به رفقای “جمع قد اول” ٫ چند ملاحظه به دومین جلسه تورنتو

Document11-page-001
ارسال شده در مورخ ۳۰ فروردین ۹۵ | نویسنده: ناصر احمدی دیدگاه‌ها برای به رفقای “جمع قد اول” ٫ چند ملاحظه به دومین جلسه تورنتو بسته هستند
با درود به رفقای “جمع قد اول” تورنتو، و تلویزیون دریجه
چند ملاحظه به دومین جلسه تورنتو
مهمترین ملاحظات من به دومین جلسۀ “جمع قدم اول” تورنتو، که با همّت بسیار ارزندۀ ۱۶- ۱۵ نفر از فعالین چپ به انجام رسید چه می باشند؟ آنهم جلسۀ بسیار پرشور و جنجال و نتیجه بخشی که در نهایت صبوری و درایت رفقا، بیش از دو ساعت به طول انجامید.
با توجه به توضیحات بسیار ساده و روشن رفقا محمد اشرفی و حسین بهادری، که یک هفته قبلش در برنامۀ ۵۰ دقیقه ای تلویزیون دریچه ارائه شده بود، برای اولین بار، از اهداف و جهت گیری اصلی “جمع قدم اول” و از جزئیات مربوط به این حرکت سیاسی بسیار مهم کارگری آشنا شدم و دانستم که تاریخچه و شکل گیری ایده های اولیۀ این حرکت سیاسی و فعالینش به ۹ سال پیش مربوط بوده، و فعالیت های جدی اش را نیز بطور مشخص از دو سال پیش در داخل کشور آغاز کرده است، و دریافتم که اکنون نیز در خارج کشور در ادامۀ همان حرکت و اهداف قبلی اش بوده که هویت خود را روی به فعالین چپ خارج اعلام می کرد. این جلسۀ پر بحث و جدل و نتیجه بخش نیز، درواقع دومین جلسۀ رسمی رفقا در تورنتو بوده که با شرکت فعال تعدادی از علاقمندان و فعالین چپ ممکن گشته بود.
این رفقا در آن برنامۀ تلویزیونی گفته بودند که در “جمع قدم اول” هر فعال کارگری و کمونیست می تواند شرکت کند و هیچ شرط و شروطی را برای هیچ شرکت کننده ای نه جایز می دانیم و نه می پذیریم. ما فداکاری و شجاعت و گذشتۀ تمام فعالین چپ را قبول داریم و به تاریخ سیاسی شان احترام خاصی قائلیم اما به همه این فعالیت ها از دید خاصی ( از دید کارگری) نگاه می کنیم. ما معتقدیم که این طبقه کارگر است که شکست خورده است و لذا نه خودمان را موفق می دانیم و نه این سازمان ها و کمونیست های خارج کشور را. ما نمی گوییم که فعالین متعلق به این سازمان ها باید پیشاپیش تشکل هایشان را منحل اعلام کنند بلکه با حفظ هویت سیاسی و با احترام به فعالیت هایشان همه را به همفکری و اتحاد عمل دعوت می کنیم. ما از هر نقد و نظری استقبال می کنیم و معتقدیم که قدرت طبقۀ کارگر در اتحاد و آگاهی طبقاتی اش است و لازمۀ آن ساختن تشکیلات سراسری و حزب سیاسی خودش است. ما خودمان را هیئت موسس حزب انقلابی نمی دانیم اما معتقدیم که همه جریانات و فعالین کارگری و کمونیست حرفهای مهمی برای گفتن دارند. ما با اتحاد عمل بر بستر نکات مشترکمان و با بحث و نظر حول کم کردن اختلافاتمان می توانیم بستری بسازیم که طبقه کارگر بتواند نیازهای اساسی اش را برای ساختن تشکل سراسری و حزبش مرتفع کند. ما می توانیم “جمع قدم اول” را با بحث و نظر پیرامون چگونگی دستیافتن به دستمزد سه و نیم میلیون تومانی که اولین نکته مشترک تمامی تشکل های کارگری بوده شروع کنیم.
نکات مثبت و ضعف دومین جلسۀ “جمع قدم اول” تورنتو
همانطوری که عملکرد سیاسی بک جمع هست که شناخت از ماهیت سیاسی نظری آن را مشخص می کند، من نیز با بررسی این جلسۀ “جمع قدم اول” ترونتو، سعی می کنم ملاحظات خودم را ارائه کنم.
یک – بنظر من جهت گیری نوین طبقه کارگر ایران برای سازمان دادن به تشکل سراسری و حزب سیاسی خودش، همان هدفی بوده که پرچمش را برای اولین بار شاهرخ زمانی بعد از انقلاب مشروطیت بدست گرفته و نمایندگی می کرد. او در همین جدال سیاسی طبقاتی بوده که سال گذشته در زندان جمهوری اسلامی که همواره با پشتیبانی و حمایت های امپربالیزم جهانی حکومت کرده است جان باخت. متقابلا در جبهه انقلابی مبارزۀ طبقاتی نیز، بهنگام وادع با شاهرخ زنده یاد بوده که، یک جمع هزار نفره ای از کارگران و کمونیست ها و رفقای پیگیرش، که از سراسر ایران بر سر مزار او در تبریز گرد آمده بوده اند، همین پرچم را با شعار “راه شاهرخ راه ماست” با صدای محکم و رسایی برافراشته بودند. از دید من این “جمع قدم اول” در ترونتو نیز اولین جلوۀ متراکم و سازمانیافتۀ “راه شاهرخ راه ماست” در خارج بود.
دو – این رفقا عنوان جلسه را به رای گذاشتند و پذیرفتند، رئیس جلسه را نیز بطور زنده همانجا تعیین نمودند، و با اختصاص وقت مساوی به ارائه کنندگان بحث، یک برنامۀ بسیار پر بحث و حدل و جنجالِ نتیجه بخش و مهمی را بطور جمعی و برابر آنهم با درایت سیاسی محسوسی اداره نمودند و به سرانجام رساندند بطوری که حتی محورهای مورد بحث قدم بعدی را نیز همانجا به بحث گذاردند و تعیین کردند.
سه – در ابتدا و در نکتۀ شروع بحث ها، اگرچه از جهت توجه به هویت سازمانی و آوردن و نیاوردن بنر های سیاسی شان در رسیدن به اولین نکته مشترک و اساسی شان وقت و زمان بسیار زیادی صرف کردند، یعنی اگرچه برای حل این معضل سیاسی در پروژۀ اتحاد عمل ها نیروی زیادی صرف کردند، اما جریان دمکراتیک بحث ها، روند رفیقانۀ قانع کردن و قانع شدن ها، فرایند رای گیری و رسیدن به نتیجۀ نهایی را طوری صحیح و سالم پیش بردند که، نه تنها با موفق شدن به هدایت بحث های رفیقانه در گذار از این تند پیچ سیاسی به اولین اتحاد عمل مهم در راستای هدف تعیین شده دستیافتند، و با رای گیری نهایی متقائد شدند که “چنین اقدامی ضروری نیست”، بلکه توانستند یک الگوی نوینی از بحث و نظر سیاسیِ حاصلمندی را که جهت گیری کارگری و سوسیالیستی و انقلابی نیز داشت برای اولین بار در جنبش چپ تحقق بخشند.
چهار – جوهر طبقاتی و شمّ سیاسی و برخورد انقلابی اغلب رفقا، و نقد و نقادی های صریح و شفافی که در مقابل بحث های رفرمیستی و معادلات اقتصادی از نوع فریبرز رئیس داناها پیش آمده بود، بسیار رادیکال بود.
شاید نکات مثبت مهمتری نیز قابل ذکر بوده باشند که به ذهن من نرسید.
امیدارم که این نگرش نوین و این سبک کار جدیدی که با همت فعالین “جمع قدم اول” تورنتو در مبارزه علیه سرمایه داری استارت زده شده است، بتوانیم بزودی در بین رفقای چپ خارج کشور ایران به یک نیروی عظیمی در حمایت و نیرو رساندن به جنبش کارگری بدل شویم، و متقابلا در خنثی کردن تلاش های تفرقه افکنانۀ جمهوری اسلامی و گرایشات ضد کارگری درون جنبش کارگری نیز موثر واقع گردیم. امیدوارم که فعالینی که چه در سازمان و احزاب سیاسی، چه در محافل و دسته های کوچک سیاسی و چه در اشکال منفردش به فعالیت سیاسی در تغییر انقلابی وضع موجود آرزومندند، هرچه سریعتر و مصمم تر برای نیرو رساندن به این حرکت نوین، و برای ایجاد یک صف انقلابی قدرتمندی در اپوزیسیون چپ خارج و داخل مسئولانه بیاندیشند و پا جلو بگذارند. من نیز به سهم خودم که یک فعال سوسیالیست منفردی در نروژ می باشم، با تمام وجود از تلاش های این جمع سیاسی نوین، حمایت فکری و عملی خودم را اعلام می دارم.
نکات منفی –
یک – در بخش اول بحث و نظرها حول احترام سیاسی به هویت تشکیلاتی و آوردن یا نیاوردن بنر و علائم سازمانی، جا داشت که این پیشنهاد ساده و عملی نیز ارائه می شد. بعنی پیشنهاد می دادیم که در صورت اصرار رفقا، هر رفیقی که مصر می بود و ضروری تشخیص می داد، می توانست بهنگام ارائه کردن بحث خودش، نام و نشان سازمان سیاسی و هویت سیاسی خود را نیز بیان می کرد.
دو – بنظر من اگر عنوان جلسۀ دوم “جمع قدم اول” بدین صورت فرمولبندی می شد، “برای تحقق دستمزد سه میلیونیِ ارائه شده توسط جنبش کارگری، چه نوع تشکلی ضروری است؟” آنوقت همۀ رفقا می توانستند پیشاپیش از شکل گیری و بحث های غیر ضروری و جنجالی و از اتلاف وقت و خسته کننده بودن جلسه جلو گیری کنند. علاوه بر این، چه رئیس جلسه و چه هر کدام شرکت کنندگان حاضر، نتوانستند بموقع و پیشاپیش از دامن گرفتن بحث های فرعی و غیر ضروری که حول دستمزد یک و نیم میلیونی ارائه می شد پیشگیری کنند.
در این رابطه یکی از فعالین آن جمع، آنهم در دو نوبت، در دفاع از نحوۀ برخورد فریبرز رئیس دانا، حول تعیین حداقل دستمزد وارد سخن شدند، و در نقطۀ مقابل این فعال سیاسی نیز، چند نفر از فعالین جلسه، هرکدام در دو نوبت به نقد و نقادی گرایش رفرمیستی و راست در جنبش کارگری پرداختند. همانطوری که در بالا گفتم اگرچه جوهرۀ انقلابی اغلب سخنرانان در این بحث ها بروز یافت و بر ماهیت سیاسی جلسه قوت بخشید، اما از جهت خارج شدن از موضوع جلسه و از جهت تلف شدن زمان طولانی باید از این نکته بعنوان ضعف آن جلسه یاد نمود. آن رفیق دفاع کننده از فریبرز رئیس دانا اساسا طوری بحث می کردند که گویا هنوز اصل موضوع را یعنی عنوان جلسه را قبول نکرده بودند. درواقع ایشان هنوز قبول نکرده بودند که فعالین جنبش کارگری در جدال طبقاتی شان آنهم بطور یکدست و متحد توانسته بودند تلاش های امثال فریبرز رئیس دانا را نقد کرده و دستمزد سه میلیونی را به آلترناتیو نوینی بدل کنند.
