونیستی ) ایجاد سازمان سراسری اقتصادی – اجتماعی و سازمان سیاسی خود یعنی حزب انقلابی طبقه کارگر می باشد. حزبی که برآمده از درون خود وسایرجنبشهای اجتماعی موجود باشد می تواند قدرت سرمایه را درهم شکند.
امروزطبقه کارگر ایران با کوله باری از تجربه و با درس آموزی از تاریخ پرافتخار مبارزاتی خود از انقلاب مشروطیت تا انقلاب ۵٧ و مهم ترازهمه با برخورداری از اندوخته بیش از ۳۷ سال مبارزه خونین علیه رژیم سرمایه داری مذهبی ، بحرکت درآمده ، پرچم مبارزاتی اش را برافراشته و با دفاع از جنبشهای اجتماعی موجود و حق ایجاد تشکلهای مستقل از نهادهای دولتی می رود در عمل نشان دهد که تنها طبقه انقلابی است که می‌تواند با مستقر کردن سوسیالیسم آزادی و بهی روزی را برای اکثریت جامعه فراهم کند.

حسین بهادری

۱۳/۸/۱۳۹۵

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *