«شورشی در قرنطینه» (شعر بمناسبت شهادت رفیق شاهرخ زمانی سروده شده است)

۱۷
«شورشی در قرنطینه»

آینه بود شکست

یا واقعیت دروغ می گفت.

چشم های تو بود که دیگر ننگریست

یا جهان نابیناتر از ما بود.

کشتزار سوخت

یا دست های تو

دیگر بخشنده نبود

یا که گندم نان نشد
.
نان پختن نیازمند لبخندت بود.

قدم ها اتمام یافتند

یا کوچه قبای کوتاهی پوشید.

یک خشم مانده در خاطره ات

یک ستاره مانده در سنگرت

یک پرچمِ سرخ چکیده از تنت.

و از همه زیباتر

یک مانیفست در کلماتت:

«کارگران جهان متحد شوید»

علی_رسولی

(شعر بمناسبت شهادت رفیق شاهرخ زمانی سروده شده است)

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *