نمونه ای از تراکت های توزیع شده در تبریز برای بزرگ داشت رفیق شاهرخ ۱،۲،۳،۴،۵‎

 نمونه ای از تراکت های توزیع شده در تبریز برای بزرگ داشت رفیق شاهرخ ۱

 

نمونه ای از تراکت های توزیع شده در تبریز برای بزرگ داشت رفیق شاهرخ ۲

 

نمونه ای از تراکت های توزیع شده در تبریز برای بزرگ داشت رفیق شاهرخ ۳

 

نمونه ای از تراکت های توزیع شده در تبریز برای بزرگ داشت رفیق شاهرخ ۴

 

نمونه ای از تراکت های توزیع شده در تبریز برای بزرگ داشت رفیق شاهرخ ۵

Untitled-1

IMG_20170720_201142

عامل انفجار در معدن زغال سنگ یورت جمهوری اسلامی است!!!

ضمن اعلام همدردی، به طبقه کارگر و خانواده معدن چیان کشته شده ،تسلیت می گوییم!

عامل انفجار در معدن زغال سنگ یورت جمهوری اسلامی است!!!
سرنگون باد حکومت اسلامی سرمایه داری

photo_2017-05-04_02-29-53
سران و مدیران و عوامل جمهوری اسلامی ۳۸ سال است ثروت و داری های مردم ایران را غارت می کنند، ۳۸ سال است مردم را با اشکال مختلف سرکوب و قتل عام می کند، این حکومت اسلامی در دهه شصت با دامن زدن و ادامه جنگ سرمایه های ایران را هدر داد و در جنگ جوانان را به کشتن داد و به بهانه جنگ انقلابیون را گروه گروه قتل عام کرد، و از روز اول بر قراری اش شروع به قتل عام در زندان ها و شهرها و روستاها و خانه به خانه کرد، زمانی با نقشه های خصوصی سازی باعث تحمیل هر چه بیشتر فقر در شهر ها و روستا ها شد ، با تحمیل خصوصی سازی ، آزاد سازی اقتصاد از یک طرف با رانت خواری، دزدی و اختلاس صنایع و موسسات را بین خود تقسیم کردند و از طرف دیگر باعث افزایش روز افزون فقر ، اعتیاد ، بیکاری و فحشا ، کودکان کار و خیابان، اخراج های گسترده و تعطیلی شتابان کارخانجات شدند، با خصوصی سازی آموزش و پرورش و آموزش عالی باعث باز ماندن کودکان و جوانان از تحصیل شدند، با خصوصی کردن بهداشت و درمان و کاهش بیمه ها باعث افزایش هر روزه بیماری در میان مردم شدند ، با قطع درختان و نابودی جنگل ها برای ساخت ویلا باعث تبدیل شدن باران به سیلاب شدند ، با سوء استفاده از آبهای سطحی و زیر زمینی باعث خشک شدن دریاچه ها و رود خانه ها و باعث ایجاد ریز گرد ها شده مردم را به کشتن می دهند ، مدتهای مددی با وارد کردن مواد غذایی آلوده باعث ایجاد و گسترش بیماری های خاص گردیدند، با ایجاد مناطق آزاد اقتصادی و با تغییرات مداوم قانون کار علیه کارگران و با تصویب قوانین جدید ضد کارگری و با واردات کالاهای که در ایران وجود دارند، هر روز بیشتر باعث بیکاری و فلاکت اقتصادی و ورشکستگی صنایع شدند و مدتی نیز با طرح انرژی هسته ضمن هدر دادن ثروت مردم و دزدی و اختلاس های هزاران میلیاردی و شکست طرح فوق کشور را به نابودی کشاندند، که اکنون طبقه کارگر مجبور است فشار های اقتصادی همه تخلفات حکومت اسلامی سرمایه داری را بر دوش بکشد،
حکومت اسلامی در دهه شصت تشکل ها ، سازمانها و احزاب و شوراها و مردم را قتل عام کرد ، روزی قیام مردم اکبر آباد و جاده ساوه را به خاک و خون کشید ، روزی قیام ۸۸ را سرکوب و کشتار می کند و روزی کارگران خاتون آباد را به گلوله می بندد ، روزی باعث خروج قطار از ریل و روز دیگر باعث فرو ریزی ساختمان پلا سکو می شود، روزی با ایجاد بیکاری مردم را وادار به کولبری و یخ زدن زیر برف می کند و امروز باعث انفجار در معدن زغال سنگ یورت می شود، چرا که به جای بر قرار ایمنی و هزینه کردن برای بر قراری ایمنی در کار بودجه ایمنی را اختلاس کرده اند و به جای برنامه ریزی و تامین ایمنی کارگران و محل کار آنها، مشغول برنامه ریزی فریب کاری با انتخابات نمایشی و افزایش اختلاس ها هستند.
دزدی ها ، اختلاس ها و رشوه خواری های حکومت اسلامی باعث گردیده هزاران کارخانه و کارگاه مانند تراکتور سازی ، هپکو ، چینی سازی ، صد ها کارخانه نساجی تعطیل شوند، یا رو به تعطیلی باشند ، این حکومت ضد کارگری به جای اینکه سرمایه و ثروت این کشور را برای نو سازی صنایع و به جای هزینه کردن برای ایجاد ایمنی کار در کارخانجات و در معادن ، به جای هزینه کردن برای جلو گیری از تعطیلی موسسات تولیدی و جلو گیری از بیکار شدن ، و به جای ایجاد شغل ، پول و ثروت این مردم را هزینه نمایش انتخابات و هزینه آقا زاده های پورشه سوار و اختلاس های هزاران میلیاردی می کند.
آیا عملکرد ۳۸ ساله حکومت اسلامی سرمایه داری ثابت نمیکند که تمامی حوادثی مانند انفجار معدن یورت ، فرو ریزی پلاسکو ، تعطیلی تراکتور سازی ، و … بحران های هپکو و برده داری در عسلویه و … حاصل وجود این حکومت است؟ کارگران و مردم ایران : تنها راه نجات از تمامی مشکلات و حوادث و فلاکت های اقتصادی و اجتماعی سرنگونی جمهوری اسلامی است، تا زمانی که جمهوری اسلامی بر قرار باشد مردم ایران روز خوش نخواهند داشت.
کارگران ، معلمان ، دانشجویان ، زنان و جوانان … :
برای نجات خود و کل مردم ایران از هر طریقی و هر روزنه ممکن که می شود به حکومت جمهوری اسلامی باید ضربه زد ، باید انقلابیون و کارگران پیشرو در تشکل های مختلف متشکل شوند ، این نظام کاملا” پوسیده است، ولی تنها از طریق تشکیلات منظم و آهنین می شود این حکومت فاشیستی اسلامی را نابود کرد. تنها چاره ما وحدت و تشکیلات است.
عامل کشته شدن معدنچیات یورت حکومت جمهوری اسلامی است .
سر نگون باد جمهوری اسلامی
بر قرار باد حکومت کارگری
کمیته حمایت از شاهرخ زمانی
۱۳/۲/۱۳۹۶

در دفاع و احقاق حقوق خانواده کشته شدگان فاجعه پلاسکو

در دفاع و احقاق حقوق خانواده کشته شدگان فاجعه پلاسکو
ما با استناد به قوانین و شواهد موجود علیه نهاد ها و مسئولین وقت آنها اعلام جرم می کنیم.
با توجه به اینکه در کل، جمهوری اسلامی مسئول فاجعه پلاسکو است، ما برای روشن شدن واقعیت ها و امکان تعقیب قضایی نهاد های که مستقیما” و قانونا” مسئول این فاجعه هستند را مجرم دانسته از نهاد های حقوقی بین المللی و داخلی می خواهیم پرونده جنایی علیه نهاد های نامبرده در زیر را باز کنند، از کانون وکلا، وکلای مستقل ، از اساتید و دانشجویان و از تشکل های آتشنشانان، تشکل های معلمان و کارگران از تشکل های زنان ، از مادران پارک لاله ، از مادران خاوران ، از کانون نویسندگان و … می خواهیم این اعلام جرم را از آن خود بدانند و برای بثمر رساندن ان در حد توان خود کمک و فعالیت کنند. همچنین از تمامی نهاد ها ، تشکل ها و سازمانها و احزاب و اشخاص که خواهان تعقیب قضایی مجرمین این فاجعه هستند می خواهیم ، با امضای این اعلام جرم آن را به خواست عمومی مردم ایران تبدیل کنند.
********************************************
در فاجعه دلخراش و مرگ‌بار ساختمان پلاسکو و شهادت آتش‌نشان‌های شهر، چهار نهاد به طور مستقیم مسئولیت دارند و تقصیرکارند و باید پاسخگو باشند:
۱- بنیاد مستضعفان و جانبازان:
به عنوان مالک ساختمان پلاسکو که ایمنی ساختمان را فراهم نکرده و به هشدارهای مستند سازمان‌ آتش‌نشانی بی‌توجهی نموده است.
۲- شهرداری تهران:
به دلیل عدم تخصیص بودجه‌ی مصوب به سازمان آتش‌نشانی برای تجهیز و به‌روزرسانیِ امکانات امدادرسانی اطفای حریقِ این سازمان، به دلیل قصور در اجرای بند ۱۴ ماده ۵۵ قانون شهرداری‌ها و عدم اجرای وظیفه‌ی خود برای رفع خطرِ محتمل‌الوقوع در پلاسکو که ناایمن بودن آن بارها تذکر داده شده بود، به دلیل قصور در مدیریت بحران پس از سانحه و قصور در عملکرد اداره‌ی کل آموزش‌های شهروندی برای آموزش فرهنگ شهروندی در هنگام بحران‌های شهری.
۳- شورای اسلامی شهر تهران:
به دلیل قصور در اجرای بند ۱۹ ماده ۷۱ قانون تشکیل شوراهای شهر و روستا، برای نظارت بر امور گوناگون مانند امنیتِ پلاسکو به عنوان یک مکان عمومی و اتخاذ تدابیر احتیاطی جهت جلوگیری از خطر آتش‌سوزی و مانند آن، به دلیل قصور در انجام وظایف خود برای نظارت بر عملکرد شهرداری و الزام شهردار به پاسخگویی.
۴- وزارت تعاون،کار و رفاه اجتماعی:
به دلیل قصور در انجام وظایف خود برای نظارت بر کارگاه‌های تولیدی ساختمان پلاسکو و تأمینِ ایمنی محیط کار این کارگاه‌ها.
****************************************
مردم ایران ، کارگران و معلمان، پرستاران و زحمتکشان، دانشجویان و اساتید ، دانش آموزان و جوانان، نهاد های اجتماعی ، تشکل ها و سازمانها و احزاب و … فراموش نکنیم، که در ایران ساختمانهای بسیاری مانند پلاسکو وجود دارند که مانند بمب ساعتی هر روز خطری را به ما گوش زد می کنند ، اگر امروز مسئولین را وادار به پذیریش جرم خود نکنیم، اگر آنها را امروز پای میز محاکمه نکشیم و اگر امروز انها را مجبور به رعایت ایمنی برای بمب های ساعتی نکنیم، باید منتظر فاجعه های دیگری مانند فاجعه پلاسکو باشیم، دست به دست داده هر کدام فراخور توانمان اقدام به پیشبرد شکایت کنیم ، و اولین گام این است که همه به امضاء این اعلام جرم پرداخته از همه دوستان و رفقایمان بخواهیم ضمن امضای ان هر کمکی که برای به چریان انداختن اعلام جرم می توانند انجام بدهند . ما از کانون وکلا می خواهیم در این حرکت پیش قدم شده بقیه نیروها را برای پیش برد این اعلام جرم هدایت کنند، نهاد های دیگری مانند تشکل های کارگری و معلمان ، بخصوص تشکل های آتشنشانان و همین طور کانون نویسندگان می توانند به کانون وکلا کمک کنند یا خودشان راسا” اقدام کنند.یا مادران خاوران و پارک لاله به یاری مادران جانباختگان آتشنشانان بشتابند. آتشنشانان بدانند اگر مشکلات ذکر شده در بالا بر طرف نشوند هر فاجعه بعدی اول رفقای آتش نشان را تهدید می کند.
محاکمه مسئولین مجرم امروزی، اولین قدم برای رفع نواقص آتی است.
عدم انجام وظیفه جرم است، مسئولین مجرم را محاکمه علنی کنید.
این اعلام جرم را امضا کنید :
۱ بهمن ۱۳۹۵
کمیته حمایت از شاهرخ زمانی

Firefighters try to put out a fire in a blazing high-rise building in Tehran, Iran January 19, 2017. Tasnim News Agency/Handout via REUTERS
Firefighters try to put out a fire in a blazing high-rise building in Tehran, Iran January 19, 2017. Tasnim News Agency/Handout via REUTERS

نامه‌ای به آقای فریبرز رئیس‌دانا درباره نشست «دستمزد و جامعه» و حواشی آن

بر گرفته شده از وبلاگ کمیته حمایت از شاهرخ زمانی۹۹۳

هیأت تحریریه نشریه دانشجویی رود
آقای رئیس‌دانا
سلام
در این روزها که بازار تبریک سال نو داغ است، حرف زدن از اختلافات پدیدآمده در نشست «دستمزد و جامعه» کمی نامناسب به نظر می‌رسد. اما از آنجا که هزینه‌های نوروز برای بسیاری در حکم بلای جانسوز است، نامناسب‌ترین کار این است که بحث دستمزدها را رها کنیم و به تبریک و شادباش سال نو بپردازیم. بنابراین اجازه دهید به جای تعارفات و تبریکات مسأله خود را دنبال کنیم.
ما به یک دلیل ساده تصمیم گرفتیم این نامه را خطاب به شما بنویسیم. نه به خاطر این که شما در چندین و چند سال گذشته به طور بی‌امان نئولیبرال‌ها را نقد کرده‌اید؛ نه به این دلیل که زندان و سایر خطرات را به جان خریده‌اید؛ و نه حتی به این دلیل که عضویت‌تان در کانون نویسندگان و کمپین لگام ما را به حفظ آزادی بیان و شنیده شدن حرف‌مان امیدوار کرده است. نه! دلیل‌مان فقط این است که شما بیش از هر کس دیگر کوشیده‌اید حمایت از طبقه کارگر را به حمایت از سرمایه صنعتی گره بزنید و حاکمیت سرمایه‌داری ملّی را به منزله بدیلی در برابر سلب مالکیت‌ها و چپاولگری‌های کنونی معرفی کنید. شرکت در نشست «دستمزد و جامعه» جزء کوچک‌ترین اقدامات شما در این راستا بود.
آقای رئیس‌دانا
همان طور که می‌دانید تضاد کار و سرمایه چیزی نیست که بتوان لاپوشانی‌اش کرد و با چسباندن صفت‌هایی همچون «مولّد» و «ملّی» به کلمه سرمایه آن را رفع نمود. گیریم اکثریت حضار نشست روز یک‌شنبه با کف زدن‌های ممتد آشتی کار و سرمایه مولد را به عنوان پیوندی دمکراتیک جشن بگیرند! این واقعیت که فقر روزافزون طبقه کارگر بخش جدایی‌ناپذیری از هر نوع سرمایه‌ای است (خواه مولّد، خواه غیرمولّد – خواه ملّی، خواه خارجی) برای ما یک حکم قطعی است. حتی بلندترین تشویق‌ها و دیوانه‌وارترین هلهله‌ها نیز نمی‌توانند این حکم را از قطعیت بیاندازند و آن را به یک «رویکرد محفلی» تبدیل کنند. این جهت‌گیری به هیچ وجه به محفل ما محدود نمی‌شود. هر شخصی که در سال‌های گذشته بحث‌های مربوط به دستمزد را دنبال کرده باشد، آن را پیشتر نزد گروه‌های دیگر بازیافته است.
همان‌طور که طبقه کارگر در عرصه مبارزه اقتصادی به تشکل‌های مستقل و آزاد نیاز دارد، در عرصه مبارزه تئوریک نیز به بالاترین درجه خلوص و وضوح نظری نیاز دارد. در این شرایط دامن زدن به گرایشاتی همچون حمایت از مالکیت دولتی، دفاع از سرمایه مولد و تلاش برای رشد تولید ملی که همگی به سازش طبقاتی می‌انجامند، همچون زهری کشنده عمل می‌کند. زیرا این قبیل نظریات ضرورت مصاف هر روزه کارگران با کارفرما را تیره‌وتار می‌سازند. این یک تناقض است که از سویی از «تشکل مستقل» دم بزنیم و از سوی دیگر از «سرمایه مولّد» دفاع کنیم.
آقای رئیس‌دانا
هر فرد آگاهی تأیید خواهد کرد که آن نشست کذایی تأثیری بر افزایش دستمزدها نداشت. علاوه بر آن ساختار جلسه به گونه‌یی بود که نمی‌توانست به انسجام و سازمان‌یابی طبقه کارگر بیانجامد؛ چرا که هیچ یک از تشکل‌های واقعاً موجود فعالان کارگری در آن نقشی نداشتند. ما حرف گزافی نمی‌زنیم. جهت‌گیری کلّی این نشست به روشنی در بیانیه‌ای اعلام گردید که در همان اوان توسط برگزارکنندگان جلسه کذایی صادر شد و به امضای ششصد تن رسید. برگزارکنندگان نشست به روشنی در بیانیه‌شان گفته بودند که دغدغه اصلی‌شان رهایی طبقه کارگر نیست؛ دغدغه اصلی آنان این بود که مبادا سیاسیّون پوپولیست بخواهند با دستاویز قرار دادن سفره‌های خالی مردم از آب گل‌آلود ماهی بگیرند و دست به عوام‌فریبی بزنند. البته اگر ترکیب نامتجانس امضاکنندگان و گفتار فریب‌کارانه بیانیه مزبور درباره نقش دولت سرمایه‌داری را در نظر بگیریم، خیلی زود مشخص می‌شود که برگزارکنندگان نشست «دستمزد و جامعه» خود نیز دست کمی از همان «سیاسیّون پوپولیست عوام‌فریب» ندارند.
اگر بخواهیم واقع‌بینانه برخورد کنیم باید بگوییم تنها نتیجه جلسه کذایی این بود که حسن شهرت شما دستاویزی شد تا یک‌سری جریانات ضدکارگری به عنوان حامیان طبقه کارگر به جامعه شناسانده شوند و از این طریق برای ادامه مسیر عوام‌فریبانه خویش زمان بخرند. در این شرایط برای ما چاره‌ای نمی‌ماند جز این که اعلام کنیم که حضور شما در نشست روز یک‌شنبه شانزدهم اسفند ربطی به هستی طبقه کارگر نداشت.
شما می‌توانید در پاسخ به ما به انواع و اقسام انگ‌ها و تهمت‌ها متوسّل شوید. مطمئن باشید ما نه از این برخوردها ناراحت می‌شویم و نه به آن پاسخی خواهیم داد. اما باید بدانید تمسخر تشکل‌های فعالان کارگری و «پفکی» نامیدن بیانیه آنان اشتباهی نیست که بتوان تحمل‌اش کرد. شما وظیفه دارید مطالبه تشکل‌های فعالان کارگری را در مورد حداقل دستمزد به رسمیت بشناسید و در راه تکامل این مطالبه بکوشید. متأسفانه باید بگوییم عملکردتان در این مورد کاملا برعکس بوده است.
آقای رئیس‌دانا
شما خودتان شاهد هستید که در نشست مزبور، کل اختلافی که با آقای حسین حبیبی نماینده شوراهای اسلامی کار وجود داشت، بر سر شیوه «چانه‌زنی از بالا» بود. مسأله این بود که شورای اسلامی کار برای«چانه‌زنی از بالا» ضعیف است؛ همین و بس. هیچ کدام از سخنرانان جلسه نخواستند شورای اسلامی کار را از لحاظ شیوه سازماندهی کارگران، سلسله‌مراتب دولتی و استفاده از ابزارهای سرمایه‌دارانه زیر سوال ببرند. درست است که شما آقای حبیبی را تهدید به افشاگری نمودید؛ اما مطابق توضیحات خودتان این تهدید فقط به قدرت چانه‌زنی در مورد حداقل دستمزد یک‌ونیم میلیون تومانی خلاصه می‌شد. گویا از منظر شما شیوه سازمان‌یابی کارگران در شاخه‌های مختلف تولید و خدمات امری علی‌السویه است و هیچ چیز مهم‌تر از قدرت چانه‌زنی و مذاکره نیست.
اکنون این موضوع بر ما ثابت شده است که حامیان و سینه‌چاکان سرمایه مولد و سرمایه ملّی از قضا ساختار سلسله‌مراتبی شوراهای اسلامی کار را بسیار مطلوب می‌یابند و فقط با صاحب‌منصبان کنونی آن مشکل دارند. به همین خاطر است که نشست «دستمزد و جامعه» تشکل‌های دست‌ساز دولتی را به رسمیت می‌شناسد، اما با بهانه‌گیری و عیب‌جویی فعالان و رهبران واقعی مبارزه طبقاتی را کنار می‌گذارد. از این منظر مباحث نشست شانزده اسفند حقیقتاً با خودکوشی و خودانکشافی کارگران بیگانه بود و برخوردی شیءواره با مسأله داشت.
هر نوع تحلیلی که مسأله افزایش دستمزد را به قدرت «چانه‌زنی در بالا» فروبکاهد و آن را به «شکاف در حاکمیت» منوط کند، تحلیلی غیرکارگری و فریب‌کارانه است. نشست‌هایی همچون «دستمزد و جامعه»بیهوده می‌کوشند ما را نسبت به شکاف در حاکمیت دلخوش سازند. بهتر است این بلندگو را خاموش کنید.زیرا ما از فجایعی همچون خاتون‌آباد عصر اصلاحات و مجلس ششم آموخته‌ایم که شکاف در حاکمیت دوای هیچ دردی نیست.
آقای رئیس‌دانا
دانشگاه بازار نیست. روشنفکران طبقه کارگر اجازه ندارند در یک نشست علمی، با مسأله دستمزد برخورد بازاری داشته باشند و در این مورد به چانه‌زنی بپردازند. وظیفه روشنفکران طبقه کارگر این است که از مطالبه کارگران به نحو علمی دفاع کنند و بدین وسیله به انسجام طبقاتی در مسیر پیش رو کمک برسانند.هیچ یک از سخنرانان نشست «دستمزد و جامعه» این وظیفه را به انجام نرساندند. خود شما نیز با بی‌توجهی کامل به بیانیه مشترک تشکل‌های فعالان کارگری، سرِ جمع را با چک‌وچانه گرم کردید و با طرح شش مبلغ متفاوت برای حداقل دستمزدها نشست علمی را به صورت صحنه‌یی بازاری درآوردید.
کنش‌گران و نظریه‌پردازان طبقه کارگر نمی‌توانند در یک نشست هم‌‌اندیشی به سراغ بازار بروند. این جلسات عرصه مبارزه نظری است؛ و مواجهه با بازار عرصه مبارزه اقتصادی است. ابزار مواجهه طبقه کارگر با بازار تنها و تنها اتحادیه‌ها و سندیکاهای کارگری است. نمی‌توان با تهدیدهای توخالی و یا با چک‌وچانه سر میز مذاکره دستمزدها را بالا برد. هر کسی می‌داند برای انجام این کار باید وارد نبرد اقتصادی شد تا بتوان عرضه و تقاضای نیروی کار را به نفع فروشندگان نیروی کار کنترل کرد. این وظیفه‌ای است که کارگران ساختمانی مریوان در سال گذاشته به انجام رساندند و اعتراض‌شان را تا پیروزی پیش بردند. البته خبر آن در هیچ یک از رسانه‌های بورژوایی و نیز رسانه‌های چپ مخابره نشد. هیچ یک از سخنرانان نشست کذایی در دانشکده علوم اجتماعی نیز نخواستند با ارائه تحلیلی از فعالیت کارگران ساختمانی مریوان، تجارب ارزنده و درس‌های روشن‌گر آنان را به سایر کارگران منتقل کنند.
البته ما می‌دانیم میان مبارزات نظری و مبارزات اقتصادی پیوندهای وثیقی وجود دارد و هرگز نمی‌خواهیم منکر چنین چیزی شویم. اما مسأله این است روشنفکران اجازه ندارند این دو حوزه را با هم اشتباه بگیرند و یکی را جایگزین دیگری کنند. بدبختانه شما این اصل ساده را زیر پا گذاشتید. به همین خاطر نه تنها در عرصه نظری وظیفه خود را به انجام نرساندید، بلکه حتّی اتحادیه‌ها و سندیکاهای واقعاً موجود را از عرصه مبارزه اقتصادی واپس راندید. به راستی وقتی نظریه‌پردازان ما نه می‌خواهند و نه می‌توانند به انسجام هفت تشکّل فعالان کارگری کمک کنند، چگونه می‌توانند نمایندگی کلّ طبقه کارگر را بر عهده بگیرند؟
آقای رئیس‌دانا
زمانی گرامشی گفته بود عدم شرکت سوسیالیست‌ها در مذاکرات پارلمانی (و شبه‌پارلمانی) بسیار آگاهی‌بخش‌تر از سه سال تمام مقاله‌نویسی و فعالیت مطبوعاتی است. امیدواریم در این روزگار، ترک جلسه از سوی ما دست کم به اندازه نیمی از سخنرانی‌های نشست «دستمزد و جامعه» آگاهی‌بخش بوده باشد.
ما ضمن حمایت از سیزده تشکلی که خواستار حداقل دستمزد سه‌ونیم میلیون تومانی‌اند، خطاب به آنان می‌گوییم و خواهیم گفت که چنین چیزی به دست نخواهد آمد مگر آن که نوعی سازمان‌یابی کل‌گرا، آزادانه و غیرسلسله‌مراتبی کارگری بر شکاف‌های درونی طبقه چیره شود. مادامی که استثمار کارگر مهاجر، کارگر عرب، کارگر افغان و کارگر زن به شدیدترین شکل ادامه داشته باشد و توسط فشار ارتش ذخیره کار تشدید شود، سایر اقشار طبقه کارگر هرگز نخواهند توانست خود را از زیر خط فقر بالا بکشند. کوچک‌ترین افزایشی در دستمزدها منوط به حل مسأله قشرهای تحتانی طبقه کارگر و بیکاران است. این مسأله نیز چیزی نیست که با ایجاد شغل‌های جدید و فربه شدن سرمایه صنعتی حل شود. گسترش سرمایه صنعتی صرفاً دامنه و ابعاد بحران را افزایش خواهد داد. تنها راه حل واقع‌بینانه برای وضع کنونی این است که از یکسو سرمایه صنعتی از مزایای قرارداد موقت محروم شود و از سوی دیگر ساعت کار رسمی به حدود۳۰ ساعت در هفته برسد تا عده بیشتری بتوانند با نرخ استثمار پایین‌تر در شغل‌های نسبتاً آبرومند کنونی استخدام شوند.

اعتراض متحدانه کارگران و دانشجویان به جلسه نشست ( دستمزد و جامعه )

Capture که

توسط عوامل دولت برای مشروعیت بخشیدن به تحمیل دستمزد چهار بار

زیر خط فقر روز یکشنبه ، ۹۴/۱۲/۱۶ تشکیل شده بود و گزارش آن را در این

آدرس بخوانیدhttp://chzamani.blogspot.ca/2016/03/b…

در آدرس زیر نیز می توانید دسترسی داشته باشید

http://chzamani.blogspot.ca/2016/03/blog-post_10.html

مصاحبه محمد اشرفی با کانال چشم انداز در رابطه با سبک کار شاهرخ ، کمیته حمایت از شاهرخ و جمع قدم اول

مصاحبه محمد اشرفی با کانال چشم انداز در رابطه با سبک کار شاهرخ ، کمیته حمایت از شاهرخ و جمع قدم اولCapture1

فیلم دستنوشته ها نمی سوزند قسمت ۳

این فیلم در رابطه با افشای قتل های زنجیره ای است هر چند نشان می دهد که بخشی از وزارت اطلاعات در جنایت ها دخالت دارد و نمی تواند همه جمهوری اسلامی را به موضوع دخالت بدهد و ثابت کند که دستور قتل ها از طرف مقامات علی رتبه و از طرف همه نظام رهبری می شود ولی در حد خودش افشاگری خوبی را ارایه می دهدCapture2

فیلم دستنوشته ها نمی سوزند قسمت ۲

این فیلم در رابطه با افشای قتل های زنجیره ای است هر چند نشان می دهد که بخشی از وزارت اطلاعات در جنایت ها دخالت دارد و نمی تواند همه جمهوری اسلامی را به موضوع دخالت بدهد و ثابت کند که دستور قتل ها از طرف مقامات علی رتبه و از طرف همه نظام رهبری می شود ولی در حد خودش افشاگری خوبی را ارایه می دهدCapture2

فیلم دستنوشته ها نمی سوزند قسمت ۱

این فیلم در رابطه با افشای قتل های زنجیره ای است هر چند نشان می دهد که بخشی از وزارت اطلاعات در جنایت ها دخالت دارد و نمی تواند همه جمهوری اسلامی را به موضوع دخالت بدهد و ثابت کند که دستور قتل ها از طرف مقامات علی رتبه و از طرف همه نظام رهبری می شود ولی در حد خودش افشاگری خوبی را ارایه می دهدCapture2