فایل صوتی هفدهمین جلسه پالتالکی جمع قدم اول

آفیش جلسه ۱۷ جمع قدم اول

هفدهمین جلسه پالتالکی ماهانه جمع قدم اول با موضوع نیاز های جنبش کارگری قسمت اول ” شناسایی شرایط فعلی طرفین نبرد طبقاتی ” در تاریخ ۲۴ فوریه ۲۰۱۹ برگزار گردید که فایل صوتی جلسه فوق در یوتیوب تقدیم رفقا می گردد. این جلسات ادامه خواهند داشت و در آخرین یکشنبه هر ماه ساعت ۲ بعد از ظهر به وقت امریکای شمالی و ساعت ۸ شب به وقت اروپای مرکزی و ساعت ۱۰ و نیم شب به وقت ایران ( هر ماه ) یک جلسه برگزار خواهد شد.

پیشنهاد: تداوم کنفرانس استکهلم ضرورت حیاتی دارد!!!

پیشنهاد:
تداوم کنفرانس استکهلم ضرورت حیاتی دارد!!!

با سلام و خسته نباشید صمیمانه به رفقای برگزار کننده کنفرانس ( کنفرانس استکهلم ) با عنوان ” یک آلترناتیو سوسیالیستی ضروری و ممکن است ” و هم چنین به کلیه علاقمندان و رفقای مدعو که دل در گرو صلح ، آزادی و عدالت اجتماعی دارند و مسئولانه در کنفرانس شرکت کردند .
همان گونه که قبل از برگزاری کنفرانس جمع قدم اول طی بیانیه ای از برگزاری کنفرانس ، دفاع و حمایت کرده بود اکنون نیز با خاتمه ان که با وجود تمام مشکلات از جمله فاصله و دوری راه و احتمالا” مشکلات مالی، موفقیت نسبتا” خوبی که به دست آورده قدردانی و تشکر میکنیم. به اعتقاد ما این کنفرانس توانست در ایجاد فضای مناسب برای گفتگو در مورد این که چرا نتوانستیم و چگونه میتوانیم، که البته بخش دوم ( چگونه می توانیم) در گرو درک بخش اول است گام های ابتدایی ولی مثبت را برداشته و یخ بی اعتمادی و یاس موجود را بشکند. نشان داد امید به این که سازمانهای چپ انقلابی میتوانند گرد هم آیند به ضرورت کار مشترک در مواضع مشترک ، بحث و تبادل نظر در مورد تفاوت نظر اهتمام ورزند ، فقط یک رویا نیست ، اتفاق افتاد. به همین مناسبت جمع قدم اول ، ضمن آگاهی به تمام مشکلات موجود و قدر دانی ، تقاضای بر گزاری مجدد و بیشتر این گونه کنفرانس ها را دارد.
جمع قدم اول حتما و به سهم خود سعی در غنی کردن کنفرانس های بعدی خواهد کرد و به همین منظور پیشنهاد موضوعات زیر را در صورت تصویب هیات اجرایی برای کنفرانس های آینده ارایه می دهد.
یکم) امکانات لازم برای تحقق آلترناتیو سوسیالیستی (سازمان ، حزب ،چگونگی رهبری و … )
دوم) شرایط اجتماعی لازم برای تحقق آلترناتیو سوسیالیستی( آیا تنها فلاکت اقتصادی یا پوسیدگی رژیم منجر به انقلاب میشود؟ )
سوم) در شرایط موجود و در نبود حزب انقلابی طبقه کارگر که امکان و یا پتانسیل رهبری سراسری داشته باشد وظیفه عاجل ما چیست؟

پیش بسوی فدراسیون سراسری کارگران
پیش بسوی همبستگی طبقاتی
پیش بسوی آلترناتیو سوسیالیستی

جمع قدم اول ( تدارک حزب انقلابی طبقه کارگر)
۱۴ اکتبر ۲۰۱۸

نابود باد جنگ افروزان، بر قرار باد استقلال ملتها

نظام سرمایه داری بر اثر رشد بحرانهای ساختاری خود به بن بست بی باز گشت رسیده است، اکنون یک بار دیگر به دو اردوی عمده جهانی تقسیم شده برای نجات از بحران فوق نیاز به تقسیم جهان با شکل متفاوت از قبلی ها دارد.
طبقه کارگر بر اثر صد سال سرکوب همه جانبه و نا توانی انقلابیون در یافتن راه حل جدید متشکل شدن و مقابله با سرکوبهای سیستماتیک، سازمان یافتگی خود را در کسوت طبقه ای برای خود از دست داده است .
موش کور بی وقفه مشغول نقب زدن است .
سرمایه و خط تولید به عکس سده های قبل که از غارت آسیا، افریقا و امریکا انباشت اولیه را کسب کرده و در غرب متمرکز شده بود اکنون از غرب به آسیا در حال انتقال است .
نبرد دائما” جاری طبقاتی بی وقفه تمامی پارامتر های گفته شده و دخیل در زندگی بشری را تحت تاثیر قرار می دهد. اما به خاطر نبود هژمونی طبقه کارگر سازمان یافته بر زندگی اجتماعی بشریت به شکل آلترناتیو طبقاتی-انقلابی در مقابل ستم سرمایه داری انواع نیروهای ارتجاعی از ناسیونالیست های ملی گرفته تا ناسیونالیسم عربی و مذهبی در قالب امت اسلامی تا بنیاد گرایی و انواع تروریسم امکان عرض اندام یافته و پرچم دار دروغین مبارزه در میدان نبرد شده اند.
در چنین شرایطی بلوکی از سرمایه داری جهانی برای جلو گیری از انتقال سرمایه ، خط تولید از غرب به شرق و به دنبال ان انتقال قدرت اقتصادی ، نظامی و سیاسی و چپاول و غارت بیشتر، جنگ های موجود در خاور میانه را افزایش داده و منطقه را به مرکز تنش و جنگ های مداوم مستقیم و نیابتی تبدیل کرده است و در این جهت از تمامی بازیگران و ظرفیت های تنش زا در منطقه بخصوص از حکومت ها و نیروهای ناسیونالیستی و ارتجاعی برای پیش برد مقاصد خود با بهانه های مختلف از جمله مورد سو استفاده قرار دادن حقوق بر حق ملت ها برای حق تعیین سر نوشت پیش می برد. در چنین شرایط است که با سو استفاده از مطالبه به حق مردم اقلیم کردستان عراق توسط عوامل عشریه ای ، بورژوازی ناپیگیر و ناسیونالیسم ،که بخشی ازآن دائما” همراه جمهوری اسلامی بوده و بخش دیگر ان در خدمت اردوغان و عربستان بوده و علیه کانتون های کوبانی و … فعالیت می کرده ملت کرد را در مقابل عمل انجام شده گذاشته و جنگ را به انها تحمیل می کند.
ما اعلام می کنیم ضمن اینکه حق تعیین سرنوشت ، حق اجتناب ناپذیر تمامی ملتها و خلق های منطقه و جهان و ملت کرد است ، در همین حال اعلام می داریم چنین حقی با رهبری عشریه ای، نیروهای ارتجاعی و ناسیونالیستی و بورژوازی نا پیگیر هرگز ممکن نخواهد شد نباید اجازه داد با فریبکاری این نیروها مردم کردستان گوشت دم توپ طرح جدید تقسیم جهان توسط سرمایه داری شود. برای کسب حق تعیین سرنوشت برای همه ای ملت ها بخصوص مردم کردستان تنها یک الترناتیو خواهد بود ، اینکه طبقه کارگر در کشور ها و منطقه به چنان سازمان یافتگی دست پیدا کند که سرمایه داری در هر قالبی از ترس قدرت طبقاتی کارگران مجبور به رعایت حقوق ملت ها شود. در سایه چنین پشتیبانی مردم کردستان بی دغدغه به حق تعیین سرنوشت خود دست خواهند یافت. بنا براین وظیفه عاجل کارگران و زحمتکشان و حتی فعالین و مبارزان صادق و انقلابی ملت های مختلف ولو برای رسیدن به حق تعیین سرنوشت خود موظف و مجبورند اول در جهت دست یابی به همبستگی طبقاتی کارگران تلاش و کمک و هم پیمانی کنند. تجربیات تاریخی را نباید فراموش کنیم اگر حکومت کارگری در شوروی نبود هرگز فنلاند به استقلال دست نمی یافت ، باید از خود بپرسیم اکنون کدام قدرت در مقابل دولت های جنایت کار سرمایه داری منطقه نقش حکومت کارگری شوروی را که در استقلال فنلاند بازی کرد برای اقلیم کردستان بازی خواهد کرد آیا چنین حکومت انقلابی وجود دارد؟ اگر وجود دارد چرا فلسطین ، کردستان ترکیه ، کردستان ایران و کردستان عراق و … بیش از ۸۰ سال است مبارزه می کنند ولی به استقلال دست نیافته اند ؟
ما اعلام می داریم با هر گونه جنگ افروزی ، جنگ علیه مطالبات ملت کرد و با تمامی جناح های جنگ طلب جهانی ، منطقه ای و داخلی مخالف هستیم و در این راستا به اعتراضات روز جمعه ۲۷ اکتبر که از ساعت ۴ تا ۶ بعد از ظهر در تورنتو چهار راه یانگ دانداس برگزار میشود، شرکت خواهیم کرد، و فریاد خواهیم کرد
” جنایت کاران، از کردستان عراق خارج شوید”
در این راستا از تمامی کارگران ، زحمتکشان می خواهیم در این اعتراض شرکت کنند و در هر نقطه ای از جهان می توانند اعتراضاتی را سازماندهی نمایند.

حق تعیین سرنوشت ، حق انکار ناپذیر تمامی ملتها و خلق هاست.
سرنگون باد جمهوری اسلامی
سرنگون باد سرمایه داری
زنده باد سوسیالیسم
کمیته حمایت از آرمانهای شاهرخ زمانی
۲۵ اکتبر ۲۰۱۷

بیاد محمد جراحی / مرگ سفید با رویاهای سیاه

علی مبارکی _نماینده سابق سندیکای پروژه ای آبادان وحومه
۵۲۱۰
رژیم جنایتکار وغارتگر جمهوری اسلامی ایران نزدیک به چهل سال پیش مزورانه با فریبکاری ، وعده و وعیدهای تو خالی ، شعارهای بی پایه و اساس از قدرت طبقه کارگر ایران سوء استفاد کرده و به قدرت رسید. البته در طول تاریخ این اولین سوء استفاده سرمایه داری از کارگران نبوده و نیست و تا موقعی که آگاهی و تشکل طبقاتی راهنمای این قدرت نباشد ،همچنان ادامه دارد !اما برای طبقه کارگر ایران خاطره تلخ این سالها یک تجربه عینی از آموزشهای بزرگانی همچون کارل مارکس ،فردریش انگلس و… میباشد که ما آنان را نادیده گرفته بودیم .شباهت ها را ببنید،
“و وقتى چند روز بعد دولت موقت قول و قرارهایش را به فراموشى سپرد و بنظر میرسید که پرولتاریا را مدّ نظر ندارد، جمعیتى متشکل از ٢٠ هزار کارگر در مقابل ساختمان شهردارى با این فریاد تظاهرات کردند: کار را سازمان بدهید! یک وزارتخانه مخصوص کار ایجاد کنید! با اکراه و در پى بحث و جدلى طولانى، دولت موقت یک کمیسیون ویژه دائمى تعیین کرد که وظیفه‌اش یافتن راه حلهایى براى بهبود وضع طبقات زحمتکش بود! این کمیسیون متشکل از نمایندگان سازمانهاى محلى اصناف متخصص پاریس بود ریاستش را لوئى بلان و آلبر به عهده داشتند. قصر لوکزامبورگ بعنوان محل جلسات کمیسیون تعیین شد. به این ترتیب نمایندگان طبقه کارگر از مقر دولت موقت به جایى دیگر تبعید شدند و بخش بورژوایى‌اش قدرت واقعى دولتى و زمام امور ادارى را بطور اختصاصى در دست گرفت؛ و در کنار وزارت مالیه، تجارت و خدمات عمومى، در کنار بانک‌ و بورس، کنیسه‌اى سوسیالیستى بر پا شد که خاخام‌هایش لوئى بلان و آلبر، موظف بودند ارض موعود را کشف کنند، عهد جدید را موعظه کنند، و براى پرولتاریاى پاریس کار بیابند. بر خلاف همه قدرتهاى دنیوى دیگر، آنها نه بودجه‌اى در اختیارشان بود و نه قدرت اجرائیه‌اى. قرار بود ستونهاى جامعه بورژوایى را با کوبیدن کله‌هایشان به آنها در هم بشکنند. در حالى که اینها در لوکزامبورگ سرگرم جستجوى اکسیر اعظم بودند، آنها در ساختمان شهردارى مسکوکات رایج را ضرب میکردند”(کارل مارکس مبارزات طبقاتى در فرانسه).
رژیم پلید ایران نیز از فردای قدرت گرفتنش سراغ تشکلهای نوپای کارگران رفت وسرکوب را ازاولین تظاهرات بزرگ وسراسری اول مه سال ۱۳۵۸ روز جهانی کارگران در آبادان و تهران آغاز نمود، سپس با آگاهی کامل حسین کمالی ،علیرضا محجوب، علی ربیعی وسهیلا جلودارزاده را مامور مصادره خانه کارگر نمود و بعد از بدست گرفتن خانه کارگر از کارگران آگاه وانقلابی ، شوراهای اسلامی کار را در تقابل با شورای انقلابی کارکنان نفت در پالایشگاه ها وبعد در صنایع کلیدی سریعا ایجاد وگسترش داد.
هجوم مغول وار به دانشگاها و کشتار بیرحمانه دانشجویان بنام انقلاب فرهنگی به سردمداری عبدالکریم سروش – محمد جواد باهنر با هدف جلوگیری از رشد وآگاهی دانشجویان و متلاشی نمودن تشکلات دانشجویی چپ و برابری خواه با هدف اسلامی و منفعل نمودن دانشگاها ،آغاز نمود ،بطوریکه بعد از یکسال از بقدرت رسیدن رژیم دانشگاها تعطیل شد( متاسفانه آمار دقیقی از جانباختگان دانشجویی آنزمان بعلت گسترده گی تهاجم در دست نیست ).
سرکوب وحشیانه و کشتار بیرحمانه خلق عرب در خوزستان و خلق کرد در کردستان و … نشان از این داشت که رژیم جدید در ددمنشی و تجاوز گری نه تنها از رژیم سلطنتی دست کمی ندارد بلکه بنوعی فاشیستی تر نیز عمل میکند.
در جنگ ارتجاعی دو حکومت خون ریز ایران و عراق بنظر من، پیروز میدان حکومت اسلامی ایران بود، که توانست به کمک متحدان خود در کشورهای سرمایه داری به اهداف غارت گرانه خود ومتحدانش دستیابد .(در حالیکه حکومت فاشیستی بعث عراق مانند حکومت غارتگر محمد رضا پهلوی قربانی برنامه ریزی های دراز مدت سرمایه داران جهانی شد)سرکوب وحشیانه تشکلات سیاسی وانقلابی آنزمان اولین دستاورد بزرگ برای حاکمیت جهت به سکوت کشانیدن جامعه و مردم معترض ایران بود، جغد شوم دستگیری ،ترور ،زندان ،شکنجه های وحشیانه ،تجاوز به زندانیان و اعدامهای دسته جمعی بالای سر تمامی کارگران و زحمتکشان ،معلمان ،دانشجویان ،زنان و هر معترض به این و حشی گری و آزادی کشی و بی عدالتی در پرواز بود ،نفس ها در سینه باید حبس میشد ،رسانه های منتقد و افشا گر باید از صحنه سیاست ایران محو و بی خبری حاکم میشد زیرا غارتگری شروع شده بود و هیچکس و هیچ جریانی نمیباید مزاحم آن میشد .حتی اگر از فرزندان مسئولین و موسسین حکومت بوده باشد. اینکار در سال ۱۳۶۰ بشکل وحشیانه ای با شدت بیشتری ادامه یافت، بطوریکه حتی جوانان ۱۳الی ۱۸ ساله را در بر گرفت تیر باران گروهی که یک نمونه آنرا من خودم در زندان اصفهان از دوستان شنیدم اینگونه بود که آخوند احمد جنتی جنایتکار به زندان جهت بازدید از چگونگی شکنجه و به حرف آوردن زندانیان با کابل و انواع بیرحمانه ترین ضرب و شتم، مراجعه و بازجویان مزدور به او میگویند اکثر اینها حتی از گرفتن برگه بازجویی امتناع میکنند! جنتی به بازجویان میگوید، به هر یکی یک برگه بازجویی به آنها بدهید هر کدام چیزی ننوشتند همین امشب اعدام کنید و همینطور نیز شد تعداد زیادی از جوانان پرشور حتی از نوشتن نام خود امتناع نموده و همان شب به قربانگاه رفتند. و این جنایات و سرکوب وحشیانه به برکات جنگ ضد مردمی امکانپذیر شد اما آنها میدانستند که در دراز مدت نمیتوانند آنرا ادامه دهند.
رژیم با وجود اینکه میدانست مردم در سخت ترین شرایط ممکن بسر میبرند و پولهای هنگفتی بابت خرید تسلیحات نظامی از کشورهای سرمایه داری (حتا از اسراییل وامریکا و قرارداد ایران کنترا) توسط دلالان اسلحه در درون باندهای رژیم از بین رفته و تمامی صندوق های پولی و ارزی کشور مورد چپاول قرارگرفته بطوری که به قول فرماندهان و کارگزاران جنگ طلب و نادان رژیم نه پولی برای خرید اسلحه مانده بود و نه نیروی تازه نفسی آماده رفتن به قتلگاه وجود داشت ، جامعه به ماهیت ارتجاعی جنگ و رژیم ضد بشری پی برده بود. با اکراه تن به پایان جنگ داد یا به گفته جلاد بزرگ قرن خمینی : کاسه زهر را سر کشید.
اما قبل از آن هنوز کارهای نکرده زیادی در دستور کار قرار داشت مسئله زندانیان سیاسی و اینکه کم کم موعد آزادی بسیاری از آنان فرا رسیده بود ، فعالین کارگری ، نویسندگان واندیشمندان آزادیخواه و برابری طلب ، و … طبق نسخه همیشگی دستور حذف بود که باید قبل از فرو کش کردن فرهنگ اسلامی جنگ در جامعه انجام میشد.
کشتار بیرحمانه زندانیان باقیمانده از سال ۱۳۶۰ در تابستان ۱۳۶۷ با قتل عام حدود ۵۰۰۰ زندانی سیاسی بی دفاع در بی خبری و سکوت مجامع بین المللی که کنترل آنها بدست سرمایه داران جهانی است ، با فتوای خمینی و زیر نظر دولت میر حسین موسوی انجام شد و رژیم به خیال واهی به رویاهای سیاه خود دست یافته بود .
اما امیال و آرزوهای شوم حکومت اسلامی تحقق نیافته بود یک حکومت مقروض به بانکها و صندوق های داخلی (مانند تامین اجتماعی و صندوق بازنشستگان ) همچنین صندوق بین المللی پول ، اینها همه باعث تورم و در نهایت یک بحران عمیق پولی و صنعتی و در نهایت یک بحران اجتماعی گردیده بود. سیاست سرکوب و فریب تنها گزینه پیش روی رژیم بود .اول با گزینه فریب بنام سازندگی شروع و در این مدت بخاطر اجرای پروژه های بدون برآورد دقیق مانند سد سازی و پروژه ای صنعتی عموما بی بازده فقط بخاطر غارت با گرفتن کمیسیونهای کلان انجام میشود (قرارداد کرنست نمونه کوچکی از آنست.) در همین دوران مصلحت حفظ رژیم با جناح به موسوم اصلاح طلب در جریان است .از طرفی جناح های مختلف رژیم که حالا حریم خود را پیدا کرده و از لباس نظامی خارج و شکل و شمایل جدید در کسوت تاجر و صاحب کارخانه در میدان کار و سرمایه ظاهر میشوند .انحصارات و سهم خواهی جناحی باعث غرغر و گاها” تیکه پرانی جناح ها به هم میشود، از طرف دیگر نیروی کار که هنوز از شوک سرکوب ها خارج نشده در تکاپوی نان و آزادی سعی میکند از موقعیت استفاده نموده و وارد یک مرحله نوین شود. زمزمه تشکلات مستقل کارگری اینجا و آنجا طی مدت زمانی کوتاه منجر به شکل گیری انجمن صنفی کارگران خباز سقز ، سندیکای شرکت واحد واتوبوس رانی تهران و حومه ، سندیکای کارگران کشت و صنعت نیشکر هفت تپه ، هیئت بازگشایی سندیکای کارگران نقاش و تزئینات ساختمانی ،انجمن کارگران فلز کار میشود.
اینجاست که رژیم با موجی از اعتراضات سازمان یافته و حق طلبانه کارگران روبرو شده و مانند هر رژیم سرمایه داری دیگر متحد و متشکل شدن کارگران را بزرگترین تهدید میداند ، در این زمان که رژیم هنوز از رسوایی برملا شدن قتل های زنجیره ای توسط عوامل مزدور خود خارج نشده و میداند که قادر به ادامه آن قتل ها نیست برنامه دیگری را در دستور کار خود قرار میدهد ،بوسیله عوامل مزدور خود در خانه کارگر جمهوری اسلامی و شوراهای اسلامی کار به تجمعات سندیکای واحد حمله نموده و رهبران آنرا مورد ضرب و شتم با چماق و چاقو قرار داده و زندانی میکنند ،در اندیمشک وضع بدتر میشود و رهبران کارگری را بازداشت نموده وبا شکنجه و تهدید آنها را وادار به استعفاء و از کار اخراج مینمایند، در سقز محمود صالحی و چند فعال کارگری دیگر را تحت غیر انسانی ترین فشارهای روحی و جسمی قرار داده و با اتهامات واهی به زندان طویل المدت محکوم میکنند. در تبریز زنده یادان شاهرخ زمانی و محمد جراحی را زندانی میکنند .مزدوران دستگاهای مختلف سرکوب و اطلاعاتی رژیم هر تشکلی که به متشکل و متحد شدن کارگران کمک کند را رصد کرده و اعضاء اصلی آنرا مانند کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای کارگری و کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلات کارگری را دستگیر و به ترتیب و در فواصل مختلف زندانی مینمایند.
اکنون سرکوب گران تمام نیروی خود را بکار میبرند تا نیروی کار متشکل نشود پرونده سازی زندان و احکام زندان تعلیقی و تعزیری که این احکام همیشه مانند یک سایه وحشت بالای سر فعالین کارگری باشد و حتی در مواردی که مجبور به مرخصی و یا آزادی موقت آنان از زندان میشود با گرفتن وثیقه های سنگین با خیال خام مانند بستن وزنه های یک تنی به پای آنان مانع از فعالیت مجدد آنان میشوند. این دوران ، دوران شکنجه و مرگ سفید فعالین کارگری ، معلمان و فعالین سیاسی توسط رژیم غارت گران اسلامی در ایران است .
شکنجه سفید تعطیلی بندهای سیاسی زندان ها میباشد که از این طریق فعالین کارگری و سیاسی همیشه در معرض تهاجم بعضی عوامل رژیم یا زندانیان نا آگاه شارژ شده توسط زندانبانان قرار داشته باشند ، از آنطرف فعالین کارگری و سیاسی در خارج از زندان اکثرا” دارای احکام زندان میباشند که بنا به مقتضیات رژیم دوباره بدون دادگاه و محکمه به زندان بازگردانده میشوند نمونه بهنام ابراهیم زاده ، رضا شهابی ،اسماعیل عبدی ، محمود بهشتی و …
مرگ سفید قرار دادن زندانیان در شرایطی که زندانیان سیاسی و کارگری را بسوی مرگ سوق میدهند در حالیکه ظاهرا” قاتلی در کار نیست ! مرگ اکبر محمدی ، هدی صابر ،هاله سحابی (هر سه از فعالین موسوم به ملی مذهبی) و افشین اسانلو (برادر منصور اسانلو ) مرگ ناباورانه شاهرخ زمانی و اخیرا محمد جراحی دو تن از شجاع ترین و مظلوم ترین فعالین صادق جنبش کارگری ایران میباشد.
اکنون رژیم فکر میکند که با خیالی آسوده میتواند به این وضعیت همچنان به کشتار و سرکوب ادامه دهد در حالیکه این فقط رویاهای سیاه دزدان و چپاولگران حاکم بر ایران میباشد.
با وجودیکه اکنون نیز جان رضا شهابی و چند زندانی دیگر مانند محمد نظری و سهیل عربی در خطر است ، ولی فعالین کارگری ،سندیکای واحد ، سندیکای هفت تپه و کانون صنفی معلمان …. در داخل ایران و در خارج از ایران (اروپا ،کانادا ، امریکا ،آسیا و استرالیا) تقریبا” اکثر قریب به اتفاق فعالین کارگری ،احزاب و سازمانهای سیاسی ایرانی با جلب همبستگی بین المللی از نهادهای کارگری دنیا وبا زیر فشار قراردادن سازمانها و نهاد های سرمایه ساخته آی مانند سازمان جهانی کار، عفو بین الملل و امنستی اینترنشنال جهت فشار بر رژیم ضد کارگری ایران برای آزادی و برآورده شدن خواست زندانیان و جلو گیری از شکنجه های سفید درون زندانهای ایران تلاش میکنند.
آری به درستی مرگ شاهرخ زمانی و محمد جراحی ضایع بزرگی برای جنبش کارگری میباشد ،ما آنرا فراموش نخواهیم کرد و در پرونده قطور جنایات رژیم برای روز سرنوشت قرار خواهیم داد ، رژیم اسلامی تلاش میکند که بقیه مبارزان و پیشروان جامعه را از این طریق از سر راه خود بردارد اما این خیالی موهوم و رویای سیاهی بیش نیست .
تمامی جنایت کاران و غارت گران ثروت عظیم جامعه ایران میدانند که صاحبان اصلی آن ثروت اکنون در فقر و سیه روزی مجبور به فروش اعضاء بدن خود و حتی کودکان خود میباشند یا زنان شرافتمندی که از فرط فقر و درماندگی به تن فروشی روی آورده اند ! روزی آنان را مانند تمامی جنایت کاران تاریخ پای میز محاکمه خواهند کشاند و آنان تاوان تمامی این ظلم و جنایت را خواهند پرداخت. خوشبختانه امثال شاهرخ زمانی و محمد جراحی در صفوف کارگران ،زحمتکشان و مزد بگیران جامعه فراوان است، حتی در میان طیف وسیعی از نظامیان این همبستگی با تشکلات کارگران ومزد بگیران وجود دارد که در موقع مقتضی ابزار سرکوب رژیم را از کار خواهند انداخت.
آنان به درستی یافته اند با آگاهی از اصول مبارزه طبقاتی تنها راه رسیدن به برابری و آزادی ایجاد تشکلات مستقل و مراقبت از آلوده نشدن این تشکلات به سم وابستگی و بی صداقتی است ،باید تلاش کرد که زنجیره ای محکم از همبستگی طبقاتی بین اقشار مختلف جامعه به وجود آورد، تنها در آن صورت است که رژیم وحشی حاکم بر ایران با تمامی تهدید های تو خالیش تسلیم خواهد شد .
این راه شاهرخ زمانی و محمد جراحی و فعالین روبه ازدیاد جنبش کارگری میباشد.
یاد تمامی جانباخته گان برای آزادی و برابری گرامی باد .
یاد محمد جراحی گرامی باد.
به امید آزادی و سلامتی فعالین کارگری دربند
به امید پیروزی کارگران و زحمتکشان بر رژیم غارتگر سرمایه داری حاکم بر ایران

پوستر شماره ۱،۲،۳در جهت افشای نقشه فریب کارانه مشترک سرمایه داری داخلی و سرمایه داری جهانی که علیه ملت کرد و خلق های منطقه پیش می برند.

Untitled-2211

پوستر شماره ۱ در جهت افشای نقشه فریب کارانه مشترک سرمایه داری داخلی و سرمایه داری جهانی که علیه ملت کرد و خلق های منطقه پیش می برند.

پوستر شماره ۲در جهت افشای نقشه فریب کارانه مشترک سرمایه داری داخلی و سرمایه داری جهانی که علیه ملت کرد و خلق های منطقه پیش می برند.

پوستر شماره ۳ در جهت افشای نقشه فریب کارانه مشترک سرمایه داری داخلی و سرمایه داری جهانی که علیه ملت کرد و خلق های منطقه پیش می برند.

 

باز تکثیر از : کمیته حمایت از آرمانهای شاهرخ زمانی

پی دی اف کتاب ضد کارگری مشترک حسن روحانی و تیم جنایت کارش

i284008264523005340._szw480h1280_

پی دی اف کتاب ضد کارگری مشترک حسن روحانی و تیم جنایت کارش

 

خواندن این کتاب برای افشای افکار ضد کارگری حکومت اسلامی و دولت حسن روحانی به عنوان مدرک مستند افشای آنها و رساندن آگاهی لازم به زحمتکشان برای فعالین و کارگران انقلابی ضرورت دارد ، برای همین تلاش کردیم پی دی اف کتاب فوق را تهیه کنیم تا نیروهای انقلابی مجبور نشوند پولی برای خرید آن بپردازند که جسن روحانی و تیم جنایت کارش سودی ببرند.لازم است رفقا لینک پی دی اف کتاب فوق را در اختیار همه رفقا قرار بدهند.

باز تکثیر از : کمیته حمایت از آرمانهای شاهرخ زمانی

بررسی تحلیلی مهمترین اخبار دو هفته پیش تا اجلاس سازمان ملل

Capture
بررسی تحلیلی مهمترین اخبار دو هفته پیش تا اجلاس سازمان ملل
نود درصد این خبرها برگرفته از اخبار شامگاهی صدای آمریکاست
بنظر ما تبلیغات جنگی دولت ترامپ وارد مرحلۀ عملیات جنگی می‌شود.
اخبار جهانی
بانک جهانی هفتۀ پیش ۱۳٫۰۹٫۲۰۱۷ برابر با ۲۲ شهریور ۱۳۹۶ گفت که رشد اقتصادی چین در سال
گذشته بیش از پیش‌بینی ها بود.
دو روز قبل از این خبر نیز از درگیری های نظامی چین و هند در مرز بوتان خبر دادند و به دنبالش پرزیدنت ترامپ نیز بطور رسمی مقامات هند را برای سرمایه‌گذاری در افغانستان دعوت کرد.
آمریکا ۲۰۰ تریلیون دلار یعنی ۲۰۰ هزار میلیارد دلار بدهی دارد و اعتبار دلار این ابرقدرت جهان عمدتا با تکیه به قلدری نظامی اش پابرجا مانده و نه با قدرت تولید اقتصادی اش، و با توجه به رشد اقتصادی چین زیاد طول نمی‌کشد که برتری دلار پایان می یابد. دولت جمهوری اسلامی نیز مبلغ ۱۳۳۳ تریلیون تومان پول بی پشتوانه دارد که در مقایسه با سال ۵۷ تقریباً ۱۵۰۳برابر رشد کرده است. منبا خبر دیدگاه تی وی
پریزیدنت ترامپ گفت که سازمان ملل باشگاه گپ زدن رهبران جهان بوده که سالی یکبار به نیویورک می آمدند ولی اخیراً همانطوری که موضع گیری اش را در قبال کره شمالی دیدیم یک سازمان عملگرا شده است. آمریکا که ۲۵ درصد هزینه‌های عمومی سازمان ملل را و ۲۸ درصد هزینه‌های صلح بانی این سازمان را پرداخت می‌کرد پایان خواهد داد. پریزیدنت ترامپ گفتند که سازمان ملل باید اصلاح گردد.
کرۀ جنوبی پس از تحریم های جدید آمریکا علیه کره شمالی و پس از پرتاب موشک جدید کرۀ شمالی و حرف‌های تند رهبر کره علیه امریکا، از ترامپ خواست که آن‌ها را به سلاح های مدرنتری مجهز سازد، و یک روز بعدش بود که کرۀ جنوبی برای اولین بار چندین موشک تاو را به هوا پرتاب کرد و دیروز نیز قدردانی اش را از مانور نظامی آمریکا با بمب افکن های مدرن و همکاری با کره جنوبی اعلام کرد. دولت ترامپ اعلام کرد که وزیر دفاع مسئول مستقیم برخورد به کره شمالی می باشد.
اخبار داخل آمریکا
مجلس سنا و کنگرۀ آمریکا به اتفاق هم رئیس قوۀ مجریه یعنی شخص ترامپ را بخاطر اتخاذ نکردن سیاست عادلانه بین تظاهر کنندگان نژاد پرست و مخالفین آن و طرفداری از نژاد پرستان مسئول دانستند.
ده‌ها هزار مردم معترض به نژادپرستی در آمریکا بر علیه دادگاه آمریکا بخاطر تبرعه شدن پلیسی که در اواخر دورۀ اوباما یک سیاه پوست را کشته بوده به میدان آمدند و موج اعتراضات علیه نژادپرستی در آمریکا همچنان گسترده و سنگین است. بنا به خبر دیروز نیز اخیراً این تظاهرات در دو شکل روزانه و شبانه انجام می‌گیرد بطوری که تظاهرات روزانه بشکل مسالمت آمیز و تظاهرات شبانه با حمله و سنگ پراکنی و ضرب و شتم و زدن پلیس و شکستن شیشه‌های فروشگاه های بزرگ انجام می‌گیرد، و دیشب ۸۰ مورد بازداشتی در برداشت.
ده‌ها هزار نفر از مسلمانان هند و بنگلادش و پاکستان با تظاهرات سازمانیافته ای خشونت و جنایات دولت برمه را که ۴۳۰ هزار مردم مسلمان به ویژه زنان و کودکان را بیچاره و آواره کرده محکوم کردند و دربارۀ سکوت خانم آنسان سو چی نیز خشم و بیانات تندی نشان دادند. امروز اخبار نشان می‌داد که مردان جوان در کمپ های بنگلادش بخاطر نبود فضای کافی و چادرهای مناسب، خودشان دست به کار شده‌اند و با بریدن درختان جنگل ها مشغول ساختن آلونکهایی برای خانواده‌هایشان می باشند.
اخبار مربوط به ابرقدرت آمریکا و منطقۀ خاورمیانه
ترکیه موشک های اس ۴۰۰ را که از موشک های استراتژیک روسیه می‌باشد خریده است.
رئیس کمیتۀ بین الملل گفت که ورود ترکیه به اتحادیۀ اروپا در آیندۀ نزدیک منتفی است.
ترکیه رفراندم کردستان و آقای بارزانی را با قاطعیت و خشم محسوسی محکوم کرد.
دولت ترامپ برخلاف روزهای گذشته که در وحلۀ نخست از رفراندم کردستان حمایت می‌کرد و سپس قدری عقب نشسته و موزیانه رفتار کردند و درواقع با پیام پریزیدنت ترامپ از آقای بارزانی خواسته بودند که رفراندوم را عقب بیاندازند، اما دیروز با یک عقب نشینی حیرت آوری شنیدیم که ترامپ می‌گوید ما از رفراندم کردستان به‌هیچوجه حمایت نمی‌کنیم! به دنبال همین نظر نهایی دولت آمریکا نیز، آقای بارزانی با همان محکمی و قاطعیت گفتند که ما نظر آمریکا را قبول نداریم و رفراندم را برگزار خواهیم کرد.
اخبار آمریکا و جمهوری اسلامی
ارتش آمریکا برای روبرو شدن قوی‌تر با ایران آماده است. عملیات سایبری می شوند. پریزیدنت ترامپ به فرماندهان ناو هواپیمابر حکم «آتش به اختیار» دادند.
خود ترامپ و نماینده اش در سازمان ملل با لحن بسیار عامرانه ای تأکید کردند که اولاً تحریمهای شدیدتری در راه است و در ثانی آمریکا نخواهد گذارد که رژیم ایران در سوریه و عراق و کل منطقه به دخالت های تروریستی اش ادامه دهد.
دولت های ۵ بعلاوۀ ۱ البته منهای آمریکا در ماه گذشته سه بار با تأکید محسوسی تعهدات اتمی رژیم ایران «برجام» را تأیید کردند و سرانجام آمریکا نیز با توجه به هارت و پورت قلدرمنشانه و پی در پی ترامپ دیروز ۱۵٫۰۹٫۲۰۱۷ به بقیه پیوست.
برجام مقدمه‌ای دارد دال بر اینکه رژیم ایران به‌هیچوجه نباید در منطقه به عملیات تروریستی کمک کند اما ازآنجایی که همچنان به این کارش ادامه می‌دهد لذا به تعبیر آقای ترامپ به روح برجام عمل نمی کند. دولت ترامپ در ۱۵ اکتبر برابر با ۲۳ مهر تبعیت ایران از برجام را رد یا تأیید خواهد کرد. فعالیت‌های موشکی مربوط به شهاب ۳ که ۱۷ متر طول دارند و ۲۵۰۰ کیلومتر بُرد دارند از موارد مهم مورد نظر آمریکاست. دسترسی به سایت‌های نظامی همینطور است اما رژیم ایران ممنوع کرده است.
پریزیدنت ترامپ گفتند که بعد از این دیگر رژیم ایران نه تنها باید تمامی زندانیان های آمریکایی و گروگان های دیگر را آزاد کند بلکه برای خانواده‌هایشان باید غرامت بپردازد.
مهمترین اخبار داخل ایران
علی خامنه ای در ماه گذشته خطاب به فرماندهان بسیج فرمان «آتش به اختیار» داده بود. هفتۀ گذشته نیز در جمع طلّابی که به بارگاهش پذیرفته شده بودند گفت. «ما جامعۀ اسلامی نداریم، دولت اسلامی هم نداریم، و آن چند مرحله‌ای که مطرح کرده بودیم در دولت اسلامی اش هنوز مانده ایم». منبع خبر آپوزیت ۱۹۹٫
در فیس بوک فیلم خیلی کوتاهی نشان می داد که مردم و جوانان محل به داخل خانۀ امام جمعۀ بروجرد نمایندۀ ولی فقیه در بروجرد ریخته اند و با خشم بسیار محسوسی از سر و رویش می‌زنند و تمام وسایل خانه را بهم می ریزند و حاج آقا را بخاطر دزدی و رشوه خواری و اختلاس هایش که مردم را بیچاره کرده به باد حمله گرفته و افشا می کنند. https://www.facebook.com/thunder.heart.33/videos/10213861749714275/
محمود صالحی در مصاحبه با تلویزیون رو در رو برای اولین بار آنهم با لحن محکمی گفت «طبقه کارگر باید قدرت سیاسی را کسب بکند».
—————————————————————————————–

اکنون ببینیم از این دنیای خرتوخر چه می‌فهمیم

بنظر ما علت اصلی به روی کار آمدن ترامپ، افزایش تعداد نظامیان آمریکا در کابینه، افزایش بودجه نظامی آمریکا و ناتو، میلیتاریزه شدن جهان در منطقۀ جنوب شرق آسیا و خاورمیانه، و دروغ‌های پی در پی ترامپ و شکست های پیاپی اش همگی از انتقال سرمایه و خط تولید به شرق آسیا به ویژه همین پیشی گرفتن رشد اقتصادی چین سرچشمه می‌گیرد. آمریکا بعد از یک قرن نفوذ سیاسی به رقبای امپریالیستش اکنون دیگر بخاطر یک چنین شرایط سنگین و یک تضاد آشتی ناپذیری که با رشد اقتصادی روز افزون چین در برابر نزول قدرت اقتصادی خود و همپیمانانش دچار بحران درونی و بیرونی شده است، بشدت مستأصل و درمانده و بی‌ قرار و روانی شده و ناچاراً با تکیه به قدرت نظامی و گرایش فاشیستی جلو می آید.
بقول یک مثل آذری، اگر به ترامپ چاقو بزنند خونش در نمیاد. در واقع از آنجایی که ترامپ نمی‌تواند نظراتش را به همفکران و همپیمانانش تحمیل بکند در این دو هفته با چهره ای رنگ باخته و اخم هایی در هم کشیده و بشدت عصبی بنظر می رسد. اتفاقاً فقیه خودمان علی خامنه ای نیز همینطور هستند. اگرچه فقیه زمان در برابر انتقادات دانشجویان خط امام در بارگاهش در ماه های گذشته و اگرچه به فاصلۀ یکماه نیز در برابر انتقادات بسیجی های نسل جوان در بارگاهش، خود را قوی نشان می داد اما در هفتۀ گذشته به دلیل .یک سر و گردن تشدید مبارزات جامعه و به دلیل انتقادات آخوند جوانی در بارگاه خودش قیافۀ ترشیده ای مثل ترامپ داشت که می‌گفت شما حرف‌های خوبی می‌زنید اما اصلا درس‌های خوبی نخوانده اید.
آمریکا که پرچمدار مبارزه با جهان دو قطبی بوده و گلوبالیزاسیون و بازار آزاد را سرعت بخشیده بود بهتر از همه می‌داند که قدرت اقتصادی، پایۀ اصلی انباشت سود و شاه‌ کلید نظام سرمایه است، و از همین رو با حرکت سرمایه و خط تولید به سوی شرق آسیا، خوب می‌داند که دیگر ممکن نیست که بتواند در رقابت با بزرگترین حریفش یعنی چین و سایر کشورهای منطقه مثل هند و اندونزی و مالزی و غیره از طریق نیروی کار ارزان به انباشت سود بیشتر برسد. این نکته را نیز آمریکا خوب می داند که ابر قدرت روسیه اکنون دیگر به چین چسبیده، و دو ستون اصلی قطب اقتصادی نظامی نوینی را با نام «بلوک اقتصادی شانگهای» پایه ریزی کرده‌اند که هند نیز جزو آن است و بزودی قدرت‌های اقتصادی و اتمی فرانسه و آلمان و ژاپن نیز به این مجموعۀ نوین می پیوندند و انگلیس نیز پیشاپیش رسما تقاضای عضویت در بانک اقتصادی شانگهای را کرده، و لذا می‌داند که همگی بطور جدی یکه تازی آمریکا را به چالش می گیرند.
بنظر ما فعالین طبقه کارگر باید روی این سری نکات مهم تأمل کنند که برای آمریکا بسیار حیاتی است که هرچه سریعتر با تکیه به اهرم نظامی اش که گردانندۀ ۱۵۰ هزار نیروی پیاده و چندین ناو اتمی و ۸۰۰ پایگاه نظامی در سراسر جهان می باشد آنهم با توجه به اینکه کل پایگاه های نظامی هر سه قدرت اتمی (روسیه و انگلیس و فرانسه) روی هم از ۳۰ مورد تجاوز نمی کند مقابله کند. بنابراین برای آمریکا این چند محور ضروری است.
اولاً با مانورهای نظامی و میلیتاریستی اش سعی می کند از نظر روانی هرگونه فزون خواهی رقبا را همواره در نطفه خفه کند. دوماً به بهانۀ مقابله با قلدری نظامی کره شمالی و دخالت نظامی ایران در واقع می‌خواهد که بر علیه چین و روسیه هرچه سریعتر و گسترده‌تر با میلیتاریزه کردن مناطق جهان و فروش سلاح های مدرنتر و بیشتری به انباشت سود بیشتری برسد. ثالثا آرایش نظامی موجود در دو منطقۀ خاورمیانه و شرق آسیا را ظاهراً به بهانۀ آن دو، اما در حقیقت علیه چین و روسیه و بنفع خود و متحدینش تجدید قوا کند. رابعا با به آشوب کشاندن مسیرهای اصلی قدرت اقتصادی و صادراتی چین موانع جدی بتراشد. خامسا در تأمین نفت و گاز منطقه نیز رقیب رشد یابنده اش چین به همراه تجاوز نظامی روسیه را با مشکلات بزرگی مواجه سازد. و بالاخره با پیشگامی اسرائیل در منطقه، برای مقابله با شورش و قیام سراسری نسل جوان و زنان ایران و احتمال یک انقلاب سازمانیافته به رهبری طبقۀ کارگر بشتابند.

اکنون برای شناخت از تضاد آشتی ناپذیر نظام سرمایه و شناخت از ماهیت بحران ساختاری و ویرانگر سرمایه، جا دارد که به چند نکتۀ اساسی در مناسبات جهان سرمایه و در سیاست‌های آمریکا نسبت به شرق آسیا و نسبت به خاورمیانه توجه کنیم تا بدینوسیله از ریشه‌های اصلی اینهمه ترس و هیجان و بی قراری و بی ثباتی و دروغ‌های حیرت آور آمریکا و رنگ باختگی ترامپ درک عمیقتر و دقیق‌تری داشته باشیم.
یک – در هفتۀ گذشته آمریکا بمحض شنیدن اختلافات مرزی دو دولت اتمی هند و چین و درگیری نظامی شان در مرز بوتان، با یک ابتکار بسیار عجولانه و حیرت آوری دست به اقدام نوینی زد بطوری که با دعوت از مقامات هند برای سرمایه‌گذاری در افغانستان و گشودن خوان نعمتی به روی آنها، درواقع ریسک کرده که همین هند اتمی پرجمعیت را که تنها همسایۀ اتمی و پرجمعیت چین است حتی به قیمت از دست دادن یار اتمی قدیمی اش پاکستان هم که شده برعلیه چین بشوراند. به عبارت دیگر آمریکا برای حل بحران عمیقش در برابر ابرقدرت چین از روی استیصال دست به اقدامات خطرناکی می زند.
دو – همچنین آمریکا و ناتو می‌دانند که این ترکیه و این عضو مهم ناتو، با توجه به شدت عصبیت از حمایت های نظامی و تسلیحاتی آمریکا از کردهای سوریه و با توجه به اصرار و حمایت اسرائیل و حمایت های غیر مستقیم آمریکا از رفراندم کردستان عراق دیگر بعنوان عضو وفاداری برای ناتو باقی نمی‌ماند و می‌بینند که از همان لحظۀ خریدن موشک های اس ۴۰۰ از روسیه، در بین این دو بلوک در نوسان قرار گرفته است.
سه – در داخل خود آمریکا نیز روند رو به رشد اعتراضات مردمی چه از جهت دفاع از قانونمداری و دمکراسی و چه کوبیدن بر بیمه ها و رفاه اجتماعی و چه از جهت مقابله با فاشیزم و نژاد پرستی که همه روی هم با به روی کار آمدن ترامپ افزایش محسوسی بخود گرفته است نشان می‌دهند که دولت آمریکا در این ۹ ماهۀ گذشته بقول معروف آچمز شده است و هرگز نتوانسته مجال و تعادل فکری یابد بلکه بطور روزافزون با دروغ‌های پیاپی خود ترامپ و با زیگزاگ ها و شکست ها و استعفاها و اخراج های پیاپی در ُدولت ترامپ مواجه شده اند.
چهار – برای بیرون آوردن رژیم ایران از کمپ روسیه و چین و پاره کردن برجام در برابر همپیمانان ۵ بعلاوۀ یک با موانع بزرگی روبرو شده است و برای شروع عملیات نظامی علیه ایران و کره شمالی و گوش مالی دادن و کشتن گربه دم حجله و برای دفاع آشکار از رفراندم آقای بارزانی می‌داند که در منطقۀ نفت و گاز خیز خاورمایانه با انواع تروریست و سهم خواهی جانورانی شبیه خودش به روی باروت ننشسته اند.
نتیجۀ نهایی نظرات ما – هر درجه تحمیل چنین شرایط و چنین شکست بسیار سخت و سنگینی به ابرقدرت بلامنازع جهان را که عمیقاً درگیر بحران درونی و مردمی خودش نیز می باشد، در لپ کلام به معنی مرگ استراتژیک آمریکا می دانیم که برای نجات خودش جنگ اتمی و نابود کنندۀ کل نظام سرمایه را به دنبال خواهد داشت. آمریکا اولاً برای خلاصی از بحران درونی‌اش در رهایی از این شکست حیاتی اش، همچنین برای هرچه به درازا کشاندن چنین شکستی در قبال چین ناچار است که به عملیات نظامی و میلیتاریستی و فروش سلاح و فاشیزم جهانی وسعت بخشد، بطوری که اگر بقیمت نابودی بشریت هم شده باشد، و حتی اگر بقیمت نابودی کل حیات و نبات و کرۀ زمین نیز شده باشد، بازهم ناچار است چنین کند.
بنظر ما رابطۀ انسان و شرایط در یکچنین وضعیت تاریخی و سرنوشتسازی ایجاب می‌کند که نه تنها طبقۀ سرمایه دار با عقل و منطق جمعی شان قدم بردارند و حتی شخص ترامپ نیز که نقش مهمی دارد بیشتر به یارانش در اتاق فکر رجوع کند بلکه از آن دقیقتر و داهیانه تر نیز کارگران انقلابی و کمونیست‌ها هستند که باید با تأمل و دقت تاریخی حرکت کنند. یکچنین بلبشوی اتمی ویرانگری که از دید ابرقدرت جهان بمعنی «پایان یک شکست» خواهد بود بسیار بهتر از «یک شکست کُشنده و بی پایان»است، و از همینجا می‌توان به معنی و مفهوم دقیق بحران ساختاری نظام سرمایه خوب پی برد، و از همین جاست که در نبرد پیروز شونده و سرنوشتساز با یکچنین نظام بحران گرفته و ویرانگری، فقط و فقط این اردوی کار جهانی است که به رهبری سازمانیافتۀ طبقۀ کارگر برخیزد و درواقع تنها نیرویی است که تاریخا قادر به نجات بشریت و طبیعت خواهد بود.

اکنون اعتصابات پرخروش و شکست ناپذیر جنبش کارگری ایران آنهم در متن اعتراضات گسترنده و سراسری تمامی سطوح مردم ایران به جایی رسیده است که حتی از نظر سیاسی باید گفت که تأکید شاهرخ زمانی به ایدۀ انقلابی«کسب قدرت سیاسی توسط طبقه کارگر»، یکبار دیگر از زبان یکی از فعالین کارگری یعنی محمود صالحی شنیده می شود، و این یعنی استعداد و آمادگی جامعۀ ایران و جنبش کارگری برای پیگیری در اهداف ضد سرمایه داری و تکمیل انقلاب ناتمام ۵۷ می باشد. پتانسیل شورش و قیام سراسری در ایران و استعداد شکل‌گیری یک انقلاب سوسیالیستی می‌تواند به طبقۀ کارگر منطقه به ویژه جنبش کارگری ترکیه و مصر و تونس شعله‌ور گردد. ما این پتانسیل شورش و قیام های آگاهانه و هدفمند را که طبقۀ کارگر بتواند در برابر فاشیزم بنحو سازمانیافته و حتی بین المللی برخیزد، در اقصی نقاط جهان به ویژه در جوامع آمریکای لاتین و اروپا و هند نیز می بینیم.
این بود نظرات شخصی من در همفکری با یک رفیق کارگر کمونیست
طبعا ما نیز در این تجزیه تحلیل مان نواقص و ضعف‌هایی داریم که با نقد و نظر شما فعالین انقلابی جنبش کارگری و کمونیست‌ها می‌توان نواقص و ناپخته هایمان را برطرف کنیم.
۱۸٫۰۹٫۲۰۱۹ ناصر احمدی

رفیق لبخند بزن

Untitled-1211
دکلمه شعر “رفیق لبخند بزن” تقدیم شده به طبقه کارگر به مناسبت دومین سال کشته شدن رفیق شاهرخ زمانی است ، دکلمه از رفیق علی پیچگاه است و شعر از رفیق امید حق وردی است تنظیم و توزیع توسط جمع قدم اول صورت گرفته است .

بهنام ابراهیم زاده ، واله زمانی و پیمان سالمی را آزاد کنید.

بیانیه ۱۴۹
کارگر زندانی زندانی سیاسی آزاد باید گردد.

بهنام ابراهیم زاده ، واله زمانی و پیمان سالمی را آزاد کنید.

Untitled-1117

سران و عوامل جمهوری اسلامی با توجه به پوسیدگی درونی حکومت اسلامی ، از دست دادن مشروعیت عمومی و با توجه به رشد و گستردگی اعتراضات کارگران و زحمتکشان و با توجه به بی اعتباری در نزد هم پالگی ها و بنیان گذاران جهانی خود ، در ک کردند که حکومت ضد انسانی و ضد کارگری شان بیش از پیش در سرازیری سقوط دچار شتاب فزاینده ای شده است.در نتیجه تلاش می کنند با استفاده از انواع جنایات قانونی و غیر قانونی هر روز بیش از قبل اقدام به سرکوب نمایند، سالهاست که نظام اسلامی هر روز بیشتر از قبل حقوق کارگران و زحمتکشان را در جهت انباشت سرمایه بیشتر، بسود سرمایه داران پایمال می کند، نبرد با جمهوری اسلامی سرمایه داری به نقطه عطف تاریخی نزدیکتر شده است و حکومت اسلامی در بحران ساختاری دست و پا می زند ، و دیگر هیچ ابزاری برنده ای برای فریب و قانع کردن توده ها ندارد ، از این بابت است که هر اعتراضی ولو کوچک پایه های اصلی نظام اسلامی را نشانه می گیرند ، در نتیجه کلیت حکومت و نهادهای مختلف ان هیچ راهی جز سرکوب گسترده نمی شناسند ، غافل از اینکه دوره کنونی در زندانها نقطه عطف میان رشد و شدت یابی مبارزه انقلابی زندانیان و به ناچار دوره عقب نشینی جمهوری اسلامی (هر چند که هنوز جان سختی می کند) خواهد بود. با توجه به چنین درماندگی و پوسیدگی درونی و متزلزل بودن پایه هایش اقدام به سرکوب زندانیان سالن ۱۲ و انتقال انها به سالن ده برای پیش برد طرح مانیتورینگ زندانیان سیاسی را با انواع خشونت سیستماتیک و سلیقه ای پیش برده است، همچنین رضا شهابی را که مدت زندانش تمام شده بود با حرکت های کاملا” غیر قانونی دوباره زندانی کرده است ، کولبران را کشته ، و معلمان مبارز را زندانی کرده است، و تعدادی از اعتراض کنندگان به سرکوب ها را از جمله بهنام ابراهیم زاده ، واله زمانی و پیمان سالمی را سه روز پیش در مقابل زندان گوهر دشت دستگیر کرده اند.
حکومت اسلامی قتل و کشتار ، اختلاس و دزدی ، نظام دروغ و خرافات ۳۸، سال است که با تحمیل دستمزد های زیر خط فقر، با خصوصی کردن مدارس، دانشکاهها و بیمارستان و بهداشت و درمان، حذف خدمات عمومی و بیمه های درمانی ، حذف یارانه ها ، تحمیل اخراج و بیکاری میلیونی ، تحمیل قرار داد های موقت و سفید امضا، تحمیل اعتیاد و فحشای گسترده ، ایجاد حاشیه نشینی، کارتون خوابی و گور خوابی ، افزایش کودکان کار و خیابان و افزایش ترک تحصیل و باز ماندن از تحصیل ، تحمیل طرح های استاد و شاگردی ، طرح های برده داری کارورزی و کار رایگان ( با بهانه دوره آزمایشی و کار آموزی)شده است ، در حین ارتکاب این همه خیانت و جنایت علیه کارگران و زحمتکشان در تمامی دوره ها بی وقفه سرکوب را دائما” بکار برده است. اکنون با اعتراضات گسترده همه ای قشر ها و لایه های اجتماعی روبرو است.
در خیابانهای ، مقابل نهاد ها و مجلس کارگران، فعالین و دانشجویان و معلمان در موسسات تولیدی و خدماتی مانند کارخانه های تولید ی مخابرات، خدمات برق ، معادن ، هپکو و دهها کارخانه دیگر در شهر های مختلف با مدافعین کولبران و در دانشگاهها اعترض دانشجویان ، و در مقابل موسسات مالی با مالباختگان که پس انداز هایشان را دزدان و اختلاس گران حکومت اسلامی در بانک ها و موسسات اعتباری و مالی غارت کردند و در زندانها با اعتصاب غذایی زندانیان سیاسی روبرو است که هیچ کدام را نمی تواند به راحتی حل کند، این همان نقطه قوت شرایط عینی برای گسترش اعتراض و مبارزه و به عقب راندن جمهوری اسلامی جنایت کار است، که برای ممکن شدن، نیازمبرم به همبستگی طبقاتی و برنامه ریزی و سازماندهی متحدانه و مشترک دارد و این وظیفه را هم اکنون تشکل های موجود مستقل کارگری ، معلمان و فعالین کارگری و دانشجویان و زنان و مردان مبارز به عهده دارند ، باید از این موقعیت طلایی برای سازمان دهی و سازمان یابی استفاده کرد.
ما ضمن محکوم کردن دستگیری بهنام ابراهیم زاده ، واله زمانی و پیمان سالمی خواهان آزادی بی قید و شرط آنها ، رضا شهابی و بقیه زندانیان سیاسی و معلمان زندانی و فعالین مدنی و اجتماعی هستیم ، و هر گونه بر خورد و سرکوب تشکل ها و فعالین کارگری ، معلمان ، دانشجویان و پرستاران و بازنشستگان ، … را به شدت محکوم می کنیم .

سرنگون باد جمهوری اسلامی سرمایه داری
زنده باد سوسیالیسم

کمیته حمایت از آرمانهای شاهرخ زمانی
۲۴/۶/۱۳۹۶

بیانیه ۱۴۸ و گزارش مراسم بزرگداشت

IMG_20170720_201142

photo_۲۰۱۷-۰۹-۱۰_۰۰-۵۸۱-۳۸

زنده باد انقلاب کارگری، درود بر شاهرخ زمانی
بی توجهی به اعتصاب غذای زندانیان سیاسی و گسترش جو پلیسی برای مقابله با مراسم های بزرگداشت رفیق شاهرخ زمانی را شدیدا” محکوم می کنیم.
در پایان اولین مراسم بزرگداشت دومین سالگرد قتل رفیق شاهرخ زمانی پلیس تعدادی از شرکت کنندگان را موقتا” باز داشت کرد.
ما هر گونه مانع تراشی و ایجاد جو اختناق و سرکوب در مقابل اعتراضات گوناگون کارگران و زحمتکشان را به شدت محکوم کرده و دستگیری ، ایجاد و گسترش جو پلیسی در مقابل اراده کارگران و انقلابیون برای برگزاری مراسم های بزرگداشت رفیق شاهرخ زمانی را نشانه ترس جمهوری اسلامی سرمایه داری از مبارزات توده های به پا خواسته می دانیم و می دانیم که این اعتراضات برای کسب انواع مطالبات کارگران و زحمتکشان با گسترش هر روزه در مسیری حرکت می کند که به زودی زمین را زیر پای کلیت جمهوری اسلامی سرمایه داری به لرزه در خواهد آورد.
کارگران ، معلمان و دانشجویان ، زنان و مردان مبارز می دانید که ۲ سال پیش در ۲۲ شهریور ۱۳۹۴ به دستور سران جمهوری اسلامی سرمایه داری و به دست ماموران این نظام فاشیستی اسلامی رفیق شاهرخ زمانی در سالن ۱۲ زندان گوهر دشت کرج به قتل رسید، سالن ۱۲ زندان گوهر دشت کرج همان محلی است که امسال ۸ مرداد ۱۳۹۶ماموران گارد به دستور رئیس زندان محمد مردانی به ۵۲ زندانی سیاسی که بسیاری از انها به مدت چهار سال از هم بندان رفیق شاهرخ بودند حمله کرده و اموال عمومی زندانیان را تخریب کرده و اموال شخصی انها را دزدیدند، هم چنین زندانیان را مورد ضرب و شتم قرارداده تعدای از انها را به سلول های انفرادی و بقیه را به سالن ۱۰ که زندانی، در داخل زندان است منتقل کردند و زندانیان برای اعتراض و مقابله با این حرکت ضد انسانی دست به اعتصاب غذا زدند که ۴۴ روز است ادامه دارد .سالن ۱۰ زندان گوهر دست قبرستانی است که موارد امنیتی آن بارها بیشتر از قبل و بقیه سالن ها تشدید شده است ، زندانیان برای مقابله با خفقان تحمیل شده به خود و جامعه راه های مختلفی یافته بودند تا صدای حق طلبی و اعتراضی خود را به گوش جهانیان برسانند در مقابل جمهوری فاشیستی اسلامی تلاش کرده در سالن ۱۰ هر گونه امکان ارتباط زندانیان را قطع کند ، همه جای سالن ۱۰ ، حتی توالت ها را نیز شنود و دوربین های مدار بسته گذاشته است و هر گونه ارتباط زندانیان با بیرون و خانواده هایشان را مسدود کردند ، از دستگاههای پارازیت به وفور سود برده اند ، در سالن ده آب آشامیدنی نیست، یخچال و کولر نیست، منافذ تبادل هوا وجود ندارد ، دارو های زندانیان بیمار را تحویل نداده اند ، لوازمی که خانواده ها می فرستند به زندانیان نمی دهند ، از دهها روش مختلف زندانیان را به عمد گرفتار بیماری های سخت و لاعلاج می کنند، نامه های اعلام رسیمی اعتصاب غذای زندانیان را تحویل نگرفته و بنابراین در سیستم زندان اعتصاب انها ثبت نگردیده است ، در نتیجه معاینات پزشکی طبق قانون از زندانیان اعتصابی انجام نمی گیرد. همه اینها نشان می دهد که جمهوری جنایت کار اسلامی به عمد و با برنامه های از پیش طراحی شده و سیستماتیک تلاش می کند زندانیان را قتل عام کند همان گونه که در دهه شصت و تابستان ۶۷ هزاران زندانی انقلابی را قتل عام کرد ، اکنون نیز همان نقشه ها را در سر دارد منتها این بار تلاش می کند با بیمار کردن انها و بدون خون ریزی جنایت خود را پیش ببرد ، در مقابل آگاهی زندانیان و مقاومت و استواری آنها و حمایت های داخلی و جهانی و خانواده ها از زندانیان آنچنان شور انگیز و گسترده است که جمهوری فاشیستی اسلامی به بن بست رسیده است ، همچنین رضا شهابی کارگر انقلابی که به دنبال پرونده سازی دروغین و حذف غیر قانونی مرخصی های استعلاجی او مجددا” زندانی شده است در مقابل این ناعدالتی مضاعف ضمن اعتراض به ظلم ستم در حق خودش به دفاع از دیگر زندانیان و هم بندیهایش برای مطالبات مشترک میان همه زندانیان ۳۴ روز است که به اعتصابیون پیوسته است ، برای مقابله با حکومت اسلامی سرمایه داری و به دفاع از زندانیان که به گفته رفیق شاهرخ زمانی : ” زندانیان فرزندان و وجدان بیدار کل جامعه هستند” ، لازم است همه ما کارگران ، معلمان ، دانشجویان و پرستاران و بازنشستگان بر خیزیم و متحدانه و گسترده از زندانیان معترض به هر شکل ممکن حمایت کنیم، امروز باید بر خیزیم ، فردا دیر است.

کارگر زندانی ، زندانی سیاسی آزاد باید گردد.
سرنگون باد جمهوری اسلامی سرمایه داری
بر قرار باد حکومت کارگری
کمیته حمایت از آرمانهای شاهرخ زمانی
۲۰/۶/۱۳۹۶
گزارش از اولین مراسم بزرگداشت (دومین سالگرد) کشته شدن رفیق شاهرخ زمانی :

تعدادی از کارگران و فعالین کارگری به همراه محمد جراحی همرزم رفیق شاهرخ روز شنبه ۱۸/۶ /۱۳۹۶ در تبریز سر مزار رفیق شاهرخ حاضر شده و با سخنرانی ، سرود خوانی خواندن سرود انترناسیونال، سر دادن شعار و نثار گل و گلباران کردن مزار رفیق کشته شده و در نهایت قرائت قطعنامه ای ضمن بزرگداشت اعلام کردند ” رفیق شاهرخ راهت ادامه دارد و آرمانها و اهدافت هر روز بیشتر در قبل و دل کارگران جای می گیرد.”
از تمامی قسمت های برنامه عکس و فیلم های تهیه شد ، اما پس از اتمام مراسم و وقتی که شرکت کنندگان اندکی از مزار رفیق شاهرخ دور شده بودند ماموران که طی زمان برگزار خبر دارشده بودند تعدادی از شرکت کنندگان را دستیگر کرده و همه موبایل ها و دوربین را توقیف کرده و همه عکس ها و فیلم ها را پاک کرده بعد از ساعاتی تحویل داده و شرکت کنندگان در مراسم را با تهدید و خط و نشان کشیدن که در آینده احضار تان خواهیم کرد آزاد کردند.در نتیجه ی چنین عمل سرکوبگرانه ماموران تعداد بسیار کمی از عکس ها و فیلم کوتاهی باقی مانده که در پیوست این گزارش منتشر می کنیم.

همچنین خبر دار شدیم که در روز های آتی مراسم های دیگری برای بزرگداشت رفیق شاهرخ بر گزار خواهند شد ، که لازم است کارگران ، فعالین و انقلابیون با حساسیت های بیشتری موضوع را تعقیب کنند و هشیار باشند که هر جای اقدام به برگزاری شد در مراسم های فوق شرکت کرده از این طریق ضمن اعتراض به قتل رفیق شاهرخ ، از این فرصت ها برای دفاع از زندانیان سیاسی اعتصابی بخصوص در دفاع از رضا شهابی با در دست داشتن و توزیع عکس و پوستر از زندانیان اعتصابی از فرصت های ایجاد شده استفاده نمایند، به یاد داشته باشیم که رضا شهابی و بقیه زندانیان اعتصابی از عزیزترین دوستان رفیق شاهرخ زمانی بودند و اگر رفیق شاهرخ زنده بود بدون هیچ تردیدی از هر طریق ممکن به حمایت و دفاع از اعتصابیون اقدام می کرد اکنون بزرگداشت رفیق شاهرخ یعنی دفاع از زندانیان اعتصابی و دفاع از زندانیان سیاسی یعنی شرکت در مراسم های بزرگداشت رفیق شاهرخ، همان گونه که خانواده رفیق شاهرخ با صدور بیانیه به دفاع و حمایت از اعتصابیون اقدام کردند ( این بیانیه در پیوست ارایه می شود)، لازم است خانواده ها و مدافعین زندانیان سیاسی با گستردگی هر چه بیشتری در مراسم های بزرگداشت رفیق شاهرخ شرکت کنند، برای شرکت در مراسم های آتی لازم است به محض اطلاع یافتن از زمان و آدرس مراسم ها آنها را با گستردگی و فوری به دوستان و رفقا به شکل مناسب اطلاع داده شوند، اکنون ما اطلاع داریم که مراسم ها و اعتراضات زیر بر گزار خواهند شد ضمن توجه به انها با گستردگی اطلاع رسانی کنید:
۱- مراسمی در تبریز از طرف بستگان بر گزار خواهد شد.
۲- طبق دعوت شاگردان انقلابی شاهرخ زمانی در محلاتی از تبریز آنها به صورت اعتراضی حضور خواهند داشت که ما آدرس های اعلام شده را در پیوست منتشرمی کنیم .


۳- مراسم های دیگری خارج از ایران برگزار خواهند شد از جمله در تورنتو کانادا در تاریخ ۱۴ /اکتبر/۲۰۱۷ در سالن توسط رفقای حاضر در کانادا برگزار خواهد شد که بزودی مشخصات دقیق ان به اطلاع رسانده خواهد شد.
در صورتی که در روزهای آتی از مراسم های دیگری خبر دار شدیم و لازم به اطلاع رسانی بود گزارش خواهیم کرد.
—————————————————————————————————————-
بیانیه ی خانواده ی «شاهرخ زمانی» در حمایت از اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در آستانه ی دومین سالگرد جاودانه شدن شاهرخ زمانی در زندان رجایی شهر:
آزادی‌خواهان ایران و آزادی‌خواهان جهان
نزدیک به یک ماه است که گروهی از زندانیان سیاسی، عقیدتی و فعالین جنبش کارگری ایران برای دفاع از حق آزادی صنفی وسیاسی خود دست به اعتصاب غذا زده اند و سلامتی آنها در خطر جدی هست. آنان که بعد از سال ها حبس برای بریدن زبان اعتراض جنبش کارگری قصد جان شاهرخ را کردند و امکان برگزاری هرگونه مراسم را از ما ستاندند اینک قصد جان رفقایش را دارند و هر آن ممکن است مثل شاهرخ عزیز ما با شگرد جدید جان رفقایش از جمله رضا شهابی را بستانند. ما خانواده ی شاهرخ زمانی در دومین سالگرد ایشان به نام شاهرخ ضمن اعلام همبستگی با همه ی این عزیزان دربند، خواهان آزادی بدون قید وشرط آنها بوده و از تمامی فعالین ملی و بین المللی می خواهیم تا دیر نشده به نام آزادی به طور یکپارچه از سلامتی و حق آزادی آنها دفاع نمایید.
خانواده شاهرخ زمانی ـ ۹۶/۰۶/۱۶

کمیته حمایت از آرمانهای شاهرخ زمانی
۲۰/۶/۱۳۹۶


آزادی‌خواهان ایران و آزادی‌خواهان جهان

‍ بیانیه ی خانواده ی «شاهرخ زمانی» در حمایت از اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در آستانه ی دومین سالگرد جاودانه شدن شاهرخ زمانی در زندان رجایی شهر:

آزادی‌خواهان ایران و آزادی‌خواهان جهان

۷۲۲_n

نزدیک به یک ماه است که گروهی از زندانیان سیاسی، عقیدتی و فعالین جنبش کارگری ایران برای دفاع از حق آزادی صنفی وسیاسی خود دست به اعتصاب غذا زده اند و سلامتی آنها در خطر جدی هست. آنان که بعد از سال ها حبس برای بریدن زبان اعتراض جنبش کارگری قصد جان شاهرخ را کردند و امکان برگزاری هرگونه مراسم را از ما ستاندند اینک قصد جان رفقایش را دارند و هر آن ممکن است مثل شاهرخ عزیز ما با شگرد جدید جان رفقایش از جمله رضا شهابی را بستانند. ما خانواده ی شاهرخ زمانی در دومین سالگرد ایشان به نام شاهرخ ضمن اعلام همبستگی با همه ی این عزیزان دربند، خواهان آزادی بدون قید وشرط آنها بوده و از تمامی فعالین ملی و بین المللی می خواهیم تا دیر نشده به نام آزادی به طور یکپارچه از سلامتی و حق آزادی آنها دفاع نمایید.

خانواده شاهرخ زمانی ـ ۹۶/۰۶/۱۶

۳ روز تظاهرات متوالی در تورنتو :

mohsen 6.pdf

برای حمایت از رضا شهابی و دیگر زندانیان اعتصابی یک صف شویم.

مدت حکم زندان بر مبنای اتهامات دروغین علیه رضا شهابی تمام شده ، اما حکومت ضد کارگری و ضد انسانی جمهوری اسلامی مجددا” رضا شهابی را زندانی کرده است ، رضا شهابی برای کسب و احقاق حقوق خود مجبور شده از جان خود مایه بگذارد و بیش از ۲۵ روز است که دست به اعتصاب غذا زده است، همچنین زندانیان سیاسی بند ۱۲ زندان رجایی شهر یک ماه پیش با بهانه های واهی و دروغین توسط ماموران و گارد زندان با دستور مسئولین سازمان زندانها و قوقضائیه مورد ضرب و شتم قرار گرفته و اموالشان تخریب و به غارت رفته است و آنها را به زور و غیر قانونی به سلول های انفرادی و سالن ده منتقل کردند و در مقابل ۱۸ نفر از این زندانیان بیش از ۳۰ روز است که دست به اعتصاب غذا زده اند،
ما ضمن محکوم کردن اعمال ضد کارگری و ضد انسانی جمهوری اسلامی خواهان آزادی فوری و بدون قید و شرط رضا شهابی و بقیه زندانیان سیاسی هستیم ، و در این راستا از تمامی کارگران انقلابی ، فعالین ، سازمانها و احزاب و محافل و افراد حاضر در کانادا تقاضا داریم ، جهت حمایت از رضا شهابی و دیگر زندانیان اعتصابی روز دوشنبه ۴ سپتامبر ۲۰۱۷ در راه پیمایی شهرهای مختلف کانادا حضور یافته و با در دست داشتن عکس های از رضا شهابی و دیگر زندانیان اعتصابی در یک صف خواستار آزادی آنها شوند.
ما نیز روز دوشنبه ۴ سپتامبر ۲۰۱۷ در تورنتو ساعت هشت و نیم صبح در چهار راه
University and Queen با بر داشتن عکس های از رضا شهابی به زندانی کردن مجدد او اعتراض خواهیم کرد همچنین از همه رفقا دعوت می کنیم دراعتراضات روز دوشنبه حضور داشته باشند.
همچنین از کارگران و فعالین و رفقا و دوستان و احزاب و سازمانهای که در تورنتو حضور دارند دعوت می کنیم، در تظاهرات ایستاده که روز های شنبه ۲ سپتامبر ۲۰۱۷ و یکشنبه ۳ سپتامبر ۲۰۱۷ از ساعت ۲ بعد از ظهر تا ۴ بعد از ظهر در Mel Lastman Square برای حمایت از رضا شهابی و بقیه زندانیان اعتصابی برگزار خواهد شد، شرکت فعال داشته باشند. آدرس محل اعتراض عبارت است از :
Address: 5100 Yonge St, North York, ON M2N 5V7

رضا شهابی آزاد باید گردد.
کارگر زندانی ، زندانی سیاسی آزاد باید گردد .
معلم زندانی آزاد باید گردد.

جمع قدم اول
۲۹ آگوست ۲۰۱۷

حکم شلاق علیه شاپور احسانی راد لغو باید گردد.

حکم شلاق علیه شاپور احسانی راد لغو باید گردد

شلاق ممنوع !!!
ما کارگران و زحمکشان با صدها سوال بی جواب رو برو هستیم :
چرا ما را سرکوب می کنند؟ چرا ما را با بهانه های مانند انواع امنیت و … ، دستگیر ، محاکمه کرده و زندانی می کنند یا شلاق می زنند؟ ما کارگران، خانواده هایمان و کودکانمان هیچ گونه و در هیچ زمینه ای امنیت نداریم. امنیت شغلی نداریم و عمدتا با قرارداد های موقت و سفید امضا کار میکنیم و هر لحظه ممکن است اخراج و بیکار شویم. امنیت جانی نداریم و از جمله هر لحظه ممکن است معدن ریزش کند، یا از ارتفاع پرت شویم، یا زیر آوار بمانیم و یا دچار انفجار شویم. کودکانمان امنیت ندارند و هر لحظه ممکن است دزدیده شوند یا مورد تجاوز قرار بگیرند، یا در خیابانها به کودکان خیابان تبدیل شوند و یا مجبور شوند که ترک تحصیل کرده و کودک کار شوند. امنیتی برای استفاده از بیمه های مختلف و استفاده از درمان و بهداشت نداریم چون یا بیمارستانها پولی و گران هستند و یا کار فرما به کمک دولتش از پرداخت حق بیمه سر باز زده و بیمه ها حذف شده است . وقتی هم بیکار هستیم بیمه ای نداریم. مثلا اگر کارگر ساختمانی هستیم یا در کارگاه های کمتر از ده نفر کار می کنیم مشمول بیمه نیستیم. قوانین هم در خدمت استثمار بیشتر نیروی کارما و به سود سرمایه داران است. در باز نشستگی هم حتی امنیت نفس کشیدن نداریم. چون دستمزدمان آنقدر زیر خط فقر است که حتی پولی که با کارهای دوم و سوم به دست می آوریم نیز کفاف زندگی بخورو نمیر را نمی دهد. تازه اختلاس گران صندوق های ذخیره و موسسات مالی را که برخی از ما اندک پولی برای کمک هزینه ها در آنها داشتیم خالی و غارت کرده اند. از سوی دیگر احتمال امنیت زیستی حال و آینده ما را صفر کرده اند و اگر بعد از طی مراحل هفت خوان شغلی داشته باشیم با دستمز دهای یک چهارم زیر خط فقر که بیشتر مواقع گرفتار معوقه می شود، آینده ای روشنی نداریم. پس این همه هارت و پورت تحت نام امنیت و هزینه های هنگفت که همراه انواع سرکوب شدید به فعالین کارگری و معلمی و پرستاری به کارگران و زحمتکشان تحمیل می گردد برای حفظ امنیت چه کسانی است؟ آیا غیر از این است که کل این سیستم در خدمت طبقه سرمایه داری و دشمن کارگران است؟ و برای ارزان کردن نیروی کار و غارت ما کارگران به سود کارفرمایان امنیت و هر چیز دیگری را بهانه قرار داده تا با سرکوب ما سود بیشتری به سرمایه داران برساند؟ و ما را با بهانه های دروغین هر روز بیشتر سرکوب کنند؟ هر روز با بهانه های گوناگون فعالین کارگری ، معلمی و پرستاران و زنان و دانشجویان را دستگیر، محاکمه و زندانی کنند. و بدتر از آن حکم شلاق دهند، تا امنیت سرمایه بیشتر حفظ شود. چرا به هر دلیلی هر مشکلی برای کشور یا اقتصاد پیش می آید کار فرمایان و دولت شان هزینه های آنرا از طریق اخراج و بیکاری، تعویق پرداخت دستمزدها و پولی و گران کردن مدارس و دانشگاهها و بیمارستانها ، لغو و حذف خدمات بیمه ها و با تحمیل طرح های مختلف ضد کارگری از جمله استاد و شاگردی ، طرح ضد انسانی کارورزی و رایگان سازی نیروی کار دست به غارت و چپاول ما کارگران و زحمتکشان می زنند؟
شاپور احسانی راد یک نمونه است. کارگر دلسوزی است که کارگران گفتند رهبر ماست. سخنگوی ماست. حال با شکایت کارفرمایی که خود جرم اختلاس دارد، تحت پیگرد قرار گرفته و برایش حکم بربریت شلاق صادر شده است. شاپور از حق کارگران دفاع کرده، اتهامش را امنیتی اعلام کردید. چون امنیت صاحب سرمایه را به خطر انداخته است و بس.
روشن است که کارگران این بردگی را قبول نمیکنند و ما به حکم شلاق برای شاپور احسانی راد اعتراض داریم. ما به احکام شلاق این شکل بربریت مجازات اعتراض داریم. حکم شلاق شاپور باید لغو شود. شلاق باید ممنوع گردد.
نمونه های دیگر نیز با اتهاماتی از همین دست و تحت عنوان اخلال در نظم و امنیت ملی بسیار است. از جمله رضا شهابی را برای چندمین بار زند انی کرده اید. محمد جراحی ۵ سال تمام با همین نوع پرونده ها در زندان گذراند و امروز در بستر بیماری است. بسیاری از فعالین کارگری، معلمان و فعالین اجتماعی با اتهامات امنیتی احکام زندان دارند. و هم اکنون اسماعیل عبدی و محسن عمرانی از معلمان معترض در زندانند. در مقابل این همه استثمار ، ظلم و ستم طبقاتی تنها راه ما مبارزه و دفاع از حق و حقوقمان است. ما خواستار آزادی فوری رضا شهابی، اسماعیل عبدی، محسن عمرانی، آتنا دائمی و تمامی زندانیان در بند و انسانهای معترضی هستیم که بخاطر دفاع از زندگی و معیشت شان در زندان هستند.

ما برده نیستیم. اعتصاب، تجمع، تشکل، برگزاری مراسم اول مه، اعتراض علیه زورگویی های کارفرمایان همه حقوق پایه ای ماست. اما قوه قضاییه در کنار حراست و قوانین هر روز این حقوق پایه ای ما را زیر پا میگذارد و هر اعتراضی را با عنوان اخلال در امنیت ملی و غیره با زندان و اخراج و احکام بربریتی چون شلاق پاسخ میدهد. ما به این احکام اعتراض داریم.
ما کارگران به زندگی زیر خط فقر اعتراض داریم. به محروم بودن از پایه ای ترین بیمه های اجتماعی چون بیمه بیکاری، درمان رایگان و تحصیل رایگان برای فرزندانمان اعتراض داریم. ما حق اشتغال داریم. ما حق داشتن یک زندگی شایسته انسان را داریم. ما خواهان برقراری و برسمیت شناخته شدن کلیه این حقوق هستیم ، و دستگیری ، محاکمه و زندانی کردن و شلاق زدن و جریمه کردن کارگران و معلمان و مردم معترض را که بخاطر مبارزه برای همین خواستها و تحت عناوین امنیتی دستگیر و زندانی میشوند محکوم میکنیم. بار دیگر تاکید میکنیم ما خواستار لغو حکم شلاق علیه شاپور احسانی راد و آزادی فوری و بی قید و شرط رضا شهابی و دیگر کارگران و معلمان زندانی و زندانیان سیاسی هستیم.
به محاکمه فعالین پایان دهید.
کارگر زندانی ، زندانی سیاسی آزاد باید گردد.
سندیکای نقاشان استان البرز
۲۹/۵/۱۳۹۶

هشتمین جلسه پالتالکی جمع قدم اول و نشریه شماره ۱۳ تدارک حزب انقلابی طبقه کارگر

Untitled-1

نگاهی کوتاه به مبارزات کارگران صنعت نفت در مقطع انقلاب بهمن (قسمت دوم)

برای استفاده از بقیه فایل های صوتی ، تصویری و متنی مربوط به رفیق علی پیچگاه از لینک های زیر استفاده کنید :

یک                 د و                     سه                    چهار

پنج                 شش                   هفت                   هشت

نه                  ده                      یازده

(علی پیچگاه)

hqdefault (1)

 

زمانی که شورا داشتیم خیلی کارها می کردیم، ولی کار اصلی ای را که کارگران می بایست خودشان قدرت سیاسی را در دست بگیرند را انجام ندادیم.
یادم می آید یک روزی تصمیم گرفتیم که حقوق کارکنان را بررسی کنیم، چون شنیده بودیم که تفاوت حقوقی بین کارکنان زیاد است. در صورتی که ما معتقد بودیم که اضافه حقوق همه باید مساوی باشد. دریافت حقوق خیلی خصوصی بود. یعنی هر کس فقط از حقوق خودش با خبر بود. از مقدار دریافتی دیگران اطلاعی نداشت. من و سرخابی ، حسن پور و رحیمی از طرف شورا رفتیم به اداره مالی پالایشگاه، حقوق همه کارکنان را بررسی کردیم، که البته مسئول اداره مالی هم با ما همکاری کرد و لیست حقوقی همه کارکنان را به ما نشان داد و ما هم بعد از پیگیری با وزیر نفت صحبت کرده و مسئله را حل کردیم. البته بعد از چند روز ما را دستگیر کرده و به زندان قصر بردند. بازرس زندان به ما گفت که؛ شما خلاف قانون عمل کرده اید، که البته بعد از چند ساعت در حین بازجویی از ما، کارکنان پالایشگاه با چند اتوبوس آمدند جلوی درب زندان قصر و تهدید کردند که اگر ما را سریع آزاد نکنند کارکنان پالایشگاه اعتصاب خواهند کرد، که در نتیجه ما را همان موقع آزاد کردند. این ها همه نشان می دهد که ما در آن مقطع هنوز قدرت داشتیم ولی راهکار را که چگونه قدرت خودمان را بیشتر کنیم و بهره ببریم را نمی دانستیم مثلا نمی دانستیم که باید همه کارگران را وارد عمل کنیم، هم کارگران شرکت نفت و هم کارگران سراسر کشور باید متشکل می شدیم، آن وقت خیلی بهتر می توانستیم به خواسته های اصلی خود یعنی گرفتن قدرت طبقه کارگر و دیکتاتوری در مقابل سرمایه داری برسیم، متأسفانه چون نمی دانستیم شکست خوردیم، بخصوص این که یک حزب کمونیست که فقط و فقط به فکر طبقه کارگر باشد وجود نداشت. چون یک حزب کمونیست می توانست همه کارگران را به هم وصل و منسجم کند، ولی خوب وجود نداشت، ما هم خودمان تلاش نکردیم که اول یک حزب کمونیستی درست کنیم، البته خیلی کارها کردیم متأسفانه چون سال ها از آن دوران گذشته خیلی چیزها یادم نمی آید. مثلا زمانی که کمیته اعتصاب داشتیم از بانک مرکزی لیستی گرفتیم که چه کسانی سرمایه های کلان دارند و چه کسانی پول ها را داشتند خارج می کردند که ما افشا کردیم. یادم می آید زمانی که شورا داشتیم با نماینده های پالایشگاه اصفهان و آبادان تماس داشتیم و گاهی حضوری با هم جلسه می گذاشتیم، یک روزی قرار بر این شد که یک جلسه حضوری در پالایشگاه اصفهان داشته باشیم. من و رحیمی به عنوان نماینده شورای پالایشگاه تهران به اصفهان رفتیم ولی قبل از این که ما برسیم پاسداران حکومت اسلامی نماینده های اصفهان را تهدید کردند که اگر در این جا جلسه بگذارید دستگیر می شوید بنابراین مجبور شدیم در خانه یکی از نماینده های اصفهان جلسه بگذاریم، آن موقع زمانی بود که پاسداران داشتند در حراست پالایشگاه دخالت می کردند. قبل از انقلاب یک سری کارکنانی بودند که حفاظت پالایشگاه بر عهده آنان بود به آن کارکنان می گفتند؛ حراست. که در اطراف پالایشگاه نگهبانی می دادند و یا در درب ورودی پالایشگاه مستقر می شدند که کسی بدون کارت شناسایی وارد پالایشگاه نشود. در همین حد، حتی در مقطع انقلاب وقتی که شورا را تشکیل دادیم خیلی خوب با ما همکاری می کردند یادم می آید که شبکار بودم، بعد از انقلاب زمانی که هنوز شورا داشتیم من یک اطلاعیه که سازمان چریک های فدایی خلق ایران داده بود(هنوز انشعابی در درون سازمان رخ نداده بود).
این اطلاعیه به دستم رسید آن را شبانه در پالایشگاه پخش کردم، به خیال خودم که کسی من را در حین پخش اطلاعیه ندیده است ولی چند روز بعد معلوم شد کسی یا کسانی من را دیده اند و به پاسداران گزارش داده بودند. چون یکی از همین افراد حراستی آمد به طرف من به طوری که تنها بودم به من گفت؛ علی آقا مواظب خودت باش برای تو دستور تیر آمده است. اگر اطلاعیه پخش کنی یا صحبت های تند و تیز انجام بدهی، دستور دارند که به طرف تو تیراندازی کنند. بعد هم گفت یک وقت من را لو ندهی و به کسی هم نگویی که این را من به تو گفتم، من هم به او قول داده و تشکر کردم.
گاهی وقت ها فکر می کنم که اگر انقلاب یعنی حرکت های اعتراضی و سرنگونی شاه کمی به درازا می کشید و کمی بیشتر ادامه پیدا می کرد یا حداقل تا اول ماه مه سال ۱۳۵۸(روز کارگر) تداوم داشت، مسیر انقلاب به نفع کارگر تمام می شد. مثلا یادم می آید که بعد از انقلاب اول ماه مه(روز کارگر) سال ۵۸ خیلی از روشنفکران چپ، خیلی از کارگران در آن روز در تهران در آن تظاهرات شرکت کرده بودند، به طوری که حرکت از خانه کارگر شروع شده بود، چون آن موقع در مقطع انقلاب، خانه کارگر در دست چپ ها بود، از جمله حشمت رئیسی، که خیلی هم در تصرف خانه کارگر نقش داشت، در هر حال حرکت جمعی از آن جا شروع شد و تخمین زده شد جمعیت تظاهر کننده پانصد هزار نفر از کارگر تا روشنفکران چپ بود. اما آن موقع زمانی بود که حزب الهی ها به رهبری بهشتی و رفسنجانی فعال شدند به طوری که وقتی کمی راهپیمایی کردیم، حزب الهی ها چنان درگیری با راهپیمایان پیدا کردند که دست آخر ادامه راهپیمایی متوقف شد. بعد از آن هم همین بهشتی و رفسنجانی، به علیرضا محجوب(دبیر فعلی خانه کارگر) گفته بودند بروید خانه کارگر را بگیرید و کمونیست ها را از آن جا بیرون کنید.
همین محجوب که با تعدادی حزب الهی که چماق به دست بودند و قمه و چاقو داشتند به خانه کارگر حمله کردند و آن جا را گرفتند. برای همین بود که ما روز کارگر در سال ۱۳۵۹ تصمیم گرفتیم که در میدان خراسان جمع بشویم و به طرف میدان فوزیه(امام حسین فعلی) حرکت کنیم. و آن جا راهپیمایی را خاتمه دهیم. ولی باز هم ناتمام ماند، وقتی تعداد زیادی از کارگران و روشنفکران چپ که در میدان خراسان جمع شده بودند، شروع به راهپیمایی کردیم که البته شعار دهنده من بودم، در جلوی صف در مینی بوسی نشسته بودم و از طریق بلند گو شعار می دادم، تا این که به میدان ژاله رسیدیم، آن جا باز هم حزب الهی ها ریختند و چنان درگیری ای ایجاد شد که مجبور شدیم نرسیده به میدان فوزیه راهپیمایی را متوقف کنیم. وقتی من از مینی بوس پیاد شدم که ببنم اوضاع چگونه است، چند نفر دور من را گرفتند با من جر و بحث کردند، در همین حین که تعدادی از کارگران که من را می شناختند آمدند دست من را گرفتند و گفتند بیا برویم، وقتی کمی از حزب الهی ها فاصله گرفتیم همان کارگران به من گفتند؛ تو داشتی با چه کسانی بحث می کردی؟ آن ها می خواستند تو را بکشند آن وقت تو داری با آنان بحث می کنی؟ خلاصه بعد از این که از آن جمعیت دور شدیم به من گفتند همین الان تاکسی بگیر و یک راست برو خانه که من هم همین کار را کردم.
اگر مبارزات انقلاب کمی به درازا می کشید چپ و کمونیست ها می توانستند همدیگر را پیدا کنند، به مسائل کارگری بیشتر آشنا می شدند، و کارگران هم می توانستند فرصت پیدا کنند تا مطالعه کنند. یادم می آید یکی از کارکنان پالایشگاه در دوره شاه سه سال زندانی شد و بعد از حرکت اعتراضی ما، زندانیان سیاسی آزاد شدند که یکی از اصلی ترین خواسته های ما آزادی زندانیان سیاسی بود، این همکار ما هم آزاد شده بود. او در یک روز که در پالایشگاه تحصن داشتیم سخنرانی کرده بود و گفته بود که چون کتاب “مادر” ماکسیم گورگی را خوانده بودم به سه سال زندان محکوم شدم. فقط خواندن یک رمان سه سال زندانی داشت، فکرش را بکنید، در جامعه ای که آن همه اختناق بود، فقط یک رمان سه سال زندانی داشت، آن وقت خواندن کتاب لنین یا مارکس چه بلایی سر خواننده می آمد؟ این اختناق سبب شد که ما مطالعه کتاب های کمونیستی خیلی کم داشته باشیم فقط چیزهایی در مورد کمونیسم می شنیدیم، که کمونیسم طرفدار طبقه کارگر و ضد سرمایه داری و مخالف سرسخت استثمار و ….
ولی راهکاری را که چگونه باید به آن می رسیدیم نمی دانستیم. یکی از علت های آن نداشتن مطالعه کافی بود، در صورتی که آخوندها هزار و چهارصد سال تشکیلات خود را داشتند و در جاهایی مثل تکایا و مساجد جمع می شدند و آزاد آزاد بودند. ضمن این که حوزه علمیه طلاب هم در چند شهر بزرگ داشتند و دانشگاه ها هم رشته الهیات وجود داشت. ولی همان حکومت های سلطنتی درست مثل حکومت اسلامی مخالف و ضد کمونیست بودند و هستند،چون کمونیست ها مخالف سرمایه داری بودند و هستند. مخالف این هستند که یک عده در ناز و نعمت زندگی و بقیه مردم و کارگران و زحمتکشان حقیرانه و نداری زندگی کنند. در دوره شاه آخوند ها که حتی یک روز هم کار نمی کردند آزاد بودند در مورد دین و اسلام تبلیغ کنند و دولت هم به آنان کمک مالی می کرد، حقوق می داد، ولی یک کمونیست اگر می گفت که استثمار انسان از انسان از بین برود فورا او را بازداشت می کردند و می بایست سال ها در زندان می ماند و یا اعدام می شد. انسان های زیادی بودند که به خاطر رفع استثمار یا زندانی و یا اعدام شدند ولی آخوندها آزاد بودند. یک نکته مهمی هم که می خواستم بگویم این است که؛ در زمانی که ما در حال مبارزه بودیم، در مقطع انقلاب پانزده روز بعد از اعتصاب ما(کمیته اعتصاب) فکر کردیم نکند حقوق ماهیانه ما پرداخت نشود و مشکلات مالی برای کارکنان ایجاد بشود، برای همین به فکر افتادیم این مشکل را چگونه حل کنیم، تا این که یکی از اعضای کمیته گفت؛ که من آقای طالقانی را می شناسم می روم با اون صحبت کنم، شاید آنان پولی داشته باشند که کمکی به کارکنان بشود، او به نزد طالقانی می رود، و در پاسخ می شنود که من آدم پولداری نیستم ولی شما را به آقای حاج مهدی عراقی معرفی می کنم، چون ایشان با بازاری ها در تماس هستند، خلاصه این که آقای عراقی با مقداری پول آمد پالایشگاه و گفت این مبلغ را از بازاری ها جمع کرده ام، شما می توانید پول را بین کارکنان تقسیم کنید. خوب توجه کنید، بعد از بیست روز از گذشت اعتصاب این ماجرا اتفاق افتاد نه روز اول اعتصاب، یعنی روزهای آخر اعتصاب، ضمن این که باور کنید ما که در کمیته اعتصاب بودیم یک ریال هم برای خودمان برنداشتیم، چون خودمان را انقلابی می دانستیم، عجیب است ماها که چند ماه قبل که شروع به اعتراضات و تظاهرات و تحصن کرده بودیم کجا بازاری ها نقش داشتند ما که اصلا هیچ کدام از آنان را نمی شناختیم، آن وقت آن ها چطور می توانستند برای ما تصمیم بگیرند و یا در تصمیمات ما دخالت داشته باشند، خوب توجه کنید، روزهای آخر اعتصاب بود که ما از آنان پول گرفتیم نه اوایل اعتصاب، گذشته از این ما خودمان حقوق خودمان را دریافت کردیم.
همان طور که قبلا گفتم؛ آقای بختیار که نخست وزیر بود، موافق این نبود که حقوق ما پرداخت نشود، در ضمن بعدها شنیدم که حاج مهدی عراقی این پول را از آخوند مهدوی کنی گرفته که آن موقع همین مهدوی کنی در رأس آخوندها بود و دستش هم به سفارت انگلیس بند بود. و رابطه زیادی با انگلیس داشت، حالا یک عده ای پیدا شده اند بدون آن که در جریان چگونگی پول گرفتن و تاریخ پول گرفتن کمیته اعتصاب باشند، به ما تهمت می زنند که گویا ما با سلطنت طلبان هستیم و یا کارکنانی هستند که چون در اعتصاب و اعتراض شرکت نکردند با این دوز و کلک به خودشان حق بدهند که حق با آنان بوده است یا این که بعضی می گویند در شروع اعتراضات و مبارزات انقلابی ما و مردم آمریکا و یا انگلیس دخالت داشت، در صورتی که این هم یک دروغ است، البته باعث و بانی این که مسیر انقلاب به آن صورتی که اوایل وجود داشت تغییر کند و خمینی بزرگ شود آمریکا و اروپا نقش داشتند. دخالت آمریکای سرمایه داری و اروپای غربی زمانی شروع شد که دیگر مطمئن شدند این حرکت های اعتراضی ما و مردم و این مبارزه بر علیه سلطنت و استثمار ادامه خواهد داشت. بخصوص ترس از این داشتند که اگر انقلاب پیروز شود ممکن است کمونیست ها قدرت را بگیرند بنابراین تلاش کردند مسیر انقلاب را عوض کنند یکی از کارهای آنان این بود. خمینی را علم کنند و بزرگ کنند هر اتفاقی می افتاد و هر آن چه مردم مبارزه می کردند اخبارهای آمریکا و اروپای غربی فقط نام خمینی را می آوردند در آن موقع چون رادیوها و تلوزیون های داخلی به خاطر اختناق و سانسور نمی توانستند اخبار واقعی را منعکس کنند بنابراین مردم به اخبار بی بی سی که به زبان فارسی برنامه داشت گوش می کردند آن ها که همه شان خمینی خمینی می گفتند تا این که تأثیر خودشان را گذاشتند گر چه خود خمینی هم بعدها به آن ها و به همه آنانی که با آمریکا ارتباط داشتند کلک زد، آنان را از میان برداشت، مثل قطب زاده و دیگران، خمینی اوایل به آمریکا و به اروپای غربی طوری خود را نشان داد و گفت و گو می کرد که گویا مخالف آنان نیست ولی بعد از به قدرت گرفتن به همه آنان نارو زد.
شروع مبارزه انقلابی مردم و ما خود خواسته بود هیچ کشوری در آن دخالت نداشت هیچ آخوندی هم دخالت نداشت، همان طور که قبلا عرض کردم کشورهای سرمایه داری اروپا و آمریکا و به طول کل سرمایه داری جهانی؛ به خاطر این که کمونیست ها موفق نشدند مسیر انقلاب را به انحراف کشیدند و خمینی و آخوندها را علم کردند البته ما هم فقط به این فکر بودیم که اگر شاه و حکومت او شکست بخورد ما هم می توانیم به خواسته های مان برسیم که آزادی سیاسی مهم ترین خواسته ما بود(چون آزادی اجتماعی وجود داشت) و محو استثمار انسان از انسان ولی این را نمی دانستیم که چگونه باید از نفوذ سرمایه داری جهانی و داخلی جلوگیری کنیم. به علت اختناق وحشتناکی که در دوره شاه بود ما مطالعه کافی نداشتیم که بتوانیم سرمایه داری جهانی را خوب بشناسیم. زمانی مطالعه کردیم و سرمایه داری جهانی و صندوق بین المللی پول و بانک تجارت جهانی را شناختیم که دیگر دیر شده بود امیدوارم که در انقلاب بعدی در ایران کارگران، زحمتکشان از آن اول انقلاب با شعار؛ برعلیه سرمایه داری، ضد سرمایه داری و خصوصی سازی شروع کنند و حواس شان باشد که هر کسی از سرمایه دار دفاع می کند باید بایکوت شود. بعد از پیروزی مهم ترین مسئله این است که کارگران باید در مقابل سرمایه داران واقعا دیکتاتور باشند، چون سرمایه داری به اشکال گوناگون و هزاران ترفند در جامعه نفوذ می کند، فقط دیکتاتوری کارگران در مقابل سرمایه داران آن ها را می تواند پیروز نگه دارد ولی متأسفانه در مقطع انقلاب این راه حل مهم را نمی دانستیم ضمن این که ما متأسفانه یک حزب سیاسی که واقعا و فقط از کارگران و زحمت کشان حمایت کند نداشتیم اگر ما یک حزب انقلابی از طبقه کارگر می داشتیم مطمئن باشید که مسیر انقلاب درست پیش می رفت و پیروزی ما می توانست ادامه داشته باشد. ولی خوب نداشتیم، متأسفانه حتی ما خودمان هم، یعنی خود کارگران هم تلاش نکردیم، که حزب مستقل سیاسی که فقط منافع کارگران و زحمتکشان را پیگیری کند را درست نکردیم ما خیلی مبارزه کردیم خیلی تلاش کردیم ولی اشتباهاتی هم داشتیم که منجر به شکست ما شد یک حزب برای خودمان درست نکردیم همه ش به دنبال روشنفکران سیاسی چپ بودیم که آن ها این کار را برای ما بکنند که نکردند که هیچ بلکه بین خودشان هم جدایی افتاد ما ضمن این که تشکیلات مخفی به نامه کمیته اعتصاب درست کردیم و بعدها هم شورا را به وجود آوردیم ولی آن را سراسری نکردیم این یکی مهم ترین ضعف ما بود در صورتی که در همان شروع مبارزه ما باید ضمن این که تشکیلات خودمان را داشتیم باید با کارگران سراسر کشور ارتباط برقرار می کردیم و تماس می گرفتیم تا تشکیلات را سراسری کنیم علت اصلی آن کم اطلاعی ما از شیوه مبارزه بود.

جلسه هفتم پالتالکی جمع قدم اول در تاریخ ۱۶ جولایی ۲۰۱۷ مطابق با ۲۵ تیر ۱۳۹۶ برگزار خواهد شد.

Untitled-3

جلسه هفتم پالتالکی جمع قدم اول در تاریخ ۱۶ جولایی ۲۰۱۷ مطابق با ۲۵ تیر ۱۳۹۶ برگزار خواهد شد.

جلسه ششم جمع قدم اول انقلابی که دنیا را تکان داد

Untitled-11

فایل فوق مربوط به موضوع جلسه ششم است که عبارت بود از : ” انقلابی که دنیا را تکان داد ” این موضوع مربوط است به صدمین سالگرد پیروزی انقلات اکتبر که در جلسه تلاش شد از درسهای و تجربیان ان و متد و روش رفقای بلشویک و دلایل پیروزی و اثرات آن در جهان بگوییم ، جلسه در تاریخ ۱۱ جون ۲۰۱۷ روز یکشنبه ساعت ۲ بعد از ظهر به وقت تورنتو برگزار شد و قرارشد حداقل یک جلسه دیگر در تاریخ ۱۶ جولای خواهد بود و البته ممکن است بنا به درخواست شرکت کنندگان جلسات بیشتری برای این موضوع برگزار کنیم بدین وسیله از همه رفقا دعوت می کنیم در جلسات بعدی نیز شرکت نمایند.
مشخصات اطاق در افیش موجو در این صفحه قرار دارد .
Room name : ghadameaval
Category : Asia and Pocific
Subcategory: Iran
زمان یکشنبه ۱۶ جولای ۲۰۱۷ ساعت ۲ بعد از ظهر به وقت امریکای شمالی ساعت ۸ بعد از ظهر به وقت اروپا ی مرکزی و ساعت ده و نیم به وقت ایران

ششمین جلسه پالتالکی جمع قدم اول روز یکشنبه ۱۱ جون ۲۰۱۷ برگزار خواهد شد.

Untitled000-1
موضوع جلسه ششم عبارت است از : ” انقلابی که دنیا را تکان داد ” این موضوع مربوط است به صدمین سالگرد پیروزی انقلات اکتبر که در جلسه تلاش خواهیم کرد از درسهای و تجربیان ان و متد و روش رفقای بلشویک و دلایل پیروزی و اثرات آن در جهان بگوییم ، جلسه در تاریخ ۱۱ جون ۲۰۱۷ روز یکشنبه ساعت ۲ بعد از ظهر به وقت تورنتو برگزار خواهد شد
مشخصات اطاق در افیش موجو در این صفحه قرار دارد .

این شعر را تقدیم به رفیق فرزاد کمانگر و رزمندگان کمونیست می کنم.

farzad_kamangar_students2

کمان او ،ابروی کمان ش بود.
فرزاد،
همزاد ما بود،
فرزاد کمان گر،
کمانگیر بود.
او با قامت سترگ
پا در رکاب ،خان علی و صمد بود.
کمان گیری که یک بار دیگر بر خواست،
تیر او نه در هوا و فضا، پرواز کرد،
نه بر تنه ی درخت گردوی نشست،
بلکه در وادی شور و عشق و رزم،
هنوز در پرواز است.
یک به یک،
دو به دو، … ،
بر هر دلی که پی رهایست، می نشیند،
بذر رزمی می نشاند،
سپس ،
باز به سوی دلهای دیگر،
پر می گشاید.
***
کمانگیر رزم ما این بار،
از میان معلمان ،
فرزاد کمان گر بود،
چون کمان گیری دیگر برخواست،
جان خود در تیر کرد،
شور و عشق رزمند گی را،
مشعل راه هزاران،
رزمنده ی شبگیر کرد.
هزاران لاله عاشق لبریز از سرخی رزم را،
بذر راه رفاقت خویش کرد.
آنگاه با شور و عشق، جان خود در تیر کرد.
جان خود را پر پرواز تیر کرد .
تیر را رها، به سوی جغد شوم پیر کرد.
***
کمان او ،
ابروی، کمان ش بود.
تیر او،
سخن شیرینش بود.
تیری که هنوز در پرواز است.
مشغول شکار دلهای عاشق رزم است.
تیر او که ،
سخن شیرینش بود.
سخنی که بر خواسته از درونش بود.
***
افق را کران تا کران ،
با چشم رزمندگان ،
نگاه کن،
خون فرزاد است،
که با پری از جان فرزاد ،
در پرواز است،
با قلب هر رزمنده ی آزادی، همراه است.
با انگشتان هر نوازنده شور و عشق، هم ساز است.
مرکب قلم شاعر انقلابی ، خون فرزاد است.
با پچ پچ درد آلود کودکان کار و خیابان ، همراز است.

آنچه ، در دستان هر کمونیستی ، سلاح بران است.
خون رفقای، چون فرزاد است.
***
آری ،
این تیری که با پری از جان فرزاد در پرواز است ،
این پرچم سرخ لاله گونی که در اهتزاز است ،
خون سرخ فرزاد، که،
اکنون پرچم ما ،
در میان و بر فراز توفان رزم، رقصان است.
شعله های رقص ش،
بر بلندای میدان نبرد رهای انسان،
رهنمای به سوی ،
سوسیالیسم است.
این تیر سرخ که با پری از جان فرزاد در پرواز است ،
پرچم سرخ ماست ،
در میدان رزم بی وقفه،
در اهتزاز است.

محمد اشرفی
۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۶

فراخوان برای جمع آوری و تهیه مطالب در رابطه با انقلاب اکتبر.

nashriye-shomare-11های مترقی در سراسر جهان صدمین سالگرد انقلاب اکتبر را ضمن بزرگداشت، به سالی برای یاد گیری و بکار گیری تجارب انقلاب اکتبر تبدیل کرده اند. جمع قدم اول آگاه به این وظیفه و در همبستگی با جنبشِ آموزش از انقلاب اکتبر بویژه با توجه به اهمیت و ضرورت ایجاد حزب انقلابی پرولتاریائی در تدارک دوازدهمین شماره نشریه می باشد.
این شماره ویژه نامه ای خواهد بود در باره انقلاب اکتبر، انقلابی که دنیا را از بنیاد تکان داد. برای انجام بهتر و شایسته این وظیفه احتیاج به نیروی بیشتری ست و بدین جهت از همه شما رفقا و دوستان تقاضا داریم در این زمینه ما را یاری کنید جمع آوری و ارسال مطالب در زمینه های زیر را پیشنهاد داریم
نوشته های لنین در باره انقلاب اکتبر،
نوشته های دیگران در باره ی انقلاب اکتبر،
بخصوص در ایران و کشور های همجوار ایرانیان و همسایگان، نشریه جمع قدم اول از مقالات رسیده استقبال می کند.
لازم به ذکر است که مهلت تهیه ، جمع آوری و ارسال مقالات از امروز لغایت ۱۰ /۳/۱۳۹۶ می باشد.

جمع قدم اول (تدارک حزب انقلابی طبقه کارگر)
۱۲/۲/۱۳۹۶

این فریادها بی صدانیست!!! ( ۲)

این فریادها بی صدانیست!!! ( ۲)

Untitled-تمام

 

این فریادها بی صدانیست!!! ( ۲)
با من سخن بگو!!!
با تو سخن می گویم،
تو که در، سر زمین اختلاس،
اسلامی شده ،
زندگی می کنی.
با من سخن بگو ،
من همزاد تو هستم،
با من سخن بگو،
به من بگو ،
روز و شب را چگونه ،
پشت سر می گذاری؟
با طناب ، از گلو خود را می اویزی؟
یا ، با بنزین ، خود سوزی می کنی؟
از پل عابر می پری؟
زیر آوار می مانی؟
جنازه ات همسفر سیل می شود؟
زیر کوله بار سنگین زیر برف یخ می زنی؟
یا،
با گلوله شلینک شده از کمین گاه سرباز اسلام،
کشته می شوی؟
با تنفس ریز گرد و غبار و دود،
سرطان گرفته، می میری؟
در معدن مدفون می شوی؟
زیر شکنجه ی،
سربازان گمنام اسلام کشته می شوی؟
در زندان با حکم قصاص آویزان می شوی؟
یا بر اثر شرم از بی پولی،
مقابل فرزندانت دق می کنی؟
با من سخن بگو،
هر سال ، چندین بار کشته می شوی؟
و ،
هر بار در کجا می میری؟
پشت در کارخانه ای بسته شده ؟
یا در مدرسه فروخته شده ؟
یا در بیمارستانی که هزینه اش،
بیش از ارزش انسان است؟
یا در مقابل مجلس اسلامی،
مجلس اختلاس و رشوه خواری ،
تحصن می کنی؟
در ساختمان نا امن اسلامی شده،
که امنیتش را اختلاس کردند،
به دل آتش می زنی؟
در کوهها و دشت های یخ زده،
با باری،
چهار برابر وزن خود بر دوش،
با در امدی،
چهار برابر زیر خط فقر،
برای کار فرمای ،
چهل میلیون بار بی درد تر از تو ،
بار بری می کنی؟
در کوهها و دشت های،
چهار برابر سردتر از طاقت انسان،
یخ می زنی ، و می میری؟
یا هنوز گور خوابی،
و در رویاهایت اطاق کوچکی را ،
به شکل قصر می بینی؟
تو می دانی،
و من می دانم،
به جزء یک راه چاره ای نمانده،
همه ای راه ها به روی تو بسته است،
می دانی ،
همه ی راه ها را امتحان کرده ای،
اکنون ،
منتظر کدامین مجعزه ای؟
در انتظار کدامین ناجی نشسته ای ؟
چرا در انتظاری ؟
چرا قیام نمی کنی؟
می دانم ،
می دانم،
تو نمی ترسی،
چیزی برای باختن نداری،
با من ، سخن بگو،
چرا قیام نمی کنی؟
اگر از مرگ هراسی نداری ؟
به سازماندهی ،
به قیام ،
به سازماندهی قیام ،
به انقلاب باندیش.
این تنها راه نجات است!!!

م.اخگر
۲۸ فروردین ۱۳۹۶

نشریه شماره ۱۱ جمع قدم اول (تدارک حزب انقلابی طبقه کارگر)

نشریه شماره ۱۱ جمع قدم اول (تدارک حزب انقلابی طبقه کارگر)

nashriye shomare 11

Capture

 

“دستگیری سعید یوزی فعال کارگری”

“دستگیری سعید یوزی فعال کارگری”

DIGITAL CAMERA
DIGITAL CAMERA

۲۶ اسفند ماه سعید یوزی فعال کارگری و عضو کمیته پیگیری در شهر کامیاران توسط لباس شخصی ها دستگیر شده و تا به حال از وضعیتش خبری نیست متاسفانه حکومت جمهوری اسلامی از موقعیت عید نوروز سو استفاده کرده فعال کارگری و عضو مبارز کمیته پیگیری را دستگیر کرده و وضعیت فعالین بخاطر موضوع عید باعث شده این مورد به موقع گزارش نشود . ما از تمامی تشکل ها و فعالین و احزاب و سازمانها می خواهیم برای روشن شدن وضعیت سعید یوزی و آزادی او دست به اقدامات حمایتی عملی و دفاعی بزنند . اخبار در مورد سعید متاقبا” به اطلاع رسانده خواهد شد.

کارگر زندانی ،زندانی سیاسی آزاد باید گردد.

کمیته حمایت از شاهرخ زمانی
۶/۱/۱۳۹۶

مصاحبه جمع قدم اول با رفیق مصطفی اسد پور موضوع ” بیکاری و بیمه بیکاری “

مصاحبه جمع قدم اول با رفیق مصطفی اسد پور موضوع ” بیکاری و بیمه بیکاری ”
Capture
مصاحبه جمع قدم اول با رفیق مصطفی اسد پور با موضوع ” بیکاری و بیمه بیکاری ” در تاریخ ۴٫فر.وردین ۱۳۹۶ توسط محمد اشرفی از جمع قدم اول انجام شده است و قرار شده مصاحبه های دیگری با موضوعات دیگری، اما نزدیک به مقوله بیکاری و بیمه بیکاری برای کارگران و مبارزات کارگران صورت بگیرد که به زودی تقدیم حضور بیندگان خواهند شد.

نوروزتان پیروز نوروزتان پیروز

paranegan-bahari
مردم شریف ایران، کارگران و زحمتکشان
با امید به آینده ای درخشان و طراوت بهاران در اندیشه ورزم، خجسته نوروز را به شما عزیزان تبریک می گوئیم و امید آن داریم همچون طبیعت، هر آنچه پژمرده و کهنه است را به دور ریخته و برای برپائی مناسبات انسانی عاری از هرگونه ستم و استثمار، چالش فرا گیرتری را همسو با مبارزات خستگی ناپذیر شما که در صحنه اصلی می باشید جهت سرنگونی نظام سرمایه داری حاکم به پیش بریم.
سالی که گذشت نمونۀ دیگری از مقاومت و مبارزه توده های کار و زحمت علیه ظلم و جور نظام سرمایه داری بود . در مقابل شقاوت قرون وسطایی و حیله و تزویرمذهبیِ دولت “تدبیر و امید” جمهوری اسلامی که سرآمد آن ایجاد یا عدم کنترل گرانی و تورم، دزدی و اختلاس و رشوه خواری و رانتخواری سران و آقازاده ها و حقوق و پاداش های نجومی مدیران که روند فقیر تر شدن اکثریت عظیم و ثروتمند شدن مشتی کوچک سرمایه دار را فزونی بخشید ؛ اعتراضات اوج بیشتری گرفت و مبارزات بی امان زنان، جوانان، پرستاران ، معلمین و در رأس آنان کارگران بی هراس از مرگ، شکنجه و زندان ادامه یافت.
تغییر وضعیت کنونی با وجود حاکمیتی که اینبار”مقام معظم رهبری” اش برای سال نو با شعار “اقتصاد مقاومتی” جهت “رفع بیکاری، مقابله با رکود و گرانی” بمیدان آمده و بدین اعتبار علیرغم تائید و تعیین سبد هزینه که بیش از دوبرابر حقوق و دستمزدهای جاری است، استثمارشوندگان را به “اقدام و عمل” در پیام نوروزی خود دعوت می کند، ممکن نیست. حاکمیتی که با وقاهت تمام هم چنان به سفره های خالی کارگران و زحمتکشان هجوم برده و در دو اقدام آخرین خود با تصویب ۲۴میلیون تومان دستمزد مدیران و تعیین ۹۳۰ هزار تومان دستمزد برای کارگران به مبارزات کارگران، معلمان، بازنشستگان و … که امید آن میرفت با مبارزات متشکل تر و متحد تر نظام استبدادی حاکم را به عقب راند دهن کجی می کند وبا حیله ای جدید مبنی بر “تهدیدات دشمنان و دشمنی آنها ” با “برجام” که گویا قرار بود تغییری جهت بهبود وضع معیشتی مردم باشد(حال آنکه منافع گروهبندی های دولتی را در مد نظر داشته و نه منافع اکثریت زحمتکش را) و لذا ناکامی آن، با ایجاد ترس و وحشت مردم را به ادامه ریاضت کشی “برای جلوگیری از آسیب پذیری” فرا خوانده و زنان دلیر و مبارز را به “تبعیت و پیرو و مطیع رهبر” دعوت می نماید تا بدین سان “همدلی و همزبانی ملت و دولت” فراهم آید.
رهایی از بی عدالتی های ناشی ازنظام سرمایه داری حاکم و حامیان امپریالیستی آن در گرو نابودی نظام مالکیت خصوصی بر ابزار تولید و مبادله و استثمار انسان از انسان می باشد که جایی برای حقه های اندرزگونه با وعده و پاداشهای بهشتی و یا مجازات دوزخی باقی نمی گذارد. از این رو سالی سخت تر و پُر مبارزه ای را در پیش رو داریم.
از آنجا که قدرت ما در تشکل یابی و وحدت در مبارزه ای سراسری علیه استثمارگران می باشد، راهی جز تشدید بازهم بیشتر مبارزات برای متشکل شدن با سمت و سوی همبستگی طبقاتی نیست. ما در جمع قدم اول با سرمشق قرار دادن آموزش های زنده یاد شاهرخ زمانی و الهام از روحیه عالی فعالین کارگری در زندان ها ی جمهوری اسلامی چون بهنام ابراهیم زاده: “من بهای وفاداری به مردم و کارگران را با زندگی ام خواهم داد…. مردم عزیز از شما می خواهم ایمان داشت باشید که آینده از آن ماست” در تحقق ایجاد حزب انقلابی کارگری – کمونیستی، ایجاد فدراسیون سراسری کارگران و اتحاد وسیع کلیه ستمدیدگان جامعه کنونی ایران که حاضرند تحت رهبری طبقه کارگر و حزب انقلابی پیشرو آن در انقلاب شرکت کنند به سهم خود می کوشیم این پرچم راستین را برافراشته تر سازیم.
با آرزوی سلامتی و مؤفقیت های پُرشکوه مبارزاتی د ر سال نو، نوروز را تبریک گفته و دستهای دردمند شما را به گرمی می فشاریم .

جمع قدم اول ) تدارک حزب انقلابی طبقه کارگر)
۳۰ اسفند ۱۳۹۵

فایل جلسه سوم جمع قدم اول “شروط لازم برای ایجاد حزب انقلابی طبقه کارگر چیست؟”

فایل جلسه سوم جمع قدم اول “شروط لازم برای ایجاد حزب انقلابی طبقه کارگر چیست؟” Capturett

سومین جلسه پالتالکی جمع قدم اول در تاریخ ۱۹ /۱۲/۱۳۹۵ برگزار شد . موضوع بحث عبارت بود از “شروط لازم برای ایجاد حزب انقلابی طبقه کارگر چیست؟” بحث را رفیق جمشید طرح کرد .جلسه بعدی( چهارم) در روز یکشنبه ۹ آپریل برگزار خواهد شد ، موضوع جلسه چهارم عبارت است از ” نقش کلیدی طبقه کارگر در انقلاب”

بررسی مطلبی در رابطه با کمونیست شرقی و اورو کمونیست

Capture4
بحث این جلسه نقد و بررسی مطلبی است که تعدادی از رفقا در داخل موضوع دستمزد مورد درخواست تشکل های مستقل کارگری برای سال ۱۳۹۵ و تاثیرات منفی گرایشات انحرافی مدعی کمونیسم را در همبستگی کارگران نوسته بودند که عنوان آن عبارت است از “تقدیم به شاگردان انقلابی شاهرخ زمانی ” این مطلب را می توانید در ادرس زیر ببینید http://nashriye.com/wp-content/upload…
Category
People & Blogs

شهروند جهانی و جهانی سازی اقتصاد (انسان – اقتصاد) و جهانی شدن

images (1)
شهروند جهانی و جهانی سازی اقتصاد
(انسان – اقتصاد) و جهانی شدن
انسان در عصر حاضر بار دیگر درنقطه عطفی قرار دارد. سطح و سرعت اطلاعات و آگاهیها و همچنین نیازهای گسترده افراد و جوامع بشری وسعتی بیشتر از گستردگی جغرافیای و اندیشه های مرزبندی شده یافته است . بنابراین جهانی شدن (نه جهانی سازی) ضرورت اجتناب ناپذیر است و برای عبور از موانع و محدودیتها تلاش و تشکل جهانی لازم است اقلیت کوچک اما متشکل و حاکم (مناطق تریادژاپن – اروپا وامریکا) به جهت حفظ منافع طبقاتی (شمال در مقابل جنوب) تلاش گسترده جهت کنترل و جلوگیری از جهانی شدن دارند. درمقابل تلاش دارند جهانی سازی کنند . تا به طریق جهانی سازی موانع سرراه سیستم اقتصادی موردنظر خود را برطرف نمایند و در مقابل اکثریت بزرگی علی رغم عملکرد فعلی خود علاقه وافری به جهانی شدن دارند. واین اکثریت بزرگ تلاش می کند کلیه موانع سرراه جهانی شدن را(که یکی از موانع همان جهانی سازی است ) برطرف نمایند اما این اکثریت بزرگ مغلوب وغیر متشکل است.
برخوردها – تنش ها و چالش های پنهان و آشکار اخیر میان دو گروه یاد شده حکایت از نزدیکتر شدن نقطه عطف که به دنبال آن تغییرات درسیستم اقتصادی – سیاسی و اجتماعی جهان رخ خواهد داد دارد. اگر اعتقادات فرانک یکی از نظریه پردازان زنجیر مرکزی (این نظریه سعی در توجیه اجتناب ناپذیر بودن توزیع ناعادلانه اقتصادی را دارد. اعلام میکند در جهان جدید و زنجیره مرکزی و پیرامونی از کشورهای سرمایه داری آغاز و به جوامع فقیر و عقب مانده منتهی می شود. در این زنجیره مرکزی هر عضو نزدیک به مرکز خود پیرامونی دارد. که خود محور زنجیر فرعی است) را بپذیرم. چاره ای نداریم مگر جهانی سازی مناطق تریادی(ژاپن – اروپا – امریکا) را نیز بپذیرم. اما این نوع روابط اقتصادی بستگی کاملی به وجود – مرزهای جغرافیایی (که خود پدیده اکتسابی غیر ضروری است ) دارد. بنابراین با عدم وجودمرزهای جغرافیایی سیستم زنجیره مرکزی فروخواهد ریخت و با فروریزی آن تریادها ابزارهای قدرت تعیین سرنوشت دیگران را از دست خواهند داد طرفداران جهانی سازی می دانند برمبنای قدرت اقتصادی که دارند. جهانی سازی نمی تواند مشکلی برای آنها ایجاد کند بلکه باعث می گردد فشارهای ایجاد از رکود و مشکلات اجتماعی خودرا از داخل به مناطق دیگر سوق بدهند (بدون اینکه مشکلات بیرونی توان نفوذ به درون کشور آنها را داشته باشد . درنتیجه از سیستم درهای باز استقبال کرده و با تمام قدرت اقتصادی- سیاسی و نظامی سعی در جهانی سازی دارند تفکر جهانی سازی که به فعالیتهای اقتصادی محدود می شود هر روش و وسیله ای که باعث آسان تر – سریعتر و پرسودتر شدن گردش اقتصاد(سرمایه) باشد را مورد استقبال قرار می دهد. دراین تفکر اقتصاد کاملا” آزاد بوده و به هر طریقی که ضرورتا” خصلت ذاتی سرمایه حکم کند عمل خواهد کرد. و ابزار های مورد استفاده جهانی سازی عبارتند از ۱- کلیه موسسات پولی و مالی جهانی ۲- اکثریت سازمانها و گروههای تحت پوشش سازمان ملل ۳- شرکتها و موسسات فراملی ۴- حکومتهای طرفدار اقتصاد آزاد .
تئوریسینهای درهای باز اعتقاد دارند وقتی تمام جهان به روی گردش سرمایه آزاد باشد سرمایه می تواند از تواناییهای بالقوه جهان جهت تولید و مصرف استفاده نموده رونق وشکوفای بیشتری ایجاد نماید . که این شکوفای در نهایت باعث آسایش بیشتر انسانها خواهد شد. اما موانع موجود سرراه گردش سرمایه وجود قوانین مختلف در کشورهای مختلف است.بیشتر مواقع این قوانین تضادهای با هم دارند که از گردش طبیعی سرمایه جلوگیری می کنند در نتیجه این موانع باعث می شوند تواناییهای کشورها بلا استفاده بمانند. تواناییهای فوق عبارتند از (نیروی کار ارزان – مواد معدنی فراوان و ارزان – وجود شرایط مناسب تولید- عدم نیاز به حمل و نقل پر هزینه و بازار مصرف فراوان) در اینجا برای روشنتر شدن اینکه تولید و خدمات هیچ وقت از دایره اقتصاد خارج نخواهد شد توضیح کوتاهی لازم است. برای زندگی بشر مواد مصرفی ازقبیل خوراک، پوشاک و مسکن و کالاهای خدماتی لازم است بدست آوردن چنین کالاهای نیاز به تولید دارد بنابراین اقتصاد نوین(دلالی و بورس بازی) هیچ گاه نمی تواند بدون کارخانه – بنگاه ها و موسسات تولیدی معنا ومفهوم مستقلی داشته باشد. هر چند که اقتصاد اینترنتی مشاوره اینترنتی یا در کل اقتصاد نوین که کاری به تولید ندارد (از طریق اینترنت اطلاعات را گرفته ایده سازی می کند و ایده های ساخته شده را در بازار سهام عرضه می کند. و سرمایه گذاریها وبورس بازیها از این ایده ها شکل می گیرند. اما چنین اقتصادی فقط در زمینه ای رشد می کند که دنیای تولید و خدمات آن را احاطه کرده باشد. نتیجه اجرا شدن این ایده ها افزایش تولید نیست، بلکه افزایش دفعات گردش سرمایه در مسیرهای کاذب بوده ، و آنچه ارزش افزوده از نتیجه گردش کاذب ایجاد می گردد در واقع ارزش افزوده کاذب است، که ایجاد تورم و رکودهای شدید می کند ونتیجه مخرب خود را درحوزه های تولید و خدمات تزریق کرده، و ایجاد فقر بیشتر می کند.(ضمنا” برای رشد اقتصاد نوین باید بستری بزرگتر از خودش وجود داشته باشد تا بتواند در درون آن انگل وار قرار گرفته، تغذیه کرده و رشد کند. و البته نمی تواند رشدش بیشتر از محیط احاطه کننده اش باشد) در بازار رقابت سیستم سرمایه داری که فقط سود بیشتر مدنظر است . تلاش می شود هر مقوله ای و هر ارزشی که مانع سود دهی باشدَ، از میان برداشته شده یا تبدیل به ارزشهای مصرفی گردد. بنابراین برای رونق اقتصاد آزاد و جهانی سازی لازم است شرایط زیر مهیا شود. ۱- کلیه قوانین محدود کننده (تعرفه های گمرکی- قوانین محدود به مناطق خاص- قوانین حمایتی و سوبسیدها….) درجهان حذف شوند ۲- تعمیم یکپارچگی فرهنگ مصرفی.
این گروه (جهانی سازان) اعتقاد دارند مواردی است که نه تنها نباید جهانی شوند بلکه تلاش می کنند تا مستحکمتر باقی بمانند. (چون برای حفظ منافع آنها ضرورت دارد فقر در نقاط خاص باقی مانده و گسترش نیابد و همینطور محلهای امن سرمایه همچنان پابرجا بمانند.) موارد فوق که قسمتی از ابزارهای جهانی و ابزارهایی بازدارنده از جهانی شدن ( بندو بستهای تضاد آفرین) محسوب می شوند عبارتند از: مرزهای جغرافیایی – دولتها- ارتشها- سیستمهای کنترل مهاجرت- تضادهای فرهنگی – تضادهای مذهبی و مسلکی …) (مصداق بارز این موضوع ایجاد کشورهای بیشتر و دامن زدن به احساسات ملی گرای و نژادپرستانه درجهان است ) موارد ذکر شده در بالا وجودشان در بین انسانها تحت عنوان ملیتهای مختلف باعث جدایی شده و از جهانی شدن ملیت (که ضرورت اجتناب ناپذیر جهت ایجاد آسایش و آرامش افراد بشراست) و درنهایت سیتسم اقتصادی را دچار تکامل و تحول خواهد کرد جلوگیری می کنند. بنابراین جهانی سازان اقتصاد تلاش می کنند فقط موانع سرراه گردش سرمایه برداشته شود.
زمانی که اقتصاد آزاد جهانی شود شکاف و اختلاف طبقاتی و منطقه ای عمیقتر خواهد شد. بدلیل محدود بودن ثروت جهان در یک منطقه انباشت سرمایه و درمنطقه مقابل انباشت فقر صورت می گیرد.( اختلاف سطح کفه های ترازو و توزیع ثروت همچنان بیشتر و بیشتر می شود.) تنها راه رهایی از چنین شکاف و اختلاف ، جهانی شدن ملیت است.از طرفی مبارزات طبقاتی مقبولیت منطقه ای و جهانیخواهد یافت. بعد از جهانی سازی اقتصاد بازهم سرمایه دچار رکود (نهایی) خواهد شد اما این بار نتیجه متفاوت خواهد بود. چون جهان را تصرف کرده است دیگر بازار جدیدی برای گسترش فعالیت – فروش تولیدات انباشته شده اش- صدور سرمایه و تکنولوژی و ایده های اقتصاد نوین نمی تواند پیدا کند. بنابراین جهت نجات از متورم شدن حجم خود و از طرف دیگر محدود بودن ثروت و سطح کره زمین تکامل- تغییرات کیفی و تحول لازم دارد. جهانی سازی اقتصادی که لزوما” نیازی برای بقا مطرح شده باشد پس از بروز رکود اقتصادی بر اثر انباشت کالاهای تولید شده بوده است . کشورهای گرفتار رکود جهت رهایی از وضعیت ناهنجار اقدام به یافتن بازارهای مصرف فراوان و مواد اولیه ارزان نمودند درنتیجه سیستم مستمره سازی (تقسیم مجدد و مجدد جهان به خصوص با ابزارهای نظامی ) براه افتاد. این حرکت هر روز کسترده تر و پیچیده تر شد تا اینکه به صدور سرمایه – تکنولوژی – و فروش اطلاعات رسید. (البته جهانی سازی نیز نوع دیگری از تقسیم جهان است.)
سرمایه داری مراحل مختلفی را پشت سر گذاشته و در هر مرحله که حجیمتر شده است. درمقابل افزایش حجمی به گشایش جغرافیایی پرداخته است و در زمان حال آخرین تورم حجمی را دنبال می کند. و جهانی سازی آخرین گشایش جغرافیایی خواهد بود و مرحله بعدی گشایش ماورای جغرافیایی یا همان تحول بنیانی (جهانی شدن ملیت) است. تحول فوق در حوزه های مختلف جامعه بشری تاثیرات بنیادی خواهد گذاشت (کلماتی ارزشی چون (خود کفایی – ملی گرایی تولید وطنی و …) بار معنای قابل درک خود را از دست خواهند داد و بدنبال آن مقوله هایی چون ملی گرایی – هم وطنی – فرهنگهای محدود ….) (جای خود را به ملیت جهانی – فرهنگ جهانی – تمدن جهانی … خواهند سپرد) در این مرحله است که زمینه های جهانی شدن واقعی قابل لمس خواهد بود. معنا و مفاهیم که از انسان – هنر – زیبایی- زندگی – دین- ایدولوژی – فرهنگ – تمدن- و ملیت … ارایه خواهد شد با کلیه مفاهیم قابل درک فعلی که درمحدوده مرزهای جغرافیایی یا تمدن خاص – ملیت و فرهنگ خاص قابل ادراک است. متفاوت خواهد بود. بنابراین لازم است قبل از رسیدن به چنان وضعیتی ابزارهای لازم و مسیرهای احتمالی که طی خواهند شد را بشناسیم. ابزارهای کاربردی برای جهانی شدن عبارتند از احزاب و گروههای جهانی- موسسات فرهنگی جهانی – موسسات اقتصادی جهانی و- سازمانهای اجتماعی جهانی … که همگی بدون مرز خواهند بود.
نیازهای انسان از تعداد انگشت شمار شروع شده و هر روز درحین افزایش کمی و گستردگی دچارافزایش کیفی نیز شده است. اما در تمام ادوار تاریخی عمر بشر دو نقطه مشترک وجود دارد.
۱- نیازهای درجه دوم که لزوما” در جهت برطرف کردن نیاز اولیه (نیاز به بقا) ایجاد شده اند. ۲- توجیه ابزارها و روشهای کاربردی به جهت برطرف کردن نیازها.
همیشه این توجیه ها پس از تغییر (البته درحین تکامل تغییر اقتصادی تئوری توجیه گر اقتصاد جدید نیز متناسب با میزان تکامل اقتصاد مربوطه متکامل شده است) سیستم اقتصادی بوجود آمده و تبدیل به ارزشها و مقوله های فکری و فرهنگی جامعه گردیده است . بنابراین وقتی سیستم اقتصادی فعلی تغییر کرده و جهانی شود. باید تفکرات- ارزشها و مفاهیم و… نیز تغییر کرده، جهانی شوند.
موجودی مادی(ثروت ) جهان محدود است وبه دو شکل مشاهده می شود:
۱- ثروتی که بالقوه است (تمام انرژی ومواد خام که برای مصرف کردنش نیازبه تبدیل شدن دارد و تبدیلش نیاز به استفاده ازانرژی دارد)
۲- ثروتی که بالفعل است (تمام مواد و انرژی که با مصرف کردن انرژی از مواد خام (ثروت بالقوه) بدست آمده است ، انسان نیز در مجموع جزیی ازثروت بالفعل است که پتانسیل آماده برای تولید ارزش یعنی تبدیل مواد خام به مواد مصرفی یا ایجاد انرژی می باشد. و این ارزش می تواند تبدیل ثروت مادی بالقوه به ثروت بالفعل باشد و یا تولید ارزش غیر مادی (اندیشه که خود نوعی سرمایه انباشته است و منشا مادی دارد) بنماید.
تفکری که اعلام میکند تمام انسانها حق استفاده مساوی از موجودی جهان را دارند همه انسانها را در سرنوشت خود و جامعه جهانی سهیم می کند.
انسان برای تجزیه و تحلیل و درک آنچه موجود است (وضعیت موجود) ومقایسه نتیجه بدست آمده با آنچه که باید باشد(وضعیتی که بر مبنای تواناییهای کره خاکی می تواند باشد) به تفاوتها و تضادهای پی می برد و نتایج بدست آمده نشان ازتوزیع ناعادلانه موجودی محدود جهان دارد.(جهانی شدن ملیت باعث کمترشدن ناعدالتی در توزیع ثروت جهانی خواهد شد.)
در جهان امروز عامل اصلی توزیع ناعادلانه ثروت خصلت سرمایه باضافه زمینه مساعد برای گردش نابرابراست هر چه تضادهای اجتماعی و اختلافات طبقاتی عمیقتر باشند. سود بدست آمده از گردش نابرابر سرمایه بیشتر خواهد شد. عاملی که زمینه مساعد برای گردش نابرابر ایجاد میکند همان بندو بستهای تضاد آفرین است.( که بدست خود انسان ایجاد شده اند.) بند و بستهای فوق برای بقا به سرمایه تکیه می کنند. و بالعکس نتیجه این هماهنگی توزیع ناعادلانه میشود و تضاد طبقاتی و شکاف بین غنا و فقر بیشتر تشدید می گردد این حرکت گردشی سرمایه در درون زمینه مساعد دچار دور تسلسل است و این دور تسلسل ارتقا یابنده از سطحی به سطح بالاتر بوده و ارتقا آن از یک سطح به سطح بعدی باعث بیشتر شدن عمق شکاف طبقاتی و تشدید نتیجه ای آن می گردد. برای تغییر نتیجه عملکرد گردش سرمایه باید زمینه نابرابر را که تفکر منطقه ای است . به تفکر جهانی تبدیل کرد زمانی این تفکر جهانی می شود که اقتصاد جهانی شود. یعنی اهداف زیر را دنبال کند:
۱- کالاهای تولید شود که نیاز مبرم انسانها است.
۲- سرمایه گذاری درهر نقطه ای که نیاز باشدانجام شود.
۳- سود به دست آمده از هرنقطه ای در همان محل هزینه شود.
۴- استفاده بهینه و کنترل شده ای از ثروت موجود جهان به جهت برطرف کردن نیازهای مبرم جامعه جهانی
برای پیاده شدن چنین اندیشه ای باید سیستم گردش سرمایه بطور کلی تغییر کند از طرفی سرمایه به جهت خصلت ذاتیش به موارد زیر نیاز دارد.
۱- گردش همراه با کسب سود و تبدیل سود به سرمایه
۲- محل امن به جهت حفظ ارزش و قدرت
درحال حاضر نوع گردش سرمایه در جهان شکل رفت وبرگشتی دارد. گردش از محل امن شروع میشود و درمحلی که میتواند بیشترین سود نسبی را کسب کند. عملیات خود را انجام داده و سود بدست امده را به محل امن انتقال داده تبدیل به سرمایه می کند. در این گردش نتیجه انتقال ارزش تولید شده از محل ایجاد فقر درمحل عملیات و ایجاد آسایش وتوسعه درمحل امن است بنابراین مانع اصلی تحقق عدالت اجتماعی در جهان وجود بند و بستهای تضاد آفرین است که چنین گردشی را ایجاد و حفظ می کند گردش یکسویه (از محل امن شروع و به محل امن ختم می شود) ایجاد فقر یک سویه (فقر ساکن) میکند.
(سرمایه در گردش یک سویه با پشتیبانی بند وبستها مساوی است با فقر ساکن یکسویه تحت کنترل بندو بستها حذف یکسویه بودن از طرفین تساوی بالا میتواند گام نخست در راه توزیع عادلانه ثروت جهان باشد ولی حذف فوق رانمی توان از سمت سرمایه انجام داد( چون خصلت سرمایه با وجود بندو بستهای تضاد آفرین و محلهای امن ایجاد شکاف و عدم تعادل است ) اگر بتوانیم به جای تساوی بالا تساوی زیر را برقرار کنیم و توزیع ثروت و سود حاصله تا حدودی عادلانه خواهد شد.
سرمایه سیال در گردش درتمام جهات برابر است با فقر سیال درتمام جهات نتیجه توزیع عادلانه سرمایه و سود حاصله در جهان به صورت خود کنترلی .
این تساوی زمانی امکان دارد که بند و بستهای تضاد آفرین و به دنبال آن محل امنی وجود نداشته باشد. تا سرمایه برای حفظ خود مجبور گردد در تمام نقاط جهان بر مبنای نیاز مناطق فعالیت کرده و سود بدست آمده را درتمام نقاط جهان هزینه کند دراین صورت توزیع ثروت به عدالت نزدیکتر خواهد بود. در نتیجه فقر ساکن در یک محل به فقر سیال در تمام جهان تبدیل می شود و (وقتی فقر درتمام جهان تقسیم شود ناچیز خواهد بود) شکاف و تضاد بین فقر و غنا کمتر خواهد شد. بنابراین ملیت نیز همزمان با اقتصاد باید جهانی شود. در این صورت انسانها میتوانند هر جای از جهان بدون هیچ گونه مانعی مشغول کار شوند( شهروند جهانی) وسرمایه می تواند بدون هیچ گونه مانعی در هر نقطه ای از جهان که لازم بود گردش کند(اقتصاد جهانی) و انسانها می توانند در هرمحلی از جهان با هر گرایشی- تفکری – فرهنگی – و تمدنی که مایل باشند زندگی کنند(ملیت جهانی) . درحین برقراری چنین سیستمی کلیه موسساتی که برای حفظ قدرت یک حاکمیت دریک منطقه خاص جغرافیایی به نام دولت فعالیت دارند خود به خود ارزش کاربردی را از دست داده و منحل خواهند شد. و با انحلال آنها دو نوع سود به جهانیان عرضه خواهد شد. اما هیچ کدام از اینها بدون سازماندهی انقلابی ممکن نخواهند شد.

۱۹/۱۲/۱۳۷۷ محمد اشرفی

این مطلب اولین بار در سال ۷۷ در نشریه دانشجویی منتشر شد بنا براین به شکل محدود نوشته شده بود بعد از ان نیز دیگر تغییراتی در ان داده نشده است.

فراخوان : نقد ها و پیشنهادات و تجربیات خود را در رابطه با

۸۲۷۴
با توجه به برگزاری اول ماه می در سال های گذشته در داخل ایران و در کشورهای مختلف توسط رفقای ایرانی تجربیات تلخ و شیرین، بسیاری داریم، اکنون که بیش از دو ماه به اول ماه می باقی است بهتر است هر کدام از ما از جمعه تشکل ها و تشکیلات ها، محافل تجربیات گذشته را آئینه مقابل خود قرار داده برای برنامه ریزی بهتر و مشترک ضمن درس گرفتن از تجربیات خوب و بد جهت برنامه ریزی و سازماندهی برای برگزاری قویتر، مراسم های اعتراضی اول ماه می، اقدام نماییم ، برای به اشتراک گذاشتن تجربیات از تمامی نیروهای انقلابی و کارگری داخل و بیرون می خواهیم اقدام به نوشتن و انتشار تجربیات ، نظرات و پیشنهادات خود در رابطه با بهتر و قویتر برگزار کردن مراسم های فوق نمایند و در این رابطه لازم است به عرض کلیه رفقا داخل و بیرون برسانیم که ما بخش مسائل جاری نشریه شماره ۱۱ جمع قدم اول را به موضوع اول ماه می اختصاص دادیم، بنا براین امادگی انتشار کلیه مقالات مربوط به اول ماه می از هر نوع ان مانند نقد ، پیشنهاد ، بررسی ، مقالات ترویجی و تبلیغی و همچنین انتقال تجربیات هستیم، با توجه به چنین در خواستی همان گونه که بیان شد بخشی از شماره ۱۱ نشریه تدارک حزب انقلابی را به طرح موضوع فوق ” سازماندهی برای برگزاری متحدانه در اعتراضات اول ماه می” اختصاص خواهیم داد. و با توجه به اینکه شماره یازده نشریه تدارک حزب انقلابی در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۳۹۶ منتشر خواهد شد، بدین وسیله از تمامی فعالین کارگری و انقلابی ، سازمانها و احزاب و محافل داخلی و بیرونی در خواست دخالت گسترده در موضوع را داریم و تقاضا می کنیم، در راستای موضوع اول ماه می نظرات ، پیشنهادات و نقد های خود را تا تاریخ ۵ فروردین۱۳۹۶ جهت درج در شماره یازده نشریه فوق به آدرس های pishnahad1393@gmail.com و pishnahad2014@gmail.com ارسال نمایند .
لازم به توضیح است که ما در جمع قدم اول طبق آیین نامه اجرایی این جمع، متعهد به چاپ و نشر کلیه نظرات ، پیشنهادات و نقد های رسیده بی کم و کاست هستیم،و طبق مصوبات در رابطه با موضوع محوری نشریه شماره یازده اگر حجم مطالب دریافتی بیش از ظرفیت شماره یازده باشد، آنها را در قالب ضمیمه شماره یازده همزمان منتشر خواهیم کرد.
ما دخالت سریع و هر چه بیشتر در جهت ممکن شدن تصمیم فوق، را به دلیل محدودیت زمانی لازم دانسته و آن را در جهت گسترش طرح موضوع برگزاری مراسم های اعتراضی اول ماه می و ارتقاء آن به سطح همبستگی طبقاتی کارگران لازم می دانیم. بنابراین از تمامی رفقا کارگر و انقلابی می خواهیم هر چه بیشتر دخالت کرده موافقت و نقد سازنده خود را جهت یافتن راه کارهای بهتر برای برنامه ریزی و سازماندهی مبارزات کارگران و انقلابیون در جهت اعتراضات و برگزاری متحدانه مراسم های اول ماه می ارایه کنند. بدون شک هر چه دخالت ها و شرکت در بحث و گفتگو ها و انتقال تجربیات بیشتر باشد، امکان یافتن راههای بهتر و برنامه ریزی اعتراضات عملی بیشتر و با سازماندهی دقیق تر ممکن خواهد شد، و بدنیال آن نتیجه و حاصل بیشتری نسیب طبقه کارگر و انقلابیون در جهت هدایت به سمت و مسیر انقلابی خواهد بود.
ما ضمن اینکه صمیمانه دستان شما دوستان و رفقا را در داخل و بیرون می فشاریم، در همین حال انتظار داریم نظرات ، پیشنهادات و نقد و تجربیات خود در رابطه با برگزاری مراسم های اعتراضی اول ماه می در سال ۱۳۹۶ را قبل از تاریخ ۵ فروردین ۱۳۹۶ ارسال نمایید ، البته فراموش نکنید، اگر مطالبی در رابطه با موضوعات دیگری نیز ارسال کنید، ضمن تشکر و قدر دانی آنها را نیز منتشر خواهیم کرد.
پیش بسوی “سازماندهی برای برگزاری متحدانه در اعتراضات اول ماه می”
پیش بسوی همکاری های مشترک عملی در نقاط مشترک
پیش بسوی ایجاد فدراسیون سراسری کارگری
پیش بسوی ایجاد حزب انقلابی طبقه کارگر
جمع قدم اول
۳/۱۲/۱۳۹۵

دو مطلب در رابطه با سندیکا ها و دستمزد ها در پیوست است لطفا” توجه فرمایید

دو مطلب در رابطه با سندیکا ها و دستمزد ها در پیوست است لطفا” توجه فرمایید

۱- تشکل کارگری پایه ( سندیکا) خصوصیات و نقش آن نوشته شاهرخ زمانی

۲- دستمزد یا پاشنه آشیل طبقه کارگر نوشته محمد اشرفی

 

Captureسس

دکلمه شعر ” حاجی فیروز ” توسط رفیق علی پیچگاه

شعر حاجی فیروز از سروده های احمد شاملو است
و این دکلمه از رفیق علی پیچگاه می باشد که تقدیم به مبارزان راه آزادی و برابری می گردد

Capturer

جلسه ۱۷ بهمن ۱۳۹۵ جمع قدم اول

جلسه ۱۷ بهمن ۱۳۹۵ جمع قدم اول

جلسه مورخ ۱۷ بهمن ۱۳۹۵ با موضوع تعریف طبقه کارگر برگزار شد و طرح کننده بحث ک ابراهیم بودCapture222

نشریه شماره ۱۰ جمع قدم اول ” تدارک حزب انقلابی طبقه کارگر”

نشریه شماره ۱۰ جمع قدم اول ” تدارک حزب انقلابی طبقه کارگر”

nashriye shomare10

Binder1-10

توطئه دانشگاه آزاد اسلامی علیه بیمارستان جواهری و پرسنل آن!!!

photo_2017-01-10_07-06-59

photo_2017-01-10_07-07-24

photo_2017-01-10_07-07-31

photo_2017-01-10_07-07-17

یکی از طرح های حکومت جمهوری اسلامی در راستای خصوصی سازی ترفندهای برای به تعطیلی کشاندن مراکز صنعتی و خدماتی برای افزایش سود سرمایه است که با تحت فشار گذاشتن مزردم انها را مجبور به پذیرش شرایط غیر انسانی افزایش سود سرمایه در واقع قبول استثمار بیشتر می کند.و اکنون دانشگاه آزاد اسلامی در حال اجرایی کردن نقشه خائنانه ای علیه مردم و پرسنل بیمارستان جواهری است و می خواهد بیمارستان جواهری را تعطیل کند در حالی مسئولا” دانشگاه و طراحان خصوصی سازی در حکومت اسلامی این بیمارستان را به تعطیلی می کشانند که کشور ایران از نظر خدمات پزشکی و بیمارستانی بسیار پایین است رتبه جهانی که از نظر سیستم سلامت و درمان با توجه به ثروت مند بودش بسیار پایین است ، طبق آمار سازمان بهداشت جهانی عملکرد سطح سیستم بهداشتی در ایران رتبه ۵۸ را دارد و از نظر عملکرد کلی سیستم سلامتی ایران رتبه ۹۳ را میان ۱۷۳ کشور دارد و این برای ایران که ثروت زیادی دارد شرم اور است . باز طبق آمار های دولتی در ایران ۱۲۰هزار تخت بیمارستانی وجو دارد که طبق گفته های وزیر بهداشت سید حسن قاضی زاده هاشمی در کاشان مورخ ۱۶ دی ماه ۱۳۹۵ نود هزار تخت بیمارستانی فرسوده هستند و همه انها مربوط به قبل از انقلاب می باشند و باز طبق گفته همین وزیر اکنون به ۷۰ هزار تخت نیاز است و اگر بخواهیم ایدآل شود باید صد هزار ساخته شود در حالی همین وزیر اعلام کرده است برای دست یابی به ۱۰۰ هزار تختی که اکنون لازم هستند طرح ده ساله دارند ، همچنین ایرج حریرچی قائم مقام وزیر بهداشت و درمان و اموزش پزشکی گفت رتبه ایران از نظر تعداد تخت خواب بیمارستانی ۱۷ بار کمتر از کشور های منطقه است و دهها بار کمتر از استاندارد های جهانی امروز است که خود استاندارد های جهانی از استاندارد های نیاز انسانی بسیار پایین تر است اگر با میانگین‌های استاندارد جهانی جلو برویم، ضریب اشغال تخت‌ها نباید به مرز ۸۰ درصد برسد. یعنی در بدترین شرایط هم باید حداقل ۲۰ درصد تخت‌های یک بیمارستان خالی باشد تا بتواند پاسخگوی وضعیت‌های اضطراری باشد، اما براساس آمارهای رسمی، ضریب اشغال تخت‌ها در بسیاری از بیمارستان‌ها ـ بخصوص در بیمارستان‌های پایتخت ـ حدود ۹۰ درصد است. واقعیت از این آمارها بسیار بدتر است چرا که بیماران را در راهرو های بیمارستانها بستری می کنند و بسیاری از بیماران را برای بستری شدن نوبت های یک ماه تا چند ساله می دهند که گاها” بیماران در مدت زمان انتظار برای بستری شدن میمیرند، و یا بسیاری از بیماران چون هزینه مداوا ندارند اصلا” برای بستری شدن اقدام نمی کنند ، بنا براین تخت ها بیش از ۹۰ در صد اشغال می باشند.
حتی در این شرایط اگر بخواهیم کمبود تخت را جبران کنیم، این بار با مشکل کمبود پرستار روبه‌رو خواهیم شد. در واقع اضافه کردن ۱۰۰ هزار تخت بیمارستانی برای جبران کمبود تخت، مستلزم این است که نیروی انسانی مورد نیاز این تخت‌ها را هم تامین کنیم. با توجه به این که همین الان و با همین تعداد تخت‌های موجود هم بیماران با کمبود شدید پرستار دست و پنجه نرم می‌کنند، اضافه شدن ۱۰۰ هزار تخت بیمارستانی بدون افزایش تعداد پرستاران، هیچ نفعی به حال نظام سلامت نخواهد داشت.حال دقت کنید در چنین وضعیتی دانشگاه ازاد مشغول تعطیل کردن بیمارستان جواهری و اجراج پرسنل یا مجبور کردن آنها به در خواست بازنشستگی اجباری می کند. تعطیل کردن این بیمارستان در حالی اتفاق می افتد که سرانه وجود تخت بیمارستانی در کشور برای هر ۱۰۰۰ نفر یک و نیم تخت است در حالی که کشور ژاپن برای هر هزار نفر ۱۴ و در کره برای هر هزار نفر ۱۳ تخت بیمارستانی است.در شرایطی که مردم ایران بشدت به بیمارستان و خدمات درمانی نیاز دارند آیا تعطیل کردن یک بیمارستان و بیکارکردن پرسنل ان تیر خلاص زدن به بیماران نیست ؟ آیا این جنایت نیست که مسئولین دانشگاه آزاد بخاطر سود بیشتر با جان مردم و سلامت مردم و امنیت شغلی پرسنل بازی می کنند؟
حال توجه کنید به ادامه ماجرا : این بیمارستان وقفی رایگان را به دانشگاه آزاد که شروع کننده و بستر سازی برای خصوصی سازی بود واگذار کرده از وقفی و رایگان خارح می کنند و اکنون علی رغم اینکه مردم ایران به بیمارستانهای بسیاری نیاز دارند می خواهند بیمارستان جواهری را تعطیل کرده و آن را به پول نقد تبدیل و به روال عادی حکومت اسلامی با دزدی های مانند دکل نفتی و یا اختلاس غیب کنند ، در این بین ضمن زدن ضربات جبران ناپذیر به بهداشت کشور و مردم که احتیاج به خدمات پزشکی و درمانی دارند بیش از ۱۰۰ پرسنل این بیمارستان را نیز با نقشه های مختلف به فلاکت می کشانند. در پی موارد و اسناد اثباتی این گفته ارایه می شود.
طرح تعطیلی را به صورت زیر شروع کردند. اول دی ماه ۱۳۹۵ بیمارستان را که بیش از ۱۰۰ نفر پرسنل داشت به کلینیک تبدیل کردند، و ۷۰ نفر از پرسنل را به بیمارستان دروغین فرهیحتگان که آن هم وابسته به دانشگاه آزاد است فرستاند ، چون این بیمارستان بجز اوراژانس بقیه قسمتها نه تنها فعال نیست بلکه راه اندازی هم نشده است ، مانند طرح های است که روسا می ایند رمانش را می برند ولی بعد از ان نیمه کاره رها می شود، در واقع پرسنل کادر درمان از پرستار و رادیولوزی و اداری، خدمات و اشپزها همه توی یه ساختمان خالی هستند، صبح میرن و ظهر بر میگردند ، و کسی مسئولیت را بعهده نمیگیرد و برای این هفتاد پرسنل اداره کارگرزینی را موظف به انجام کارگری اداری نکردند تا تکلیف پرسنل معلوم نباشد تا در اینده بهانه های مختلف برای اخراج یا دیگر مشکلات برای انها ایجاد کنند که این دو مورد نشانه هایش در حال ظهور است مثلا” سه نفر از پرسنل( بچه های شرکتی) که در بیمارستان جواهری کار می کردند و حال به فرهیختگان منتقل شدند ، بیمه نشدن و رفتم شکایت کردند و در تامین اجتماعی گفته پرینت ورود و خروجتون رو بیارید رفتند به کارگزینی ، کارگزینی نمی دهد و می گوید ما هیچ دستوری در مورد ورود و خروج شما نداریم ، و چندتا از پرسنل هم در خواست بالاجبار بازنشستگی پیش از موعد دادند، تعدادی بسیاری از این پرسنل مانند بیشتر مردم برای جبران هزینه های زندگی خانواده مجبور بودند در دو جا با شیفت های متفاوت کارکند اما حالا ۷۰ نفر از ان پرسنل مجبور هستند فقط صبح به صبح بیایند بیمارستان فرهیختگان و حال ضمن اینکه تکلیفشان در اینجا مشخص نیست بلکه این بلاتکلیفی کار محل دیکرشان را هم بلا تکلیف کرده است و وضعیت فکری و روحیشان به هم ریخته و مشکلات زیادی در زندگی انها در حال شکل گیری است و این فشار روحی و روانی را افزایش می دهد که مجبور شوند رها کنند بروند . هیچ کس هم جواب گوه نیست مسئولین دانشگاه با این موضوع روانشاسانه بر خورد می کنند دارند با مرور زمان پرسنل را لای منگنه و عدم پاسخ گویی مجبور به ترک کار می کنند، (این تعداد شیفت صبح بودند باعث شده اونهایی که شیفت در چرخش بودند و جاهای دیگری مثلا” صبح کار بودن دچار مشکل شوند) بعضا” بخاطر اینکه راهشان دوره شده زندگی خانوادکی و بچه هاشون دچار مشکل شده است، و از همه مهمتر اکنون از نظرحقوق هم بلاتکلیف هستند قبلا که جواهری بودن حقوق رو از دانشگاه علوپزشکی دانشگاه ازاد میگرفتند ولی الان میگویند بیمارستان فرهیختگان تحت نظر سازمان مرکزی دانشگاه ازاد هست و چون این افراد در سازمان ان تعریف نشده اند ، و این ها که در بیمارستان راه اندازی نشده کاری نمی توانند انجام بدهند بودجه ای تخصیص نمی دهد و اگر هم بعد ار مدت ها بدهد بسیار کمتر خواهد داد و برای اینکه تعریفی از کار این پرسنل ندارد و هزار دزو کلک دیگر .
پرسنلی هم که هنوز در بیمارستان جواهری مانده اند وضعیت چندان خوب ندارند تا کنون از بیمارستان حقوق می گرفتند چون بیمارستان دایر بود ولی از اول دی که پلاکارد کیلینک خورده و اتاق عمل و … جمع اوری شده ، بیمار کم شده است ، صندوق دار میگو ید تا امروز ( از یک دی ماه تا ۲۰ دی ماه ) حدودا” سی میلیون تومان در یافتی داشتند بنا بر این بیمارستان جواهری نمیتواند حقوق باقیمانده پرسنل رو پرداخت کند و این همان حقه بازی است که مسئولین دانشگاه آزاد اسلامی برای تحت فشار گذاشتن پرسنل اگاهانه با تعطیل کردن بیمارستان طراحی و اجرا می کنند. از همه بدتر اینکه با این وضع همه احتمال میدن تا عید جواهری به شکل کلنیکی هم نتواند ادامه بدهد بنا براین تکلیف پرسنل باقی مانده در همین جا نیز معلوم نیست. بیمارستان در تهران شریعتی شمالی خیابان زرگنده قرار دارد.همان گونه که گفته شد این بیمارستان خیره و رایگان بود که حکومت جمهوری اسلامی ان را به دانشگاه آزاد اسلامی داد و خصوصی شد و اکنون چنین وضعیتی پیدا کرده است. این بیمارستان در سال ۱۳۴۷ با عنوان زایشگاه موقوفه جواهری توسط مرحوم حاج میرزا عبدالله جواهری ساعتچی شروع به کار کرده است.

کمیته حمایت از شاهرخ زمانی
۲۳/۱۰/۱۳۹۵

برای بهتر درک کردن جنایت کاری حکومت جمهوری اسلامی توصیه می شود مقاله موجود در لینک زیر را مطاله کنید.

کوبای سوسیالیستی آبروی انسان است

چهار چوب سیاسی فعالیت مشترک در جمع قدم اول ( سند ۸ ماده ای) همراه با توضیحات لازم :

سند هشت ماده ای جمع قدم اول برای تدارک حزب انقلابی طبقه کارگر
ماده ۸ مربوط به چهار چوب سیاسی فعالیت مشترک گرایشات انقلابی برای ایجاد حزب انقلابی طبقه کارگر در جلسه مورخ ۱۲/۱۰/۱۳۹۵ به تصویب رسید و به سند ۷ ماده ای جمع قدم اول که در گذشته تصویب شده بودند و طی گزارش مورخ ۲۴/۵/۱۳۹۳ انتشار عمومی یافته بود افزوده شد.بنا براین سند ۷ ماده به سند ۸ ماده ای تبدیل گردید. برای اعلام دقیقتر موضوع بخشی از گزارش مورخ ۲۴/۵/۱۳۹۳ بخصوص کل سند ۷ ماده با اضافه شدن ماده هشت به ان در زیر یک جا منتشر می گردد.
گزارش مباحثات و تصمیماتی که تا کنون ( تاریخ تهیه این گزارش ۲۴/۵/۱۳۹۳ است که در بولتن ۸ کل گزارش و مواد پیوست ان منتشر گردید) در قدم اول گرفته شده اند :
پس از دعوت تعدادی از رفقا برای شروع کارهای مشترک در رابطه با ساختن دو کمیته( بیان شده در گزارش و دعوت نامه ) که دعوت فوق در تاریخ ۱۲/۱۲/۱۳۹۳ انجام گردید و در تاریخ ۱۸/۱۲/۱۳۹۳ به مناسب ۱۹ اسفند، گرامیداشت روز کمون پاریس اولین شماره بولتن داخلی که شامل جواب دعوت شدگان جهت پیش برد سازماندهی مباحثات و تصمیمات بود ، منتشر گردید . مباحثات در رابطه با موضوع از طریق بولتن داخلی با نام قدم اول و چلسات شروع شد و فعلا” تا ابن تاریخ ( تاریخ انتشار بولتن شماره ۸ ) توانستیم در موارد زیر به توافقاتی دست یابیم ، که عبارتند از :
۱- تصویب موقتی طرح پیشنهادی برای چهار چوب سیاسی فعالیت مشترک گرایشات انقلابی برای ایجاد حزب طبقه کارگر ایران در هفت ماده .
۲- تصویب موقتی آئین نامه اجرایی همکاری در کمیته های مورد بحث که در ۲۴ ماده مورد توافق قرار گرفته که در این شماره بولتن (۸) منتشر می گردد.
۳- بتوافق رسیدیم که دو کمیته تشکل بدهیم که البته برخی از وظایف کمیته های نامبرده در آئین نامه اجرایی بیان شده اند .( کمیته های فوق موضوع پیشنهاد در قدم اول با نام های کمیته سازمانده و کمیته نشریه بودند که با همین نام ها تصویب شدند)
۴- تا کنون ۸ شماره بولتن داخلی بحث های سازماندهی و یک بولتن داخلی تئوریک و ۵ جلسه برگزار شده است .
۵- تصمیم گرفته شده است نشریه ی رو به عموم زیر نظر کمیته نشریه به نام “نشریه (تدارک حزب انقلابی)” منتشر نماییم ، هم چنین تا هر زمانی لازم باشد بولتن داخلی منتشر خواهد شد.
۶- رفقای حاضر در جلسه اخیر برای شروع کار کمیته ها آمادگی خود را اعلام کردند هم چنین قرار شد از تمامی رفقای که تا به این روز بولتن ها را دریافت کردند ، جهت هم کاری رسما” دعوت شوند، لازم است هر کدام از رفقا زمان اعلام قبول همکاری ، رااعلام نمایند ، که در کدام یک از کمیته ها مایل به فعالیت هستند. پس از مشخص شدن اعضای اولیه کمیته ها، اعضای هر کدام از کمیته ها اقدام به سازمانیابی می کنند و تقسیم کار خواهند کرد در نتیجه فعالیت کمیته ها شروع خواهد شد ، با توجه به چنین تصمیم گیری ، از تمامی رفقای که این پیام بدست شان می رسد رسما” دعوت به همکاری می کنیم ، فعلا” چهار چوب همکاری ها را موضوعات بند یک و دو این گزارش تعیین می کنند.
۷- هر رفیقی اگر ابهامی ، نظری، سوالی ، نقدی و پیشنهادی و یا بحثی دارد، می تواند اعلام آمادگی کرده و در کمیته ها موضوع خود را پیش ببرد یا اینکه اگر مایل به عضویت در کمیته ها نیستند می توانید از طریق ایمیل یا دوستی که از طریق او با جمع قدم اول ارتیاط یافتند( از طریق او بولتن را دریافت کردید) موضوع خود را مطرح نمایید که بحث شما همراه با بحث های دیگر رفقا در بولتن منتشر خواهند شد.

چهار چوب سیاسی فعالیت مشترک
سند ۸ ماده ای :
۱- نظام حاکم بر جهان امروز نظام سرمایه داری جهانی است که سراسر جهان و ایران را به دو اردو گاه متخاصم پرولتاریا و بورژوازی تقسیم کرده و در مقابل یکدیگر قرار داده است.
۲- در تداوم این نظام ، سرمایه داری بر استثمار بخش اعظم جامعه ، یعنی کارگران و زحمتکشان توسط تعداد کم شمار صاحبان سرمایه ، بر تشدید هر چه بیشتر اختلافات طبقاتی ، بر از خود بیگانگی گسترده آحاد جامعه ، بر تهدید آشکار سلامت محیط زیست در ابعادی هر دم سهمگین تر، بر مبادله نابرابر و تبعیض گسترده علیه کشورهای فقیر توسط کشورهای غنی و پر قدرت استوار است، نظام سرمایه داری در راستای تناقضات و تضادهای ذاتی و لاینحل خود مدام خود را با بحرانهای کوچک و بزرگ ( کشوری، منطقه ای و جهانی) رو در رو می یابد و در هر بحران ضمن بیکار سازی گسترده آحاد کارگران و زحمتکشان، تهاجمی گسترده به سطح معیشت و دستاوردهای کارگران و زحمتکشان سازمان می دهد.
۳- بورژوازی این نظام و روابط و مناسبات موجود را از طریق اعمال دیکتاتوری طبقاتی خود توسط حکومت های سرمایه داری در سراسر چهان به پرولتاریا تحمیل کرده و از انجایی که این نظام بر مبنای تولید اجتماعی از یکطرف و کنترل خصوصی بر ابزار و روند و محصول تولید از طرف دیگر ، قرار دارد، حامل تضادی است که نیروهای مولده را در تصادم با مناسبات و روابط تولیدی قرار داده و نهایتا به فروپاشی آن خواهد انجامید. پرولتاریای چهانی چاره ای جز مبارزه برای سرنگونی سیادت سرمایه داری و آغاز ساختن بنای سوسیالیسم برای دستیابی به نظام کمونیستی ندارد.
۴- طبقه پرولتاریا تنهان نیروی اجتماعی است که قابلیت پیشبرد انقلاب جهانی برای انهدام نظام سرمایه داری و ارایه بدیل سوسیالیستی را دارا می باشد . این طبقه برای پیشبرد این مبارزه و ارایه بدیل خود به جامعه بشری نیاز به تشکل بین الملل انقلابی دارد که بیانگر منافع طبقاتی او بوده و با متشکل کردن قشر پیشتاز آن راهنما و رهبر مبارزات طبقه کارگر و متحدین آن باشد.
۵- ما، بمثابه بخشی از فعالان سوسیالیست انقلابی طبقه کارگر، وظیفه خود می دانیم ، تا فوران پروسه تشکیل این حزب در جامعه ایران و سازماندهی طبقه کارگر را برای تدارک انقلاب سوسیالیستی و رساندن به اهداف و تامین منافع اش آغاز کنیم.
۶- اولین قدم برای ساختمان سوسیالیسم انهدام ماشین دولت (STATE) سرمایه داری و تشکیل دولت (STATE) و نظام شورایی برای اعمال دیکتاتوری انقلابی پرولتاریا می باشد.
۷- در این راه ، ما با کلیه راه حل های سرمایه داری ، خصوصی و دولتی ، و راه حل های میانه سوسیال دمکراسی ، و استقرار حکومت های موتلفه ” دمکراسی نوین” و دیکتاتوری حزبی ، یا هر گونه حکومت و نظامی که به انحاء مختلف تداوم حضور بورژوازی ، بمثابه یک طبقه متشکل را در حاکمیت سیاسی و اقتصادی جامعه میسر و توجیه می کند ، مرزبندی داشته و مبارزه می کنیم.
۸- ما در جمع قدم اول تلاش می کنیم امکانات و شرایط لازم را از زوایای مختلف برای ساختن حزب انقلابی طبقه کارگر مهیا و با اوضاع امروزی انطباق دهیم تا به مهمترین ابزار انقلاب ” حزب انقلابی طبقه کارگر” برای سرنگونی حاکمیت سرمایه داری دست بیابیم، در این راستا با فعالیت و همکاری عملی مشترک در نقاط مشترک و بحث و تبادل نظر در نقاط اختلاف پیش می رویم .، اکنون یکی ازاین مشترکات کسب شده را که نتیجه مباحثات و تبادل نظراتی است که طی دو نشست در جمع قدم اول پس از طرح رسمی و بررسی همه جانبه ضرورت کاربرد اصول کار مخفی و علنی است، به اتفاق آرا به شرح زیر تصویب نمودیم:
ما کار مخفی ، علنی و تلفیقی از آن دو را روش های مختلف مبارزاتی انقلابی طبقه کارگر می دانیم که مکمل یک دیگر هستند و هیچ کدام به تنهایی نمی تواند برای رسیدن طبقه کارگر به خواسته هایش بدون دیگری کافی باشد. در این جهت اعتقاد داریم کار مخفی ، علنی و تلفیقی از آن دو مجموعا” بخشی از سبک کار کمونیستی است این بدان معنی است که خشت های اولیه ساختمان حزب انقلابی طبقه کارگر یعنی هسته های مخفی انقلابی کمونیستی از همان آغاز باید بر اساس شرایط کنونی جنبش شروع شده و در هر سطحی از مبارزه که طبق شرایط لازم باشد پیش برده شود و ضمن اینکه هسته ها بطور کامل مخفی خواهند بود در همین حال وظیفه عمده آنها عبارت است از اینکه باید حلقه واسط و یکی از مهمترین کانالهای ارتباطی پایه ای میان حزب و تمامی بخش های طبقه کارگر وهم پیمانانش باشند و از طریق همین هسته های مخفی انقلابی کمونیستی، ارتباط ارگانیک جهت سوخت و ساز میان حزب و جامعه ممکن خواهد شد. از این جهت اعلام می کنیم ، گام نخست همه رفقایی که خود را عضو یا مدافع جمع قدم اول چه در داخل یا بیرون می دانند، با ساختن هسته های مخفی انقلابی در محل کار و زندگی کارگران و هم پیمانان آنها شروع می شود.، ما مجموعه ای از کار مخفی، علنی و تلفیقی از آن دورا جهت سازماندهی مبارزات انقلابی بمثابه وظیفه عاجل وضرورت تاریخی انقلابیون می دانیم و فرا فکنی یا کوتاهی در انجام چنین وظیفه ای را کنار بودن از مبارزه انقلابی تلقی می کنیم . بنا براین کار مخفی ، علنی و تلفیقی از آن دو را مجموعا” اساس و شالوده مبارزات انقلابی و طبقاتی در جامعه سرمایه داری دانسته و هر گونه علنی گرایی در حوزه و سطوح مختلف سازماندهی مبارزات انقلابی توسط سازمان سیاسی طبقه کارگر را برابر با انحلال طلبی می دانیم.
تبصره ۱ – ما ضمن تاکید روی تمرکز ایده های درست و پیروی از برنامه و مشی سیاسی در تشکیلات از اصول عدم تمرکز، عدم تسری اطلاعات و عدم تداخل پیروی می کنیم ، در همین حال داشتن ارتباط منظم سازمانی مخفی و ارگانیک را اساسی ترین اصل فعالیت هسته ها می دانیم.
تبصره ۲ – کمک به ایجاد حزب انقلابی طبقه کارگر تنها از طریق ایجاد هسته های منضبط و زبده امکان پذیر می شود.
images1

در رابطه با نتایج نشست چهارم نیروهای چپ و کمونیست

images1

چهار سال پیش تعدادی از سازمانها و احزاب و محافل،کار بزرگی را شروع کردند،و البته کاری را که بسیار سخت بود و هست،بخاطر دارم که بسیار خوشحال شدم،حتی مطلبی در جهت حمایت و ارایه پیشنهاد نوشتم که هم اکنون مطلب فوق در آدرس زیر موجود است و البته در انتهای همین مطلب حاضر می توانید ان را بخوانید.
(http://melimazhabi.com/maghalat/%D9%87%D9%85-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%86%D9%BE-%D9%87%D8%A7-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%AD%D8%AF%D8%A7%D9%82%D9%84-%D9%87%D8%A7/)
من در نوشته خود به رفقا پیشنهاد داده بود که پلاتفرمی تهیه کنند و به مباحثات بپردازند و اختلافاتشان را برسمیت بشناسند،اما تا رسیدن به این موضوع جهار سال طول کشید،در نشست چهارم موضوع مباحث ایدو لوژیک را در دستور کارخود قرار دادند،و پلاتفرمی هم تهیه کردند هنوز هم راه زیادی در پیش است،هر چند ممکن است این نوشته نشان بدهد که امیدواری چهار سال پیش را امروز ندارم،کمتر شدن امید واری دلایل بسیاری دارد اما دو دلیل عمده است،که اینجا بیان خواهم کرد،شاید بیان انها باعث شود رفقا بر طرف نمایند.آن دو عبارتند از :
۱- دو فرمول آلترناتیو حکومتی که در گزارش نشست چهارم منتشر کردند.
۲- اعمال برخی از اعضا و مستولین تشکیلات های عضو در این نشست در تورنتو که عملا” نشان دادند گفته هایشان با اعمالشان تضاد دارد.

۱- دو فرمول آلترناتیو حکومتی که در گزارش نشست چهار منتشر کردند.
دو فرمول بیان شده چندان تفاوتی ماهوی با هم ندارند،هر دو زیبا نوشته شده اند،تنها تفاوت مهم انها اینکه اولی بسیار دلرباتر از دومی نوشته شده است.این دو فرمول آنقدر انشای شاعرانه و عاشقانه و دراماتیک دارند،که خواننده با خواندن انها وضعیت طبقه کارگر و مبارزه بکش تا زنده بمانی نبرد طبقاتی را فراموش می کند،حتی ظهور ترامپ و داعش و نبرد خونین جناح های مختلف سرمایه داری که بی وقفه دودش چشمانمان را اشک آلود می کنند را نیز فراموش می کنیم،از این لحاظ خود به خود از هر روزنه ای ابریشمین این پرده که در پشت ان سازش طبقاتی نور افشانی می کند،اگر دقت کنیم دیده می شود،این دو فرمول ویترین زیبای است که در پشت خود هیولای سرمایه داری را پنهان کرده است،یا ماسک دلفریبی است که نیاز ها و طرح های سرمایه داری در پشت ان کمین کرده اند،در واقع عبارات و جملات این دو فرمول نشان می دهند نویسندگان آنها هیچ ارتباط واقعی با مبارزه طبقاتی ندارند.این دو فرمول مشخص نمی کنند،آلترناتیو مورد نظر در کدام جامعه ساخته خواهد شد،آیا در جامعه فوق طبقات وجود دارند؟اگر ندارند چه شده اند؟و یا چگونه از بین رفته اند؟حکومتی که با این فرمول ها طراحی شده است نماینده کدام طبقه است؟آیا نماینده طبقه سرمایه داری است؟آیا نماینده خرده بورژوازی است؟آیا نماینده طبقه کارگر است؟یا نماینده همه طبقات است؟
وقتی افراد حاضر در این نشست بعد از سه روز که حاصل چهار سال است،مشخص نمی کنند حق رای عمومی،خود حکومتی،دمکراسی مشارکتی، …و کلمات و عبارات زیبای دیگر را کدام نیرو (کدام طبقه) عملی خواهد کرد و اگر طبقات نابود شدند مشخص نمی کنند طی چه روند و پروسه نابود شدند؟و اگر هنوز طبقات وجود دارند چه چیزی باعث شده که طبقه سرمایه داری از خواست باز گشت منصرف شود؟یا چه نیروی مجبورش می کند که نتواند به حاکمیت باز گشت کند؟آیا با وساطت نویسندگان این دو فرمول طبقات باهم مذاکره کردند و به توافق رسیدند که نبرد طبقاتی را کنار بگذارند؟ …
عدم مشخص کردن موارد گفته شده در بالا در بهترین بر داشت تنها دو دلیل می تواند داشته باشد،یا نویسندگان در تخیلات سیر می کنند،یا اینکه به نابودی سرمایه داری به شکل خود به خودی اعتقاد دارند.معلمان تاریخی طبقه کارگر به ما یاد دادند،که به خاطر راضی نگهداشتن بقیه طبقات و توده مردم،نباید واقعیت ها را پنهان کنیم،(آنها گفته اند کمونیست ها هرگز به مردم دروغ نمی گویند،)نویسندگان دو فرمول فوق ضرورتا” باید مشخص کنند،حکومت آلترناتیو مورد نظر انها را کدام طبقه بر علیه کدام طبقه تشکیل داده و اعمال قدرت خواهد کرد؟هر گونه تصمیم بعدی به مشخص شدن این مورد بستگی دارد.در نوشتن این دو فرمول هدف راضی نگهداشتن طبقات مختلف و رعایت اصول لیبرالیسم مد نظر بوده در نتیجه ناچار شدن به جای تکیه بر واقعیات جان سخت عینی به ذهنیات،آمال و آرزوها و رویاها تکیه کنند.
بعد از خواندن این دو فرمول کمی به فکر فرو رفتم،به نظرم رسید نوجوانی هستم که در ویلای دو طبقه پدرم که در دامنه جنگل کوهستانی سرسبزی قرار دارد،و در پایین آن دره عمیق و سرسبزی که رودخانه ای هم در جریان است و آبشار بلندی هم غرش می کند،و مانند آبشار نیاگارا آبرا پودر کرده به اطراف می پاشد و در بالای آن هم، رنگین کمانی تشکیل شده است، وسط ظهر است من در بالکن مشرف به رودخانه نشستم آفتاب ملایمی می تابد،نسیم خنک همراه خود ذرات آب را آورده صورتم را نمناک می کند،فقط در چنین حالتی می شود با این فرمول ها ارتباط بر قرار کرد،اما پدر من ویلا نداشته و ندارد،هیچ کدام از کارگران ویلا ندارند،نوع دیگر آسایش و ارامش خاطر هم ندارند که بتوانند نبرد خونین طبقاتی را فراموش کرده با چنین فرمول های ارتباط بر قرار کنند.با چنین تصوراتی نمی شود مبارزه طبقاتی را پیش برد،میشود از رویا هایمان سخن بگویم،اما در نبرد طبقاتی باید واقع گرا باشیم،قرار است طبقه کارگر سرمایه داری را زمانی که هر دو طبقه به منافع طبقاتی خود آگاه هستند،سرنگون کند،و بعد از سرنگونی سرمایه داری برای نگهداری قدرت بدست امده و جلو گیری از باز گشت سرمایه داری که به منافع خود آگاهی دارد،حکومتی تشکیل بدهد،و طبق اصول و منطق نبرد طبقاتی می دانیم سرمایه داری بعد از این که قدرت را از دست داد،صد ها بار هارتر می شود،(اکنون ببینید سرمایه داری چقدر هار است،هاری کنونی ان را ضربدر صد کنید،آنوقت معلوم می شود که این دو فرمول چقدر رویایی هستند.)این را هم تاریخ به اشکال مختلف ثابت کرده است،چنین کارهای واقعی را با رویا ها و سازش طبقاتی نمی توان انجام داد.بهتر است کارگران و فعالین و انقلابیون بدانند،به این رویا پردازیها نمی شود امید وار بود.این نیروها نبرد و ستیز طبقاتی را با تعطیلات تابستانی در جزایر هاوایی اشتباه گرفتند،طبقه کارگر به شما در مقابل چنین فرمول های می گوید:”برای شما سفر خوشی را آرزو می کنیم،خوش بگذره” همان گونه که تاکنون گفته است.
۲ – اعمال برخی از اعضا و مستولین تشکیلات های عضو در این نشست در تورنتو که عملا” نشان دادند گفته هایشان با اعمالشان تضاد دارد.
( آنچه در رابطه با نیروهای حاضر در تورنتو در زیر می نویسم،از این بابت نیست که چنین رویه ای فقط در تورنتو صورت می گیرد،نمونه هایش در شهر ها و کشور های دیگر نیز دیده شده است،منتها چون من در تورنتو شاهد بودم،از انها صحبت میکنم.)
با توجه به اینکه رفقای حاضر در نشست چهارم در گزارش خود بیان کردند که می خواهند مباحثی را راه انداخته و برای حصول مشترکات پیش ببرند،از این بابت هنوز می شود امید وار بود، مواردی که در زیر بیان میشود بابت این است که یک بار دیگر مشکلات گفته شوند، شاید این بار مقبول افتاده دیگر خطا های گذشته تکرار نگردند،تا بتوانیم بیشتر در نقاط مشترک همکاری کنیم،در رابطه با این مورد از نوشته رفیق هلمت احمدیان استفاده می کنم،رفیق هلمت مطلبی با عنوان “پیرامون برگزاری نشست چهارم”دارند،در مجموع خوب بوده و برخی از مسائل را روشن کرده است،آنچه رفیق هملت نوشته اند که البته در صورت اجراء شدن انها بسیار مثبت خواهند بود،اما اگر اعمال منطبق با گفتار باشند،که متاسفانه انچه طی سه سال گذشته در تورنتو از برخی نیروها دیدم هیچ کدام از اعمال منطبق با چنین نوشته ای نبودند،(این تناقض به فرد رفیق هلمت ربطی ندارد،بلکه به جمعی تشکیلات ها مربوط است،بحث من در این نوشته نقد نوشته رفیق هلمت نیست،فقط کمک گرفتن از نوشته ایشان است برای روشن شدن موضوع که اگر نیروها طبق نوشته رفیق هلمت وظایف خود را انجام بدهند،به اهداف خواهیم رسید،و اگر طبق روند و روال گذشته که ۱۸۰ درجه با این نوشته زاویه داشتند،ادامه بدهند،نشست نیروهای چپ و کمونیست شکست خواهد خورد.)
نیروهای که عضو نشست فوق هستند و تعدادی از انها در تورنتو حضور دارند،تا کنون نه نتها حاضر نشدند در بحث و گفتگو های کاملا” آزاد و برابر بین نیروهای چپ شرکت کنند،بلکه برای پیش برد نظرات خود،مستقیم یا به حمایت از بقیه اقدام به حذف گرایی،بایکوت، سانسور با نام جدیدش(بازنگری) و تخریب بقیه کرده اند.
رفیق هلمت در انتهای نوشته خود گفته اند:”این پلاتفرم و بیانیه که در هم تنیده شده اند، هنگامی می تواند از یک سند صرف فراتر رود،که به پرچم مبارزاتی تبدیل شود و این امر جز با دخالت گری و فعالیت میدانی و عمل جمعی همه نیروها ممکن نیست.ما در آغاز این کار دشوار هستیم ولی به حقانیت و لزوم آن باور کامل داریم”
پس از تصمیمات نشست چهارم نیروها،تشکیلات های عضو و بخصوص تشکیلات مطبوع رفیق هلمت باید ثابت کنند،که نیروهایشان حداقل در تورنتو روال قبلی خود را تغییر خواهند داد،در آن صورت می شود قبول کرد که واقعا” می خواهند پلاتفرم فوق را با دخالت گری و فعالیت میدانی و عمل جمعی همه نیروها به پرچم مبارزاتی تبدیل کنند،و زمانی می توان قبول کرد که رفقا در تشکیلات خود واقعا” به حقانیت و لزوم آن باور کامل دارند، را عملا” ثابت کنند.که حذف گرایی ها،بایکوت و تخریب گرایی های گذشته را تکرا نکنند و از این پس تغییر رویه بدهند.تا کنون بسیاری از این نیروها حاضر در تورنتو پرچمی که بر افراشته بودند،(و با اسناد واقعی می توان اثبات کرد)پرچم حذف گرایی،سانسور و تخریب و بایکوت بود،حال باید دید از این پس چه می کنند.
بیش از سه سال است ما میگوییم رفقا بیاید در نقاط مشترک همکاری عملی مشترک انجام بدهیم و در نقاط اختلاف به بحث و گفتگو بپردازیم،اما تا کنون جوابی که ما گرفتیم،حذف، بایکوت،سانسور و تخریب بود،حتی شخصا”به صورت خصوصی از طریق یکی از اعضای کمیته مرکزی یکی از نیروهای فوق بخشی از اعمال انجام شده اعضای آن نیرو در تورنتو را کتبا”برای کمیته مرکزی همان نیرو ارسال کردم،و از او خواهش کردم،در کمیته خودشان بیان کند،که با این اعمال اعتبار انها بیش از پیش در تورنتو زیر سوال می رود،ولی نتیجه ای نداد،به نظرم نیروهای عضو این نشست قبل از دعوت به همکاری بهتر است،دوباره اعتماد سازی کنند،تا گذشته خود را جبران نمایند.شاید رفقای بخواهند بدانند چگونه اعتبار یک تشکیلات زیر سوال می رود،جواب اکنون حی و حاضر است،طی ۲۰ سال اخیر تشکیلات ها سرمست بودند به اطرافیان خود و حتی به اعضای خود توجه نکردند،در گذشته هر کدام می توانستند از ۵۰ تا ۱۰۰ نفر را بسیج کنند،اما اکنون قویترینشان ۵ نفر می تواند بسیج کند،و حال به این نتیجه رسیده اند که باید با جمعی تشکیلات ها اقدام به اجرای تصمیمات کنند،نتایج حذف گرایی ها به جای رسیده است که برای یک اعتراض،۶ تشکیلات فراخوان می دهند،۱۸ نفر جمع می کنند،باز هم تجربه نمی شود علیه برخی از همان ۱۸ نفر هم خراب کاری می کنند،آیا تصمیمات بزرگ را می توان با چنین جمعی تشکیلات ها عملی کرد؟و اکنون وقتی فراخوان به همکاری در بولتن می دهند،از جمله من به روند اعمال سه سال گذشته را که با خود من داشتن توجه می کنم،و به این فراخوان با شک و تردید نگاه می کنم،این شک و تردید را اعمال رفقای جاضر در تورنتو در من ایجاد کردند،زیر سوال رفت اعتبار یعنی همین،کسی که در بدر دنبال همرزم می گردد،به فراخوان همکاری باشک و تردید نگاه می کند و یا بسیج نیرو از ۵۰ تا ۱۰۰ نفر اکنون به ۵ نفر تقلیل یافته است،به این جهت است که باید اول اعتماد سازی کنند،در غیر این صورت آب در هاونگ کوبیدن است. رفقا اگر من هدف والا و آگاهی نسبت به هدف خود نداشتم و اگر سمج نبودم در مقابل حذف گرای،سانسور و تخریب که طی دو سال گذشته علیه من در تورنتو شده است،تا کنون چندین بار خانه نشین و پاسیو می شدم،اما خودم را برای چنین روزهای اماده کرده بودم،ولی به جرائت می توانم بگویم در مقابل اعمال گفته شده صدها نفر از مبارزه و تشکیلات ها بریده و پاسیو شدند.در این رابطه نیروها باید خود را نقد کند،و رویه خود را تغییر بدهند.(در این بحث خودم را بعنوان نمونه مثال اوردم،بسیاری از اعضا و نیروهای اطراف تشکیلات های فوق گرفتار حذف،بایکوت،سانسور و تخریب شدند.)
اگر رفیق هلمت بخواهد،می توانم،برای اثبات گفته های خود اسنادی ارایه بدهم.شاید بشود اشتباهات را جبران کرد.
مطلبی که در تاریخ ۱۷ / ۴/ ۱۳۹۱ در رابطه با نشست نیروهای چپ و کمونیست نوشته بودم در زیر می اورم تا موضوع بهتر قابل لمس باشد.
محمد اشرفی
۷/ ۹/ ۱۳۹۵
هم گرایی چپ ها روی حداقل ها
پس از سالها احساس ضرورت بالاخره در روزهای ۲ الی ۴/۴/۱۳۹۱ تعدادی از احزاب و سازمانهای مختلف چپ به خود قبولاندند که جهت پیدا کردن راه حل های مورد نیاز برای خروج جنبش کمونیستی از بن بست باید یه یکدیگر روی آورند،به خود قبولاندند که کارزار امروزی در مقابل سرمایه داری و عوامل آن از عهده هیچ کدام به تنهایی بر نمیآید.
عینا”و تلویحا”به خود قبولاندندکه موجودیت خودشان به صورت پراکنده نه تنها سودی برای جنبش کمونیستی و کارگری ندارد،بلکه خود مانع رشد و گسترش این دو جنبش شده اند.
خروج این ۲۵ تشکیلات و نهاد از توهم خود محور بینی بسیار مثبت است،هر چند هنوز تعدادی دیگر تشکیلات در طیف چپ وجود دارند،که همچنان در دریای توهم خود غوطه ورند،اما به نظر می رسد،جرقه فروریزی این توهم در طیف چپ زده شده است،اگر دست اندرکاران امروزی این نشست با موضوع علمی برخورد کنند،به زودی شاهد فروریزی کامل توهم در کلیت طیف چپ خواهیم بود.
یک بار دیگر میخواهم تأکید کنم،حرکت های اعتراضی و اعتصابات خود به خودی کارگران طی حدود ده سال گذشته،مبارزات دامنه دار سندیکای شرکت واحد،سندیکای هفت تپه،کارگران پتروشیمی ها،نساجی ها،لاستیک سازی ها و غیره و به خصوص جنبش اعتراضی ۱۳۸۸بدون شک نشان داد که هیچ کدام از احزاب و سازمانهای موجود آن چیزی که طبقه کارگر میخواهد نبودند،نیستند و با توجه به ساختارهای آنها پتانسیل شدن نیز در آنها نیست،مگر با برقراری ارتباط میان آنها و کنکاش برای یافتن راه حل، مانند همین نشست هر چه بیشتر و مستمر صورت بپذیرد. همچنین تذکر سه نکته بسیار مهم است.
نکته اول
ممکن است تعدادی از رفقا در اشتباه باشند و بگویند طی ۳۳ سال گذشته بارها از این نشست ها انجام شده است و به نتیجه نرسیده اند،قبول دارم بارها اتفاق افتاده و شکست خورده است،ممکن است،این دوره هم شکست بخورد،ولی به یاد داشته باشیم خروج از این بن بست،یک ضرورت است،در انجام شدن ضرورت،شکستهای زیادی ممکن است،اما نهایتا” پیروزی اجتناب ناپذیر است.حسن شرایط امروز این است که بستر و زمینه جهت بر قراری همگرایی ها تحت فشار نیاز های جنبش کارگری و کمونیستی و جوشش داخلی و بیرونی که جامعه را به سمت اعتلا می راند نیاز به نیرویی دارد که لازمه ایجاد شدن توازن قوا،در واقع مکمل و ضرورت اعتلایی انقلابی است،همچنین به دلیل رشد مبارزات طبقاتی بسیار آماده تر از گذشته است،شاید در گذشته جمع شدنها بر مبنای تشخیص درست فعالین و انقلابیون بوده است ولی زمینه همگرایی وجود نداشت،بنا براین با شکست مواجه می شد،اما اکنون با توجه به عبور از هجمه ای تحمیلی شکست کمونیسم و انواع تبلیغات ضد مبارزه طبقاتی زمینه و بستر همبستگی هر چه بیشتر خود را نشان میدهد.
تعداد شکست ها بستگی به میزان برخورد علمی با موضوع توسط بازیگران آن دارد که اگر تحلیل مشخصی از شرایط مشخصی نداشته باشند و نیازها و تواناییهای خود و دشمن را دقیقا” بررسی نکرده باشند و همچنین از توهم خودمحوری عبور نکرده باشند،پیروزی بدست نمیآید.
بارها دیده شده است یک ورزشکار ممکن است در ده مسابقه شکست بخورد و بالاخره بار یازدهم پیروز شود،این پیروزی نتیجه تجربیات و تلاش طی ده بار شکست است.همیشه شکست ها بیشتر از پیروزی است چون در مسیر انقلابی پیروزی یک بار است اما شکست میتواند دهها بار اتفاق بیافتد،راه درست برای رسیدن به یک هدف فقط و فقط یک راه میتواند باشد،اما راه های انحرافی می توانند هزاران راه باشند.یک مورچه وقتی از ارتفاعی بالا می رود ممکن است ده بار به پایین بغلطد،ولی فقط یک بار پیروز می شود که دیگر به پایین نمی غلطد.
نکته دوم
باید،تمامی وارد شدگان در درون این نشست از هم اکنون بپذیرند که شاید در طی مباحثات و مذکرات در نشست های آتی نیاز به انحلال خود در درون یک ظرف بزرگ و جدید باشد،اگر امروز همگی اصل را بر پیروزی جنبش کمونیستی بگذارند،از خودمحوری عبور کرده اند و اگر فردا نیاز به انحلال خود در درون ظرف جدید باشد، بدون مکث این کار را خواهند کرد.نمیتوانم بگویم این نیاز چه زمانی و چگونه با چه شرایطی و تحت چه نامی احساس خواهد شد،اما به جرئت میگویم،ضرورت آن اجتناب ناپذیر است،پس باید تمامی رفقا ضمن به رسمیت شناختن اختلافات کنونی و برخورد دقیق علمی و برابر دانستن یکدیگر چنین رویکردی را نیز در روند و پروسه نشست ها به عنوان یک راه حل در نظر داشته باشند.
نکته سوم
در این رابطه روی سخن با هواداران و بدنه تشکیلات ها است،آنها باید خود را در این روند بسیار محق و تاثیر گذار بدانند و اگر تشکیلات را به عنوان یک ابزار برای رسیدن طبقه کارگر به اهدافش میدانند، هدفشان از پیوست به تشکیلات مورد نظر خود استفاده از ابزاری برای پیروزی طبقه است،باید روند نشست ها را بادقت دنبال کنند و هر زمانی لازم دانستند،تشکیلات مورد علاقه خود را وادار به انجام وظیفه ابزاری بودن خود نمایند،اگر تشکیلات فوق زیر بار ابزار بودن نرفت و در جهت منافع طبقه حرکت نکرد،آن را تنها بگذارند.این روش تنها و بهترین راه برای حرکت کردن در مسیر اشتراکات و حذف موانع سر راه مبارزات طبقه کارگر و خروج جنبش کمونیستی از بن بست است.و صد البته پیش برد چنین روشی وظیفه انقلابی تمامی هواداران است که اگر به این وظیفه عمل نکنند،نمی توان نام آنها را انقلابی گذاشت.
باید دقت کرد،با توجه به اینکه باید افق و کلیت خروج جنبش کمونیستی از بن بست در نظر گرفته شود، اما چون فعلا” از آن کلیت بسیار زیاد فاصله داریم،بهتر است،با دو دید کوتاه مدت و بلند مدت به نتایج این نشست ها توجه کنیم،بلند مدت را به عنوان راه حل برای افق و چشم انداز آتی و نهایی در نظر بگیریم و نتایج کوتاه مدت را به عنوان ایجاد توان و توازن جهت کسب حداقل ها مد نظر داشته باشیم.دراین صورت حتی اگر در چشم انداز و افق دور به پیروزی نرسیم،یا بسیار دیرتر برسیم،حداقل توانستیم،منافع طبقه کارگر را در مواردی حداقلی تا حدودی به دست آوریم.
حداقل ها همانهایی هستند که امروز طبقه کارگر به صورت پراکنده ولی با تمام وجود برایش تلاش میکند،یعنی حداقل های امروزی همانهایی هستند،که عرصه فعالیتهای عملی امروز را تعیین میکنند،بنابراین اگر عملا”به صورت مشترک وارد عرصه های عملی حداقل ها شویم، بدون شک به اشتراکات بیشتری دست خواهیم یافت،این اشتراکات در عمل سکوی پرتاب برای رسیدن به اصول مشترک به صورت اجتناب ناپذیری خواهند شد.چرا که مبارزه در عرصه آنچه که طبقه کارگر امروز برای رشد در آینده لازم دارد،عملکرد سازمانیافته در رابطه با حداقل ها ی امکان پذیر امروزی با دیدگاه و قبول چشم انداز و افق رشد یابنده،برنامه ریزی و سازمان یافتگی فردا است.
در واقع به دلیل پراکندگی امروزی است که دست یابی به حداقل ها نیز میسر نمیشوند،حداقل های امروزی سنگ بنای مطالبات مهم و بزرگ طبقاتی کارگران در فردا هستند.البته این دو طیف مطالبه جدایی نا پیوسته بینشان نیست،بلکه دلیل عمده پراکندگی است که نقاط اشتراک را در حداقلها قرار داده است و در همین حال هر کدام از تشکیلات ها نیز به تنهایی کارساز نیستند،بنابراین ناچارا” از حداقل ها شروع میشود.
باز تکرار میکنم حداقل های مطالباتی طبقه کارگر نقاط مشترک تمامی سازمانها،احزاب و نهادها هستند،برای رسیدن به اشتراک در حداکثرها ناچاریم از اشتراکات حداقلی شروع کنیم.
از جمله دفاع از حداقل های امروزی برای سازمانها و احزاب و خود طبقه کارگر حفظ تمامیت زندگی از سقوط طبقه محسوب میشود که عبارتند از :
سازماندهی نیروهای کارگری و انقلابی در جهت فعالیت عملی برای جلوگیری از اخراجها،افزایش دستمزدها،مقابله با حذف خدمات عمومی،مقابله با دستگیریها و محاکمه و زندانی کردنها، کسب آزادی های مدنی و سیاسی،… مهمتر از همه تلاش بسیار زیاد جهت متشکل شدن و متشکل کردن در اشکال متنوع و گونا گون که باز بدلیل پراکندگی، همه انواع متشکل شدن مکمل یکدیگر خواهند بود،هر شکلی از متشکل شدن در حوزه خاصی مورد نیاز و ضرورت پیدا میکند،که مجموعه ی آنها در جهت سراسری شدن و تکمیل یک دیگر ضرورت بلا منازع دارند.به فراخور وجود تنوع اندیشه ها و اختلاف کیفی میزان آگاهی طبقاتی در درون طبقه و گرایشات گوناگون در درون جنبش کارگری و حنبش کمونیستی و همچنین وجود سرکوب ددمنشانه هر گونه تشکل یابی،عوامل مهمی هستند که حکم میکنند به جهت عبور از این بن بست همه اشکال تشکل یابی در کنار هم و همزمان مورد نیاز است،که باید مورد عنایت واقع شوند.مثلا”در جای از کشور سندیکا از جهت مقبولیت توده ای شکل غالب است،در جای دیگر شکل غالب کانون یا انجمن صنفی میتواند باشد،و در جای دیگر شورا ها شکل غالب به خود میگیرند. حتی در نقاطی مجموعه ای از اینها می توانند باشند،و دقیقا” در حینی که از نظر خواستگاه توده ای اشکال نامبرده هر کدام با درجاتی مورد استقبال هستند،که مجموعا” تمامی اندیشه ها و مناطق را پوشش میدهند،اما جهت امکان پذیر شدن هر کدام از آنها نوع دیگری از متشکل شدن و سازمان دادن همه امکانات در جهت وادار کردن دشمن به پذیرش تشکل یابی توده ای کارگران مورد نیاز صد در صدی است،آن سازمان یابی و سازماندهی مخفی انقلابی در قالب هسته ها و کمیته ها در محل کار و زندگی است که اگر این نوع متشکل شدن مورد عنایت واقع نشود،نمیتوانیم جمهوری اسلامی را وادار به قبول انواع دیگر تشکل های توده ای نماییم. متشکل شدن در سه شکل علنی،نیمه علنی و مخفی ضرورت اجتناب نا پذیر امروزی ما است، البته همه این اشکال ابزاری هستند تا طبقه کارگر بتواند به اهدافش برسد.با توجه به موارد بیان شده همه تشکیلات های طرف مذاکره باید به پذیرند که پافشاری برای قبولاندن نوع تشکل یابی مورد نظر خود به بقیه،به عنوان شکل غالب ادامه و دامن زدن به پراکندگی بیشتر است.
مورد دیگر که نیاز به دقت دارد،این است که سازمان سیاسی کارگران در به کاربردن تاکتیک ها، باید چنان انعطاف پذیر باشد که انرژی و پتانسیل لازم در جهت سازماندهی همزمان تمامی اشکال نامبرده تشکل یابی را با خود داشته باشد،فقط یک همچنین سازمان سیاسی میتواند، در شرایط کنونی ایران سازمان سیاسی طبقه کارگر باشد.توانایی دیگری که سازمان سیاسی طبقه کارگر باید داشته باشد،این است،که بتواند کار کردن در میان توده ها،حتی در درون تشکل های تحت سلطه دشمن را نیز سازماندهی نماید،یعنی هر جایی که کارگران حضور دارند باید به صورت تشکیلاتی وارد شده،فعالیت انقلابی (ترویج، تبلیغ و سازماندهی) را پیش ببرد.
رفقای شرکت کننده در نشست ۲تا ۴تیر ماه فعلا” خواست ما از شما دو مورد زیر است.
۱- در پایان نشست باید یک پلاتفرمی ولو بسیار کوچک و جزی بدست بیاید تا آن دست مایه و پیش زمینه ای برای ادامه روند و دلیلی جهت بر قراری نشست های بعدی باشد،همچنین همین دست مایه اولیه باید در نشست های بعدی قوی تر و قویتر شود.
۲- مشخص کردن تاریخ دقیقی برای ادامه نشست ها یا حداقل نشست بعدی.
در این صورت می توانید روی بسیاری از رفقا در داخل و بیرون حساب باز کنید،فکر میکنم در حرکت امروز اگر زمینه ادامه و رشد روند در آن با دقت در نظر گرفته شده باشد،باید از آن با تمام وجود حمایت کرد.
به امید چنان روزی – ۱۷/۴/۱۳۹۱
محمد اشرفی

از فرزندان خود ( دانشجویان) حمایت میکنیم!!!

images
کارگران ، معلمان ، پرستاران ، زنان و بازنشستگان
دانشجویان از دانشگاه های مختلف کشور بیانیه درد آشنایی نوشته اند ، این فرزندان عزیز ما، که با زحمات همه ی ما خانواده های زحمتکشان و تامین مخارج سنگین زندگی از نزدیک آشنا و خودشان با این مشکلات دائما” دست به گریبان بوده و هستند، می خواهند در روز ۱۶ آذر روز دانشجو که همیشه و سنتا” همپیمان طبقه کارگر و زحمتکشان بوده است به ناعدالتی های گسترده و مختلف اعتراض کنند. روز دانشجو در طول تاریخ مبارزاتی زحمتکشان ایران جایگاه والایی دارد و دانشجویان که همیشه در مقابل گسترش ظلم و ستم حساس و پیشگامان گسترش مبارزات اجتماعی بوده اند، یک بار دیگر در روز دانشجو ۱۶ آذر ۱۳۹۵ که یاد آور یکی از روز های تاریخی مبارزات زحمتکشان است ، می خواهند اعتراضی سراسری و گسترده را دامن بزنند و این وظیفه عاجل ما کارگران است که با آغوش باز و پر مهر مادرانه و پدرانه فرزندان خود را در آغوش کشیده و دست در دست آنها به اعتراض بر خیزیم.
آنچه امروز دانشجو یان می خواهند و در بیانیه خود خواستار آن شدند همه ی آنها، خواست و مطالبات ما نیز هستند.
نباید اجازه داد علم و دانش را طبقه سرمایه دار و کارفرمایان با پولی و خصوصی کردن آموزش و پرورش و آموزش عالی انحصاری کرده و با استفاده از خصوصی بودن آن بسیاری از کودکان ما را از تحصیل محروم نمایند و یا جوانان ما را از ادامه تحصیل باز داشته و از این طریق حاکمیت کارفرمایان را هر چه محکمتر و استثمار را هر روز بیشتر کنند. حمایت از دانشجویان در واقع حمایت از مطالبات و خواسته های کارگران و زحمتکشان است.
با وجود اعتراضات گسترده و هر روزه کارگران ، معلمان ، پرستاران ، باز نشستگان و دانشجویان واضح است که روند و پروسه بر قراری پیوند میان کارگران ، معلمان و دانشجویان و … در جهت همبستگی طبقاتی به پیش می رود و وظیفه همه تشکل های مستقل کارگری است، که از این روند استقبال کرده و برای آگاهانه کردن این روند برنامه ریزی لازم را انجام دهند. در این راستا ضرورتا” امروز وظیفه بسیار بزرگی به عهده تشکل های مستقل کارگری قرار دارد و باید بدانیم که این روند منتظر حاضر شدن ما نخواهد ماند، و اگر تشکل های مستقل کارگری به موقع وظایف خود را انجام ندهند ، دشمنان طبقه کارگر این جوشش را کنترل کرده و ان را علیه طبقه کارگر و کل زحمتکشان بکار خواهد گرفت.
ما اعضای سندیکای نقاشان استان البرز ضمن حمایت از بیانیه دانشجویان از تمامی کارگران ، معلمان ، بازنشستگان و پرستاران ، زنان و مردم آزادیخواه می خواهیم از فرزندان خود ( دانشجویان ) همه جانبه حمایت کنند.
ما خواهان افزایش دستمزد ها برای یک زندگی انسانی ، آموزش و پرورش و آموزش عالی رایگان، بهداشت و درمان و خدمات عمومی رایگان هستیم ، ما خواهان بیمه و حمایت های گسترده اجتماعی برای تمامی مردم هستیم ، همچنین ما می خواهیم حصوصی سازی متوقف شده و هر چه خصوصی شده بر گردانده شود، ما می خواهیم دست کارفرمایان و نمایندگان آنها از قانون کار کوتاه شده و قانون کار را نمایندگان واقعی کارگران و زحمتکشان بنویسند.
ما خواهان اتحاد، میان کارگران ، معلمان و دانشجویان هستیم.
کارگر ، معلم ، دانشجو اتحاد اتحاد

سندیکای نقاشان استان البرز
۱۵آذر ۱۳۹۵

بیانیه فراگیر دانشجویان کشور به مناسبت روز دانشجو

nashriye-shomare-9-tamam
بیانیه فراگیر دانشجویان کشور به مناسبت روز دانشجو
امروز گرد آمده‌ایم. شانزده آذر، روزی نامیده از برای ما، تا صدای اعتراض ما در این روز به تمامی طنین‌انداز شود. بیرون از این جا که ما ایستاده‌ایم، پشت حصارهای به ظاهر امن دانشگاه، حوادث و بحران‌ها روز به روز از پی هم می‌آیند و برهم می‌افزایند. ثمرۀ زندگی مادران و پدران ما، در نتیجۀ برآیند چند دهه عمل مشترک قانونگذاران و مجریان، در تکاپوی تأمین هزینه‌های سنگین حداقلی برای معاش، به یغما رفته است. بیکاری، استثمار و عدم امنیت شغلی بیداد می‌کند. بهداشت، درمان و مسکن بدل به کالاهایی گران‌بها شده‌اند که وسع خریدشان از عهدۀ بسیاری از مردم بیرون است. باری بر نقوش فاجعه بیافزاییم این را که حق فریاد و اعتراض را نیز سلب کرده‌اند و هرجا زمزمه‌ای نیز هست، گوشی شنوای دردهای فراوان رنجبران جامعه نیست. چنین است که عدالت و آزادی، حالا دیگر، توأمانِ هم به محاق رفته‌اند.
اما در این روز که با نام ماست، سر آن داریم که نه‌تنها با صدایی بلندتر از حقوق خویش به مثابۀ دانشجو دفاع کنیم، بلکه از زندگی پایمال‌شدۀ خود در جامعه نیز سخن بگوییم.
امروز تبعیض‌های بنیادین جامعه اعم از تبعیض طبقاتی و جنسیتی به دانشگاه پا نهاده‌اند. بومی‌گزینی، گزینش جنسیتی، هدایت تحصیلی و پولی‌سازی آموزش عمومی، که طبق قانون اساسی باید برای تمام آحاد ملت به رایگان در دسترس باشد، در کنار پدیده‌هایی نظیر گسترش مدارس غیرانتفاعی، مؤسسات آموزشی، کلاس‌های خصوصی و ده‌ها کالای آموزشی دیگر که به شکل‌های نابرابر رقابت تحصیلی دامن می‌زنند، پایه‌های تبعیض را در دانشگاه استوارتر کرده‌اند. تبعات روند کالایی‌سازی آموزش سبب شده است که نه‌تنها فرزندان طبقات فرودست حین تحصیل در دانشگاه تحت فشار هزینه‌های سنگین آموزشی کمر تا کنند، بلکه به تدریج از ورود به دانشگاه محروم شوند یا از سرانجام‌بخشیدن به تحصیلات دانشگاهی خود بازمانند. در این میان، آن که از قطار دوره‌های روزانۀ دانشگاه‌های دولتی جا بماند مجبور می‌شود تا هزینه‌های سرسام‌آوری را برای دوره‌های شبانه و دانشگاه‌های آزاد یا غیرانتفاعی بپردازد، تا علی‌رغم آموزشی کم کیفیت، به امید یافتن شغلی برای تأمین هزینه‌های زندگی مدرکی به دست آورده باشد. و دریغا که این تلاش، به سودای کسب منزلتی نمادین، خود چون فرزندی ناقص‌الخلقه زاییدۀ منطق حاکم است.
طنین اعتراض و مطالبۀ هزاران دانشجو برای ابتدایی‌ترین حقوقشان در سالیان اخیر از هر کناری شنیده می‌شود. سنوات تحصیلی، هزینه‌های روزافزون خوابگاه و تغذیه، شهریه‌های گزاف، واگذاری فضاها و امکانات دانشگاهی به نهادها و سازمان‌هایی بیرون از دانشگاه، واداشتن دانشجویان به کار اجباری و سوءاستفاده‌های علمی از آنان، و در این وانفسا، فشارهای امنیتی و حراستی، جملگی دست‌ها را به هم داده‌اند تا کاردها به استخوان‌ها رسند. اکنون وقت آن رسیده است تا همگان بدانند ما از چه دردی به فریاد آمده‌ایم، ریشۀ این دردها تا کجا می‌رسد و امروز چه می‌خواهیم؟ وقت آن است تا همگان بدانند ما که نه وابستۀ جناح های سیاسی هستیم و نه عضو تشکل‌های قدرت‌ساخته، ما که تنها نام دانشجو را یدک می‌کشیم، کجا ایستاده‌ایم و درگیر کدام وضعیتیم؟
قانون سنوات دست دانشگاه‌ها را برای اخذ هزینه‌های گزاف برای ترم‌های تحصیلی سنواتی و واحدهای افتاده باز گذاشته است. در حالی که بنا به تجربه، برای بهبود کیفیت طرح‌های پژوهشی و آموزشی، ۵ سال تحصیلی برای دانشجویان کارشناسی، ۳ سال تحصیلی برای دانشجویان کارشناسی ارشد و ۵ سال تحصیلی برای دانشجویان دکتری ضروری است. این در حالی‌ست که قانونگذاران و مجریان حاکم بر دانشگاه، با تصویب قوانینی از قبیل قانون سنوات، از قضا فشار را دقیقاً به همان خانواده‌هایی وارد می‌آورند که همزمان تحت فشار قوانین حداقل دستمزد قرار دارند. این چرخه حاصلی جز تشدید محرومیت و فقر برای تولیدکنندگان واقعی ثروت جامعه ندارد.
دانشجویان بسیاری رشته‌ها، قبل از آنکه از دانشگاه فارغ‌التحصیل شوند، به بهانۀ دوره‌های کارآموزی و کارورزی در کارخانه‌ها، کارگاه‌ها، مؤسسات صنعتی خصوصی، بیمارستان‌ها، درمانگاه‌ها و مراکز به اصطلاح مطالعاتی و پژوهشی با حقوقی ناچیز یا حتی بدون دستمزد، استثمار می‌شوند و سودهای کلان ناشی از کار اضافی اجباری آنان، به جیب‌های کلان‌سرمایه‌داران می‌رود. در کنار آن هزاران فرصت شغلی برای کسانی که باید با حقوق و مزایای کامل، حق بیمه و حق بازنشستگی در همین مراکز مشغول به کار شوند، از دست می‌رود و متقابلاً شمار دهشتناک بیکاران افزون می‌گردد.

دانشگاه، جایی که عموماً می‌پندارند مرکز علم‌آموزی، حقیقت‌جویی و نیز ضامن رفاه و آزادی آیندۀ فرزندان جامعه است، دیگر سال‌هاست که بدل به بازاری برای دلالان و جاعلان علمی شده است. رنج‌نامه‌ای از دزدی‌های علمی، جعل مقالات، سوءاستفاده از طرح‌های پژوهشی دانشجویان برای ترقی و بالا جستن اساتید در مراتب علمی، جذب و گزینش غیرعلمی اعضای هیئت علمی و اخراج اساتیدی که صدای مخالفی با منویات اربابان بالادستی و منافع نظام حاکم دارند و طوماری از این دست، پیکر دانشگاه را مسخ در موجودی نحیف کرده است که دیگر حتی توان دفاع از موجودیتی مستقل از برای خود ندارد، چه رسد به آن که پاسداری از برای حقیقت باشد.
رشد و گسترش پردیس‌های بین‌الملل، افزایش شمار دانشجویان پولی، اعمال سهمیه‌های مختلف، از جمله سهمیه‌هایی برای فرزندان اعضای هیئت علمی، نهادهای امنیتی و موارد خاص، در کنار کاستن سال به سال از تعداد دانشجویان روزانه و کاهش خدمات رایگان آموزشی برای کلیۀ دانشجویان، علاوه بر شکل‌های مختلف تبعیض آموزشی به سود طبقات بالادست و لاجرم به زیان فرودستان، چنان که مختصراً ذکر شد، چنان ضربه‌ای به کیفیت آموزش و پژوهش علمی زده است که تولید انبوهی از صاحبانِ عاری از تخصصِ مدارک دانشگاهی، تنها بخش کوچکی از نتایج فلاکت‌بار آن است.
همچنین صندوق رفاه دانشجویان بر خلاف عنوانش، کارکردی جز بدهکارکردن دانشجویان به نظام بانکی کشور نداشته است. تفاهم‌نامۀ صندوق رفاه دانشجویان و صندوق کارآفرینی امید موجب آن شده است که دانشجو بابت استفاده از امکاناتی که بنا به عرف و مطابق با معیشت متعارف حق اوست، در نظام بانکی کشور بدهکار تلقی شود و حق استفاده از سایر اعتبارات بانکی را از دست بدهد. بودجه‌ای که باید صرف رفاه و معیشت کلیۀ دانشجویان شود، به وام‌های اشتغال و کارآفرینی استحاله شده و فقط در اختیار اقلیّتی از دانشجویان قرار می‌گیرد. نگاه سیاست‌گذاران صندوق کارآفرینی امید، نگاهی مبتنی بر حصول حداکثر سود است. این نگاه با ماهیت صندوق رفاه که در واقع بخشی از صندوق‌های تأمین اجتماعی به شمار می‌اید، سازگار نیست. چنین است که استیلای صندوق کارآفرینی امید بر صندوق رفاه دانشجویان موجب از بین رفتن امنیت اقتصادی دانشجویان شده است.
تبعیض جنسیتی، در قالب سهمیه‌بندی جنسیتی رشته‌های دانشگاهی، کنترل و فشار مضاعف در حوزۀ آزادی‌های فردی و پوشش دختران دانشجو، حجاب اجباری در خوابگاه‌ها، محدودیت‌های بیشتر در رفت و آمد و ساعت‌های ورود و خروج به خوابگاه‌های دختران، برخوردهای سلیقه‌ای حراست با دختران دانشجو از طریق تماس‌های تهدیدآمیز و ایجاد فضای ارعاب نزد ایشان، نگاه قیم‌مآبانۀ مسئولان و سوءاستفاده از روابط عاطفی خانواده‌ها برای محدودسازی بیشتر دختران، تحت فشار قرارگرفتن دانشجویان دختر از جانب برخی اساتید، معاونان آموزشی و کارکنان دیگر دانشگاه برای روابط خارج از عرف – که خود جلوۀ دیگری از نگاه ابزاری به زنان در جامعه است – و ده‌ها مورد ریز و درشت دیگر نمود یافته است، و طرفه آنکه این همه همواره به بهانه‌هایی همچون تامین امنیت و مصلحت دختران دانشجو اتفاق می‌افتد. اما ناگفته پیداست که این‌ها هیچ یک معنایی جز نفی بداهت این واقعیت ساده ندارند که زن، به مثابۀ نوع انسان، خود توان درک موقعیت و تصمیم‌گیری در مورد امور مربوط به خویش را دارد. دخالت بی‌دلیل خوابگاه و دانشگاه در زندگی شخصی دختران نمی‌تواند جز زیر سوال بردن استقلال فردی، آزادی عمل و عزت نفس دانشجویان دختر، هدفی با خود داشته باشد.
صدای اعتراض دانشجویان که چیزی جز حقوق بنیادین خود نمی‌خواهند، گویا بر اربابان، مدیران، سیاست‌گذاران و مجریان قوانین تبعیض‌آمیز بسیار گران آمده است. کمیته‌های انضباطی و حراست دانشگاه‌ها و دوشادوش آنان نهادهای امنیتی بیرون از دانشگاه، برای خاموش‌کردن صدای مستقل دانشجویان تمام‌قد ایستاده‌اند و به واسطۀ تهدیدهای مکرر دانشجویان معترض و خانواده‌هاشان، احضارهای گاه به گاه، پرونده‌سازی، صدور احکام انضباطی و ده‌ها حربۀ امنیتی دیگر، چکمه بر گلوی دانشجویان فشرده‌اند. بی‌خبر از آن که صدای حق‌طلبی، عدالت‌خواهی و آزادی‌خواهی دانشجویان با هیچ سرکوبی خاموش‌کردنی نیست.
شوراهای صنفی، این تنها تشکل برآمده از رای مستقیم دانشجویان که البته وامدار هیچ جریان سیاسی‌ای پشت درهای دانشگاه نیست، در شرایط کنونی پرچمدار اعتراضات دانشجویی و پژواکده صدای مستقل دانشجویان است. داشتن چنین جایگاه و کارکردی موجب شده است که مسئولان وزارت علوم بر سر راه اتحاد و عمل مشترک شوراهای صنفی سراسر کشور به نحوی مداوم سنگ‌اندازی کنند.
بله؛ می‌دانیم و می دانند تنها با تشکل‌یابی فراگیر شوراهای صنفی می‌توان در برابر برنامه‌ها و قوانین دانشجوستیز ایستاد، و البته که باید چنین کرد.

در کنار نهاد شورای صنفی، تلاش برای استقلال دانشگاه از قدرت و سرمایه و نیز تقویت نگاه انتقادی مستقل از قدرت و زدوده از ایدئولوژی حاکم، تنها دریچۀ امید برای بیرون‌شدن از وضعیت اسفناک فعلی است. در عین حال اعتراضات صنفی دانشجویی بایستی به مبارزات برحق کارگران، معلمان، زنان و تمام محذوفان و مطرودان اجتماع بپیوندد و کلیت ساختار و برنامه‌های کلان اقتصادی سیاسی را که تجاری‌سازی آموزش نیز بخشی از تبعات آن است به نقد بکشد. بدون این همراهی و پیوند، مقاومت در برابر این سیل بنیان‌برانداز که هستی دانشجو، کارگر، معلم، زن و تمام فرودستان را تهدید می‌کند، غیرممکن می‌نماید.
جمعی از دانشجویان دانشگاه‌های ایران
شانزدهم آذر ماه ۱۳۹۵
تعداد امضاءکنندگان: +۶۰۰۰ دانشجو
تعداد دانشگاه‌ها: +۳۰۰ دانشگاه

نشریه شماره هشت تدارک حزب انقلابی طبقه کارگر

نشریه شماره هشت تدارک حزب انقلابی طبقه کارگر

binder1-1

طبقه کارگر: حداقل دستمزد و فیش های حقوقی، ” نظم و امنیت ملی” و رهبری

گفتگوی رادیو پیام کانادا با شهلا دانشفر و محمد اشرفی در رابطه با موضوع “نظم و امنیت ملی”، حداقل دستمزد و فیش های حقوقی نجومی و رهبری سازی%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%b1-%d9%85%d8%b9%d8%af%d9%86-3

ماجرای چهار راه ( فرمت اینترنتی) و ماجرای چهار راه ( فرمت کتاب)

ماجرای چهار راه ( فرمت کتاب)

ماجرای چهار راه ( فرمت اینترنتی)

images1ماجرای چهار راه ( فرمت اینترنتی)

ماجرای چهار راه ( فرمت کتاب)

پوستر های جدید در دفاع از کارگران زندانی و علیه حکم شلاق

پوستر های جدید در دفاع از کارگران زندانی و علیه حکم شلاقcc_11

MUTEK_artsvox-8x12

MUTEK_artsvox-8x12

photo_2016-05-30_11-02-18

photo_2016-05-30_11-02-181

Untitled-1

Untitled-2

Untitled-13

Untitled-21

Untitled-22

سومین جلسه!!! (در تورنتو)

سومین جلسه!!!
(در تورنتو)
دعوت به همفکری :
ادامه بحث جلسه قبلی خواهد بود.
از رفقای که در دو جلسه قبلی (مورخ ۱۳ مارس و ۱۰ اپریل) شرکت کردند، تشکر می کنیم ، همچنبن از تمامی رفقا جه آنهای که در جلسات قبلی حصور داشتند و جه آنهای که به هر دلیل موفق به شرکت نشده بودند، دعوت می کنیم در جلسه سوم شرکت نمایند و پیشا پیش صمیمانه دستشان را می فشاریم.

مشخصات جلسه سوم :
(این جلسه در دو بخش برگزار می شود)
چگونه می توانیم ، دستمزد ۵/۳ میلیون تومانی را بدست آوریم؟
از تمامی رفقا جهت یا فتن راه کارهای که کسب دستمزد مورد در خواست تشکل های مستقل کارگری راممکن کند، دعوت می کنیم در این نشست شرکت نمایند.
لازم به ذکر است :
۱ – زمان برای اظهار نظر، ارایه پیشنهاد و بحث و تبادل نظر برای تمامی رفقای حاضر در اتاق برابر خواهد بود.
۲ – صحبت ها و تبادل نظرات ضبط شده به صورت عمومی منتشر خواهد شد .
۳ – پذیرایی مختصری ارایه خواهد شد.

زمان برگزاری نشست : یکشنبه ۰۵ جون ۲۰۱۶ از ساعت ۲ تا ۷ بعد از ظهر
مکان : THORNHILL community center – 7755 Bayview Avenue L3T 4p1 Activity Room B8

توضیحات ضروری :
۱ – طبق قراری که در جلسه دوم تصمیم گرفته شد و به تایید شرکت کنندگان نیز رسید ، قرار شد سومین جلسه همفکری در رابطه با موضوع جلسات قبلی در اولین فرصت بعد از اول ماه می برگزار شود ، اما بنا به دلایل مختلفی بر گزاری جلسه تا تاریخ ۰۵ جون ممکن نشد، لذا ضمن پوزش بابت تاخیر از رفقا دعوت می گردد در سومین جلسه شرکت نمایند.
۲- بدلیل اینکه در دو جلسه قبلی به جمع بندی و نتایج مشخص دست نیافتیم ،پیشنهاد شد جلسه سوم نیز به ادامه بحث در رابطه با موضوع جلسه اول و دوم اختصاص یابد.
۳- لازم به ذکر است، در انتهای جلسه دوم تلاش شد راه کاری جهت کارهای مشترک بین گرایشات مختلف با هویت های مشخص یافته و از این پس با امضا های بیشتر و مشترک اقدام به کارهای گسترده و متحدانه را برنامه ریزی کنیم ، که متاسفانه هنوز موفق نشدیم، از جمله موضوعات مورد بحث راه پیمایی در صف پیوسته روز کارگر و برگزاری پنل مشترک بعد از اول ماه می بود که راه پیمایی تا حدودی صورت گرفت اما پنل ممکن نشد، بنا براین برای اینکه بتوانیم به هدف فوق ( یافتن راه کاری جهت اقدام به کارهای مشترک بین گرایشات مختلف ) دست یابیم دو ساعت اول جلسه روز جمعه ۰۵ جون را به یافتن راه کار ی جهت کار های مشترک بین گرایشات مختلف اختصاص خواهیم داد و سه ساعت بعد به موضوع جلسه سوم ” چگونه می توانیم ، دستمزد ۵/۳ میلیون تومانی را بدست آوریم؟” اختصاص دارد.
۴- همچنین رفیق امیر فریدونی ( مسئول رادیو پیام کانادا ) می خواهند جمعبندی خود را در رابطه با کارهای مشترک و مشکلاتی و موانع سر راه در اول جلسه صحبت کند و ما متعهد شدیم زمان مورد نیاز را در اختیار رفیق امیر بگذاریم.

از حضور تک تک شما رفقا در نشست فوق صمیمانه تشکر می کنیم.

جمع قدم اول
۷/۳/۱۳۹۵
jalaseye 3

نشریه تدارک حزب انقلابی شماره هفت ویژه قعطنامه روز کارگر ۱۳۹۵

برای دریافت نشریه شماره هفت اینجا را کلیک کنید 

 

image_139

 

فراخوان سندیکای نقاشان استان البرز برای تظاهرات روز جهانی کارگر ۱۳۹۵

Untitled
از فراخوان سندیکای نقاشان استان البرز حمایت کنیم و در احقاق حقوق کارگران در این تظاهرات شرکت کرده اعتراضات خود را به کرسی بنشانیم و با صدای بلند ثابت کنیم که خانه کارگر نماینده کارگران نیست

چگونه می توانیم دستمزد سه و نیم میلیون تومانی را کسب کنیم ؟ ۲

دومین جلسه جمع قدم اول در تورنتو برای دفاع از درخواست سه و نیم میلیون تومان دستمزد در خواستی تشکل های کارگری در تاریخ ۱۰ اپریل ۲۰۱۶ در این جلسه بحث ها درموضوع فوق به پایان نرسید و قرار شد در اینده جلسه سومی با همین موضوع داشته باشیم که تاریخ جلسه اعلام خواهد شدCapture3

چگونه می توانیم دستمزد سه و نیم میلیون تومانی را کسب کنیم ؟

اولین جلسه جمع قدم اول در تورنتو برای دفاع از درخواست سه و نیم میلیون تومان دستمزد در خواستی تشکل های کارگری در تاریخ ۱۳ مارس ۲۰۱۶ در این جلسه بحث ها درموضوع فوق به پایان نرسید و قرار شد در اینده جلسه دیگری با همین موضوع داشته باشیم که جلسه دوم در تاریخ ۱۰ اپریل بر گزار خواهد شدUntitled-11

پوستر در دفاع از دستمزد پیشنهادی تشکل های مستقل کارگری

پوستر در دفاع از دستمزد پیشنهادی تشکل های مستقل کارگری Untitled-11

دومین جلسه!!! (در تورنتو)

Untitledدومین جلسه!!!
(در تورنتو)
دعوت به همفکری :
ادامه بحث جلسه قبلی خواهد بود.
از رفقای که در اولین جلسه مورخ ۱۳ مارس شرکت کردند، تشکر می کنیم ، همچنبن از تمامی رفقا جه آنهای که در اولین جلسه حصور داشتند و جه آنهای که به هر دلیل موفق به شرکت نشده بودند، دعوت می کنیم در جلسه دوم شرکت نمایند و پیشا پیش صمیمانه دستشان را می فشاریم.

مشخصات جلسه دوم :
چگونه می توانیم ، دستمزد ۵/۳ میلیون تومانی را بدست آوریم؟
از تمامی رفقا جهت یا فتن راه کارهای که کسب دستمزد مورد در خواست تشکل های مستقل کارگری راممکن کند، دعوت می کنیم در این نشست شرکت نمایند.
لازم به ذکر است :
۱ – زمان برای اظهار نظر، ارایه پیشنهاد و بحث و تبادل نظر برای تمامی رفقای حاضر در اتاق برابر خواهد بود.
۲ – صحبت ها و تبادل نظرات ضبط شده به صورت عمومی منتشر خواهد شد .
۳ – پذیرایی مختصری ارایه خواهد شد.

زمان برگزاری نشست : یکشنبه ۱۰ اپریل ۲۰۱۶ از ساعت ۳ تا ۶ بعد از ظهر
مکان : THORNHILL community center – 7755 Bayview Avenue L3T 4p1 Activity Room B8

توضیحات ضروری :
۱ – طبق قراری که در جلسه اول تصمیم گرفته شد و به تایید شرکت کنندگان نیز رسید ، قرار بود دومین جلسه همفکری در تاریخ ۳ اپریل برگزار شود ، اما بدلیل اینکه رفیق سیامک ستوده در ۳ اپریل برای رو نمایی کتاب جدید خود جلسه ای بر گزار خواهد کرد ، لذا قدم اول به احترام ایشان و رفقای که می خواهند در هر دو جلسه حضور داشته باشند ، جلسه دوم همفکری را به تاریخ ۱۰ اپریل موکول کرده است.
۲- بدلیل اینکه در جلسه اول با توجه به سبک جدید تبادل نظر و کمبود زمان موفق به کسب نتیجه لازم نشدیم ،پیشنهاد شد جلسه دوم نیز به ادامه بحث در رابطه با موضوع جلسه اول اختصاص یابد، که پیشنهاد فوق به تایید شرکت کنندگان نیز رسید.
۳- رفقا توجه داشته باشید ، در انتهای جلسه دوم بعد از ساعت ۶ به مدت یک الی ۲ ساعت در رابطه با روز جهانی کارگر و یافتن راه کاری جهت بر گزاری مراسم مشترک ، بحث و تبادل نظر مقدماتی انجام خواهد شد ، با توجه به اینکه جلسه سوم همفکری، که تاریخ و مشخصات آن در آینده اعلام خواهد شد به روز جهانی کارگر اختصاص خواهد یافت،بنا براین لازم است رفقا برای هر چه متحدانه تر برگزار کردن مراسم اول ماه مه پیشنهادات خود را در جلسه مقدماتی ارایه کنند تا در جلسه سوم بتوانیم سریعتر به فکر و عمل مشترک دست یابیم.
از حضور تک تک شما رفقا در نشست فوق صمیمانه تشکر می کنیم.

گرامی باد اول ماه می، روز همبستگی جهانی کارگران

جمع قدم اول
۱۰/۱/۱۳۹۵

پوزش از جنبش کارگری و جنبش کمونیستی

imagesمن روز سه شنبه هفته گذشته ۲۲ مارس ۲۰۱۶ در میز گردی شرکت کردم که رفیق امیر از طرف رادیو پیام کانادا تحت عنوان ” تعیین حداقل دستمزد کارگران در سال ۹۵ – حکم فقر و بردگی ” بر نامه ریزی کرده بود و نفر دیگر شرکت کننده در این میز گرد آقای مهدی کوهستانی بود، لازم به توضیح است که من تا لحظه ورود به اسکایپ میز گرد نمی دانستم نفر یا نفرات دیگر در میز گرد چه کسی یا چه کسانی خواهند بود ، با توجه به اینکه طبق عرف و عادت خود در گذشته نیز هیچ وقت سوال نمی کردم که افراد دیگر چه کسانی هستند بر این مبنا این بار نیز از رفیق امیر نپرسیدم ، اما جای مرتکب اشتباه شدم که وارد اسکایپ شدم و متوجه شدم که آقای مهدی کوهستانی نفر دیگر شرکت کننده در میز گرد هست و همچنان شرکت در میز گرد را ادامه دادم .
بعد از پخش فایل این میزگرد تعدادی از رفقا از داخل و تعدادی از رفقای بیرون و همچنین رفقای قدم اول شرکت من در میز گرد فوق را مورد نقد قرار دادند ، من نقد تمامی رفقا را با توجه به حضورم در میزگردی که آقای مهدی کوهستانی نیز در آن حضور داشت کاملا” می پذیرم و لازم می دانم این پذیرش را بصورت کتبی و رسما” رو به عموم اعلام کنم ، و از بابت جنین اشتباهی از جنبش کارگری و جنبش کمونیستی بخصوص رفقای داخل عذر خواهی می کنم، با توجه به اینکه همه رفقا می دانند هر کدام از ما ممکن است مرتکب اشتباه شویم اما اصولی این است که به اشتباه خود پی ببریم و خود را مورد نقد قرار بدهیم.
همچنین با توجه به اینکه موضوع مطالبه سه و نیم میلیون اعلام دستمزد از طرف تشکل های مستقل داخل به عنوان یک شعار و مطالبه محوری و پایه ای برای قددم بر داشتن در جهت همبستگی و وحدت طبقاتی در زمان کنونی و با توجه به مخالفت های با این مطالبه باعث گردیده برای من بسیار مهم و حیاتی باشد که این ضروری و حیاتی بودن باعث گردیده همه موارد دیگر تحت شعاع قرار بگیرند.

محمد اشرفی
۲۷ مارس ۲۰۱۶

نظر می افکنیم در تدارک نوروزی به راهی که پشت سر گذاشته و راهی که پیش رو داریم.

download طبقه کارگر ایران یکی از فرزند ان آگاه و از خود گذشته خود را از دست داد.
اورا پس از سالها زندان و انواع فشارها چون دیدند نمی توانند به زانو در آورند وهر روزی که می گذرد کلام او . دلهای بیشتری از زحمتکشان را تسخیر می کند،کشتند
اما نام او در جریده ی کارگران ایران و حتی جهان زنده خواهد ماند
این بار شاهرخ زمانی برخاسته از میان کارگران ،با درایت بی نظیری توانست
با جمعبندی درست از صد سال جنبش کارگری ایران مسائل کلیدی جنبش را رقم زند و خود در پیاده کردن آن پیش قدم شود و جانش را بی دریغ در راه انقلاب سوسیالیستی کارگری بگذارد
:شاهرخ چه نظراتی را برای ما به ارث گذاشته است
او به وجود خانواده ی شصت میلیونی کارگری ایران می بالید و طبقه کارگر را نیروی اساسی تغییر انقلابی در براندازی نظام سرمایه داری جمهوری اسلامی و استقرار سوسیالیسم را برنامه ی سیاسی این طبقه می دانست
او تاکید داشت طبقه کارگر برای انقلاب کردن احتیاج به سه نوع تشکیلات اساسی دارد که مکمل یکدیگرند و یکی بدون دیگری نمی تواند به پیروزی رسد.
اول
حزب انقلابی کارگری – کمونیستی بمثابه سکاندار کشتی انقلاب که بدون وجود آن انقلاب توده های عظیم زحمتکش و تحت ستم نمی تواند به پیروزی رسد.
دوم
تشکل سراسری( و حذف شود) در قالب فدراسیون ویا کنفد راسیون که بتواند وسیعترین نیروهای کارگری را با توجه به شرائط مشخص ایران در بر بگیرد.
سوم
اتحادی بازهم وسیعتر و پرقدرت تر دربر گیرنده ی کلیه ی ستمدیدگان جامعه ی کنونی که از وجود نظام سرمایه داری حاکم ناراضی اند و حاضرند تحت رهبری طبقه کارگر و حزب انقلابی پیشرو آن در انقلا ب شرکت کنند.
شاهرخ برای دست یابی به موارد بالا و شروع پروسه خروج از مشکلات و پراکندگی و دست یابی به وحدت طبقاتی را در برنامه زیر که ما ان را متد و سبک مبارزاتی شاهرخ نام گذاری کردیم جمع بندی و ارایه داده است او به کارگران و انقلابیون گفته و از انها خواسته است : “تنها چاره ما زحمتکشان وحدت و تشکیلات است” و راه کار عملی شعار فوق را با توجه به پراکندگی موجود در دو جمله جمع بندی کرده بود ” کارعملی مشترک در نقاط مشترک و بحث و تبادل نظر در نقاط اختلاف” و راه کار عملی شدن چنین طرحی در بستر عینی مبارزه را این گونه ارایه داد ، ” تشکل های مستقل موجود کارگری باید دست در دست اقدام به ایجاد هیات موسس فدارسیون سراسری کنند و انقلابیون طبقه کارگر همزمان اقدام به ایجاد نطفه های اولیه ( هسته های مخفی) حزب انقلابی طبقه کارگر نمایند طبقه کارگر فقط از طریق این دو عمل، موازی با هم می تواند همبسنتگی طبقاتی خود را ممکن کرده و به وحدت و تشکیلات دست یابد”

ما در جمع قدم اول تلاش می کنیم غم از دست دادن شاهرخ را به گام برداشتن در راهی که اونشان داده است به نیرو تبدیل کنیم، و سال نو را با نوید انتشار برگزیده ای از آثار او آغاز کرده و آنرا به کارگرانی که در خاکسپاری اش یکدل ویک زبان فریاد کردند شاهرخ معلم ماست تقدیم خواهیم کرد.

نوروز را با عزمی راسخ و ارتقاع مبارزه ،به تمامی مردمان ستمدیده ی ایران بویژه کارگران و زحمتکشان که در سایه ی رژیم سرمایه داری حاکم مجبورند با سفرهای خالی نوروز را سپری کنند، شادباش گفته از کارگران ، معلمان و پرستاران و کلیه زحمتکشان می خواهیم در جهت کسب آزادی و بر قراری سوسیالیسم که تنها راه نجات بشریت است هر جه بیشتر متشکل و متحد شوند.

جمع قدم اول نوروز ۱۳۹۵

دست فروشی، سرمایه‌داری، فعالین مدنی:

images (2)منطق سرمایه‌داری حکم میکند که در دوره رکود، وقتی که صاحبان سرمایه نمیتوانند کالاهای تولید شده را از طریق بازارِ رسمی بفروش رسانند، از سپاه ذخیره کار(بیکاران) استفاده میکند و با دستفروشی سعی در فروش هرچه بیشتر کالاها و خروج از رکود دارد، اما بلافاصله پس از خروج از رکود می بایست پلیس سرمایه‌داری با دستفروشان برخورد کند، چرا که شاید میزان فروش کالا و گردش مالی دستفروشان قابل مقایسه با بازار نباشد اما به هر حال رقابتی با بازار برقرار میکنند که میتواند سود بازار را کاهش دهد.
اما یکی از دلایل مهم و مغفول مانده برخورد پلیس با دستفروشان، خروج بورژوازی ایران از رکود قبل از تصویب برجام است که حالا در دوره پسا برجام برای افزایش هرچه بیشتر رشد اقتصادی، دستفروشان که اغلب از جوانان و مهاجران از روستاها و شهرهای کوچک به مرکز هستند، باید در خدمت تولید ملی قرار بگیرند و همینطور باید تأمین کننده نیروی کار(ارزان) شرکتهای خارجی و چند ملیتی باشند که این شرکتها پروژه‌های مختلفی را در ایران در دست اجرا دارند.
اما دوستان(فعالین مدنی) برای حمایت از دستفروشانی که مورد برخورد پلیس قرار گرفته‌اند و معترض هستند، کمپین بشردوستانه راه می‌اندازند و به جای اینکه با تحلیل اقتصاد سیاسی پدیده دستفروشی از دستفروشان معترض ضمنِ یک مبارزه اقتصادی روزمره علیه استثمار سرمایه‌داری، حمایت کنند، از دستفروشان معترض ضمنِ پشتیبانی از هرگونه اعتراض اجتماعی حمایت میکنند (نامش را هم فعالیت مدنی گذاشته‌اند)!!!

اینان (فعالین مدنی) که قصد دفاع از هرگونه اعتراض اجتماعی را دارند و منطقشان این است که: “ضمن پذیرش نقاط منفی، اما نقاط مثبتی هم میتوان یافت و بر آن تکیه کرد!” حال سوال من این است که این فعالین مدنی در همان حین که از دستفروشان معترض تحت عنوان فعالیت بشردوستانه حمایت میکنند، اگر کاسبان معترض بازار هم حرکتی علیه دستفروشان راه بیاندازند و اعلام دارند که دستفروشان موجب ورشکستگی‌شان شده و اشکهایشان هم از اشکهای دستفروشان درشتتر باشد، این فعالین محترم مدنی چطور مساله را حل میکنند؟! همزمان از هر دو معترض حمایت میکنند یا برای مغازه داران از انصاف و بخشندگی سخن میگویند که مثلاً شما که درآمدتان خوب است اجازه دهید یک چیزی هم گیر دستفروشان آید!!!

رضا حاجیان

۸مارس روز جهانی زن.

download (1)
علت انتخاب ۸ مارس بعنوان روز جهانی زن:
در ۸ مارس سال۱۸۵۷ میلادی در شهر نیویورک امریکا زنان کارگر نساجی کتان بدلیل شرایط کاری سخت و زیان آور و دست مزد کم علیه بیعدالتی دست به اعتراض، اعتصاب و مبارزه زدند، این رویداد از همان ابتدا یک رویداد سیاسی و سوسیالیستی بود، که هر روز تعداد بیشتر زنان به این مبارزه پیوسته و هر روز مطالبات بیشتری را با مبارزه کسب کردند ، و همچنان مبارزه به شدت ادامه دارد ، قابل توجه است که در تمامی مبارزات و طرح مطالبات زنان ، زنان انقلابی ، سوسیالیست و زنان کمونیست همیشه پیشرو بوده اند و جانفشانی ها و فدا کاری های بسیاری کرده اند.
در سالهای اخیر ۸ مارس برای زنان در اکثر کشورهای توسعه یافته جهان به شکل دیگری مطرح شده و ابعاد تازه‌ای به خود گرفته است.امروزه زنان بدون توجه به نژاد ، عقیده و فرهنگ این روز را فرصتی برای انعکاس اعتراض و یا یاد آوری موفقیت و پیشرفت و دستاوردهای خود و طرح مطالبات تازه تر خود میدانند.
در ایران در دوره ارتجاع شکست خورده پهلوی روز تولد مادر شاه روز مادر نامیده می شد و اکنون روز تولد فاطمه زهرا دختر محمد در ۲۰جمادی الثانی برای فریب دادن زنان و پایمال کردن حق و حقوق زنان توسط ارتجاع پیروز ( جمهوری اسلامی ) روز زن نامیده شده است، که نه تنها هیچ مناسبت و دستاوردی برای زنان ایرانی و هیچ زن دیگری نداشته و ندارد. بلکه یکی از پارامتر های سرکوب زنان محسوب می گردد.
چگونه می‌توان با وجود این همه قوانین ضد زن در اسلام و همچنین جامعه دیکتاتوری مذهبی ایران ادعای تکریم زن را داشت، آیا این نهایت وقاحت و بی شرمی نیست؟
وقتی به چنین وقاحت های دقت کنیم ، متوجه می شویم فرهنگ اسلامی ، قوانین اسلامی ، افکار اسلامی، تمامی اندیشه و فرهنگ دینی و تمامی حکومت های دینی و بخصوص اکنون حکومت های اسلامی ، ذاتا” از ریشه و سرچشمه هایشان دشمن آزادی و بخصوص دشمن هر گونه آزادی زنان هستند و تا زمانی که این پارامتر های فرهنگی و حکومتی و باور ها در جوامع بشری وجود داشته باشند زنان به خواسته ها و حقوق خود و آزادی و نجات از انواع تبعیض دست پیدا نخواهند کرد ، هر زن آزادیخواه و انقلابی برای رسیدن به هدف خود اول باید با هر گونه فرهنگ و افکار و قوانین آسمانی مخالفت کرده، علیه آنها با زنان دیگر دست به مبارزه متحدانه بزند، در مقابل، قبول هر درجه ای از این پارامتر های گفته شده باعث بیشتر و شدیدتر شدن تبعیض و استثمار خواهد شد. زنان باید بدون ترس و تعصب مذهبی به قوانین ، سنن و عرف های که توسط مذاهب ، بخصوص اسلام جا افتاده و هر روز بعنوان ابزارهای ادامه ستم و تبعیض علیه زنان از جایگاه و در ثبوت و تقویت مالکیت خصوصی توسط همین مذاهب و دیگر نهله ها و دیگر ابزار های جامعه طبقاتی ، تقویت می شوند، دقت کنند.
از همان بدو تولد زن بودن یعنی تبعیض. زن=مرد نیست. یک زن نصف مرد محسوب می‌شود و حقوق زنان را نیمی از مردان میدانند. با وجود صد ها آیه زن ستیزانه در قران و دیگر کتاب های “آسمانی “که حتی با اعلامیه حقوق بشر سازمان ملل متحد که ،خود این اعلامیه بسیار عقب تر از حقوق واقعی زنان است، نیز در تضاد قرار دارد، و صدها حدیث از پیامبر و امامانش و بدتر از آنها ولایت قبیح خامنه ای و قوانین لایزال مردان حاکم و زنان محکوم ،مردان مهتر و زنان کهتر ،زن بودن و زن بخصوص در کشور اسلامی ایران میتواند گویای چه باشد؟ جز اسارت و بی عدالتی، تبعیض و ستم و تداوم بخشیدن به مالکیت خصوصی که زن را نیز به شکل ملک شخصی قرار داده به چهار میخ می کشد. در تعالیم دینی و آموزه های اسلامی اطاعت فرمانبرداری زن از مرد واجب است و دین بر اساس تسلیم پذیری ( مسلم در معنای لغوی نیز یعنی تسلیم شده)درجه بندی به شکل سلسه مراتب ارتشی شده است ( پیامبران از خدا، امامان از پیامبران، ولایت فقیه از امامان ، مراجع تقلید از ولایت فقیه ، مقلدین از مراجع تقلید و زنان باید تسلیم مردان باشند این چه جور خدایی است که سلسه مراتب حکومتی زمینی را پایه و اساس خدایی خود قرار داده است؟
قابل توجه است که وقتی انسانها بتوانند سلسه مراتب حاکمیت طبقاتی و مالکیت خصوصی را سرنگون کنند چون پایه و اساس آسمانی خدایی نیز محو و نابود خواهد شد این دلیل بسیار محکمی است که اثبات می کند قوانین آسمانی ، فرهنگ خداباوری و هر چه به آن تعلق دارد ابزاری برای حفظ ، تقویت و ادامه مالکیت خصوصی و تداوم استثمار و ظلم و ستم ، بخصوص خشونت علیه زنان است، به این دلیل است که حکومت های سرمایه داری هر جای که بتوانند از ادیان برای توجیه استثمار انسان از انسان استفاده می کنند که در این حالت نیز زنان دچار استثمار مضاعف می شوند.) با توجه به اصل و نگرش خدا باوری و حاکمیت ادیان بر افکار و اندیشه های انسانها و با تقویت و پشتیبانی آنها به شکل ابزار بسیار کار آمد در حفظ و تداوم حاکمیت طبقاتی و مالکیت خصوصی زن موجودی اسیر،ناقص و ناتوان فرض شده که باید به صورت مستقیم و غیر مستقیم مورد حمایت و پشتیبانی مردان قرار بگیرد ( البته نه به عنوان موجود مستقل بلکه بخشی از مایملک صاحبش یعنی شوهر ، پدر ، برادر و … ) چون مرد یک موجود کامل نامیده می‌شود، این بخش نیز اثبات می کند که ادیان توسط مردان بخصوص مردان حاکم بر مالکیت خصوصی و حاکم بر حکو مت طبقاتی به شکل ابزاری همه جانبه پایه ریزی و هر روز بیشتر رشد داده شده است بدون شک با محو طبقات و حاکمیت طبقاتی هر گونه ادیان ، خدا باوری و شاخ و برگ هایش محو خواهند شد، بنا بر این زنان آزادی خواه و انقلابی از این زاویه نیز باید بسیار توجه داشته باشند. در فرهنگ مردسلاری که بخشی از فرهنگ خدا باوری و سلسله مراتب حاکمیت آسمانی که شکل اولیه و پایه و اساس مالکیت خصوصی و حکومت های طبقاتی است مردان معمولا با استفاده از کلماتی مانند ،غیرت و ناموس عرصه ی زندگی را برای زنان تنگ و تار میکنند ،تا جایی که هر گاه زنی از مردش اطاعت نکند ،مرتکب فعل حرام و عمل غیر اخلاقی شده و باید طبق قوانین اسلامی یا دیگر ادیان تاوان و جزای سرکشی و نافرمانی خود را پس بدهد، حتی با تنبیه بدنی (سوره نساء آیه ۳۴). کتاب ها و آموزه های دینی و مذهبی کاملا از بیانیه‌های حقوق بشر بدورند و جز تحقیر ،بهره کشی و سرکوب برای زنان ثمره ای نداشته اند.
در ایران خشونت علیه زنان بسیار بیشتر است (البته در کشور های زیادی انواع و اشکال مختلف خشونت علیه زنان را می توان مشاهده کرد که بعضا” از ایران شدیدتر است ولی در ایران زنان علیه خشونت و تبعیض به شدت در حال مبارزه هستند در حالی که در بسیاری از کشور ها مانند عربستان بسیاری از زنان هنوز به شدت مرعوب قوانین و فرهنگ مذهبی حاکم هستند) آری در ایران خشونت علیه زنان امری طبیعی، فراگیر و نهادینه است ، زنی را نمی یابید که بارها و بارها مورد انواع ظلم و خشونت قرار نگرفته باشد، خشونت جنسی و تجاوز ،خشونت جسمی و رفتاری ،خشونت کلامی، تن فروشی اجباری ،بارداری اجباری و زندگی و صلح اجباری و… .
با این اوصاف همان گونه که فرهنگ سلسه مراتبی ارتشی خدا باوری هر روز توسط فرهنگ و پشتیبانی حکومت جمهوری اسلامی تقویت و باز تولید می گردد بسیاری از مردان نیز از چنین روندی استفاده کرده حاکم و مالک بودن بر زن حاضر در حوزه اختیاری خود را به میزان سهم خود از حاکمیت طبقاتی پیش می رانند، بر این مبنا است، لزوم اطاعت زن از مرد و تحکم و بهره کشی از زنان کاملا واضح و مشخص و هم چنان ثابت قدم پیش برده می شود.
ومتاسفانه اغلب زنان این موضوع را انکار میکنند و به نظر خود، آبرو داری کرده اند.
زن ایرانی حتی نمی تواند نوع پوشش خود را آزادانه انتخاب کند که مبادا حکمرانان هوسباز با دیدن او به خطا و گناه وادار شوند پس همیشه در قفس است .
زن ایرانی در همه ی احوال سرکوب شده وباید مطیع و فرمانبردار شوهر و یا پدر و خانواده ی خویش باشد در غیر اینصورت سرکش خوانده شده و همیشه قربانی نظرات و خشونت دیگران است .زن یک واژه ی بی اراده و معمولا مورد جبر وظلم قرار گرفته است که متاسفانه هیچ مرجع و قانونی نیز جهت رسیدگی به حقوقشان وجود ندارد، بنا براین خود زنان باید آستین ها را بالا بزنند و در دو حوزه فرهنگی و میدانی به صورت برنامه ریزی شده ، متشکل و دارای ارتباط ارگانیک مابین دو حوزه فوق با دیدگاه انقلابی – طبقاتی مبارزه کنند .
زمان زمانه بیداری است.
زنان ایران باید برای پایان دادن به این تبعیض ها، خرافات دینی ،جهل و زورگویی و مرد سالاری حاکم در جمهوری اسلامی دیکتاتوری ایران به صورت جدی شروع به مبارزه و تابو شکنی کنند، چراکه ما نه تنها وارثان خرافات آسمانی ۱۴۰۰ سال پیش بلکه وارث حرافات و فرهنگ حاکمیت ابزاری حفظ مالکیت خصوصی به قدمت کل تاریخ جوامع بشری هستیم، که هیچ ربطی به دنیای امروزی ما ندارد. راه آزادی اگرچه سخت و ناهموار وگاهی با صدمات ومشکلات فراوان همراه است اما دست یافتنی است. برای دفاع از سهم خود و برخورداری از فرصتهای برابر و کسب حقوق و آزادی راهی جز استقامت و مبارزه و پیش روی وجود ندارد. آزادی و برابری بی قید و شرط حق تمام انسان های کره ی خاکی است و زمان زمانه بیداری است.

ایــــــــمان ابــــــــــراهیــــــــمے