بیانیه جمعی از دانشجویان و دانش آموختگان مارکسیست دانشگاه های ایران به مناسبت روز دانشجو ۱۳۹۸

بیانیه تعدادی از فعالین کارگری

بیانیه تعدادی از فعالین کارگری

آذر ۹۸

مردم زحمتکش ، طبقه کارگر ایران !

همانگونه که همگان شاهد بودیم در روزهای پایانی آبان ماه سال جاری و در پی افزایش قیمت بنزین از سوی دولت، موجی از نارضایتی سراسر ایران را فراگرفت. اعتراض‌های اخیر در متن و بطن شرایطی به وقوع پیوست که توده‌های مردم و طبقه کارگر در سال‌های گذشته به عناوین مختلفی علیه فقر، بیکاری، گرانی، فساد مالی، روند خصوصی سازی، حقوق های نجومی ، عدم آزادی‌ تشکل و اجتماعات و… به میدان آمده و دست به اعتراض‌هایی زده و خواهان احقاق حقوق ابتدایی خود بودند، اما هر بار با سرکوب نیروهای انتظامی و یا با وعده وعیدهای توخالی مسئولین و تهدید معترضین، بدون نتیجه مثبتی موقتا پایان می یافت. پس از تحریم‌های همه جانبه غرب بویژه آمریکا علیه ایران ( که البته بیشترین فشار آن بر دوش طبقه کارگر و مردم محروم جامعه است ) وضعیت اقتصادی کشور با رکود بی سابقه‌ای مواجه گردید بطوری که سوا از زمینه اقتصادی از پیش موجود که اقتصادی متزلزل و فقرزده را به ارمغان آورده بود؛ افزایش قیمت کالاهای اساسی مورد نیاز مردم در فواصل زمانی کوتاه آنهم بصورت سرسام‌آور، با توجه به عدم افزایش دستمزد کارگران، کاهش قدرت خرید طبقه کارگر و عمیق‌تر شدن شکاف طبقاتی در جامعه را بهمراه داشت. پس با وجود این شرایط ، نتیجه می‌گیریم که اعتراضات اخیر نه صرفا ناشی از افزایش ناگهانی قیمت بنزین، بلکه اعتراض فروخفته آحاد مردم محروم و طبقه کارگر جامعه ، به فقر و بیکاری بود، که شوک ناشی از افزایش قیمت بنزین جرقه به میدان آمدن توده‌های ناراضی مردم را مهیا کرد. بروز این اعتراضات حقایقی را روشن و وظایفی را پیش روی ما قرار داد و آن اینکه اکثریت شرکت کنندگان در این تظاهرات که به دلایل منطقی و برحق به خیابان‌ها سرازیر شدند در حاشیه شهرهای بزرگ و یا در شهرهای کوچک و فقیر سکونت داشتند. این جریان اصیل مردمی نیاز به سازمان و تشکل دارد. از جمله باید در همه کارخانجات و در تمام محلات تشکلها و شوراهای سراسری راشکل دهیم. از همین رو بایستی پیشروان و فعالین رادیکال جنبش کارگری با اتحاد و همبستگی خود، گام‌های موثر و عاجلی را در این راستا برداریم. در پایان ما امضا کنندگان این بیانیه، خشونت عریان نیروهای مسلح و شلیک مستقیم گلوله به سوی مردم معترض را که موجب کشته و مجروح شدن صدها تن و دستگیری هزاران نفر شده را شدیدا” محکوم و خواهان شناسایی و مجازات آمرین و عاملین کشتار مردم و آزادی بی قید و شرط تمامی زندانیان سیاسی از جمله دستگیر شدگان اخیرهستیم.

۱ – عثمان اسماعیلی ۲ – حسین میربهاری ۳ – علی حسینی۴  – افسانه عظیم زاده ۵ – نجیبه صالح زاده ۶ – عمر شبانی ۷ – جوانمیر مرادی ۸ – فردین میرکی ۹ – اکبر یزدی ۱۰ – کاوه حکیمی ۱۱ – واله زمانی ۱۲ – یدی صمدی ۱۳ – عزت نصری ۱۴ – محمود صالحی

فایل صوتی جلسه ۳۱ پالتالکی جمع قدم اول

فایل صوتی جلسه پالتالکی سی و یک جمع قدم اول در تاریخ ۵ آبان ۱۳۹۸ با موضوع رابطه متقابل حزب و تشکل های مستقل کارگری با سخنرانی رفیق تراب ثالث قسمت دوم برگزار شده و فایل صوتی ان تقدیم رفقا می گردد.

بیست وسومین جلسه پالتالکی جمع قدم اول سخنران رفیق تراب ثالث

بیست و سومین جلسه پالتالکی جمع قدم اول با موضوع کلی ” نیاز های جنبش کارگری ” و با زیر مجموعه موضوع فوق در این جلسه با عنوان “رابطه متقابل حزب و تشکل های مستقل کارگری” قسمت اول در تاریخ ۲۹ سپتامبر ۲۰۱۹ مصادف با ۷ مهر ۱۳۹۸ برگزار گردید که در این لینک فایل صوتی آن تقدیم رفقا می گردد . با توجه به اینکه قسمت دوم این جلسه اخرین یکشنبه اکتبر ۲۰۱۹ برگزار خواهد شد .شما رفقا می توانید نقد ، پیشنهاد و نظرات خود را از طریق ایمیل زیر ارایه نمایید pishnahad2014@gmail.com

گفتگوی صدای نو با محمد اشرفی و هژیر پلاسچی در باره صدور احکام سنگین بیش از یک قرن زندان برای بازداشت شدگان پرونده هفت تپه

پیوند در یوتیوب

https://www.youtube.com/watch?v=jNMM2fVm7Nc

کارگر زندانی زندانی سیاسی آزاد باید گردد

کارگر زندانی زندانی سیاسی آزاد باید گردد

 حکومت جمهوری اسلامی بعنوان نماینده و بخشی از سازمان دولت سرمایه داری برای نجات سرمایه داری و خود از بحران های گسترده ای که در آن دست و پا می‌زند ، و در جهت عدم پاسخگویی و مقابله  با  اعتراضات توده‌های مردم به خصوص کارگران و معلمان که خواهان حق و حقوق خود جهت دریافت دستمزدهای معوقه، داشتن امنیت شغلی ، ایجاد تشکل مستقل، مقابله با اخراج ها، …و  جلوگیری از انواع رانت خواری ،  دزدی  و اختلاس ها که توسط سران و وابستگان به قدرت  دولتی و نظامی  از موسسات مالی و اعتباری ( اموال مردم) بالا کشیده می شوند، انواع اقدامات سرکوبگرانه را به شدت افزایش داده و به شکل فشرده تر از قبل،  دستگیری، شکنجه سازمان یافته و محاکمه کارگران و فعالین جنبش های اجتماعی را ادامه می‌دهد.

 در روند  سرکوب های مداوم تعداد بسیاری از کارگران ، نمایندگان کارگری،  معلمان و فعالین مدافع جنبش کارگری را در روزهای اول ماه مه و بعد از آن به شکل برنامه‌ ریزی شده دستگیر کرده و با تشکیل پرونده و اتهامات دروغین تحت بازداشت و بازجویی قرار داد و اکنون چند روزی است که در دادگاه های نمایشی توسط قضات وابسته و وامدار که بسیاری از آنها قبل از قاضی شدن عضو وزارت اطلاعات و بازجو و شکنجه گر بودند (  محمد مقیسه معروف به ناصری)  رئیس دادگاه ۲۸ محاکمه می‌کند

جمع قدم اول  ضمن محکوم کردن محاکمه کارگران و نمایندگان کارگری و فعالین جنبش های اجتماعی اعلام می دارد چنین دادگاه های نمایشی و محاکمه فعالین مبارز و فداکار بخشی و مقابله و مقاومت شجاعانه زندانیان در دادگاه ها، از مبارزات طبقاتی بین کارگران و زحمتکشان با نماینده دولت سرمایه داری است که اکنون در حال اوج‌گیری است و برای مقابله با آن و گسترش مبارزه و مقاومت در مقابل حکومت جنایت کار جمهوری اسلامی سرمایه داری نیاز مبرم و ضروری به همبستگی طبقاتی و اقدام و ایجاد تشکل های سراسری داریم.

 که ضمن ادامه اعتراضات و حمایت‌های جاری از کارگران و فعالین زندانی نیاز است هر چه بیشتر و متحدانه اعتراضات به دادگاه های اخیر را گسترش بدهیم به هر شکلی و هر مقداری که می‌توانیم متحدانه اقدام به حمایت از کارگران، نمایندگان کارگری و معلمان و فعالین اجتماعی نماییم.

 فرزندان مبارز طبقه کارگر همانگونه که در بیرون از زندانها فداکارانه مبارزه کردند و اکنون در مقابل  دادگاه های ساختگی و نمایشی  نیز شجاعانه ایستاده و به عنوان زبان گویای طبقه کارگر مشت جنایتکاران جمهوری اسلامی را باز می‌کنند. فراموش نکنیم در جهت  همبستگی طبقاتی با تمام توان باید از فرزندان مبارز و فداکار زندانی خود دفاع کنیم و زمین را زیر پای جنایتکاران جمهوری اسلامی داغ کنید.

پیش به سوی ایجاد تشکل سراسر

مرگ بر سرمایه داری

همه جا     در همه حال      مرگ بر جمهوری اسلامی

جمع قدم اول

(تدارک حزب انقلابی طبقه کارگری)

۱۲/۵/۱۳۹۸

فراخوان گزارشگران: درخواست پایان دادن به اعتصاب غذا – بیانیه جمعی دعوت به پایان اعتصاب غذای سپیده قلیان, امیر حسین محمدی فر و اسرای در بند دیگر

فراخوان گزارشگران: درخواست پایان دادن به اعتصاب غذا – بیانیه جمعی دعوت به پایان اعتصاب غذای سپیده قلیان, امیر حسین محمدی فر و اسرای در بند دیگر

از کدام زاویه مذاکره راست با راست را نقد کنیم؟

کسانی که اصول مبارزه و تحلیل طبقاتی را قبول ندارند، یا درک نمی کنند ، یا به جهت گرفتار بودن در تئوریهای انحرافی امید به همکاری و سازش طبقاتی دارند، و یا حتی به دلیل ندانستن اصول مبارزات طبقاتی از مذاکره راست با راست تعجب کرده و از زاویه ضد آگاهی و توهم پراکنی اقدام به نقد مذاکره (مابین راست با راست) می کنند، که گویا مذاکره و همکاری راست با راست یک حرکت اتفاقی، غلط یا استثنا است، بطور گسترده و قاعدتا” به جای افشای دو طرف و آگاهی دادن به کارگران و زحمتکشان، از زاویه ای نقد را ارایه می کنند که در میان کارگران و زحمتکشان توهم پراکنی کرده، یا به توهمات موجود هر چه بیشتر دامن می زنند، و متاسفانه نقد ارایه شده انها نه تنها در جهت اگاهی طبقاتی هیچ چیزی اضافه نمی کنند، بلکه بیشتر ضد اگاهی را در جنبش کارگری و جنبش های پیشرو اجتماعی تزریق می کنند. از آن جمله است نقد های ارایه شده در مذاکرات چهار حزب کوردی با جمهوری اسلامی و سکوت و پنهان کاری حزب کمونیست ایران و کومله در رابطه با مذاکرات فوق.

مورد اخیر که دست مایه و مشغولیت گسترده بسیاری از رفقا ، احزاب و سازمانها و محافل گردید و در راه نقد مذاکرات فوق مقالات بسیاری نوشته شد و مصاحبه ها و برنامه های مدیای بسیاری تولید شد، موضوع مذاکره چهار حزب کوردی ( چهار حزب راست گرا که همگی از بنیان دشمن زحمتکشان و کارگران هستند ) با جمهوری اسلامی بود، یعنی رفقای ما مذاکره فوق (راست با راست) را دست مایه و دل مشغولی و وقت گذرانی زیان اوری کردند، زیان اور از این جهت که به جای افشای دو طرف مذاکره از زاویه ودیدگاه اگاهی طبقاتی، طوری نقد ها ارایه گردیده اند، در جنبش کارگر این توهم را ایجا می کند که راست ها اگر با جمهوری اسلامی مذاکره نکنند در صف طبقه کارگر یا هم پیمان با طبقه کارگر و زحمتکشان قرار خواهند گرفت، این ضد اگاهی طبقاتی است، که نقد کنندگان وارد جنبش کارگری میکنند، که بسیار خطر ناک است، می توان تاریخچه چنین انحرافی را با قدمت عمر حزب توده در ایران مشاهد ه کرد. نقد و تحلیل و  افشای هر گونه مذاکره لازم و ضروری است.

 تنها مذاکره ای از زاویه دیدگاه و مبارزات طبقاتی برای طبقه کارگر لازم و ضروری است که از یک طرف طبقه کارگر دارای همبستگی طبقاتی بوده و در قامت الترناتیوی ظاهر شده باشد، تا با دادن امتیاز احتمالی و موقت، امتیازات بیشتر کسب کند، یعنی آنقدر متشکل باشد که بتواند برخی از خواسته های مهم خود را دیکته کند و از طرف دیگر تنها شکل مذاکراتی در جهت منافع طبقه کارگر خواهد بود که پشت درهای بسته نباشد، با این حال چنین مذاکرات اصولی نیز باید نقد و تحلیل مداوم شوند. اما انچه در نقد و تحلیل ها و افشای احتمالی مذاکرات اخیر (راست با راست) شده است، ارایه نقد و تحلیل از از زاویه غیر طبقاتی بوده است.

باید اصل بنیانی در مبارزات طبقاتی  را یاد آوری کرد، که مذاکره : همکاری و سازش راست با راست قاعده است، نه استثنا، بنا براین از مذاکره چهار حزب فوق با جمهوری اسلامی نباید تعجب کرد، و اگر چنین مذاکره ای انجام نمیشد باید تعجب می کردیم ،( از یاد نبریم که در مورد کودتای ۲۸ مرداد نیز سازش (راست ها با راست ) بدون مذاکرات مستقیم و بدون برنامه ریزی تنها بر مبنای همان اصل بنیادی، بین سلطنت طلبان ، نیروهای کاشانی و نیروهای مصدق به شکل نا پیگیر بودن در مقابله با کودتا در حالی که صد در صد از کم و کیف برنامه کودتا خبر داشتند و همچنین بر خورد انحرافی و ضد منافع طبقاتی کارگران از طرف حزب توده با موضوع کودتا و عدم مقابله با کودتا پایه چهارم مذاکره  راست با راست ها بود). باید این اولین نتیجه گیری از نقد و تحلیل ما در جهت اگاهی دادن به کارگران و زحمتکشان باشد. اگر بتوانیم چنین متد و شکل و ماهیت نقد را در نزد بسیار از کارگران به عنوان معیار و ملاک قرار بدهیم، انگاه با خیال راحت می شود، ادعا کرد که هرگز جریانات راست نمی توانند، توده ها را در هیچ شرایطی فریب بدهند. چرا که توده ها همیشه اماد گی درک این موضوع را خواهند داشت که یک حزب راست گرا بالاخره با راست های دیگر و با حکومت های راست، روزی مذاکره و سازش خواهد کرد. در حالی که روند نقد و تحلیل بسیاری از احزاب و … و رفقا از مذاکرات اخیر (راست با راست) افکاری را به توده ها تلقین می کند که از مذاکره راست با راست دچار تعجب و گیجی شوند.

 مسئولیت ایجاد این تعجب و گیجی کیا هستند؟ و چرا ایجاد می کنند؟

بهتر است همه رفقا نقد های خود را یک بار از زاویه اصول مبارزات طبقاتی مورد تحلیل و بازبینی قرار بدهند. و از خود بپرسند، هدفشان از ارایه نقد فوق رساندن کدام پیام بوده و آیا پیام فوق را موفق شدند برسانند، یا پیام اشتباهی و ضد مورد نظر خود را رساندند؟

به نظرم اولین و مفید ترین پیام باید این باشد که کارگران و زحمتکشان توجه کنید :  که احزاب و سازمانها و نهاد های راست در ریشه و اصل مشترک هستند، و همگی دشمنان شما می باشند و بالاخره انها باهم و با جمهوری اسلامی و یا با هر  حکو مت راست دیگری سازش خواهند کرد. و فاکت و دلیل و سند اثبات کننده اش هم، اینها، همین مذاکره اخیر چهار حزب راست با حکومت راست جمهوری اسلامی است، که همگی دشمنان طبقاتی شما کارگران و زحمتکشان بوده و هستند، هر مقاله و مصاحبه که در رابطه با نقد و تحلیل مذاکرات اخیر ( مذاکره راست با راست)  را از این زاویه و با رساندن چنین پیامی ارایه کرده باشد، می توان گفت در جهت مبارزه طبقاتی و به سود کارگران بوده است. از نقد های فوق دومین پیام باید این باشد، که حتی اگر روزی مجبور بودیم در برخی نقاط با برخی از راست ها بعنوان تاکتیک همکاری داشته باشیم، باید هشیار باشیم که موقتی است و تاکتیک های فوق باید با برنامه ریزی دقیق تشکیلاتی و زمانبدی شده باشند.

اگر چپی یا کمونیستی از راست ها و ناسیونالیست ها توقع داشته باشد، که با دیگر راست ها و با حکومت ها  مذاکره نکنند، این توقع ریشه در انحراف و نا اگاهی از مبارزات طبقاتی دارد، چرا که مذاکره راست با راست عیب راست ها نیست، بلکه درک نکردن علت مذاکرات و یا تعجب کردن از مذاکرات فوق عیب ما ( ما کمونیستها ) است که پس از دو قرن تجربه مبارزات طبقاتی هنوز درک نکردیم ناسیونالیست ها ، … با جمهوری اسلامی اختلاف سلیقه ای دارند نه ریشه ای و طبقاتی .

چه چیزی باعث می شود ما از مذاکره اخیر چهار حزب ناسیونالیست (راست با راست ) وبا هم پالیگی های خودشان تعجب کنیم و یا خشمگین شویم ؟

آیا از انها توقع انقلابی گری داریم ؟

 آیا از انها توقع داریم تا نهایت ضد همدیگر باشند و اصل مشترک خود را فراموش کنند؟

آیا از آنها توقع داریم همرزم و همپیمان طبقه کارگر باشند؟

این ملقمه نقد ها از زاویه انحرافی و غیر طبقاتی آنچنان در بازار اشفته گسترده است، که اخیرا”  تعدادی از احزاب و سازمانهای در رد مذاکرات فوق بیانیه مشترکی منتشر کرده اند، اما متاسفانه یکی از امضا کنندگان حزب کمونیست ایران یا بخشی از آن است که یک سال و نیم مذاکرات فوق را پنهان کرده بود، و بعد از افشا شدن بدون مشخص کردند علل پنهان کاری و بدون حل مشکل داخلی خودش، که ایا چه کسی یا کسانی در پنهان کاری و فریب دیگران دست داشتند؟ با همان نام و نشان که همه ای خوب و بد را زیر چتر قرار می دهد، میباشد. باز با تاسف، بقیه امضا کنندگان از حزب کمونیست ایران نخواستند که دقیق موضوع را روشن کند، بعد امضا نماید. چنین سهل انگاریها اموزش و معیار های غلط به جنبش کارگری و زحمتکشان تحمیل می کند. یک سال و نیم پنهان کاری و فریب اعضا و هواداران و بعد از افشا شدن موضوع بدون نقد خودش و عذر خواهی از اعضای خود  و جنبش کارگری و زحمتکشان  بیانیه ای امضا می کنند، انگار نه انگار که اتفاقی ( پنهان کاری ، زیر پا گذاشتن اصول و مصوبات تشکیلات، زیر پا گذاشتن دمکراسی درونی و …) افتاده است ؟

چگونه می توان به این سرعت موضع عوض کرد ؟ مسئولین این حزب چرا در قبال اعضا و هواداران و مردم پاسخ گو نیستند ؟ بقیه احزاب و سازمانها چگونه می توانند بدون توجه به پنهان کاری اتفاق افتاده و بدون نقد و عذر خواهی بیانیه مشترک صادر کنند ؟ ایا این ایجاد زمینه های خطا کاری برای آینده و تزریق ضد اگاهی در جنبش کارگری نیست؟ مسئولیت انقلابی گری چه شده است؟( کمترین اقدام جبران کننده چنین خطای اینکه، کسانی که پنهان کاری و زیر پا گذاشتن اصول مبارزات تشکیلاتی و طبقاتی را شروع و پیش برده اند، اصولی است که از کلیه سمت های خود کناره گیری کنند و به شکل علنی از اعضا ، جنبش کارگری و کلیه زحمتکشان بخصوص مردم کردستان ، عذر خواهی نمایند).

برخی از مسئولین حزب کمونیست ایران و کومله گفتند نهادی که مذاکرات را برنامه ریزی می کرد و طرفین را برای مذاکره دعوت می کرد از ما خواسته بود موضوع را بیان نکنیم، و ما برای حفظ پرنسیب ها موضوع را خبری نکردیم . جالب است، این رفقا در مقابل تشکیلات خودشان ، در مقابل هوادارانشان و در مقابل طبقه کارگرو در مقابل همه اصول انقلابی گری خودشان که اعلام کرده اند، همه پرنسیب ها و تعهدات خود را زیر پا گذاشتند، تا در مقابل لابی جمهوری اسلامی و راست ها پرنسیب داشته باشند. فراموش نکنیم، هیچ پرنسیبی بر وظیفه طبقاتی ارجحیت ندارد و کمونیست ها هر گز به توده ها دروغ نمی گویند.

برای اینکه کارگران و زحمتکشان یک معیار و متد دقیق و طبقاتی برای بررسی و تحلیل رخ داده های مانند مذاکرات اخیر، که از این به بعد بیشتر نیز صورت خواهند گرفت، به دست بیاورند، هدف اصلی خودم از نوشتن این مطلب را یک بار دیگر تکرار می کنم ، و از احزاب و سازمانها و محافل و رفقا می خواهم یک بار نقد ها و تحلیل ها خود را که در رابطه با مذاکرات چهار حزب با جمهوری اسلامی را با دقت و از زاویه طبقاتی کارگری مورد نقد و بررسی قرار بدهند و از خود بپرسند هدفشان از ارایه انها  رساندن چه پیامی بود و آیا موفق شدند پیام فوق را برسانند ؟ اگر نه، مشکل در چه چیزی یا چیز های بود؟

لازم به ذکر است که مذاکرات راست ها با جمهوری اسلامی ( مذاکره راست با راست) بخصوص مذاکرات اخیر و پنهان کاری ها و انتظار کشیدن های این نیروها به امید گوشه چشمی از جمهوری اسلامی هیچ ربطی به مبارزات طبقاتی کارگران و مردم انقلابی و زحمتکشان کردستان ندارد و حساب جنبش های انقلابی جدا از این منتظرات لطف و مرحمت از طرف جمهوری اسلامی است. همچنین لازم است ، رفقای داخل هشیار باشند و در صورت داشتن ارتباط احتمالی با افراد و هواداران این نیروها ( همه نیروهای که در مذاکرات حضور داشتند یا از مذاکرات خبر داشتند)  قطع رابطه کرده و از انها دوری کنند که بدون شک در اینده به زیان جنبش کارگری و جنبش های اجتماعی وارد عمل خواهند شد ، بهتر است به تجربه های تاریخی در این رابطه بیشتر توجه کنیم.

به امید روزی که هر حرف که می زنیم و هرعملی که انجام می دهیم با دقت هدف گذاری کرده باشیم، و دائما” به نقد خود و دیگر رفقا در جهت ارتقاع اقدام کنیم و اقدام به افشای بدون فوت وقت دشمنان طبقه کارگر نماییم.

محمد اشرفی ۲۹ تیر ۱۳۹۸

بیانیه سندیکای نقاشان البرز:

 زنجیره‌ی حمایت از زندانیان سیاسی، نیازمند اتصال حلقه‌های تک افتاده به هم است!

سال ۹۶ با دی‌ماهِ باشکوهش و سال ۹۷ با آذرِ سراسر همبستگی‌اش دو نقطه عطفی بودند که جنبش کارگری ایران را برای همیشه تغییر دادند و نوید گشودن فصل جدیدی از تاریخ سیاسی و اجتماعی این کشور بودند.

این تغییر فضا، همزمان البته برای حاکمیت به معنای در لیست سیاه گذاشتن هر تحرکی بود که به نوعی به «تشکل‌یابی» و «جنبش کارگری» مرتبط باشد. بنابراین عجیب نیست که امروز یکی از سخت‌ترین دوره‌های سرکوب را از سر می‌گذرانیم: از دانشجویان تا معلمان، از بازداشت‌های فله‌ای خوزستان و کردستان تا تهران، از فعالان کارگری تا فعالان زنان، از حامیان محیط زیست تا روزنامه‌نگاران. حقیقتاً که هیچ حوزه‌ای نمانده که مشمول این بگیر و ببندها نشود. با اینحال برای جنبش کارگری، به ویژه این موج سرکوب سهمگین‌تر بوده.

اما درست در چنین شرایطی که نیازمند بیشترین انسجام و اتحاد در صفوف حمایت از زندانیان هستیم، باز هم اختلافات کهنه، رقابت‌های محفلی و تسویه‌ حساب‌های شخصی بالا می‌گیرند. این روال معیوب و تکرارشونده‌ای است که با هر موج قلع و قمع از سر گرفته می‌شود و از قضا مطلوب دستگاه سرکوب هم است. اما بالاخره یک ‌بار و برای همیشه باید نقطه پایانی بر این چرخه باطل گذاشت.

بدیهی است هیچ کسی نه مجاز است و نه محق که حقِ «نقدکردن» را از دیگری بگیرد. اما اگر هدف از هر نقدی واقعاً تاثیرگذاری است، این «نقد» بدون دفاع از حقوق زندانیان فارغ از مرام و مواضعشان، راه به جایی نخواهد برد.

 بیرون از زندان فرصت و مجال نقد برای همه ما مهیاست، اما فرصتِ برابر برای آنانی که اسیر انفرادی شده‌اند، از اعتصاب غذا رعشه بر تنش افتاده و زیر بازجویی‌های سنگین هستند یا نگرانی و بلاتکلیفی مثل خوره روانشان را می‌جود، فراهم نیست. حفظ بقا و سلامت این زندانیان مهمترین اولویت ما – در این دوره تار و تاریک- است.

نظام زندان برای حاکمیت همیشه چندین کارکرد را با هم داشته؛ از قطع ارتباط زندانی با بیرون و منزوی نگه‌داشتنش تا درهم‌شکستن روحیه و اختلاف‎اندازی و غیره. اما یکی از این کارکردهای قدیمی، استهلاک و مرگ تدریجی و حتی قتل زندانیان (در پوشش حمله از طرف همبندی‌های غیرسیاسی و غیره) است. شکنجه #اسماعیل_بخشی و ده‌ها نمونه مستندشده دیگر به کنار، دستکم خود ما تجربه مرگ ناباورانه #شاهرخ_زمانی در زندان را داریم. از این رو نگرانی ما برای حفظ جان و سلامت این بازداشتی‌ها مبنای واقعی دارد.

اسماعیل بخشی که تا همین چندماه پیش زیر شکنجه بود، امروز در آستانه محاکمه با اتهامات بسیار سنگینی است؛ #علی_نجاتی در این سن و سال بالا با اتهامات مشابهی در چنگال دستگاه قضایی گرفتار آمده. تعداد نامعلوم دیگری از کارگران #هفت_‌تپه و #گروه_ملی_فولاد همزمان با پرونده‌های باز قضایی مواجهند. #محمد_حبیبی، معلم مبارزِ زندانی نه فقط با خطر اخراج روبروست که مسئولین زندان اجازه درمان تومور استخوانی‌اش را به او نمی‌دهند؛ هر روز فهرست معلمان زندانی بلند و بلندتر می‌شود و معلمان جدیدی در کنار عبدی، بهشتی، قنبری، مردانی و… به زندان کشیده می‌شوند.

#جعفر_عظیم‌زاده از اتحادیه آزاد همچنان در حبس است و عامدانه در مجاورت لات‌های چاقوکش قرارداده شده؛ از آن سو پروین محمدی دیگر عضو این اتحادیه هم به دادگاه احضار شده و مریم محمدی هم‌ اینک زندانی است و برای سایر فعالان ندای زنان ایران نیز پرونده‌های قضایی باز داده شده‌است. علاوه بر اینها تعدادی از اعضای #سندیکای_شرکت_واحد هم در همین روزها به دلیل تجمع روز کارگر با اتهامات امنیتی مواجه و تحت محاکمه هستند و… این فهرست تمامی ندارد.

از طرف دیگر، از میان بازداشتی‌های #روز_جهانی_کارگر امسال، هنوز ۴ زن در بندند، برخی‌شان به شدت در زندان ضرب و شتم شده و آسیب‌های جدی دیده‌اند؛ اعضای نشریه «گام» با وضع جسمی خطرناک در اعتصاب غذا و نیازمند کمک پزشکی هستند. به این فهرست، احکام زندان دانشجویان متحد جنبش کارگری همچون #لیلا_حسین‌زاده را هم باید اضافه کرد.

تردید نداریم که در این دوره تار و تاریک بسیارند کسانی که ضرورت بی‌چون و چرای حمایت از فعالان دربند را درک می‌کنند، اما نمی‌دانند دقیقاً چه کنند و از کجا آغاز کنند. پاسخ اینست که به هر روشی که مقدور باشد و هزینه هرگونه تعرض و دست‌اندازی به زندانیان را برای حاکمیت گزاف کند.

کسانی که در محیط‌های کار هستند، دفاع از این زندانیان را به محیط کار بکشانند، اگر کسی در محیط زندگی، کار یا درس، منفرد است و امکانات ویژه‌ای ندارد، حتی گرفتن یک برگه حمایتی در مقابل چهره و ثبت تصویرش هم ارزشمند است. بازنشستگان و دوستانی که در محیط کار نیستند، می‌توانند تجمعی ولو کوچک در خیابان یا پارک داشته باشند. آن‌هایی که طراح خوبی هستند، پوسترهای حمایتی بسازند و

آن‌هایی که

در فضای مجاز

ی حضور پررنگ‌تری دارند، از ظرفیت‌های تبلیغی این فضا استفاده کنند. عده‌ای صدای بازداشت‌شدگان را بر دیوارهای شهر ثبت کنند. آن‌هایی که در خارج‌اند، از اتحادیه‌های بین‌المللی امضاهای حمایتی بگیرند و اعتراضشان را به مقابل سفارتخانه‌ها بکشانند. این حلقه‌های تک‌افتاده‌ تنها در صورتیکه به هم متصل شوند، زنجیری نیرومند می‌سازند. همین کمترین‌ها هم اگر بهم وصل شوند، بیش‌ترین را می‌سازند.

سندیکای نقاشان استان البرز ضمن دفاع قاطع از تمامی بازداشت‌شدگانی که نام همگی‌شان در این بیانیه کوتاه نگنجید، سعی خواهد کرد به سهم خود گام‌هایی عملی در مسیر این کارزار سراسری حمایتی بردارد.

سندیکای نقاشان استان البرز – ۱۹ تیر ۱۳۹۸

در محکومیت بازداشت و شکنجه دستگیرشدگان در روز اول ماه مه, معلمان, دانشجویان و نویسندگان – متن نهایی همراه با ترجمه برای ارسال به نهادها!

فراخوان گزارشگران: در محکومیت بازداشت و شکنجه دستگیرشدگان در روز اول ماه مه, معلمان, دانشجویان و نویسندگان – متن نهایی همراه با ترجمه برای ارسال به نهادها!

همانطور که در گزارشات آمده است تجمع صلح آمیز و اعتراضی اول ماه مه کارگران و فعالین کارگری در برابر مجلس جمهوری اسلامی از سوی نیروهای امنیتی – پلیسی و لباس شخصی های حکومتیان به خشونت کشیده شد و حدود پنجاه نفر از زنان و مردان معترض در محل اعتراض مضروب شده و تعدادی نیز پس از بازداشت به زندانهای مخوف رژیم منتقل شدند. هنوز تعدادی از بازداشت شدگان در زندان بسر میبرند و در ادامه این موج جدید, سرکوب و بازداشت معلمان و دانشجویان و بازنشستگان همچنان ادامه دارد. خانواده های معترض بازداشت شدگان پیوسته در پشت دیوارهای زندان ها مورد توهین و خشونت قرار گرفتند. بیم ان میرود تا با افزایش بحرانهای سیاسی و بین المللی و در سایه جنگ طلبی های جمهوری اسلامی و دولت آمریکا سرکوب زندانیان سیاسی , معلمان و کارگران و دانشجویان زندانی تشدید شود.

بازداشت ها و محکومیت های سنگین اخیر نویسندگان و معلمان و اتهامات واهی علیه آنها نشان میدهد که دور تازه ای از سرکوب عمومی اعتراضات آغاز شده است و به تجربه میدانیم که زندانیان سیاسی و اجتماعی در صف نخست قربانیان سیاستهای ارتجاعی و بحران زای رژیم جمهوری اسلامی خواهند بود.

ما نسبت به ادامه بازداشت فعالین صنفی و سیاسی هشدار داده و با بکارگیری  تمامی امکانات  برای آزادی فوری و بی قید و شرط انان کوشش خواهیم کرد.

ما از همه مجامع و نهادهای مدافع حقوق کارگران و معلمان در عرصه بین المللی میخواهیم که در برابر ستمی که بر همقطاران خود در کشورمان می رود, خاموش نباشند و صدای اعتراض و دادخواهی آنها باشند.

گزارشگران

۲۳٫۰۵٫۲۰۱۹

آدرس برای ارسال پشتیبانی

gozareshgar1001@yahoo.de

www.gozareshgar.com

رونوشت به نهادهای مدافع کارگران, معلمان و حقوق انسانی

اسامی فعالین سیاسی اجتماعی و فرهنگی, رسانه ها و نهادها

ترجمه انگلیسی متن نهایی را از اینجا بردارید

افراد:

اشرف علیخانی ( ستاره ) – نویسنده

امیر میرزائیان – فعال سیاسی و زندانی سیاسی سابق

ایرج حیدری – فعال سیاسی

اصغر زین الدین – فعال سیاسی

اردشیر مهرداد – تحلیلگر سیاسی

احسان ثابت – فعال اتحادیه کارگری

آمادور نویدی – وبلاگنویس و مترجم

ابراهیم آوخ – فعال سیاسی و رسانه ای

آرش کمانگر – فعال سیاسی و رسانه ای

اسماعیل فتاحی – فعال حقوق بشر

اکبر دیلمی – کارگر کارخانه

اسماعیل مولودی – فعال سیاسی و زندانی سیاسی سابق

ابراهیم پویان – فعال سیاسی

امین بیات – تحلیلگر سیاسی

ابراهیم رحمانیان – فعال سیاسی

بهزاد کریمی – فعال سیاسی

باقر ابراهیم زاده – فعال سیاسی

بهروز فراهانی – فعال کارگری

بهنام چنگائی – فعال سیاسی

بیژن سعیدپور – فعال سیاسی و رسانه ای

بهرام رحمانی – نویسنده و فعال سیاسی

بهرام سلطانی – فعال حقوق بشر

بابک مرادی

بهمن یوسفی – فعال سیاسی

بختیار پیر خضری – فعال سیاسی مقیم لندن

باربد کیوان

بهروز سورن – فعال رسانه ای و زندانی سیاسی سابق

پروین ریاحی – فعال حقوق زنان

پیروز زورچنگ – فعال سیاسی و زندانی سیاسی سابق

پرویز میرمکری – شاعر

پروانه قاسمی – فعال جنبش زنان

تقی روزبه – تحلیلگر سیاسی

ثریا ورداسبی – زندانی سیاسی دو نظام

ثریا فتاحی – فعال سیاسی

جعفر حسین زاده – کنشگر سیاسی

جابر کلیبی: تحلیلگر سیاسی

حسن حسام – شاعر

حسن عزیزی – مترجم

حسین بهادری

رضا بی شتاب – شاعر

رسول شوکتی: فعال سیاسی و زندانی سیاسی سابق

زهرا شمس – پژوهشگر و استاد پیشین دانشگاه

ژاله سهند – فعال سیاسی

فاطمه رضائی – فعال حقوق بشر

فرود سیاوش پور– فعال حقوق بشر

فرید محمدی – فعال سیاسی

ح. ریاحی – فعال سیاسی و زندانی سیاسی سابق

حشمت ورداسبی – زندانی سیاسی دو نظام

حسین نقی پور – فعال سیاسی و رسانه ای

حمید رضا رحیمی – شاعر و طنزپرداز

خدامراد فولادی – تحلیلگر مسائل سیاسی ایدئولوژیک

داود احمدلو – فعال سیاسی 

سیاوش عبقری – استاد دانشگاه و کنشگر سیاسی فرهنگی

سیامک مؤیدزاده – فعال کارگری

سیامک جهانبخش – فعال سیاسی

ستار رحمانی – فعال کارگری

سحر صبا – فعال کارگری

سعید بهبهانی – فعال رسانه ای

شروین رها – فعال کارگری

شهلا عبقری – استاد دانشگاه و تلاشگر فرهنگی سیاسی

شهریاربردبار- فعال حقوق بشر

صدیق جهانی – فعال کارگری و رسانه ای

صادق کار – فعال سیاسی

طاهره خرمی – شاعر

طیبه اصغرزاده – مدافع حقوق زنان

علی پیچگاه – فعال کارگری

عباس سماکار – تحلیل گر سیاسی

عباس رحمتی – فعال سیاسی

علی دماوندی – فعال سیاسی و رسانه ای

علی خدری – فعال سیاسی

عباس هاشمی

غلام عسگری بختیاری – فعال کارگری

فریبا ثابت – فعال جنبش زنان و زندانی سیاسی سابق

فرهنگ قاسمی – نویسنده و فعال سیاسی

فرهاد بشارت

کاوه دادگری – فعال سیاسی و زندانی سیاسی سابق

کامبیز گیلانی – شاعر

کامران شاهگلدی

ک. الوند – فعال سیاسی

ملیحه تیره گل – معلم در ایران، نویسنده ی مقیم امریکا

مسعود فروزش راد – فعال سیاسی و زندانی سیاسی سابق

محسن رضوانی – فعال سیاسی

محمد توفیق اسدی – فعال سیاسی

مینو همیلی – فعال سیاسی و زندانی سیاسی سابق

محمدرضا اسکندری – کارشناس مسائل کردستان, فعال رسانه ای

منوچهر تقوی بیات – تحلیلگر سیاسی

محمد محبی – زندانی سیاسی سابق

محمد علی نژاد – وکیل و زندانی سیاسی دو نظام

محمود عسگری – فعال کارگری

مجید مشیدی – فعال سیاسی و پناهندگی

محمد رضا روحانی – وکیل پایه یک دادگستری

محبوبه مشگین

نعمت آزرم – پژوهشگر و شاعر

ناصر جوهری – زندانی سیاسی سابق و فعال سیاسی

نسرین احمدی – فعال اتحادیه پرستاران

نادر ثانی – آموزگار و فعال سیاسی ـ اجتماعی, سندیکایی و فرهنگی

ندا نوآور – فعال حقوق بشر

ی. صفائی – شاعر و فعال سیاسی

نهادها:

دبیرخانه حزب سوسیالیست انقلابی ایران

بنیاد اسماعیل خویی

بنیاد آزادی اندیشه و بیان

اتحادیه آنارشیستهای ایران و افغانستان

رسانه ها:

سایت لجور

http://www.lajvar.se

سایت اتحاد کارگری

https://etehad-k.com

تلویزیون میهن

http://www.mihantv.com

وبلاگ خبری سازمان راه کارگر

https://rahkargar.blogspot.com/

سایت سوسیالیسم امروز

http://www.simroz.org

رادیو پیام کانادا

http:// www.radiopayam.ca

سایت کوردانه

http://kurdane.com/farsi/

اشتراک وورد پرس

https://eshtrak.wordpress.com

سایت رضا بی شتاب

http://rezabishetab.blogfa.com

عصر آنارشیسم

http://asranarshism.com

سایت غرفه ی آخر

http://www.mtirehgol.com

وبلاگ پائیز

http://payieez.blogspot.com

وبلاگ تقی روزبه

http://taghi-roozbeh.blogspot.com

وبلاگ اسماعیل مولودی

www.emoloudi.blogspot.com

سایت هزل دات کام

http://www.hazl.com/

سایت مجید مشیدی

http://m-moshayedi.com

سایت جابر کلیبی و پروانه قاسمی

http://www.djaber-ka-parvaneh-gh.com

رادیو ندای مقاومت

وبلاگ اخگر

https://amadornavidi.wordpress.com

سایت گزارشگران

www.gozareshgar.com

***

این فراخوان در رسانه های زیر نیز منتشر شد

سوسیالیسم امروز

میهن تی وی

سایت لجور

سایت سازمان راه کارگر

رنگین کمان

آزادی بیان

سایت اطلاعات نت

ایران گلوبال

عصر آنارشیسم

اشتراک وورد پرس

اتحاد کارگری

کانون دمکراتیک پناهندگان

ایران تریبون

بالاترین

البرز ما

گزارشگران

فایل صوتی جلسه بیستم پالتالکی جمع قدم اول

فایل صوتی جلسه بیستم پالتالکی جمع قدم اول

فایل صوتی جلسه بیستم پالتالکی جمع قدم اول با موضوع کلی ” نیاز های جنبش کارگری ” جلسه چهارم تحت عنوان “سطح آمادگی طبقه کارگر برای ایجاد حزب” در تاریخ ۲۶ می برگزار گردید ولازم است توضیح داده شود که این جلسات آخرین یکشنبه هر ماه بگزار می گردد.

بیانیه مشترک در همبستگی با جنبش و فعالان کارگری ایران

بیانیه مشترک در همبستگی با جنبش و فعالان کارگری ایران

در پنجاه و دومین کنگره کنفدراسیون عمومی کار – س ژ ت، دیژون فرانسه

نمایندگان تشکلات کارگری از دهها کشور جهان، با پشتیبانی از مبارزات کارگران ایران، خواهان آزادی فوری بازداشت شدگان تجمع روز جهانی کارگر  از جمله حسن سعیدی، مرضیه امیری، عاطفه رنگریز، نسرین جوادی، ندا ناجی، کیوان صمیمی و فرهاد شیخی و نیز سپیده قلیان و اسماعیل بخشی شدند. ترجمه فارسی این بیانیه مشترک که بدنبال نشستهای متعدد نماینده سندیکای کارگران شرکت واحد، آقای رضا شهابی، با نمایندگان تشکلات کارگری از بخشهای مختلف جهان، و به ابتکار ث ژ ت صورت گرفت، به شرح زیر می باشد. سندیکای کارگران شرکت واحد، به سهم خود از کلیه نمایندگان تشکلات کارگری بین المللی نهایت قدردانی و تشکر دارد و امیدوار است که همکاری و تبادل تجربه و حمایتهای متقابل میان ما بیش از پیش گسترش یابد.

بیانیه پشتیبانی

چهارشنبه اول ماه مه ۲۰۱۹، در یک گردهم آئی مسالمت آمیز در برابر مجلس، حدود چهل نفر از تظاهرکنندگان (کارگر، دانشجو، معلم، روزنامه نگار) مورد خشونت نیروهای انتظامی قرار گرفته و دستگیر شدند. آنان به زندان های مختلف از جمله اوین منتقل شدند. تاکنون، بخش بزرگی از بازداشت شدگان و عمدتا با قرارهای کفالت سنگین آزاد شده اند.

اما آقای حسن سعیدی، عضو سندکای کارگران شرکت واحد، خانم مرضیه امیری، دانشجو و خبرنگار روزنامه شرق، خانم عاطفه رنگریز،  دانشجو؛ خانم نسرین جوادی، بازنشسته؛ خانم ناهید خداجو، بازنشسته، خانم ندا ناجی، فعال حقوق زنان و آقایان کیوان صمیمی سردبیر ماهنامه ایران فردا و فرهاد شیخی، کارگر، همچنان در زندان به سر می برند. همچنین خانم سپیده قلیان و آقای اسماعیل بخشی از هفت تپه، که قبلا دستگیر شده بودند، هنوز زندانی هستند.

ما این اعمال خودکامه علیه کارگران در راه اعاده حقوق اولیه و مطالبات عادلانه شان  را محکوم می کنیم. ما خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط زندانیان یادشده در بالا و احترام به حقوق مردم بوده و از فعالیت سندیکائی آزاد در ایران حمایت می کنیم.

علاوه بر این، مشاهده می کنیم که ایران زیر تهدید و تحریم های اقتصادی قرار گرفته است. ما اطمینان داریم که هر دخالت خارجی، به هر توجیهی که صورت گیرد، در درجه نخست مردم کشور و به ویژه اقشار فقیر و زحمتکش جامعه ایران را هدف قرار می دهد. هم اکنون، این تهدیدها و تصمیمات شرایط زندگی حقوق بگیران را سخت تر کرده است. تجربه نشان می دهد که نتیجه ی چنین مداخله هائی برای مردم عادی کشور بسیار مصیبت بار خواهد بود. ما علیه هر اقدام جنگی در این منطقه هشدار می دهیم.

دیژون، ۱۳-۱۴ مه ۲۰۱۹

امضاکنندگان

ادوآردو پرِرا، دبیر بین المللی سندیکای سی تی اِ- تی ، آرژانتین

مارتا اِسکارپاتو، مسئول بخش اروپا، سندیکای سی تی اِ-تی، آرژانتین

هوراسیو کاتِنا، سندیکای سی تی اِ-آِ، آرژانتین

نولبِرتو دیاز سانچِز، دبیر کل سی یو تی، شیلی

بازی باسولما، دبیر کل س ژ ت ب، بورکینافاسو

ژان مارک بیکوکو، رئیس سندیکای سی اس پی، کامرون

آن ماری نزیلا، رئیس سندیکای یو اس سی، کنگو

احمِدو عبداللهی، دبیر کل سندیکای سی جی تی ام، موریتانی

ایدریسا جیبریلا، دبیرکل سندیکایسی دی تی ان، نیجریه

حوا سوِو، معاون دبیرکل سندیکای سی اِس تی ام، مالی

دیوف اِلیمان، سندیکای سی اس اِ، سنگال

سوزانا کاموسو، دبیر بین المللی، سندیکای سی جی آی اِل، ایتالیا

سالواتوره  مارا، مشاور سندیکای سی جی آی ال، ایتالیا

خِزوس گالِگو، دبیر بخش سیاست بین المللی سندیکای یو جی تی، اسپانیا

کریستینا فاسیابِن لاکورته، مسئول بین المللی سندیکای سی سی او او، اسپانیا

اونای سوردو کالوُ، دبیرکل سندیکای سی سی او او، اسپانیا

دیمیتروهوهان، مشاور رئیس سندیکای سی ان اس ال آر-فراتیا، رومانی

فوسه کِیسوک ، معاون دبیرکل و مسئول بین المللی سندیکای زِنرورن، ژاپن

جونگ هی-کیِئونگ، معاون دبیرکل سندیکای ک سی تی یو، کره جنوبی

میکیونگ رییو، مسئول بین المللی ک سی تی یو، کره جنوبی

بلِیک هاروِل، هماهنگ کننده بین المللی، سندیکای “یونایت هییر”، آمریکا

امیرول حق امین، رئیس سندیکای کارگران  بنگلادش، سی اس ان

رشید معلاوی، رئیس سندیکای سی جس اِ تی اِ ، الجزایر

عدنان عبدالعلیم رشید الصفار، نماینده سندیکای جی اف آی تی یو، عراق

کاسترو عبدالله، رئیس سندیکای فِناسول، لبنان

اشرف عوار آسی، دبیرکل سندیکای پی جی اف تی یو، فلسطین

صلاح قندیل، دفتر مرکزی سندیکایسی دی تی ، مراکش

یوسف شنول، دبیر بین المللی سندیکای کارمندان، کِشک، ترکیه

عبدالقادر کمال احمد عباس، هماهنگ کننده عمومی سندیکای سی تی یو و اِس ، مصر

محمد الوَفی، دبیر کل سندیکای یو ام تی، مراکش

آندره فورست، اتحادیه سندیکائی کارگران و استثمارشده گان کاناک، کالدونی جدید

مسئولان و نمایندگان بخش های مختلف س ژ ت، همگی از نمایندگان منتخب  شعبه های مختلف برای شرکت در پنجاه و دومین کنگره  از ایالت های مختلف فرانسه:

امانوئل ویر، اس دیلیو جِی، س ژ ت

پی یر لوران،

آلیس فلیپی

والری لوفِور فدراسیون بانک و بیمه، س ژ ت

آن ژیرودو، س ژ ت استان ۹۲ (سن علیا) فرانسه

میلن کازیمیر اف.اس.پ.ب.آ- س ژ ت

ژیل رولوبون، او.د. – س ژ ت

ژان ظی یر سولوه، , اس.پ.ب.آ- س ژ ت

لنیا پورو

فابین مونیو

آنائیس تریکوآ

والری میسیلِئا

کریستف بیسفیتی

اولیویه ببین

کاترین برنار

پی یر پیوکین

شیخ بوسو

فرانسوآز دوم

شروتین نورون

سخنگوی بخش راه آهن س ژ ت 

سسیل مارشان

ژیل بناتو

میشل کوفر

ملن سباشی

ونسان کوتِرون

آلن دولوما، مشاور آفریقا در س ژ ت مشاور فدرال بخش بین المللی

ژان-میشل تیرون

فلورانس بروسار

شانتال ریزون

اولیویه مَن فروآ

سیمون ن.تی یِل

 نجات فروز،مسئول خاورمیانه س ژ ت

 سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه

۱۸ ماه مه ۲۰۱۹

Email: vsyndica@gmail.com

Website: www.vahedsyndica.com

Telegram: @vahedsyndica

درباره موج حملات سایبری حکومت ایران و پیروان آن علیه سندیکای کارگران واحد و رضا شهابی

درباره موج حملات سایبری حکومت ایران و پیروان آن علیه سندیکای کارگران واحد و رضا شهابی

در آستانه ی سفر رضا شهابی به کنگره سندیکای کارگری س.ژ.ت در فرانسه، یک پروژه حکومتی ِ تخریب سایبری و روانی علیه رضا شهابی و سندیکای واحد کلید خورد. در قدم نخست، خبرگزاری امنیتی فارس-وابسته به سپاه- برای خط دادن به کسانی که قرار است این پروژه سایبری را تقویت کنند، سرمشقی را اعلام و منتشر کرد و سپس برخی فعالین فضای مجازی نیز دانسته یا نادانسته و دقیقا مطابق همین رویه و هم راستا با این خورک امنیتی تهیه شده توسط سپاه به ادامه عملیات روانی و سایبری علیه فعالین کارگری، سندیکای کارگران شرکت واحد و مشخصا رضا شهابی ادامه دادند. در این مورد و جهت تنوریر افکار عمومی موارد زیر به اطلاع میرسد:

۱-در دروغ ِ شبه ِ خبری ِ ارتش سایبری ِ نظام سرمایه و منتشر شده توسط خبرگزاری وابسته به سپاه ( فارس)، در تلاشی رذیلانه برای تخریب رضا شهابی و سندیکای کارگران واحد، به دروغ و با کمال وقاحت ادعا شده بود که رضا شهابی پس از دستگیری در روز جهانی کارگر به علت همکاری با نیروهای امنیتی از زندان آزاد شده است!

 اولا: تمامی بازداشت شدگان سندیکای واحد پس از چند روز و همگی به قید کفالت سنگین و ظالمانه آزاد شدند. تنها فرد آزاد نشده حسن سعیدی است که بنابر پیگیری خانواده اش به علت اینکه به قرار بازداشت اولیه اعتراض زده است تا زمان بازگشت نتیجه این اعتراض و مطابق با قرار ظالمانه ی بازداشت سی روزه هنوز در زندان است.

 دوما: رضا شهابی –دقیقا همانند ده ها نفر از حدود ۵۴ نفر بازداشت شده- و در زمان بازداشت چند روزه در بازداشتگاه اوین اصلا مورد بازجویی قرار نگرفته است و از ابتدا مشخص بوده است که بخش عمده ی بازداشت شدگان تا روز تامین کفالت، موقتا بازداشت خواهند بود و این خبر را سندیکای واحد نیز منتشر کرد.

سوما: ماموران انتظامی، پلیس امنیت، کارمندان قضایی، قاضی کشیک، دادیارهای دادسرای مقدس اوین، ماموران امنیتی و …همگی از روز اول تا روز آزادی بازداشت شدگان، به کرات اعلام کردند که آنها صرفا جهت اینکه تجمع مقابل مجلس در روز جهانی کارگر گسترده تر نشود تعدادی را بازداشت کردند تا به قول خودشان بتوانند به تجمع خاتمه دهند و یعنی اصولا قرار بر نگه داشتن بازداشتی ها نداشته اند و بازداشت ها برای پراکندن تجمع کنندگان و ترساندن آنها صورت گرفته است. دادستان کل کشور- منتظری- نیز بلافاصله و سراسیمه و از ترس افزوده شدن اعتراضات در مورد بازداشت ها، ضمن انجام مصاحبه هایی که در روزنامه های رسمی هم منتشر شد از خانواده بازداشت شدگان تجمع اعتراضی مقابل زندان خواست که به تجمع خود خاتمه دهند و اظهار کرده بود که حتا نیازی به پیگیری نیست زیرا به گفته ی وی ظرف چند روز تمامی بازداشت شدگان آزاد خواهند شد؛ قابل ذکر است که تنها گفتگوی انجام شده با رضا شهابی در محل دادسرا و نه در اوین، به این مضمون بوده که بازپرس با عصبانیت و به طرزی عصبی و با ترس و واهمه ، مقادیر زیادی به شهابی حمله لفظی کرده و رضا شهابی را مسبب تجمع کارگران و دانشجویان دانسته است. رضا شهابی در پاسخ به این بازجو اعلام کرده است که تجمع در روز جهانی کارگر حق مسلم کارگران و سایر افراد است و ادعای دستگاه امنیتی و قضایی مبنی بر غیر قانونی بودن این تجمع، برای کارگران و زحمتکشان غیر قابل قبول است . تا جایی که ما مطلعیم بیش از سی نفر دیگر از بازداشت شدگان نیز همین پروسه انتظامی-قضایی را طی کرده اند و اصولا مورد بازجویی قرار نگرفته اند.

 چهارما: کمتر کسی است که نداند رضا شهابی در طی سال ها بازجویی و شکنجه و زندان و اعتصاب غذا یکی از زیباترین صحنه های مقاومت و سر خم نکردن در مقابل زور و سرکوب را در جامعه ما رقم زده است. اکنون و در این شرایط حساس سیاسی اجتماعی و در متن اعتراضات متعدد در جامعه که هر آن میتواند منجر به حوادث سراسری و رادیکال تری شود، بیش از هر چیزی ترس دستگاه امنیتی از رضا شهابی که پشتوانه ی سندیکا، جنبش کارگری و نهادها متعدد کارگری و غیره در جهان را با خود دارد، باعث میشود که سیستم امنیتی و قضایی توانایی این را نداشته باشد که جلوی سفر رضا شهابی را بگیرد. اکنون شهابی و سندیکای واحد، نزد اکثر تشکلات کارگری در سراسر جهان کاملا شناخته شده هستند و هر روز ادامه بازداشت او میتواند هزینه ی بیشتری را برای حاکمیت ایران در بر داشته باشد. چه اینکه در میان گفته های مامورین نیز این حرف به رضا شهابی گفته شده است که ” شهابی! تو دست بردار نیستی؟ سالی چند بار ما باید تو را ببینیم؟ طی همین چند روز، انواع اعتراضات به دولت ایران سرازیر شده است. چرا دنبال زندگی شخصی خودت نمی روی و دست بردار نیستی؟ !” و پاسخ شهابی این بوده است که “ما برای بیان اعتراضمان تجمع داشته ایم و اگر نمیخواهید ما را ببینید پس چرا دستگیر میکنید؟ ”

پنجما: دقیقا به علت همین ترس و وحشت حاکمیت از اعتراضات کارگری و به ویژه ترسشان از فعالین سرشناس و تشکلات مستقل کارگری است که تمام تلاش خود را به کار بسته اند که اکنون که با روش های شکنجه و حبس علیه رضا شهابی نتوانسته اند وی را از پای درآورند، دست به جنگ روانی و تبلیغی و سایبری علیه او زده اند. گویا هواداران ارتش سایبری در صورتی قانع و شادمان میشوند که باز هم شهابی مانند آن هفت سال ِ کذایی مورد شکنجه و ظلم و حبس قرار بگیرد!

۲-بخشی مشخصی از نوشته ها و ادعاهایی که در فضای مجازی و در بستر یک عملیات سایبری و جنگ روانی ضد کارگری توسط افراد معینی نوشته و پراکنده شده نیز خواسته یا ناخواسته در ادامه همان عملیات تخریب دستگاه امنیتی و ارتش سایبری بوده است. من باب مثال برخی – با پنهان کردن نکاتی بسیار واضح و ایجاد شبهه در سایه ی اتکایشان به ندانم های کاملا فریبکارانه- سوال کرده اند که چطور ممکن است شهابی چند روز بعد از آزادی بتواند ویزا بگیرد و به فرانسه برود؟ هزینه ی این سفر را چگونه تامین کرده در حالی که برای امرار معاش، به صورت خانوادگی ناچار به تهیه ی خوراکی های خانگی هستند؟ و …

قابل توضیح است که اولا: دعوت از رضا شهابی برای شرکت در کنگره ی سندیکای کارگری س.ژ.ت که بزرگترین سندیکای کارگری فرانسه و یکی از مشهورترین سندیکاهای کارگری در سراسر جهان است، بیش از چند ماه قبل از نوروز و یعنی ماه ها قبل از دستگیری شهابی انجام شده است. در سندیکای واحد کاندیداهای مختلف برای انجام این سفر مورد بررسی قرار گرفته و نهایتا این سندیکا مصوب کرده که رضا شهابی باید به نمایندگی از سندیکا به کنگره کارگری رفته و درباره شرایط سرکوب کارگران و تشکلات مستقل کارگری توسط حاکمیت در ایران به کارگران شرکت کننده در کنگره توضیح دهد.

دوما: مراحل اخذ ویزا و تهیه بلیط نیز ماه ها قبل از دستگیری شهابی انجام شده است.

سوما:  تمامی هزینه ی سفر شهابی –اعم از بلیط رفت و برگشت، هزینه های خوراک و اقامت در محل کنگره و ..- را سندیکای کارگری س.ژ.ت تقبل کرده است و این رسم بیش از پانزده سال است که در مورد فعالین کارگری سفر کننده به کنگره های کارگری اعمال شده است و این نخستین بار نیست که این گونه سفرها و به این شیوه تدارک دیده میشود. پیشتر نیز حسن سعیدی دیگر عضو سندیکای واحد، سفری کارگری به فرانسه و سپس ژنو کرده بود؛ محمود صالحی از فعالین کارگری از شهر سقز نیز به دعوت تشکلات کارگری فرانسوی به فرانسه سفر کرده بود. علی نجاتی کارگر هفت تپه نیز به دعوت و هزینه ی سندیکاهای کارگری فرانسوی به سفر کارگری رفته بود و … این موارد بالغ بر ده ها مورد میشود.

چهارما: رضا شهابی در یک سال اخیر اصلا ممنوع الخروج نبوده است و برای سفر قانونی ار مرز هوایی ممنوعیتی نداشته است . شهابی پس از تحمل هفت سال زندان و اتمام دوره ی محکومیتش و با نشان دادن نامه ای که نشان دهنده ی پایان محکومیتش بود ممنوع الخروجی خود را رفع کرد. اکنون نیز رضا شهابی بابت دستگیری مقابل مجلس هنوز دادگاهی نشده است و چنانچه در ماه های آتی دادگاهی و محکوم شود ممکن است باز هم مانند آن هفت سال محکومیت ممنوع الخروج شود. اما هنوز روز دادگاه فرا نرسیده است. پنجما: رضا شهابی و تعداد دیگری از بازداشت شدگان، بی قید و شرط و آسان و با لطف و مرحمت آزاد نشده اند. آنها با سپردن قرار کفایت سنگین دویصت میلیون تومانی و تا روز دادگاه به صورت موقت آزاد شده اند و در این مورد هم هیچ منتی بر سر آزاد شدگان نیست زیرا که با قرارهای ظالمانه و سنگین و موقتا آزاد شده اند.

۳-برخی از نوشته های منتشر شده علیه رضا شهابی، با استناد به تنها یک بخش از سخنرانی شهابی- که البته آن بخش هم حاوی یک موضع کاملا کارگری و مترقی است- و به شکلی بهانه گیرانه و مغرضانه و گاه با تحمیل برخی تفسیرهای عجیب به اصل صحبت های شهابی، تحریر و منتشر شده اند. رضا شهابی در بخشی از سخنرانی خود اظهار داشته است که : ” ما کارگران با جنگ افروزی های دولت های سرمایه داری در جهان و مخصوصا در خاورمیانه مخالفیم. تهدید نظامی و تحریم جز خراب تر کردن وضعیت زندگی کارگران و زحتمکشان ایران، عراق، افغانستان، سوریه، لبنان، فلسطین و… ندارد. ما کارگران به پشتیبانی هیچ یک از بلوک های سرمایه داری توهم نداریم بلکه به همبستگی کارگران و حقوق بگیران جهان احتیاج داریم”. برخی حمله کنندگان به رضا شهابی به این موضع ضد جنگ، صحیح، روشن، مترقی و کاملا کارگری حمله کرده اند!  اما چرا ؟ الف: جای تعجب است که آیا از کارگران پیشرو میتوان انتظاری جز موضع گرفتن علیه هرگونه جنگ و خونریزی داشت؟ آیا انتظار میرود که جنبش کارگری ایران مدافع جنگ باشد؟ آیا انتظار میرود که شهابی یا سندیکای واحد و یا سایر تشکلات مستقل کارگری اعلام نکنند که ما نمیتوانیم به هیچ یک از دولت ها و بلوک های سرمایه داری تکیه کنیم و برعکس باید فقط و فقط به اتحاد طباتقی و جهانی کارگری تکیه کنیم؟ در واقع حمله کنندگان به این بخش از سخنان رضا شهابی بیش از هر چیزی وابستگی خود را به راه حل های سرمایه دارانه و منجمه جنگ و خونریزی نشان داده اند وگرنه باید بارها و به بانگ بلند این موضع مترقی شهابی و سایر کارگران پیشرو را فریاد و تبلیغ کرد. ب- بهانه جویان و سربازان عملیات سایبری، عامدانه، چشم خود را بر روی این واقعیت بسته اند که بیش از هشتاد درصد سخنرانی شهابی درباره شرایط نابسامان اقتصادی، سیاسی کارگران و تشکلات کارگری در ایران و نیز سرکوب کارگران و فعالین کارگری و تشکلات مستقل کارگری ایران توسط حاکمیت سرمایه داری در ایران است. اساسا موضوع سخنرانی شهابی، شرح سرکوبگری دولت ایران علیه کارگران بوده است. در این سخنرانی نام تنی چند از کارگران محبوس نیز اورده شده است و شهابی از آنها اعلام حمایت کرده و از تشکلات کارگری شرکت کننده نیز خواهان حمایت از آنها شده است.( منجمله حسن سعیدی، اساعیل بخشی، سپیده قلیان و … ). قابل ذکر است که علاوه بر نمایندگان کارگری از سندیکای کارگری س.ژ.ت نمایندگان کارگری دیگری از سراسر جهان نیز حضور داشته اند و مانند شهابی نماینده ی مهمان در این کنگره بوده اند. متن کامل سخنرانی رضا شهابی، در کانال تلگرامی سندیکای واحد منتشر شده و در پایان این اطلاعیه نیز درج میشود.. در نتیجه سخنرانی شهابی درباره شرایط سرکوب در ایران، توسط شرکت کنندگان در این کنگره ی کارگری، متنی حمایتی درباره کارگران ایران و در حمایت از کارگران بازداشت شده تهیه شده و به امضای ده ها تشکل حاضر در کنگره رسیده است. این متن نیز توسط کانال تلگرامی سندیکای واحد منتشر شده و در پایان این متن نیز درج میشود. بعلاوه، شهابی در سخنرانی دیگری که در محل کنگره سندیکای معلمان انجام داده است به صورت اختصاصی سرکوب اعمال شده علیه کانون های صنی معلمان و فعالین این کانون را توضیح داده و نام معلمان زندانی را نیز آورده است.

۴-جمع بندی: حمله کنندگان در فضای مجازی به رضا شهابی و کمک کنندگان به ارتش سایبری حکومت ایران ضمن دروغ پراکنی، جعل وقایع، پنهان کردن جنبه های اصلی سخنان شهابی، تشکیک و دروغ گویی درباره جزئیات فنی سر شهابی، خواسته یا ناخواسته همان فضای مورد علاقه دستگاه های امنیتی را بازتولید و منتشر کرده اند. شهابی ها، سندیکای کارگران شرکت واحد و سایر تشکلات مستقل در جنبش کارگری ایران به هزینه و زحمات و آزارهای فراوان راهی پر سنگلاخ را تا بدین جا پیموده اند. اکنون که شرایط سیاسی-اقتصادی در جامعه حاد شده است، نیروهای مدافع سرمایه داری با انواع بزک و گاه حتا با ادعا و نقاب حمایت از منافع کارگری دست به کار شده اند تا بلکه خاک در چشم جنبش مستقل کارگری ایران و جهان بپاشند. اما ما تاکید میکنیم که بحران های جامه سرمایه داری عمیق تر و جدی تر از آن هستند که بتوان با چند خبر و شایعه پراکنی برای آنها مرهمی دست و پا کرد. رضا شهابی، فعال صادق، مقاوم و چهره ی دوست داشتنی جنبش کارگری در ایران و جهان است و کارنامه ی درخشان و بدون کوچکترین نکته ی تاریک در مبارزات شهابی، گواه صحت راه اوست. کارگران و فعالان کارگری و تشکلات مستقل کارگری در ایران و جهان، اکنون بیدار و قوی تر شده اند  برخلاف میل، آرزو و برنامه ریزی های دستگاه سرمایه و ارتش سایبری آن، حمایت کارگران و زحمتکشان  از مبارزان پیشرو طبقه ی کارگر، روز به روز در حال فزونی گرفتن است.

کمپین دفاع از رضا شهابی

سه شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۸

—————————-

ضمائم:

۱-متن سخنرانی رضا شهابی در پنجاه و دومین کنگره ی سالانه سندیکای کارگری س.ژ.ت فرانسه که در آن به شرح سرکوب های اعمال شده  توسط حاکمیت ایران علیه کارگران، فعالین کارگری و تشکلات مستقل کارگری در ایران پرداخته است:

با درود های فراوان! رفقا و دوستان!

من رضا شهابی هستم. عضو هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد تهران و از ایران در جمع شما حاضر شده ام. ابتدا باید اعلام کنم که از اینکه امروز در پنجاه دومین کنگره سندیکای شما شرکت می کنم افتخار می کنم و از طرف سندیکای خودمان برگزاری کنگره تان را به شما تبریک میگویم.

رفقا! در حالی که از حضور در جمع شما خوشحالم اما نمیتوانم در جمع شما که دوستان من هستید از نگرانی ام نگویم. در این لحظه و این روزها من شدیدا نگران دوست و همکار سندیکاییم حسن سعیدی هستم که چند روز پیش با هم دستگیر شدیم اما او کماکان در زندان است. من شدیدا نگران دیگر دوستان و کارگران و دانشجویایی هستم که تنها به دلیل شرکت در تجمع مسالمت آمیز روز جهانی کارگر دستگیر شده اند.

 رفقا،

سال پیش بنا به آمار رسمی در ایران ۱۷۰۰ اعتراص و اعتصاب کارگری و حقوق بگیران اتفاق افتاده است. یعنی بیش از چهار و نیم اعتراص و اعتصاب در روز ؛ این اعتصابات در هفت تپه و اهواز و اراک و سایر نقاط کشور انعکاس گسترده ای در سراسر ایران داشته و از همبستگی بازنشستگان، معلمان و دیگر بخش های جنبش کارگری برخوردار شده بود.

امروزه مسئله داشتن تشکل های مستقل کارگری در ایران به امری فوری تبدیل شده است و مورد توجه پیشروان کارگران قرار گرفته است ولی حاکمیت ایران هرگونه اقدام کارگران برای تشکل یابی را مورد حمله و سرکوب قرار میدهد.

ستدیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران بعنوان قدیمی ترین سندیکای موجود در این راه مبارزه ی جانانه ی را به پیش برده و اعضای ما هزینه های سنگین را برای آن پرداخته اتد. از جمله آقایان ابراهیم مددی و داود رضوی هر کدام به پنج سال زتدان محکوم شده اند. آقایان حسن سعیدی، ناصر محرم زاده، حسین کریمی و خانم فرحناز شیری بیش از ده سال است به خاطر تشکیل ستدیکا و حق خواهی از  کار اخراج شده اند.

من خودم بیش از شش سال از عمرم را در در بدترین شرایط در زتدان گذرانده ام و بیش از ده سال است که به علت فعالیت سندیکایی از کار اخراج شده ام. شاید باور نکردنی به نظر برسد اما در ایران و همین چند روز قبل ما به خاطر برگزاری تجمع بزرگداشت روز اول ماه مه به همراه بیش از ۳۰ نفر از دیگر کارگران و فرزتدان آنها که دانشجو بودند دستگیر شده و مورد ضرب و شتم قرار گرفتیم و من تا پنج روز پیش در زندان بودم. الان نیز با تودیع کفالت ۲۰۰ میلیوتی آزاد و در کنار شما حاضر شده ام. همینطور لازم است اشاره کنم که دو تن از بازشداشت شدگان در اعتراضات کارگران هفت تپه در جنوب ایران به نام های آقای اسماعیل بخشی و خانم سپیده قلیان نیز کماکان در شرایط اسف باری محبوس هستند.

دوستان و رفقای حاضر در کنگره ! سندیکای شما نامی آشنا در جنبش کارگری و سندیکایی ایران است. ستدیکای شما با دستاوردهای بزرگ کارگران و حقوق بگیران فرانسه عجین شده است . سندیکای شما در عرصه همبستگی بین المللی نیز پیش قدم و موثر بوده است.

کلکتیو سندیکاهای فرانسه از جمله س ژ ت زحمات زیادی را برای دفاع از فعالان سندیکایی ایران از جمله حمایت از خود من متحمل شده است. این کلکتیو و نحوه همکاری رفیقانه آن با فعالان سندیکایی ایران تبدیل به مدلی برای دیگران شده است. ما به این همبستگی در سایر کشورها احتیاج داریم

در پایان صحبتم اشاره ای هم به موضوعات جهانی و منطقه ای کنم: ما کارگران با جنگ افروزی های دولت های سرمایه داری در جهان و مخصوصا در خاورمیانه مخالفیم. تهدید نظامی و تحریم جز خراب تر کردن وضعیت زندگی کارگران و زحتمکشان ایران، عراق، افغانستان، سوریه، لبنان، فلسطین و… ندارد. ما کارگران به پشتیبانی هیچ یک از بلوک های سرمایه داری توهم نداریم بلکه به همبستگی کارگران و حقوق بگیران جهان احتیاج داریم.

و نهایتا  آرزوی دارم که این کنگره و نتایجش در مبارزه شما نقشی مفید ایفا کند

زنده باد همبستگی بین المللی طبقه کارگر

با تشکر از شما

۲-متن تهیه شده در حمایت از کارگران بازداشتی در ایران که در کنگره ی س.ژ.ت و به تبع سخنرانی شهابی تهیه شده و به امضای ده ها تشکل و نماینده کارگری از سراسر جهان رسیده است:

بیانیه مشترک دهها تشکل کارگری بین المللی در همبستگی با جنبش و فعالان کارگری ایران

در پنجاه و دومین کنگره کنفدراسیون عمومی کار – س ژ ت، دیژون فرانسه

نمایندگان تشکلات کارگری از دهها کشور جهان، با پشتیبانی از مبارزات کارگران ایران، خواهان آزادی فوری بازداشت شدگان تجمع روز جهانی کارگر  از جمله حسن سعیدی، مرضیه امیری، عاطفه رنگریز، نسرین جوادی، ندا ناجی، کیوان صمیمی و فرهاد شیخی و نیز سپیده قلیان و اسماعیل بخشی شدند. ترجمه فارسی این بیانیه مشترک که بدنبال نشستهای متعدد نماینده سندیکای کارگران شرکت واحد، آقای رضا شهابی، با نمایندگان تشکلات کارگری از بخشهای مختلف جهان، و به ابتکار ث ژ ت صورت گرفت، به شرح زیر می باشد. سندیکای کارگران شرکت واحد، به سهم خود از کلیه نمایندگان تشکلات کارگری بین المللی نهایت قدردانی و تشکر دارد و امیدوار است که همکاری و تبادل تجربه و حمایتهای متقابل میان ما بیش از پیش گسترش یابد.

بیانیه پشتیبانی

چهارشنبه اول ماه مه ۲۰۱۹، در یک گردهم آئی مسالمت آمیز در برابر مجلس، حدود چهل نفر از تظاهرکنندگان (کارگر، دانشجو، معلم، روزنامه نگار) مورد خشونت نیروهای انتظامی قرار گرفته و دستگیر شدند. آنان به زندان های مختلف از جمله اوین منتقل شدند. تاکنون، بخش بزرگی از بازداشت شدگان و عمدتا با قرارهای کفالت سنگین آزاد شده اند.

اما آقای حسن سعیدی، عضو سندکای کارگران شرکت واحد، خانم مرضیه امیری، دانشجو و خبرنگار روزنامه شرق، خانم عاطفه رنگریز،  دانشجو؛ خانم نسرین جوادی، بازنشسته؛ خانم ناهید خداجو، بازنشسته، خانم ندا ناجی، فعال حقوق زنان و آقایان کیوان صمیمی سردبیر ماهنامه ایران فردا و فرهاد شیخی، کارگر، همچنان در زندان به سر می برند. همچنین خانم سپیده قلیان و آقای اسماعیل بخشی از هفت تپه، که قبلا دستگیر شده بودند، هنوز زندانی هستند.

ما این اعمال خودکامه علیه کارگران در راه اعاده حقوق اولیه و مطالبات عادلانه شان  را محکوم می کنیم. ما خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط زندانیان یادشده در بالا و احترام به حقوق مردم بوده و از فعالیت سندیکائی آزاد در ایران حمایت می کنیم.

علاوه بر این، مشاهده می کنیم که ایران زیر تهدید و تحریم های اقتصادی قرار گرفته است. ما اطمینان داریم که هر دخالت خارجی، به هر توجیهی که صورت گیرد، در درجه نخست مردم کشور و به ویژه اقشار فقیر و زحمتکش جامعه ایران را هدف قرار می دهد. هم اکنون، این تهدیدها و تصمیمات شرایط زندگی حقوق بگیران را سخت تر کرده است. تجربه نشان می دهد که نتیجه ی چنین مداخله هائی برای مردم عادی کشور بسیار مصیبت بار خواهد بود. ما علیه هر اقدام جنگی در این منطقه هشدار می دهیم.

دیژون، ۱۳-۱۴ مه ۲۰۱۹

امضاکنندگان

ادوآردو پرِرا، دبیر بین المللی سندیکای سی تی اِ- تی ، آرژانتین

مارتا اِسکارپاتو، مسئول بخش اروپا، سندیکای سی تی اِ-تی، آرژانتین

هوراسیو کاتِنا، سندیکای سی تی اِ-آِ، آرژانتین

نولبِرتو دیاز سانچِز، دبیر کل سی یو تی، شیلی

بازی باسولما، دبیر کل س ژ ت ب، بورکینافاسو

ژان مارک بیکوکو، رئیس سندیکای سی اس پی، کامرون

آن ماری نزیلا، رئیس سندیکای یو اس سی، کنگو

احمِدو عبداللهی، دبیر کل سندیکای سی جی تی ام، موریتانی

ایدریسا جیبریلا، دبیرکل سندیکایسی دی تی ان، نیجریه

حوا سوِو، معاون دبیرکل سندیکای سی اِس تی ام، مالی

دیوف اِلیمان، سندیکای سی اس اِ، سنگال

سوزانا کاموسو، دبیر بین المللی، سندیکای سی جی آی اِل، ایتالیا

سالواتوره  مارا، مشاور سندیکای سی جی آی ال، ایتالیا

خِزوس گالِگو، دبیر بخش سیاست بین المللی سندیکای یو جی تی، اسپانیا

کریستینا فاسیابِن لاکورته، مسئول بین المللی سندیکای سی سی او او، اسپانیا

اونای سوردو کالوُ، دبیرکل سندیکای سی سی او او، اسپانیا

دیمیتروهوهان، مشاور رئیس سندیکای سی ان اس ال آر-فراتیا، رومانی

فوسه کِیسوک ، معاون دبیرکل و مسئول بین المللی سندیکای زِنرورن، ژاپن

جونگ هی-کیِئونگ، معاون دبیرکل سندیکای ک سی تی یو، کره جنوبی

میکیونگ رییو، مسئول بین المللی ک سی تی یو، کره جنوبی

بلِیک هاروِل، هماهنگ کننده بین المللی، سندیکای “یونایت هییر”، آمریکا

امیرول حق امین، رئیس سندیکای کارگران  بنگلادش، سی اس ان

رشید معلاوی، رئیس سندیکای سی جس اِ تی اِ ، الجزایر

عدنان عبدالعلیم رشید الصفار، نماینده سندیکای جی اف آی تی یو، عراق

کاسترو عبدالله، رئیس سندیکای فِناسول، لبنان

اشرف عوار آسی، دبیرکل سندیکای پی جی اف تی یو، فلسطین

صلاح قندیل، دفتر مرکزی سندیکایسی دی تی ، مراکش

یوسف شنول، دبیر بین المللی سندیکای کارمندان، کِشک، ترکیه

عبدالقادر کمال احمد عباس، هماهنگ کننده عمومی سندیکای سی تی یو و اِس ، مصر

محمد الوَفی، دبیر کل سندیکای یو ام تی، مراکش

آندره فورست، اتحادیه سندیکائی کارگران و استثمارشده گان کاناک، کالدونی جدید

مسئولان و نمایندگان بخش های مختلف س ژ ت، همگی از نمایندگان منتخب  شعبه های مختلف برای شرکت در پنجاه ومین کنگره  از ایالت های مختلف فرانسه:

امانوئل ویر، اس دیلیو جِی، س ژ ت

پی یر لوران،

آلیس فلیپی

والری لوفِور فدراسیون بانک و بیمه، س ژ ت

آن ژیرو‌دو، س ژ ت استان ۹۲ (سن علیا) فرانسه

میلن کازیمیر اف.اس.پ.ب.آ- س ژ ت

ژیل رولوبون، او.د. – س ژ ت

ژان ظی یر سولوه، , اس.پ.ب.آ- س ژ ت

لنیا پورو

فابین مونیو

آنائیس تریکوآ

والری میسیلِئا

کریستف بیسفیتی

اولیویه ببین

کاترین برنار

پی یر پیوکین

شیخ بوسو

فرانسوآز دوم

شروتین نورون

سخنگوی بخش راه آهن س ژ ت 

سسیل مارشان

ژیل بناتو

میشل کوفر

ملن سباشی

ونسان کوتِرون

آلن دولوما، مشاور آفریقا در س ژ ت مشاور فدرال بخش بین المللی

ژان-میشل تیرون

فلورانس بروسار

شانتال ریزون

اولیویه مَن فروآ

سیمون ن.تی یِل

 نجات فروز،مسئول خاورمیانه س ژ ت

 سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه

۱۸ ماه مه ۲۰۱۹

بیانیه مشترک در همبستگی با جنبش و فعالان کارگری ایران

بیانیه مشترک در همبستگی با جنبش و فعالان کارگری ایران

در پنجاه و دومین کنگره کنفدراسیون عمومی کار – س ژ ت، دیژون فرانسه

نمایندگان تشکلات کارگری از دهها کشور جهان، با پشتیبانی از مبارزات کارگران ایران، خواهان آزادی فوری بازداشت شدگان تجمع روز جهانی کارگر  از جمله حسن سعیدی، مرضیه امیری، عاطفه رنگریز، نسرین جوادی، ندا ناجی، کیوان صمیمی و فرهاد شیخی و نیز سپیده قلیان و اسماعیل بخشی شدند. ترجمه فارسی این بیانیه مشترک که بدنبال نشستهای متعدد نماینده سندیکای کارگران شرکت واحد، آقای رضا شهابی، با نمایندگان تشکلات کارگری از بخشهای مختلف جهان، و به ابتکار ث ژ ت صورت گرفت، به شرح زیر می باشد. سندیکای کارگران شرکت واحد، به سهم خود از کلیه نمایندگان تشکلات کارگری بین المللی نهایت قدردانی و تشکر دارد و امیدوار است که همکاری و تبادل تجربه و حمایتهای متقابل میان ما بیش از پیش گسترش یابد.

بیانیه پشتیبانی

چهارشنبه اول ماه مه ۲۰۱۹، در یک گردهم آئی مسالمت آمیز در برابر مجلس، حدود چهل نفر از تظاهرکنندگان (کارگر، دانشجو، معلم، روزنامه نگار) مورد خشونت نیروهای انتظامی قرار گرفته و دستگیر شدند. آنان به زندان های مختلف از جمله اوین منتقل شدند. تاکنون، بخش بزرگی از بازداشت شدگان و عمدتا با قرارهای کفالت سنگین آزاد شده اند.

اما آقای حسن سعیدی، عضو سندکای کارگران شرکت واحد، خانم مرضیه امیری، دانشجو و خبرنگار روزنامه شرق، خانم عاطفه رنگریز،  دانشجو؛ خانم نسرین جوادی، بازنشسته؛ خانم ناهید خداجو، بازنشسته، خانم ندا ناجی، فعال حقوق زنان و آقایان کیوان صمیمی سردبیر ماهنامه ایران فردا و فرهاد شیخی، کارگر، همچنان در زندان به سر می برند. همچنین خانم سپیده قلیان و آقای اسماعیل بخشی از هفت تپه، که قبلا دستگیر شده بودند، هنوز زندانی هستند.

ما این اعمال خودکامه علیه کارگران در راه اعاده حقوق اولیه و مطالبات عادلانه شان  را محکوم می کنیم. ما خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط زندانیان یادشده در بالا و احترام به حقوق مردم بوده و از فعالیت سندیکائی آزاد در ایران حمایت می کنیم.

علاوه بر این، مشاهده می کنیم که ایران زیر تهدید و تحریم های اقتصادی قرار گرفته است. ما اطمینان داریم که هر دخالت خارجی، به هر توجیهی که صورت گیرد، در درجه نخست مردم کشور و به ویژه اقشار فقیر و زحمتکش جامعه ایران را هدف قرار می دهد. هم اکنون، این تهدیدها و تصمیمات شرایط زندگی حقوق بگیران را سخت تر کرده است. تجربه نشان می دهد که نتیجه ی چنین مداخله هائی برای مردم عادی کشور بسیار مصیبت بار خواهد بود. ما علیه هر اقدام جنگی در این منطقه هشدار می دهیم.

دیژون، ۱۳-۱۴ مه ۲۰۱۹

امضاکنندگان

ادوآردو پرِرا، دبیر بین المللی سندیکای سی تی اِ- تی ، آرژانتین

مارتا اِسکارپاتو، مسئول بخش اروپا، سندیکای سی تی اِ-تی، آرژانتین

هوراسیو کاتِنا، سندیکای سی تی اِ-آِ، آرژانتین

نولبِرتو دیاز سانچِز، دبیر کل سی یو تی، شیلی

بازی باسولما، دبیر کل س ژ ت ب، بورکینافاسو

ژان مارک بیکوکو، رئیس سندیکای سی اس پی، کامرون

آن ماری نزیلا، رئیس سندیکای یو اس سی، کنگو

احمِدو عبداللهی، دبیر کل سندیکای سی جی تی ام، موریتانی

ایدریسا جیبریلا، دبیرکل سندیکایسی دی تی ان، نیجریه

حوا سوِو، معاون دبیرکل سندیکای سی اِس تی ام، مالی

دیوف اِلیمان، سندیکای سی اس اِ، سنگال

سوزانا کاموسو، دبیر بین المللی، سندیکای سی جی آی اِل، ایتالیا

سالواتوره  مارا، مشاور سندیکای سی جی آی ال، ایتالیا

خِزوس گالِگو، دبیر بخش سیاست بین المللی سندیکای یو جی تی، اسپانیا

کریستینا فاسیابِن لاکورته، مسئول بین المللی سندیکای سی سی او او، اسپانیا

اونای سوردو کالوُ، دبیرکل سندیکای سی سی او او، اسپانیا

دیمیتروهوهان، مشاور رئیس سندیکای سی ان اس ال آر-فراتیا، رومانی

فوسه کِیسوک ، معاون دبیرکل و مسئول بین المللی سندیکای زِنرورن، ژاپن

جونگ هی-کیِئونگ، معاون دبیرکل سندیکای ک سی تی یو، کره جنوبی

میکیونگ رییو، مسئول بین المللی ک سی تی یو، کره جنوبی

بلِیک هاروِل، هماهنگ کننده بین المللی، سندیکای “یونایت هییر”، آمریکا

امیرول حق امین، رئیس سندیکای کارگران  بنگلادش، سی اس ان

رشید معلاوی، رئیس سندیکای سی جس اِ تی اِ ، الجزایر

عدنان عبدالعلیم رشید الصفار، نماینده سندیکای جی اف آی تی یو، عراق

کاسترو عبدالله، رئیس سندیکای فِناسول، لبنان

اشرف عوار آسی، دبیرکل سندیکای پی جی اف تی یو، فلسطین

صلاح قندیل، دفتر مرکزی سندیکایسی دی تی ، مراکش

یوسف شنول، دبیر بین المللی سندیکای کارمندان، کِشک، ترکیه

عبدالقادر کمال احمد عباس، هماهنگ کننده عمومی سندیکای سی تی یو و اِس ، مصر

محمد الوَفی، دبیر کل سندیکای یو ام تی، مراکش

آندره فورست، اتحادیه سندیکائی کارگران و استثمارشده گان کاناک، کالدونی جدید

مسئولان و نمایندگان بخش های مختلف س ژ ت، همگی از نمایندگان منتخب  شعبه های مختلف برای شرکت در پنجاه و دومین کنگره  از ایالت های مختلف فرانسه:

امانوئل ویر، اس دیلیو جِی، س ژ ت

پی یر لوران،

آلیس فلیپی

والری لوفِور فدراسیون بانک و بیمه، س ژ ت

آن ژیرودو، س ژ ت استان ۹۲ (سن علیا) فرانسه

میلن کازیمیر اف.اس.پ.ب.آ- س ژ ت

ژیل رولوبون، او.د. – س ژ ت

ژان ظی یر سولوه، , اس.پ.ب.آ- س ژ ت

لنیا پورو

فابین مونیو

آنائیس تریکوآ

والری میسیلِئا

کریستف بیسفیتی

اولیویه ببین

کاترین برنار

پی یر پیوکین

شیخ بوسو

فرانسوآز دوم

شروتین نورون

سخنگوی بخش راه آهن س ژ ت 

سسیل مارشان

ژیل بناتو

میشل کوفر

ملن سباشی

ونسان کوتِرون

آلن دولوما، مشاور آفریقا در س ژ ت مشاور فدرال بخش بین المللی

ژان-میشل تیرون

فلورانس بروسار

شانتال ریزون

اولیویه مَن فروآ

سیمون ن.تی یِل

 نجات فروز،مسئول خاورمیانه س ژ ت

 سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه

۱۸ ماه مه ۲۰۱۹

Email: vsyndica@gmail.com

Website: www.vahedsyndica.com

Telegram: @vahedsyndica

فایل صوتی جلسه نوزدهم پالتالکی جمع قدم اول

فایل صوتی جلسه ۱۹ پالتالکی جمع قدم اول مورخ ۸ اردیبهشت ۱۳۹۸ با موضوع اصلی ” نیاز های جنبش کارگری ” قسمت سوم ” حزب انقلابی طبقه کارگر چگونه باید باشد؟” بر گزار گردید این بحث ادامه خواهد داتشت و در یکشنبه هر ماه میلادی یکی از جلسات پالتالکی جمع قدم اول برگزار و فایل صوتی ان در یوتیوب و سایت قدم اول منتشر خو.اهند شد.

از شرایط فعلی طرفین نبرد طبقاتی در ایران

Brief History:

The Iranian Working Class: History, Present, and Our Tasks

Iranian workers’ movement dates back to 120 years ago. One of the strikes involving eleven thousand oil industry workers took place as early as 1923-1930. This strike was organized by the first Communist Party of Iran. Reza Shah, the father of late Mohammed Reza Shah, even with his relatively strong army could not suppress the strike. He had to ask for the help of the English Royal Navy to do so. It is also worthwhile to mention that Iranian workers’ movement had raised the slogan of the nationalization of the Oil Industry before it was nationalized by the Mohammed Mossadegh and the National Front organization, which he belonged to.

Between 1948-1951, almost 360,000 workers of total half million workers population were under the all-“Union Council” – and that was one of the reasons that Iran workers were able to impose, one of the most progressive labor laws in the entire Middle East region upon the government of the time and a capitalist regime in making.

After the CIA Sponsored coup d’état in 1951 which led to the removal of the Mossadegh (elected Prime Minister) and establishment of a military government for a few years afterwards, the Iranian workers’ movement encountered a decline in syndicalism, number of strikes or noticeable struggles. However, some strikes and protests, though radical in nature, but mostly diffused and scattered ones were occurred. For example, the protests by Chit Sazi Rey (the textile factory) or protests by the traditional brick factories, are good example of this diffused and scattered ones.

There were not many noticeable strikes, protests, till the years of 1978- 1979 when the worker’s protests and struggles to reach new heights. This was shortly before the 1979 revolution. The Workers’ strikes and protests – especially by the Oil Industry workers – were determinant factor in toppling the Shah’s regime. It was powerful and vivid in the Iranian’s revolution of 1979. In fact, it continued for almost a year and half after the downfall of Shah’s regime.  During this period of time, there was some limited freedom and the Iranian society experienced a relatively open society with a decent level of freedom for the press! But soon, when the Mullah’s regime was able to consolidate its power, it has led one of the most brutal and vicious attack on workers’ movement and their standard of living to date.

The reactionary Mullah’s regime under the pretense of anti-imperialism’s slogans was able to exert a high level of oppression upon the workers’ movement. It was able to maintain such a high level of oppression thanks to the support of ex-Soviet Union and the International Left/Workers Unions under the influence of that regime, more specifically its foreign policy. 

The 1980s, was the worst decade for workers movement in Iran. Severe repression made the Iranian labor’ movement to lose almost all of its organizational capabilities/strengths. the struggle, nevertheless, continued, but in a very scattered manner. For example, the strikes by the Kafsh Meli factory (National Shoes Factory), the Akbar Abad, Khatun Abad uprisings are the case in point.

As time has passed, there has been an increase in the worker’s population. Therefore, the workers’ struggle has gained a new momentum, mostly by the workers in the factories as well as the service industry. To give a few examples but not an exhaustive list – in the textile industries, such as, Par Ris, Naznakh, Meh Nakh, Nassaji Mazandaran and Harir Kashan, the Petrochemical industry in the Southern region, the Tractor Sazi Tabtiz (Tractor industry), the Coal Mining in the North western region of country. The protest also has intensified in the industrial complexes of Alborz, Qazvin, Saveh, Arak and Ahwaz. In the Southern province of Luleh Navard Ahvaz (Pipe making industry), Safa, and Saveh in the Central region.

Moreover, in the Northern region, strikes have come from Chub Neka industry (Wood industry) in the North West province of Iran (Wood industry). The strikes by the public transportation workers in Tehran (bus drivers- since 2004- in a very continuous manner) and truck drivers. And last but not least, the more recent and powerful ones in in ‘Haft- Tapeh’ (Sugar Industry), and Folad Ahvaz (Steel factory). In Sum: more than 7200 strikes and protests have been recorded since 2017. This is to give an idea of the Iranian workers’ situation and the magnitude of the militancy of this class at the present time 

Workers’ Present Situation and the Republic Islamic of Iran:

Over the past 15 years, hundreds of workers have subjected to torture in prisons and thousands of workers have been arrested and imprisoned. Tens have been executed. In one case, at Khatun Abad, workers were shot from the air, shooting them from a helicopter. There are 700 workers arrested in the Tehran alone at the moment. 

The Mullah’s regime prosecutes workers, mostly without presence of lawyers and workers are tortured to confess in writing or brought to the T.V. shows to declare their allegiances to the foreign powers such as the U.S.A, Israel, or Saudi Arabia which are accused of attempting to overthrow the Iranian regime. The most notable one is the case of Ismail Bakhshi and Hanfari the worker representative of Hafth-Tapeh (Sugar industry) and Ahvaz Steel factory respectively.

In terms of the labor laws, the laws before revolution which was imposed by the pressure of workers movement upon the Shah’s regime, are being reversed. Workers to some degree had some protection under so called “welfare state” of the Shah, are losing those protections now on a steady basis. The employment known as ‘white contracts’ which means an employer can fire a worker without much compensation was never heard of before in Iran, is omnipresent, in most of the employment conditions.

Another type of invention in the Islamic Republic of Iran is free work for three months. After three months, the employer decides that the worker will continue to be kept or dismissed. In many cases, employers hire dozens of workers and let them go after three months and pay almost nothing and hire new ones especially for the jobs that require minimum training or less in skills set.

On the national level and unemployment front, there are more than 8 million young people are unemployed. More than 30% of the employed are always subject to being laid off. According to the Iranian Ministry of Labor and Welfare, 93 percent of workers employed in temporary contracts or under what it was mentioned earlier, “white contracts”. The official unemployment for the young workers seeking employment stands at 26.7% – but many other independent sources believe the figure is higher than this- perhaps over 30%.

The Islamic Republic is itself a direct employer (the ownership of the state factories) and also representative the employers and the capitalists. Many of the statesmen are owners of corporation, financial institutions, and manufacturing and service companies. Most of the high-ranking military personnel, of the revolutionary guards is part of the ruling class and they employ directly or benefit from rents imposed on the industrial complexes and factories.

Due to the severe repression, the Mullahs’ regime has been able to destabilize all level of demands by the working class. This to the level that is sometimes unimaginable for people living outside Iran. For instance, who can imagine that some workers have not been paid for over six months or even a year? We don’t know of any other country(ies) which this could be the case?

Our Tasks:

The International Left, and many revolutionary socialists’ groups, overwhelmingly, except a few and very small groups, become oblivious to the condition of repression of the workers’ movements in Iran. They gave support to the Mullahs’ regime. The International Left did not understand what was happening and was confused over the nature of the Iranian regime. This confusion is still continuing to some extend to date. Many in the International Left, think, or justify for themselves that for instance, because people such as Trump supporting the protests and claiming solidarity with people’s struggle in Iran, therefore, they either choose the strategy of silence versus the Mullah’s regime or even give support but under so called ‘critical support’ category!

But by now, after forty years, it is clear that the Islamic Republic of Iran is part and parcel of the International Capitalism. A regime that has been selected as one of the top reformers in ‘structural adjustment’ and adoption of neo-liberal policies by the IMF and WTO. A regime that has been capable of reversing the labor laws in a country that had one of the most progressive one in the region, in such a short period of time. Seriously, can this regime be called anti-imperialist?

If there are still any doubts in the minds of International Left or revolutionary socialists about the nature of this regime, we need to hear their rationale. 

What is urgent now is calling for an international solidarity with new wave of working-class protests and strikes that is sweeping through Iran’s many cities. The working class of Iran has a long tradition of militancy and internationalism. Now, it has been badly suppressed by a reactionary theoretic regime. Ture, the working class movement lacks coherent organization to advance their demands, let alone to have a party to organize their movement in order to put real pressure upon the regime at the moment. However, for anyone who wants to do a bit of research in the present situation of working class movement in Iran, we are sure that one can find an enormous possibility and potential in organizing themselves and becoming a solid opposition to this reactionary regime and even toppling it. And become a real alternative not only to the Mullahs’ regime but also with far reaching impact on the region, perhaps a far as Iraq, Turkey, Greece and even the Southern Europe!

We, at the First Step, a group campaigning for creation of a revolutionary workers party in Iran. Majority of us come directly from within the workers movements in Iran. We in the First Step

  • want to reach out to as many grass root organizations and revolutionary socialist groups as possible in Canada and the World.
  • want to make the struggle of Iranian workers to be heard.
  • want to expose the real nature of the repressive Islamic Government of Iran.

With Solidarity,

First Step – Campaigning for creation of a revolutionary workers party

(Note: First Step consist of group of workers activists inside and outside of Iran.)

Contacts Us:

Pishnahad2014@gmail.com

از شرایط فعلی طرفین نبرد طبقاتی در ایران

مبارزات کارگری در ایران قدمت بیش از ۱۲۰ سال دارد. اعتصاب ۱۱ هزار نفری کارگران نفت جنوب  سال های۱۳۰۱ تا ۱۳۰۷   تحت رهبری نیروهای حزب کمونیست ایران براه افتاد که حتی رضا شاه قادر به  سرکوب ان نبود، و در نهایت  این اعتصاب توسط ناوگان دریایی انگلیس سرکوب گردید. همچنین نقش جنبش کارگری در ملی شدن نفت در دوران سالهای قبل از ۳۲ بسیار بارز بود.  قبل از مصدق و جبهه ملی، از طرف تشکل‌های کارگری، ملی شدن نفت در مبارزات انها مطرح شده بود. در سال‌های ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۲ تقریبا ۳۶۰ هزار نفر از کل جمعیت تقریبی ۵۰۰ هزارنفری کارگران    ایران، در شورای متحده متشکل شده بودند، در نتیجه، در سال ۱۳۲۵جامعه کارگری ایران توانست مترقی ترین قانون کار در  کل خاورمیانه را به سرمایه داران و دولت ایران تحمیل کنند.  بعد از کودتای سال ۱۳۳۲ و سرکوب  شدید تشکل‌ های صنفی و سیاسی کارگران ،  مبارزات و سازماندهی کارگری تنزل یافت اما، با اعتراضات پراکنده و گاه بسیار رادیکال از جمله اعتراضات چیت سازی ری و اعتصابات گسترده و سراسری  کوره پز خانه ها ادامه یافت.  در سال ۱۳۵۶ و ۵۷ دوباره به اوج خود رسید و نقش تعییین کننده را در سرنگونی  حکومت سلطنتی را ایفا کرد. که با کمک سرمایه داری جهانی، ارتجاعی ترین نیرو زیر نام  اسلام به انقلاب ایران تحمیل شد. پس از حدود یک سال و نیم همان آزادی نیم بند نیز به پایان رسید و ارتجاع تازه به قدرت رسیده  به بهانه مبارزه بر ضد امپریالیست  و هم چنین جنگ، به سرکوب  تشکل های کارگری و احزاب سیاسی اقدام  کرد.  متاسفانه به دلیل  عدم تحقیق اصولی،  چپ جهانی، رژیم جدید را ضد امپریالیست ارزیابی کرد و درسطح جهانی از آن دفاع کرد. بنابراین، طبقه کارگر ایران در مقابل سرکوب‌های جمهوری اسلامی تنها گذاشته شدند و جمهوری اسلامی توانست طبقه کارگر ایران را به شدت و بدون انعکاس ان در سطح جهانی،  شدیدا سرکوب کند. متاسفانه چندین دهه است که چپ جهانی هم چنان در این  فریب خوردگی به سر می ‌برد،  در حالیکه اصولی بود و هست که چپ جهانی از طبقه و جنبش کارگری در مقابل ارتجاع دفاع می کرد.

 بعد از سرکوب شدید در دهه شصت، جنبش کارگری ایران  تقریبا تمام  تشکل ها و امکانات مبارزاتی خود را از دست داده بود ،  بدون تشکل رسمی و منسجم مبارزه را به صورت پراکنده ادامه داد . به عنوان مثال، کفش ملی ، قیام اکبر آباد واعتصاب خاتون آباد که اعتراض صرفا کارگری بود.

با گذشت زمان و اضافه شدن  جمعیت کارگری، مجددا مبارزات کارگری با شکل مشخص و از کارخانجات و مراکز خدماتی سربرآورد .نساجی ها به شکل گسترده از پرریس گرفته تا نازنخ ، مه نخ و  نساجی های مازندران و کاشان ،  کاشمر و تا پتروشیمی‌های شمال و جنوب و ماشین سازی ها گرفته تا معادن زغال سنگ را در بر گرفته تا هفت تپه که بیش از ۱۰ سال است هم چنان ادامه دارد. اعتراض کارگران حمل و نقل بخصوص شرکت واحد تهران از سال ۱۳۸۳ تا کنون بی وقفه ادامه دارد .اعتراض ها در شهرک های صنعتی البرز ، قزوین، ساوه و اراک  تا اهواز ادامه پیدا کرد . در خوزستان، نورد اهواز، لوله سازی اهواز ، فولاد اهواز، در ساوه نورد و لوله صفا و در منطقه شمال چوب نکا ، چینی شمال ، نساجی مازندران…  و در اراک هپکو و آذرآب ، درآذربایجان، تراکتور سازی و ماشین سازی و خلاصه در تمام کشور مثل کشت و صنعت مغان ، خاتون آباد ، مس سرچشمه ، معدن زمستان یورت و معدن چادر ملو ، معادن زنجان . تعداد اعتراض ها و اعتصاب ها  به حدی رسید که در سال ۱۳۹۵طی  یک سال ۷۲۰۰ اعتصاب و تجمع اعتراضی رسما” به ثبت رسید و اکنون بیشتر نیز شده است.

اعتراضات فعلا در هفت تپه و فولاد اهواز و دشت مغان، معادن ، و پترو شیمی ها به شکل بارزی ادامه دارد. جمهوری اسلامی نیز هر روز به شدت سرکوب افزود. طی ۱۵ سال گذشته دهها کارگر را زیر شکنجه در زندان ها کشته است و هزاران کارگر را دستگیر و زندانی کرد، کارگران را به گلوله بستند و از جمله کارگران خاتون آباد را از هوا از طریق هلیکوپتر توسط سپاه پاسداران به گلوله بستند،  که منجر به کشته شدن ۴ نفر از کارگران شد.  به عنوان مثال ، طی یک شب ۷۰۰ کارگر شرکت واحد تهران را شبانه در خانه هایشان دستگیر کردند ، اخیرا” در فولاد اهواز ۳۲ کارگر را در یک حمله گسترده دستگیر کرده و به زندان انداختند، دهها نفر از کارگران هفت تپه را زندانی کردند و تعداد بسیاری از کارگران را شلاق زدند (شلاق زدن در قانون جمهوری اسلامی بوفور وجود دارد. این عمل مصداق بارز شکنجه است)…  بسیاری از آنها را پس از شکنجه های گسترده و عمیق بالاخره با وثیقه موقتا آزاد شدند(گرفتن وثیقه خود  نوعی گروگان گیری است تا از ترس خطر برای وثیقه گذار، کارگران را  مجبور به سکوت و عدم مبارزه برای احقاق حق خودشان کرده است).

  تعدادی از کارگران را زیر شکنجه های مختلف مجبور به اعتراف دروغین علیه خود و دیگر دوستان خود کردند،از اعترافات قلابی.  فیلم تهیه کرده و با پخش آنها در تلویزیون، رعب و وحشت ایجاد میکنند و  در دادگاه‌های نمایشی بدون حضور وکیل مدافع علیه خود کارگران استفاده نمایند. حتی اگر وکیلی به هر دلیل و بدون دسترسی به پرونده از موکلش دفاع کند، خود وکیل مصونیت قضایی ندارد و در خطر دستگیری و شکنجه و زندان میباشد.( در این رابطه نیز دهها وکیل به دلیل دفاع از زندانیها خودشان در زندان بسر می برند) .قاضی ها خود دست نشانده ماموران هستند.

پخش فیلم از اعتراف ها که مدتی تعطیل شده بود، مجددا از سر گرفته شده است که   مورد اسماعیل بخشی و حنفیری و تعدادی دیگر انجام شد.

 مردم دنیا باید بدانند  کارگرانی  که برای دریافت حقوق معوقه خود اعتراض و یا اعتصاب کردند به چه دلیل زندانی و شکنجه شده اند وبه چه دلیل  از آنها در زیرشکنجه  اعتراف دروغین گرفته و فیلم ان را از تلویزیون پخش می کنند.  آیا به راستی چنین حکومتی را می توان ضد امپریالیست نامید؟ و به این بهانه از آن دفاع کرد؟

قانون کار رژیم گذشته که با فشار مبارزات کارگران بر دولت شاهشاهی تحمیل شده بود و بخشا” در چهار چوب به  اصطلاح  دولت های رفاه جا افتاده و پیش برده می شد، موادی در حمایت نسبی از کارگران و زحمتکشان داشت اما،  مواد مربوط به تشکل یابی و سازماندهی مستقل کارگری ابدا اجرا نمیشد که هیچ، .به شدت با ان برخورد امنیتی هم میشد. پس از انقلاب ۵۷ تغییرات بسیار زیادی به نفع صاحبان سرمایه و در جهت چپاول بیشتر  کارگران توسط سرمایه داری ان هم از جنس  نیو لیبرالی ان و بر ضد کارگران  در قانون کار اعمال شد و تشکل های واقعی کارگری بر امده از انقلاب که به بهانه‌های  مختلف با شدت سرکوب شده بودند، رمق ان را نداشتند تا در تدوین قانون کار تاثیر چشم گیری داشته باشند. ج-ا به بهانه های مختلف از جمله شرایط جنگی و حمایت از “انقلاب اسلامی” و با تهمت هایی نظیرهمگامی معترضین با دشمن وامپریالیسم جهانی و نفوذ عناصر ضد انقلاب،هر حرکت مترقی  را  به نفع سرمایه دارن سرکوب میکرد. تغییرات قانون کار را به جایی رساند که به جرات می‌توان گفت  قانون یک طرفه برای استثمار بیشتر، ضد کارگری و صد در صد به سود کارفرمایان است .

جمهوری اسلامی هم خودش کارفرمای مستقیم است(تملک کارخانه های دولتی) هم نماینده کارفرمایان است و هم اکثردولتمردان رده بالا و متوسط دولت خودشان از صاحبان شرکت ها و موسسات مالی و تولیدی و خدماتی بزرگ  می باشند. بیشتر نظامیان رده بالا چه به شکل سازمانی  یا به شکل فردی خارج از حیطه سازمانی  با استفاده از رانت حکومتی کارفرما بوده و به چپاول مشعولند.

به دلیل سرکوب شدید به قدری سطح مطالبات طبقه کارگر تنزل کرده که در تصور نمی گنجد. چه کسی باور میکند که به خاطر اعتراض به عدم پرداخت حقوق به مدت چند ماه،( از ۴ ماه تا دو سال) ، تلاش برای ساختن تشکل مستقل کارگری، تلاش برای کار با قرارداد های مشخص و مبارزه با قراردادهای موقت و  سفید امضا،  کارگران را شکنجه کرده به زندان بیاندازند ، شلاق بزنند و بعد برای ازادی آنها وثیقه هم بخواهند، و برخی از انها را زیر شکنجه بکشند.

جمهوری اسلامی در عمل نشان داد که شدیدا وابسته به سرمایه ‌داری جهانی است.  این پوسیدگی و عدم پویایی سرمایه داری جهانی در شرایط فعلی است که امکان تحمل اشکال مختلف سرمایه داری از نوع جمهوری اسلامی و عربستانی گرفته تا سرمایه داری مدرن به بن بست رسیده ی ارو پایی و امریکای و … را مانند وصله های ناجور هنوز به یک دیگر پیوند داده است و در جهت حفظ کل سرمایه داری در ضمن وجود تضاد های عمیق،  یکدیگر را آشکار و یا پنهانی و غیر مستقیم حمایت می کنند.

با وجود منابع نفتی کشور حکومت جمهوری اسلامی ، خود را از نظر مالی وابسته  به مردم نمیداند و  امکان ادامه حیات خود را بدون حل شدن کافی در سرمایه داری جهانی و بدون تأثیرپذیری عمومی از اثرات ان و بدون توجه به نیازهای مردم هنوز میسر میداند. برای بی اثر و یا کم کردن تاثیرات کمبود ها بر شدت سرکوب همه‌ جانبه افزوده است .

با توجه به اینکه انترناسیونال های کارگری قبلی منحل شدند و انترناسیونال جدیدی هم فعلا” وجود ندارد،  جهان فعلی نیز به صورت دو جناح متفاوت سرمایه داری مقابل هم قرار گرفته است . نیرو هایی که قصد مبارزه با یکی از قطب های امپریالیسم جهانی  و یا با یکی از حکومت های سرمایه داری   مبارزه کنند، به غلط خود را ملزم به  پیوستن به قطب مقابل میدانند، در حالی که هر دو قطب ضمن  اختلافاتی با هم ، در ریشه و در هدف و جهت حرکت مشترک اند. کاربه جایی رسیده که متاسفانه آزادیخواهان ، طبقه کارگر ، سوسیالیست ها و کمونیست ها به دلیل نبود نیرو یا جبهه سوم ( احزاب واقعی طبقه کارگر و انترناسیونال کارگری) سعی دارند برای نجات از انزوا و بلعیده شدن توسط یکی از قطب ها به یکی از قطب های موجود وابسته شوند. به عنوان مثال، بسیاری از نیروها بدون ارایه تحلیل علمی از انقلاب ۵۷ و حاصل آن، با امپریالیست یا با حکومت ارتجاعی جمهوری اسلامی شدند که متاسفانه هنوز ادامه دارد.

 اوضاع کنونی طبقه کارگر

مرکز آمار ایران هم تعریف خودش را دارد که به نوبه خود جالب است . طبق این تعریف، هر کس حتا اگر فقط دو ساعت در هفته کارکند شاغل شناخته میشود، همین قوانین آمارگیری نشان از بیکاری بسیاربیشتر از چهل در صد افراد اماده بکار که طبق اعلام جمهوری اسلامی است را اثبات می کند. بیش از هشت میلیون جوان فارغ تحصیل بیکار هستند. بیش ا ز ۳۰ درصد کرگران شاغل همواره در معرض اخراج قرار دارند. به گفته وزیر کار و رفاه  ۹۳ در صد از کارگران به صورت قرار داد موقت ( و سفید امضا که از اختراعات جمهوری اسلامی میباشد) شاغل هستند. مدت قراردادها  گاهی یک ماهه میباشد. قرارداد های اختراعی مدعیان اسلام ناب محمدی که به سفید امضا معروف شده به معنی ان است که کارگران پای “قرار دادی” را امضا میکنند که در ان نه تنها مدت استخدام قید نشده بلکه بیشتر مواقع کارگران مجبور هستند برگه سفیدی را امضا کنند که هیچ چیزی در ان نوشته نشده است . به همین سبب همه مطالبات و حقوق گذشته ، حال و اینده کارگر فوق در معرض خطر است. گاها” قبل از همین به اصطلاح استخدام می باید سفته ای در ضمانت بسپارد. هم چنین برگه استعفا و برگه های دریافت همه مطالبات را نیز به شکل کاغذ سفیدی امضا کرده در اختیار کارفرما قرار بدهد. و بسیار مشاهده شده حتی برای چنین کارهای نیز کارگر مجبور است به کارفرما یا نماینده او در مقابل داشتن شغل پیشا پیش رشوه بپردازد. نوع دیگر اختراع قرار کاری در جمهوری اسلامی کار رایگان به مدت سه ماه است که بعد از سه ماه کارفرما تصمیم میگیرد که کارگر فوق کار را ادامه بدهد یا اخراج شود از این روش کارفرماها سود بسیاری به جیب میزند وهر سه ماه به سه ماه دهها کارگر را رایگان به کار گرفته و همه را سر سه ماه اخراج کرده و افراد جدیدی را برای سه ماه بعدی به صورت رایگان به کار می گمارند.

جمع قدم اول (تدراک حزب انقلابی طبقه کارگر)

اسفند ۱۳۹۷

آدرس ایمیل :

Pishnahad2014@gmail.com

فایل صوتی جلسه هجدهم پالتالکی جمع قدم اول

فایل صوتی جلسه هجدهم پالتالکی جمع قدم اول

فایل صوتی جلسه هجدهم پالتالکی جمع قدم اول
فایل صوتی جلسه هچدهم پالتالکی جمع قدم اول که در تاریخ ۱۱ فروردین ۱۳۹۸ برگزار گردید . موضوع جلسه ” نیاز های جنبش کارگری ” قسمت دوم از “شناسایی شرایط فعلی طرفین نبرد طبقاتی ” با عنوان ” حزب انقلابی طبقه کارگر “بود که قرار گردید این عنوان ادامه پیدا کند .و متقابلا” جلسات بعدی نیز به شکل فایل صوتی ارایه خواهند شد لازم به توضیح است که جلسات پالتالکی جمع قدم اول آخرین یکشنبه هر ماه سر ساعت ۲ بعد از ظهر به وقت امریکای شمالی و ساعت ۸ شب بوقت اروپایی مرکزی و ساعت ۱۰ و نیم شب به وقت ایران بر گذار می گردد.از رفقای علاقه مند دعوت می گردد در جلسات فعالانه شرکت نمایند.

استعفا ازحزب کمونیست کارگری ایران –حکمتیست

استعفا ازحزب کمونیست کارگری ایران –حکمتیست

با درود خدمت رفقای رهبری حزب و ارزوی موفقیت در امر مبارزه علیه نظام سرمایه داری جمهوری اسلامی و پیروزی انقلاب کارگری . حقیقتا در این مدت طولانی دوشادوش شما رفقا تجربیات زیادی فرا گرفتم و همواره شما را رفقایی صادق و ثابت قدم دانسته و میدانم منتهی امر مبارزه طبقاتی و سازماندهی انقلاب کارگری تحرکی فراگیر و تشکیلاتی اهنین با نظم و انظباط وصد البته کاملا دمکراتیک و حرفه ای را میطلبد که چهارچوب های کنونی و تشکیلاتهای موجود هر کدام علی العموم و حزب حکمتیست به طور مشخص تلاشهای فراوانی را در این راستا انجام داده اند منتهی حزب حکمتیست با چهارچوب های فعلی با وجود در اختیار داشتن دهها کادر کمونیست و فداکار به دلیل نداشتن سیاست و تئوری انقلابی منسجم و محکم فقط به حزبی صرفا مخالف جریان بدل گشته است که صد البته تمامی جریانات دیگر هم به همین اسیب گرفتار شده اند . از این رو جنبش کمونیستی نیازمند رجعت واقعی به علم کمونیسم وکنارگذاشتن نظریات انحرافی و راست روانه است ، جنبش کمونیستی ایران از ابتدا تا کنون تناقضات بیشماری را با خود حمل کرده است که متاسفانه حزب حکمتیست نیز دچار همان تناقضات تئوریک ،ساختاری وعملی است . نبود سیاستی شفاف و کمونیستی در قبال طبقه کارگر و مذهب و دمکراسی بورژوایی کل چپ ایران را دچار اشفتگی و سردر گمی نموده است . طبقه کارگر ایران در این شرایط حساس به حزبی نیازمند است که همگی گرایشات موجود جنبش کمونیستی را به طور دمکراتیک نمایندگی کند (مانند حزب بلشویک) و پروسه اموزش و مبارزه و تشکیل هسته ها وکمیته های مخفی کمونیستی را در دستور کار خود قرار دهد . چنین حزبی بسیار بسیار بزرگتر و فراگیر تر و توده ای تر از تجربیات تاکنونی خواهد بود حزبی که بتواند برای هر روز مبارزه طبقه کارگر جواب و راه حل داشته باشد .

در این چند سال که افتخار همسنگری با شما رفقا را داشته ام همواره تلاش من بر این استوار بوده که حتی در سخت ترین شرایط سنگر حزبی و سازمانی را حفظ کنیم منتهی این تلاشی یک طرفه از سوی بنده بود برای کمک به گرایش چپ تر درون حزب که همانگونه که شاهد بوده اید در مصاف های سخت و ضرباتی که حزب حکمتیست از جانب اقلیتهای رنگارنگ متحمل شد همواره از سنگر حزب و سازمان دفاع کردم . برای نمونه انشعابات گوناگون که یکی دو مورد ان را حزب برادر بزرگتر به شما تحمیل کرد از اولین کسانی بودم که انسجام و تبعیت از رهبری قانونی حزبی را تایید و تبلیغ کردم و در نهایت متاسفانه حزب حکمتیست روز به روز نه تنها با وارد شدن ضربات تجربه نگرفت بلکه همواره در راهی که حزب برادر و چپ لیبرال برایش هموار کردند در غلتید . نمونه بارز ان بحث سکولاریسم است ، از نظر این رفیق کوچکتر شما هیچ کمونیستی نمیتواند سکولار باشد و تناقض به این اشکاری در یک حزب کمونیستی قطعا نباید وجود داشته باشد .خلاصه کنم حزب حکمتیست دو راه پیش رو دارد یا رویه کنونی را ادامه دهد و به حزبی همانند احزاب برادر مبدل شود و نهایتا به ایشان ملحق شود و یا اینکه با حفظ اراده و روحیه انقلابی دست به نقد گذشته و چاره جویی برای خروج از بن بست کنونی خود بزند و در اسرع وقت سیاست ها و اهداف و برنامه تاکنونی خود را در یک کنگره قانونی تغییر دهد.

از نظر من کمونیست های متشکل در حزب حکمتیست دارای ارزش ها و تجربیات گرانبهایی هستند که بایستی به سرعت در خدمت جنبش کارگری وکمونیستی قرار گیرد . قطعا بکار گیری این تجربیات و نیروی قابل توجهی که در صفوف شما هستند در امر ساختن حزب انقلابی طبقه کارگر لازم و ضروری است و رفقای حزب حکمتیست خود میتوانند از این جهت با روحیه بالای انقلابی و کمونیستی روند ساختن حزب انقلابی و کمونیست کارگران را تسریع کنند . تا ان زمان که امیدوارم به زودی باشد از حزب حکمتیست استعفا میدهم تا بلکه بتوانم انسجامی به کارهای روی زمین مانده و مسئولیت های خودم در راستای جنبش کارگری بدهم.

این استعفا تک نفره است و به طور شفاف اعلام میکنم همه افرادی که به واسطه من یا مسئولیتی که در حزب داشته ام به حزب حکمتیست پیوسته اند بایستی تا زمانی که هنوزخود به نقد حزب نرسیده اند ،از چهارچوب و قوانین حزبی تبعیت کنند و از همین رو کلیه روابط تشکیلاتی و حزبی خود را با حزب حکمتیست بایستی تا زمان عضویت حفظ کنند و رفقایی هم که در داخل هستند هم با حفظ چهارچوب های امنیتی و اصول سازمانی حزب میبایست از زمان استعفای من یا خود داوطلبانه اقدام به ارتباط گیری کنند یا من شخصا حاضرم که بر پایه پرنسیب های کمونیستی ایشان را به مسئول حزبی معرفی کنم تا جدایی من باعث نشود از نظر سبک کار تشکیلاتی ارتباط مبارزین کمونیست که با این حزب کار میکنند مختل نشده یا به خطر نیافتد .

در پایان با ارزوی موفقیت روز افزون شما رفقا دست همگی تان را به گرمی میفشارم

زنده باد انقلاب کارگری

زنده باد کمونیسم

شجاع ابراهیمی

۸/۱۰/۲۰۱۷

نقش نهادهای ایدئولوژیک در گسترش استبداد

مطلب زیر توسط رفیق الیف چاغلی از رفقای انقلابی ترکیه به زیان های انگلیسی و ترکی نوشته شده است و ما در جمع قدم اول برای گسترش روابط طبقه کارگر و انقلابیون دو کشور اقدام به ترجمه نوشته هایی از رفقای ترکیه کردیم ( که این مقاله یکی از انها است ) تا از این طریق امکان دریافت افکار و اندیشه طرفین بیشتر شده ، به بر قراری همکاری های مبارزاتی و تشکیلاتی کمک شود.

نقش نهادهای ایدئولوژیک در گسترش استبداد

الیف چاغلی

نوامبر ۲۰۱۵

 عمده ترین عامل تعیین کننده درهر شیوه تولید، در تحلیل نهایی مبنای اقتصادی آن است .مارکسیزم  این مساله را توضیح داد و با این دستاورد ، نیاز و اهمیت مطالعه نیروهای مولده و روابط تولیدی را برای درک ویژگی های هرشیوه تولید عیان ساخت. شیوه های تولید و به عبارت  دیگر هر ساختار اجتماعی – اقتصادی  بر همخوانی زیربنای  اقتصادی و روبنای ایدئولوژیک  ناشی از آن   مانند دولت، ،سیاست، قانون، فرهنگ و مذهب استواراست.  برای درک درست از  همخوانی زیربنای اقتصادی  با وجوه گوناگون اقتصادی-ایدئولوژیک – سیاسی- اجتماعی، رویکرد دیالکتیکی به رابطه زیربنا و روبنا ضروری خواهد بود.

 شیوه تولید سرمایه داری نیز مبتنی بر همخوانی زیربنای اقتصادی سرمایه داری با روبنای آن  است که طی  توسعه تاریخی برپایه زیربنای اقتصادی  شکل گرفته است . درست است که زیربنا تعیین کننده است اما  این موضوع نباید بصورت  رابطه ای  یک سویه دیده شود وگرنه از واقعیت فاصله می گیریم . زیرا  پدیده های روبنایی بصورت منفعل توسط  زیر بنای اقتصادی تعیین نمی شوند، بلکه  رابطه ای دیالکتیکی برپایه کنش متقابل بین زیربنا و رو بنا  وجود دارد.  دولت، ایدئولوژی و سایر نهادهای روبنایی تنها با زیر بنای اقتصادی تعیین نمی شوند بلکه متقابلا بر آن تأثیر گذاشته و  سرعت، جهت و وجوه دیگر اقتصاد را تغییر می دهند. نقشی که ایدئولوژی و نهاد های عقیدتی و باورساز  برای  حفظ قدرت بورژوازی ایفا می کنند  به همان میزان نقش دستگاه های سرکوب گر دولت بورژوایی حیاتی و لازم است . 

این واقعیت  تحت  شرایط  استبدادی رو به رشد در بسیاری از کشورها  که ناشی از بحران کنونی سرمایه داری  است، اهمیت بیشتری می یابد. جنگ های امپریالیستی منتج از بحران  نظام سرمایه داری به شکل جنگ جهانی سوم پراکنده بطور منحصر بفرد خاص این دوران گسترش می یابد و همراه با آن جنگی دیگر در جبهه ایدئولوژیک در حال قدرت گرفتن است. تحولاتی که توسط اردوغان در فاصله انتخابات ۷ ژوئن و انتخابات اول نوامبر (۲۰۱۵) سازمان داده شد، زمینه استقرار دولت استبدادی بورژوایی در ترکیه را فراهم آورد. روند استبدادگرایی  توسط دستگاههای سرکوب گر دولتی و درکنار آن با حمله ایدئولوژیک تمام قوا توسط سازمان های تبلیغاتی وباورساز سرمایه داری سرعت گرفت. این تحولات که مستقیما زندگی توده های وسیع کارگران  را تهدید کرده است، در شرایط کنونی جنگ های امپریالیستی اهمیت بدون چون و چرای سازمان های ایدئولوژیک  را بخوبی نشان می دهد. 

اهمیت  دستگاه های ایدیولوژیک و باورساز   

  سودآوری  سرمایه داری ریشه در طبیعت  رابطه   کارفرما و کارگر دارد که بنیاد اقتصادی  سرمایه داری  بر ان استوار است.  این امر در روابط مالکانه سرمایه داری نهفته است که نیروهای مولد را به بردگان دستمزد بدل می کند. درواقع  آنچه زندگی اجتماعی را شکل داده نیرو های مولد سرمایه داری ، روابط تولید سرمایه داری و استثمار ناشی از آن  هستند  .  این عوامل دولت بورژوایی، قوانین بورژوایی و ایدئولوژی بورژوایی که عناصر روبنایی سرمایه داری هستند  را تعیین  کرده اند . همه این عوامل روبنایی در طی زمان شکل گرفته اند تا  تداوم روابط تولید و مالکیت سرمایه داری را تضمین کنند.

 در جامعه سرمایه داری فروش نیروی کار توسط صاحبان آن به مالکان  وسائل تولید یک معامله تجاری نابرابر است .  قدرت مافوق اقتصادی دوران گذشته جای خود را به قراردارهای نابرابر بین کارگر و کارفرمادر جامعه سرمایه داری داده است. بنابراین در جامعه سرمایه داری کارگران بزور شلاق در محل های کار استثمار نمی شوند بلکه به علت روابط حاکم سرمایه داری کارگران برای امرار معاش وادامه حیات خود ناچاربردگان دستمزد خویش می شوند.

  با توسعه سرمایه داری فضای سیاسی و اجتماعی دستخوش تحولات عمده ای شده است. جوامع سرمایه داری در طی تاریخ  نظام  بورژوایی حاکم عموما شکلی از دولت پارلمانی بورژوازی  را اختیار کرده اند و بدین ترتیب بیشتر جوامع با آنچه ما امروز دولت های بورژوا دموکرات می نامیم  اداره می شوند. با این حال دولت در  سرمایه داری  به عنوان یک نظام طبقاتی، به هر شکلی  ( شامل دموکراسی بورژوایی)  نوعی دیکتاتوری برای حفظ رابطه استثمار گرانه سرمایه دار و توده کارگران است.  سرمایه داری با استفاده از دستگاه های سرکوب و دستگاههای ایدئو لوژیک حکومت خود را حفظ می کند. با توسعه  و گسترش سرمایه داری نقش دستگاههای ایدئولوژیک در بازتولید روابط سرمایه داری  افزایش می یابد. امروزه در همه کشورهای سرمایه داری دولت  با  کنترل و بکارگیری فن اوری های جدید   از اعمال و گسترش ساختارهای ایدئولوژیک و  باورساز نهایت استفاده را می برد .

به عنوان یک اصل کلی، نظامی که قادر به بازتولید شرایط تولید  و روابط اجتماعی و مادی  لازمه حیات خود نباشد نمی تواند دوام بیاورد. به این ترتیب سرمایه داری نیز تا زمانی که  شرایط تولید سرمایه داری را بازتولید کند می تواند به حیات خود ادامه دهد.آنچنانکه مارکس در کتاب سرمایه به تفضیل توضیح داده است، روند تولید سرمایه دار روند بازتولید وسایل تولید و نیروی کار است . وسایل تولید(کار بی جان) در حال حاضر تحت مالکیت سرمایه داری است اما در مورد نیروی کار  (کار زنده)  نمی توان چنین گفت .  کارگران ماشین نیستند و به عنوان انسان قادرند که بر علیه شیوه تولید سرمایه داری به پا خیزند.

خیزش کارگران همیشه سرمایه داران  را تهدید می کند و همواره دستگاههای سرکوب گر برای اعمال فشار بر کارگران به کار گرفته می شوند. اما  سرمایه داری قبل از آنکه خطر جدی شود برای حفظ نظام  و کنترل توده ها نیاز به روش های پیش گیری  ( سازوکار های ایدوئولوژیک ) دارد.  به طور خلاصه تداوم  شیوه تولید سرمایه داری بدون  بازتولید روابط سلطه گر آن امکان پذیر نیست.   و در این رابطه  سرمایه داری  به همان اندازه به ابزارهای ایدئولوژیک  نیاز دارد که به دستگاههای سرکوب. می توان گفت که حکومتی که نتواند سلطه اندیشه و ایدئولوژی بورژوایی بر اذهان طبقه کارگر بطور خاص و توده مردم بطور عام را تضمین و بازتولید کند نمی تواند بر جای بماند.  بنابراین باید ابزارهای سلطه دولت بورژوایی را به عنوان یک مجموعه ببینیم تا بتوانیم سازو کاری  که ضامن فرایند تولید سرمایه داری است را دریابیم.

دولت سرمایه داری خود ابزار سرکوبی است که حاکمین بورژوا علیه توده کارگران بکار می گیرند.  دستگاههای سرکوب دولتی شامل پلیس، ارتش، دادگاههای و امثال انهاست.  دستگاههای باورساز و ایدئولوژیک  گستره متنوعی از نهادهایی چون  آموزش، دین، قانون، سیاست، رسانه ها، فرهنگ، خانواده و ..را در بر می گیرد. دستگاههای سرکوب گر فضای عمومی  را کنترل می کنند در حالیکه دستگاههای ایدئولوژیک به فضاهای  خصوصی جامعه  نفوذ می کنند از اتحادیه های طرفدار نظام  تا احزاب سیاسی، از سازمان های متنوع جامعه شهری  تا نهاد خانواده، همه باورهای بورژوایی حاکم را با سلام و صلوات بازتولید می کنند. دستگاههای سرکوب از اعمال زور برای خدمت به نظام حاکم و تضمین تداوم آن استفاده می کنند و دستگاههای ایدئولوژیک  با همان  اهداف باور سازی را به کار می گیرند.

 ایدئولوژی به معنای کلی، نظام باورهایی است که بر ذهن افراد یا گروه ها در یک جامعه  حاکم است. مارکسیزم  نشان داد که طبقه ای  که نیروهای مادی جامعه را تحت کنترل  دارد، بر نیروهای فکری جامعه  نیز حکومت می کند. طبقه مالک نیروهای تولیدی، تولید فکری جامعه را نیز  دراختیار می گیرد. بنابراین، باورهای حاکم در جامعه به طور کلی  باورهای طبقه حاکم است. در جامعه ی بورژوایی هدف اصلی دستگاه های ایدئولوژیک، تضمین نفوذ نظام باورهایی است که بازتولید روابط تولید سرمایه داری را امکان پذیر میسازد. به عنوان مثال، نظام آموزش و پرورش سرمایه داری علوم انسانی را  با منافع نظام و نیازهای فرایند تولید سرمایه داری شکل می دهد. بر این اساس،  بعضی ها آموزش می بینند که  بوروکرات ها و مدیران بلند پایه ی  نهادهای دولتی   و شرکت های سرمایه داری بشوند، و میلیون ها نفر دیگر به اجبار بعنوان بردگان  دستمزد با کیفیت مورد نیاز فرایند تولید سرمایه داری  به بازار کار رانده می شوند.

  نظام آموزشی  بجز دادن اطلاعات و  آموزش تکنیک ها در سطوح مختلف آموزشی ، ذهن  دانش آموزان را پذیرای   قوانین مورد نیاز برای ادامه حاکمیت  سرمایه داری می سازد و اخلاقیاتی را اعمال می کند که متضمن منافع این نظام باشد. مؤسسات مذهبی و خانواده  نیز هم اینگونه عمل می کنند. با توجه به این امر، فرآیند بازتولید سرمایه داری نه تنها بازتولید نیروی کار از جنبه  کیفی و فیزیکی است بلکه  روندی است که اسیتلای  ایدئولوژی  حاکم  بر توده ها را  ضمانت می کند .  در این میان نقش بزرگ احزاب سیاسی و رسانه های جمعی  شناخته شده است . اما باید توجه داشت که   مهمترین نهاد های ایدئولوژیک، مدرسه و خانواده هستند که جهان بینی و عادت ها را ازدیدگاه منافع نظام بورژوایی از درون گهواره و آموزش ابتدایی  در ذهن افراد کاشته و پرورش می دهند. 

ساخت روان جمعی  ( مهندسی افکار)

یکی از مهم ترین کارکردهای دستگاههای ایدئولوژیک  تولید باورها، عقاید، نظرات ، دروغ ها و تصاویری بنفع بورژوازی است .  تبلیغاتی  که این تولیدات را پخش می کند  بخشی از جنگ روانی  ست که برای اداره کردن  دریافت ذهنی  توده های مردم  حیاتی است و امکان می دهد که روان جمعی را در قالب مورد نظر شکل دهند.  وقتی باورهای مردم زیر باران تبلیغات بورژوایی شکل می گیرد و آنها از منابع واقعی اطلاعات دور نگاهداشته می شوند مردم ممکن است حتی  چیز هایی که قلب انسان را می شکند و وجدانش را به درد می آورد از زاویه مورد نظر  حاکمان نگاه کنند.  در حالیکه مردم معمولا  فضای صلح امیز را دوست دارند  ممکن است به   نوعی دیوانگی که منجر به جنگی ناعادلانه بشود کشیده شوند بخصوص با تبلیغات سیاه و در دوره های از رژیم های غیر معمول. توده ها  می توانند تحمیق شوندو این دروغ را باور کنند که مشکلاتی که زندگی انها را به جهنم تبدیل کرده نه از  حکومت بورژوایی که برگرده شان نشسته بلکه از فلان دشمن داخلی یا خارجی ناشی شده است .

البته باید گفت که  یک راه مثبت برای متقاعد کردن توده ها در حفظ نظام موجود بورژوای  بهبود برخی شرایط به نفع انهاست . اما هرچه  بحران های  نظام سرمایه داری  عمیق تر می شود نه تنها کاری در جهت بهبود شرایط انجام نمی گیرد بلکه با کاستن هزینه های اجتماعی، دستاوردهای موجود نیز در حد ممکن پس گرفته  می شود .  بنابراین سرمایه داری  برای کنترل توده ها  در مواقع بحران جدی  و جنگ از روش های منفی استفاده می کند.  قفل کردن و فلج کردن اذهان توده ای  که از دستیابی به منابع درست اطلاعات و خبر محرومند عمده ترین روش است.

آنها یک دشمن مشترک  میسازند که امنیت  جامعه را تهدید می کند. دنیای سرمایه داری بارها شاهد استفاده از این روش در دوران بحران های جدی منجر به جنگ های امپریالیستی بوده است.

در دوران جنگ جهانی اول دولت  وودرو ویلسن  که برای بار دوم  برنده  انتخابات امریگا را در سال ۱۹۶۱ شده بود دستگاه تبلیغاتی   بنام “کمیته کریل” می سازد. یکی از نظریه پردازان این دستگاه خبرنگار لیبرال معروفی  به نام والتر لیپمن بود. او به عنوان برنامه ریز اصلی این سیاست تبلیغاتی  معتقد بود باروش های جدید تبلیغات می توان به خوبی مردم را قانع کرد که   چیزهایی را که نمی خواهند بپذیرند.  او روش خود را  “انقلاب در هنر دموکراسی” نامید که بر اساس “تولید رضایت ” پایه گذاری شده و   با بازی  دادن افکار عمومی   و ایجاد اغتشاش ذهنی خارج از سازو کارهای دموکراتیک  یک “دموکراسی تماشاگر” برای توده ها می سازد. 

در حقیقت اینگونه حملات ایدئولویک بیانگر  کاهش  دموکراسی  در مقایسه با دوران انقلاب های بورژوایی است.  در زمان کوتاهی در حدود شش ماه  کمیته کریل توانست  مردم آمریکا را با ایجاد تنفر از آلمانها  با هیجان به جنگ بکشاند. ( این نمونه تاریخی  کمک می کند که بفهمیم  که چگونه مردم ترکیه که قبل از انتخابات هفتم جون درمورد مساله کردستان خواستار راه حل و صلح بودند،  پس از قتل عام انکارا در ده اکتبر با تزویر و تبلیغات هدایت شده توسط اردوغان   به حامیان سیاست ناعادلانه و خونین جنگ بدل شدند.) نمونه های مشابهی در دوران جنگ جهانی دوم نیز وجود دارد. 

در سال های پس از رکود بزرگ ۱۹۲۹ و با مبارزات سراسری کارگران حقوق جدیدی برای تشکلیل  اتحادیه های کارگری به دست آمد. مبارزات  اتحادیه های کارگری رو به افزایش بود. و مهمتر آنکه کارگران بر اساس تجربه شان نسبت به اهمیت متشکل شدن برای آزادیشان آگاه شده بودند.  بورژوازی  کمپینی برای منحرف کردن این حرکت آغاز کرد. دستگاه های ایدئولوژیک  و صنایع ارتباط جمعی  بکار گرفته شدند تا با تشویش اذهان عمومی کاری کنند که به نظر برسد متشکل شدن و فعالیت اتحادیه ها  اعمال خرابکارانه است . در نتیجه پس از جنگ جهانی دوم تعداد کارگران عضو اتحادیه ها سقوط کرد. بورژوازی برای عقب راندن جنبش کارگری و جلوگیری از اعتصابات  سرکوب خشونت امیز دولتی را به کار نگرفت بلکه از ساز و کار فشار اجتماعی که توسط این دستگاههای ایدئولوژیک بوجود آورده بود، استفاده کرد. کمپینی که  بر روی ساختن  این باور عمومی  متمرکز بود که کارگران اعتصابی و اتحادیه ها خرابکار هستند و  برخلاف منافع عمومی کار می کنند، متاسفانه نشان داد که مؤثر واقع شده است .