همچنین ایشان به ویژه در نوبت دوم بحث شان، بعد از توضیح و مشخص کردن دو عنصر اصلی بحث شان، یعنی بعد از مشخص کردن عنصر “دستمزد” و عنصر “تشکل با ابزار مبارزه”، مطرح می کردند که از دید کارگران، تلاش برای تحقق دستمزد همیشه مقدم بر تلاش برای ساختن ابزار سیاسی و تشکل کارگری است. درواقع ایشان اگرچه به قول خودشان کارگر بوده اند و رنج و درد کارگری را با پوست و گوشت خودشان چشیده بوده اند، اما متاسفانه بعد از اینهمه سال ها هنوز متوجه نشده بوده اند که جنبش کارگری با مبارزات خودبخودی و توده ای و بدون تشکل سیاسی اش هرگر نتوانسته بوده کوچکترین قدم مثبتی آنهم برای حتی دستیافتن به دستمزد های عقب افتاده اش کاری به پیش برد.
سه – یکی از رفقا که در جلوی دوربین در سمت چپ سالن نشسته بودند، بعد از پایان جلسه، با اشاره به عنوان اصبلی جلسه، که جملۀ “چگونه می شود دستمزد سه و نیم میلیونی را کسب کرد” بود، مشخصا از تناقض عنوان جلسه با روند آن بحث ها انتقاد می کردند. در این جا، بسیار بجا بود که رفیقی بلند می شد و خود این رفیق انتقاد کننده را به چالش می گرفت و خطاب به ایشان این نکته را مطرح می کرد و می گفت که پس روی چه حسابی خود شما که متوجه این تناقض شده بوده اید، سعی نکرده بودید که بموقع وارد عمل شوید و از ادامۀ این بخش از بحث های نامربوط پیشگیری کنید!
—————————————————————-
در پایان سخنم دو نکتۀ ویژه را ضروری می دانم. نخست اینکه جا دارد که خود من نیز با نقد و انتقادی نسبت به نگرش نادرست و پیشین خودم ، نه تنها از یکی از برجسته ترین نکته مثبت های این “جمع قدم اول” بطور ویژه یاد کنم، بلکه مهم تر از آن، سعی کنم که در بستر شرکت فعال در چنین مضمون سیاسی و نقد و نظر کارگری و اتحاد عمل سیاسی، در خودسازی و ایجاد تغییر فکری و قوت بخشیدن به دیدگاه های طبقاتی خودم مسئولانه عمل کنم.
من تا قبل از شنیدن و گوش کردن به سخنان محمد اشرفی و حسین بهادری در تلویزیون دریچه، معتقد بودم که برای رسیدن به یک چنین اتحاد عملی در جنبش جپ ایران، ضروری بوده که همۀ فعالین سیاسی، پیشاپیش، یا از سازمان های سیاسی شان بیرون می آمدند، و یا تشکبلات خودشان را بطور کلی منحل اعلام می کردند. اکنون بنظرم این نگرش من از نظر سیاسی بیانگر این نکته بوده که، من نه تنها به ماهیت سیاسی طبقاتی این سازمانها درک عمیق و واقعبینانۀ کافی نداشته ام، بلکه از نظر نحوه برخورد اجتماعی در بین گرایشات کارگری نیز، قادر به درک صحیحی از “دمکراسی کارگری” و از شیوه های اتحاد عمل و کار مشترک نبوده ام.
بنابراین جا دارد بگویم که من این نکته را و این تغییر نوین حاصل شده در فکر و اندیشه خودم را، بطور مشخص مدیون پبش قراولان این “جمع قدم اول” می دانم. آنها پیشاپیش در تلویزیون دریچه اعلام کرده بودند که، برای شروع چنین بحث و نظر و اتحاد عملی، هیچگونه شرط و شروطی را از جمله منحل اعلام کردن سازمان و تشکل فعالین چپ را صحیح نمیدانستند.
دومین نکتۀ پایانی ام نیز درواقع اعلام یک فقره کمک مالی است. من برای کمک به هزینه های “جمع قدم اول» تورنتو، مبلغ ۱۰۰۰ کرون نروژ، و برای تلویزیون دریچه نیز ۱۰۰۰ کرون نروژ در نظر می گیرم و در اسرع وقت به آدرس های ارسالی تان واریز می کنم.
ناصر احمدی ۲۰۱۶ . ۰۴ . ۱۸
nahladi100@yahoo.com

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *