اهمیت سیاسی بیانیه ی مشترک هفت تشکل کارگری در چیست ؟

اهمیت سیاسی بیانیه ی مشترک هفت تشکل کارگری در چیست ؟
جمعی از تشکل ها ی کارگری
اتحادیه آزاد کارگران ایران
انجمن صنفی کارگران برق و فلز کار کرمانشاه
سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه
سندیکای نقاشان استان البرز
کانون مدافعان حقوق کارگرDocument1-page-001
کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری
کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری
به تاریخ چهارشنبه ۲۱ بهمن ماه بیانیه ای در ارتباط با دستمزد سال۹۵ بیانیه ی مهمی انتشار دادند.

در صحنه ی گیتی طبقات و در پیشاپیش آنها نمایندگان سیاسیشان در تلاشند در دفاع از منافع طبقاتی خود سیاست بریزند وبدان عمل کنند. .
حال چند روز پیش کارگران ایران متحدن- هفت تشکل کارگری ، به روی صحنه آمدند و با تمام سرکوب ها ، زندان وشکنجه و کشتن ها ، خطر را بجان خرید ه اند و خواست خود رادر باره ی سطح مزد معین کرده اند. .
بیانیه مشترک تاریخی است
چون از دل وجان میلیون ها انسان زحمتکش مایه گرفته و برای هر انسان با وجدانی ،هر دمکرات واقعی ، هر کمونیست وسوسیالیستی وظیفه ای بوجود آورده ا است.
اهمیت چنین بیانیه ای در این است
که از منافع ۱۷ میلیون کارگر زن و مرد ،پیر وجوان، بیکار و چند کار ه ، سراسری از جنوب تا شما ل،از غرب تا شرق ، با گذار از زبان و قوم وملیت ودین ومذهب. دفاع می کند.
اهمیت چنین بیانیه در این است
که روی خواست همگانی میلیونی انسان ها ی زحمتکش که نیروی اساسی در گردش زندگی جامعه است انگشت گذاشته است. شصت و پنج میلیون از جمعیت ایران را پوشش می دهد. رو به نیروی لایزال تودهای زحمتکش دارد، نیروئی که چنانچه برخیزد نه نادری می ماند و نادری . نیروئی که سر نوشت انقلا ب آتی ایران را قلم می زند.
اهمیت بیانیه در این ا ست
که پیشروان طبقه کارگر با تمام اینکه در سال گذشته دژخیم پلید یکی از فرزندانش برای ایجاد ترس ، بزدلانه کشت ، نشان می دهد که مبارزه ی کارگری ریشه دوانده و هزاران شاهرخ ها وکورش ها در صفوفش پرورنده است..
اما برای ما خارج کشوری ها هم دارای اهمیتی ویژه ایست :
در این سه دهه ی اخیر هیچگاه طبقه ی کارگر چنان باقدرت به میدان نیامده بود . جنبش های گوناگون توده ای از دانشجوئی گرفته تا زنان و قوم ها وملیت ها بطور پراکنده بوجود آمده که اوج آن جنبش سال ۸۸ بود . این سالهای بارها به جمله ی معرف مارکس وانگلس در مانیفست حزب کمونیست با حسرت نگاه می کردم که تاکید می کند درد فرقه گرائی را خود طبقه کارگر با برخاستنش علاج می کند. امروز ما شاهد تلاطم بزرگ ویروس فرقه گرائی و خود مرکزبینی هستیم که آخرین رمق خود را دارد از دست میدهد.
.بر خاستن متحد کارگران ، پیش گزاردن برنامه ای مطابق با سطح ووضع مشخص جنبش وفراخواندن کلیه نیروها که به پشتیابی از آن بر خیزند بار دیگر رهبری احزاب وسازمان های چپ موجود را که در طرف طبقه کارگر ایستاده اند به هماوردی می طلبد
سه جور برخورد دیده می شود.
اکثریت که با شورو شوق به استقبال آن رفته و بعنوان یک برنامه ی عملی و مبارزاتی با تمام امکانات برای پیروزی آن اقدام می کنند. آنها کوشش در این جهت را در خدمت ایجاد حزب و سازماندهی کارگران در تشکلی سراسری می دانند..
بعضی ها همچنان پی پیاده کردن مصوبات آخرین کنگره ها ی جهانی و برنامه های های شسته ورفته ی خود هستند. آنهاهنوزبه این خیالنند، افکار صحیح راکه در انبان خود دارند ، در جریان مبارزات ائیدولوژیکی به جنبش القا کنند.هنوز براین باورند روشنفکران حامل ئنوری اند وباید مشعل در دست آنرا بدرون طبقه کارگر ببرند .کی و چگونه را به عبور از بحران تئوریک جهان کمونیستی حواله می دهند..
بعضی ها روی مادال لم داده ، حزب و گروه خود را نمایندهی جنبش کارگری ایران می دانند و در پی کشیدن کل جنبش زیر پرچم خود هستند.. آنها چون مرکز بین هستند چنانچه جنبش مستقل کارگری ایران جان بیشتری بگیرد و بعنوان یک بد یل مستقل جدا از حزب آنها در برابر دشمنان طبقاتی خود صف آرائی کنند. آینده ی خوبی را برای خود نمی بینند و بی شک سر سختان چنین خطی با تمام قدرت در برابر جنبش خواهند ایستاد.
. وظیفه ی کلیه نیروهای چپ و مدافع طبقه کارگر است در هر کجا هستند متشکل یا غیر متشکل به پشتیانی خواست مطروحه ی طبقه کارگر بر خیزند. پیشبرد این وظیفه را با امر ایجادحزب واقعی انقلابی که در پیوند فشرده با مبارزات کارگریست ، مسلح به علم رهائی خود – کمو نیسم علمی ، پیوند دهند و در هر قدم پیروزمندی که برداشته می شود آگاهی خود را از اهمیت کار متشکل مشترک و ایجاد تشکل کارگری سرا سری بالا برند.
دشمنان طبقه کارگر از درون پوسیده اند ، آنها نوکران سرمایه اند و با امپریالیست علیه مردم ما عمل می کنند . تضادهای آنها بر سر غارت وچپاول بیشتر وسهم بیشتر است.کمونیست ها همراه طبقه کارگر هنوز نیروی مسلح خود را ندارند اما چنانچه متخد و متشکل شوند حزب واقعی خود را در درون طبقه کارگر بوجود آورند هیچ نیروئی را توان ایستادگی در برابرشان نیست. کجا هستند تزار روسیه و خاقان چین.سه میلیارد کارگر جهان نیروی تکان دهنده ی است که شبهه اش آسمان سرمایه را تیرو تار کرده و در افق باز فردا پرچم سرخ سوسیالیستی دیده می شود.
دیلم ۲۲ بهمن ۹۴

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *