نقش نهادهای ایدئولوژیک در گسترش استبداد

مطلب زیر توسط رفیق الیف چاغلی از رفقای انقلابی ترکیه به زیان های انگلیسی و ترکی نوشته شده است و ما در جمع قدم اول برای گسترش روابط طبقه کارگر و انقلابیون دو کشور اقدام به ترجمه نوشته هایی از رفقای ترکیه کردیم ( که این مقاله یکی از انها است ) تا از این طریق امکان دریافت افکار و اندیشه طرفین بیشتر شده ، به بر قراری همکاری های مبارزاتی و تشکیلاتی کمک شود.

نقش نهادهای ایدئولوژیک در گسترش استبداد

الیف چاغلی

نوامبر ۲۰۱۵

 عمده ترین عامل تعیین کننده درهر شیوه تولید، در تحلیل نهایی مبنای اقتصادی آن است .مارکسیزم  این مساله را توضیح داد و با این دستاورد ، نیاز و اهمیت مطالعه نیروهای مولده و روابط تولیدی را برای درک ویژگی های هرشیوه تولید عیان ساخت. شیوه های تولید و به عبارت  دیگر هر ساختار اجتماعی – اقتصادی  بر همخوانی زیربنای  اقتصادی و روبنای ایدئولوژیک  ناشی از آن   مانند دولت، ،سیاست، قانون، فرهنگ و مذهب استواراست.  برای درک درست از  همخوانی زیربنای اقتصادی  با وجوه گوناگون اقتصادی-ایدئولوژیک – سیاسی- اجتماعی، رویکرد دیالکتیکی به رابطه زیربنا و روبنا ضروری خواهد بود.

 شیوه تولید سرمایه داری نیز مبتنی بر همخوانی زیربنای اقتصادی سرمایه داری با روبنای آن  است که طی  توسعه تاریخی برپایه زیربنای اقتصادی  شکل گرفته است . درست است که زیربنا تعیین کننده است اما  این موضوع نباید بصورت  رابطه ای  یک سویه دیده شود وگرنه از واقعیت فاصله می گیریم . زیرا  پدیده های روبنایی بصورت منفعل توسط  زیر بنای اقتصادی تعیین نمی شوند، بلکه  رابطه ای دیالکتیکی برپایه کنش متقابل بین زیربنا و رو بنا  وجود دارد.  دولت، ایدئولوژی و سایر نهادهای روبنایی تنها با زیر بنای اقتصادی تعیین نمی شوند بلکه متقابلا بر آن تأثیر گذاشته و  سرعت، جهت و وجوه دیگر اقتصاد را تغییر می دهند. نقشی که ایدئولوژی و نهاد های عقیدتی و باورساز  برای  حفظ قدرت بورژوازی ایفا می کنند  به همان میزان نقش دستگاه های سرکوب گر دولت بورژوایی حیاتی و لازم است . 

این واقعیت  تحت  شرایط  استبدادی رو به رشد در بسیاری از کشورها  که ناشی از بحران کنونی سرمایه داری  است، اهمیت بیشتری می یابد. جنگ های امپریالیستی منتج از بحران  نظام سرمایه داری به شکل جنگ جهانی سوم پراکنده بطور منحصر بفرد خاص این دوران گسترش می یابد و همراه با آن جنگی دیگر در جبهه ایدئولوژیک در حال قدرت گرفتن است. تحولاتی که توسط اردوغان در فاصله انتخابات ۷ ژوئن و انتخابات اول نوامبر (۲۰۱۵) سازمان داده شد، زمینه استقرار دولت استبدادی بورژوایی در ترکیه را فراهم آورد. روند استبدادگرایی  توسط دستگاههای سرکوب گر دولتی و درکنار آن با حمله ایدئولوژیک تمام قوا توسط سازمان های تبلیغاتی وباورساز سرمایه داری سرعت گرفت. این تحولات که مستقیما زندگی توده های وسیع کارگران  را تهدید کرده است، در شرایط کنونی جنگ های امپریالیستی اهمیت بدون چون و چرای سازمان های ایدئولوژیک  را بخوبی نشان می دهد. 

اهمیت  دستگاه های ایدیولوژیک و باورساز   

  سودآوری  سرمایه داری ریشه در طبیعت  رابطه   کارفرما و کارگر دارد که بنیاد اقتصادی  سرمایه داری  بر ان استوار است.  این امر در روابط مالکانه سرمایه داری نهفته است که نیروهای مولد را به بردگان دستمزد بدل می کند. درواقع  آنچه زندگی اجتماعی را شکل داده نیرو های مولد سرمایه داری ، روابط تولید سرمایه داری و استثمار ناشی از آن  هستند  .  این عوامل دولت بورژوایی، قوانین بورژوایی و ایدئولوژی بورژوایی که عناصر روبنایی سرمایه داری هستند  را تعیین  کرده اند . همه این عوامل روبنایی در طی زمان شکل گرفته اند تا  تداوم روابط تولید و مالکیت سرمایه داری را تضمین کنند.

 در جامعه سرمایه داری فروش نیروی کار توسط صاحبان آن به مالکان  وسائل تولید یک معامله تجاری نابرابر است .  قدرت مافوق اقتصادی دوران گذشته جای خود را به قراردارهای نابرابر بین کارگر و کارفرمادر جامعه سرمایه داری داده است. بنابراین در جامعه سرمایه داری کارگران بزور شلاق در محل های کار استثمار نمی شوند بلکه به علت روابط حاکم سرمایه داری کارگران برای امرار معاش وادامه حیات خود ناچاربردگان دستمزد خویش می شوند.

  با توسعه سرمایه داری فضای سیاسی و اجتماعی دستخوش تحولات عمده ای شده است. جوامع سرمایه داری در طی تاریخ  نظام  بورژوایی حاکم عموما شکلی از دولت پارلمانی بورژوازی  را اختیار کرده اند و بدین ترتیب بیشتر جوامع با آنچه ما امروز دولت های بورژوا دموکرات می نامیم  اداره می شوند. با این حال دولت در  سرمایه داری  به عنوان یک نظام طبقاتی، به هر شکلی  ( شامل دموکراسی بورژوایی)  نوعی دیکتاتوری برای حفظ رابطه استثمار گرانه سرمایه دار و توده کارگران است.  سرمایه داری با استفاده از دستگاه های سرکوب و دستگاههای ایدئو لوژیک حکومت خود را حفظ می کند. با توسعه  و گسترش سرمایه داری نقش دستگاههای ایدئولوژیک در بازتولید روابط سرمایه داری  افزایش می یابد. امروزه در همه کشورهای سرمایه داری دولت  با  کنترل و بکارگیری فن اوری های جدید   از اعمال و گسترش ساختارهای ایدئولوژیک و  باورساز نهایت استفاده را می برد .

به عنوان یک اصل کلی، نظامی که قادر به بازتولید شرایط تولید  و روابط اجتماعی و مادی  لازمه حیات خود نباشد نمی تواند دوام بیاورد. به این ترتیب سرمایه داری نیز تا زمانی که  شرایط تولید سرمایه داری را بازتولید کند می تواند به حیات خود ادامه دهد.آنچنانکه مارکس در کتاب سرمایه به تفضیل توضیح داده است، روند تولید سرمایه دار روند بازتولید وسایل تولید و نیروی کار است . وسایل تولید(کار بی جان) در حال حاضر تحت مالکیت سرمایه داری است اما در مورد نیروی کار  (کار زنده)  نمی توان چنین گفت .  کارگران ماشین نیستند و به عنوان انسان قادرند که بر علیه شیوه تولید سرمایه داری به پا خیزند.

خیزش کارگران همیشه سرمایه داران  را تهدید می کند و همواره دستگاههای سرکوب گر برای اعمال فشار بر کارگران به کار گرفته می شوند. اما  سرمایه داری قبل از آنکه خطر جدی شود برای حفظ نظام  و کنترل توده ها نیاز به روش های پیش گیری  ( سازوکار های ایدوئولوژیک ) دارد.  به طور خلاصه تداوم  شیوه تولید سرمایه داری بدون  بازتولید روابط سلطه گر آن امکان پذیر نیست.   و در این رابطه  سرمایه داری  به همان اندازه به ابزارهای ایدئولوژیک  نیاز دارد که به دستگاههای سرکوب. می توان گفت که حکومتی که نتواند سلطه اندیشه و ایدئولوژی بورژوایی بر اذهان طبقه کارگر بطور خاص و توده مردم بطور عام را تضمین و بازتولید کند نمی تواند بر جای بماند.  بنابراین باید ابزارهای سلطه دولت بورژوایی را به عنوان یک مجموعه ببینیم تا بتوانیم سازو کاری  که ضامن فرایند تولید سرمایه داری است را دریابیم.

دولت سرمایه داری خود ابزار سرکوبی است که حاکمین بورژوا علیه توده کارگران بکار می گیرند.  دستگاههای سرکوب دولتی شامل پلیس، ارتش، دادگاههای و امثال انهاست.  دستگاههای باورساز و ایدئولوژیک  گستره متنوعی از نهادهایی چون  آموزش، دین، قانون، سیاست، رسانه ها، فرهنگ، خانواده و ..را در بر می گیرد. دستگاههای سرکوب گر فضای عمومی  را کنترل می کنند در حالیکه دستگاههای ایدئولوژیک به فضاهای  خصوصی جامعه  نفوذ می کنند از اتحادیه های طرفدار نظام  تا احزاب سیاسی، از سازمان های متنوع جامعه شهری  تا نهاد خانواده، همه باورهای بورژوایی حاکم را با سلام و صلوات بازتولید می کنند. دستگاههای سرکوب از اعمال زور برای خدمت به نظام حاکم و تضمین تداوم آن استفاده می کنند و دستگاههای ایدئولوژیک  با همان  اهداف باور سازی را به کار می گیرند.

 ایدئولوژی به معنای کلی، نظام باورهایی است که بر ذهن افراد یا گروه ها در یک جامعه  حاکم است. مارکسیزم  نشان داد که طبقه ای  که نیروهای مادی جامعه را تحت کنترل  دارد، بر نیروهای فکری جامعه  نیز حکومت می کند. طبقه مالک نیروهای تولیدی، تولید فکری جامعه را نیز  دراختیار می گیرد. بنابراین، باورهای حاکم در جامعه به طور کلی  باورهای طبقه حاکم است. در جامعه ی بورژوایی هدف اصلی دستگاه های ایدئولوژیک، تضمین نفوذ نظام باورهایی است که بازتولید روابط تولید سرمایه داری را امکان پذیر میسازد. به عنوان مثال، نظام آموزش و پرورش سرمایه داری علوم انسانی را  با منافع نظام و نیازهای فرایند تولید سرمایه داری شکل می دهد. بر این اساس،  بعضی ها آموزش می بینند که  بوروکرات ها و مدیران بلند پایه ی  نهادهای دولتی   و شرکت های سرمایه داری بشوند، و میلیون ها نفر دیگر به اجبار بعنوان بردگان  دستمزد با کیفیت مورد نیاز فرایند تولید سرمایه داری  به بازار کار رانده می شوند.

  نظام آموزشی  بجز دادن اطلاعات و  آموزش تکنیک ها در سطوح مختلف آموزشی ، ذهن  دانش آموزان را پذیرای   قوانین مورد نیاز برای ادامه حاکمیت  سرمایه داری می سازد و اخلاقیاتی را اعمال می کند که متضمن منافع این نظام باشد. مؤسسات مذهبی و خانواده  نیز هم اینگونه عمل می کنند. با توجه به این امر، فرآیند بازتولید سرمایه داری نه تنها بازتولید نیروی کار از جنبه  کیفی و فیزیکی است بلکه  روندی است که اسیتلای  ایدئولوژی  حاکم  بر توده ها را  ضمانت می کند .  در این میان نقش بزرگ احزاب سیاسی و رسانه های جمعی  شناخته شده است . اما باید توجه داشت که   مهمترین نهاد های ایدئولوژیک، مدرسه و خانواده هستند که جهان بینی و عادت ها را ازدیدگاه منافع نظام بورژوایی از درون گهواره و آموزش ابتدایی  در ذهن افراد کاشته و پرورش می دهند. 

ساخت روان جمعی  ( مهندسی افکار)

یکی از مهم ترین کارکردهای دستگاههای ایدئولوژیک  تولید باورها، عقاید، نظرات ، دروغ ها و تصاویری بنفع بورژوازی است .  تبلیغاتی  که این تولیدات را پخش می کند  بخشی از جنگ روانی  ست که برای اداره کردن  دریافت ذهنی  توده های مردم  حیاتی است و امکان می دهد که روان جمعی را در قالب مورد نظر شکل دهند.  وقتی باورهای مردم زیر باران تبلیغات بورژوایی شکل می گیرد و آنها از منابع واقعی اطلاعات دور نگاهداشته می شوند مردم ممکن است حتی  چیز هایی که قلب انسان را می شکند و وجدانش را به درد می آورد از زاویه مورد نظر  حاکمان نگاه کنند.  در حالیکه مردم معمولا  فضای صلح امیز را دوست دارند  ممکن است به   نوعی دیوانگی که منجر به جنگی ناعادلانه بشود کشیده شوند بخصوص با تبلیغات سیاه و در دوره های از رژیم های غیر معمول. توده ها  می توانند تحمیق شوندو این دروغ را باور کنند که مشکلاتی که زندگی انها را به جهنم تبدیل کرده نه از  حکومت بورژوایی که برگرده شان نشسته بلکه از فلان دشمن داخلی یا خارجی ناشی شده است .

البته باید گفت که  یک راه مثبت برای متقاعد کردن توده ها در حفظ نظام موجود بورژوای  بهبود برخی شرایط به نفع انهاست . اما هرچه  بحران های  نظام سرمایه داری  عمیق تر می شود نه تنها کاری در جهت بهبود شرایط انجام نمی گیرد بلکه با کاستن هزینه های اجتماعی، دستاوردهای موجود نیز در حد ممکن پس گرفته  می شود .  بنابراین سرمایه داری  برای کنترل توده ها  در مواقع بحران جدی  و جنگ از روش های منفی استفاده می کند.  قفل کردن و فلج کردن اذهان توده ای  که از دستیابی به منابع درست اطلاعات و خبر محرومند عمده ترین روش است.

آنها یک دشمن مشترک  میسازند که امنیت  جامعه را تهدید می کند. دنیای سرمایه داری بارها شاهد استفاده از این روش در دوران بحران های جدی منجر به جنگ های امپریالیستی بوده است.

در دوران جنگ جهانی اول دولت  وودرو ویلسن  که برای بار دوم  برنده  انتخابات امریگا را در سال ۱۹۶۱ شده بود دستگاه تبلیغاتی   بنام “کمیته کریل” می سازد. یکی از نظریه پردازان این دستگاه خبرنگار لیبرال معروفی  به نام والتر لیپمن بود. او به عنوان برنامه ریز اصلی این سیاست تبلیغاتی  معتقد بود باروش های جدید تبلیغات می توان به خوبی مردم را قانع کرد که   چیزهایی را که نمی خواهند بپذیرند.  او روش خود را  “انقلاب در هنر دموکراسی” نامید که بر اساس “تولید رضایت ” پایه گذاری شده و   با بازی  دادن افکار عمومی   و ایجاد اغتشاش ذهنی خارج از سازو کارهای دموکراتیک  یک “دموکراسی تماشاگر” برای توده ها می سازد. 

در حقیقت اینگونه حملات ایدئولویک بیانگر  کاهش  دموکراسی  در مقایسه با دوران انقلاب های بورژوایی است.  در زمان کوتاهی در حدود شش ماه  کمیته کریل توانست  مردم آمریکا را با ایجاد تنفر از آلمانها  با هیجان به جنگ بکشاند. ( این نمونه تاریخی  کمک می کند که بفهمیم  که چگونه مردم ترکیه که قبل از انتخابات هفتم جون درمورد مساله کردستان خواستار راه حل و صلح بودند،  پس از قتل عام انکارا در ده اکتبر با تزویر و تبلیغات هدایت شده توسط اردوغان   به حامیان سیاست ناعادلانه و خونین جنگ بدل شدند.) نمونه های مشابهی در دوران جنگ جهانی دوم نیز وجود دارد. 

در سال های پس از رکود بزرگ ۱۹۲۹ و با مبارزات سراسری کارگران حقوق جدیدی برای تشکلیل  اتحادیه های کارگری به دست آمد. مبارزات  اتحادیه های کارگری رو به افزایش بود. و مهمتر آنکه کارگران بر اساس تجربه شان نسبت به اهمیت متشکل شدن برای آزادیشان آگاه شده بودند.  بورژوازی  کمپینی برای منحرف کردن این حرکت آغاز کرد. دستگاه های ایدئولوژیک  و صنایع ارتباط جمعی  بکار گرفته شدند تا با تشویش اذهان عمومی کاری کنند که به نظر برسد متشکل شدن و فعالیت اتحادیه ها  اعمال خرابکارانه است . در نتیجه پس از جنگ جهانی دوم تعداد کارگران عضو اتحادیه ها سقوط کرد. بورژوازی برای عقب راندن جنبش کارگری و جلوگیری از اعتصابات  سرکوب خشونت امیز دولتی را به کار نگرفت بلکه از ساز و کار فشار اجتماعی که توسط این دستگاههای ایدئولوژیک بوجود آورده بود، استفاده کرد. کمپینی که  بر روی ساختن  این باور عمومی  متمرکز بود که کارگران اعتصابی و اتحادیه ها خرابکار هستند و  برخلاف منافع عمومی کار می کنند، متاسفانه نشان داد که مؤثر واقع شده است .

 نمونه های  تکان دهنده تر این نوع تبلیغات را در ایتالیا در دوران موسیلینی و یا آلمان تحت فاشیزم هیتلر می توان دید.  یکی از برجسته ترین نمونه هایی از ایجاد  باورهای توده ای با انتشار دروغ های سیستماتیک، توسط گوبلز وزیر فاشیست اداره “روشنگری عمومی و تبلیغات“ هیتلر بود. وی مبارزات تبلیغاتی  کثیفی  را برای آماده ساختن مردم آلمان برای جنگ خونینی که میلیونها نفر را کشت، انجام داد. گوبلز در تاریخ به عنوان بزرگترین دروغگو  دوران خود، به روشهای تبلیغاتی خود بر اساس هفده اصل اساسی عمل می کرد،  از جمله اینکه  «اگر یک دروغ را هزار بار تکرار کنید هرچند دروغ است ولی حقیقت می شود».  گوبلز  که برای توانایی اش برای ’دروغ  بزرگ‘ در روش های تبلیغات جمعی معروف بود توانست  مردم آلمان را در برابر     اقدامات بی رحمانه دولت فاشیستی  در آزار کولی ها، معلولین، همجنسگرایان و بخصوص یهودیان آرام  نگاه دارد.

در حالی که ایالات متحده آمریکا، قدرت برتر نظام سرمایه داری پس از جنگ جهانی دوم  گوش مردم را با گفتمان “دموکراسی” پر کرده بود، همچنان به شکل دادن  به باورهای توده ای با تکنیک دروغ گفتن ادامه داد. شاخص ترین عملیات آن دوران  ترساندن مردم دنیا و به خصوص مردم آمریکا  از کمونیزم  بود که با تصویر سازی از اتحاد جماهیر شوروی و تهدید جنگ هسته ای میسر شده بود. در دوران کوتاهی ، صنعت عظیم روابط عمومی در دنیای سرمایه داری با رهبری آمریکا شکل گرفت.  در دانشگاه ها  رشته های روابط عمومی به منظور  هدایت ذهنی توده ها در زمینه های گوناگون اجتماعی، سیاسی، صنعتی و غیره ایجاد شدند.

یکی از بنیانگذاران صنعت روابط عمومی در ایالات متحده آمریکا، ادوارد برنایز (۱۹۹۵-۱۸۹۱) بود که از کمیته کریل برآمده بود . برنایز متخصص روابط عمومی بود که به عنوان پیشگام تبلیغاتی مدرن شناخته شده است. او از روانشناسی روانشناختی و تکنیک های توجیه توده ها برای برآوردن نیازهای نهادهای مختلف بورژوایی و سازمان های سیاسی استفاده می کرد. او نه تنها برای ساخت ادراک جمعی در جبهه سیاسی بلکه در صنایع برای افزایش فروش کالاها  معروف شد. به عنوان نمونه  در جبهه سیاسی،  از نظریه های مهم برنایز این بود که دموکراسی  آب رفته بورژوازی  را به عنوان «دموکراسی فوق العاده آمریکا» در بازار سیاسی فروخت. به منظور  تحمیل این  “دموکراسی” به عموم مردم، بورژواهای  قدرتمند، که او آنها را “مهندسین رضایت” می نامد، باید کمپین  راه بیاندازند  و برای اینکه مردم به دنبال آنها بیافتند باید به طور دائمی از دشمنان خارجی بترسند و علیه آنها تحریک شوند.

هدف صنعت روابط عمومی سرمایه داری  توسط نظریه پردازان  آمریکایی که با ”کنترل اذهان عمومی” علیه “تهدید کمونیسم” ناشی از اتحاد جماهیر شوروی به پایه گذاران این صنعت بدل شده بودند، تعیین شده بود.  اما ، در دهه ۹۰، اتحاد جماهیر شوروی و دیگر رژیم های بوروکراتیک مشابه، با  نمادهای تبلیغاتی قدیمی خود فرو ریختند. سیستم سرمایه داری با  همه گندش    تنها مانده بود و حالا برای فریب توده ها یک نماد دروغین – یک دشمن مشترک دیگر احتیاج داشت . “هیولای”  ساختگی  برای این منظور “خطر تروریسم بین المللی” بود . نظریه پردازان آمریکایی دوباره  با استفاده از تکنیک  “دروغ بزرگ”  با عبارت هایی مانند “برخورد تمدن ها”، “صدام شیطان “، “سازمان های تروریستی بین المللی” و “خطر اسلام” دوران جدیدی از سرکوب جهانی را آغاز کردند.   آنها هر وسیله و روشی را بکار گرفتند، از شستشوی مغزی توسط فیلم های میلیارد  دلاری  تا سازماندهی  گروههایی سیاه که  “تهدید تروریسم بین المللی” را جدی جلوه  بدهند. به آنها پول دادند و تحریکات نمایشی که مستقیما توسط دولت هدایت می شد فراهم آورند و این عملیات را قانونی کرده و باورهای جمعی و روان توده ها را برای آرمانهای  خوف انگیز حاکمان بورژوایی آماده کردند.

 دستگاههای ایدئولوژیک بورژوازی چنان گسترده  روش  ارعاب و آرام نگاه داشتن توده  ها را بکار گرفته اند که امروز در همه کشورهای سرمایه داری  با نوعی جامعه ترس  روبروییم که  روان توده ها را فلج کرده است .  این همه ناشی از دوران جنگ  بزرگ است که همزاد بحران های تاریخی  سرمایه داری است .  جنگ تجزیه گر بالکان در استانه فروپاشی دولت شوروی  آغاز گر این دوران است .  در دوران جدید تاریخ،  جنگ های امپریالیستی  که  با  روش ها  و ابزار خاص این دوران  موفقیت هایی برای امپریالیزم به همراه داشته به نوعی جدید از یک جنگ جهانی بدل شده است .  اتفاقات پراکنده ای که توسط نیروهای امپریالیستی در مناطق مختلف دنیا   برنامه ریزی و اجرا شده  و ، تروریزم بین المللی ، خوانده می شود  بازتابی از جنگ جهانی سوم است که خاور میانه را به جهنمی بدل کرده است که شعله هایش شهرهای اروپایی را نیز به خطر انداخته است.

دموکراسی بورژوایی رو به کاهش

در بهترین حالت آنچه دموکراسی بورژوایی می نامیم، دولت  بورژوایی درواقع دموکراسی برای طبقه حاکم  و  دیکتاتوری برای توده سرکوب شده و تحت کنترل است . این روی دیکتاتوری دولت ها  به خشن ترین صورت آن  در هنگام سرکوب شورش توده ها علیه نظام موجود نشان داده می شود.  دولت های  غیر معمول چون بناپارتیزم و فاشیرم  در تولید حالت های روانی جمعی برای   سرکوب مبارزات توده های وسیع پایشان را  فراتر از روش های معمول برداشتند.

در حالت معمول نقش اصلی ایدئولوژی بورژوایی  اینست که به مردم   بقبولاند که در دموکراسی بورژوایی  همه مردم با هم برابرند  نظام پارلمانی بورژوایی  با تظاهر به اینکه نیازهای سیاسی مردم را براورده می کند  توانسته در چارچوب قانونی خود بازتولید شود. تا زمانی که دولت ها بتوانند در چارچوب  حکومت های موجود رضایت عمومی تولید کنند سرمایه داری برای تثبیت قدرت خود نیازی به استفاده از دستگاههای سرکوب ندارد . اما به هررو سرمایه داری هر روز دستگاه های سرکوبش را بزرگ تر ، پیشرفته تر و قوی تر می کند. اما پیشرفت تکنولوژی  همزمان با توسعه ارتش ها تنها برای مدرن کردن ماشین الات و ساختن سلاح های کشنده تر  جنگی بکار گرفته نمی شود بلکه همزمان اهمیت دستگاههای ایدئو لوژیک وباور ساز و مؤثر بودن انها نسبت به گذشته  افزایش چشمگیری داشته است.

آنچه به نظر  تولید رضایت توده ها از نظام بورژوایی می رسد درواقع یک نظام سرکوب ایدئولوژیک است.  امروزه بورژوازی  با تکیه  به فن آوری مدرن درخدمت  دستگاههای ایدئولوژیک خود  افکار عمومی را به بند کشیده و مردم  را به  روبات  بدل کرده اند  امروز. نظام مالی  حاکم با روش  برادر بزرگ  کتاب ۱۹۸۴ جرج اورول جامعه را با سیستم های پیشرفته  هدایت و حکومت است .  برای نمونه، مبحث  “جامعه اطلاعات” است. از نظر تکنولوژی به نظر می رسد مردم نسبت به گذشته به اطلاعات آسان تر دسترسی دارند.  اما تا وقتی که تکنولوژی مدرن تحت کنترل بورژوازی است تولید و ارائه اطلاعات نیز عمدتا در اختیار آنهاست.  بنابراین امروزه درحالیکه مردم عادی فکر می کنند  با استفاده از نعمت تکنولوژی  بیشتر اطلاعات دارند درواقع بیشتر تحت سلطه سرمایه داری تحمیق شده اند. این امر مانع نقش فعال توده ها علیه سلطه سرمایه داری شده و یکی ازمبانی واکنشی شدن دموکراسی بورژوازی در دوران امپریالیزم است .

  تکنیک های تولید باورهای جمعی  که آمریکا نقش رهبری آن را به عهده دارد امروزه بطور متنوع و وسیع حتی در دولت های معمولی سرمایه داری بکار گرفته  می شود.  آمریکا برای جلوگیری از زیرسوال بردن روش های سرمایه داری حاکم بر زندگی در تولید ترس عمومی مهارت یافته و  سر مردم را با آنها گرم می کند. “شیطان” های جدید  برای فلج کردن توده ها و خلق ترس های عمومی در آمریکا تولید شده و به سایر کشورها صادر می شوند. برای جلوگیری از شورش  علیه نظام، مردم را به تماشاگرانی بی عمل  دنبال رو تبلیغات  رسانه های عمومی و تکنولوژی جدید تبدیل می کنند.  مسابقات فوتبال، سریال های تلویزیونی زندگی روزمره آنها را پر می کنند و نمایش  فیلم های خشن آنهارا به خشونت جنگ  های واقعی دور از ندای وجدانشان  عادت می دهد. وچنین است که  وقت اضافی  توده ها نیز توسط حاکمان سرمایه کنترل می شود.

چه امریکا چه ترکیه  اهمیتی ندارد، آنچه مسلم است تکنولوژی جدید در کنترل حاکمان سرمایه دار وسیله ای است که  جامعه  روبات شده را  کنترل کند. وسایل سرگرمی های جمعی و مهمتر از آنها  رسانه های اجتماعی که در نگاه اول بی طرف به نظر می آیند مجموعا دستگاه عظیمی را می سازند که افکار عمومی را از   اندیشه و پرسش باز دارد و  آنها را با ترس و واهمه ناتوان کند.  در همه کشورهای سرمایه داری، دستگاه ایدئولوژیک  شامل مدارس ، روزنامه ها و برنامه های تلویزیون همه در خدمت حاکمان سرمایه  و برای ساختن تصویری واژگونه از واقعیات و تاریخ است .  تصویری که توسط کانال های ایدئولوژیک به جامعه تحمیل می شود. بطور مثال ، سال هاست که  در ترکیه به  توده مردم  در طی یک دوره طولانی  تاریخچه ای دروغین از کرد ها و ارامنه ارائه شده که مانع دستیابی به راه حلی دموکراتیک برای مشکلات آنها شده است .

این نوع رفتار به جایی رسیده که به عنوان عملکردی  معمولی  نه تنها برای دولت های دیکتاتوری و سرکوب گر بلکه برای رژیم های معمولی سرمایه داری در اذهان عمومی جا افتاده است . سیستم دو حزبی انتخابات ریاست جمهوری در امریکا  که برای سال ها به عنوان نظام ایده ال دموکراسی به مردم معرفی شده درواقع نشان می دهد که چگونه دموکراسی بورژوایی به تدریج تحلیل رفته است .   چنانکه در نمونه های مختلف از آمریکا و ترکیه مشاهده  می شود سرمایه داری برای کنترل توده ها از یک سو فعالیت دستگاههای ایدئولوژیک را افزایش داده و از سوی دیگر سوسیالیست ها و سایر نیروهایی که علیرغم همه چیز در مقابل استثمار سر خم نکرده اند  توسط دستگاه ها ی سرکوب دولت سرمایه مورد حملات وحشیانه ، گلوله و بمب قرار داده است .

ترکیه امروز

در دوره هایی که  نظام بورژوایی عملکرد معمول خود را دارد  در واقع دستگاههای ایدیولوژیک موفق شده اند که  به مردم  بباورانند  که آینده مطمین و آرامی خواهند داشت.  در حالیکه در دورانهای  ناشی  از بحران های جدی و جنگ های مخرب   اقدامات و محدودیت های  فوق العاده در فضای سیاسی بورژوازی ظاهر می شود.  میزان آمادگی حکومت ، توازن بین قوای داخلی و خارجی و سطح مبارزات توده ای در این موارد تعیین کننده اند .

در ترکیه امروز در شرایطی زندگی می کنیم که همه عوامل بالا در فضای سیاسی  دیده می شود. قبل از سال ۲۰۱۱ دولت اردوغان ادعای عقب راندن رژیم مختارگر نظامی و ایجاد فضای باز سیاسی داشت و امروز  جامعه را به  یک نظام مختارگرغیرنظامی سوق داده که استبداد یگانه رهبرش بازتاب آنست. اردوغان که  ظاهرا رئیس جمهور یک نظام جمهوری است با پاک سازی تشکیلات  پلیس  از به اصطلاح طرفداران “سازمان موازی دولت” ، نوعی سیستم پلیسی وابسته به خود ساخت و  اقدامات دولت پلیسی خود را تشدید کرد. جامعه ترس در ترکیه با بازی با افکار عمومی شکل گرفت . مانند همه رژیم های اقتدارگرا به مردم قبولاند که هرنوع مخالفتی با دولت علیرغم همه اعمال خشونت امیزی که مرتکب می شود  منجر به فاجعه می شود.  حاکمان هرگاه نتوانند حمایت  مردم رابخاطر کارهای مثبتشان  بدست آورند  باید ثباتی  ساختگی  در مقابل ترسی که به مردم قالب کرده اند ایجاد کنند .

ترکیه که تاکنون شاهد کودتاهای نظامی متعدد و یک رژیم فاشیستی نظامی بوده است اکنون صحنه حکومت اقتدارگرایه و اقدامات فاشسیتی  اردوغان شده است . دولت اردوغان با تبلیغات ملی گرایانه و ضدکرد جامعه را به شکل وحشیانه ای دو قطبی کرده تا بتواند جنگ  توده ای علیه کردها را سازمان دهد.  نمونه تکان دهنده آن  سایه انداختن بر وجدان بخش  قابل توجهی از جامعه بود که کشتار دهها مردم شجاع در بمب گزاری ده اکتبر انکارا را جشن گرفتند، متاسفانه کارگران کارخانه ها نیز در این شادی سهیم شدند.

از ابتدای سال ۲۰۱۱ ترکیه با روند رو به رشد اقتدارگرایی رو برو بوده که  با ریاست جمهوری اردوغان عجین شده است وامروز عمده ترین مساله ما  تقویت  مبارزه علیه  این روند است. شکی نیست  که اردوغان  بناپارت  دیگری است چنانچه بارها در نشریه “مارکسیت توتوم” بارها آمده است  او مانند بناپارت می خواهد حاکم مطلق دولت بورژوایی باشد. اوکه  کاملا قوه اجراییه را تحت کنترل گرفته و می خواهد قوه مقننه و مجریه را نیز در خدمت خود گیرد. از برادرزاده بناپارت گرفته تا موسیلینی و هیتلر همه روسای دولت های  فاشیستی برای رسیدن به اهدافشان اقداماتی کرده اند که قوانین  نظام پارلمانی بورژوازی را زیر پا گذاشته اند این حکام سازمان ها و لشگر کاملا در اختیار خودشان را بنا نهاده اند.

 اردوغان  اقدامات فوق را به  بهانه “سازمان موازی دولت”   علیه  نهادهای سیاسی، دستگاهها،سازمانها  و موسسات رسانه ای با آن عملیات پلیسی  وسیع را آغاز می کند. نتایج انتخابات هفت ژوئن را زیر سوال می برد و  نتایج انتخابات یازده نوامبر را بی اعتبار می خواند. با حمله و قتل عام  ساده ترین منقدانش، مخالفان سیاسی و سازمان های سوسیالیستی و تشکیلات مختلف مردم ستمدیده  را  هدف قرار می دهد. سازماندهی “رهروان عثمان”  “Ottoman Hotbeds”  یادآور  برادرزاده ناپلئون  و لشکرهای شخصی اش با نام “انجمن ده دسامبر” است که لشگری از دزدان بی سر و پا با مجموعه ای از قوانین شخصی راه انداخت .  اقدامی که پلیس و نیروهای امنیتی را تحت کنترل رئیس جمهور درآورد.  همه این اقدامات  حلقه های  محکمی از یک فرایند زنجیره ای است که اردوغان از طریق آن دولت  بورژوایی را به شکل یک  رژیم بناپارتی  با حکومت مطلقه خود شکل می دهد.

اردوغان هنوز به عنوان رئیس جمهور انتخات نشده بود که خود را رئیس جمهور نامید و  مدل خود را به جامعه تحمیل کرد. آنچه اردوغان با عدم پذیرش نتایج انتخابات هفت ژوئن  و تشکیل کابینه جنگ تحت کنترل خود  بجای تشکیل کابینه زیر نظر  مجلس منتخب جدید  انجام داد درواقع یک کودتای غیر نظامی بود.  همه نیروهای سیاسی  مجلس هفت ژوئن  به استثنای AKP آک پ  نتوانستد در آن لحظات حساس اقدامی  برای جلوگیری از این کودتا بکنند.  بلکه  با موجه دانستن تصمیم او برای انتخابات اول نوامبر  راه را برای حکومت تک حزبی اردوغان هموار کردند.  بدین ترتیب می توانیم اذعان کنیم که اردوغان  یک بناپارت شد و بتدریج بطرف تقویت قدرت شخصی و پلیس تحت نظر خود توانست یک رژیم بورژوایی را به یک رژیم بناپارتی بدل کنم . حال باید جنبه حقوقی و قانون اساسی (رسمی) آن را شکل دهد.  بدون شک این روند  همزمان با بحران ها، جنگ  ها و درگیری های موجود بین نیروهای امپریالیستی با اتفاقات غیر مترقبه ای روبرو خواهد بود. به هر رو اهمیت و  ضرورت مبارزه علیه این خطر بدون شک مطرح است .  

  گرایش اقتدارگرایی ناشی از بحران ها و جنگ های امپریالیستی  که  در سراسر دنیا شاهد آن هستیم    گواه آنست که سرمایه داری  فاسد  رژیم های فاسد  بورژوایی تولید می کند.  کسانی که به دنبال دموکراسی هستند به جای آنکه  خود  را با توهم دولت بورژوا دموکراسی  فریب دهند باید به مبارزه علیه سرمایه داری بپیوندند.   دموکراسی و صلح تنها با مبارزات  وسیع توده های کارگر علیه نظام سرمایه داری حاصل خواهد شد و ضروری ترین اقدام ما سازماندهی  این مبارزات است.

نباید فراموش کنیم که  مبارزه سازمان یافته تنها راه ایستادگی در مقابل استثمار و قتل عام دولت های بورژوایی  و  رفع اسارتی است که توسط دستگاههای ایدئولوژیک  تولید شده  و همچنین باز کردن  ذهن و وجدان  مردم  است.

ترجمه شده : سیامک مهر

انتشار ترجمه فارسی : جمع قدم اول ( تدارک حزب انقلابی طبقه کارگر)

آدرس این مقاله به زبان  ترکی :

http://marksist.net/elif-cagli/otoriterlesme-ve-ideolojik-aygitlarin-rolu

ادرس این مقاله به زبان انگلیسی :

http://en.marksist.net/elif-cagli/authoritarianisation-and-role-ideological-apparatuses

جهانی سازی: توسعه غیرعادلانه و ترکیبی سرمایه داری

مطلب زیر توسط رفیق الیف چاغلی از رفقای انقلابی ترکیه به زیان های انگلیسی و ترکی نوشته شده است و ما در جمع قدم اول برای گسترش روابط طبقه کارگر و انقلابیون دو کشور اقدام به ترجمه نوشته هایی از رفقای ترکیه کردیم ( که این مقاله یکی از انها است ) تا از این طریق امکان دریافت افکار و اندیشه طرفین بیشتر شده ، به بر قراری همکاری های مبارزاتی و تشکیلاتی کمک شود.

الیف چاغلی

دوم ژوئن ۲۰۰۵

جهانی سازی: توسعه غیرعادلانه و ترکیبی سرمایه داری

به طور یقین برخی تغییرات کیفی و واقعی ناشی از تمایل سیستم سرمایه داری در فعالیت‌ها و سازماندهی فراتر از مرزهای ملی مخصوصا” بعد از سال ۱۹۸۰ مشهود است . با این وجود این یک اشتباه محض است که واقعیت جهانی شدن را مانند یک حادثه تازه و جدید که بتواند قوانین اصلی سرمایه داری را تغییر دهد پنداشت. بگذارید این نکته را از همین آغاز برای جلوگیری از سر در گمی روانی بیان کنیم. اگر بورژوازی اصطلاح جهانی شدن را به خاطر توسعه دادن سرمایه داری در سطح جهانی در دوران طوفانی که بعد از آن،  دیوار برلین سقوط کرد و تعادل بین نیروهای جهانی را تغییر داد به کار نمیبرد لازم نبود چنین عبارتی را به گردش {بحث } بگذاریم.  برای اینکه مفهوم امپریالیزم حقایق و گرایش های مورد نظر را تحت پوشش قرار میدهد.

با این وجود  چه بخواهیم چه نخواهیم مفهوم جهانی سازی به زندگی روزمره ما نفوذ پیدا کرده.  در واقع در اشاره به گرایش اصلی توسعه به وسیله ی اصطلاح امپریالیسم شکل گرفته اعتراض علیه مفهوم جهانی شدن بی معنی است. سوال در مورد خود مفهوم نیست. هر آنچه ما گرایش جهانی شیوه تولید سرمایه داری امپریالیسم و جهانی شدن می نامیم. نکته اصلی مقابله و پیکار انقلابی علیه سیستم سرمایه داری است. باید به خاطر داشته باشیم کسانی که دارای نگرش انقلابی سازنده علیه این سیستم نیستند و مقابله خود را با این تصور که چیزی به اسم جهانی شدن وجود ندارد ،در واقع روی سطحی کاملا شکننده و ضعیف و لیز تکیه کردند. برخی از استدلال هایی که اقتصاددانان در زمینه ی بحث های جهانی مطرح می کنند، منعکس کننده گرایش های فعلی توسعه سرمایه داری هستند. به عنوان مثال وابستگی متقابل اقتصادهای ملی افزایش یافته و ادغام کشورهای مختلف در سیستم سرمایه داری عمیق تر شده است. با اینحال نابرابری بین کشورها در همه این زمینه ها وجود دارد. این درست نیست که جهانی شدن را به عنوان جامع درک کنیم چراکه هنوز در بسیاری از کشورها و مناطق، پیشرفت سرمایه‌داری عقب مانده است و هنوز در سیستم سرمایه‌داری ادغام نشده است. اما در کل، کاملا واضح است که جهانی شدن بسیار پیشرفته است  به نحوی که اقتصاد سرمایه داری در مقایسه با گذشته جهانی تر شده .

پس از سال ۱۹۸۰ ، روند رفع موانع قانونی برای گردش کالا، خدمات و سرمایه شتاب گرفته است.بعنوان مثال سرمایه گذاری های بین المللی نسبت به قبل از دهه ۱۹۸۰ تا دهه ۲۰۰۰ بیش از ۲۰ بار پیشرفت کرده است. به همین ترتیب  جهانی شدن بازارهای مالی  در ظرف همین مدت صعود کرده و جریان‌ها داغ پولی در بازار بورس به طور باورنکردنی جهش و توسعه یافته است. مجموع تمام مبادله های بین المللی ارزهای خارجه در دوره ی زمانی کمتر از ۱۰ سال از حدود ۵۰۰ میلیارد دلار  آمریکایی در روز در سال ۱۹۹۰ به بیش از  یک و نیم تریلیون دلار افزایش یافته است.

روش مقایسه برخی محافل چپ که به خاطر مخالفت با ایدئولوژی جهانی شدن، تحولات اقتصادی واقعی را نادیده می گیرند. روش صحیح نیست. برای مثال، استدلال می شود که تجزیه و تحلیل جهانی شدن ساختگی است، چرا که تجارت جهانی قبل از جنگ جهانی اول بسیار روشن تر بود. با این حال،  با نگاهی به گذشته متوجه می شویم که در طول زمان نوع یا طبیعت  اقلام  تجارت تغییر کرده است  و مهمتر از همه، تجارت  کالاها تا حدی با سرمایه‌گذاری مستقیم جایگزین شده است. یک نمونه بارز این است که تا دهه ی ۱۹۹۰ شرکت های چند ملیتی ژاپنی ۹۵ درصد تولیدات خود را که در ایالت متحده و کشورهای اتحادیه اروپا تولید می‌شدند، می‌فروختند، بنابراین حجم تجارت جهانی کم نشده بلکه رشد کرده است.

اهمیت کمی و کیفی شرکت های چند ملیتی که تشکیل شده از انحصارات ملت های مختلف است و  هم چنین افرادی آنرا شرکت‌های فراملیتی نامیده اند در سطح جهان به طور چشمگیری افزایش یافته است. به طوری که اقتصاد جهانی در حال حاضرتحت سلطه چند صد شرکت چند ملیتی است. طبق گزارشات نیمی از تجارت جهانی کالا در کل جهان توسط ۲۰۰ شرکت چند ملیتی کنترل می شود شرکتهای از این نوع به طور فزاینده غول‌پیکر تر می شوند: درآمد سالانه برخی از این شرکت‌ها حتی از سرانه ی بسیاری از کشورها فراتر می‌رود. شرایط هدفمند این را ضروری می سازد که انحصارات بزرگ جهانی سرمایه گذاری تولید و توزیع را در سطح جهانی برنامه‌ریزی کنند. بنابراین دولت های ملی در مقایسه با گذشته وزن خود را در جهت فرآیند تولید سرمایه داری از دست می دهند و این مسئله راه را برای موسسه و شرکت های غول پیکر و اتحادیه های اقتصادی منطقه ای مهیا می کند. سیاست های کلان اقتصادی و سیاست های اجتماعی حکومت های سرمایه داری جهانی شده اند و خصوصیات ملی خود را از دست دادند. مهمتر از همه، بازارها از لحاظ جریان سرمایه، تولید و فعالیت های تجاری جهانی شده‌اند.

اگر این شیوه صحیحی باشد که سعی کنیم واقعیت‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی در تحولات بنیادی را درک کنیم، باید از فساد و شست و شوی مغزی که توسط بورژوازی انجام میگیرد آگاه باشیم. امروزه ایدئولوژی بورژوایی تلاش می‌کند برای بهره کشی از توده ها واقعیت های اساسی را که دارای اهمیت حیاتی هستند انکار کند. یک مثال قابل توجهی که در پیرامون ماست این است که مارکسیسم که به مسئله ی جهانی شدن به طور جدی پرداخته است. مکتبی منسوخ تلقی می شود.

واقعیت و ایدئولوژی

مارکسیسم دائماًتوضیح داده است که سرمایه داری خواه‌ نا خواه در سطح جهانی شدن گسترش می یابد.  واضح است که تمایل سرمایه داری برای توسعه جهانی مسئله جدیدی نیست. اما جهانی شدن در این سطح باقی نمی‌ماند. بلکه در پروسه زمانی پیش می‌رود. این فعالیت ابعاد جدید و مشکلات جدید واقعیت سرمایه داری را به ارمغان می آورد. بنابراین در دهه ی ۱۹۸۰ ایدئولوژی بورژوایی تحت عنوان جهانی شدن حملات خود را شروع کرد.

مفهوم جهانی سازی از کلمه  )جهان (globe/ مشتق شده است و به این ترتیب بر مبنای همین تعریف تمایل به دربرگرفتن “جهان” دارد. بورژوازی از این اصطلاح به عنوان بهانه و دستاویز استفاده می‌کند و ماده اولیه خود را با آن روتوش ( بزک یا آرایش ) می‌کند و به عنوان کالای جدیدی تحت عنوان “جهانی سازی” ارائه می دهد. با این حال هیچ چیز جدیدی ندارد. دنیای ما همیشه یک سیاره جهانی است. با مقدمه ی سرمایه‌داری، سیستم اقتصاد جهانی دستور کار بشریت قرار گرفته. ایدئولوژی حاکم ( ایدئولوژی طبقه حاکم) با دگردیسی های فراوان بقا پیدا کرده است که بتواند منافع سرمایه داری را  با استعاره ای  و امپراطوری و امروزی با  جهانی شدن حفظ کند.

قبل از اینکه ایدئولوژی بورژوایی آن را به عنوان یک پدیده جدید توسعه برای منافع طبقاتی خود ارائه دهد، مارکسیسم بوضوح به واقعیت جهانی شدن و جنبه های آن اشاره کرد. به جای انزوا و خودمختاری ملی و محلی، ما در هر جهتی مبادله و وابستگی بین المللی داریم. چه در زمینه تولیدات مادی چه در تولیدات فکری و خلاقیت های فکری ملت های واحد تبدیل به منافع مشترک شده‌اند. یکپارچگی و محدودیت پذیری ملی بیشتر و بیشتر غیر ممکن می شود و از ادبیات محلی و ملی متعدد، چیزی به نام ادبیات جهانی به وجود می آید.

ایدئولوژی جهانی شدن چیزی جز شکل سازگار شده ای با منافع قدرتهای امپریالیستی نیست. این مهم است که بین واقعیت موجود و واقعیتی که از ایدئولوژی بورژوایی حاصل شده است تمایز قائل شویم.  سرمایه به خودی خود به اینکه واقعیت چیست و این ایدئولوژی چیست، واقف است. برای مثال، امپریالیست ها به این واقعیت آگاه هستند که جنگ‌های منطقه‌ای که یکی پس از دیگری راه می اندازند، بسیار دور از “برخورد تمدنها” است، اما ظاهراً مأموریت جدید برای کسب سو به قیمت ریختن خون انسان ها و جنگ تقسیم قدرت ها و پول است. هدف آنها در راستای ایدئولوژیک این است که مانع اطلاع توده ها از درک این واقعیت ها شوند.

ایدئولوژیست های بورژوایی سعی دارند تا مفهوم تاریخ را آنطوری که می‌خواهند قالب کنند. آنطور که مطابق با منافع قدرت حاکم شود و خواسته های کثیف آنها را به توده ها تحمیل کند. دلیل پشت این مبارزات دروغین حاکمیت امپریالیستی جهت آرامش و صلح توده مردم واضح و مبرهن است. الیگارشی امروز می‌خواهد امید، باور و عزم توده ها به ویژه نسل جوان را برای چیزی غیر از سرمایه‌داری از بین ببرد. در حقیقت قدرت های امپریالیستی که جارچی ها را به بازار می برد که” به پایان رسیدن تاریخ” را فریاد بزنند و اینکه “ایدئولوژی ها مرده اند”  و غیره هیچ وقت تا این حد ایدئولوژیک نبوده اند.

این موضع بورژوازی در معنای منفی کلمه ایدئولوژیک است همانطور که مارکس زمانی اظهار داشت آنها حقیقت را با توجه به منافع خود تعریف میکنند. پیش ‌بینی‌های ایدئولوژیی  بورژوایی در جهت های مختلف منجر به انحطاط و فروپاشی شده که با فساد تاریخی نظام سرمایه داری همسو و هماهنگ است. عصر روشنگری اندیشه و دانش که زمانی همراه با پویایی بورژوازی انقلابی شد و زندگی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی را به طور کلی تغییر داد، دیگر به پایان رسیده است. مدتها گذشته است، از زمانی که ایدئولوژی بورژوایی موضوعاتی از قلمرو انتظارات و واقعیت ها عبور کرده و به جهان تصورات جعلیات فریبنده و واقعیت های مجازی و انواع “پسا “ها ( (postes راه پیدا کرده است. جهانی سازی سرمایه داری که به عنوان عصر اطلاعات و عصر فضا و عصر معجزه های  تکنولوژی شناخته شده است. در عین حال به وسیله فضای ایدئولوژیکی که در آن مردم فریب داده می شوند و به دره ای جهل و بی تفاوتی کشانده میشوند، درست شده است.

جهان بورژوایی به شدت تلاش می‌کند که مانع شود بین توده های کارگران و زحمتکشان و جوانان با مارکسیسم که آنها را به رهایی سوق می‌دهد، ارتباط بر قرار گردد. اذهان مردم را نسبت به اینکه واقعیت چیست و ایدئولوژی چیست، با استفاده از آخرین فناوری ها به اشتباه می کشاند. مخالفت با ایدئولوژی جهانی شدن چنان قلمداد می‌شود که حماقت است که در اثر درک نکردن واقعیت جهان در زمان حال حاضر به وجود می آید. در تمام کشورهای سرمایه داری، نویسندگان کل ارتش بورژوایی و موسسه ها و  نهادهای تولید(ایده /فکر) و بالاترین و خالص ترین سطح ایدئولوگ های سرمایه داری بازی تحریف واقعیت‌ها را خیلی وقت است شروع کرده‌اند. هدف این است که ایدئولوژیهای هژمونی و  استبداد را بر توده ها به عنوان واقعیت تحمیل کنند.  یکی از وظایف مارکسیست ها، ایجاد موضع  واضح طبقاتی در برابر این نوع کارهای  بورژوایی است . و همچنین پاره کردن پرده های دروغین که مانع درک واقعیت ها می شوند. کاملا واضح است که بی توجهی به جزئیات واقعی جهان واقع (حوادث) اشتباه است چرا که بدون شک مخالفت با تحولات بیانات ایدئولوژی که در رابطه با بورژوازی تحریف شده‌اند ضروری است. درست است جهانی شدن یک واقعیت جهان امروزی است از لحاظ جهانی تر شدن سرمایه‌داری. بنا نهادن مبارزه علیه جهانی شدن بر انکار واقعیت جهانی شدن تلاش بیهوده است. اما از طرف دیگر کسانی که جهانی شدن را نه به عنوان یک گرایش در ظرف زمان بازکاوی می شود بلکه به عنوان یک موقعیت مطلق تحلیل می‌کنند نیز در اشتباه هستند.

پذیرش تغییراتی که تحت سرمایه‌داری اتفاق می افتد لزوما” به معنی مثبت بودن آن نیست. این شیوه تولید هرگز در تاریخ خود امکان ایجاد رفاه فرا طبقه را نداشته است. با این وجود جهانی شدن سرمایه داری به عنوان دوره ای ارایه می شود که تفاوت های بین کشورها را در سطوح مختلف توسعه از بین می‌برد و به نوبه خود امکان توزیع عادلانه را فراهم می آورد. با این حال جهانی شدن بر پایه سرمایه داری برعکس این ادعاها به معنی رشد و تجدید مشکلات برای میلیون‌ها انسان در سطح جهانی است.

در نظام سرمایه داری جهانی امروزکه جمعیت جهان به ۶ میلیارد نفر رسیده است. تعداد افرادی که فقط با یک دلار در روز برای زنده ماندن تلاش می کنند حدود ۱.۳ دهم میلیارد نفر هستند و۳ میلیارد نفر با درآمد روزانه کمتر از دو دلار زندگی می کنند. سرمایه داری جهانی به معنی جهانی است که در آن جنگ های امپریالیستی گسترش یافته و شکاف بین غنی و فقیر به اوج خود رسیده است.

تا زمانی که سرمایه داری وجود داشته باشد. جهانی شدن به عنوان واقعیت شکنجه دهنده و ویران کننده، زندگی میلیون‌ها نفر را تحت تاثیر قرار می دهد. جهانی شدن چیزی جز دفاع از این واقعیت نیست. در این متن می توانیم تعاریف متعددی را از جهانی شدن ذکر کنیم. جهانی شدن تقسیم مجدد جهان به وسیله قدرت های امپریالیستی برمبنای جنگ های خون آشام است. جهانی شدن تبدیل زندگی ستمدیدگان به فاجعه به وسیله ی بمب هایی که از جمله جدیدترین نوآوری‌های تکنولوژی هستند. جهانی شدن ایدئولوژی بورژوازی پرخاشگر است که هدفش لغو ، پس گرفتن و باطل ساختن تمام حقوق به‌دست‌آمده پرولتاریای جهانی است.این لیست می تواند به طور نامحدود ادامه یابد. تحت جهانی شدن سرمایه داری، یعنی توسعه سرمایه داری غیر عادلانه و ترکیبی، زندگی مرفه تری را به ارمغان نمی‌آورد برعکس ما را به سوی بربریت و انحطاط می‌برد.

در مقابل چنین سیستمی به سختی راه حل فوری پیدا می شود. باید کل سرمایه داری را بر کنیم ( نابود کنیم).و در دوره تاریخی که ایده انقلاب اجتماعی  در بالاترین حد خود به معرض ناسازگاری افتاده و زیر پا نهاده شده، واقعیت اینکه سیستم سرمایه داری انسانیت و کل جهان را به مسیری که خود خواسته، کشانده است ضرورت انقلاب بیشتر و بیشتر دیده می شود، کسانی که نمی خواهند چنین ضرورتی را قبول کنند یا مخالف آن هستند اگرچه در عمل رادیکال هم باشند در واقع ماهیتا” رفرمیست (اصلاح‌طلب) هستند.

ضعف اساسی شبکه وسیع فعلی اپوزیسیون که طیف وسیعی هستند از طرفداران محیط زیست و جنبش زنان گرفته تا تظاهرات کنندگان مخالف جنگ، تا جنبش های به ظاهر رادیکال جوانان دچارعدم آگاهی انقلابی و سازماندهی است. درست است، باید یک مقاومت جهانی علیه سرمایه‌داری جهانی داشته باشیم. با این حال برای اینکه این مقاومت به یک نیروی قابل قبول تبدیل شود و در سطح وسیع محتوای آن حفظ شود و بالاخره به پیروزی بیانجامد ما بیشتر از هر زمان دیگری نیازمند به قدرت سازمان یافته ی پرولتاریا و اندیشه های انقلابی پیشرو و هدایت‌کننده نیازمندیم.

تلاش تمام گرایش های سیاسی که مخالفت خود را مستقیما به سوی خود سرمایه‌داری هدایت نمی کنند آب در هاون کوبیدن است یعنی در واقع منافع بورژوایی یا سرمایه داری “اصلاح شده” علیه امپریالیزم یا جهانی شدن است. دنیای ما شاهد انقلاب های بیشماری بوده است که در سخن برای برابری آزادی و حتی سوسیالیسم به وجود آمده اند. اما در عمل قدمی فراتر از حمایت بورژوازی شان نرفتند. طبقه کارگر از این “انقلاب ها” بسیار رنج برده است. در حقیقت، یک دلیل مهمی که طبقه کارگر نتوانسته است برای سالهای زیادی جهشی ایجاد کرده باشد وجود درک سیاسی ناقص چپ است که مانع درک درست جهانی است که در آن زندگی می کند و بنابراین تنش محکمی را ایجاد کرده است.

با این حال واقعیت عریان این است که: با ایجاد یک بازار عظیم جهانی و جهانی شدن تقسیم اجتماعی کار و نیروهای مولده شکستن زمینه قدیمی محلی و ملی که سابقا”وجود داشت در واقع سرمایه داری جهان را به طور واحدی برای تحول سوسیالیستی آماده کرده است. تنها احتمالی که قادر خواهد بود اسانیت را که تحت سرکوب سرمایه‌داری جهانی است هدایت کرده و به جهانی

بدون کوته فکری ملی، تضاد منافع، جنگ های خونین برای تقسیم، فقر و بیکاری پیش ببرد چیزی جز مبارزه انقلابی پرولتاریا در سایه ی مارکسیسم در سطح جهانی نیست.

کسانی که استدلال می کنند که مبنای علمی احساسات انقلابی خیلی وقت است که ناپدید شده است چرا که توده های کارگران دیگر در زباله دانی زندگی نمی کنند و یا به دنبال یک لقمه نان می دوند سخت در اشتباه هستند. دلیل آن این است که گلزار از مبارزه برای رضایت از نیازهای اساسی و اجباری – که موجودات را با یک مبنای مشترک متحد میکند- به مبارزه برای نیازهای اخلاقی بالاتر نشانه ای از پیشرفت در تکامل انسان است. کسانی که در جستجوی عناصری هستند که (نیاز های ) انسان را در سطوح ابتدائی ( ختم یافته ) برآورده سازد اگر نادان نباشند بدخواه هستند.

ابعاد اخلاقی ضرورت یک سازمان انقلابی از لحاظ پیروزی در مبارزه برای یک زندگی انسانی نسبت به گذشته اهمیت بیشتری یافته است. طبقه کارگری که قادر به مبارزه با سرمایه داری نسیت،  سیستم سرمایه داری که همه چیز را در جنگل بازار به کالاهای قابل فروش تقلیل داده است، همبستگی انسانی را با قساوت بازاری جایگزین کرده در خوابی خطرناک به سر می‌برد. کارگر یا زحمتکشی که قادر به درک نیاز به سازمان انقلابی نیست در واقع در موقعیتی بسیار  فقیرانه تر است از گدایی که در زمان های قدیم آنگونه زندگی را به عنوان سرنوشت خود پذیرفته بود.

سرمایه داری یک سیستم اقتصادی جهانی است.

در دوره ی طولانی قبل از شیوه‌های تولید سرمایه داری جوامع انسانی در مناطق مختلف بر اساس روابط تولیدی مختلف خود را زنده نگه داشتنه اند ( بقای خود را حفظ کرده‌اند). جهان شاهد ماجرا های گسترش طلبانه مستبدین شرقی و آسیایی و جوامع برده داری روم باستان با هدف گسترش قلمروهای  هژمونی شان  بوده است. بسیاری ما بارها و بارها شاهد جنگ‌های خونین توسط طبقات حاکم گذشته به منظور فتح سرزمین های جدید و ایجاد امپراطوری های بزرگ بوده است. با این وجود، هیچ کدام از شیوه‌های تولید قبل از سرمایه‌داری قادر به شکستن محلی/ سرزمینی و ایجاد یک سیستم اقتصادی جهانی نبوده اند. تنها پس از معرفی سرمایه داری بود که روابط قدیمی تولید را نابود کرد و در این راستا دنیا را هم از نظر جغرافیایی و هم اقتصادی یک منطقه واحد یافت( ساخت).

تا قرن بیستم تمایل سرمایه داری به گسترش در سراسر جهان خود را در غلبه بر سر زمین های با ارزش ملت های قدرتمند اقتصادی و نظامی و تقسیم آن سرزمین هایی بر اساس جنگ های استعماری تقسیم نشده بودند، نشان داد. در راستای چنین هدفی، چندین کشور امپراطوری های استعماری عظیم ایجاد کردند. که بر سرزمین های تحت سلطه طلب داشتند. بنا بر این دوره استعماری گسترش سرمایه داری، همراه با تسخیر نظامی و کسب زمین بود. اما سرمایه داری امروزه زیاد شباهتی به امپراتوری های گذشته ندارد زیرا که شیوه تولیدی نبود که بر اساس غلبه بر روابط تولید باشد.

پیش نیاز ضروری توسعه سرمایه داری، تحریک روند هیاهو و تحول است که در نهایت قلمرو تحت سلطه را در نظام سرمایه داری ادغام می کند. از این رو توسعه سرمایه داری در مرحله استعمارگری متوقف نشد و در قرن بیستم به مرحله امپریالیستی وارد شد. کشورهایی که قادر بودند در پویایی درونی توسعه سرمایه داری قرار گیرند موضع قوی خود را بر اساس روابط امپریالیستی بازتولید کردند همانند کشور انگلستان کشورهای دیگر تجربه ی جهش اقتصادی در مرحله امپریالیستی سرمایه داری را تجربه کردند. مانند ایالات متحده.

به لطف سرمایه‌داری روش‌های سنتی تولید فراتر رفته است و اکتشافات علمی در فرایند تولید به کار میرود. بنابراین توسعه تولید جهش ها و شکستن مرزها را به خود دیده است. به خاطر تنوع تولید صنعتی مدرن و فراگیر شدن آن و به لطف پیشرفت عظیم در ارتباطات جمعی و حمل و نقل، روابط تجاری در سراسر جهان به سطح غیر قابل مقایسه با گذشته رسیده است. توسعه سرمایه داری که یک بازار جهانی تک و اقتصاد جهانی واحد را امکان‌پذیر ساخت، همچنین رشد گردش نیروی کار، کالاها و خدمات و سرمایه را در سطح جهانی و واحد پایه ریزی کرده است.

توسعه ی جمعی در ظهور و گسترش فناوری های جدید، هزینه ارتباطات را کاهش داده و تولید کالاها و خدمات را به یک فرآیند جهانی تبدیل کرده و امکان انتقال آن را به کشورهای مختلف فراهم کرده است. در حالیکه در اواسط دهه ۱۹۵۰ فقط امکان حدود ۹۰ تماس تلفنی همزمان برقرار کرد، امروزه به لطف کابل‌های ارتباطی بین اروپا و امریکای شمالی، میلیون ها نفر می توانند به وسیله  سیستم ماهواره ارتباطی با هم ارتباط برقرار کنند. جهانی سازی کاپیتالیستی همچنین تقسیم کار و سرمایه داری را نیز که قبلا با ویژگی‌های ملی شناخته شده بود، جهانی کرد. امروزه کالاهای مختلف، از سیگار ها گرفته تا کامپیوترها و اتومبیل ها بر اساس سیستم تولید جهانی یا خط مونتاژ در کشورهای متعدد تولید می شود.

تاریخچه ی سطوح مختلف پیشرفت در سراسر تاریخ بشری به نحوی همان تاریخ تحول تقسیم کار است. تقسیم کار که مبنای شیوه های مختلف تولید است، در طول زمان تغییر کرده است و این واقعیت در پیشرفت سرمایه داری وجود داشته است. مارکس تغییر در تقسیم کار را در سیستم سرمایه داری و پیامدهای آن را در حوزه ی روابط بین الملل خاطرنشان کرده است. بنابراین او ذهنیتی که طبیعت متغیر تقسیم کار و ارتباط   این تغییر با توسعه بازار کار نادیده گرفته شده را مورد انتقاد قرار داد.

مارکس این سوال را مطرح کرد:” خوب . آیا در قرن چهاردهم و پانزدهم که مستعمره ای نبود و امریکایی برای اروپا وجود نداشت وقتی که شرق آسیا فقط از طریق میانجیگری قسطنطنیه وجود داشت، اساسا” تقسیم کار متفاوت از آنچه که درقرن هفدهم که مستعمرات توسعه پیدا کرده بود، نبوده است؟. او ادامه می‌دهد تمام سازمان های داخلی ملت ها و روابط بین الملل چیزی جز بیان یک تقسیم کار مشخص نیست و بنابراین الزاماً با تغییر تقسیم کار تغییر پیدا خواهند کرد.

مرحله‌ای امپریالیستی سرمایه داری به معنای گسترش و تعمیق حرکت جهانی سرمایه است،به رغم  سازماندهی سرمایه داری در قالب دولت – ملت(دولت های ملی) افزایش ادغام اقتصادهای مختلف ملی در نظام سرمایه داری جهانی، از یک سو گردش سرمایه را تسهیل می کند در حالی که از سوی دیگر بحران سرمایه‌داری مناطق بسیار  وسیع تری را نسبت به گذشته تحت تاثیر قرار می دهد. تاریخچه سرمایه داری قرن بیستم به طور وضوح نشان می دهد که بحران های سرمایه داری فقط به قیمت به وجود آوردن بحران های مخرب تر و بزرگتر قابل غلبه شدن است. با جهانی شدن، روز به روز سرمایه داری به طور فزاینده ای تحلیل مارکسیستی در مورد مکانیزم و سرنوشت این سیستم را عملا” تایید میکند. وضعیت سیستم سرمایه داری جهانی که با عمیق تر شدن بحران‌ها و وسیع تر شدن جنگهای امپریالیستی وارد قرن بیست و یکم شده است کاملا واضح است .

با این حال ایدئولوژی های بورژوایی با تکید بر دوره احیای اقتصادی بعد از دهه ۱۹۴۰  اصرار داشتند که مارکسیست ها در برابر بحران سرمایه‌داری بی معنی سخن گفته اند.  یکی از عواملی که متفکرهای بورژوایی آلت دست کردن پیشرفت طولانی مدت در اقتصاد سرمایه داری بوده است. با اینحال ایده‌های اشتباه با نام مارکسیسم نیز به ایدئولوژی بورژوایی خدمت فراوانی کرده است. امروز بسیار مهم است که با ایده ها غلطی که اشاعه شده تسویه حساب کرد و به منظور درک درست از روند حوادث جهانی باید ایده های درست و غلط از هم تمیز شوند.

پشت سر گذاشتن دوره جوانی و دوره رشد سریع سرمایه داری اجتناب ناپذیر بود تا از لحاظ تاریخی حرکت به سمت پایین را شروع کند به این نکته اشاره کرد. مأموریت تاریخی سرمایه دار این است که بهره وری نیروی انسانی را از لحاظ مهندسی بدون هیچ محدودیتی مهندسی کند. اما وقتی که سرمایه در دستیابی به حداکثر سود تاحدی که باید، قادر به افزایش بهره‌وری کار نباشد، به این ماموریت خیانت کرده است. ( انجام نمی شود).همانطور که مارکس می‌گوید:” به این ترتیبب …به سادگی نشان می‌دهد که دارد سالخورده می‌شود و بیشتر و بیشتر به پایان دوران خود می‌رسد”

در این زمینه مرحله امپریالیستی در واقع دوره سقوط و انحطاط سرمایه داری است. لنین و تروتسکی در بسیاری از موارد این ویژگی، این مرحله ی امپریالیستی را مورد تاکید قرار دادند. با این حال این اظهارنظر تنها می‌تواند در دوره کلی سرمایه‌داری معنی دار باشد. این کاملا غلط است که گرایش های اقتصادی را که فقط در فرآیند تاریخی قابل درک است به گونه ای که انگار در یک لحظه به وجود آمده‌اند بررسی کرد. این نوع رویکرد به طور ناگزیر درک مفهوم مارکسیستی را تحریف می‌کند. متاسفانه چنین رویکردهایی در میان به اصطلاح شخصیت های مارکسیستی یا محافل مارکسیستی غیر معمول نیست.

بارزترین نمونه این تحریف این بود که سرمایه داری بعد از جنگ جهانی اول وارد یک افسردگی عمومی شد که هرگز نمی‌تواند از آن بیرون بیاید. این تز بر مبنای تفسیری از یک دوره مشخص از نظام سرمایه داری بود که افسردگی و شوک‌های بزرگ را به عنوان مشخصه سقوط واقعی سیستم فرض شده بود. این تفسیر های انحرافی از واقعیت نه تنها در محافل استالینیستی ها شایع بود بلکه گروه های تروتسکیست ها نیز به آن آلوده شدند.

درست است دوره طوفانی که  سرمایه داری در قرن بیستم به ان دچار شد، انعکاسی از بحران عظیم بودو این وضعیت منجر به جنگ دیوانه وار دوباره تقسیم‌بندی شد. به همین ترتیب انقلاب بزرگ اکتبر، ماهیت محکوم به فروپاشی سرمایه داری را آشکار کرد و بخش خاص از جهان را از دستان سرمایه داری ر بود. با وجود این ضربه سنگین سیستم سرمایه داری توان بالقوه توسعه و گسترش خود در سطح جهانی را از دست نداد. به منظور تاثیرگذاری این ضربه و ماندگاری آن و به زمین کشاندن سرمایه داری در برابر بحران خودساخته اش، ضروری بود که نیروی کارگری که توسط انقلاب اکتبر تاسیس شده بود، زنده بماند و انقلاب پرولتری به پایداری جهانی دست یابد.

انحلال دستاوردهای تاریخی انقلاب اکتبرو باز گرداندن نظام سرمایه داری به دنبال جنگ جهانی دوم، تفسیر های انحراف آمیز در مورد فروپاشی و بحران عمومی سرمایه‌داری را رد کرد. اما متاسفانه نتیجه های درست از این تجربیات حاصل نشد. محدودیتی که در زمینه ی حرکت سرمایه‌داری به وسیله کشورهای به اصطلاح سوسیالیست برای یک دوره تاریخی موقت ایجاد شد، با به دست آوردن واقعی انقلاب پرولتاریای که تحت قدرت واقعی کارگران پیشرفت می‌کرد، شناسایی شد. در واقع کاملاً واضح بود که این یک اشتباه جدی بود. اما سالها این ایده های اشتباه مورد سوال قرار نگرفت. اگر چه نیروی کارگری که توسط انقلاب اکتبر ایجاد شد با (حرکت) ضد انقلاب استالینیستی منحل و ضعیف شد، این ایده که مرزهای جغرافیایی شیوه‌های تولید سرمایه داری به طور غیر قابل برگشت محدود شده است سال ها ادامه داشت. بسیاری از نویسندگان که به عنوان مارکسیست شناخته شده بودند این ایده های اشتباه را نوشتند.

این نویسندگان، تصدیق نکردند به این واقعیت که اتحاد جماهیر شوروی به یک دیکتاتوری مستبد و بوروکراتیک مدرن تحت حکومت استالینیسم تبدیل شده و با تجربه و تحلیل سیستم سرمایه داری که به طور فزاینده ای با واقعیت‌های جهان تناقض داشت به موقعیت برتر مارکسیسم صدمه زدند. حتی استدلال شد که جنبش های رهایی ملی که راه ناسیونالیستی را گزیده اند (که به عنوان روش غیر سرمایه داری شناخته می شد) هر کدام یک ضربه تاریخی برای تضعیف سرمایه داری به طور مطلق می باشد. به این ترتیب مارکسیست هایی که قرار بود حرکت ها را به طور جامع و واقعی تحلیل کنند، به محتوای خرده بورژوایی با رسوا کردن سرمایه داری بر اساس انتقادهای مصنوعی تقلیل یافتند.

این یکی از دلایل اصلی بود که بورژوازی توانست در دوره جدید پس از فروپاشی بلوک به اصطلاح سوسیالیستی حرکتها به چنین دستاوردهای فوق العاده تبدیل کند. با فروپاشی رژیم های مستبد و بروکراتیک توانسته بود برای مدت معین و موقتی  مانع گسترش جهانی او شده باشد، سرمایه داری یک جهش ایدئولوژیک  را به جلو گشود انگار که میخواست شبه مار کسیسمی را که این سیستم را دست‌کم گرفته بود، مضحکه کند

این به ما یک واقعیت مهم را یادآوری می کند: سرمایه داری نمی‌تواند خود به خود و به راحتی در جبهه اقتصادی پیروز شود مگر اینکه قبل از آن در جبهه سیاسی و ایدئولوژیک پیروز شود و نیروهای سازمان یافته طبقه کارگر را شکست دهد جهان بورژوازی در این زمینه اهمیت زیادی برای تبلیغات ایدئولوژیک داشته، بسیار فراتر از میزان واقعی چشم انداز توسعه مورد نظرش. هدف این است که جبهه کارگران و زحمتکشان به وسیله دستیابی به برتری و غلبه بر آنان در سطح ایدئولوژیک و روان شناسانه و به این گونه از این فرصت بهره می‌برد.

خوانندگان(  این مقاله) می دانند که قدرت هژمونیک نظام سرمایه داری. ایالات متحده، حملات خود را همراه با تبلیغ روش نظم نوین جهانی پیش از حمله ایدئولوژیک جدید به نام “جهانی شدن” آغاز کرد. بحث در مورد ” نظم نوین جهانی” در چارچوب برنامه استراتژیک ایالات متحده در نتیجه تحولات اقتصادی و سیاسی مهم در طول و بعد از دهه ۱۹۷۰ قرار داشت. موج ناسیونالیسم رو به رشد در حوزه نفوذ خود، گسترش تاثیر اخلاقی شکست در برابر ویتنام و ناتوانی در کنترل افزایش قیمت نفت توسط کشورهای عضو اوپک، پیشرفت ایالات متحده را تحریک و آشفته کرد. علاوه بر این، پیشرفت‌های قدرت‌های رقیب مانند ژاپن و EEC قدرت هژمونیک سیستم را تضعیف کرده در شرایطی که حاشیه سود کاهش یافته است یعنی کیک به اشتراک گذاشته شده کوچک تر شده است. خطر از دست دادن جایگاه برتر در آینده نزدیک باعث شد که امپریالیزم امریکا برنامه های استراتژیک جدیدی را توسعه و اجرا کند.

اگرچه گسترش سرمایه داری  در سطح جهان، یعنی جهانی شدن آن پدیده جدیدی نیست اما موضوع جهانی شدن بخشی از اجرای این حرکت های استراتژیک به وسیله ایالات متحده معرفی شده. هدف بورژوازی این بود که ایدئولوژی جهانی شده را به توده ها تحمیل کرده و چندین معیار جدید را معرفی کند. نه اینکه واقعیت جهانی شدن مورد بحث قرار گیرد. بنابراین، دوره جدید، خود را در زندگی توده ای کارگران و زحمتکشان به عنوان حمله جهانی به سرمایه نشان داد. این حمله که جهان بورژوایی در سطح جهانی سعی داشت پس از دهه ۱۹۸۰ اعمال کند به منظور ظهور یک موج جناح راست به نام نئولیبرالیسم. از این پس، آنچه که در سال‌های بعد مشخص شد واکنشی بود در منطقه سیاسی، خودخواهی در زمینه اجتماعی و کاهش سطح استاندارد زندگی توده های کارگری و زحمتکشان در زمینه اقتصادی.

دوره ای جدیدی که سرمایه داری به آن وارد شده نشان می دهد که بورژوازی نه بر اساس پیشبرد تحولات مثبت در راستایی رفاه توده مردم بلکه بر اساس پیشبرد تحولات منفی، خود را ارتقا می‌دهد. همانند سایر ساختارهای اجتماعی در گذار تاریخ توان بالقوه‌ای پیشرفت خود را از دست می‌دهند. سرمایه‌داری به حد زیادی قدرت خود را برای به کنترل درآوردن توده ی مردم بر اساس انتظارات مثبت از دست داده است. آنچه که اکنون نیاز دارد، تبدیل محیط زیست مردم فقیر به عرصه جنگ های خونین گلادیاتوری است انتظارات و توده های کارگری و کارمندی را  برای تغییر نظام اجتماعی تضعیف کند و همچنین پروراندن نسل جدیدی که قادر به سازماندهی خود و جنگ ظلم دوران خویش را نداشته باشند. در همه کشورهای سرمایه داری، رسانه‌های بورژوایی به طور بی‌سابقه‌ای در جستجوی اختراعات تازه تری هستند که بتوانند ذهن توده مردم را در لحظه به لحظه زندگی شان خلق کنند. دنیای ایدئولوژی بورژوایی برای ایجاد هژمونی این “فرهنگ جدید” که همراه با تبلیغ جهانی شدن همراه است، بسیج شده است.

سرمایه داری قبل از اینکه سراسر دنیا را با جنگ های اخیرش با خون رنگ آمیزی کند، ذهنیت توده‌های مردمی را از طریق تصاویر سریال های تلویزیونی خونین مهیا کرده و به وسیله آمیختن دنیای واقعی و دنیای مجازی فریبنده ای مدرن  اذهان را شست و شو و فلج کرده است.  در مورد ایالات متحده قدرت هژمونیک سیستم سرمایه داری در ابعاد وسیع برای ساده لوح سازی توده ی مردم در پروسه سالهای متوالی واضح و مبرهن است. آیا این واضح نیست که توسعه ی جهانی نظم اجتماعی که تلاش می کند که توده‌های مردم را از حقوق انسانی خود محروم کند. و آن ها را (به وسیله ای که نادیده گرفتن روحیه برادری و همبستگی)  تبدیل به برده‌های فرمانبر کند. برای نسل های آینده به طور قطع مشکل آخرین خواهد بود .

سخت نیست درک کنیم سیستم جهانی که قدرت هژمونی اش سیگنال های فاشیستی می دهد به کدام جهت حرکت می کند. در واقع شخصیت وحشیانه و ویرانگر توسعه ی سرمایه داری رژیم های بروکراتیک سابق و تجدید درگیری‌ها و تنش میان قدرت‌های امپریالیستی در تقسیم مجدد دنیا، ما را به سمت یک جنگ جهانی می کشاند.

سرمایه‌داری ذاتا گرسنگی سیری ناپذیری برای سود دارد. چشم هایش را به سوی بازارهای خارجی مناطق جدید دوخته و جاه طلبی های بی نظیری را در سر می پروراند.

ادامه دارد.

مترجم : رفیق هدیکا

انتشار ترجمه فارسی :

جمع قدم اول ( تدارک حزب انقلابی طبقه کارگر)

ادرس این مقاله به زبان انگلیسی

http://en.marksist.net/elif_cagli/globalisation_combined_and_uneven_capitalist_development.htm

فایل صوتی هفدهمین جلسه پالتالکی جمع قدم اول

آفیش جلسه ۱۷ جمع قدم اول

هفدهمین جلسه پالتالکی ماهانه جمع قدم اول با موضوع نیاز های جنبش کارگری قسمت اول ” شناسایی شرایط فعلی طرفین نبرد طبقاتی ” در تاریخ ۲۴ فوریه ۲۰۱۹ برگزار گردید که فایل صوتی جلسه فوق در یوتیوب تقدیم رفقا می گردد. این جلسات ادامه خواهند داشت و در آخرین یکشنبه هر ماه ساعت ۲ بعد از ظهر به وقت امریکای شمالی و ساعت ۸ شب به وقت اروپای مرکزی و ساعت ۱۰ و نیم شب به وقت ایران ( هر ماه ) یک جلسه برگزار خواهد شد.

سرمایه‌داری در بن بست

مطلب زیر توسط رفیق الیف چاغلی از رفقای انقلابی ترکیه به زیان های انگلیسی و ترکی نوشته شده است و ما در جمع قدم اول برای گسترش روابط طبقه کارگر و انقلابیون دو کشور اقدام به ترجمه نوشته هایی از رفقای ترکیه کردیم ( که این مقاله یکی از انها است ) تا از این طریق امکان دریافت افکار و اندیشه طرفین بیشتر شده ، به بر قراری همکاری های مبارزاتی و تشکیلاتی کمک شود.

سرمایه داری در وضعیت بحرانی است. بحران عمیق تر و فراتر از بحران عادی اقتصادی سرمایه داری است. همه شواهد نشان گر آن است که این بحران عمیق است و حائز اهمیت تاریخی است. الیف چاغلی در این مقاله به بن بست تاریخی سرمایه داری می پردازد.بعد از نوشتن مقاله” بحران سرمایه‌داری و وضعیت انقلابی”،وی توضیح ماهیت سرمایه داری با تأکید ویژه بر نقش مکانیزم کریدیت ( اعتبار برای خرید و مصرف)می پردازد.در این زمینه او همچنین به این نکته اشاره دارد که ما رکس اهمیت ویژه‌ای به نقش کردیت در اقتصاد سرمایه‌داری قرار داده است. با وجود اینکه مکانیزم کردیت به این سیستم کمک می‌کند که بر مشکلات خاصی غلبه کند، اما خود کردیت باعث می‌شود همان مشکلات در مقیاس بزرگ‌تر باز تولید شوند. چاغلی به این نکته می پردازد که مکانیزم کریدیت و سایر ابزارهای سرمایه داری اکنون کهنه شده و کارایی خود را از دست دادند و دیگر قادر نیستند از پس مشکلات برآیند. همچنین سرمایه داری و ظرفیت خود را برای تحول در مقیاس بزرگ و اصلاحات برای زنده نگه داشتن خود را از دست داده است.

۵۸۳۶۹۰۰۷۲۲_a7411626a8_z
الیف چاغلی
۲۰۱۲
بخش ۱
بحران کنونی سیستم کاپیتالیزم به طور مداوم عمیق‌تر و وسیع‌تر می‌شود چنانکه فراتر از بحران عمیق اقتصادی سال های ۱۹۲۹ می رود.این بحران همچنین تصویر فریبنده آینده‌ای که ایدئولوژی‌های بورژوازی از مدت‌ها پیش طراحی کرده بودند را در هم می‌شکند. در حال حاضر کاپیتالیزم با جنگ هایی که علی الخصوص در مناطق ویژه ای از جهان به وجود می‌آورد دوباره جهان را تقسیم‌بندی می‌کنند و لیبرال‌های را که مدعی هستند “که دوره جنگ تمام شده است و اکنون در مرحله ورود به دوره صلح هستیم”را در روی صحنه افشا می کند. فرض بر این ادعا که سرمایه داری اتحادیه اروپا به تدریج تبدیل به ایالات متحده اروپا می‌شود و مرزهای ملی را منسوخ می‌کند اعتبار خود را از دست داده ، اتحادیه اروپا به عنوان یک اتحاد اقتصادی با مشکلات حاد برای بقای خود رو به رو است. اکنون این امر یک واقعیت انکارناپذیر است که جهانی‌سازی مرزهای ملی را از بین نبرده است بلکه برعکس رقابت شدید کاپیتالیستی در سطح جهانی تضاد ها و اصطکاک های ملی را تشدید کرده است
اگر بخواهیم آنچه در گذشته اتفاق افتاده را به یاد بیاوریم دوران بحران های اقتصادی که منجر به جنگ های تقسیم‌بندی ( تقسیم مجدد جهان بین بلوک های امپریالیستی از مترجم) کاپیتالیزم شد،درسهای بزرگی به ما دادند.مهم ترین درس ها این بود که کاپیتالیسم می‌تواند بر بحران غلبه کند فقط به قیمت به وجود آوردن بحران های ویرانگر دیگر. نتیجه ای که از این دوره به دست می آید کاملاً واضح و روشن است و این همان بن بست و وضعیت بغرنجی است که سیستم کاپیتالیستی را در گوشه ای فشرده می کند.
تمام علائم و نشانه ها نشانگر این است که کاپیتالیسم در بن بست قرار گرفته است و از دردهای جانگداز قبل ازمرگ رنج می‌برد و این وضعیتی اجتناب‌ناپذیر است. همآن سرنوشتی که نظم اجتماعی پیشین را به زباله دان تاریخ هدایت کرد در کمین کاپیتالیزم نیز نشسته است. سیستم کاپیتالیزم پتانسیل پیشرفت های خود را به کلی مصرف کرده است و اکنون ناقوس عزا برایش به صدا درآمده است. این واقعیتی است نشات گرفته از پروسه ای مملو از تضادهای عظیم است و بن بست نظم دنیای کاپیتالیستی که به سوی کاپیتالیزم رانده شده است اکنون تلاش می کند دوباره بر بحران سیستم خود غلبه کند و همچون گذشته با جنگ آفرینی به آتش کشیدن دنیا و با ویران کردن آن مناطقی که مستعد تجزیه دوباره هستند و با نابودی زندگی میلیون‌ها انسان ،. با این شیوه ما پا به دوره جنگ جهانی سوم می‌گذاریم که به شکل جنگ های منطقه ای تجزیه ای است و زنجیروار به هم پیوسته اند و با تجهیزات و تکنیک های جدید جنگی به اجرا در می آیند. اما حقیقتی دیگر وجود دارد و این است که با وجود تمام پیشرفت های حاکمان امپریالیستی در نابودی دنیا و ظلم و فریب دادن توده‌های مردم با حیله و ترفند مکانیزم کاپیتالیزم برای مقابله و غلبه بر بحران های بزرگ ناموفق و کهنه است. با این وصف فهم تناقض موجود در عمق شیوه تولید کاپیتالیستی برای کسانی که فکر میکنند پیش رفت(تحول) کاپیتالیستی شامل اختراعات جدید تکنولوژی است، غیر ممکن است. هر چند که کاپیتالیزم هنوز مشغول طراحی تصویر زیبای زندگی از طریق تکنولوژی می باشد و اذهان مردم را با آن تیره کرده است اما این سیستم در عمل در بن‌بستی بزرگ است به خاطر پات ( در بن بست قرار گرفتن) شدن اقتصادی که نتیجه‌ی عملکرد قانون درونی همان اقتصاد است و به خاطر تضادهای عمیق اجتماعی که منجر به جنگ های طبقاتی در سراسر دنیا می شوند.
یکی از شواهد بسیار برجسته این بن بست. از کار افتادن مکانیزم کردیت است که دیگر نمی تواند شفا بخش باشد آن طور که در گذشته بارها و بارها به کاپیتالیسم جان دوباره بخشیده. برای سال‌های زیادی کاپیتالیسم توانست با تزریق مکانیزم کردیت دنیای مصرف کننده را با استثمار طبقه کارگر سرپا نگه دارد. اما مکانیزم کردیت که منجی این سیستم شده بود، اکنون تبدیل به هیولا شده است ، که خود عامل بحران های جدیدی می شود. اکنون نه کاپیتالیسم قادر به رها کردن کردیت ونه مکانیزم کریدیت این توان ا دارد که به سرمایه داری توانی بخشد.
اقتصاد کاپیتالیستی به طور مداوم نابرابری اجتماعی تولید می کند و به دلیل گرایش ان به تمرکز ثروت در یک طرف و گسترش فقر در طرف دیگر این مسئله را وخیم تر می کند. کاپیتالیسم از یک طرف زمینه های فراوانی را با ابعاد وسیع دستگاه تولید{می چاپد مترجم}، از طرف دیگر آنچه که توده مردم به دست می آورند فقر فزاینده است . در واقع نتیجه ماهیت روابط تولیدی کاپیتالیستی است. این تناقض عظیم اعلام این حقیقت است که شرایط زندگی میلیون‌ها انسان در سطح جهان در معرض خطر بزرگ کاپیتالیسم میباشد.
مهمتر و علاوه بر اینها تکنولوژی و سطح نیروهای تولید با روابط تولیدی کاپیتالیزم ناسازگار است. کاپیتالیزم استثمار انسان‌ها و نابرابری اجتماعی را تسریع می بخشد و همچنین نابودی طبیعت و تباهی اجتماعی در ابعاد مختلف را به ارمغان می آورد و کره خاکی را به پرتگاه سوق می دهد.
شیوه تولید کاپیتالیستی پتانسیل فزاینده ای را که زمانی دارا بود از دست داده است. این سیستم گندیده و به انحطاط کشیده شده و مانند طاعونی به جان جامعه انسانی افتاده است. این شرایط برای کسانی که می‌خواهند ببینند کاملا واضح است. با این وجود فراتر از این واقعیت یک زمینه عینی برای آینده بهتر یعنی سوسیالیزم وجود دارد که استثمار انسان، سرکوب و خفقان اجتماعی و نابرابری را از بین میبرد. بنابراین وقتی طبقه کارگر جهان خود را با آگاهی انقلابی مجهز می‌کند و سازماندهی می‌شود می‌تواند منجر به تحول اجتماعی بزرگی در جهت منافع بشریت شود.
اگرچه در حال حاضر طبقه کارگر از لحاظ سطح آمادگی برای این اقدام تاریخی ضعیف است، واضح است که ناامید نباید بود. موج جدیدی از شورش ها در سراسر جهان رخ داده و با مشارکت انبوه کارگران و نسل‌های جوان توسعه یافته است و همین‌ها خمیرمایه فراهم شدن انقلاب تاریخی طبقه کارگر خواهند شد. آیا همین واقعیت ها نیست که ایده لوگ های بورژوازی را در رابطه با آینده سرمایه داری عمیقاً نگران کرده است.
راهی برای فرار از واقعیت وجود ندارد.
وسعت و عمق بحران کنونی حتی در اخبار رسانه‌های بورژوایی منعکس شده است. بنابراین نیازی به آوردن آمار و ارقام در اینجا نیست وضعیت خود آشکار است حتی ایالات متحده به عنوان قدرت هژمونیک نظام سرمایه داری در حال مبارزه ( در حال دست و پا زدن) با انحطاط اقتصادی است.همچنین رکود دوگانه اقتصادی دامان بریتانیا یکی دیگر از کشورهای برجسته امپریالیستی را گرفته است. نگرانی در مورد دوره سرمایه داری در کنار نظم بورژوایی در ترکیه نیز قابل ذکر است. علی بابا جان یکی از معاون های نخست وزیر ترکیه می گوید: ” در دوره پیش رو همه باید هوشیار باشند… هیچ چیز برایتان تعجب آور نباشد. هیچکس نباید بگوید ما تا این حد انتظار نداشتیم… ما یک دوره بسیار پیچیده.را می‌گذرانیم که با هیچ دوره‌ای دیگر در گذشته قابل مقایسه نخواهد بود.” چنین اظهاراتی ثابت می‌کند که مسیرهای فرار یکی پس از دیگری تحت فشار تغییرات و تحولات عظیم و آشوب اقتصادی و اجتماعی بسته می شوند.
در گذشته اقتصاددانان بورژوایی نظریه های متعددی را برای مخفی کردن بحران و مشکلات ساختاری سرمایه‌داری اختراع کردند. آنها از پذیرش بحران تولید بیش از حد به عنوان بیماری سیستماتیک سرمایه‌داری خودداری کردند و استدلال میکردند که بحران ها ناشی از مشکلات مالی یا سوء مدیریت اقتصادی است. با این حال ابعاد هولناک بحران کنونی سرمایه‌داری با الفاظ قدیمی و امثال آن قابل پوشاندن و پنهان کردن نیست بنابراین امروزه جهان بورژوایی به ساختن استدلال‌هایی می‌پردازد که می‌توانند توهمات جدیدی درباره آینده سرمایه داری ایجاد کنند.
به عنوان مثال می‌توان به دروغ هایی مانند اینکه سرمایه داری سیستم وحشیانه‌ای نیست و امکان وجود عدالت اجتماعی در سرمایه داری با وجدان وجود دارد اشاره کرد. گروهی از مردم هستند که دنبال راه انحرافی هستند که تقصیر را نه از ماهیت سرمایه‌داری می‌دانند بلکه بر گردن (بی وجدانانه) اجرا کردن این سیستم می گذارند. بیانیه ایندرا نویی( Indra Nooyi) مدیرعامل پپسی کولا نمونه بارز از این گونه است.او می گوید : “سرمایه داری در واقع چیز خوبی است چون توانایی ها و قابلیت های مردم را به دست می‌آورد به عمل در می آورد .در واقع سرمایه داری باید وجدان داشته باشد. سرمایه‌داری فاجعه به بار میآورد آنچه که امروز در وال استریت مورد اعتراض قرار گرفت سرمایه داری نیست بلکه نوعی سرمایه داری است که وجدان خود را از دست داده است.”
از نظر تاریخی سرمایه داری در حال حاضر قادر به دادن نشانه های امید نیست، مانند تمام تشکل‌های( سازمانهای ) اجتماعی که به انحطاط کشیده شدند. سرمایه داری همچنین ظرفیت اصلاحات خود را نیز برای آرام کردن توده هایی که با خشم و شورش به خیابان ها می ریزند را از دست داده و این امر جهان بورژوایی را بیشتر به سوی ویرانی و وحشی گری و حیله گری می راند. در واقع این مرحله نه قدرت طبقه حاکمه بلکه بن بست تاریخی و ناتوانی آنها را نشان می دهد. ایندرا نویی مدیرعامل پپسی کولا مانند شخصی که در تاریکی برای غلبه کردن بر ترس خود سوت می زند خود را با لالایی بچگانه تسکین می‌دهد و می‌گوید شورش توده ها علیه سرمایه داری نیست بلکه علیه “سرمایه داری بی وجدان” است. با این حال این یک واقعیت علمی و روشن است که سرمایه داری همین است و هیچ سرمایه داری متفاوتی نیست که ماهیت اش چیزی غیر از استثمار و سرکوب جهانی کارگران و زحمتکشان نباشد و محصول اش درد و بدبختی نباشد.
یکی دیگر از نکته‌های حائز اهمیت راجع به بحران عمیق سرمایه‌داری ناامیدی است که ناشی از تشنج های تاریخی سیستم در برخی از ایدئولوگ های بورژوا ی است. همانطور که ذکر شد خروج از این بحران آسان نیست و بسیاری از سخنگویان و نظریه پردازان بورژوایی که قبلا هرگز بحرانی را به سیستم سرمایه‌داری نسبت نمی‌دادند( به وجود بحران ها ا عتراف نمی کردند) در حال حاضر با گرایشی ناامیدانه این بحران را مسئله طولانی‌مدت می‌دانند. به عنوان مثال اقتصاددان معروف جوزف لیتگلیز برنده جایزه نوبل در یکی از مقالات طنین‌انداز اش اظهار می دارد که، در کشورهای اتحادیه اروپا و امریکا همه چیز رو به بدتر شدن است. او می‌گوید در این وضعیت تیره سیستم سرمایه داری جهانی خوشبینانه ترین وضعیت دوره طولانی رکود اقتصادی می باشد. همچنین سوروس یکی از معروفترین سهامداران جهان هشدار می دهد که عدم قطعیت۳پضپپض۲۲ضش و دوره ی بعد اقتصاد و جهانی امکان شورش ها و درگیری های اجتماعی بر اساس بحران های موجود در اروپا را افزایش میدهد.
خیلی از اقتصاددان های متخصص، بر جهانی بودن بحران موجود توافق دارند. در واقع بحران موجود سیستم سرمایه داری در حال وسعت پیدا کردن است و دامن اقتصاد پیشرفته اروپا و امریکا را گرفته است و مشکلات چندجانبه ای به عنوان مثال و به طور مشخخص نرخ فزاینده ی آمار بیکاری، محصول شرایط پایین آمدن سطح درآمد به طور بی سابقه است. علاوه بر این در تمام کشورهای سرمایه داری کسری بودجه به طور کلی در حال تزاید است و مصارف اجتماعی بیشتر و بیشتر کاهش می یابد و منافع عمومی به نفع بانک ها و شرکت های انحصاری اختصاص یافته است. بزرگترین کشورهای امپریالیست در دام رکود اقتصادی افتاده و به سوی تورم می روند که باعث هراس بورژوازی است. بنابراین آن اقتصاد دانانی که مشتاقانه اقتصاد بازار را می ستودند دو باره با ظهور بحران جاری به خاطر ورشکستگی شرکت‌ها و بانک‌های بزرگ موجود در کشورهای امپریالیستی به ظاهر قوی اکنون به طور وضوح از لزوم دخالت دولت در اقتصاد حرف می‌زنند.
برخی از روزنامه های اقتصادی این وضعیت را گذار به نسخه مدرن سرمایه‌داری ایستا می نامند. برخی دیگر می گویند تنها عنصری که می‌تواند مردم را در این شرایط بحرانی به سوی ببرد قانونگذاران هستند و” فراخوان سوسیالیسم”. هم چنین اساتید اقتصادی هستند که این بحران اقتصادی هولناک را پایانی برای اقتصاد امریکا که موتور سیستم سرمایه داری است میدانند. و می گویند سیستم سرمایه داری امریکا رو به سقوط است. چنین نمونه‌ای با اظهاراتی همراه است که ما در دوره گذار هستیم و گذار از اقتصاد مالی به دارایی که در حال اجتماعی( سوسیال) شدن است. این یک طنز تاریخی است که امروزه اغلب از اید ئولوگ های بورژوایی ( نظریه پردازان بورژوایی ) و اقتصاددانان کلمه سوسیالیسم شنیده می شود.
امروزه برخی از نویسنده‌های بورژوای مارکس را تصدیق می کنند{ به صحت افکار مارکس اعتراف می کنند}که تأکید بر خودکشی طبقاتی در یک گام جلوتر از این اعتراف است. همانطور که در نمونه های تاریخی قابل مشاهده است خودکشی طبقاتی به مفهوم یک حالت ناامیدی در بخشی از عناصر فکری یک سیستم اجتماعی – اقتصادی فاسد است . اعتماد به نفس لازم برای آینده طبقه خود را از دست داده است. علاوه بر این می شود اضافه کرد که علیرغم تمام تضاد ها, این عناصر به دلایل اجتماعی ستم طبقاتی اذعان کردند, چنین علایمی نشان دهنده بحران ایدئولوژیک عمیق سیستم در حال رشد است.

شیوهی بعضی از این نویسنده ها و متفکران که سال‌های سال سیستم سرمایه داری را حمایت کردند نشان می‌دهد که باورشان را به سرمایه داری از دست داده اند. چنین شرایط نادری در زمان انقلاب های بزرگ که جهان را تکان دادند از جمله انقلاب کبیر اکتبر به وجود آمده اند وقتی که به دقت نشانه های فعلی را تفسیر می کنیم همانگونه که در دوره های تاریخی مشابه به وجود آمده بودند یک وضعیت انقلابی در مقیاس جهانی در حال توسعه است و زنگ خطری را برای سرمایه داری به صدا درآورده.
حقانیت مارکس ثابت شده است.
با ظهور بیماری های ساختاری شدید سرمایه داری کمتر روزی را میگذرانیم که نام مارکس شنیده نشود. در مطبوعات بورژوایی اغلب شاهد عنوان های خبری از قبیل “سایه روح مارکس بر دنیا” یا “به واقعیت پیوستن پیش بینی های مارکس در مورد سرمایه داری”.صرف نظر از مقاصد روایی این وضعیت در واقع اعترافی است که مارکس یک انقلابی بزرگ است که کار سرمایه داری را به طور علمی تحلیل کرده است .با تحلیل های عمیق خود ،مارکش نشان داد که سرمایه داری محکوم به مرگ است اگر چه در دوره های رونق اقتصادی نویسنده‌های و نظریه پردازان بورژوایی آن را نادیده گرفتند اما تاریخ هرگز نمی بخشد بلکه انتقامش اینگونه است…
این باید دیالکتیک های انقلابی زندگی اجتماعی باشد که پر از شگفتی است. بیست سال پیش وقتی که اتحاد جماهیر شوروی سقوط کرد و دنیای بورژوایی جهان سخنرانی های شادمانه در مورد جاودانگی سرمایه‌داری را مطرح می‌کردند موش کور تاریخ از مسیری کاملا متفاوت کار نقب زدن و زیرزمینی خود را شروع کرده بود. با نشانه هایی که به حقیقت مارکسیسم و ضرورت سوسیالیست دلالت دارد جهان امروز به جان کندن و رنج دم مرگ سرمایه داری باز می‌گردد . برتری مارکسیسم که بارها و بارها ثابت شده است و با وجود حملات خشونت آمیز نسبت به آن قابل توجه است. زیرا مارکسیسم تنها دیدگاه علمی و جهان بینی انقلابی است که قادر است از ماجراجویی تاریخی بشر در این سیاره به نام زمین تحلیل علمی به ما بدهد و شرایط تاریخی آزادی انسان اصیل را توضیح بدهد.
نوع تولید سرمایه‌داری دارای جنبه های بسیار متضاد است و مبنای خود را بر اصول متناقض بین افزایش تولید و کاهش قدرت خرید استوار کرده است. بسته به سرعت توسعه اجتماعی بهره وری کار، بخش کل سرمایه ی ، اختصاص داده شده در دستمزدها نسبتاً کوچک تر از رشد سرمایه ثابت می شود. در شیوه تولید سرمایه‌داری، طبقه ی کارگر ، رشد اقتصادی را به شدت ایجاد و وسیعا افزایش می‌دهد در حالی که سهمی که از توزیع سرمایه می‌گیرد را کاهش می یابد و تازه، بخشی از طبقه کارگر قادر به یافتن شغل است. سرمایه داران سعی می کنند که کاهش تولید ارزش اضافی ناشی از کاهش تعداد کارگران را از طریق تشدید بهره کشی از کارگرانی که استخدام می کنند جبران کنند. با این حال حتی در این زمینه قوانین محدودکننده اقتصاد سرمایه داری به بازی می افتد و نرخ سود متوسط ، رو به سقوط پیدا می‌کند. بنابراین با چنین تضادهای درونی، اسرمایه‌داری امکان سقوط و بن‌بست خود را درست میکند.
هما نطور که مارکس گفته، تولید سرمایه‌داری دائماً موانعی را به وجود می‌آورد که زائده خود اوست و دائما” تلاش می کند بر این موانع غلبه کند و این کار را تنها با بازسازی و ایجاد موانع مشابه در مقیاس بزرگتر می تواند انجام بدهد، بنابراین ما نع واقعی تولید سرمایه‌داری خود سرمایه داری است. عوامل درونی بسیاری در روند انباشت سرمایه نهفته است و در تعامل دیالکتیکی قرار دارد. به عنوان مثال مصرف پایین که مارکس مورد تاکید قرار داد و انگلس هم به عنوان پیش شرط ب

مترجم : رفیق هدیکا
انتشار ترجمه فارسی : جمع قدم اول ( تدارک حزب انقلابی طبقه کارگر)
آدرس این مقاله به زبان ترکی :
http://marksist.net/elif_cagli/kapitalizm_cikmazda.htm
ادرس این مقاله به زبان انگلیسی :
http://en.marksist.net/elif_cagli/capitalism_at_an_impasse_part_one.htm

پیشنهاد: تداوم کنفرانس استکهلم ضرورت حیاتی دارد!!!

پیشنهاد:
تداوم کنفرانس استکهلم ضرورت حیاتی دارد!!!

با سلام و خسته نباشید صمیمانه به رفقای برگزار کننده کنفرانس ( کنفرانس استکهلم ) با عنوان ” یک آلترناتیو سوسیالیستی ضروری و ممکن است ” و هم چنین به کلیه علاقمندان و رفقای مدعو که دل در گرو صلح ، آزادی و عدالت اجتماعی دارند و مسئولانه در کنفرانس شرکت کردند .
همان گونه که قبل از برگزاری کنفرانس جمع قدم اول طی بیانیه ای از برگزاری کنفرانس ، دفاع و حمایت کرده بود اکنون نیز با خاتمه ان که با وجود تمام مشکلات از جمله فاصله و دوری راه و احتمالا” مشکلات مالی، موفقیت نسبتا” خوبی که به دست آورده قدردانی و تشکر میکنیم. به اعتقاد ما این کنفرانس توانست در ایجاد فضای مناسب برای گفتگو در مورد این که چرا نتوانستیم و چگونه میتوانیم، که البته بخش دوم ( چگونه می توانیم) در گرو درک بخش اول است گام های ابتدایی ولی مثبت را برداشته و یخ بی اعتمادی و یاس موجود را بشکند. نشان داد امید به این که سازمانهای چپ انقلابی میتوانند گرد هم آیند به ضرورت کار مشترک در مواضع مشترک ، بحث و تبادل نظر در مورد تفاوت نظر اهتمام ورزند ، فقط یک رویا نیست ، اتفاق افتاد. به همین مناسبت جمع قدم اول ، ضمن آگاهی به تمام مشکلات موجود و قدر دانی ، تقاضای بر گزاری مجدد و بیشتر این گونه کنفرانس ها را دارد.
جمع قدم اول حتما و به سهم خود سعی در غنی کردن کنفرانس های بعدی خواهد کرد و به همین منظور پیشنهاد موضوعات زیر را در صورت تصویب هیات اجرایی برای کنفرانس های آینده ارایه می دهد.
یکم) امکانات لازم برای تحقق آلترناتیو سوسیالیستی (سازمان ، حزب ،چگونگی رهبری و … )
دوم) شرایط اجتماعی لازم برای تحقق آلترناتیو سوسیالیستی( آیا تنها فلاکت اقتصادی یا پوسیدگی رژیم منجر به انقلاب میشود؟ )
سوم) در شرایط موجود و در نبود حزب انقلابی طبقه کارگر که امکان و یا پتانسیل رهبری سراسری داشته باشد وظیفه عاجل ما چیست؟

پیش بسوی فدراسیون سراسری کارگران
پیش بسوی همبستگی طبقاتی
پیش بسوی آلترناتیو سوسیالیستی

جمع قدم اول ( تدارک حزب انقلابی طبقه کارگر)
۱۴ اکتبر ۲۰۱۸

پیشنهاد برای کنفرانس استکهلم (شنبه ۲۲ سپتامبر ۲۰۱۸)

پیشنهاد برای کنفرانس استکهلم (شنبه ۲۲ سپتامبر ۲۰۱۸)

۴۰۴۶۳۳۷۰_۲۵۱۰۲۲۹۰۲۲۱۷۴۰۹_۸۹۹۶۸۴۶۱۲۴۴۰۴۸۳۴۳۰۴_n

با توچه به آفیشی که تعدادی از تشکیلات های موجود در بلوک سوسیالیستی با عنوان “یک آلترناتیو سوسیالیستى ضرورى و ممکن است!” منتشر کردند. و آن موضوع بحث کنفرانس استکهلم در روز شنبه ۲۲ سپتامبر ۲۰۱۸ خواهد بود. ضمن اینکه ما در جمع قدم اول ضرورت چنین کنفرانس های را کاملا” قبول داشته و اعلام حمایت از کنفرانس فوق میکنیم و امیدواریم در جهت اهداف اعلام شده تلاش ها هر چه بیشتر به ثمر برسد. و همچنین امیدواریم که بتوانیم در اهداف و مطالبات مشترک بخصوص در رابطه با کنفرانس اعلام شده هر چه بیشتر همکاری کنیم. و با توجه به اینکه فعالیت بخش ها و گرایشات مختلف موجود در بلوک سوسیالیستی بخاطر مشترک بودن پایگاه اجتماعی و اهداف اصلی پیوستگی تاریخی و اجتماعی و بخصوص طبقاتی دارند کسب موفقیت در ایجاد آلترناتیو مورد نظر نیازمند توجه به فعالیت ها و جمع بندی های تشکیلات ها و فعالین در گذشته و حال نیز دارد، لذا لازم بذکر است که تعدادی از رفقا حاصل تلاش ها و فعالیت های گذشته خود را در مورد ضرورت آلترناتیو مورد بحث به اشکال مختلف در اختیار همه نیروها گذاشته اند که ممکن است در تلاش رفقا بابت برگزاری کنفرانس فوق مثبت باشند از رفقای که در این رابطه تلاش کردند بعنوان نمونه افرادی مانند شاهرخ زمانی و حیدر و … در آدرس های زیر ( http://jebhe-k.blogspot.com/ )( https://www.youtube.com/user/2008bahram/videos ) و دیگر رفقای که طی ۴ سال گذشته در جمع قدم اول به اشکال گوناگون در جهت فوق تلاش نمودند، برای پر بار شدن بحث ها و تبادل نظرات و کسب نتایج هر چه دقیق تر در کنفرانس استکهلم شاید نتایج تلاش رفقای ذکر شده و جمع قدم اول مثمر ثمر باشد از این جهت به همه تشکیلات های پیش قدم شده در کنفرانس فوق پیشنهاد می کنیم ، آنها را نیز، جهت نقد های دقیق و برنده خود مد نظر قرار بدهند. موارد فوق را می توان در سایت ( http://nashriye.com/ )، در کانال یوتیوب (https://www.youtube.com/channel/UCSLTO6z9Aa2Ba5lmAE1f3dg/videos ) و در نشریات قدم اول و همچنین در وبلاگ ( http://chzamani.blogspot.com/ ) و کانال یوتیوب ( https://www.youtube.com/user/freeshahrookh/videos ) کمیته حمایت از آرمانهای شاهرخ زمانی مشاهده نمود. در این رابطه نیز برای ساده تر شدن استفاده از آنها ما در جمع قدم اول همه جانبه آماده همکاری هستیم. از جمله متن زیر که فشرده ترین جمع بندی از مباحثات تا کنونی جمع قدم اول در رابطه با دست یابی به آلترناتیو سوسیالیستی است و ما ان را برای منظم نمودن ادامه کاری خود جهت طرح موارد لازم به مباحثه عمومی رو به عموم ارایه کرده بودیم، فکر می کنیم می تواند به عنوان یکی از پیشنهاد ها به کنفرانس استکهلم مورد توجه واقع شود . متنی که پیشنهاد شده است تلاش دارد با عنوان “نیازهای جنبش کارگری ” عاجل ترین نیاز ها و مطالبات پایه ای جنبش کارگری و انقلابی را به شکل کلی و فهرستی از موضوعات زیر مجموعه ای جهت طرح منظم موضوعات به صورت پیش نیازهای دیگر مطالبات طرح عمومی کند، تا با بحث و تبادل نظر در سطح گسترده امکان کسب جواب های بهتر وجود داشته باشد. ما امیدواریم با حسن نیت همه رفقا و گرایشات انقلابی امکان همکاری های مشترک در نقاط مشترک و بحث و تبادل نظر در نقاط اختلاف بخصوص در کنفرانس استکهلم هر چه بیشتر گسترش یافته جایگاه واقعی خود را در میان کلیه تشکیل دهندگان بلوک سوسیالیستی بیابد، به امید چنان روزی.
سرنگون باد جمهوری اسلامی سرمایه داری
پیش بسوی سازمانیابی و سازمادهی انقلابی (آلترناتیو سوسیالیستی)
پیش بسوی همبستگی طبقاتی
جمع قدم اول یکشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۷

برای دست یابی به ” تحلیل مشخص از شرایط کنونی”

( لازم به تذکر است که ما در جمع قدم اول بیشتر یا تماما” به بخش های خواهیم پرداخت که در جهت بستر سازی برای ساختن حزب انقلابی طبقه کارگر نسبت به بقیه تقدم دارند، و بقیه موارد را در صورت لزوم در حد گذرا و طرح فهرست وار مطرح خواهیم کرد. البته می دانیم که تمامی موضوعات مطرح شده به عناوین مختلف و با درجات مختلف در مبارزه و ابزار های مورد لزوم مبارزه طبقاتی تاثیر خواهند داشت اما برخی از آنها در رابطه با تشکل یابی کارگران در شکل تحزب یابی بیشتر از بقیه دخالت دارند )
بدنبال گفتگو و تبادل نظر نزدیک به ۲۰ سال به این نتیجه رسیدیم که طبقه کارگر برای رسیدن به مطالبات و اهدافش نیاز مبرم به سازماندهی در دو سطح که داری پیوند ارگانیک با هم باشند و به شکل سراسری و دارای همبستگی به عنوان یک طبقه منسجم دارد. و چنین دریافتی را به صورت دو بند مکمل یکدیگر تدوین کردیم که در واقع تایید مجددی بود در رابطه با تجربیات پیروزمند مبارزات طبقه کارگر و آموزش های گذشته و تاریخی مبارزات و انقلابیون این طبقه . دو بند تدوین شده به صورت زیر است.
۱- سازمان دهی و سازمان یابی و گسترش ان تا حد سراسری در سطح گسترده عمومی کارگران و زحمتکشان با رویکرد صنفی و اقتصادی رشد یابنده تا سطح سیاسی که باید اشکال مختلف متشکل شدن از جمله کانون صنفی، انجمن صنفی ، اتحادیه و سندیکا ، … ،کمیته های فعالین ، کمیته های کارخانه تا شورا های را در بر بگیرد.
۲- سازماندهی و سازمان یابی در سطح سیاسی با رویکرد هدایت طبقه کارگر برای انقلاب و تسخیر قدرت و بر قراری جامعه سوسیالیستی با شروع از میان نیرو های انقلابی طبقه کارگر و گسترش آموزش و یار گیری هر چه گسترده تر از میان نیروهای فعال کارگران و زحمتکشان در تشکل ها و نیرو های منفرد در اشکال ساخت هسته ها و کمیته های مخفی انقلابی که دارای پیوند ارگانیک با طبقه کارگر در محل کار و زندگی بخصوص از طریق تشکل های کارگران و زحمتکشان باشد و رشد این نوع تشکل ها تا سطح ایجاد حزب انقلابی طبقه کارگر به عنوان ستون فقرات سازماندهی طبقه کارگر برای مقابله با دشمنان و هدایت و رهبری تا پیروزی انقلاب.
سپس در دو مورد بالا از طریق نقد و بررسی گذشته و بحث های تئوریک و بررسی شرایط موجود و روابط و مناسبات روز میان طبقات در حال نبرد بیشتر تحقیق و تبادل نظر کردیم و نتایج به دست آمده این بود که علی رغم جان فشانی ها و فداکاری های نیروهای انقلابی متاسفانه تا کنون نتوانستیم ارتباط ارگانیکی که در صد سال قبل میان انواع تشکل های کارگران و زحمتکشان و انقلابیون در گستره داخلی و جهانی و در سطوح مختلف وجود داشت و با حمله سازمان یافته سرمایه داری از بین رفته است مجددا” ایجاد کنیم، در نتیجه نتوانستیم تاثیر گذار شده و به پراکندگی و تفرقه موجود میان نیروهای طبقه کارگر فائق بیاییم. تصمیم گرفتیم برای مبارزه و مقابله با پراکندگی و تفرقه اقدام به بستر سازی که بتواند امکان همکاری های لازم را ایجاد کند در قالب موضوع “بستر سازی ” با رویکرد همکاری عملی مشترک در نقاط مشترک و بحث و تبادل نظر در نقاط اختلاف رو به عموم را از طریق جمع قدم اول طرح کردیم .
در ادامه بحث های و فعالیت های خود تحت عنوان بستر سازی و ادامه نقد و بررسی ها در جمع قدم اول نتیجه گرفتیم بهتر است قبل از هر چیزی در رابطه با نیاز های روز جنبش کارگری طرح مسئله کنیم و از همه نیروهای فعال طبقه کارگر بخواهیم بیایند به گفتگو و تبادل نظر در رابطه با نیاز های عاجل جنبش کارگری که می توانیم بگوییم در واقع پیش نیاز بقیه مطالبات کارگران و زحمتکشان باید باشند بپردازیم.
در این مرجله نتیجه گرفتیم :
در شرایط کنونی و در زمان حاضر سه مورد ضرورت مبرم است که جنبش کارگری برای دست یابی به مطالباتش باید بعنوان پیش نیاز آن سه را کسب کند. ما نتیجه گرفتیم جنبش کارگری و جنبش انقلابی بدون موفقیت در کسب سه پیش نیاز مورد نظر نمیتواند از بن بستی که اکنون گریبان جنبش کارگری و انقلابی را گرفته است خلاص شده و عبور نماید در نتیجه بدون عبور از بن بست موجود جنبش انقلابی نمیتواند بر بحران هویت و بحران رهبری که گرفتار شده است فائق بیاید و در این صورت نمیتواند مناسبات و ارتباط اصولی و ارگانیک با طبقه کارگر بر قرار نماید و در نهایت دو جنبش فوق جدا از هم گرفتار روز مرگی ، پراکندگی و تفرقه، گرفتار دور تسلسل باقی خواهند ماند. برای عبور از چنین بن بستی نیاز داریم موقعیت خود و دشمن را دقیق شناخته و تحلیل کنیم و ابزارهای لازم را برای مقابله به چنین موقعیتی کسب کنیم .در هر حال سه پیش نیاز مورد نظر را به صورت زیر با عنوان ” نیاز های جنبش کارگری ” تدوین کردیم : ( در واقع بند یک را به دو بند دو و سه که قبل نتیجه گرفته بودیم اضافه کردیم، و البته بحث و نتیجه کنونی حاصل بسیاری از بحث های ارایه شده مانند ، ” در دوره پیشا سازمانی هستیم” ، یا برای دست یابی به همبستگی طبقاتی و سازماندهی طبقاتی و دست یابی به حزب و تشکل های سراسری “نیاز به بستر سازی داریم” و بحث های از این دست که طی ۴ سال گذشته داشتیم ، حاصل شده است.)
۱- تهیه و ارایه “تحلیل مشخص از شرایط کنونی “، برای تهیه چنین تحلیلی باید شرایط کنونی و تاریخ نبرد طبقاتی کارگران ، شرایط کنونی هم پیمانان کارگران و هم چنین شرایط کنونی با توجه به گذشته و تجربیات دشمنان کارگران و زحمتکشان و هم چنین شرایط محیط زندگی و امکانات و مشکلات زیستی و اجتماعی ایران ، منطقه و جهان و مناسبات جاری میان آنها مورد نقد و بررسی قرار بگیرند. با دست یابی به چنین تحلیل به روزی است که می توانیم راه برون رفت از بن بست کنونی را پیدا کرده و آماده مبارزه و نبرد دقیق تر شویم.
(تا زمانی که “تحلیل مشخص از شرایط کنونی” به دست نیاید کسی نمی تواند در بسیاری از موارد دقیق تعیین کند دوستان و دشمنان کدام نیروها و چه کسانی هستند و با کدام نیروها باید همکاری کرد و از کدام نیروها باید دوری نمود، البته تا موقع کسب ” تحلیل مشخص از شرایط کنونی ” نباید مبارزه را تعطیل کرد یا از مبارزه دورماند یا فعالیت را به بعد موکول نمود چرا که مبارزه بدون ما و بدون اختیار ما پیش خواهد رفت ولی به شکل خود به خودی که حاصل ان می تواند مثبت یا منفی که البته بیشتر مواقع منفی خواهد شد بنا براین برای جلوگیری از زیان باید هر چه زودتر اقدام به نقد و بررسی موارد لازم کرد، در همین حال لازم است بدانیم بعد از دست یابی به ” تحلیل مشخص از شرایط کنونی” به سازمان یابی و سازماندهی دقیق و پرتوانی دست خواهیم یافت که با شتاب زیاد و قدرت بالای مبارزه را رشد خواهد داد. )
۲- دفاع و حمایت از تشکل های مستقل موجود کارگران و زحمتکشان ، تصرف تشکل های کارگری وابسته که ریشه مردمی دارند و هدایت آنها در جهت مستقل شدن و ایجاد تشکل های جدید کارگران و زحمتکشان در اشکال مختلف و رشد و گسترش همه آنها تا رسیدن به تشکل های سراسری کارگران و زحمتکشان در سطوح مختلف و بخصوص حمایت و دفاع از ساخته شدن شوراهای کارگری در شرایط خاص امروزی .
۳- حمایت و گسترش هسته های مخفی انقلابی موجود و ایجاد هسته ها و کمیته های بیشتر و رشد و گسترش آنها تا رسیدن به سطح ایجاد حزب انقلابی طبقه کارگر
( همه حمایت ها و فعالیت های لازم باید با این رویکرد باشد که تمامی تشکل های موجود و تشکل های که باید ساخته شوند و نطفه های تشکل های سراسری از هیات های موسس فدراسیون های سراسری منطقه ای ، رشته ای گرفته تا سراسری کشوری و از نطفه های حزب انقلابی طبقه کارگر با عناوین هسته ها و کمیته های مخفی انقلابی گرفته تا خود حزب انقلابی طبقه کارگر از بدو تشکیل تا هر زمانی که لازم هستند باید پیوند ارگانیک با یکدیگر داشته باشند یعنی معیار و ملاک اصلی تشکیل شدن همه آنها دارای چنین پیوند باشند)
موارد گفته شده در بالا به شکل کلی تا کنون موضوع بحث چند جلسه و مصاحبه از طرف جمع قدم اول و افراد بوده اند ، در این نوشته تلاش می کنیم به بند یک از سه بند طرح شده بعنوان نیازهای جنبش کارگری بپردازیم که در مرحله اول به شکل کلی به بند یک خواهیم پرداخت و در پی آن تلاش خواهیم کرد به جزئیات مربوط به بند یک را بیشتر پرداخته و آنها را در حد امکان جز به جز مورد بررسی قرار بدهیم .
همان طوریکه گفتیم برای یافتن راه خروج از بن بست موجود که گریبان جنبش کارگری و جنبش انقلابی را گرفته و جنبش انقلابی به دلیل نداشتن پیوند ارگانیک با پایه اجتماعی خود یعنی بی ارتباط بودن با حوزه های مبارزاتی و اجتماعی طبقه کارگر دچار بحران هویت و رهبری نیز شده است با توجه به چنین وضعیتی است که هم جنبش کارگری و هم نیرو های انقلابی گرفتار بن بست شده اند ، لازم به توضیح است که جنبش کارگری بی وقفه و با شدت و حدت بسیار وظایف خود را انجام می دهد این جنبش انقلابی است که در حوزه انجام وظایف خود دچار نقصان است ، برای بر طرف کردن نقصان فوق نیاز مبرم به “تحلیل مشخص از شرایط کنونی” دارد ، موارد و پارامترها و حوزه های که باید مورد نقد بررسی واقع شوند تا به تحلیل مورد نظر دست بیابیم عبارتند از :
(قبل از بر شمردن موارد فوق بهتر است بگوییم چنین عمل بزرگ و گسترده از عهده افراد و محافل و احزاب و سازمانها به تنهایی خارج است بلکه همه نیروهای باید وارد بحث و تبادل نظر و نقد و بررسی شوند. همچنین آیتم های تفکیک شده در زیر برای نقد و بررسی نمی توانند کاملا” منفک از یکدیگر باشند بررسی تک به تک و جدا و منفک شده آنها تنها برای این است که کار بررسی و نتیجه گیری امکان پذیر و با دقت بیشتر صورت بگیرد.)
۱- نقد و بررسی شرایط کنونی ایران با توجه به تجربیات گذشته که چرا به چنین وضعیتی رسیده است و همچنین امکانات بالفعل و بالقوه برای خروج از وضعیت فعلی کدام ها هستند.
۲- نقد و بررسی شرایط منطقه و جهان از جوانب و زاویه های مختلف بخصوص از جهت ارتباط با وضعیت ایران از زاویه های مثبت و منفی نسبت به طبقه کارگر و همپیمانان آن، مناسباتی که در ساختار جهانی میان نیروهای سرمایه داری بر قرار است و مشترکات و تنش های جاری مابین آنها
۳- شناسایی و نقد و بررسی دوستان و همپیمانان طبقه کارگر در داخل ایران و خارج از ایران با توجه به توانایی ها و ضعف های بالفعل و بالقوه آنها و نیازها و مطالبات مشترک و غیر مشترک انها با طبقه کارگر و دیگر نیروهای بازیگر در نبرد طبقاتی هم چنین یافتن راه ها و روش های که می توان پیوند میان انها با کارگران را بیشتر و بهتر ایجاد کرده و پیش برد. دراین مورد نیز ضمن ملاک عمل قرار داند شرایط کنونی این همپیمانان ، باید گذشته ، تجربیات و نتایج کسب شده تاکنونی انها نیز مد نظر باشد.
۴- شناسایی و نقد و بررسی انواع مختلف دشمنان طبقه کارگر در داخل ایران و بیرون از ایران به شکل همه جانبه با توجه به گذشته و تجربیات مبارزاتی ، همپیمانان آنها و عملکرد کنونی آنها ، انواع تشکیلات های که در اختیار دارند ، توانایی های بالفعل و بالقوه آنها ، و یافتن راه های اصولی مقابله با انها.
۵- شناسایی و نقد و بررسی وضعیت نیروهای انقلابی ایران و جهان و مناسبات موجود بین انها در سطوح مختلف اجتماعی و جغرافیایی ، گذشته و تجربیات تاریخی و علل پیروزی ها و شکست های گذشته و امکانات مثبت برای رشد مبارزه و نا توانایی های موجود در حال حاضر و یافتن راه و روش جدید مبارزه و برای بر قراری و ارتقاع سبک کار کمونیستی در مبارزات جاری.
در واقع پس از اینکه ما موفق به تهیه چنین “تحلیل مشخص از شرایط کنونی” با توجه به دخالت دادن موارد گفته شده در نقد و بررسی های خود حاصلی بدست می آید که از طریق ان می توانیم با توجه و متناسب با توانایی های موجود خود راه های فایق آمدن بر مشکلات را بیابیم و از بن بست موجود عبور کرده سازمان یابی و سازماندهی مبارزات طبقاتی را بهتر و دقیقتر پیش ببریم ، و بر دشمنان طبقه کارگر پیروز شویم.
لازم است بدانیم با توجه به سازمان یافتگی بسیار بالا و در اختیار داشتن انواع مختلف ابزارهای مبارزاتی و سازمانی در اختیار سرمایه داری، امکان مقابله طبقه کارگر با سرمایه داری تنها از طریق داشتن” تحلیل مشخص از شرایط کنونی” که در بالا حوزه ها و موارد لازم برای تهیه آن را بیان کردیم و سازمان یابی و سازماندهی خودش بر مبنای موارد و نتایج بدست آمده از تحلیل های فوق بستگی و امکان دارد.

حال برای شروع عملی، نقد و بررسی و تهیه مواد اولیه برای تهیه “تحلیل مشخص از شرایط کنونی” مشخصا” و جز به جز از موارد مشخص زیر شروع می کنیم ما به نوبه خود هر کدام از موارد زیر را در یک یا چند جلسه که فراخور بحث مورد نیاز خواهند بود ارایه خواهیم داد در همین جهت برای رسیدن به بهترین نتیجه در این نقد و بررسی و کسب نتایج اصولی تر ضمن اینکه از همه رفقا در اشکال سازمانی و انفرادی دعوت می کنیم در بحث های ما فعالانه شرکت نمایند در همین حال از همه سازمانها و احزاب و محافل و افراد می خواهیم خود نیز آنگونه که اصولی و صلاح می دانند با تشکیل جلسات ، کنفرانس ها ، سمینار ها ، میزگرد ها و مناظره ها ، و مصاحبه ها و نوشته های مختلف نقد و بررسی های فوق را پی گرفته به یافتن راه های بهتر مبارزه و رسیدن به “تحلیل مشخص از شرایط کنونی” را هر چه بهتر و سریعتر کنند) :

۱- شناسایی و نقد و بررسی دوستان و هم پیمانان طبقه کارگر
الف – در سطح داخلی
ب – در سطح منطقه ای
ج – در سطح جهانی ،
ت- دوستان بالفعل و دوستان بالقوه
د – چگونه می توان به هم بستگی میان انها دست یافته و گسترش داد ؟
۲- شناسایی و نقد و بررسی دشمنان طبقه کارگر در مبارزه طبقاتی
الف – در سطح داخلی
ب – در سطح منطقه
ج – در سطح جهانی
ت- دشمنان بالفعل ، دشمنان بالقوه ، دشمنان آشکار و دشمنان پنهان
د – شناسایی و یافتن راه و روش های مقابله با آنها،
ت- روابط متفاوت جناح های مختلف سرمایه داری در سطح جهانی و منطقه ای
پ- ارتباط مبارزات طبقاتی با انتقال خط تولید از غرب به شرق و تاثیرات ان در تغییرات نظام سیاسی جهان
س- رابطه امپریالیسم با سرمایه داری و تاثیرات انها در مبارزات طبقاتی
۳- شناسایی و نقد و بررسی شرایط جغرافیایی و زیست محیطی و محل کار و زندگی کارگران و زحمتکشان
الف –خشکسالی و کمبود آب در ایران و منطقه
ب- آلودگی هوا و تاثیرات آن در زندگی و مبارزه طبقاتی
ج- قرار دادهای غارت گرانه که به شکل امتیاز دهی با کشور های خارجی بسته می شود که بعد از جمهوری اسلامی به معضل خطر ناکی تبدیل خواهد شد.
۴- نقد و بررسی تاثیرات مثبت و منفی جنبش های مختلف اجتماعی در مبارزات طبقاتی کارگران
الف – جنبش زنان
ب- جنبش دانشجویی
چ- جنبش حفظ محیط زیست
ج- جنبش های ملی گرایی
د- همجنسگرایی
۵- نقد و بررسی موارد تکنولوژیکی و دنیای دیجیتالی و رابطه و مناسبات آنها با مبارزات طبقاتی و با زندگی کارگران و زحمتکشان و طریقه بر خورد با دنیای تکنولوژی و دنیای دیجیتالی( طبقه کارگر باید تکلیف خود را با تکنولوژی و دنیای دیجیتالی روشن کند نه اینکه ان را دشمن خود بداند و از آنها دوری کند یا اینکه به شکل برده مصرف گرایی خود را از طریق مصرف تکنولوژیکی و دیجیتالی به شکل برده همه جانبه بی اختیار تحت سلطه سرمایه داری قرار بدهد بلکه باید راه کاری درستی پیدا کرده که ضمن استفاده صحیح از تکنولوژی و دیجیتال آنها را برای استفاده در مبارزه طبقاتی علیه سرمایه داری به اختیار خود در آورد چرا که دنیا در آینده و حتی هم اکنون بدون تکنولوژی و دیجیتال قابل تصور نیست، بنا براین بر قراری حکومت کارگری از زوایای گوناگون به استفاده گسترده از تکنولوژی و دیجیتال بستگی دارد و در آینده بیشتر خواهد داشت.)
۶- معضلات مختلف اجتماعی موجود که در مبارزه طبقاتی تاثیر منفی دارند ( در سطح کشوری ، منطقه ای و جهانی)
الف- اعتیاد و جرایم مختلف
ب- دزدیدن کودکان ، دختران و زنان و فحشا سازمان یافته دولتی و مافیای و فردی
ج- کار کودک و کودکان خیابانی
د- حاشیه نشینی و بی خانمانی و کارتون و گورخوابی
پ- نابودی جنگل ها ، بیابان زایی عمدی ، ویرانی های حاصل از زلزله و سیل و بی توجه به جبران خسارات وارده
ت- اپیدمی خروج از ایران برای پناهندگی بیشتر در میان نیروهای جوان
( این برای مبارزه عمومی ایرانیان بخصوص برای مبارزه طبقه کارگر بسیار زیان اور است چرا که کسانی که قصد یا فکر خروج از ایران را دارند در رابطه با مبارزه خود را بی طرف می داند و در همه موارد منفعل می باشد و این انفعال در مورد بسیاری از موارد خود به خود اعمال می گردد و تاثیر منفی در مبارزه می گذارد، افرادی که فکر خروج دارند در مقابل هر گونه ظلم و ستم چه به عموم و چه به خودشان با این فکر که مهم نیست یا به من مربوط نیست یا باشه من به زودی خواهم رفت و راحت خواهم شد خود را راضی به انفعال می کنند و حال فکر کنید که نزدیک به ۷۰ در صد افراد با درجات مختلف فکر خروج را دارند که به شکل اپیدمی ظاهر شده است ، طرح خارج شدن از کشور خود به خود آب سرد روی آتش مبارزه می ریز و وجود اندیشه خروج از کشور همیشه به سود حکومت های ضد مردمی بوده است با توجه به این کارکرد است که می شود متوجه شد چرا شاه در گفته هایش بیان می کرد هر کسی دوست ندارد از ایران به رود. )
س- رشد بی رویه تحصیل کرده ها بخصوص و ساختار آموزشی بیمار
در نهایت بحث در رابطه با کلیات لازم است به نقد و بررسی یک به یک جزئیات بپردازیم تا از جمع بندی حاصل های بدست آمده به “تحلیل مشخص از شرایط کنونی” برسیم .
بنا براین بحث و طرح موضوع اولین جلسه ما پس از این نوشته ” شناسایی و نقد وبررسی دوستان و هم پیمانان طبقه کارگر “خواهد بود.

جمع قدم اول
۶ شهریور ۱۳۹۷

پخش زنده در فیسبوک

روش کار و بر قراری ارتباط بیش از یک نفر در گفتگوی پخش زنده در فیسبوک
روش کار و بر قراری ارتباط بیش از یک نفر در گفتگوی

پخش زنده در فیسبوک

فایل های صوتی جلسه ۱۶ پالتالکی جمع قدم اول با موضوع ” نیاز های جنبش کارگری”

هر سه بخش برنامه پالتالکی جلسه ۱۶ جمع قدم اول که در ۲۲ جولای ۲۰۱۸ با موضوع ” نیاز های جنبش کارگری ” برگزار شده
چون فایل فوق طولانی بود به سه قسمت با عناوین ” مقدمه جلسه ، طرح موضوع و اظهار نظر ها” در سه فایل جدا گانه تقدیم میگردد. می توانید هر سه بخش را در کانال یوتیوب جمع قدم اول با آدرس های زیر ملاحظه فرمای

نیاز های جنبش کارگری بخش اول مقدمه جلسه پالتالکی ۳۱ تیر ۱۳۹۷

نیاز های جنبش کارگری بخش دوم طرح موضوع پالتالکی ۳۱ تیر ۱۳۹۷

نیاز های جنبش کارگری بخش سوم اظهار نظر ها پالتالکی ۳۱ تیر ۱۳۹۷

 

 

 

 

نیاز های جنبش کارگری بخش اول مقدمه جلسه پالتالکی ۳۱ تیر ۱۳۹۷

نیاز های جنبش کارگری بخش دوم طرح موضوع پالتالکی ۳۱ تیر ۱۳۹۷

نیاز های جنبش کارگری بخش سوم اظهار نظر ها پالتالکی ۳۱ تیر ۱۳۹۷

موضع گیری رفقای داخل در مقابل انحرافات رویزیونیستی جدید!!!۳

photo_2018-04-17_08-35-15

موضع گیری رفقای داخل در مقابل انحرافات رویزیونیستی جدیدکه تلاش می کنند مبارزات طبقاتی را با بی پرنسیبی و اصول فروشی به سازش کشانده و نوع جدیدی از انحراف از انقلاب کارگری را تحمیل نمایند و کارگران را این بار با کلمات زیبا و تبلیغ عبارات فرا طبقاتی، مبارزه و نبرد طبقاتی کارگران را از مسیر اصولی منحرف نمایند و کارگران و جنبش کارگری را به زائده سرمایه داری تبدیل کنند. شعار های مانند انقلاب دمکراتیک ، انقلاب ضد امپریالیستی ، انقلاب اسلامی ، انقلاب انسانی ، انقلابات مخملی ، انقلابات رنگین کمانی ، انقلاب زنانه و … همگی انقلابات جعلی هستند که سرمایه داری و انواع دنباله روانش تلاش می کنند با طرح انها مبارزه طبقاتی و انقلاب اصولی و آتی را که انقلاب سوسیالیستی است را در هاله ای از ابهام قرار بدهند، بنا براین امروز وظیفه عاجل کمونیست ها و انقلابیون واقعی است که تمامی شعار های انحرافی و جریانات بیان کننده را افشا کرده و از مسموم شدن جنبش کارگری و جنبش کمونیستی جلو گیری نمایند. این وظیفه را رفقای داخلی جمع قدم اول شروع کردند و اکنون از رفقای دیگر می خواهیم راه شروع شده را با اراده راسخ ادامه بدهند.
پیش بسوی تشکیل هسته های مخفی کمونیستی
پیش بسوی ایجاد فدراسیون سراسری کارگری
پیش بسوی ایجاد حزب انقلابی طبقه کارگر
زنده باد انقلاب کارگری
نابودباد دولت سرمایه داری
بر قرار باد دیکتاتوری پرولتاریا

موضع گیری رفقای داخل در مقابل انحرافات رویزیونیستی جدید!!! ۲

photo_2018-04-17_08-35-09

موضع گیری رفقای داخل در مقابل انحرافات رویزیونیستی جدیدکه تلاش می کنند مبارزات طبقاتی را با بی پرنسیبی و اصول فروشی به سازش کشانده و نوع جدیدی از انحراف از انقلاب کارگری را تحمیل نمایند و کارگران را این بار با کلمات زیبا و تبلیغ عبارات فرا طبقاتی، مبارزه و نبرد طبقاتی کارگران را از مسیر اصولی منحرف نمایند و کارگران و جنبش کارگری را به زائده سرمایه داری تبدیل کنند. شعار های مانند انقلاب دمکراتیک ، انقلاب ضد امپریالیستی ، انقلاب اسلامی ، انقلاب انسانی ، انقلابات مخملی ، انقلابات رنگین کمانی ، انقلاب زنانه و … همگی انقلابات جعلی هستند که سرمایه داری و انواع دنباله روانش تلاش می کنند با طرح انها مبارزه طبقاتی و انقلاب اصولی و آتی را که انقلاب سوسیالیستی است را در هاله ای از ابهام قرار بدهند، بنا براین امروز وظیفه عاجل کمونیست ها و انقلابیون واقعی است که تمامی شعار های انحرافی و جریانات بیان کننده را افشا کرده و از مسموم شدن جنبش کارگری و جنبش کمونیستی جلو گیری نمایند. این وظیفه را رفقای داخلی جمع قدم اول شروع کردند و اکنون از رفقای دیگر می خواهیم راه شروع شده را با اراده راسخ ادامه بدهند.
پیش بسوی تشکیل هسته های مخفی کمونیستی
پیش بسوی ایجاد فدراسیون سراسری کارگری
پیش بسوی ایجاد حزب انقلابی طبقه کارگر
زنده باد انقلاب کارگری
نابودباد دولت سرمایه داری
بر قرار باد دیکتاتوری پرولتاریا

موضع گیری رفقای داخل در مقابل انحرافات رویزیونیستی جدید!!!۱

photo_2018-04-17_08-35-01

موضع گیری رفقای داخل در مقابل انحرافات رویزیونیستی جدیدکه تلاش می کنند مبارزات طبقاتی را با بی پرنسیبی و اصول فروشی به سازش کشانده و نوع جدیدی از انحراف از انقلاب کارگری را تحمیل نمایند و کارگران را این بار با کلمات زیبا و تبلیغ عبارات فرا طبقاتی، مبارزه و نبرد طبقاتی کارگران را از مسیر اصولی منحرف نمایند و کارگران و جنبش کارگری را به زائده سرمایه داری تبدیل کنند. شعار های مانند انقلاب دمکراتیک ، انقلاب ضد امپریالیستی ، انقلاب اسلامی ، انقلاب انسانی ، انقلابات مخملی ، انقلابات رنگین کمانی ، انقلاب زنانه و … همگی انقلابات جعلی هستند که سرمایه داری و انواع دنباله روانش تلاش می کنند با طرح انها مبارزه طبقاتی و انقلاب اصولی و آتی را که انقلاب سوسیالیستی است را در هاله ای از ابهام قرار بدهند، بنا براین امروز وظیفه عاجل کمونیست ها و انقلابیون واقعی است که تمامی شعار های انحرافی و جریانات بیان کننده را افشا کرده و از مسموم شدن جنبش کارگری و جنبش کمونیستی جلو گیری نمایند. این وظیفه را رفقای داخلی جمع قدم اول شروع کردند و اکنون از رفقای دیگر می خواهیم راه شروع شده را با اراده راسخ ادامه بدهند.
پیش بسوی تشکیل هسته های مخفی کمونیستی
پیش بسوی ایجاد فدراسیون سراسری کارگری
پیش بسوی ایجاد حزب انقلابی طبقه کارگر
زنده باد انقلاب کارگری
نابودباد دولت سرمایه داری
بر قرار باد دیکتاتوری پرولتاریا

نابود باد جنگ افروزان، بر قرار باد استقلال ملتها

نظام سرمایه داری بر اثر رشد بحرانهای ساختاری خود به بن بست بی باز گشت رسیده است، اکنون یک بار دیگر به دو اردوی عمده جهانی تقسیم شده برای نجات از بحران فوق نیاز به تقسیم جهان با شکل متفاوت از قبلی ها دارد.
طبقه کارگر بر اثر صد سال سرکوب همه جانبه و نا توانی انقلابیون در یافتن راه حل جدید متشکل شدن و مقابله با سرکوبهای سیستماتیک، سازمان یافتگی خود را در کسوت طبقه ای برای خود از دست داده است .
موش کور بی وقفه مشغول نقب زدن است .
سرمایه و خط تولید به عکس سده های قبل که از غارت آسیا، افریقا و امریکا انباشت اولیه را کسب کرده و در غرب متمرکز شده بود اکنون از غرب به آسیا در حال انتقال است .
نبرد دائما” جاری طبقاتی بی وقفه تمامی پارامتر های گفته شده و دخیل در زندگی بشری را تحت تاثیر قرار می دهد. اما به خاطر نبود هژمونی طبقه کارگر سازمان یافته بر زندگی اجتماعی بشریت به شکل آلترناتیو طبقاتی-انقلابی در مقابل ستم سرمایه داری انواع نیروهای ارتجاعی از ناسیونالیست های ملی گرفته تا ناسیونالیسم عربی و مذهبی در قالب امت اسلامی تا بنیاد گرایی و انواع تروریسم امکان عرض اندام یافته و پرچم دار دروغین مبارزه در میدان نبرد شده اند.
در چنین شرایطی بلوکی از سرمایه داری جهانی برای جلو گیری از انتقال سرمایه ، خط تولید از غرب به شرق و به دنبال ان انتقال قدرت اقتصادی ، نظامی و سیاسی و چپاول و غارت بیشتر، جنگ های موجود در خاور میانه را افزایش داده و منطقه را به مرکز تنش و جنگ های مداوم مستقیم و نیابتی تبدیل کرده است و در این جهت از تمامی بازیگران و ظرفیت های تنش زا در منطقه بخصوص از حکومت ها و نیروهای ناسیونالیستی و ارتجاعی برای پیش برد مقاصد خود با بهانه های مختلف از جمله مورد سو استفاده قرار دادن حقوق بر حق ملت ها برای حق تعیین سر نوشت پیش می برد. در چنین شرایط است که با سو استفاده از مطالبه به حق مردم اقلیم کردستان عراق توسط عوامل عشریه ای ، بورژوازی ناپیگیر و ناسیونالیسم ،که بخشی ازآن دائما” همراه جمهوری اسلامی بوده و بخش دیگر ان در خدمت اردوغان و عربستان بوده و علیه کانتون های کوبانی و … فعالیت می کرده ملت کرد را در مقابل عمل انجام شده گذاشته و جنگ را به انها تحمیل می کند.
ما اعلام می کنیم ضمن اینکه حق تعیین سرنوشت ، حق اجتناب ناپذیر تمامی ملتها و خلق های منطقه و جهان و ملت کرد است ، در همین حال اعلام می داریم چنین حقی با رهبری عشریه ای، نیروهای ارتجاعی و ناسیونالیستی و بورژوازی نا پیگیر هرگز ممکن نخواهد شد نباید اجازه داد با فریبکاری این نیروها مردم کردستان گوشت دم توپ طرح جدید تقسیم جهان توسط سرمایه داری شود. برای کسب حق تعیین سرنوشت برای همه ای ملت ها بخصوص مردم کردستان تنها یک الترناتیو خواهد بود ، اینکه طبقه کارگر در کشور ها و منطقه به چنان سازمان یافتگی دست پیدا کند که سرمایه داری در هر قالبی از ترس قدرت طبقاتی کارگران مجبور به رعایت حقوق ملت ها شود. در سایه چنین پشتیبانی مردم کردستان بی دغدغه به حق تعیین سرنوشت خود دست خواهند یافت. بنا براین وظیفه عاجل کارگران و زحمتکشان و حتی فعالین و مبارزان صادق و انقلابی ملت های مختلف ولو برای رسیدن به حق تعیین سرنوشت خود موظف و مجبورند اول در جهت دست یابی به همبستگی طبقاتی کارگران تلاش و کمک و هم پیمانی کنند. تجربیات تاریخی را نباید فراموش کنیم اگر حکومت کارگری در شوروی نبود هرگز فنلاند به استقلال دست نمی یافت ، باید از خود بپرسیم اکنون کدام قدرت در مقابل دولت های جنایت کار سرمایه داری منطقه نقش حکومت کارگری شوروی را که در استقلال فنلاند بازی کرد برای اقلیم کردستان بازی خواهد کرد آیا چنین حکومت انقلابی وجود دارد؟ اگر وجود دارد چرا فلسطین ، کردستان ترکیه ، کردستان ایران و کردستان عراق و … بیش از ۸۰ سال است مبارزه می کنند ولی به استقلال دست نیافته اند ؟
ما اعلام می داریم با هر گونه جنگ افروزی ، جنگ علیه مطالبات ملت کرد و با تمامی جناح های جنگ طلب جهانی ، منطقه ای و داخلی مخالف هستیم و در این راستا به اعتراضات روز جمعه ۲۷ اکتبر که از ساعت ۴ تا ۶ بعد از ظهر در تورنتو چهار راه یانگ دانداس برگزار میشود، شرکت خواهیم کرد، و فریاد خواهیم کرد
” جنایت کاران، از کردستان عراق خارج شوید”
در این راستا از تمامی کارگران ، زحمتکشان می خواهیم در این اعتراض شرکت کنند و در هر نقطه ای از جهان می توانند اعتراضاتی را سازماندهی نمایند.

حق تعیین سرنوشت ، حق انکار ناپذیر تمامی ملتها و خلق هاست.
سرنگون باد جمهوری اسلامی
سرنگون باد سرمایه داری
زنده باد سوسیالیسم
کمیته حمایت از آرمانهای شاهرخ زمانی
۲۵ اکتبر ۲۰۱۷

بیاد محمد جراحی / مرگ سفید با رویاهای سیاه

علی مبارکی _نماینده سابق سندیکای پروژه ای آبادان وحومه
۵۲۱۰
رژیم جنایتکار وغارتگر جمهوری اسلامی ایران نزدیک به چهل سال پیش مزورانه با فریبکاری ، وعده و وعیدهای تو خالی ، شعارهای بی پایه و اساس از قدرت طبقه کارگر ایران سوء استفاد کرده و به قدرت رسید. البته در طول تاریخ این اولین سوء استفاده سرمایه داری از کارگران نبوده و نیست و تا موقعی که آگاهی و تشکل طبقاتی راهنمای این قدرت نباشد ،همچنان ادامه دارد !اما برای طبقه کارگر ایران خاطره تلخ این سالها یک تجربه عینی از آموزشهای بزرگانی همچون کارل مارکس ،فردریش انگلس و… میباشد که ما آنان را نادیده گرفته بودیم .شباهت ها را ببنید،
“و وقتى چند روز بعد دولت موقت قول و قرارهایش را به فراموشى سپرد و بنظر میرسید که پرولتاریا را مدّ نظر ندارد، جمعیتى متشکل از ٢٠ هزار کارگر در مقابل ساختمان شهردارى با این فریاد تظاهرات کردند: کار را سازمان بدهید! یک وزارتخانه مخصوص کار ایجاد کنید! با اکراه و در پى بحث و جدلى طولانى، دولت موقت یک کمیسیون ویژه دائمى تعیین کرد که وظیفه‌اش یافتن راه حلهایى براى بهبود وضع طبقات زحمتکش بود! این کمیسیون متشکل از نمایندگان سازمانهاى محلى اصناف متخصص پاریس بود ریاستش را لوئى بلان و آلبر به عهده داشتند. قصر لوکزامبورگ بعنوان محل جلسات کمیسیون تعیین شد. به این ترتیب نمایندگان طبقه کارگر از مقر دولت موقت به جایى دیگر تبعید شدند و بخش بورژوایى‌اش قدرت واقعى دولتى و زمام امور ادارى را بطور اختصاصى در دست گرفت؛ و در کنار وزارت مالیه، تجارت و خدمات عمومى، در کنار بانک‌ و بورس، کنیسه‌اى سوسیالیستى بر پا شد که خاخام‌هایش لوئى بلان و آلبر، موظف بودند ارض موعود را کشف کنند، عهد جدید را موعظه کنند، و براى پرولتاریاى پاریس کار بیابند. بر خلاف همه قدرتهاى دنیوى دیگر، آنها نه بودجه‌اى در اختیارشان بود و نه قدرت اجرائیه‌اى. قرار بود ستونهاى جامعه بورژوایى را با کوبیدن کله‌هایشان به آنها در هم بشکنند. در حالى که اینها در لوکزامبورگ سرگرم جستجوى اکسیر اعظم بودند، آنها در ساختمان شهردارى مسکوکات رایج را ضرب میکردند”(کارل مارکس مبارزات طبقاتى در فرانسه).
رژیم پلید ایران نیز از فردای قدرت گرفتنش سراغ تشکلهای نوپای کارگران رفت وسرکوب را ازاولین تظاهرات بزرگ وسراسری اول مه سال ۱۳۵۸ روز جهانی کارگران در آبادان و تهران آغاز نمود، سپس با آگاهی کامل حسین کمالی ،علیرضا محجوب، علی ربیعی وسهیلا جلودارزاده را مامور مصادره خانه کارگر نمود و بعد از بدست گرفتن خانه کارگر از کارگران آگاه وانقلابی ، شوراهای اسلامی کار را در تقابل با شورای انقلابی کارکنان نفت در پالایشگاه ها وبعد در صنایع کلیدی سریعا ایجاد وگسترش داد.
هجوم مغول وار به دانشگاها و کشتار بیرحمانه دانشجویان بنام انقلاب فرهنگی به سردمداری عبدالکریم سروش – محمد جواد باهنر با هدف جلوگیری از رشد وآگاهی دانشجویان و متلاشی نمودن تشکلات دانشجویی چپ و برابری خواه با هدف اسلامی و منفعل نمودن دانشگاها ،آغاز نمود ،بطوریکه بعد از یکسال از بقدرت رسیدن رژیم دانشگاها تعطیل شد( متاسفانه آمار دقیقی از جانباختگان دانشجویی آنزمان بعلت گسترده گی تهاجم در دست نیست ).
سرکوب وحشیانه و کشتار بیرحمانه خلق عرب در خوزستان و خلق کرد در کردستان و … نشان از این داشت که رژیم جدید در ددمنشی و تجاوز گری نه تنها از رژیم سلطنتی دست کمی ندارد بلکه بنوعی فاشیستی تر نیز عمل میکند.
در جنگ ارتجاعی دو حکومت خون ریز ایران و عراق بنظر من، پیروز میدان حکومت اسلامی ایران بود، که توانست به کمک متحدان خود در کشورهای سرمایه داری به اهداف غارت گرانه خود ومتحدانش دستیابد .(در حالیکه حکومت فاشیستی بعث عراق مانند حکومت غارتگر محمد رضا پهلوی قربانی برنامه ریزی های دراز مدت سرمایه داران جهانی شد)سرکوب وحشیانه تشکلات سیاسی وانقلابی آنزمان اولین دستاورد بزرگ برای حاکمیت جهت به سکوت کشانیدن جامعه و مردم معترض ایران بود، جغد شوم دستگیری ،ترور ،زندان ،شکنجه های وحشیانه ،تجاوز به زندانیان و اعدامهای دسته جمعی بالای سر تمامی کارگران و زحمتکشان ،معلمان ،دانشجویان ،زنان و هر معترض به این و حشی گری و آزادی کشی و بی عدالتی در پرواز بود ،نفس ها در سینه باید حبس میشد ،رسانه های منتقد و افشا گر باید از صحنه سیاست ایران محو و بی خبری حاکم میشد زیرا غارتگری شروع شده بود و هیچکس و هیچ جریانی نمیباید مزاحم آن میشد .حتی اگر از فرزندان مسئولین و موسسین حکومت بوده باشد. اینکار در سال ۱۳۶۰ بشکل وحشیانه ای با شدت بیشتری ادامه یافت، بطوریکه حتی جوانان ۱۳الی ۱۸ ساله را در بر گرفت تیر باران گروهی که یک نمونه آنرا من خودم در زندان اصفهان از دوستان شنیدم اینگونه بود که آخوند احمد جنتی جنایتکار به زندان جهت بازدید از چگونگی شکنجه و به حرف آوردن زندانیان با کابل و انواع بیرحمانه ترین ضرب و شتم، مراجعه و بازجویان مزدور به او میگویند اکثر اینها حتی از گرفتن برگه بازجویی امتناع میکنند! جنتی به بازجویان میگوید، به هر یکی یک برگه بازجویی به آنها بدهید هر کدام چیزی ننوشتند همین امشب اعدام کنید و همینطور نیز شد تعداد زیادی از جوانان پرشور حتی از نوشتن نام خود امتناع نموده و همان شب به قربانگاه رفتند. و این جنایات و سرکوب وحشیانه به برکات جنگ ضد مردمی امکانپذیر شد اما آنها میدانستند که در دراز مدت نمیتوانند آنرا ادامه دهند.
رژیم با وجود اینکه میدانست مردم در سخت ترین شرایط ممکن بسر میبرند و پولهای هنگفتی بابت خرید تسلیحات نظامی از کشورهای سرمایه داری (حتا از اسراییل وامریکا و قرارداد ایران کنترا) توسط دلالان اسلحه در درون باندهای رژیم از بین رفته و تمامی صندوق های پولی و ارزی کشور مورد چپاول قرارگرفته بطوری که به قول فرماندهان و کارگزاران جنگ طلب و نادان رژیم نه پولی برای خرید اسلحه مانده بود و نه نیروی تازه نفسی آماده رفتن به قتلگاه وجود داشت ، جامعه به ماهیت ارتجاعی جنگ و رژیم ضد بشری پی برده بود. با اکراه تن به پایان جنگ داد یا به گفته جلاد بزرگ قرن خمینی : کاسه زهر را سر کشید.
اما قبل از آن هنوز کارهای نکرده زیادی در دستور کار قرار داشت مسئله زندانیان سیاسی و اینکه کم کم موعد آزادی بسیاری از آنان فرا رسیده بود ، فعالین کارگری ، نویسندگان واندیشمندان آزادیخواه و برابری طلب ، و … طبق نسخه همیشگی دستور حذف بود که باید قبل از فرو کش کردن فرهنگ اسلامی جنگ در جامعه انجام میشد.
کشتار بیرحمانه زندانیان باقیمانده از سال ۱۳۶۰ در تابستان ۱۳۶۷ با قتل عام حدود ۵۰۰۰ زندانی سیاسی بی دفاع در بی خبری و سکوت مجامع بین المللی که کنترل آنها بدست سرمایه داران جهانی است ، با فتوای خمینی و زیر نظر دولت میر حسین موسوی انجام شد و رژیم به خیال واهی به رویاهای سیاه خود دست یافته بود .
اما امیال و آرزوهای شوم حکومت اسلامی تحقق نیافته بود یک حکومت مقروض به بانکها و صندوق های داخلی (مانند تامین اجتماعی و صندوق بازنشستگان ) همچنین صندوق بین المللی پول ، اینها همه باعث تورم و در نهایت یک بحران عمیق پولی و صنعتی و در نهایت یک بحران اجتماعی گردیده بود. سیاست سرکوب و فریب تنها گزینه پیش روی رژیم بود .اول با گزینه فریب بنام سازندگی شروع و در این مدت بخاطر اجرای پروژه های بدون برآورد دقیق مانند سد سازی و پروژه ای صنعتی عموما بی بازده فقط بخاطر غارت با گرفتن کمیسیونهای کلان انجام میشود (قرارداد کرنست نمونه کوچکی از آنست.) در همین دوران مصلحت حفظ رژیم با جناح به موسوم اصلاح طلب در جریان است .از طرفی جناح های مختلف رژیم که حالا حریم خود را پیدا کرده و از لباس نظامی خارج و شکل و شمایل جدید در کسوت تاجر و صاحب کارخانه در میدان کار و سرمایه ظاهر میشوند .انحصارات و سهم خواهی جناحی باعث غرغر و گاها” تیکه پرانی جناح ها به هم میشود، از طرف دیگر نیروی کار که هنوز از شوک سرکوب ها خارج نشده در تکاپوی نان و آزادی سعی میکند از موقعیت استفاده نموده و وارد یک مرحله نوین شود. زمزمه تشکلات مستقل کارگری اینجا و آنجا طی مدت زمانی کوتاه منجر به شکل گیری انجمن صنفی کارگران خباز سقز ، سندیکای شرکت واحد واتوبوس رانی تهران و حومه ، سندیکای کارگران کشت و صنعت نیشکر هفت تپه ، هیئت بازگشایی سندیکای کارگران نقاش و تزئینات ساختمانی ،انجمن کارگران فلز کار میشود.
اینجاست که رژیم با موجی از اعتراضات سازمان یافته و حق طلبانه کارگران روبرو شده و مانند هر رژیم سرمایه داری دیگر متحد و متشکل شدن کارگران را بزرگترین تهدید میداند ، در این زمان که رژیم هنوز از رسوایی برملا شدن قتل های زنجیره ای توسط عوامل مزدور خود خارج نشده و میداند که قادر به ادامه آن قتل ها نیست برنامه دیگری را در دستور کار خود قرار میدهد ،بوسیله عوامل مزدور خود در خانه کارگر جمهوری اسلامی و شوراهای اسلامی کار به تجمعات سندیکای واحد حمله نموده و رهبران آنرا مورد ضرب و شتم با چماق و چاقو قرار داده و زندانی میکنند ،در اندیمشک وضع بدتر میشود و رهبران کارگری را بازداشت نموده وبا شکنجه و تهدید آنها را وادار به استعفاء و از کار اخراج مینمایند، در سقز محمود صالحی و چند فعال کارگری دیگر را تحت غیر انسانی ترین فشارهای روحی و جسمی قرار داده و با اتهامات واهی به زندان طویل المدت محکوم میکنند. در تبریز زنده یادان شاهرخ زمانی و محمد جراحی را زندانی میکنند .مزدوران دستگاهای مختلف سرکوب و اطلاعاتی رژیم هر تشکلی که به متشکل و متحد شدن کارگران کمک کند را رصد کرده و اعضاء اصلی آنرا مانند کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای کارگری و کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلات کارگری را دستگیر و به ترتیب و در فواصل مختلف زندانی مینمایند.
اکنون سرکوب گران تمام نیروی خود را بکار میبرند تا نیروی کار متشکل نشود پرونده سازی زندان و احکام زندان تعلیقی و تعزیری که این احکام همیشه مانند یک سایه وحشت بالای سر فعالین کارگری باشد و حتی در مواردی که مجبور به مرخصی و یا آزادی موقت آنان از زندان میشود با گرفتن وثیقه های سنگین با خیال خام مانند بستن وزنه های یک تنی به پای آنان مانع از فعالیت مجدد آنان میشوند. این دوران ، دوران شکنجه و مرگ سفید فعالین کارگری ، معلمان و فعالین سیاسی توسط رژیم غارت گران اسلامی در ایران است .
شکنجه سفید تعطیلی بندهای سیاسی زندان ها میباشد که از این طریق فعالین کارگری و سیاسی همیشه در معرض تهاجم بعضی عوامل رژیم یا زندانیان نا آگاه شارژ شده توسط زندانبانان قرار داشته باشند ، از آنطرف فعالین کارگری و سیاسی در خارج از زندان اکثرا” دارای احکام زندان میباشند که بنا به مقتضیات رژیم دوباره بدون دادگاه و محکمه به زندان بازگردانده میشوند نمونه بهنام ابراهیم زاده ، رضا شهابی ،اسماعیل عبدی ، محمود بهشتی و …
مرگ سفید قرار دادن زندانیان در شرایطی که زندانیان سیاسی و کارگری را بسوی مرگ سوق میدهند در حالیکه ظاهرا” قاتلی در کار نیست ! مرگ اکبر محمدی ، هدی صابر ،هاله سحابی (هر سه از فعالین موسوم به ملی مذهبی) و افشین اسانلو (برادر منصور اسانلو ) مرگ ناباورانه شاهرخ زمانی و اخیرا محمد جراحی دو تن از شجاع ترین و مظلوم ترین فعالین صادق جنبش کارگری ایران میباشد.
اکنون رژیم فکر میکند که با خیالی آسوده میتواند به این وضعیت همچنان به کشتار و سرکوب ادامه دهد در حالیکه این فقط رویاهای سیاه دزدان و چپاولگران حاکم بر ایران میباشد.
با وجودیکه اکنون نیز جان رضا شهابی و چند زندانی دیگر مانند محمد نظری و سهیل عربی در خطر است ، ولی فعالین کارگری ،سندیکای واحد ، سندیکای هفت تپه و کانون صنفی معلمان …. در داخل ایران و در خارج از ایران (اروپا ،کانادا ، امریکا ،آسیا و استرالیا) تقریبا” اکثر قریب به اتفاق فعالین کارگری ،احزاب و سازمانهای سیاسی ایرانی با جلب همبستگی بین المللی از نهادهای کارگری دنیا وبا زیر فشار قراردادن سازمانها و نهاد های سرمایه ساخته آی مانند سازمان جهانی کار، عفو بین الملل و امنستی اینترنشنال جهت فشار بر رژیم ضد کارگری ایران برای آزادی و برآورده شدن خواست زندانیان و جلو گیری از شکنجه های سفید درون زندانهای ایران تلاش میکنند.
آری به درستی مرگ شاهرخ زمانی و محمد جراحی ضایع بزرگی برای جنبش کارگری میباشد ،ما آنرا فراموش نخواهیم کرد و در پرونده قطور جنایات رژیم برای روز سرنوشت قرار خواهیم داد ، رژیم اسلامی تلاش میکند که بقیه مبارزان و پیشروان جامعه را از این طریق از سر راه خود بردارد اما این خیالی موهوم و رویای سیاهی بیش نیست .
تمامی جنایت کاران و غارت گران ثروت عظیم جامعه ایران میدانند که صاحبان اصلی آن ثروت اکنون در فقر و سیه روزی مجبور به فروش اعضاء بدن خود و حتی کودکان خود میباشند یا زنان شرافتمندی که از فرط فقر و درماندگی به تن فروشی روی آورده اند ! روزی آنان را مانند تمامی جنایت کاران تاریخ پای میز محاکمه خواهند کشاند و آنان تاوان تمامی این ظلم و جنایت را خواهند پرداخت. خوشبختانه امثال شاهرخ زمانی و محمد جراحی در صفوف کارگران ،زحمتکشان و مزد بگیران جامعه فراوان است، حتی در میان طیف وسیعی از نظامیان این همبستگی با تشکلات کارگران ومزد بگیران وجود دارد که در موقع مقتضی ابزار سرکوب رژیم را از کار خواهند انداخت.
آنان به درستی یافته اند با آگاهی از اصول مبارزه طبقاتی تنها راه رسیدن به برابری و آزادی ایجاد تشکلات مستقل و مراقبت از آلوده نشدن این تشکلات به سم وابستگی و بی صداقتی است ،باید تلاش کرد که زنجیره ای محکم از همبستگی طبقاتی بین اقشار مختلف جامعه به وجود آورد، تنها در آن صورت است که رژیم وحشی حاکم بر ایران با تمامی تهدید های تو خالیش تسلیم خواهد شد .
این راه شاهرخ زمانی و محمد جراحی و فعالین روبه ازدیاد جنبش کارگری میباشد.
یاد تمامی جانباخته گان برای آزادی و برابری گرامی باد .
یاد محمد جراحی گرامی باد.
به امید آزادی و سلامتی فعالین کارگری دربند
به امید پیروزی کارگران و زحمتکشان بر رژیم غارتگر سرمایه داری حاکم بر ایران

مراسم خاکسپاری رفیق محمد جراحی

مراسم خاکسپاری رفیق محمد جراحی

قسمت های از مراسم خاک سپار رفیق محمد جراحی در تبریز و همچنین حضور فعالین کارگری ، معلمان و دیگر کارگران و زحمتکشان سر مرزار رفیق شاهرخ زمانی روز پنجشنبه ۱۴ مهر ماه

پوستر شماره ۱،۲،۳در جهت افشای نقشه فریب کارانه مشترک سرمایه داری داخلی و سرمایه داری جهانی که علیه ملت کرد و خلق های منطقه پیش می برند.

Untitled-2211

پوستر شماره ۱ در جهت افشای نقشه فریب کارانه مشترک سرمایه داری داخلی و سرمایه داری جهانی که علیه ملت کرد و خلق های منطقه پیش می برند.

پوستر شماره ۲در جهت افشای نقشه فریب کارانه مشترک سرمایه داری داخلی و سرمایه داری جهانی که علیه ملت کرد و خلق های منطقه پیش می برند.

پوستر شماره ۳ در جهت افشای نقشه فریب کارانه مشترک سرمایه داری داخلی و سرمایه داری جهانی که علیه ملت کرد و خلق های منطقه پیش می برند.

 

باز تکثیر از : کمیته حمایت از آرمانهای شاهرخ زمانی

پی دی اف کتاب ضد کارگری مشترک حسن روحانی و تیم جنایت کارش

i284008264523005340._szw480h1280_

پی دی اف کتاب ضد کارگری مشترک حسن روحانی و تیم جنایت کارش

 

خواندن این کتاب برای افشای افکار ضد کارگری حکومت اسلامی و دولت حسن روحانی به عنوان مدرک مستند افشای آنها و رساندن آگاهی لازم به زحمتکشان برای فعالین و کارگران انقلابی ضرورت دارد ، برای همین تلاش کردیم پی دی اف کتاب فوق را تهیه کنیم تا نیروهای انقلابی مجبور نشوند پولی برای خرید آن بپردازند که جسن روحانی و تیم جنایت کارش سودی ببرند.لازم است رفقا لینک پی دی اف کتاب فوق را در اختیار همه رفقا قرار بدهند.

باز تکثیر از : کمیته حمایت از آرمانهای شاهرخ زمانی

بررسی تحلیلی مهمترین اخبار دو هفته پیش تا اجلاس سازمان ملل

Capture
بررسی تحلیلی مهمترین اخبار دو هفته پیش تا اجلاس سازمان ملل
نود درصد این خبرها برگرفته از اخبار شامگاهی صدای آمریکاست
بنظر ما تبلیغات جنگی دولت ترامپ وارد مرحلۀ عملیات جنگی می‌شود.
اخبار جهانی
بانک جهانی هفتۀ پیش ۱۳٫۰۹٫۲۰۱۷ برابر با ۲۲ شهریور ۱۳۹۶ گفت که رشد اقتصادی چین در سال
گذشته بیش از پیش‌بینی ها بود.
دو روز قبل از این خبر نیز از درگیری های نظامی چین و هند در مرز بوتان خبر دادند و به دنبالش پرزیدنت ترامپ نیز بطور رسمی مقامات هند را برای سرمایه‌گذاری در افغانستان دعوت کرد.
آمریکا ۲۰۰ تریلیون دلار یعنی ۲۰۰ هزار میلیارد دلار بدهی دارد و اعتبار دلار این ابرقدرت جهان عمدتا با تکیه به قلدری نظامی اش پابرجا مانده و نه با قدرت تولید اقتصادی اش، و با توجه به رشد اقتصادی چین زیاد طول نمی‌کشد که برتری دلار پایان می یابد. دولت جمهوری اسلامی نیز مبلغ ۱۳۳۳ تریلیون تومان پول بی پشتوانه دارد که در مقایسه با سال ۵۷ تقریباً ۱۵۰۳برابر رشد کرده است. منبا خبر دیدگاه تی وی
پریزیدنت ترامپ گفت که سازمان ملل باشگاه گپ زدن رهبران جهان بوده که سالی یکبار به نیویورک می آمدند ولی اخیراً همانطوری که موضع گیری اش را در قبال کره شمالی دیدیم یک سازمان عملگرا شده است. آمریکا که ۲۵ درصد هزینه‌های عمومی سازمان ملل را و ۲۸ درصد هزینه‌های صلح بانی این سازمان را پرداخت می‌کرد پایان خواهد داد. پریزیدنت ترامپ گفتند که سازمان ملل باید اصلاح گردد.
کرۀ جنوبی پس از تحریم های جدید آمریکا علیه کره شمالی و پس از پرتاب موشک جدید کرۀ شمالی و حرف‌های تند رهبر کره علیه امریکا، از ترامپ خواست که آن‌ها را به سلاح های مدرنتری مجهز سازد، و یک روز بعدش بود که کرۀ جنوبی برای اولین بار چندین موشک تاو را به هوا پرتاب کرد و دیروز نیز قدردانی اش را از مانور نظامی آمریکا با بمب افکن های مدرن و همکاری با کره جنوبی اعلام کرد. دولت ترامپ اعلام کرد که وزیر دفاع مسئول مستقیم برخورد به کره شمالی می باشد.
اخبار داخل آمریکا
مجلس سنا و کنگرۀ آمریکا به اتفاق هم رئیس قوۀ مجریه یعنی شخص ترامپ را بخاطر اتخاذ نکردن سیاست عادلانه بین تظاهر کنندگان نژاد پرست و مخالفین آن و طرفداری از نژاد پرستان مسئول دانستند.
ده‌ها هزار مردم معترض به نژادپرستی در آمریکا بر علیه دادگاه آمریکا بخاطر تبرعه شدن پلیسی که در اواخر دورۀ اوباما یک سیاه پوست را کشته بوده به میدان آمدند و موج اعتراضات علیه نژادپرستی در آمریکا همچنان گسترده و سنگین است. بنا به خبر دیروز نیز اخیراً این تظاهرات در دو شکل روزانه و شبانه انجام می‌گیرد بطوری که تظاهرات روزانه بشکل مسالمت آمیز و تظاهرات شبانه با حمله و سنگ پراکنی و ضرب و شتم و زدن پلیس و شکستن شیشه‌های فروشگاه های بزرگ انجام می‌گیرد، و دیشب ۸۰ مورد بازداشتی در برداشت.
ده‌ها هزار نفر از مسلمانان هند و بنگلادش و پاکستان با تظاهرات سازمانیافته ای خشونت و جنایات دولت برمه را که ۴۳۰ هزار مردم مسلمان به ویژه زنان و کودکان را بیچاره و آواره کرده محکوم کردند و دربارۀ سکوت خانم آنسان سو چی نیز خشم و بیانات تندی نشان دادند. امروز اخبار نشان می‌داد که مردان جوان در کمپ های بنگلادش بخاطر نبود فضای کافی و چادرهای مناسب، خودشان دست به کار شده‌اند و با بریدن درختان جنگل ها مشغول ساختن آلونکهایی برای خانواده‌هایشان می باشند.
اخبار مربوط به ابرقدرت آمریکا و منطقۀ خاورمیانه
ترکیه موشک های اس ۴۰۰ را که از موشک های استراتژیک روسیه می‌باشد خریده است.
رئیس کمیتۀ بین الملل گفت که ورود ترکیه به اتحادیۀ اروپا در آیندۀ نزدیک منتفی است.
ترکیه رفراندم کردستان و آقای بارزانی را با قاطعیت و خشم محسوسی محکوم کرد.
دولت ترامپ برخلاف روزهای گذشته که در وحلۀ نخست از رفراندم کردستان حمایت می‌کرد و سپس قدری عقب نشسته و موزیانه رفتار کردند و درواقع با پیام پریزیدنت ترامپ از آقای بارزانی خواسته بودند که رفراندوم را عقب بیاندازند، اما دیروز با یک عقب نشینی حیرت آوری شنیدیم که ترامپ می‌گوید ما از رفراندم کردستان به‌هیچوجه حمایت نمی‌کنیم! به دنبال همین نظر نهایی دولت آمریکا نیز، آقای بارزانی با همان محکمی و قاطعیت گفتند که ما نظر آمریکا را قبول نداریم و رفراندم را برگزار خواهیم کرد.
اخبار آمریکا و جمهوری اسلامی
ارتش آمریکا برای روبرو شدن قوی‌تر با ایران آماده است. عملیات سایبری می شوند. پریزیدنت ترامپ به فرماندهان ناو هواپیمابر حکم «آتش به اختیار» دادند.
خود ترامپ و نماینده اش در سازمان ملل با لحن بسیار عامرانه ای تأکید کردند که اولاً تحریمهای شدیدتری در راه است و در ثانی آمریکا نخواهد گذارد که رژیم ایران در سوریه و عراق و کل منطقه به دخالت های تروریستی اش ادامه دهد.
دولت های ۵ بعلاوۀ ۱ البته منهای آمریکا در ماه گذشته سه بار با تأکید محسوسی تعهدات اتمی رژیم ایران «برجام» را تأیید کردند و سرانجام آمریکا نیز با توجه به هارت و پورت قلدرمنشانه و پی در پی ترامپ دیروز ۱۵٫۰۹٫۲۰۱۷ به بقیه پیوست.
برجام مقدمه‌ای دارد دال بر اینکه رژیم ایران به‌هیچوجه نباید در منطقه به عملیات تروریستی کمک کند اما ازآنجایی که همچنان به این کارش ادامه می‌دهد لذا به تعبیر آقای ترامپ به روح برجام عمل نمی کند. دولت ترامپ در ۱۵ اکتبر برابر با ۲۳ مهر تبعیت ایران از برجام را رد یا تأیید خواهد کرد. فعالیت‌های موشکی مربوط به شهاب ۳ که ۱۷ متر طول دارند و ۲۵۰۰ کیلومتر بُرد دارند از موارد مهم مورد نظر آمریکاست. دسترسی به سایت‌های نظامی همینطور است اما رژیم ایران ممنوع کرده است.
پریزیدنت ترامپ گفتند که بعد از این دیگر رژیم ایران نه تنها باید تمامی زندانیان های آمریکایی و گروگان های دیگر را آزاد کند بلکه برای خانواده‌هایشان باید غرامت بپردازد.
مهمترین اخبار داخل ایران
علی خامنه ای در ماه گذشته خطاب به فرماندهان بسیج فرمان «آتش به اختیار» داده بود. هفتۀ گذشته نیز در جمع طلّابی که به بارگاهش پذیرفته شده بودند گفت. «ما جامعۀ اسلامی نداریم، دولت اسلامی هم نداریم، و آن چند مرحله‌ای که مطرح کرده بودیم در دولت اسلامی اش هنوز مانده ایم». منبع خبر آپوزیت ۱۹۹٫
در فیس بوک فیلم خیلی کوتاهی نشان می داد که مردم و جوانان محل به داخل خانۀ امام جمعۀ بروجرد نمایندۀ ولی فقیه در بروجرد ریخته اند و با خشم بسیار محسوسی از سر و رویش می‌زنند و تمام وسایل خانه را بهم می ریزند و حاج آقا را بخاطر دزدی و رشوه خواری و اختلاس هایش که مردم را بیچاره کرده به باد حمله گرفته و افشا می کنند. https://www.facebook.com/thunder.heart.33/videos/10213861749714275/
محمود صالحی در مصاحبه با تلویزیون رو در رو برای اولین بار آنهم با لحن محکمی گفت «طبقه کارگر باید قدرت سیاسی را کسب بکند».
—————————————————————————————–

اکنون ببینیم از این دنیای خرتوخر چه می‌فهمیم

بنظر ما علت اصلی به روی کار آمدن ترامپ، افزایش تعداد نظامیان آمریکا در کابینه، افزایش بودجه نظامی آمریکا و ناتو، میلیتاریزه شدن جهان در منطقۀ جنوب شرق آسیا و خاورمیانه، و دروغ‌های پی در پی ترامپ و شکست های پیاپی اش همگی از انتقال سرمایه و خط تولید به شرق آسیا به ویژه همین پیشی گرفتن رشد اقتصادی چین سرچشمه می‌گیرد. آمریکا بعد از یک قرن نفوذ سیاسی به رقبای امپریالیستش اکنون دیگر بخاطر یک چنین شرایط سنگین و یک تضاد آشتی ناپذیری که با رشد اقتصادی روز افزون چین در برابر نزول قدرت اقتصادی خود و همپیمانانش دچار بحران درونی و بیرونی شده است، بشدت مستأصل و درمانده و بی‌ قرار و روانی شده و ناچاراً با تکیه به قدرت نظامی و گرایش فاشیستی جلو می آید.
بقول یک مثل آذری، اگر به ترامپ چاقو بزنند خونش در نمیاد. در واقع از آنجایی که ترامپ نمی‌تواند نظراتش را به همفکران و همپیمانانش تحمیل بکند در این دو هفته با چهره ای رنگ باخته و اخم هایی در هم کشیده و بشدت عصبی بنظر می رسد. اتفاقاً فقیه خودمان علی خامنه ای نیز همینطور هستند. اگرچه فقیه زمان در برابر انتقادات دانشجویان خط امام در بارگاهش در ماه های گذشته و اگرچه به فاصلۀ یکماه نیز در برابر انتقادات بسیجی های نسل جوان در بارگاهش، خود را قوی نشان می داد اما در هفتۀ گذشته به دلیل .یک سر و گردن تشدید مبارزات جامعه و به دلیل انتقادات آخوند جوانی در بارگاه خودش قیافۀ ترشیده ای مثل ترامپ داشت که می‌گفت شما حرف‌های خوبی می‌زنید اما اصلا درس‌های خوبی نخوانده اید.
آمریکا که پرچمدار مبارزه با جهان دو قطبی بوده و گلوبالیزاسیون و بازار آزاد را سرعت بخشیده بود بهتر از همه می‌داند که قدرت اقتصادی، پایۀ اصلی انباشت سود و شاه‌ کلید نظام سرمایه است، و از همین رو با حرکت سرمایه و خط تولید به سوی شرق آسیا، خوب می‌داند که دیگر ممکن نیست که بتواند در رقابت با بزرگترین حریفش یعنی چین و سایر کشورهای منطقه مثل هند و اندونزی و مالزی و غیره از طریق نیروی کار ارزان به انباشت سود بیشتر برسد. این نکته را نیز آمریکا خوب می داند که ابر قدرت روسیه اکنون دیگر به چین چسبیده، و دو ستون اصلی قطب اقتصادی نظامی نوینی را با نام «بلوک اقتصادی شانگهای» پایه ریزی کرده‌اند که هند نیز جزو آن است و بزودی قدرت‌های اقتصادی و اتمی فرانسه و آلمان و ژاپن نیز به این مجموعۀ نوین می پیوندند و انگلیس نیز پیشاپیش رسما تقاضای عضویت در بانک اقتصادی شانگهای را کرده، و لذا می‌داند که همگی بطور جدی یکه تازی آمریکا را به چالش می گیرند.
بنظر ما فعالین طبقه کارگر باید روی این سری نکات مهم تأمل کنند که برای آمریکا بسیار حیاتی است که هرچه سریعتر با تکیه به اهرم نظامی اش که گردانندۀ ۱۵۰ هزار نیروی پیاده و چندین ناو اتمی و ۸۰۰ پایگاه نظامی در سراسر جهان می باشد آنهم با توجه به اینکه کل پایگاه های نظامی هر سه قدرت اتمی (روسیه و انگلیس و فرانسه) روی هم از ۳۰ مورد تجاوز نمی کند مقابله کند. بنابراین برای آمریکا این چند محور ضروری است.
اولاً با مانورهای نظامی و میلیتاریستی اش سعی می کند از نظر روانی هرگونه فزون خواهی رقبا را همواره در نطفه خفه کند. دوماً به بهانۀ مقابله با قلدری نظامی کره شمالی و دخالت نظامی ایران در واقع می‌خواهد که بر علیه چین و روسیه هرچه سریعتر و گسترده‌تر با میلیتاریزه کردن مناطق جهان و فروش سلاح های مدرنتر و بیشتری به انباشت سود بیشتری برسد. ثالثا آرایش نظامی موجود در دو منطقۀ خاورمیانه و شرق آسیا را ظاهراً به بهانۀ آن دو، اما در حقیقت علیه چین و روسیه و بنفع خود و متحدینش تجدید قوا کند. رابعا با به آشوب کشاندن مسیرهای اصلی قدرت اقتصادی و صادراتی چین موانع جدی بتراشد. خامسا در تأمین نفت و گاز منطقه نیز رقیب رشد یابنده اش چین به همراه تجاوز نظامی روسیه را با مشکلات بزرگی مواجه سازد. و بالاخره با پیشگامی اسرائیل در منطقه، برای مقابله با شورش و قیام سراسری نسل جوان و زنان ایران و احتمال یک انقلاب سازمانیافته به رهبری طبقۀ کارگر بشتابند.

اکنون برای شناخت از تضاد آشتی ناپذیر نظام سرمایه و شناخت از ماهیت بحران ساختاری و ویرانگر سرمایه، جا دارد که به چند نکتۀ اساسی در مناسبات جهان سرمایه و در سیاست‌های آمریکا نسبت به شرق آسیا و نسبت به خاورمیانه توجه کنیم تا بدینوسیله از ریشه‌های اصلی اینهمه ترس و هیجان و بی قراری و بی ثباتی و دروغ‌های حیرت آور آمریکا و رنگ باختگی ترامپ درک عمیقتر و دقیق‌تری داشته باشیم.
یک – در هفتۀ گذشته آمریکا بمحض شنیدن اختلافات مرزی دو دولت اتمی هند و چین و درگیری نظامی شان در مرز بوتان، با یک ابتکار بسیار عجولانه و حیرت آوری دست به اقدام نوینی زد بطوری که با دعوت از مقامات هند برای سرمایه‌گذاری در افغانستان و گشودن خوان نعمتی به روی آنها، درواقع ریسک کرده که همین هند اتمی پرجمعیت را که تنها همسایۀ اتمی و پرجمعیت چین است حتی به قیمت از دست دادن یار اتمی قدیمی اش پاکستان هم که شده برعلیه چین بشوراند. به عبارت دیگر آمریکا برای حل بحران عمیقش در برابر ابرقدرت چین از روی استیصال دست به اقدامات خطرناکی می زند.
دو – همچنین آمریکا و ناتو می‌دانند که این ترکیه و این عضو مهم ناتو، با توجه به شدت عصبیت از حمایت های نظامی و تسلیحاتی آمریکا از کردهای سوریه و با توجه به اصرار و حمایت اسرائیل و حمایت های غیر مستقیم آمریکا از رفراندم کردستان عراق دیگر بعنوان عضو وفاداری برای ناتو باقی نمی‌ماند و می‌بینند که از همان لحظۀ خریدن موشک های اس ۴۰۰ از روسیه، در بین این دو بلوک در نوسان قرار گرفته است.
سه – در داخل خود آمریکا نیز روند رو به رشد اعتراضات مردمی چه از جهت دفاع از قانونمداری و دمکراسی و چه کوبیدن بر بیمه ها و رفاه اجتماعی و چه از جهت مقابله با فاشیزم و نژاد پرستی که همه روی هم با به روی کار آمدن ترامپ افزایش محسوسی بخود گرفته است نشان می‌دهند که دولت آمریکا در این ۹ ماهۀ گذشته بقول معروف آچمز شده است و هرگز نتوانسته مجال و تعادل فکری یابد بلکه بطور روزافزون با دروغ‌های پیاپی خود ترامپ و با زیگزاگ ها و شکست ها و استعفاها و اخراج های پیاپی در ُدولت ترامپ مواجه شده اند.
چهار – برای بیرون آوردن رژیم ایران از کمپ روسیه و چین و پاره کردن برجام در برابر همپیمانان ۵ بعلاوۀ یک با موانع بزرگی روبرو شده است و برای شروع عملیات نظامی علیه ایران و کره شمالی و گوش مالی دادن و کشتن گربه دم حجله و برای دفاع آشکار از رفراندم آقای بارزانی می‌داند که در منطقۀ نفت و گاز خیز خاورمایانه با انواع تروریست و سهم خواهی جانورانی شبیه خودش به روی باروت ننشسته اند.
نتیجۀ نهایی نظرات ما – هر درجه تحمیل چنین شرایط و چنین شکست بسیار سخت و سنگینی به ابرقدرت بلامنازع جهان را که عمیقاً درگیر بحران درونی و مردمی خودش نیز می باشد، در لپ کلام به معنی مرگ استراتژیک آمریکا می دانیم که برای نجات خودش جنگ اتمی و نابود کنندۀ کل نظام سرمایه را به دنبال خواهد داشت. آمریکا اولاً برای خلاصی از بحران درونی‌اش در رهایی از این شکست حیاتی اش، همچنین برای هرچه به درازا کشاندن چنین شکستی در قبال چین ناچار است که به عملیات نظامی و میلیتاریستی و فروش سلاح و فاشیزم جهانی وسعت بخشد، بطوری که اگر بقیمت نابودی بشریت هم شده باشد، و حتی اگر بقیمت نابودی کل حیات و نبات و کرۀ زمین نیز شده باشد، بازهم ناچار است چنین کند.
بنظر ما رابطۀ انسان و شرایط در یکچنین وضعیت تاریخی و سرنوشتسازی ایجاب می‌کند که نه تنها طبقۀ سرمایه دار با عقل و منطق جمعی شان قدم بردارند و حتی شخص ترامپ نیز که نقش مهمی دارد بیشتر به یارانش در اتاق فکر رجوع کند بلکه از آن دقیقتر و داهیانه تر نیز کارگران انقلابی و کمونیست‌ها هستند که باید با تأمل و دقت تاریخی حرکت کنند. یکچنین بلبشوی اتمی ویرانگری که از دید ابرقدرت جهان بمعنی «پایان یک شکست» خواهد بود بسیار بهتر از «یک شکست کُشنده و بی پایان»است، و از همینجا می‌توان به معنی و مفهوم دقیق بحران ساختاری نظام سرمایه خوب پی برد، و از همین جاست که در نبرد پیروز شونده و سرنوشتساز با یکچنین نظام بحران گرفته و ویرانگری، فقط و فقط این اردوی کار جهانی است که به رهبری سازمانیافتۀ طبقۀ کارگر برخیزد و درواقع تنها نیرویی است که تاریخا قادر به نجات بشریت و طبیعت خواهد بود.

اکنون اعتصابات پرخروش و شکست ناپذیر جنبش کارگری ایران آنهم در متن اعتراضات گسترنده و سراسری تمامی سطوح مردم ایران به جایی رسیده است که حتی از نظر سیاسی باید گفت که تأکید شاهرخ زمانی به ایدۀ انقلابی«کسب قدرت سیاسی توسط طبقه کارگر»، یکبار دیگر از زبان یکی از فعالین کارگری یعنی محمود صالحی شنیده می شود، و این یعنی استعداد و آمادگی جامعۀ ایران و جنبش کارگری برای پیگیری در اهداف ضد سرمایه داری و تکمیل انقلاب ناتمام ۵۷ می باشد. پتانسیل شورش و قیام سراسری در ایران و استعداد شکل‌گیری یک انقلاب سوسیالیستی می‌تواند به طبقۀ کارگر منطقه به ویژه جنبش کارگری ترکیه و مصر و تونس شعله‌ور گردد. ما این پتانسیل شورش و قیام های آگاهانه و هدفمند را که طبقۀ کارگر بتواند در برابر فاشیزم بنحو سازمانیافته و حتی بین المللی برخیزد، در اقصی نقاط جهان به ویژه در جوامع آمریکای لاتین و اروپا و هند نیز می بینیم.
این بود نظرات شخصی من در همفکری با یک رفیق کارگر کمونیست
طبعا ما نیز در این تجزیه تحلیل مان نواقص و ضعف‌هایی داریم که با نقد و نظر شما فعالین انقلابی جنبش کارگری و کمونیست‌ها می‌توان نواقص و ناپخته هایمان را برطرف کنیم.
۱۸٫۰۹٫۲۰۱۹ ناصر احمدی

رفیق لبخند بزن

Untitled-1211
دکلمه شعر “رفیق لبخند بزن” تقدیم شده به طبقه کارگر به مناسبت دومین سال کشته شدن رفیق شاهرخ زمانی است ، دکلمه از رفیق علی پیچگاه است و شعر از رفیق امید حق وردی است تنظیم و توزیع توسط جمع قدم اول صورت گرفته است .

بهنام ابراهیم زاده ، واله زمانی و پیمان سالمی را آزاد کنید.

بیانیه ۱۴۹
کارگر زندانی زندانی سیاسی آزاد باید گردد.

بهنام ابراهیم زاده ، واله زمانی و پیمان سالمی را آزاد کنید.

Untitled-1117

سران و عوامل جمهوری اسلامی با توجه به پوسیدگی درونی حکومت اسلامی ، از دست دادن مشروعیت عمومی و با توجه به رشد و گستردگی اعتراضات کارگران و زحمتکشان و با توجه به بی اعتباری در نزد هم پالگی ها و بنیان گذاران جهانی خود ، در ک کردند که حکومت ضد انسانی و ضد کارگری شان بیش از پیش در سرازیری سقوط دچار شتاب فزاینده ای شده است.در نتیجه تلاش می کنند با استفاده از انواع جنایات قانونی و غیر قانونی هر روز بیش از قبل اقدام به سرکوب نمایند، سالهاست که نظام اسلامی هر روز بیشتر از قبل حقوق کارگران و زحمتکشان را در جهت انباشت سرمایه بیشتر، بسود سرمایه داران پایمال می کند، نبرد با جمهوری اسلامی سرمایه داری به نقطه عطف تاریخی نزدیکتر شده است و حکومت اسلامی در بحران ساختاری دست و پا می زند ، و دیگر هیچ ابزاری برنده ای برای فریب و قانع کردن توده ها ندارد ، از این بابت است که هر اعتراضی ولو کوچک پایه های اصلی نظام اسلامی را نشانه می گیرند ، در نتیجه کلیت حکومت و نهادهای مختلف ان هیچ راهی جز سرکوب گسترده نمی شناسند ، غافل از اینکه دوره کنونی در زندانها نقطه عطف میان رشد و شدت یابی مبارزه انقلابی زندانیان و به ناچار دوره عقب نشینی جمهوری اسلامی (هر چند که هنوز جان سختی می کند) خواهد بود. با توجه به چنین درماندگی و پوسیدگی درونی و متزلزل بودن پایه هایش اقدام به سرکوب زندانیان سالن ۱۲ و انتقال انها به سالن ده برای پیش برد طرح مانیتورینگ زندانیان سیاسی را با انواع خشونت سیستماتیک و سلیقه ای پیش برده است، همچنین رضا شهابی را که مدت زندانش تمام شده بود با حرکت های کاملا” غیر قانونی دوباره زندانی کرده است ، کولبران را کشته ، و معلمان مبارز را زندانی کرده است، و تعدادی از اعتراض کنندگان به سرکوب ها را از جمله بهنام ابراهیم زاده ، واله زمانی و پیمان سالمی را سه روز پیش در مقابل زندان گوهر دشت دستگیر کرده اند.
حکومت اسلامی قتل و کشتار ، اختلاس و دزدی ، نظام دروغ و خرافات ۳۸، سال است که با تحمیل دستمزد های زیر خط فقر، با خصوصی کردن مدارس، دانشکاهها و بیمارستان و بهداشت و درمان، حذف خدمات عمومی و بیمه های درمانی ، حذف یارانه ها ، تحمیل اخراج و بیکاری میلیونی ، تحمیل قرار داد های موقت و سفید امضا، تحمیل اعتیاد و فحشای گسترده ، ایجاد حاشیه نشینی، کارتون خوابی و گور خوابی ، افزایش کودکان کار و خیابان و افزایش ترک تحصیل و باز ماندن از تحصیل ، تحمیل طرح های استاد و شاگردی ، طرح های برده داری کارورزی و کار رایگان ( با بهانه دوره آزمایشی و کار آموزی)شده است ، در حین ارتکاب این همه خیانت و جنایت علیه کارگران و زحمتکشان در تمامی دوره ها بی وقفه سرکوب را دائما” بکار برده است. اکنون با اعتراضات گسترده همه ای قشر ها و لایه های اجتماعی روبرو است.
در خیابانهای ، مقابل نهاد ها و مجلس کارگران، فعالین و دانشجویان و معلمان در موسسات تولیدی و خدماتی مانند کارخانه های تولید ی مخابرات، خدمات برق ، معادن ، هپکو و دهها کارخانه دیگر در شهر های مختلف با مدافعین کولبران و در دانشگاهها اعترض دانشجویان ، و در مقابل موسسات مالی با مالباختگان که پس انداز هایشان را دزدان و اختلاس گران حکومت اسلامی در بانک ها و موسسات اعتباری و مالی غارت کردند و در زندانها با اعتصاب غذایی زندانیان سیاسی روبرو است که هیچ کدام را نمی تواند به راحتی حل کند، این همان نقطه قوت شرایط عینی برای گسترش اعتراض و مبارزه و به عقب راندن جمهوری اسلامی جنایت کار است، که برای ممکن شدن، نیازمبرم به همبستگی طبقاتی و برنامه ریزی و سازماندهی متحدانه و مشترک دارد و این وظیفه را هم اکنون تشکل های موجود مستقل کارگری ، معلمان و فعالین کارگری و دانشجویان و زنان و مردان مبارز به عهده دارند ، باید از این موقعیت طلایی برای سازمان دهی و سازمان یابی استفاده کرد.
ما ضمن محکوم کردن دستگیری بهنام ابراهیم زاده ، واله زمانی و پیمان سالمی خواهان آزادی بی قید و شرط آنها ، رضا شهابی و بقیه زندانیان سیاسی و معلمان زندانی و فعالین مدنی و اجتماعی هستیم ، و هر گونه بر خورد و سرکوب تشکل ها و فعالین کارگری ، معلمان ، دانشجویان و پرستاران و بازنشستگان ، … را به شدت محکوم می کنیم .

سرنگون باد جمهوری اسلامی سرمایه داری
زنده باد سوسیالیسم

کمیته حمایت از آرمانهای شاهرخ زمانی
۲۴/۶/۱۳۹۶

بیانیه ۱۴۸ و گزارش مراسم بزرگداشت

IMG_20170720_201142

photo_۲۰۱۷-۰۹-۱۰_۰۰-۵۸۱-۳۸

زنده باد انقلاب کارگری، درود بر شاهرخ زمانی
بی توجهی به اعتصاب غذای زندانیان سیاسی و گسترش جو پلیسی برای مقابله با مراسم های بزرگداشت رفیق شاهرخ زمانی را شدیدا” محکوم می کنیم.
در پایان اولین مراسم بزرگداشت دومین سالگرد قتل رفیق شاهرخ زمانی پلیس تعدادی از شرکت کنندگان را موقتا” باز داشت کرد.
ما هر گونه مانع تراشی و ایجاد جو اختناق و سرکوب در مقابل اعتراضات گوناگون کارگران و زحمتکشان را به شدت محکوم کرده و دستگیری ، ایجاد و گسترش جو پلیسی در مقابل اراده کارگران و انقلابیون برای برگزاری مراسم های بزرگداشت رفیق شاهرخ زمانی را نشانه ترس جمهوری اسلامی سرمایه داری از مبارزات توده های به پا خواسته می دانیم و می دانیم که این اعتراضات برای کسب انواع مطالبات کارگران و زحمتکشان با گسترش هر روزه در مسیری حرکت می کند که به زودی زمین را زیر پای کلیت جمهوری اسلامی سرمایه داری به لرزه در خواهد آورد.
کارگران ، معلمان و دانشجویان ، زنان و مردان مبارز می دانید که ۲ سال پیش در ۲۲ شهریور ۱۳۹۴ به دستور سران جمهوری اسلامی سرمایه داری و به دست ماموران این نظام فاشیستی اسلامی رفیق شاهرخ زمانی در سالن ۱۲ زندان گوهر دشت کرج به قتل رسید، سالن ۱۲ زندان گوهر دشت کرج همان محلی است که امسال ۸ مرداد ۱۳۹۶ماموران گارد به دستور رئیس زندان محمد مردانی به ۵۲ زندانی سیاسی که بسیاری از انها به مدت چهار سال از هم بندان رفیق شاهرخ بودند حمله کرده و اموال عمومی زندانیان را تخریب کرده و اموال شخصی انها را دزدیدند، هم چنین زندانیان را مورد ضرب و شتم قرارداده تعدای از انها را به سلول های انفرادی و بقیه را به سالن ۱۰ که زندانی، در داخل زندان است منتقل کردند و زندانیان برای اعتراض و مقابله با این حرکت ضد انسانی دست به اعتصاب غذا زدند که ۴۴ روز است ادامه دارد .سالن ۱۰ زندان گوهر دست قبرستانی است که موارد امنیتی آن بارها بیشتر از قبل و بقیه سالن ها تشدید شده است ، زندانیان برای مقابله با خفقان تحمیل شده به خود و جامعه راه های مختلفی یافته بودند تا صدای حق طلبی و اعتراضی خود را به گوش جهانیان برسانند در مقابل جمهوری فاشیستی اسلامی تلاش کرده در سالن ۱۰ هر گونه امکان ارتباط زندانیان را قطع کند ، همه جای سالن ۱۰ ، حتی توالت ها را نیز شنود و دوربین های مدار بسته گذاشته است و هر گونه ارتباط زندانیان با بیرون و خانواده هایشان را مسدود کردند ، از دستگاههای پارازیت به وفور سود برده اند ، در سالن ده آب آشامیدنی نیست، یخچال و کولر نیست، منافذ تبادل هوا وجود ندارد ، دارو های زندانیان بیمار را تحویل نداده اند ، لوازمی که خانواده ها می فرستند به زندانیان نمی دهند ، از دهها روش مختلف زندانیان را به عمد گرفتار بیماری های سخت و لاعلاج می کنند، نامه های اعلام رسیمی اعتصاب غذای زندانیان را تحویل نگرفته و بنابراین در سیستم زندان اعتصاب انها ثبت نگردیده است ، در نتیجه معاینات پزشکی طبق قانون از زندانیان اعتصابی انجام نمی گیرد. همه اینها نشان می دهد که جمهوری جنایت کار اسلامی به عمد و با برنامه های از پیش طراحی شده و سیستماتیک تلاش می کند زندانیان را قتل عام کند همان گونه که در دهه شصت و تابستان ۶۷ هزاران زندانی انقلابی را قتل عام کرد ، اکنون نیز همان نقشه ها را در سر دارد منتها این بار تلاش می کند با بیمار کردن انها و بدون خون ریزی جنایت خود را پیش ببرد ، در مقابل آگاهی زندانیان و مقاومت و استواری آنها و حمایت های داخلی و جهانی و خانواده ها از زندانیان آنچنان شور انگیز و گسترده است که جمهوری فاشیستی اسلامی به بن بست رسیده است ، همچنین رضا شهابی کارگر انقلابی که به دنبال پرونده سازی دروغین و حذف غیر قانونی مرخصی های استعلاجی او مجددا” زندانی شده است در مقابل این ناعدالتی مضاعف ضمن اعتراض به ظلم ستم در حق خودش به دفاع از دیگر زندانیان و هم بندیهایش برای مطالبات مشترک میان همه زندانیان ۳۴ روز است که به اعتصابیون پیوسته است ، برای مقابله با حکومت اسلامی سرمایه داری و به دفاع از زندانیان که به گفته رفیق شاهرخ زمانی : ” زندانیان فرزندان و وجدان بیدار کل جامعه هستند” ، لازم است همه ما کارگران ، معلمان ، دانشجویان و پرستاران و بازنشستگان بر خیزیم و متحدانه و گسترده از زندانیان معترض به هر شکل ممکن حمایت کنیم، امروز باید بر خیزیم ، فردا دیر است.

کارگر زندانی ، زندانی سیاسی آزاد باید گردد.
سرنگون باد جمهوری اسلامی سرمایه داری
بر قرار باد حکومت کارگری
کمیته حمایت از آرمانهای شاهرخ زمانی
۲۰/۶/۱۳۹۶
گزارش از اولین مراسم بزرگداشت (دومین سالگرد) کشته شدن رفیق شاهرخ زمانی :

تعدادی از کارگران و فعالین کارگری به همراه محمد جراحی همرزم رفیق شاهرخ روز شنبه ۱۸/۶ /۱۳۹۶ در تبریز سر مزار رفیق شاهرخ حاضر شده و با سخنرانی ، سرود خوانی خواندن سرود انترناسیونال، سر دادن شعار و نثار گل و گلباران کردن مزار رفیق کشته شده و در نهایت قرائت قطعنامه ای ضمن بزرگداشت اعلام کردند ” رفیق شاهرخ راهت ادامه دارد و آرمانها و اهدافت هر روز بیشتر در قبل و دل کارگران جای می گیرد.”
از تمامی قسمت های برنامه عکس و فیلم های تهیه شد ، اما پس از اتمام مراسم و وقتی که شرکت کنندگان اندکی از مزار رفیق شاهرخ دور شده بودند ماموران که طی زمان برگزار خبر دارشده بودند تعدادی از شرکت کنندگان را دستیگر کرده و همه موبایل ها و دوربین را توقیف کرده و همه عکس ها و فیلم ها را پاک کرده بعد از ساعاتی تحویل داده و شرکت کنندگان در مراسم را با تهدید و خط و نشان کشیدن که در آینده احضار تان خواهیم کرد آزاد کردند.در نتیجه ی چنین عمل سرکوبگرانه ماموران تعداد بسیار کمی از عکس ها و فیلم کوتاهی باقی مانده که در پیوست این گزارش منتشر می کنیم.

همچنین خبر دار شدیم که در روز های آتی مراسم های دیگری برای بزرگداشت رفیق شاهرخ بر گزار خواهند شد ، که لازم است کارگران ، فعالین و انقلابیون با حساسیت های بیشتری موضوع را تعقیب کنند و هشیار باشند که هر جای اقدام به برگزاری شد در مراسم های فوق شرکت کرده از این طریق ضمن اعتراض به قتل رفیق شاهرخ ، از این فرصت ها برای دفاع از زندانیان سیاسی اعتصابی بخصوص در دفاع از رضا شهابی با در دست داشتن و توزیع عکس و پوستر از زندانیان اعتصابی از فرصت های ایجاد شده استفاده نمایند، به یاد داشته باشیم که رضا شهابی و بقیه زندانیان اعتصابی از عزیزترین دوستان رفیق شاهرخ زمانی بودند و اگر رفیق شاهرخ زنده بود بدون هیچ تردیدی از هر طریق ممکن به حمایت و دفاع از اعتصابیون اقدام می کرد اکنون بزرگداشت رفیق شاهرخ یعنی دفاع از زندانیان اعتصابی و دفاع از زندانیان سیاسی یعنی شرکت در مراسم های بزرگداشت رفیق شاهرخ، همان گونه که خانواده رفیق شاهرخ با صدور بیانیه به دفاع و حمایت از اعتصابیون اقدام کردند ( این بیانیه در پیوست ارایه می شود)، لازم است خانواده ها و مدافعین زندانیان سیاسی با گستردگی هر چه بیشتری در مراسم های بزرگداشت رفیق شاهرخ شرکت کنند، برای شرکت در مراسم های آتی لازم است به محض اطلاع یافتن از زمان و آدرس مراسم ها آنها را با گستردگی و فوری به دوستان و رفقا به شکل مناسب اطلاع داده شوند، اکنون ما اطلاع داریم که مراسم ها و اعتراضات زیر بر گزار خواهند شد ضمن توجه به انها با گستردگی اطلاع رسانی کنید:
۱- مراسمی در تبریز از طرف بستگان بر گزار خواهد شد.
۲- طبق دعوت شاگردان انقلابی شاهرخ زمانی در محلاتی از تبریز آنها به صورت اعتراضی حضور خواهند داشت که ما آدرس های اعلام شده را در پیوست منتشرمی کنیم .


۳- مراسم های دیگری خارج از ایران برگزار خواهند شد از جمله در تورنتو کانادا در تاریخ ۱۴ /اکتبر/۲۰۱۷ در سالن توسط رفقای حاضر در کانادا برگزار خواهد شد که بزودی مشخصات دقیق ان به اطلاع رسانده خواهد شد.
در صورتی که در روزهای آتی از مراسم های دیگری خبر دار شدیم و لازم به اطلاع رسانی بود گزارش خواهیم کرد.
—————————————————————————————————————-
بیانیه ی خانواده ی «شاهرخ زمانی» در حمایت از اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در آستانه ی دومین سالگرد جاودانه شدن شاهرخ زمانی در زندان رجایی شهر:
آزادی‌خواهان ایران و آزادی‌خواهان جهان
نزدیک به یک ماه است که گروهی از زندانیان سیاسی، عقیدتی و فعالین جنبش کارگری ایران برای دفاع از حق آزادی صنفی وسیاسی خود دست به اعتصاب غذا زده اند و سلامتی آنها در خطر جدی هست. آنان که بعد از سال ها حبس برای بریدن زبان اعتراض جنبش کارگری قصد جان شاهرخ را کردند و امکان برگزاری هرگونه مراسم را از ما ستاندند اینک قصد جان رفقایش را دارند و هر آن ممکن است مثل شاهرخ عزیز ما با شگرد جدید جان رفقایش از جمله رضا شهابی را بستانند. ما خانواده ی شاهرخ زمانی در دومین سالگرد ایشان به نام شاهرخ ضمن اعلام همبستگی با همه ی این عزیزان دربند، خواهان آزادی بدون قید وشرط آنها بوده و از تمامی فعالین ملی و بین المللی می خواهیم تا دیر نشده به نام آزادی به طور یکپارچه از سلامتی و حق آزادی آنها دفاع نمایید.
خانواده شاهرخ زمانی ـ ۹۶/۰۶/۱۶

کمیته حمایت از آرمانهای شاهرخ زمانی
۲۰/۶/۱۳۹۶


در دفاع از رضا شهابی

در دفاع از رضا شهابی

mohsen 6.pdf

این ویدئو بخشی از فعالیت در جهت دفاع از رضا شهابی است که طی روز های دوم، سوم و چهارم سپتامبر ۲۰۱۷ در شهر تورنتو با فراخوان جمع قدم اول و دیگر فعالین سیاسی انجام گردیده است ، که ویدئو فوق مربوط به روز دوم سپتامبر می باشد

حضور فعالین بر مزار شاهرخ زمانی در دومین سال کشته شدن او به دست ماموران جمهوری اسلامی در زندان

photo_۲۰۱۷-۰۹-۱۰_۰۰-۴۷-۴۳

photo_۲۰۱۷-۰۹-۱۰_۰۰-۴۹-۵۲

photo_۲۰۱۷-۰۹-۱۰_۰۰۱۱-۵۸-۳۸

آزادی‌خواهان ایران و آزادی‌خواهان جهان

‍ بیانیه ی خانواده ی «شاهرخ زمانی» در حمایت از اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در آستانه ی دومین سالگرد جاودانه شدن شاهرخ زمانی در زندان رجایی شهر:

آزادی‌خواهان ایران و آزادی‌خواهان جهان

۷۲۲_n

نزدیک به یک ماه است که گروهی از زندانیان سیاسی، عقیدتی و فعالین جنبش کارگری ایران برای دفاع از حق آزادی صنفی وسیاسی خود دست به اعتصاب غذا زده اند و سلامتی آنها در خطر جدی هست. آنان که بعد از سال ها حبس برای بریدن زبان اعتراض جنبش کارگری قصد جان شاهرخ را کردند و امکان برگزاری هرگونه مراسم را از ما ستاندند اینک قصد جان رفقایش را دارند و هر آن ممکن است مثل شاهرخ عزیز ما با شگرد جدید جان رفقایش از جمله رضا شهابی را بستانند. ما خانواده ی شاهرخ زمانی در دومین سالگرد ایشان به نام شاهرخ ضمن اعلام همبستگی با همه ی این عزیزان دربند، خواهان آزادی بدون قید وشرط آنها بوده و از تمامی فعالین ملی و بین المللی می خواهیم تا دیر نشده به نام آزادی به طور یکپارچه از سلامتی و حق آزادی آنها دفاع نمایید.

خانواده شاهرخ زمانی ـ ۹۶/۰۶/۱۶

دعوت به شرکت در جلسه برنامه ریزی ،

برای پشتیبانی فعالیت عملی از رضا شهابی

Untitled-21

همانطوری که اطلاع دارید تشکل های کارگری، فعالین و تشکیلات های انقلابی در سراسر جهان به دعوت سندیکای کارگران اتوبوسرانی تهران و حومه- پاسخ مثبت داده و متعاقباٌ به یک مبارزه و پیکار سراسری در دفاع و پشتیبانی از رضا شهابی اقدام کرده اند. از جمله در جلسه ماهانه پالتالکی جمع قدم اول که در ۲۷ آگوست ۲۰۱۷ بر گزار گردید، شرکت کنندگان و برگزار کنندگان با تأکید بر وضعیت اضطراری ، ضمن پشتیبانی از اعتصاب غذای کارگر زندانی، رضا شهابی برای کسب آزادی خود در اعتراض به تمدید حکم ظالمانه ای که بدواٌ به اتهام ساختگی صادر و زمان آن مدت ها پیش به اتمام رسیده است ، مقرر نمودند که فعایت های لازم و ممکن طرح و برنامه ریزی شود که قدم اول فورا” به سهم خود اقدام به فعالیت های زیر کرد:
• صدور فراخوان پشتیبانی از اطلاعیه سندیکای کارگران شرکت واحد ، که دعوت عمومی در جهت دفاع از رضا شهابی کرده است.
• ترجمه متن اطلاعیه سندیکای کارگران اتوبوسرانی تهران و حومه به انگلیسی و توزیع آن،
• برگزاری اعتراضات ایستاده در مرکز شهر تورنتو با در دست داشتن پلاکارد هایی با شعار ” رضا شهابی کارگر زندانی آزالد باید گردد”
• شرکت در راه پیمایی ” روز کار کانادا و امریکا در تورنتو و واشنگتن
از آنجایکه هنوز اعتصاب غذای رضا و دیگر زندانیان اعتصابی در بند و همچنین مبارزات پشتیبانی از او ادامه دارد و با توجه به اینکه قرار بود روز چهار شنبه گذشته ۳۰ آگوست ۲۰۱۷ یک جلسه پالتالکی جهت برنامه ریزی فعالیت های مشخص حمایتی برگزار شود ، اکنون از همه رفقا دعوت می کنیم به منظور تداوم فعالیت عملی و جبران تشکیل نشدن جلسه قبلی که متاسفانه با کارهای عملی طرح شده جاری تداخل داشت ، روز یکشنبه ۱۰ سپتامبر ۲۰۱۷ از ساعت ۲ بعد از ظهر بوقت آمریکای شمالی ، ۸ بعد از ظهر به وقت اروپای مرکزی و ساعت ده و نیم شب به وقت ایران در جلسه پالتالکی که در اطاق جمع قدم اول با آدرس و مشخصات زیر با موضوع برنامه ریزی فعالیت عملی در دفاع از رضا شهابی برگزار خواهد شد شرکت فعال داشته باشند.
یی
امیدواریم رفقا هر جای از این کره خاکی که هستند ، در این جلسه شرکت کرده و گزارشاتی از فعالیت های عملی محل زندگی خود آماده کرده در جلسه ارایه نمایند تا بر اساس تجارب کسب شده ای تا کنونی بتوانیم با دقت بیشتر و طبق امکانات عملی بر نامه ریزی کنیم.
ضمنا” یاد آوری می کنیم که جمع قدم اول با پیشنهاد کم کردن فاصله زمانی بین جلسات پالتالکی خود توافق دارد و بر اساس پیشنهاد فوق جلسه ۱۰ سپتامبر را فرا خوانده است .
جمع قدم اول ( تدارک حزب انقلابی طبقه کارگر)
۴ سپتامبر ۲۰۱۷

۳ روز تظاهرات متوالی در تورنتو :

mohsen 6.pdf

برای حمایت از رضا شهابی و دیگر زندانیان اعتصابی یک صف شویم.

مدت حکم زندان بر مبنای اتهامات دروغین علیه رضا شهابی تمام شده ، اما حکومت ضد کارگری و ضد انسانی جمهوری اسلامی مجددا” رضا شهابی را زندانی کرده است ، رضا شهابی برای کسب و احقاق حقوق خود مجبور شده از جان خود مایه بگذارد و بیش از ۲۵ روز است که دست به اعتصاب غذا زده است، همچنین زندانیان سیاسی بند ۱۲ زندان رجایی شهر یک ماه پیش با بهانه های واهی و دروغین توسط ماموران و گارد زندان با دستور مسئولین سازمان زندانها و قوقضائیه مورد ضرب و شتم قرار گرفته و اموالشان تخریب و به غارت رفته است و آنها را به زور و غیر قانونی به سلول های انفرادی و سالن ده منتقل کردند و در مقابل ۱۸ نفر از این زندانیان بیش از ۳۰ روز است که دست به اعتصاب غذا زده اند،
ما ضمن محکوم کردن اعمال ضد کارگری و ضد انسانی جمهوری اسلامی خواهان آزادی فوری و بدون قید و شرط رضا شهابی و بقیه زندانیان سیاسی هستیم ، و در این راستا از تمامی کارگران انقلابی ، فعالین ، سازمانها و احزاب و محافل و افراد حاضر در کانادا تقاضا داریم ، جهت حمایت از رضا شهابی و دیگر زندانیان اعتصابی روز دوشنبه ۴ سپتامبر ۲۰۱۷ در راه پیمایی شهرهای مختلف کانادا حضور یافته و با در دست داشتن عکس های از رضا شهابی و دیگر زندانیان اعتصابی در یک صف خواستار آزادی آنها شوند.
ما نیز روز دوشنبه ۴ سپتامبر ۲۰۱۷ در تورنتو ساعت هشت و نیم صبح در چهار راه
University and Queen با بر داشتن عکس های از رضا شهابی به زندانی کردن مجدد او اعتراض خواهیم کرد همچنین از همه رفقا دعوت می کنیم دراعتراضات روز دوشنبه حضور داشته باشند.
همچنین از کارگران و فعالین و رفقا و دوستان و احزاب و سازمانهای که در تورنتو حضور دارند دعوت می کنیم، در تظاهرات ایستاده که روز های شنبه ۲ سپتامبر ۲۰۱۷ و یکشنبه ۳ سپتامبر ۲۰۱۷ از ساعت ۲ بعد از ظهر تا ۴ بعد از ظهر در Mel Lastman Square برای حمایت از رضا شهابی و بقیه زندانیان اعتصابی برگزار خواهد شد، شرکت فعال داشته باشند. آدرس محل اعتراض عبارت است از :
Address: 5100 Yonge St, North York, ON M2N 5V7

رضا شهابی آزاد باید گردد.
کارگر زندانی ، زندانی سیاسی آزاد باید گردد .
معلم زندانی آزاد باید گردد.

جمع قدم اول
۲۹ آگوست ۲۰۱۷

حکم شلاق علیه شاپور احسانی راد لغو باید گردد.

حکم شلاق علیه شاپور احسانی راد لغو باید گردد

شلاق ممنوع !!!
ما کارگران و زحمکشان با صدها سوال بی جواب رو برو هستیم :
چرا ما را سرکوب می کنند؟ چرا ما را با بهانه های مانند انواع امنیت و … ، دستگیر ، محاکمه کرده و زندانی می کنند یا شلاق می زنند؟ ما کارگران، خانواده هایمان و کودکانمان هیچ گونه و در هیچ زمینه ای امنیت نداریم. امنیت شغلی نداریم و عمدتا با قرارداد های موقت و سفید امضا کار میکنیم و هر لحظه ممکن است اخراج و بیکار شویم. امنیت جانی نداریم و از جمله هر لحظه ممکن است معدن ریزش کند، یا از ارتفاع پرت شویم، یا زیر آوار بمانیم و یا دچار انفجار شویم. کودکانمان امنیت ندارند و هر لحظه ممکن است دزدیده شوند یا مورد تجاوز قرار بگیرند، یا در خیابانها به کودکان خیابان تبدیل شوند و یا مجبور شوند که ترک تحصیل کرده و کودک کار شوند. امنیتی برای استفاده از بیمه های مختلف و استفاده از درمان و بهداشت نداریم چون یا بیمارستانها پولی و گران هستند و یا کار فرما به کمک دولتش از پرداخت حق بیمه سر باز زده و بیمه ها حذف شده است . وقتی هم بیکار هستیم بیمه ای نداریم. مثلا اگر کارگر ساختمانی هستیم یا در کارگاه های کمتر از ده نفر کار می کنیم مشمول بیمه نیستیم. قوانین هم در خدمت استثمار بیشتر نیروی کارما و به سود سرمایه داران است. در باز نشستگی هم حتی امنیت نفس کشیدن نداریم. چون دستمزدمان آنقدر زیر خط فقر است که حتی پولی که با کارهای دوم و سوم به دست می آوریم نیز کفاف زندگی بخورو نمیر را نمی دهد. تازه اختلاس گران صندوق های ذخیره و موسسات مالی را که برخی از ما اندک پولی برای کمک هزینه ها در آنها داشتیم خالی و غارت کرده اند. از سوی دیگر احتمال امنیت زیستی حال و آینده ما را صفر کرده اند و اگر بعد از طی مراحل هفت خوان شغلی داشته باشیم با دستمز دهای یک چهارم زیر خط فقر که بیشتر مواقع گرفتار معوقه می شود، آینده ای روشنی نداریم. پس این همه هارت و پورت تحت نام امنیت و هزینه های هنگفت که همراه انواع سرکوب شدید به فعالین کارگری و معلمی و پرستاری به کارگران و زحمتکشان تحمیل می گردد برای حفظ امنیت چه کسانی است؟ آیا غیر از این است که کل این سیستم در خدمت طبقه سرمایه داری و دشمن کارگران است؟ و برای ارزان کردن نیروی کار و غارت ما کارگران به سود کارفرمایان امنیت و هر چیز دیگری را بهانه قرار داده تا با سرکوب ما سود بیشتری به سرمایه داران برساند؟ و ما را با بهانه های دروغین هر روز بیشتر سرکوب کنند؟ هر روز با بهانه های گوناگون فعالین کارگری ، معلمی و پرستاران و زنان و دانشجویان را دستگیر، محاکمه و زندانی کنند. و بدتر از آن حکم شلاق دهند، تا امنیت سرمایه بیشتر حفظ شود. چرا به هر دلیلی هر مشکلی برای کشور یا اقتصاد پیش می آید کار فرمایان و دولت شان هزینه های آنرا از طریق اخراج و بیکاری، تعویق پرداخت دستمزدها و پولی و گران کردن مدارس و دانشگاهها و بیمارستانها ، لغو و حذف خدمات بیمه ها و با تحمیل طرح های مختلف ضد کارگری از جمله استاد و شاگردی ، طرح ضد انسانی کارورزی و رایگان سازی نیروی کار دست به غارت و چپاول ما کارگران و زحمتکشان می زنند؟
شاپور احسانی راد یک نمونه است. کارگر دلسوزی است که کارگران گفتند رهبر ماست. سخنگوی ماست. حال با شکایت کارفرمایی که خود جرم اختلاس دارد، تحت پیگرد قرار گرفته و برایش حکم بربریت شلاق صادر شده است. شاپور از حق کارگران دفاع کرده، اتهامش را امنیتی اعلام کردید. چون امنیت صاحب سرمایه را به خطر انداخته است و بس.
روشن است که کارگران این بردگی را قبول نمیکنند و ما به حکم شلاق برای شاپور احسانی راد اعتراض داریم. ما به احکام شلاق این شکل بربریت مجازات اعتراض داریم. حکم شلاق شاپور باید لغو شود. شلاق باید ممنوع گردد.
نمونه های دیگر نیز با اتهاماتی از همین دست و تحت عنوان اخلال در نظم و امنیت ملی بسیار است. از جمله رضا شهابی را برای چندمین بار زند انی کرده اید. محمد جراحی ۵ سال تمام با همین نوع پرونده ها در زندان گذراند و امروز در بستر بیماری است. بسیاری از فعالین کارگری، معلمان و فعالین اجتماعی با اتهامات امنیتی احکام زندان دارند. و هم اکنون اسماعیل عبدی و محسن عمرانی از معلمان معترض در زندانند. در مقابل این همه استثمار ، ظلم و ستم طبقاتی تنها راه ما مبارزه و دفاع از حق و حقوقمان است. ما خواستار آزادی فوری رضا شهابی، اسماعیل عبدی، محسن عمرانی، آتنا دائمی و تمامی زندانیان در بند و انسانهای معترضی هستیم که بخاطر دفاع از زندگی و معیشت شان در زندان هستند.

ما برده نیستیم. اعتصاب، تجمع، تشکل، برگزاری مراسم اول مه، اعتراض علیه زورگویی های کارفرمایان همه حقوق پایه ای ماست. اما قوه قضاییه در کنار حراست و قوانین هر روز این حقوق پایه ای ما را زیر پا میگذارد و هر اعتراضی را با عنوان اخلال در امنیت ملی و غیره با زندان و اخراج و احکام بربریتی چون شلاق پاسخ میدهد. ما به این احکام اعتراض داریم.
ما کارگران به زندگی زیر خط فقر اعتراض داریم. به محروم بودن از پایه ای ترین بیمه های اجتماعی چون بیمه بیکاری، درمان رایگان و تحصیل رایگان برای فرزندانمان اعتراض داریم. ما حق اشتغال داریم. ما حق داشتن یک زندگی شایسته انسان را داریم. ما خواهان برقراری و برسمیت شناخته شدن کلیه این حقوق هستیم ، و دستگیری ، محاکمه و زندانی کردن و شلاق زدن و جریمه کردن کارگران و معلمان و مردم معترض را که بخاطر مبارزه برای همین خواستها و تحت عناوین امنیتی دستگیر و زندانی میشوند محکوم میکنیم. بار دیگر تاکید میکنیم ما خواستار لغو حکم شلاق علیه شاپور احسانی راد و آزادی فوری و بی قید و شرط رضا شهابی و دیگر کارگران و معلمان زندانی و زندانیان سیاسی هستیم.
به محاکمه فعالین پایان دهید.
کارگر زندانی ، زندانی سیاسی آزاد باید گردد.
سندیکای نقاشان استان البرز
۲۹/۵/۱۳۹۶

هشتمین جلسه پالتالکی جمع قدم اول و نشریه شماره ۱۳ تدارک حزب انقلابی طبقه کارگر

Untitled-1

نگاهی کوتاه به مبارزات کارگران صنعت نفت در مقطع انقلاب بهمن (قسمت دوم)

برای استفاده از بقیه فایل های صوتی ، تصویری و متنی مربوط به رفیق علی پیچگاه از لینک های زیر استفاده کنید :

یک                 د و                     سه                    چهار

پنج                 شش                   هفت                   هشت

نه                  ده                      یازده

(علی پیچگاه)

hqdefault (1)

 

زمانی که شورا داشتیم خیلی کارها می کردیم، ولی کار اصلی ای را که کارگران می بایست خودشان قدرت سیاسی را در دست بگیرند را انجام ندادیم.
یادم می آید یک روزی تصمیم گرفتیم که حقوق کارکنان را بررسی کنیم، چون شنیده بودیم که تفاوت حقوقی بین کارکنان زیاد است. در صورتی که ما معتقد بودیم که اضافه حقوق همه باید مساوی باشد. دریافت حقوق خیلی خصوصی بود. یعنی هر کس فقط از حقوق خودش با خبر بود. از مقدار دریافتی دیگران اطلاعی نداشت. من و سرخابی ، حسن پور و رحیمی از طرف شورا رفتیم به اداره مالی پالایشگاه، حقوق همه کارکنان را بررسی کردیم، که البته مسئول اداره مالی هم با ما همکاری کرد و لیست حقوقی همه کارکنان را به ما نشان داد و ما هم بعد از پیگیری با وزیر نفت صحبت کرده و مسئله را حل کردیم. البته بعد از چند روز ما را دستگیر کرده و به زندان قصر بردند. بازرس زندان به ما گفت که؛ شما خلاف قانون عمل کرده اید، که البته بعد از چند ساعت در حین بازجویی از ما، کارکنان پالایشگاه با چند اتوبوس آمدند جلوی درب زندان قصر و تهدید کردند که اگر ما را سریع آزاد نکنند کارکنان پالایشگاه اعتصاب خواهند کرد، که در نتیجه ما را همان موقع آزاد کردند. این ها همه نشان می دهد که ما در آن مقطع هنوز قدرت داشتیم ولی راهکار را که چگونه قدرت خودمان را بیشتر کنیم و بهره ببریم را نمی دانستیم مثلا نمی دانستیم که باید همه کارگران را وارد عمل کنیم، هم کارگران شرکت نفت و هم کارگران سراسر کشور باید متشکل می شدیم، آن وقت خیلی بهتر می توانستیم به خواسته های اصلی خود یعنی گرفتن قدرت طبقه کارگر و دیکتاتوری در مقابل سرمایه داری برسیم، متأسفانه چون نمی دانستیم شکست خوردیم، بخصوص این که یک حزب کمونیست که فقط و فقط به فکر طبقه کارگر باشد وجود نداشت. چون یک حزب کمونیست می توانست همه کارگران را به هم وصل و منسجم کند، ولی خوب وجود نداشت، ما هم خودمان تلاش نکردیم که اول یک حزب کمونیستی درست کنیم، البته خیلی کارها کردیم متأسفانه چون سال ها از آن دوران گذشته خیلی چیزها یادم نمی آید. مثلا زمانی که کمیته اعتصاب داشتیم از بانک مرکزی لیستی گرفتیم که چه کسانی سرمایه های کلان دارند و چه کسانی پول ها را داشتند خارج می کردند که ما افشا کردیم. یادم می آید زمانی که شورا داشتیم با نماینده های پالایشگاه اصفهان و آبادان تماس داشتیم و گاهی حضوری با هم جلسه می گذاشتیم، یک روزی قرار بر این شد که یک جلسه حضوری در پالایشگاه اصفهان داشته باشیم. من و رحیمی به عنوان نماینده شورای پالایشگاه تهران به اصفهان رفتیم ولی قبل از این که ما برسیم پاسداران حکومت اسلامی نماینده های اصفهان را تهدید کردند که اگر در این جا جلسه بگذارید دستگیر می شوید بنابراین مجبور شدیم در خانه یکی از نماینده های اصفهان جلسه بگذاریم، آن موقع زمانی بود که پاسداران داشتند در حراست پالایشگاه دخالت می کردند. قبل از انقلاب یک سری کارکنانی بودند که حفاظت پالایشگاه بر عهده آنان بود به آن کارکنان می گفتند؛ حراست. که در اطراف پالایشگاه نگهبانی می دادند و یا در درب ورودی پالایشگاه مستقر می شدند که کسی بدون کارت شناسایی وارد پالایشگاه نشود. در همین حد، حتی در مقطع انقلاب وقتی که شورا را تشکیل دادیم خیلی خوب با ما همکاری می کردند یادم می آید که شبکار بودم، بعد از انقلاب زمانی که هنوز شورا داشتیم من یک اطلاعیه که سازمان چریک های فدایی خلق ایران داده بود(هنوز انشعابی در درون سازمان رخ نداده بود).
این اطلاعیه به دستم رسید آن را شبانه در پالایشگاه پخش کردم، به خیال خودم که کسی من را در حین پخش اطلاعیه ندیده است ولی چند روز بعد معلوم شد کسی یا کسانی من را دیده اند و به پاسداران گزارش داده بودند. چون یکی از همین افراد حراستی آمد به طرف من به طوری که تنها بودم به من گفت؛ علی آقا مواظب خودت باش برای تو دستور تیر آمده است. اگر اطلاعیه پخش کنی یا صحبت های تند و تیز انجام بدهی، دستور دارند که به طرف تو تیراندازی کنند. بعد هم گفت یک وقت من را لو ندهی و به کسی هم نگویی که این را من به تو گفتم، من هم به او قول داده و تشکر کردم.
گاهی وقت ها فکر می کنم که اگر انقلاب یعنی حرکت های اعتراضی و سرنگونی شاه کمی به درازا می کشید و کمی بیشتر ادامه پیدا می کرد یا حداقل تا اول ماه مه سال ۱۳۵۸(روز کارگر) تداوم داشت، مسیر انقلاب به نفع کارگر تمام می شد. مثلا یادم می آید که بعد از انقلاب اول ماه مه(روز کارگر) سال ۵۸ خیلی از روشنفکران چپ، خیلی از کارگران در آن روز در تهران در آن تظاهرات شرکت کرده بودند، به طوری که حرکت از خانه کارگر شروع شده بود، چون آن موقع در مقطع انقلاب، خانه کارگر در دست چپ ها بود، از جمله حشمت رئیسی، که خیلی هم در تصرف خانه کارگر نقش داشت، در هر حال حرکت جمعی از آن جا شروع شد و تخمین زده شد جمعیت تظاهر کننده پانصد هزار نفر از کارگر تا روشنفکران چپ بود. اما آن موقع زمانی بود که حزب الهی ها به رهبری بهشتی و رفسنجانی فعال شدند به طوری که وقتی کمی راهپیمایی کردیم، حزب الهی ها چنان درگیری با راهپیمایان پیدا کردند که دست آخر ادامه راهپیمایی متوقف شد. بعد از آن هم همین بهشتی و رفسنجانی، به علیرضا محجوب(دبیر فعلی خانه کارگر) گفته بودند بروید خانه کارگر را بگیرید و کمونیست ها را از آن جا بیرون کنید.
همین محجوب که با تعدادی حزب الهی که چماق به دست بودند و قمه و چاقو داشتند به خانه کارگر حمله کردند و آن جا را گرفتند. برای همین بود که ما روز کارگر در سال ۱۳۵۹ تصمیم گرفتیم که در میدان خراسان جمع بشویم و به طرف میدان فوزیه(امام حسین فعلی) حرکت کنیم. و آن جا راهپیمایی را خاتمه دهیم. ولی باز هم ناتمام ماند، وقتی تعداد زیادی از کارگران و روشنفکران چپ که در میدان خراسان جمع شده بودند، شروع به راهپیمایی کردیم که البته شعار دهنده من بودم، در جلوی صف در مینی بوسی نشسته بودم و از طریق بلند گو شعار می دادم، تا این که به میدان ژاله رسیدیم، آن جا باز هم حزب الهی ها ریختند و چنان درگیری ای ایجاد شد که مجبور شدیم نرسیده به میدان فوزیه راهپیمایی را متوقف کنیم. وقتی من از مینی بوس پیاد شدم که ببنم اوضاع چگونه است، چند نفر دور من را گرفتند با من جر و بحث کردند، در همین حین که تعدادی از کارگران که من را می شناختند آمدند دست من را گرفتند و گفتند بیا برویم، وقتی کمی از حزب الهی ها فاصله گرفتیم همان کارگران به من گفتند؛ تو داشتی با چه کسانی بحث می کردی؟ آن ها می خواستند تو را بکشند آن وقت تو داری با آنان بحث می کنی؟ خلاصه بعد از این که از آن جمعیت دور شدیم به من گفتند همین الان تاکسی بگیر و یک راست برو خانه که من هم همین کار را کردم.
اگر مبارزات انقلاب کمی به درازا می کشید چپ و کمونیست ها می توانستند همدیگر را پیدا کنند، به مسائل کارگری بیشتر آشنا می شدند، و کارگران هم می توانستند فرصت پیدا کنند تا مطالعه کنند. یادم می آید یکی از کارکنان پالایشگاه در دوره شاه سه سال زندانی شد و بعد از حرکت اعتراضی ما، زندانیان سیاسی آزاد شدند که یکی از اصلی ترین خواسته های ما آزادی زندانیان سیاسی بود، این همکار ما هم آزاد شده بود. او در یک روز که در پالایشگاه تحصن داشتیم سخنرانی کرده بود و گفته بود که چون کتاب “مادر” ماکسیم گورگی را خوانده بودم به سه سال زندان محکوم شدم. فقط خواندن یک رمان سه سال زندانی داشت، فکرش را بکنید، در جامعه ای که آن همه اختناق بود، فقط یک رمان سه سال زندانی داشت، آن وقت خواندن کتاب لنین یا مارکس چه بلایی سر خواننده می آمد؟ این اختناق سبب شد که ما مطالعه کتاب های کمونیستی خیلی کم داشته باشیم فقط چیزهایی در مورد کمونیسم می شنیدیم، که کمونیسم طرفدار طبقه کارگر و ضد سرمایه داری و مخالف سرسخت استثمار و ….
ولی راهکاری را که چگونه باید به آن می رسیدیم نمی دانستیم. یکی از علت های آن نداشتن مطالعه کافی بود، در صورتی که آخوندها هزار و چهارصد سال تشکیلات خود را داشتند و در جاهایی مثل تکایا و مساجد جمع می شدند و آزاد آزاد بودند. ضمن این که حوزه علمیه طلاب هم در چند شهر بزرگ داشتند و دانشگاه ها هم رشته الهیات وجود داشت. ولی همان حکومت های سلطنتی درست مثل حکومت اسلامی مخالف و ضد کمونیست بودند و هستند،چون کمونیست ها مخالف سرمایه داری بودند و هستند. مخالف این هستند که یک عده در ناز و نعمت زندگی و بقیه مردم و کارگران و زحمتکشان حقیرانه و نداری زندگی کنند. در دوره شاه آخوند ها که حتی یک روز هم کار نمی کردند آزاد بودند در مورد دین و اسلام تبلیغ کنند و دولت هم به آنان کمک مالی می کرد، حقوق می داد، ولی یک کمونیست اگر می گفت که استثمار انسان از انسان از بین برود فورا او را بازداشت می کردند و می بایست سال ها در زندان می ماند و یا اعدام می شد. انسان های زیادی بودند که به خاطر رفع استثمار یا زندانی و یا اعدام شدند ولی آخوندها آزاد بودند. یک نکته مهمی هم که می خواستم بگویم این است که؛ در زمانی که ما در حال مبارزه بودیم، در مقطع انقلاب پانزده روز بعد از اعتصاب ما(کمیته اعتصاب) فکر کردیم نکند حقوق ماهیانه ما پرداخت نشود و مشکلات مالی برای کارکنان ایجاد بشود، برای همین به فکر افتادیم این مشکل را چگونه حل کنیم، تا این که یکی از اعضای کمیته گفت؛ که من آقای طالقانی را می شناسم می روم با اون صحبت کنم، شاید آنان پولی داشته باشند که کمکی به کارکنان بشود، او به نزد طالقانی می رود، و در پاسخ می شنود که من آدم پولداری نیستم ولی شما را به آقای حاج مهدی عراقی معرفی می کنم، چون ایشان با بازاری ها در تماس هستند، خلاصه این که آقای عراقی با مقداری پول آمد پالایشگاه و گفت این مبلغ را از بازاری ها جمع کرده ام، شما می توانید پول را بین کارکنان تقسیم کنید. خوب توجه کنید، بعد از بیست روز از گذشت اعتصاب این ماجرا اتفاق افتاد نه روز اول اعتصاب، یعنی روزهای آخر اعتصاب، ضمن این که باور کنید ما که در کمیته اعتصاب بودیم یک ریال هم برای خودمان برنداشتیم، چون خودمان را انقلابی می دانستیم، عجیب است ماها که چند ماه قبل که شروع به اعتراضات و تظاهرات و تحصن کرده بودیم کجا بازاری ها نقش داشتند ما که اصلا هیچ کدام از آنان را نمی شناختیم، آن وقت آن ها چطور می توانستند برای ما تصمیم بگیرند و یا در تصمیمات ما دخالت داشته باشند، خوب توجه کنید، روزهای آخر اعتصاب بود که ما از آنان پول گرفتیم نه اوایل اعتصاب، گذشته از این ما خودمان حقوق خودمان را دریافت کردیم.
همان طور که قبلا گفتم؛ آقای بختیار که نخست وزیر بود، موافق این نبود که حقوق ما پرداخت نشود، در ضمن بعدها شنیدم که حاج مهدی عراقی این پول را از آخوند مهدوی کنی گرفته که آن موقع همین مهدوی کنی در رأس آخوندها بود و دستش هم به سفارت انگلیس بند بود. و رابطه زیادی با انگلیس داشت، حالا یک عده ای پیدا شده اند بدون آن که در جریان چگونگی پول گرفتن و تاریخ پول گرفتن کمیته اعتصاب باشند، به ما تهمت می زنند که گویا ما با سلطنت طلبان هستیم و یا کارکنانی هستند که چون در اعتصاب و اعتراض شرکت نکردند با این دوز و کلک به خودشان حق بدهند که حق با آنان بوده است یا این که بعضی می گویند در شروع اعتراضات و مبارزات انقلابی ما و مردم آمریکا و یا انگلیس دخالت داشت، در صورتی که این هم یک دروغ است، البته باعث و بانی این که مسیر انقلاب به آن صورتی که اوایل وجود داشت تغییر کند و خمینی بزرگ شود آمریکا و اروپا نقش داشتند. دخالت آمریکای سرمایه داری و اروپای غربی زمانی شروع شد که دیگر مطمئن شدند این حرکت های اعتراضی ما و مردم و این مبارزه بر علیه سلطنت و استثمار ادامه خواهد داشت. بخصوص ترس از این داشتند که اگر انقلاب پیروز شود ممکن است کمونیست ها قدرت را بگیرند بنابراین تلاش کردند مسیر انقلاب را عوض کنند یکی از کارهای آنان این بود. خمینی را علم کنند و بزرگ کنند هر اتفاقی می افتاد و هر آن چه مردم مبارزه می کردند اخبارهای آمریکا و اروپای غربی فقط نام خمینی را می آوردند در آن موقع چون رادیوها و تلوزیون های داخلی به خاطر اختناق و سانسور نمی توانستند اخبار واقعی را منعکس کنند بنابراین مردم به اخبار بی بی سی که به زبان فارسی برنامه داشت گوش می کردند آن ها که همه شان خمینی خمینی می گفتند تا این که تأثیر خودشان را گذاشتند گر چه خود خمینی هم بعدها به آن ها و به همه آنانی که با آمریکا ارتباط داشتند کلک زد، آنان را از میان برداشت، مثل قطب زاده و دیگران، خمینی اوایل به آمریکا و به اروپای غربی طوری خود را نشان داد و گفت و گو می کرد که گویا مخالف آنان نیست ولی بعد از به قدرت گرفتن به همه آنان نارو زد.
شروع مبارزه انقلابی مردم و ما خود خواسته بود هیچ کشوری در آن دخالت نداشت هیچ آخوندی هم دخالت نداشت، همان طور که قبلا عرض کردم کشورهای سرمایه داری اروپا و آمریکا و به طول کل سرمایه داری جهانی؛ به خاطر این که کمونیست ها موفق نشدند مسیر انقلاب را به انحراف کشیدند و خمینی و آخوندها را علم کردند البته ما هم فقط به این فکر بودیم که اگر شاه و حکومت او شکست بخورد ما هم می توانیم به خواسته های مان برسیم که آزادی سیاسی مهم ترین خواسته ما بود(چون آزادی اجتماعی وجود داشت) و محو استثمار انسان از انسان ولی این را نمی دانستیم که چگونه باید از نفوذ سرمایه داری جهانی و داخلی جلوگیری کنیم. به علت اختناق وحشتناکی که در دوره شاه بود ما مطالعه کافی نداشتیم که بتوانیم سرمایه داری جهانی را خوب بشناسیم. زمانی مطالعه کردیم و سرمایه داری جهانی و صندوق بین المللی پول و بانک تجارت جهانی را شناختیم که دیگر دیر شده بود امیدوارم که در انقلاب بعدی در ایران کارگران، زحمتکشان از آن اول انقلاب با شعار؛ برعلیه سرمایه داری، ضد سرمایه داری و خصوصی سازی شروع کنند و حواس شان باشد که هر کسی از سرمایه دار دفاع می کند باید بایکوت شود. بعد از پیروزی مهم ترین مسئله این است که کارگران باید در مقابل سرمایه داران واقعا دیکتاتور باشند، چون سرمایه داری به اشکال گوناگون و هزاران ترفند در جامعه نفوذ می کند، فقط دیکتاتوری کارگران در مقابل سرمایه داران آن ها را می تواند پیروز نگه دارد ولی متأسفانه در مقطع انقلاب این راه حل مهم را نمی دانستیم ضمن این که ما متأسفانه یک حزب سیاسی که واقعا و فقط از کارگران و زحمت کشان حمایت کند نداشتیم اگر ما یک حزب انقلابی از طبقه کارگر می داشتیم مطمئن باشید که مسیر انقلاب درست پیش می رفت و پیروزی ما می توانست ادامه داشته باشد. ولی خوب نداشتیم، متأسفانه حتی ما خودمان هم، یعنی خود کارگران هم تلاش نکردیم، که حزب مستقل سیاسی که فقط منافع کارگران و زحمتکشان را پیگیری کند را درست نکردیم ما خیلی مبارزه کردیم خیلی تلاش کردیم ولی اشتباهاتی هم داشتیم که منجر به شکست ما شد یک حزب برای خودمان درست نکردیم همه ش به دنبال روشنفکران سیاسی چپ بودیم که آن ها این کار را برای ما بکنند که نکردند که هیچ بلکه بین خودشان هم جدایی افتاد ما ضمن این که تشکیلات مخفی به نامه کمیته اعتصاب درست کردیم و بعدها هم شورا را به وجود آوردیم ولی آن را سراسری نکردیم این یکی مهم ترین ضعف ما بود در صورتی که در همان شروع مبارزه ما باید ضمن این که تشکیلات خودمان را داشتیم باید با کارگران سراسر کشور ارتباط برقرار می کردیم و تماس می گرفتیم تا تشکیلات را سراسری کنیم علت اصلی آن کم اطلاعی ما از شیوه مبارزه بود.

نگاهی کوتاه به مبارزات کارگران صنعت نفت در مقطع انقلاب بهمن ( قسمت اول )

برای استفاده از بقیه فایل های صوتی ، تصویری و متنی مربوط به رفیق علی پیچگاه از لینک های زیر استفاده کنید :

یک                 د و                      سه                     چهار

پنج                 شش                    هفت                   هشت

نه                   ده                      یازده

hqdefault (1)

(علی پیچگاه)

اواخر سال ۱۳۵۶ بود وقتی که مردم تبریز به خاطر هزینه های سنگین مسکن و کمبود آن اعتراضاتی را شروع کرده بودند و بعد متحدانه تظاهرات خیابانی بر علیه حکومت و دولت به راه انداخته بودند که این حرکت اعتراضی آن ها خیلی سریع به تمام نقاط ایران اثر گذاشت که زنان و مردان در اکثر شهرهای ایران، همچنین در تهران تظاهرات خیابانی بر علیه حکومت شاه انجام داده بودند و به مرور دانشجویان و کارگران کارخانه ها وارد میدان مبارزه شدند و سپس ما کارکنان صنعت نفت هم وارد میدان مبارزه بر علیه حکومت شاهی شده بودیم.
شکل کار ما به این صورت بود که اول کارگران قسمت تعمیرات پالایشگاه حرکت های اعتراضی خود را به خاطر افزایش حقوق شروع کرده بودند، اما تعداد کارگران تعمیرات کم بود و چون کارشان فقط برای تعمیر کارخانه بود، بنابراین در تولید نمی توانستند تأثیری داشته باشند، چون کارکنانی که در قسمت تولید فراورده های نفتی مثل(بنزین، نفت، تصفیه نفت و گاز، قیر، آسفالت…) کار می کردند، آن ها را کارمند می نامیدند و کارمندان هم حق هیچ گونه تشکیلاتی را نداشتند. اما کارگران تعمیرات اجازه داشتند که سندیکا داشته باشند که البته آن هم فرمایشی بود، چون اگر یک کارگری واقعا مستقل و همدل با کارگران حرکتی می کرد فورا دستگیر می شد و به زندان انداخته می شد، بودند کارگرانی که به خاطر فعالیت مستقل شان در همان دوران شاهی دستگیری شده بودند و آن ها را بازداشت کرده بودند که البته در مقطع انقلاب با اعتراضات ما همه آن ها آزاد شده بودند.
در هر حال در همین حین که کارگران تعمیرات در حال مبارزه بودند، من با چند نفر دیگر که در قسمت های مختلف پالایشگاه کار می کردند از جمله با آقایان برهانی، بساتینی و آقای حاج درویش، مخفیانه تماس گرفتم. مثلا وقتی که عصرها و شب ها که سر کار بودیم، بیشتر با آن هایی تماس می گرفتیم که همدیگر را خوب می شناختیم. خلاصه نتیجه این شد که برای حمایت از کارگران تعمیرات و حمایت از اعتراضات مردم می بایست در آن مبارزه شرکت می کردیم. خلاصه این که اولین راهکار این شد که کارگران تعمیرات در پالایشگاه تظاهرات کنند و سر ظهر وارد رستوران کارمندان شوند(چون رستوران کارگران و کارمندان جدا از هم بود) ما چند ئفر هر کدام در گوشه ای از رستوران قرار گرفتیم چون تعداد ما خیلی کم بود(منظورم فعالین اولیه است).
به محض این که کارگران تعمیرات وارد رستوران شدند ما هم در حمایت از آن ها شعاربدهیم که با “شعار کارگر، کارمند پیوندتان مبارک” شروع شده بود. و بعد بلافاصله من میکروفون را گرفتم، یک شعری از خسرو گلسرخی خواندم و چند تا از کارگران هم سخنرانی هایی کردند که مفید بود، خلاصه این که همین حرکت باعث شد تا همه با هم متحد شویم و کار را ادامه بدهیم. خیلی سریع در همان رستوران کمیته ای مخفی درست کردیم. در آشپزخانه رستوران ما تعدادی جمع شده بودیم و کمیته را تشکیل دادیم، که بعدا اسم آن را گذاشتیم کمیته اعتصاب. افرادی که در کمیته اعتصاب بودند؛ حاج درویش، امینیان، محمد هاشم، انیسی، سیدیان، عباس دانشور، ممقانی، سرخابی، برهانی، بساتینی، رحیمی وعلی پیچ گاه.
فردای آن روز تصمیم گرفتیم که همه کارکنان، کارگران و کارمند دور پالایشگاه تظاهراتی برپا کنیم تا بتوانیم تمامی کارکنان را وارد میدان کنیم که همین طور هم شد. در کمیته ی مخفی، تقریبا دوازده نفر بودیم که همیشه و به طور مخفی جلسه می گذاشتیم و برنامه بعدی را تنظیم می کردیم که چه باید انجام بدهیم؟ در همین جلسات بحث ها و گفت و گوهایی انجام می شد، مثلا یکی می گفت که؛ اعتصاب کنیم، دیگری می گفت؛ نه، هنوز زود است ما باید همه کارکنان را بسیج کنیم که البته درست هم می گفت، چون در پالایشگاه اگر در هر قسمتی فقط دو نفر کار کنند، پالایشگاه تا چهار ماه می تواند به کار خود ادامه دهد، گرچه بعد از چهار ماه همه قسمت های پالایشگاه خراب می شد. خلاصه این که در این فرصت فکر کردیم که شاید پلیس های مخفی ما را خیل زود سرکوب و یا تفرقه بین ما ایجاد کنند، خلاصه این که ما در جلسه خودمان تصمیم گرفتیم که اول به مدت چندین روز تظاهرات خیابانی انجام بدهیم و بعد وقتی که همه آمادگی داشتند و خوب متحد شدیم اعلام اعتصاب کنیم. البته این صحبت ها و تصمیم گیری ها فقط بین ما یعنی کمیته مطرح می شد و از آن اطلاع داشتیم، بنابراین اهداف آینده را به عنوان مثال؛ به کارکنان نمی گفتیم تا به موقع در هر حال بعد از تظاهرات در پالایشگاه یک روز تصمیم گرفتیم که برویم در بهشت زهرا تظاهرات کنیم که این کار را کردیم، چون بهشت زهرا نزدیک یک پالایشگاه قرار دارد.
ما در حال تظاهرات بودیم که متوجه یک هلیکوپتر که از سطح خیلی پایینی در حال پرواز بود شدیم، ظاهرا نشان می داد که ما را کنترل می کنند، بعد از دو ساعت همان هلیکوپتر باز هم آمد که در این فاصله به ما خبر دادند که خود شاه و تیمسار ازهاری در آن هلیکوپتر بودند. شاید می خواستند مطمئن شوند که؛ آیا ما در حال اعتراض هستیم یا نه؟ ما قصدمان این بود که برای اولین باراعتراض خودمان را به حکومت دیکتاتوری با شعار “مرگ بر شاه” نشان بدهیم. همه با صدای بلند و با مشت گره کرده این شعار را می دادیم، بعد که به پالایشگاه آمدیم باز هم تظاهرات کردیم و همه عکس های شاه را پایین کشیدیم. بعد در رستوران جمع شدیم و من هم با خواندن یک شعر احساس خودم را به همکارانم نشان دادم. فکر می کنم سراینده آن شعر “مقصدی” شاعر معاصر باشد.
همیشه می گفتم،
طلوع روشن خورشید انتظار من هست
هر دریچه که بر باغ پر شکوفه باز شود
سرود سبز دل انگیز روزگار من است
هلا دل عاشق، هلا دل عاشق
شکوه خنده خورشید را
دوباره ببین
در ازدحام این جمع
….
( که البته این احساس من دوام زیادی نداشت و ما خیلی زود شکست خوردیم).
بعد هم چند نفر از همکارانم سخنانی را ایراد کردند.
خلاصه این که تا مدت ها کار ما بود تظاهرات خیابانی، دور هم جمع شدن در رستوران پالایشگاه و بعد تصمیم گرفتیم که اعتراضات خودمان را به خارج از پالایشگاه ببریم. یک روز همگی یکپارچه رفتیم اداره مرکزی وزارت نفت که در خیابان تخت جمشید تهران قرار داشت. در آن جا دفتر وزیر نفت هم بود. البته روز اول که می خواستیم وارد اداره مرکزی بشویم مقابل درب ورودی اداره تعداد زیادی پلیس شهربانی و سربازهای ارتش ایستاده بودند. ظاهرا کسانی به آن ها خبر داده بودند که ما می خواهیم به آن جا برویم. در هر حال آن ها مانع ما شدند و کار به تیراندازی هوایی و بعد زمینی کشید. که دو نفر به علت تیر خوردن کاملا فلج شدند و بعدها هم با صندلی چرخ دارد حرکت می کردند.
آن روز همه ما پراکنده شدیم و رفتیم ولی فردای همان روز باز دوباره به اداره مرکزی رفتیم که البته این بار سربازها بودند ولی نه شلیک کردند و نه مانع شدند. احتمالا سرسختی ما را که دیدند کوتاه آمدند. در همان اداره از تمامی کارکنان آن جا خواستیم با ما همراه شوند و دست آخر من قطعنامه پالایشگاه تهران را خواندم. البته در موقع خواندن قطعنامه یکی دو نفر به طرف من حمله کردند، شاید آنان می خواستند مرا دستگیر کنند و یا قطعنامه را پاره کنند.
در هر حال همین که به طرف من آمدند، تعدادی از همکارانم دور من حلقه زدند و مانع حمله آن ها شدند. اتفاقا من هم از حرکت حمایتی همکارانم خوشحال شدم و سخنرانی خودم را قطع نکردم، بلکه به طور کامل ادامه دادم.
بعد از پایان کارمان در آن جا به پالایشگاه برگشتیم و با اعضای کمیته جلسه گذاشتیم، قرار بر این شد که روز بعد برویم دانشگاه تهران، یعنی از اداره مرکزی واقع در خیابان تخت جمشید به سمت دانشگاه تهران راهپیمایی کنیم، چون قصد ما این بود که هم از دانشجویان حمایت کنیم و هم صدای اعتراض خودمان را به گوش مردم و دانشجویان برسانیم. طبق معمول در همان اول صف من شعار می دادم و بقیه همکاران تکرار می کردند، در هر حال به دانشگاه رسیدیم، بعد از سر دادن شعارها دست آخر من قطعنامه جدیدمان را خواندم که دانشجویان هم از ما حمایت کردند. بعدها این حرکت های اعتراضی ما همچنان ادامه داشت. گاهی اعضای کمیته به روزنامه کیهان و اطلاعات می رفتیم و آن ها را در جریان کارهای خودمان می گذاشتیم چون آن موقع مثل الان کامپیوتر و اینترنت نبود که از طریق آن مردم را مطلع کنیم. از این دوره به بعد که گاهی با آقای بازرگان (بعد از انقلاب نخست وزیر موقت شد) وصباغیان، حسیبی جلساتی می گذاشتیم. البته آن ها به پالایشگاه می آمدند. یادم می آید یک بار بازرگان گفت؛ حداقل کاری کنید که نفت، گاز و بنزین برای مصرف مردم قطع نشود. من در جواب او گفتم؛ فعلا به اندازه کافی ذخیره داریم و برای مردم مشکلی پیش نخواهد آمد. بعد از من عباس دانشور گفت؛ شما چه می گویید اگر ما شکست بخوریم، تمام پالایشگاه را آتش می زنیم. که بازرگان چنان وحشت کرده بود که کاملا از قیافه او هویدا بود. بعد اقای صباغیان دخالت کرد و همه را به آرامش دعوت کرد. خلاصه این که بعد از این راهپیمایی ها و اعتراضات در کمیته جلسه گذاشتیم و دست آخر تصمیم به اعتصاب گرفتیم و نیز نامه کمیته را به کمیته اعتصاب تغییر دادیم. ولی تصمیم بر این شد که اول، در رستوران پالایشگاه چهل و هشت ساعت تحصن کنیم، و بعد اعلام اعتصاب کنیم که همین طور هم شد. همان جا می خوردیم و می خوابیدیم، هیچ کس حق نداشت از پالایشگاه بیرون برود. روز اول تحصن من شعر پریا از احمد شاملو را خواندم و در ضمن این را هم گفتم؛ این شعر را برای این می خوانم که باید پیروز شویم، اگر دقت نکنیم دوباره مثل سال ۱۳۳۲ خواهد شد(که متأسفانه همان شد).
بعد شروع به خواندن شعر پریا کردم. بعضی از همکاران ما که مطالبی داشتند پشت میکروفون قرار می گرفتند و صحبت می کردند. ولی روز دوم، سربازان و افسران ارتش به فرماندهی تیمسار نوروزی ما را محاصره کردند. ما در همان جا نشسته و هیچ عکس العملی نشان ندادیم. تا این که خود تیمسار نوروزی با چند محافظ وارد رستوران شد و از ما پرسید که چرا تحصن کرده اید و چرا کار نمی کنید؟ ولی ما ساکت ماندیم و او از هیچ کس پاسخی دریافت نکرد. فقط خود او پشت میکروفون حرف می زد، تا این که بعد ا ز دو ساعت خسته و کلافه به همراه سربازانش از پالایشگاه بیرون رفت. خلاصه از این حادثه هم جان سالم به در بردیم. در همان روز تصمیم کمیته اعتصاب بر این شد که من اول شعر؛ ژاله چه شد، ژاله خون شد، خون جنون شد را بخوانم(به یاد آن روز خونین که خیلی از مردم در میدان ژاله کشته شده بودند).
بعد از من حاج درویش ۲۵ روز اعلام اعتصاب کرد که همین طور هم شد. ما اعتصاب را ادامه دادیم تا این که شاه از ایران رفت. شاه که رفت آقای بختیار که نخست وزیر بود شد همه کاره، ولی ما به بختیار اعتماد نکردیم، او به ما پیغام فرستاد که اعتصاب را تمام کنید و تمام خواسته های صنفی، حقوقی و رفاهی شما برآورده خواهد شد. ولی دیگر به مرحله ای رسیده بودیم که خواست ما این بود که تمامی سیستم شاهنشاهی باید از بین برود. ولی همین جا بگویم، این که چه سیستمی جایگزین رژیم شاه شود نمی گفتیم، چون نمی دانستیم و خوب آگاه نبودیم و سرمایه داری جهانی را نمی شناختیم، فقط می گفتیم این حکومت و این دولت باید از بین برود. ما آزادی سیاسی می خواستیم. هیچ زندانی سیاسی نباید داشته باشیم، نباید کسی استثمار شود، اما چگونه و چه شکلی اش را نمی دانستیم. در هر حال ما به بختیار اعتماد نکردیم و به اعتصاب ادامه دادیم تا این که خمینی وارد ایران شد. یکی از اشتباهات بزرگ ما این بود که از همان اول ما به افرادی که فقط در رأس حکومت بودند مخالفت می کردیم، در صورتی که ما از همان اول باید بر علیه کل سرمایه داری، چه دولتی و چه خصوصی مخالفت می کردیم. که متأسفانه با این که موضوع خیلی مهمی بود ولی به آن توجه نداشتیم. از طرفی، هم آمریکا هم اروپای غربی خمینی را بزرگ کرده تا انقلاب مذهبی برپا شود. چون می ترسیدند چپ ها و کمونیست ها قدرت را دردست بگیرند. در هر حال در کمیته اعتصاب هم مذهبی و هم کمونیست وجود داشت، فقط به خاطر این که شاه و سلطنت از بین برود. ما با هم متفق القول شدیم که تا بیرون کردن شاه از حرکت باز نایستیم. در هر حال باید از پیروزی انقلاب که البته خیلی سریع هم با حمایت آمریکا و اروپای غربی از مذهبی ها و سرمایه داری داخلی شکست خوردیم. یکی از علت اصلی شکست ما همین بود که با سرمایه داری در آن مقطع مبارزه نکردیم. در هر حال بعد از پیروزی انقلاب مدتی سر در گم بود که حالا چه کنیم؟ تا این که به این نتیجه رسیدیم که شورا را به وجود آوریم. البته نمایندگان شورا فقط کارکنان چپ بودند. و از طرفی مسلمانان هم برای خود انجمن اسلامی درست کرده بودند. آن انجمن اسلامی طرف دار آقای بنی صدر بود. ما تعدادی از چپ ها شورا را به وجود آوردیم و در یک اتاق که دفتر شورا بود جمع می شدیم جلسه می گذاشتیم. البته روزانه غیر از جلسه همیشه یک نفر از شورا در دفتر آن می نشست و هر ماه تعویض می شد. مثلا یک ماه من در دفتر بودم بعد از یک ماه دوباره به سر کار می رفتم و به جای من نوبت دیگری از نماینده ها می شد. البته هر هفته هم یک بار همه نماینده ها در دفتر شورا می نشستیم و جلسه می گذاشتیم که چه کار در هفته آینده باید انجام بدهیم و چه چیزهایی را باید پیگیری کنیم.
قبل از انقلاب هر هفته یک بار رئیس پالایشگاه با مدیران قسمت های مختلف جلسه می گذاشتند ولی بعد از برپایی تشکل شورا، همیشه یکی از نمایندگان شورا هم در آن جلسات شرکت می کرد که اغلب خود من در آن جا حضور داشتم و گزارش جلسه را به شورا منتقل می کردم. و بعد به صورت اطلاعیه به اطلاع همه کارکنان می رساندیم. گاهی هم با وزیر نفت جلسه داشتیم که معمولا من(علی پیچ گاه) سرخابی، حسن پور و رحیمی شرکت کرده و خواسته های کارکنان را مطرح می کردیم که اکثرا هم انجام می شد. مثلا می خواستیم که تمامی کارگران پیمانی استخدام رسمی شرکت نفت بشوند که شدند. یک روز هم رفتیم پیش اقای بازرگان در دفترش که حالا دیگر نخست وزیر موقت بود. به او گفتیم که؛ کارکنان نفت خیلی مشکل مسکن دارند، ما می خواهیم زمین هایی که در شمال تهران متعلق به اقبال است(اقبال قبلا وزیر نفت بود). در بین کارکنان تقسیم شود تا بتوانند با وامی که از شرکت نفت می گیرند برای خودشان خانه بسازند ولی بازرگان گفت؛ ما شورا را به رسمیت نمی شناسیم. شما به جای شورا تعاونی مسکن درست کنید، که البته ما خیلی عصبانی شدیم و بگو مگو هم بین ما پیش آمد. در هر حال ما به دفتر شورا برگشتیم و فورا دو نفر از همان نماینده شورا را انتخاب کردیم که پیگیر قضایا بشوند و نام آن را تعاونی مسکن. در هر حال زمین را گرفتیم و بین کارکنان تقسیم کردیم، به هر کدام دویست متر مربع رسید و خانه ها هم درست شد. زمانی که ما شورا را داشتیم برای رسیدگی به خواسته های مان گاهی با بازرگان و گاهی با وزرای دیگر تماس می گرفتیم، ولی هیچ وقت دنبال این نبودیم که خودمان قدرت سیاسی را در دست بگیریم، چه آن موقع که کمیته اعتصاب داشتیم، چه آن زمان که شورای کارکنان صنعت نفت را داشتیم. یادم می آید یک بار که با آقای یزدی که وزیر امور خارجه بود ما نماینده های شورا در پالایشگاه تهران با او جلسه گذاشتیم در همان موقع بعد از جلسه او در رستوران پالایشگاه که همه کارکنان جمع بودند سخنرانی کرد ولی در حین سخنرانی از طرف دفتر آقای یزدی تلفن زدند که مسئول رستوران گوشی تلفن را گرفت و از آن طرف گوشی گفتند که خبر خیلی مهمی است که باید به آقای یزدی گفته شود، مسئول رستوران به یزدی اطلاع داد و او با تلفن صحبت کرد. بعد از قطع مکالمه یزدی خیلی ناراحت بود که خودشان در ادامه سخنرانی گفتند؛ همین الان به من تلفن شد که عده ای به سفارت آمریکا حمله کرده و به تسخیر خود درآورده اند. در همین حال یکی از کارگران از ایشان سؤال کردند؛ نظر شما در این خصوص چیست؟ یزدی گفت؛ اصلا کار درستی نیست، با این کار دودش به چشم خودشان خواهد رفت. البته فردای همان روز ما برخلاف گفته یزدی برای حمایت از این کار تظاهراتی برپا کرده و رفتیم جلوی سفارت آمریکا. ما فکر می کردیم تصرف سفارت آمریکا کار سازمان چریک های فدایی خلق ایران است برای همین بود که با شور و شوق برای حمایت جلوی سفارت و بعد از شعار دادن ها من قطعنامه حمایت از آنان را خواندم ما از این کار حمایت کردیم ولی زنانی که برای اعتراض به حجاب اجباری تظاهرات کرده بودند ما متأسفانه از آنان حمایت نکردیم، ما در بعضی قسمت ها خوب عمل کردیم ولی در بعضی موارد اشتباه بود که به هر حال موجب شکست ما شد.

ادامه دارد

جلسه هفتم پالتالکی جمع قدم اول در تاریخ ۱۶ جولایی ۲۰۱۷ مطابق با ۲۵ تیر ۱۳۹۶ برگزار خواهد شد.

Untitled-3

جلسه هفتم پالتالکی جمع قدم اول در تاریخ ۱۶ جولایی ۲۰۱۷ مطابق با ۲۵ تیر ۱۳۹۶ برگزار خواهد شد.

در باره پلاتفر اتحاد چپ – نوشته تراب ثالث

در باره پلاتفر اتحاد چپ – نوشته تراب ثالث

 

SalethTorab_PlatformeEtehadeChap_11

جلسه ششم جمع قدم اول انقلابی که دنیا را تکان داد

Untitled-11

فایل فوق مربوط به موضوع جلسه ششم است که عبارت بود از : ” انقلابی که دنیا را تکان داد ” این موضوع مربوط است به صدمین سالگرد پیروزی انقلات اکتبر که در جلسه تلاش شد از درسهای و تجربیان ان و متد و روش رفقای بلشویک و دلایل پیروزی و اثرات آن در جهان بگوییم ، جلسه در تاریخ ۱۱ جون ۲۰۱۷ روز یکشنبه ساعت ۲ بعد از ظهر به وقت تورنتو برگزار شد و قرارشد حداقل یک جلسه دیگر در تاریخ ۱۶ جولای خواهد بود و البته ممکن است بنا به درخواست شرکت کنندگان جلسات بیشتری برای این موضوع برگزار کنیم بدین وسیله از همه رفقا دعوت می کنیم در جلسات بعدی نیز شرکت نمایند.
مشخصات اطاق در افیش موجو در این صفحه قرار دارد .
Room name : ghadameaval
Category : Asia and Pocific
Subcategory: Iran
زمان یکشنبه ۱۶ جولای ۲۰۱۷ ساعت ۲ بعد از ظهر به وقت امریکای شمالی ساعت ۸ بعد از ظهر به وقت اروپا ی مرکزی و ساعت ده و نیم به وقت ایران

بحث امپریالیسم و ارتباط آن با سرمایه داری دوم کامل

بحث امپریالیسم و ارتباط آن با سرمایه داری دوم کامل

 

Untitled-1

بحث های هفتگی جمع قدم اول ، این فایل قسمت دوم بحث در رابطه با موضوع “امپریالیسم و رابطه آن با سرمایه داری ” است که در تاریخ ۱۴ خرداد ۱۳۹۶ انجام شده است و قسمت اول آن در تاریخ ۳۱ اردیبهشت انجام گرفته بود که در این آدرس قرار دارد https://www.youtube.com/watch?v=7eMKi… این بحث تمام نشده است ادامه خواهد داشت ، جمع قدم اول امادگی برگزاری جلسات در رابطه با موضوعات روز سیاسی و تئوریک پیشنهادی رفقا جهت یافتن راه های خروج از مشکلات می باشد از کلیه رفقای که تمایل به پیدا کردن راه حل های برای خروج از بن بست و بحران های مختلف هستنددعوت به عمل می آورد و اماده پذیرفت دعوت رفقا هست.

دیدار جمعی از اعضای کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری ایران با خانواده اسماعیل عبدی.

Untitled-12

photo_۲۰۱۷-۰۵-۲۴_۰۱-۲۷-۰۷
جمعی از اعضای کمیته پیگیری:
ما خواهان ازادی بی قید وشرط اقای عبدی هستیم .
چهارشنبه سوم خردادماه جاری در بیست و پنجمین روز اعتصاب غذای اقای اسماعیل عبدی جمعی از اعضای کمیته پیگیری برای تشکلهای ازاد کارگری به دیدار همسر وفرزندان این فعال صنفی رفتند ٬
در این دیدار بهنام ابراهیم زاده فعال کارگر و وکوک وعضو شورای نمایندگان در کمیته پیگیری طی صحبت های در جمع خانواده اقای عبدی واعضای کمیته پیگیری ضمن محکوم کردن دستگاه قضایی مبنی بر بی توچهی برخواستهای صنفی اسماعیل عبدی که هیچ گونه مثال امنیتی یا خلاف قانونی انجام نداده خواستارا آزادی بی قیدوشرط اقای عبدی شدند بهنام ابراهیم زاده در ادامه تاکید کرد که حق او آزادی است از روز شروع اعصاب غذا این معلم شریف ۲۵ روز میگذرد و خبرهای نگران کنده به گوش میرسد مبنی بر اینکه حال عمومی اسماعیل عبدی روبه وخامت هست و دچار بیماری های از قبیل آفت فشار و غلظت خون و نارسائی کلیوی شده است مسوولان قضایی تا الان هیچ جوابی به خواستهای بر حق این معلم عزیز نداده اند بهنام ابراهیم زاده در بخشی از صحبت های خود خطاب به دستگاه قضایی و امنیتی تاکید کرده که آقا اسماعیل عبدی جرمی مرتکب نشده ایشان نه اختلاس کرده نه دزدی تنها خواسته ایشان یک زندگی انسانی برای همه زحمتکشان هست و این یک خواسته صنفی بوده و ما فعالین کارگری از اعضای کمیته پیگیری حمایت خود را از اسماعیل عبدی اعلام میداریم و خواهان آزادی بی قیدوشرط او هستیم ٬٬
جای معلم زندان نیست
جای او در کلاس درس هست

بهنام ابراهیم زاده و اعضای کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری ایران در حمایت از اسماعیل عبدی معلم زندان
به امید آزادی همه زندانیان
کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری ایران
۳ خرداد ۱۳۹۶

جلسه قدم اول موضوع بحث “امپریالیسم و رابطه ان با سرمایه دار” قسمت اول

جلسه قدم اول موضوع بحث “امپریالیسم و رابطه ان با سرمایه دار” قسمت اول

Untitled-1
فایل صوتی جلسه جمع قدم اول مورخه ی یک خرداد ۱۳۹۶ موضوع بحث عبارت بود از ” امپریالیسم و رابطه آن با سرمایه داری” این بحث توسط محمد اشرفی طرح شد و بقیه رفقا ادامه دادند و چون بحث تمام نشد قرار گردید هفته اینده ادامه یابد.

ششمین جلسه پالتالکی جمع قدم اول روز یکشنبه ۱۱ جون ۲۰۱۷ برگزار خواهد شد.

Untitled000-1
موضوع جلسه ششم عبارت است از : ” انقلابی که دنیا را تکان داد ” این موضوع مربوط است به صدمین سالگرد پیروزی انقلات اکتبر که در جلسه تلاش خواهیم کرد از درسهای و تجربیان ان و متد و روش رفقای بلشویک و دلایل پیروزی و اثرات آن در جهان بگوییم ، جلسه در تاریخ ۱۱ جون ۲۰۱۷ روز یکشنبه ساعت ۲ بعد از ظهر به وقت تورنتو برگزار خواهد شد
مشخصات اطاق در افیش موجو در این صفحه قرار دارد .

موضوع جلسه پنجم پالتالکی جمه قدم اول :”سلاح طبقه کارگر در پیش برد امر انقلاب چیست؟ “

Captbure

پنجمین جلسه پالتالکی جمع قدم اول با موضوع “سلاح طبقه کارگر در پیش برد امر انقلاب چیست؟” در تاریخ ۷ می ۲۰۱۷ برگزار شد ارایه دهنده بحث محمد اشرفی بود و تعدادی دیگر از رفقا بحث را گسترش دادند . موضوع بحث جلسه ششم که در تاریخ ۱۱ جون ۲۰۱۷ روز یکشنبه برگزار خواهد شد عبارت است از : ” انقلابی که دنیا را تکان داد” این بحث مربوط به انقلاب اکتبر است که اکنون درصدمین سال آن هستم

این شعر را تقدیم به رفیق فرزاد کمانگر و رزمندگان کمونیست می کنم.

farzad_kamangar_students2

کمان او ،ابروی کمان ش بود.
فرزاد،
همزاد ما بود،
فرزاد کمان گر،
کمانگیر بود.
او با قامت سترگ
پا در رکاب ،خان علی و صمد بود.
کمان گیری که یک بار دیگر بر خواست،
تیر او نه در هوا و فضا، پرواز کرد،
نه بر تنه ی درخت گردوی نشست،
بلکه در وادی شور و عشق و رزم،
هنوز در پرواز است.
یک به یک،
دو به دو، … ،
بر هر دلی که پی رهایست، می نشیند،
بذر رزمی می نشاند،
سپس ،
باز به سوی دلهای دیگر،
پر می گشاید.
***
کمانگیر رزم ما این بار،
از میان معلمان ،
فرزاد کمان گر بود،
چون کمان گیری دیگر برخواست،
جان خود در تیر کرد،
شور و عشق رزمند گی را،
مشعل راه هزاران،
رزمنده ی شبگیر کرد.
هزاران لاله عاشق لبریز از سرخی رزم را،
بذر راه رفاقت خویش کرد.
آنگاه با شور و عشق، جان خود در تیر کرد.
جان خود را پر پرواز تیر کرد .
تیر را رها، به سوی جغد شوم پیر کرد.
***
کمان او ،
ابروی، کمان ش بود.
تیر او،
سخن شیرینش بود.
تیری که هنوز در پرواز است.
مشغول شکار دلهای عاشق رزم است.
تیر او که ،
سخن شیرینش بود.
سخنی که بر خواسته از درونش بود.
***
افق را کران تا کران ،
با چشم رزمندگان ،
نگاه کن،
خون فرزاد است،
که با پری از جان فرزاد ،
در پرواز است،
با قلب هر رزمنده ی آزادی، همراه است.
با انگشتان هر نوازنده شور و عشق، هم ساز است.
مرکب قلم شاعر انقلابی ، خون فرزاد است.
با پچ پچ درد آلود کودکان کار و خیابان ، همراز است.

آنچه ، در دستان هر کمونیستی ، سلاح بران است.
خون رفقای، چون فرزاد است.
***
آری ،
این تیری که با پری از جان فرزاد در پرواز است ،
این پرچم سرخ لاله گونی که در اهتزاز است ،
خون سرخ فرزاد، که،
اکنون پرچم ما ،
در میان و بر فراز توفان رزم، رقصان است.
شعله های رقص ش،
بر بلندای میدان نبرد رهای انسان،
رهنمای به سوی ،
سوسیالیسم است.
این تیر سرخ که با پری از جان فرزاد در پرواز است ،
پرچم سرخ ماست ،
در میدان رزم بی وقفه،
در اهتزاز است.

محمد اشرفی
۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۶

انتخابات ۱۳۹۶ جمهوری اسلامی و موضع کارگری ( تحریم)

Capture

این صحبت ها در مراسمی انجام شده است که ۶ می ۲۰۱۷ به مناسبت اول ماه می در تورنتو برگزار شده بود ، در رابطه با تحریم انتخابات از موضع کارگری و دلایل آن و همچنین در رابطه با انفجار معدن یورت و رسالت روز جهانی کارگر و وظایف انقلابیون در جهت همبستگی طبقاتی داخلی و جهانی کارگران می باشد

فراخوان برای جمع آوری و تهیه مطالب در رابطه با انقلاب اکتبر.

nashriye-shomare-11های مترقی در سراسر جهان صدمین سالگرد انقلاب اکتبر را ضمن بزرگداشت، به سالی برای یاد گیری و بکار گیری تجارب انقلاب اکتبر تبدیل کرده اند. جمع قدم اول آگاه به این وظیفه و در همبستگی با جنبشِ آموزش از انقلاب اکتبر بویژه با توجه به اهمیت و ضرورت ایجاد حزب انقلابی پرولتاریائی در تدارک دوازدهمین شماره نشریه می باشد.
این شماره ویژه نامه ای خواهد بود در باره انقلاب اکتبر، انقلابی که دنیا را از بنیاد تکان داد. برای انجام بهتر و شایسته این وظیفه احتیاج به نیروی بیشتری ست و بدین جهت از همه شما رفقا و دوستان تقاضا داریم در این زمینه ما را یاری کنید جمع آوری و ارسال مطالب در زمینه های زیر را پیشنهاد داریم
نوشته های لنین در باره انقلاب اکتبر،
نوشته های دیگران در باره ی انقلاب اکتبر،
بخصوص در ایران و کشور های همجوار ایرانیان و همسایگان، نشریه جمع قدم اول از مقالات رسیده استقبال می کند.
لازم به ذکر است که مهلت تهیه ، جمع آوری و ارسال مقالات از امروز لغایت ۱۰ /۳/۱۳۹۶ می باشد.

جمع قدم اول (تدارک حزب انقلابی طبقه کارگر)
۱۲/۲/۱۳۹۶

مصاحبه رفیق علی پیچگاه با تلویزیون دریچه در رابطه با شورا های کارگری در انقلاب ۵۷ در شرکت نفت.

مصاحبه رفیق علی پیچگاه با تلویزیون دریچه در رابطه با شورا های کارگری در انقلاب ۵۷ در شرکت نفت.Capture

این فریادها بی صدانیست!!! ( ۲)

این فریادها بی صدانیست!!! ( ۲)

Untitled-تمام

 

این فریادها بی صدانیست!!! ( ۲)
با من سخن بگو!!!
با تو سخن می گویم،
تو که در، سر زمین اختلاس،
اسلامی شده ،
زندگی می کنی.
با من سخن بگو ،
من همزاد تو هستم،
با من سخن بگو،
به من بگو ،
روز و شب را چگونه ،
پشت سر می گذاری؟
با طناب ، از گلو خود را می اویزی؟
یا ، با بنزین ، خود سوزی می کنی؟
از پل عابر می پری؟
زیر آوار می مانی؟
جنازه ات همسفر سیل می شود؟
زیر کوله بار سنگین زیر برف یخ می زنی؟
یا،
با گلوله شلینک شده از کمین گاه سرباز اسلام،
کشته می شوی؟
با تنفس ریز گرد و غبار و دود،
سرطان گرفته، می میری؟
در معدن مدفون می شوی؟
زیر شکنجه ی،
سربازان گمنام اسلام کشته می شوی؟
در زندان با حکم قصاص آویزان می شوی؟
یا بر اثر شرم از بی پولی،
مقابل فرزندانت دق می کنی؟
با من سخن بگو،
هر سال ، چندین بار کشته می شوی؟
و ،
هر بار در کجا می میری؟
پشت در کارخانه ای بسته شده ؟
یا در مدرسه فروخته شده ؟
یا در بیمارستانی که هزینه اش،
بیش از ارزش انسان است؟
یا در مقابل مجلس اسلامی،
مجلس اختلاس و رشوه خواری ،
تحصن می کنی؟
در ساختمان نا امن اسلامی شده،
که امنیتش را اختلاس کردند،
به دل آتش می زنی؟
در کوهها و دشت های یخ زده،
با باری،
چهار برابر وزن خود بر دوش،
با در امدی،
چهار برابر زیر خط فقر،
برای کار فرمای ،
چهل میلیون بار بی درد تر از تو ،
بار بری می کنی؟
در کوهها و دشت های،
چهار برابر سردتر از طاقت انسان،
یخ می زنی ، و می میری؟
یا هنوز گور خوابی،
و در رویاهایت اطاق کوچکی را ،
به شکل قصر می بینی؟
تو می دانی،
و من می دانم،
به جزء یک راه چاره ای نمانده،
همه ای راه ها به روی تو بسته است،
می دانی ،
همه ی راه ها را امتحان کرده ای،
اکنون ،
منتظر کدامین مجعزه ای؟
در انتظار کدامین ناجی نشسته ای ؟
چرا در انتظاری ؟
چرا قیام نمی کنی؟
می دانم ،
می دانم،
تو نمی ترسی،
چیزی برای باختن نداری،
با من ، سخن بگو،
چرا قیام نمی کنی؟
اگر از مرگ هراسی نداری ؟
به سازماندهی ،
به قیام ،
به سازماندهی قیام ،
به انقلاب باندیش.
این تنها راه نجات است!!!

م.اخگر
۲۸ فروردین ۱۳۹۶

این فریادها بی صدانیست!!! (۱)

کارخانه ها را بسته اند   این شعر به مناسبت روز اول ماه می ۱۳۹۶ به کارگران، معلمان ، دانشجویان ، پرستاران ، بازنشستگان و جوانان انقلابی ، که با رزم خود طی سالهای پیش بخصوص سال ۱۳۹۵ که ۷۴۰۰ اعتراض و اعتصاب را پیش بردند و جمهوری اسلامی سرمایه داری را به وحشت انداخته اند، تقدیم می شود
۸۲۷۰_n
این فریادها بی صدانیست!!!

فریاد میزنم ،
با هم فریاد می زنیم،
ما می خواهیم، در :
اجتماع ،اقتصاد، سیاست
عدالت ، برابری ، آزادی ،
حکومت کارگری!!!
تنها راه نجات
سوسیالیسم است،
زنده باد سوسیالیسم!!!
***
امروز:
سرمایه داری حاکم است،
کارخانه ها را اسلامی کردند!
کارخانه ها را بسته اند،
بودجه اش را اختلاس کرده اند،
از دفتر مرکزی گفتند :
” سلام برادر،
کار تمام شده،
تو”
” اخراجی”
بیکار شدی!
اگر از مرگ هراسی نداری ؟
به سازماندهی ،
به قیام ،
به سازماندهی قیام ،
به انقلاب باندیش.
این تنها راه نجات است!!!

***

سر چهار راه ،
در پیاده رو،
دستفروشی می کنی،
این بار ،
به شهرداری اسلامی شده ،
بی سیم می زنند ،
این بار ،
گروه ضربت،
سینه چاک سرمایه و اختلاس،
معابر را سامان می دهند،
با لباس تیره و یک دست ،
از شهرداری امده اند،
به تو می گویند :
سد معبر کرده ای،
شهر را زشت کرده ای،
بساطت را غارت می کنند،
و خودت را سیر، کتک می زنند،
اگر از مرگ هراسی نداری ؟
به سازماندهی ،
به قیام ،
به سازماندهی قیام ،
به انقلاب باندیش.
این تنها راه نجات است!!!

***

کلیه ات را می فروشی،
کودکی را ،
که هنوز متولد نشده، می فروشی،
رحم ات ،
وکودک دو تا ۱۰ ساله ات را ،
اجاره می دهی،
سپس خودت را می فروشی،
تا ، شاید،
” معاش زندگی را تهیه کنی”
راستی !
کدام زندگی؟!
اما ،
در حکومت اسلامی ، مساوی اختلاس،
در سرزمین ،
الله ، امام و نایب بر حقش،
معاش زندگی آنقدر گزاف است،
که تو نمی توانی ،
با فروش ، هر انچه که داری،
یا با اجاره ، و
فروش کلیه،
نوزاد، فرزند و خودت،
چرخ آن را،
بچرخانی،
روزی هزار بار می میری،
اما هنوز می ترسی قیام کنی،
آماده ای ، همه چیزی را بفروشی،
در خیابانها ،
حاشیه، شهر ها و اتوبانها،
در گورستانها آواره شوی،
کارتون خواب و گور خواب شوی،
حلق آویز و خود سوزی کنی،
اما ،
هنوز حاضر نیستی قیام کنی،
چرا؟

از مرگ،
گور خوابی و اوارگی ،
جزء نیستی،
چه داری ؟
که با،
قیام نخواهی داشت؟
وقتی از مرگ نمی هراسی،
به قیام باندیش؟
اگر از مرگ هراسی نداری ؟
به سازماندهی ،
به قیام ،
به سازماندهی قیام ،
به انقلاب باندیش.
این تنها راه نجات است!!!

***

خدا پرستان می گویند :
“این مشعیت الهی ست،
راضی باش به رضای خدا”
وقتی تو،
راضی به رضای خدا هستی،
وقتی تو،
در مقابل مشعیت الهی ،
به جای گردنکشی ،
سر تعظیم فرود می اوری،
خدا پرستان،
دستمزد تو را معوق می کنند،
تو را اخراج و بیکار می کنند،
کودکانت را خیابانی،
زنان و دخترانت را برده جنسی ،
با صیغه ای موقت،
به حراج می گذارند ،
و یا به نام غنائم اسلامی ،
در بازار های برده فروشی ،
کراچی،
دوبی،
شارجه و
فجیره ،
حراج می کنند،
و تو ،
هنوز راضی هستی،
به رضای خدا،
اگر از مرگ هراسی نداری ؟
به سازماندهی ،
به قیام ،
به سازماندهی قیام ،
به انقلاب باندیش.
این تنها راه نجات است!!!

***

برای اینکه ،
بیکار و گرسنه نباشی،
تن به کولبری می دهی،
از فرسنگ تا فرسنگ ،
چهار برابر وزن خود بار می بری،
در این کوهها پشت هر سنگی ،
کمین گاهیست برای کشتن تو،
سر بازان اسلام ناب محمدی،
آری اسلام،
تو بخوان : اسلام، مساویست با اختلاس،
آری سر بازان ،
اختلاس و دزدی،
پشت هر سنگی ، در کمین نشسته اند،
تا با کشتن تو ،
سود سرمایه را حفظ کنند،
در گوشت زمزمه می کنند :
نگران خانواده نباش ،
تو آسوده بمیر،
اینجا سر زمین امام زمان ،
امام عادل است،
کودکان کوچک خیابانی شده ، به اجاره می روند،
زنان و دختران ، به صیغه موقت می روند.
تو آسوده بمیر،
با گلوله،
زیر یخ،
حلق اویز ،
خود سوزی با بنزین،
خود را پرت کن از پل هوایی،
زیر اوار ساختمان فرسوده بمان،
چنازه ات را به سیل بسپار،
در هوای الوده خفه شو،
از دکل برق پرتاب شو،
یا در معدن مخروبه ای مدفون می شوی،
در زیر مشت و لگد ،
سربازان گمنام جان می دهی،
و …
آری تو ،
تو که نان آور خانه ای هستی ،
تو آسوده بمیر ،
ملایانی زنده اند، که
نامه ای استغاثه آمیز ،
فرزندانت را برای امام زمان ،
به عربی ترجمه می کنند ،
تا در چاه جمکران ،
کرم ها و حشرات
روی خطوط جدول آماری شاخص تورم،
بانک مرکزی ،
یا مرکز آمار ،
یا دیگر آمارهای دروغین،
دهها بار رو به نزول گرد شده،
بالا و پایین رفته ،
بخوانند و از خنده ریسه روند ،
غش کرده و بمیرند،
چرا که آرزوهای ما در حکومت اسلامی سرمایه ،
به قوی ترین حشره کش تبدیل شده ،
برای حکومت اسلامی ،
برای حکومت اختلاس فرقی ندارد ،
انسان می میرد یا حشره،
اگر از مرگ هراسی نداری ؟
به سازماندهی ،
به قیام ،
به سازماندهی قیام ،
به انقلاب باندیش.
این تنها راه نجات است!!!

***

شغل ات را گرفتند،
هر امکانی را از توسلب کردند،
آسایش ات را اختلاس کردند،
و …
اگر با صد زرنگی ،
هنوز با گلوله شلیک شده ،
سربازان اسلام کشته نشدی ،
تراژدی هنوز پایان نیافته،
آسمان ،
این جولانگاه خداوند بخشنده و مهربان ،
دامی بس سرد و دهشت ناکتری،
گسترده است،
زیر برف یخ می زنی ،
این بار ،
با جانت اختلاس می کنند،
آری با جانت اختلاس ،
اگر از مرگ هراسی نداری ؟
به سازماندهی ،
به قیام ،
به سازماندهی قیام ،
به انقلاب باندیش.
این تنها راه نجات است!!!

***

آب،
هوا،
و غذا را آلوده اند،
سلامتی را اختلاس کردند،
تو هر روزبه جای مزد کار ،
سرطان می گیری،
مدرسه و دانشگاه را،
خصوصی کردند ،
علم و دانش ، اگاهی را،
اختلاس کردند،
همه چیز زندگی را اسلامی ،
اختلاس کردند،
خوب می فهمی، اسلامی یعنی چی؟
اینجا زندگی اسلامی است ،
با زندگی کاری کردند که ،
مرگ زیباتر از زندگی است ،
اینجا زندگی اسلامی است،
از این رو ست که تو،
خود را حلق آویزی می کنی ،
راستی ،
هراسی از مرگ نداری؟
اگر از مرگ هراسی نداری ؟
به سازماندهی ،
به قیام ،
به سازماندهی قیام ،
به انقلاب باندیش.
این تنها راه نجات است!!!

***

یادت هست؟
امام بزرگ نهیب زد :
همه چیز را اسلامی می کنیم ،
همه شما را اسلامی می کنیم ،

به یاد داری؟
امروز تو با هر چیزی روبرو می شوی،
اسلامی است،
با هر چیزی روبروی می شوی،
اختلاسی شده است ،
زیر آوار ساختمان اسلامی شده ،
که امنیتش را اختلاس کردند ،
می مانی،
زیر برف و یخ ،
زنده بگور می شوی ،
شغل ات را اسلامی کرده اند،
باران رحمت با اختلاس به سیل تبدیل شده،
هستی ات را با خود می برد،
با هر نفسی ،
ریز گرد ها و غبار و دود اسلامی شده را،
در ریه هایت پر می کنی،
و جان می کنی،
کودکی ات را دزدیده اند ،
کودکی خودت و کودکانت را اسلامی کردند،
بازی و مدرسه را از توسلب کردند ،
معیشت تو را اختلاس کردند،
بیکار شدی ،
حاشیه نشین
دستفروش و
کولبر شدی،
کارتون خواب ،
زن خیابانی،
کودک کار و خیابان ،
صیغه موقت شدی،
معتاد و گور خواب ،
مجرم و زندانی ،
محکوم به ابد و اعدام شدی ،
اکنون داری می میری،
اما هنوز …
چرا …؟
هنوز ،سکوت کردی!!!
هنوز در انتظار مجعزه ای از چاه هستی؟
چشم انتظار ناجی مانده ای؟
در انتظار کدامین ،
اسب سفید، راکب مرده ای ،
که لاشه اش را قرن ها پیش کرم ها تناول نکرده اند؟
در انتظار کدامین شال سبزی که،
کرم ها در درون جمجه ی خالیش که ،
از ازل پوک بود ،
از بی غذای نمرده باشند؟
اگر از مرگ هراسی نداری ؟
به سازماندهی ،
به قیام ،
به سازماندهی قیام ،
به انقلاب باندیش.
این تنها راه نجات است!!!

م.اخگر
۱۰/ ۲/۱۳۹۶

( شش تشکل ) قطعنامه مشترک تشکل های مستقل کارگری به مناسبت روز جهانی کارگر ۱۳۹۶

۱۶۱aرگران، معلمان، پرستاران، بازنشستگان و دانشجویان ، پیش به سوی اعتراضات متحدانه و سراسری برای پایان دادن به ظلم و ستم و نابرابری، پیش به سوی بر پائی تشکلهای مستقل محلی و سراسری.
امسال ما تشکلها و نهادهای مستقل کارگری در حالی دوشادوش هم، صفی متحد را به مناسبت اول ماه مه روز جهانی کارگر شکل داده ایم که جنبش عظیمی در جای جای کشور علیه فقر و فلاکت و ستم و تبعیض در جریان است و مبارزات عدالتخواهانه کارگران، معلمان و دیگر اقشار زحمتکش جامعه به نحو کم سابقه ای در حال سازمانیابی بیشتر، آگاهانه تر شدن و سراسری شدن است.
راهپیمائیهای اعتراضی کارگران همراه با خانواده هایشان در خیابانها، شکل گیری صفی متحد و سراسری در میان کارگران، دانشجویان، روزنامه نگاران، وکلا، معلمان و اساتید دانشگاه در مبارزه علیه لایحه اصلاحیه قانون کار، اعتراضات سراسری کارگران برق و مخابرات و معلمان شاغل و بازنشسته، تجمعات بی وقفه و متحدانه بازنشستگان لشکری و کشوری، شکل گیری اعتراض در شرکت ملی نفت و دیگر صنایع کلیدی و اعتراضات گسترده علیه امنیتی کردن فعالیتهای صنفی و مدنی، نمودهایی از این سازمانیافتگی، آگاهی و سراسری شدن مبارزات کارگران و زحمتکشان است که میرود جنبش کارگری ایران را در جدالی آشتی ناپذیر و تعیین کننده با وضعیت فلاکتبار موجود قرار بدهد.
چنین سطح کم سابقه ای از مبارزات متحدانه و سراسری بخشهای مختلف طبقه کارگر در شرایطی با شتاب فزاینده ای در حال گسترش است که سرمایه داری بحرانزده ایران بر بستر ناتوانی، عجز و درماندگی از پاسخ به معضلات حاد اقتصادی، سیاست انجماد قانونی حداقل مزد و تحمیل بی حقوقی مطلق بر طبقه کارگر را در پیش گرفته است. در حالی که نهادینه شدن قراردادهای موقت و شرکتهای پیمانکاری، کارگران و کارمندان زحمتکش بخش خصوصی و دولتی را به بردگی کشانده و بیکاری و دستمزدهای چند برابر زیر خط فقر و عدم پرداخت به موقع دستمزدها، میلیونها خانواده کارگری را به مرز بی تامینی مطلق سوق داده و بر این بستر، پدیده های ضدانسانی همچون کارتن خوابی و گور خوابی، کار کودکان، اعتیاد، تن فروشی و تباه شدن آینده جوانان بیداد میکند، تازه می خواهند تا با ایجاد تغییرات ضد کارگری بیشتر در قانون کار، تصویب انواع لوایح ضد کارگری در مجلس شورای اسلامی و نهادینه کردن فقر و فلاکت از طرق مختلفی همچون موجه خواندن کلیه فروشی برای رفع مشکلات اقتصادی اقشار فرودست جامعه، بیش از پیش منافع چپاولگرانه خود را تامین کنند.
ناتوانی بی سابقه سرمایه داری حاکم بر ایران در حل معضلات حاد اقتصادی و در پیش گرفتن سیاست تحمیل بی حقوقی و فقر و فلاکت هر چه بیشتر بر طبقه کارگر به علاوه سیاست تشدید سرکوب اعتراضات کارگری و امنیتی کردن فعالیتهای صنفی و مدنی به عنوان یگانه پاسخ حکومتگران به مطالبات انباشته کارگران و دیگر اقشار زحمتکش جامعه، مجموعه عوامل غیرقابل انکاری هستند که بر متن آن مبارزات بی وقفه کارگران و زحمتکشان ایران، هر دم متحدانه تر، سراسری تر و تعیین کننده تر به پیش خواهد رفت. بدیهی است با تداوم وضعیت موجود، موج غیرقابل برگشتی از اعتراضات گسترده کارگری سراسر کشور را در بر خواهد گرفت.
ما امضا کنندگان این قطعنامه با تاکید بر صلح جهانی و محکوم کردن هر گونه سیاست جنگ افروزانه از سوی تمامی دولتها و جریانات جنگ طلب در منطقه خاورمیانه که هزینه های اقتصادی و جانی آن تماما بر دوش ما کارگران و زحمتکشان است، همبستگی خود را با کارگران جهان اعلام میکنیم و با هشدار نسبت به تداوم وضعیت فلاکتبار کنونی، بر تحقق خواستهای زیر به عنوان حداقلهایی برای برونرفت از شرایط غیر قابل تحمل موجود پای می فشاریم.
۱- افزایش فوری حداقل دستمزد بر اساس سبد هزینه مطابق با استانداردهای زندگی امروزی (امسال، چهار میلیون و پانصد هزار تومان) و پرداخت بیمه بیکاری به کارگران بیکار و جوانان آماده کار به میزان حداقل مزد
۲- پایان دادن به امنیتی کردن اعتراضات صنفی و مدنی، ممنوعیت تعقیب قضائی و وارد کردن اتهامات امنیتی نسبت به فعالیتهای صنفی، سیاسی و مدنی، لغو مجازات اعدام و شلاق، لغو کلیه احکام صادره علیه فعالان کارگری، معلمان و دیگر جنبشهای آزادیخواه و عدالتطلب و آزادی بی قید و شرط اسماعیل عبدی ، بهنام ابراهیم زاده و همه فعالان کارگری، معلمان و فعالان سیاسی و اجتماعی در بند
۳- آزادی بی قید و شرط ایجاد تشکلهای مستقل، اعتصاب، اعتراض، راهپیمائی، تجمع، اندیشه و بیان، احزاب و مطبوعات
۴- پرداخت فوری مطالبات معوق کارگران، بازنشستگان، معلمان و کارمندان بخش خصوصی و دولتی، همراه با خسارت دیر کرد و تصویب قانونی برای جرم دانستن عدم پرداخت حقوق و مزایا
۵- تامین امنیت شغلی و توقف اخراج سازیها، بر چیده شدن قراردادهای موقت و سفید امضا، برچیده شدن شرکت‌های تامین نیروی انسانی و پیمانکاری، قرار گرفتن کلیه کارگران شاغل در کارگاه‌های کوچک ، مناطق آزاد و ویژه تحت پوشش کامل قانون کار و اجرای کردن بیمه کارگران ساختمانی
۶- قطع دست دولت از صندوقهای بازنشستگی، سپردن اختیار صندوق سازمان تامین اجتماعی و دیگر صندوقهای بازنشستگی به هیات امنایی از نماینده های منتخب اعضا، محاکمه غارتگران صندوقهای بازنشستگی و جبران خسارتهای وارده به آنها
۷- با توجه به ضد کارگری بودن قانون کار موجود، این قانون باید تغییر و هر گونه اصلاح و دست بردن در آن باید از طریق وسیع ترین اطلاع رسانی به کارگران و با دخالت مستقیم نماینده های منتخب مجامع عمومی آنان در سراسر کشور صورت بگیرد
۸- ممنوعیت کار کودکان و فراهم کردن امکانات زندگی، تحصیل رایگان و برابر برای همه کودکان فارغ از تعلق خانوادگی، جنسیت، قومیت و مذهب مطابق با استانداردهای پیشرفته امروزی
۹- برقراری بالاترین استانداردهای ایمنی کار در تمامی محیطهای کارگری
۱۰- بر چیده شدن تمامی قوانین تبعیض آمیز نسبت به زنان و برابری کامل و بی قید و شرط حقوق زنان و مردان در تمامی عرصه های زندگی اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و خانوادگی
۱۱- به رسمیت شناخته شدن حق شهروندی برای مهاجرین افغانستانی و دیگر مهاجران و منع هر گونه اعمال تبعیض آمیز علیه آنان
۱۲- اول ماه مه روز جهانی کارگر باید تعطیل رسمی اعلام و هر گونه ممنوعیت و محدودیت برگزاری مراسم این روز ملغی شود
اسامی تشکلهای امضا کننده به ترتیب حروف الفبا:
۱- اتحادیه آزاد کارگران ایران
۲- انجمن صنفی کارگران واستادکاران ساختمانی مریوان وسرواباد
۳- انجمن صنفی کارگران برق و فلزکار کرمانشاه
۴- سندیکای کارگران نقاش استان البرز
۵- کانون مدافعان حقوق کارگر
۶- کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری ایران

برگی از تاریخ برگزاری #اول_ماه_مه، روز جهانی کارگر (۱)

برگی از تاریخ برگزاری #اول_ماه_مه، روز جهانی کارگر (۱)
تهران – خیابان کارگر، پارک لاله – میدان آب نما – ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۸

kar001

روز جمعه ۱۱ اردیبهشت ۸۸ (روز_جهانی_کارگر) ساعت ۱۷طی فراخوانی که از طرف کمیته برگزاری مراسم اول ماه مه که متشکل از( کمیته پیگیری ایجاد تشکل‌های آزاد کارگری /سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه/ سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه/ اتحادیه آزاد کارگران ایران/ هیأت مؤسس بازگشایی کارگران نقاش و تزیئنات ساختمان/ کانون مدافعان حقوق کارگر/ شورای همکاری فعالین و تشکل های کارگر / کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری/ شورای زنان/ جمعی از فعالین کارگری) در خیابان کارگر، پارک لاله، میدان آب‌نما به عمل آمده بود بیش از ۱۵۰۰ نفر از فعالین کارگری و جمع کثیری از کارگران و دانشجویان و زنان در این مراسم شرکت کردند.
🔺روز جمعه – اول ماه مه کارگران، فعالین کارگری، زنان، دانشجویان، مردم و… نتوانستند شعارهایشان را فریاد کنند. چرا که در هر گوشه‌یی از پارک لاله ماشین‌های نیروی انتظامی با نیروهای زن و مرد خود در کمین کارگران نشسته بودند. شعارهای نوشته شده بیرون و پلاکاردها در دست گرفته نشد چرا که نیروهای انتظامی و اطلاعات و ارازل و اوباش لباس شخصی هر جمع سه نفره‌یی را متفرق و هر جمع بالای ده نفر را دستگیری و مورد ضرب و شتم قرار می‌داد. در یک لحظه تمامی کارگران -فعالین کارگری- دانشجویی- زنان و… گرد هم آمدند که این روز را با خوردن شیرینی جشن بگیرند که بلافاصله ماشین‌های گشت نیروی انتظامی تمام محیط و میدان آب‌نما را محاصره و لباس شخصی‌ها و نیروهای اطلاعاتی و بسیجی با باتوم و مشت و لگد و فحش و ناسزا به جان تجمع نیمه جان افتاده و بیش از ۲۰۰ نفر از کارگران، فعالین کارگری، زنان و مردم عادی را دستگیر و مورد ضرب و شتم قرار داده و با فریاد و ناسزاهایی ناموسی مردم را از پارک لاله اخراج و تا اواسط خیابان کارگر مورد ضرب و شتم قرار داده و با تصرف موبایل‌ها و دوربین‌ها اجازه هر نوع عکسی را از مردم و خبرنگاران و فعالین کارگری و کارگران و زنان را گرفتند.
( منبع: بخشی از اطلاعیه کمیته پیگیری ایجاد تشکل‌های آزاد کارگری در تاریخ ۱۳۸۸/۲/۱۱ )

در روز همبستگی جهانی کارگران چه باید گفت و چه کرد ؟

در روز همبستگی جهانی کارگران چه باید گفت و چه کرد ؟

image_139

کسی نیست که از وضع بد جوامع جهانی و ایران سخن نگفته باشد ، بحران سرمایه داری سراسر جهان را فرا گرفته و ایران در کلیه زمینه یکی از بدترین ها محسوب می شود. بیانیه و اعلامیه ها لبریز از وضع زندگی اسفناک کارگران و بی کاران و زحمتکشان و دیگر حقوق بگیران است. اما در برابر این اوضاع راه حل های متفا وتی ارائه می شود . احزاب ودسته های گوناگون طبق جهان بینی ،موقعیت طبقاتی و اجتماعی خود راهکارهای مقبول خود را پیشنهاد می کنند.
ما در جمع قدم اول برای تدارک ایجا د حزب انقلابی طبقه کارگر در سمت طبقه کارگر ایستاده و از موقعیت تاریخی این طبقه به اوضاع می نگریم و راهکارهای برون رفت از این بحران ساختاری سرمایه را ارائه می دهیم :
سوسیالیسم تنها و تنها پاسخ به این اوضاع است. سرمایه داری سالهاست به مر حله ی گندیدگی و امپریالیستی رسیده و جها نی پر از تضادهای لاینحل ،جنگ و کشت و کشتار به وجود آورده است.
طبقه کارگر گور کن کل نظام سرمایه داری حاکم و سلطه گری است چون چرخ تولید با دست توانای این طبقه می چرخد ،در سازمان کار جامعه منظم و متشکل است و در براندازی نظام سرمایه داری همه چیز بدست می آورد.
بورژوازی و صاحبان قدرت سیاسی آن به آسانی صحنه را ترک نمی کنند. حق گرفتنی است و طبقه کارگر بدون مبارزه ،آنهم مبارزه ای سخت ،بغرنج و پیچیده ، مبارزه ای طولانی که هزاران افت و خیز دارد و بدون انقلاب سوسیالیستی نمیتواند آنرا سرنگون کند.
طبقه کارگر در طول این سالهای طولانی مبارزه توانسته براساس بررسی تاریخ جوامع بشری ،بر پایه ی پراتیک اجتماعی دوران رشد سرمایه داری و بکار برد کلیه دستاوردهای علمی بشر اصول اساسی را برای بیرون رفتن از این مخمصه جهانی که سرمایه داری بوجود آورده ارائه دهد. با توجه بکار برد ماتریالیسم – تاریخی و ماتریالیسم- دیالکتیک طبقه کارگر توانسته خود را به سطحی از آگاهی و رشد فکری برساند که از طریق حزب پیشرو خودش در برابر احزاب بورژوازی قد علم کند. امروز ما با طبقه ای روبرو هستیم که نه تنها بزرگترین نیروی اجتماعی است بلکه با ارائه اندیشه ها و راهکارها پاسخ گو به مشکلات کنونی دنیاست.
در این سالروز اول ماه مه ، ما در جمع قدم اول معتقدیم کلیه نیروهای وفادار به طبقه کارگر ،معتقد به رسالت تاریخی این طبقه باید علیه پراکندگی مبارزه کرده و از پراکندگی دست بر دارند، براساس برنامه ای اصولی از طریق تبادل نظر گام های لازم را برای ایجاد حزبی متحد و دارای پیوند ارگانیک و فشرده با طبقه کارگر تلاش کنند.
پیش بسوی یکی شدن برای ایجاد حزب انقلابی طبق کارگر ایران
کارگران به ندایی جان باخته شاهرخ زمانی پاسخ دهید متشکل شوید و فدراسیون سراسری خود را به وجود آورید. چاره ای طبقه کارگر وحدت و تشکیلات است.

پیش بسوی برگزاری هرچه با شکوه تر روز اول ماه مه
کارگران ملل سراسر جهان متحد شوید

جمع قدم اول (تدارک حزب انقلابی طبقه کارگر)
اول ماه مه ۲۰۱۷

پنجمین جلسه پالتالکی جمع قدم اول ( تدارک حزب انقلابی طبقه کارگر)

سلاح طبقه کارگر در پیش برد امر انقلاب چیست؟جلسه ۵

تعریف ما از اهداف و پروسه کاری که در جمع قدم اول پیش روی خود داریم.

Untitled-تمامهدف و تعریف ما از موضوع بستر سازی و مسیر و سبک کارو فعالیت در قالب جمع قدم اول ( تدارک حزب انقلابی طبقه کارگر) به شکل کلی در زیر به تصویر کشیده شده است لطفا با دقت توجه کنید و در صورت داشتن سوال با ما تماس بگیرید.لازم به توضیح است که نام ها می تواند در زمان خود تغییراتی را طبق نیاز و نظرات تشکیل دهنده گان بپذیرند. همچنین لازم است بدانیم حزب مورد نظر و بقیه تشکل های تصویر شده همگی در داخل ساخته خواهند شد و بیرون از ایران تنها حکم و نقش پشتیبان را خواهد داشت و لا غیر. تصویر زیر روند و مراحلی را به شکل تصویری و سطح به سطح رشد مبارزات را نشان می دهد که برای دست یابی به سلاح مبارزاتی کارگران لازم است و دقیقا” قرار است همین روند را برای دست یابی به مطالبات خود طی کنیم در تصویر رنگ ها ، سطوح مربوطه ، مراحل نوشتجات ، اشکال هندسی و … همگی سخن می گویند،که در یک هارمونی ارگانیک با یکدیگر پیام های مشترکی را مرحله به مرحله می رسانند.از یک محیط ارتجاعی که نیروها پراکنده هستند برنامه ریزی و سازماندهی متناسب با سطوح اگاهی شروع می شود و مرحله به مرحله سطح اگاهی متناسب با میزان و نوع سازماندهی با عناوین تشکیلاتی و با روشنی و گرمای رنگ های رشد یابنده نشان داده می شود تا جای که ذهنیت انقلابی متناسب شود با عینیت انقلابی که در چنین تناسبی همه سلاح های مورد نیاز انقلاب اماده شده و طبقه به همبستگی لازم رسیده اماده قیام و انقلاب است ،

نشریه شماره ۱۱ جمع قدم اول (تدارک حزب انقلابی طبقه کارگر)

نشریه شماره ۱۱ جمع قدم اول (تدارک حزب انقلابی طبقه کارگر)

nashriye shomare 11

Capture

 

کارگران پیشرو و کمونیست چه رفتاری باید در محل زندگی داشته باشند؟

Captureگفتگوی مصطفی اسد پور با محمد اشرفی ، عنوان این گفتگو عبارت است از ” وظایف فعالین کارگری و کمونیستی در محل زندگی” . گفتگو در این جهت را در فایل های بعدی با عنوان های مختلف و از جوانب متفاوتی ادامه خواهیم داد . انتظار داریم رفقا توجه کرده نقد و پیشنهادات خود را به این موضوع و یا موضوعات بعدی برای ما بنویسند شما رفقا می توانید از طریق ایمیل های افراد و یا جمع قدم اول نقد ها وپیشنهادات خود را به دست ما برسانید. و یا اگر موضوعات مشخصی لازم می دانید که به بحث گذاشته شود یا اینکه خودشما مایل هستید در گفتگوها شرکت داشته باشید لطفا” اعلام کنید تا برای اجرای آنها برنامه ریزی نماییم . موفق باشید جمع قدم اول (تدارک حزب انقلابی طبقه کارگر)
Category
People & Blogs

از مبارزه کارگران و مردم ترکیه دفاع کنیم!!!

  روی کلمه ” Hayir ” در عکس اردوغان کلیک کنید تا کلیپ را ملاحظه کنید ۴۴۱

کارگران ، انقلابیون و مردم مبارز ایران:
همان گونه که اطلاع دارید سرمایه داری ترکیه در پیوند جدید خود با ارتجاع اسلامی به نمایندگی اردوغان بخشی از سرمایه داری متحد شده با صف ارتجاعی اسلامی در منطقه که سالهاست در کنار جناحی از سرمایه داری جهانی وبخشی از امپریالیست ها در مقابل جناح دیگر از سرمایه داری و بخش های دیگری از امپریالیست منطقه را در آتش و خون قرار داده و هر روز به کشتار و استثمار طبقه کارگر و مردم و تخریب های بیشتر شهر ها و کشور و تخریب های بیشتر زیر ساخت های زندگی انسان دامن می زند. در جهت افزایش شدت استثمار و سرکوب و حاکمیت هر چه بیشتر ارتجاعی سرمایه داری اسلامی در ترکیه و به دنبال آن شدت بخشیدن به حزکت های ارتجاعی در منطقه حکومت اردوغان در صدد است روز ۱۶ آپریل ۲۰۱۷ رفراندم ارتجاعی که شباهت بسیار زیادی به رفراندم ۱۲ فروردین ۱۳۵۸ جمهوری اسلامی ایران دارد، برگزار کند. امروز همه ما وظیفه داریم هر چقدر که می توانیم به رفقا و مردم مبارز ترکیه که در مقابل سرمایه داری ارتجاعی اسلامی ترکیه به نمایندگی اردوغان ایستاده و نه می گویند کمک کنیم و از این طریق ضمن بر قراری پیوند بیشتر با انقلابیون ترکیه به حمایت از صف مبارزان انقلابی منطقه بر خیزم . ما در کمیته حمایت از شاهرخ زمانی ضمن محکوم کردن حرکت های سرکوبگرانه و رفراندم ارتجاعی در ترکیه همراه با رفقا و مردم مبارز ترکیه به ترفند ها و نقشه های ارتجاعی و سرکوبگرانه اردوغان “نه” ” hayir”می گوییم. و در این راستا از تشکلها ، فعالین داخل و احزاب ، سازمانها و محافل انقلابی می خواهیم قبل از ۱۶ آپریل ۲۰۱۷ به جهت مخالفت با ارتجاع در منطقه و ترکیه دست به فعالیت های اعتراضی مانند تظاهرات های خیابانی ، نشست های نقد و بررسی و اگاهی رسانی … و در صورت امکان تجمع های اعتراضی در مقابل سفارت خانه های ترکیه به جهت حمایت و دفاع و اعلام همبستگی با انقلابیون ترکیه سازماندهی نمایند .

ما هم به اردوغان و تمامی مرتجعین می گویم hayir
کمیته حمایت از شاهرخ زمانی
۹/۱/۱۳۹۶

Dear comrades,
As you already know Turkey is having a hard time in terms of political oppression. After the military coup attempt in 15 July 2016, Erdoğan has been pushing for a reactionary change of the whole political system. Along with mounting state repression, with thousands of people imprisoned, hundreds of thousands fired, mass demonstrations banned, etc., he seeks to establish a presidential political system in place of the existing parliamentary one.
The proposed (“imposed” would be more appropriate) constitutional amendment brings a presidential system with enormous executive powers granted to the president, with practically no checks and balances. This would be a totalitarian one-man regime. Erdoğan managed to get the parliament pass the bill for a referendum for this constitutional amendment. The date of referendum is 16 April and all opposition forces, despite heavy repression, work for a NO vote. We are fighting for that among workers too.
Public polls so far show that the number of yes and no votes are roughly equal. This is very disturbing for Erdogan and his clique. So they stage every kind of plots, in an effort especially to trigger a nationalist hysteria. State forces and thugs organised by the government party AKP (sided by the traditional fascist party, MHP, so-called “grey-wolves”) attack meetings hold by opposition forces.
In our work we raise the issue of referendum in factories and working class neighbourhoods wherever we are able to do that under existing repression. We also organise meetings with workers in our local offices in an effort to raise consciousness of workers about the dangers of such a regime change. As part of our work we produced a song about this issue. As we put the song on the internet it is quickly embraced and shared by a large audience. This is very encouraging for us. And we thought it would be useful to let you know about the song and its video. We translated the lyrics of it and made a version addressed to foreign audience, though the translation is a bit rough with inevitably reduced poetical taste compared to its original language. In any case, it gives quite a good sense of the lyrics. Here is the link:http://uidder.org/sites/uid6/files/hayir-klip.mp4
We hope you will enjoy it and let fellow workers and other people around you know it. One of the possibilities could be to share and distribute it through social media channels. (UID-DER’s facebook address: facebook.com/uidder.org)
https://www.facebook.com/uidder.org/videos/vb.612963398837276/1009941392472806/?type=2&theater

“دستگیری سعید یوزی فعال کارگری”

“دستگیری سعید یوزی فعال کارگری”

DIGITAL CAMERA
DIGITAL CAMERA

۲۶ اسفند ماه سعید یوزی فعال کارگری و عضو کمیته پیگیری در شهر کامیاران توسط لباس شخصی ها دستگیر شده و تا به حال از وضعیتش خبری نیست متاسفانه حکومت جمهوری اسلامی از موقعیت عید نوروز سو استفاده کرده فعال کارگری و عضو مبارز کمیته پیگیری را دستگیر کرده و وضعیت فعالین بخاطر موضوع عید باعث شده این مورد به موقع گزارش نشود . ما از تمامی تشکل ها و فعالین و احزاب و سازمانها می خواهیم برای روشن شدن وضعیت سعید یوزی و آزادی او دست به اقدامات حمایتی عملی و دفاعی بزنند . اخبار در مورد سعید متاقبا” به اطلاع رسانده خواهد شد.

کارگر زندانی ،زندانی سیاسی آزاد باید گردد.

کمیته حمایت از شاهرخ زمانی
۶/۱/۱۳۹۶

مصاحبه جمع قدم اول با رفیق مصطفی اسد پور موضوع ” بیکاری و بیمه بیکاری “

مصاحبه جمع قدم اول با رفیق مصطفی اسد پور موضوع ” بیکاری و بیمه بیکاری ”
Capture
مصاحبه جمع قدم اول با رفیق مصطفی اسد پور با موضوع ” بیکاری و بیمه بیکاری ” در تاریخ ۴٫فر.وردین ۱۳۹۶ توسط محمد اشرفی از جمع قدم اول انجام شده است و قرار شده مصاحبه های دیگری با موضوعات دیگری، اما نزدیک به مقوله بیکاری و بیمه بیکاری برای کارگران و مبارزات کارگران صورت بگیرد که به زودی تقدیم حضور بیندگان خواهند شد.

نوروزتان پیروز نوروزتان پیروز

paranegan-bahari
مردم شریف ایران، کارگران و زحمتکشان
با امید به آینده ای درخشان و طراوت بهاران در اندیشه ورزم، خجسته نوروز را به شما عزیزان تبریک می گوئیم و امید آن داریم همچون طبیعت، هر آنچه پژمرده و کهنه است را به دور ریخته و برای برپائی مناسبات انسانی عاری از هرگونه ستم و استثمار، چالش فرا گیرتری را همسو با مبارزات خستگی ناپذیر شما که در صحنه اصلی می باشید جهت سرنگونی نظام سرمایه داری حاکم به پیش بریم.
سالی که گذشت نمونۀ دیگری از مقاومت و مبارزه توده های کار و زحمت علیه ظلم و جور نظام سرمایه داری بود . در مقابل شقاوت قرون وسطایی و حیله و تزویرمذهبیِ دولت “تدبیر و امید” جمهوری اسلامی که سرآمد آن ایجاد یا عدم کنترل گرانی و تورم، دزدی و اختلاس و رشوه خواری و رانتخواری سران و آقازاده ها و حقوق و پاداش های نجومی مدیران که روند فقیر تر شدن اکثریت عظیم و ثروتمند شدن مشتی کوچک سرمایه دار را فزونی بخشید ؛ اعتراضات اوج بیشتری گرفت و مبارزات بی امان زنان، جوانان، پرستاران ، معلمین و در رأس آنان کارگران بی هراس از مرگ، شکنجه و زندان ادامه یافت.
تغییر وضعیت کنونی با وجود حاکمیتی که اینبار”مقام معظم رهبری” اش برای سال نو با شعار “اقتصاد مقاومتی” جهت “رفع بیکاری، مقابله با رکود و گرانی” بمیدان آمده و بدین اعتبار علیرغم تائید و تعیین سبد هزینه که بیش از دوبرابر حقوق و دستمزدهای جاری است، استثمارشوندگان را به “اقدام و عمل” در پیام نوروزی خود دعوت می کند، ممکن نیست. حاکمیتی که با وقاهت تمام هم چنان به سفره های خالی کارگران و زحمتکشان هجوم برده و در دو اقدام آخرین خود با تصویب ۲۴میلیون تومان دستمزد مدیران و تعیین ۹۳۰ هزار تومان دستمزد برای کارگران به مبارزات کارگران، معلمان، بازنشستگان و … که امید آن میرفت با مبارزات متشکل تر و متحد تر نظام استبدادی حاکم را به عقب راند دهن کجی می کند وبا حیله ای جدید مبنی بر “تهدیدات دشمنان و دشمنی آنها ” با “برجام” که گویا قرار بود تغییری جهت بهبود وضع معیشتی مردم باشد(حال آنکه منافع گروهبندی های دولتی را در مد نظر داشته و نه منافع اکثریت زحمتکش را) و لذا ناکامی آن، با ایجاد ترس و وحشت مردم را به ادامه ریاضت کشی “برای جلوگیری از آسیب پذیری” فرا خوانده و زنان دلیر و مبارز را به “تبعیت و پیرو و مطیع رهبر” دعوت می نماید تا بدین سان “همدلی و همزبانی ملت و دولت” فراهم آید.
رهایی از بی عدالتی های ناشی ازنظام سرمایه داری حاکم و حامیان امپریالیستی آن در گرو نابودی نظام مالکیت خصوصی بر ابزار تولید و مبادله و استثمار انسان از انسان می باشد که جایی برای حقه های اندرزگونه با وعده و پاداشهای بهشتی و یا مجازات دوزخی باقی نمی گذارد. از این رو سالی سخت تر و پُر مبارزه ای را در پیش رو داریم.
از آنجا که قدرت ما در تشکل یابی و وحدت در مبارزه ای سراسری علیه استثمارگران می باشد، راهی جز تشدید بازهم بیشتر مبارزات برای متشکل شدن با سمت و سوی همبستگی طبقاتی نیست. ما در جمع قدم اول با سرمشق قرار دادن آموزش های زنده یاد شاهرخ زمانی و الهام از روحیه عالی فعالین کارگری در زندان ها ی جمهوری اسلامی چون بهنام ابراهیم زاده: “من بهای وفاداری به مردم و کارگران را با زندگی ام خواهم داد…. مردم عزیز از شما می خواهم ایمان داشت باشید که آینده از آن ماست” در تحقق ایجاد حزب انقلابی کارگری – کمونیستی، ایجاد فدراسیون سراسری کارگران و اتحاد وسیع کلیه ستمدیدگان جامعه کنونی ایران که حاضرند تحت رهبری طبقه کارگر و حزب انقلابی پیشرو آن در انقلاب شرکت کنند به سهم خود می کوشیم این پرچم راستین را برافراشته تر سازیم.
با آرزوی سلامتی و مؤفقیت های پُرشکوه مبارزاتی د ر سال نو، نوروز را تبریک گفته و دستهای دردمند شما را به گرمی می فشاریم .

جمع قدم اول ) تدارک حزب انقلابی طبقه کارگر)
۳۰ اسفند ۱۳۹۵

خاطرات رفیق علی پیچگاه از مبارزات کمیته اعتصاب و شورای کارگری پالایشگاه نفت

Captur777e
خاطرات رفیق علی پیچگاه از مبارزات کمیته اعتصاب و شورای کارگری پالایشگاه نفت

فایل صوتی جلسه جمع قدم اول ( تدارک حزب انقلابی طبقه کارگر) مورخ ۲۹ اسفند ۱۳۹۵ سخنران رفیق علی پیچگاه موضوع سخنرانی بیان خاطرات ایشان از مبارزاتی که در کمیته اعتصاب و شورای کارگری پالایشگاه نفت تهران در دوره انقلاب داشتند ، این فایل از سری جلسات هفتگی جمع قدم اول است که توسط جمع قدم اول تهیه و توزیع گشته است

فایل جلسه سوم جمع قدم اول “شروط لازم برای ایجاد حزب انقلابی طبقه کارگر چیست؟”

فایل جلسه سوم جمع قدم اول “شروط لازم برای ایجاد حزب انقلابی طبقه کارگر چیست؟” Capturett

سومین جلسه پالتالکی جمع قدم اول در تاریخ ۱۹ /۱۲/۱۳۹۵ برگزار شد . موضوع بحث عبارت بود از “شروط لازم برای ایجاد حزب انقلابی طبقه کارگر چیست؟” بحث را رفیق جمشید طرح کرد .جلسه بعدی( چهارم) در روز یکشنبه ۹ آپریل برگزار خواهد شد ، موضوع جلسه چهارم عبارت است از ” نقش کلیدی طبقه کارگر در انقلاب”