 نمونه های  تکان دهنده تر این نوع تبلیغات را در ایتالیا در دوران موسیلینی و یا آلمان تحت فاشیزم هیتلر می توان دید.  یکی از برجسته ترین نمونه هایی از ایجاد  باورهای توده ای با انتشار دروغ های سیستماتیک، توسط گوبلز وزیر فاشیست اداره “روشنگری عمومی و تبلیغات“ هیتلر بود. وی مبارزات تبلیغاتی  کثیفی  را برای آماده ساختن مردم آلمان برای جنگ خونینی که میلیونها نفر را کشت، انجام داد. گوبلز در تاریخ به عنوان بزرگترین دروغگو  دوران خود، به روشهای تبلیغاتی خود بر اساس هفده اصل اساسی عمل می کرد،  از جمله اینکه  «اگر یک دروغ را هزار بار تکرار کنید هرچند دروغ است ولی حقیقت می شود».  گوبلز  که برای توانایی اش برای ’دروغ  بزرگ‘ در روش های تبلیغات جمعی معروف بود توانست  مردم آلمان را در برابر     اقدامات بی رحمانه دولت فاشیستی  در آزار کولی ها، معلولین، همجنسگرایان و بخصوص یهودیان آرام  نگاه دارد.

در حالی که ایالات متحده آمریکا، قدرت برتر نظام سرمایه داری پس از جنگ جهانی دوم  گوش مردم را با گفتمان “دموکراسی” پر کرده بود، همچنان به شکل دادن  به باورهای توده ای با تکنیک دروغ گفتن ادامه داد. شاخص ترین عملیات آن دوران  ترساندن مردم دنیا و به خصوص مردم آمریکا  از کمونیزم  بود که با تصویر سازی از اتحاد جماهیر شوروی و تهدید جنگ هسته ای میسر شده بود. در دوران کوتاهی ، صنعت عظیم روابط عمومی در دنیای سرمایه داری با رهبری آمریکا شکل گرفت.  در دانشگاه ها  رشته های روابط عمومی به منظور  هدایت ذهنی توده ها در زمینه های گوناگون اجتماعی، سیاسی، صنعتی و غیره ایجاد شدند.

یکی از بنیانگذاران صنعت روابط عمومی در ایالات متحده آمریکا، ادوارد برنایز (۱۹۹۵-۱۸۹۱) بود که از کمیته کریل برآمده بود . برنایز متخصص روابط عمومی بود که به عنوان پیشگام تبلیغاتی مدرن شناخته شده است. او از روانشناسی روانشناختی و تکنیک های توجیه توده ها برای برآوردن نیازهای نهادهای مختلف بورژوایی و سازمان های سیاسی استفاده می کرد. او نه تنها برای ساخت ادراک جمعی در جبهه سیاسی بلکه در صنایع برای افزایش فروش کالاها  معروف شد. به عنوان نمونه  در جبهه سیاسی،  از نظریه های مهم برنایز این بود که دموکراسی  آب رفته بورژوازی  را به عنوان «دموکراسی فوق العاده آمریکا» در بازار سیاسی فروخت. به منظور  تحمیل این  “دموکراسی” به عموم مردم، بورژواهای  قدرتمند، که او آنها را “مهندسین رضایت” می نامد، باید کمپین  راه بیاندازند  و برای اینکه مردم به دنبال آنها بیافتند باید به طور دائمی از دشمنان خارجی بترسند و علیه آنها تحریک شوند.

هدف صنعت روابط عمومی سرمایه داری  توسط نظریه پردازان  آمریکایی که با ”کنترل اذهان عمومی” علیه “تهدید کمونیسم” ناشی از اتحاد جماهیر شوروی به پایه گذاران این صنعت بدل شده بودند، تعیین شده بود.  اما ، در دهه ۹۰، اتحاد جماهیر شوروی و دیگر رژیم های بوروکراتیک مشابه، با  نمادهای تبلیغاتی قدیمی خود فرو ریختند. سیستم سرمایه داری با  همه گندش    تنها مانده بود و حالا برای فریب توده ها یک نماد دروغین – یک دشمن مشترک دیگر احتیاج داشت . “هیولای”  ساختگی  برای این منظور “خطر تروریسم بین المللی” بود . نظریه پردازان آمریکایی دوباره  با استفاده از تکنیک  “دروغ بزرگ”  با عبارت هایی مانند “برخورد تمدن ها”، “صدام شیطان “، “سازمان های تروریستی بین المللی” و “خطر اسلام” دوران جدیدی از سرکوب جهانی را آغاز کردند.   آنها هر وسیله و روشی را بکار گرفتند، از شستشوی مغزی توسط فیلم های میلیارد  دلاری  تا سازماندهی  گروههایی سیاه که  “تهدید تروریسم بین المللی” را جدی جلوه  بدهند. به آنها پول دادند و تحریکات نمایشی که مستقیما توسط دولت هدایت می شد فراهم آورند و این عملیات را قانونی کرده و باورهای جمعی و روان توده ها را برای آرمانهای  خوف انگیز حاکمان بورژوایی آماده کردند.

 دستگاههای ایدئولوژیک بورژوازی چنان گسترده  روش  ارعاب و آرام نگاه داشتن توده  ها را بکار گرفته اند که امروز در همه کشورهای سرمایه داری  با نوعی جامعه ترس  روبروییم که  روان توده ها را فلج کرده است .  این همه ناشی از دوران جنگ  بزرگ است که همزاد بحران های تاریخی  سرمایه داری است .  جنگ تجزیه گر بالکان در استانه فروپاشی دولت شوروی  آغاز گر این دوران است .  در دوران جدید تاریخ،  جنگ های امپریالیستی  که  با  روش ها  و ابزار خاص این دوران  موفقیت هایی برای امپریالیزم به همراه داشته به نوعی جدید از یک جنگ جهانی بدل شده است .  اتفاقات پراکنده ای که توسط نیروهای امپریالیستی در مناطق مختلف دنیا   برنامه ریزی و اجرا شده  و ، تروریزم بین المللی ، خوانده می شود  بازتابی از جنگ جهانی سوم است که خاور میانه را به جهنمی بدل کرده است که شعله هایش شهرهای اروپایی را نیز به خطر انداخته است.

دموکراسی بورژوایی رو به کاهش

در بهترین حالت آنچه دموکراسی بورژوایی می نامیم، دولت  بورژوایی درواقع دموکراسی برای طبقه حاکم  و  دیکتاتوری برای توده سرکوب شده و تحت کنترل است . این روی دیکتاتوری دولت ها  به خشن ترین صورت آن  در هنگام سرکوب شورش توده ها علیه نظام موجود نشان داده می شود.  دولت های  غیر معمول چون بناپارتیزم و فاشیرم  در تولید حالت های روانی جمعی برای   سرکوب مبارزات توده های وسیع پایشان را  فراتر از روش های معمول برداشتند.

در حالت معمول نقش اصلی ایدئولوژی بورژوایی  اینست که به مردم   بقبولاند که در دموکراسی بورژوایی  همه مردم با هم برابرند  نظام پارلمانی بورژوایی  با تظاهر به اینکه نیازهای سیاسی مردم را براورده می کند  توانسته در چارچوب قانونی خود بازتولید شود. تا زمانی که دولت ها بتوانند در چارچوب  حکومت های موجود رضایت عمومی تولید کنند سرمایه داری برای تثبیت قدرت خود نیازی به استفاده از دستگاههای سرکوب ندارد . اما به هررو سرمایه داری هر روز دستگاه های سرکوبش را بزرگ تر ، پیشرفته تر و قوی تر می کند. اما پیشرفت تکنولوژی  همزمان با توسعه ارتش ها تنها برای مدرن کردن ماشین الات و ساختن سلاح های کشنده تر  جنگی بکار گرفته نمی شود بلکه همزمان اهمیت دستگاههای ایدئو لوژیک وباور ساز و مؤثر بودن انها نسبت به گذشته  افزایش چشمگیری داشته است.

آنچه به نظر  تولید رضایت توده ها از نظام بورژوایی می رسد درواقع یک نظام سرکوب ایدئولوژیک است.  امروزه بورژوازی  با تکیه  به فن آوری مدرن درخدمت  دستگاههای ایدئولوژیک خود  افکار عمومی را به بند کشیده و مردم  را به  روبات  بدل کرده اند  امروز. نظام مالی  حاکم با روش  برادر بزرگ  کتاب ۱۹۸۴ جرج اورول جامعه را با سیستم های پیشرفته  هدایت و حکومت است .  برای نمونه، مبحث  “جامعه اطلاعات” است. از نظر تکنولوژی به نظر می رسد مردم نسبت به گذشته به اطلاعات آسان تر دسترسی دارند.  اما تا وقتی که تکنولوژی مدرن تحت کنترل بورژوازی است تولید و ارائه اطلاعات نیز عمدتا در اختیار آنهاست.  بنابراین امروزه درحالیکه مردم عادی فکر می کنند  با استفاده از نعمت تکنولوژی  بیشتر اطلاعات دارند درواقع بیشتر تحت سلطه سرمایه داری تحمیق شده اند. این امر مانع نقش فعال توده ها علیه سلطه سرمایه داری شده و یکی ازمبانی واکنشی شدن دموکراسی بورژوازی در دوران امپریالیزم است .

  تکنیک های تولید باورهای جمعی  که آمریکا نقش رهبری آن را به عهده دارد امروزه بطور متنوع و وسیع حتی در دولت های معمولی سرمایه داری بکار گرفته  می شود.  آمریکا برای جلوگیری از زیرسوال بردن روش های سرمایه داری حاکم بر زندگی در تولید ترس عمومی مهارت یافته و  سر مردم را با آنها گرم می کند. “شیطان” های جدید  برای فلج کردن توده ها و خلق ترس های عمومی در آمریکا تولید شده و به سایر کشورها صادر می شوند. برای جلوگیری از شورش  علیه نظام، مردم را به تماشاگرانی بی عمل  دنبال رو تبلیغات  رسانه های عمومی و تکنولوژی جدید تبدیل می کنند.  مسابقات فوتبال، سریال های تلویزیونی زندگی روزمره آنها را پر می کنند و نمایش  فیلم های خشن آنهارا به خشونت جنگ  های واقعی دور از ندای وجدانشان  عادت می دهد. وچنین است که  وقت اضافی  توده ها نیز توسط حاکمان سرمایه کنترل می شود.

چه امریکا چه ترکیه  اهمیتی ندارد، آنچه مسلم است تکنولوژی جدید در کنترل حاکمان سرمایه دار وسیله ای است که  جامعه  روبات شده را  کنترل کند. وسایل سرگرمی های جمعی و مهمتر از آنها  رسانه های اجتماعی که در نگاه اول بی طرف به نظر می آیند مجموعا دستگاه عظیمی را می سازند که افکار عمومی را از   اندیشه و پرسش باز دارد و  آنها را با ترس و واهمه ناتوان کند.  در همه کشورهای سرمایه داری، دستگاه ایدئولوژیک  شامل مدارس ، روزنامه ها و برنامه های تلویزیون همه در خدمت حاکمان سرمایه  و برای ساختن تصویری واژگونه از واقعیات و تاریخ است .  تصویری که توسط کانال های ایدئولوژیک به جامعه تحمیل می شود. بطور مثال ، سال هاست که  در ترکیه به  توده مردم  در طی یک دوره طولانی  تاریخچه ای دروغین از کرد ها و ارامنه ارائه شده که مانع دستیابی به راه حلی دموکراتیک برای مشکلات آنها شده است .

این نوع رفتار به جایی رسیده که به عنوان عملکردی  معمولی  نه تنها برای دولت های دیکتاتوری و سرکوب گر بلکه برای رژیم های معمولی سرمایه داری در اذهان عمومی جا افتاده است . سیستم دو حزبی انتخابات ریاست جمهوری در امریکا  که برای سال ها به عنوان نظام ایده ال دموکراسی به مردم معرفی شده درواقع نشان می دهد که چگونه دموکراسی بورژوایی به تدریج تحلیل رفته است .   چنانکه در نمونه های مختلف از آمریکا و ترکیه مشاهده  می شود سرمایه داری برای کنترل توده ها از یک سو فعالیت دستگاههای ایدئولوژیک را افزایش داده و از سوی دیگر سوسیالیست ها و سایر نیروهایی که علیرغم همه چیز در مقابل استثمار سر خم نکرده اند  توسط دستگاه ها ی سرکوب دولت سرمایه مورد حملات وحشیانه ، گلوله و بمب قرار داده است .

ترکیه امروز

در دوره هایی که  نظام بورژوایی عملکرد معمول خود را دارد  در واقع دستگاههای ایدیولوژیک موفق شده اند که  به مردم  بباورانند  که آینده مطمین و آرامی خواهند داشت.  در حالیکه در دورانهای  ناشی  از بحران های جدی و جنگ های مخرب   اقدامات و محدودیت های  فوق العاده در فضای سیاسی بورژوازی ظاهر می شود.  میزان آمادگی حکومت ، توازن بین قوای داخلی و خارجی و سطح مبارزات توده ای در این موارد تعیین کننده اند .

در ترکیه امروز در شرایطی زندگی می کنیم که همه عوامل بالا در فضای سیاسی  دیده می شود. قبل از سال ۲۰۱۱ دولت اردوغان ادعای عقب راندن رژیم مختارگر نظامی و ایجاد فضای باز سیاسی داشت و امروز  جامعه را به  یک نظام مختارگرغیرنظامی سوق داده که استبداد یگانه رهبرش بازتاب آنست. اردوغان که  ظاهرا رئیس جمهور یک نظام جمهوری است با پاک سازی تشکیلات  پلیس  از به اصطلاح طرفداران “سازمان موازی دولت” ، نوعی سیستم پلیسی وابسته به خود ساخت و  اقدامات دولت پلیسی خود را تشدید کرد. جامعه ترس در ترکیه با بازی با افکار عمومی شکل گرفت . مانند همه رژیم های اقتدارگرا به مردم قبولاند که هرنوع مخالفتی با دولت علیرغم همه اعمال خشونت امیزی که مرتکب می شود  منجر به فاجعه می شود.  حاکمان هرگاه نتوانند حمایت  مردم رابخاطر کارهای مثبتشان  بدست آورند  باید ثباتی  ساختگی  در مقابل ترسی که به مردم قالب کرده اند ایجاد کنند .

ترکیه که تاکنون شاهد کودتاهای نظامی متعدد و یک رژیم فاشیستی نظامی بوده است اکنون صحنه حکومت اقتدارگرایه و اقدامات فاشسیتی  اردوغان شده است . دولت اردوغان با تبلیغات ملی گرایانه و ضدکرد جامعه را به شکل وحشیانه ای دو قطبی کرده تا بتواند جنگ  توده ای علیه کردها را سازمان دهد.  نمونه تکان دهنده آن  سایه انداختن بر وجدان بخش  قابل توجهی از جامعه بود که کشتار دهها مردم شجاع در بمب گزاری ده اکتبر انکارا را جشن گرفتند، متاسفانه کارگران کارخانه ها نیز در این شادی سهیم شدند.

از ابتدای سال ۲۰۱۱ ترکیه با روند رو به رشد اقتدارگرایی رو برو بوده که  با ریاست جمهوری اردوغان عجین شده است وامروز عمده ترین مساله ما  تقویت  مبارزه علیه  این روند است. شکی نیست  که اردوغان  بناپارت  دیگری است چنانچه بارها در نشریه “مارکسیت توتوم” بارها آمده است  او مانند بناپارت می خواهد حاکم مطلق دولت بورژوایی باشد. اوکه  کاملا قوه اجراییه را تحت کنترل گرفته و می خواهد قوه مقننه و مجریه را نیز در خدمت خود گیرد. از برادرزاده بناپارت گرفته تا موسیلینی و هیتلر همه روسای دولت های  فاشیستی برای رسیدن به اهدافشان اقداماتی کرده اند که قوانین  نظام پارلمانی بورژوازی را زیر پا گذاشته اند این حکام سازمان ها و لشگر کاملا در اختیار خودشان را بنا نهاده اند.

 اردوغان  اقدامات فوق را به  بهانه “سازمان موازی دولت”   علیه  نهادهای سیاسی، دستگاهها،سازمانها  و موسسات رسانه ای با آن عملیات پلیسی  وسیع را آغاز می کند. نتایج انتخابات هفت ژوئن را زیر سوال می برد و  نتایج انتخابات یازده نوامبر را بی اعتبار می خواند. با حمله و قتل عام  ساده ترین منقدانش، مخالفان سیاسی و سازمان های سوسیالیستی و تشکیلات مختلف مردم ستمدیده  را  هدف قرار می دهد. سازماندهی “رهروان عثمان”  “Ottoman Hotbeds”  یادآور  برادرزاده ناپلئون  و لشکرهای شخصی اش با نام “انجمن ده دسامبر” است که لشگری از دزدان بی سر و پا با مجموعه ای از قوانین شخصی راه انداخت .  اقدامی که پلیس و نیروهای امنیتی را تحت کنترل رئیس جمهور درآورد.  همه این اقدامات  حلقه های  محکمی از یک فرایند زنجیره ای است که اردوغان از طریق آن دولت  بورژوایی را به شکل یک  رژیم بناپارتی  با حکومت مطلقه خود شکل می دهد.

اردوغان هنوز به عنوان رئیس جمهور انتخات نشده بود که خود را رئیس جمهور نامید و  مدل خود را به جامعه تحمیل کرد. آنچه اردوغان با عدم پذیرش نتایج انتخابات هفت ژوئن  و تشکیل کابینه جنگ تحت کنترل خود  بجای تشکیل کابینه زیر نظر  مجلس منتخب جدید  انجام داد درواقع یک کودتای غیر نظامی بود.  همه نیروهای سیاسی  مجلس هفت ژوئن  به استثنای AKP آک پ  نتوانستد در آن لحظات حساس اقدامی  برای جلوگیری از این کودتا بکنند.  بلکه  با موجه دانستن تصمیم او برای انتخابات اول نوامبر  راه را برای حکومت تک حزبی اردوغان هموار کردند.  بدین ترتیب می توانیم اذعان کنیم که اردوغان  یک بناپارت شد و بتدریج بطرف تقویت قدرت شخصی و پلیس تحت نظر خود توانست یک رژیم بورژوایی را به یک رژیم بناپارتی بدل کنم . حال باید جنبه حقوقی و قانون اساسی (رسمی) آن را شکل دهد.  بدون شک این روند  همزمان با بحران ها، جنگ  ها و درگیری های موجود بین نیروهای امپریالیستی با اتفاقات غیر مترقبه ای روبرو خواهد بود. به هر رو اهمیت و  ضرورت مبارزه علیه این خطر بدون شک مطرح است .  

  گرایش اقتدارگرایی ناشی از بحران ها و جنگ های امپریالیستی  که  در سراسر دنیا شاهد آن هستیم    گواه آنست که سرمایه داری  فاسد  رژیم های فاسد  بورژوایی تولید می کند.  کسانی که به دنبال دموکراسی هستند به جای آنکه  خود  را با توهم دولت بورژوا دموکراسی  فریب دهند باید به مبارزه علیه سرمایه داری بپیوندند.   دموکراسی و صلح تنها با مبارزات  وسیع توده های کارگر علیه نظام سرمایه داری حاصل خواهد شد و ضروری ترین اقدام ما سازماندهی  این مبارزات است.

نباید فراموش کنیم که  مبارزه سازمان یافته تنها راه ایستادگی در مقابل استثمار و قتل عام دولت های بورژوایی  و  رفع اسارتی است که توسط دستگاههای ایدئولوژیک  تولید شده  و همچنین باز کردن  ذهن و وجدان  مردم  است.

ترجمه شده : سیامک مهر

انتشار ترجمه فارسی : جمع قدم اول ( تدارک حزب انقلابی طبقه کارگر)

آدرس این مقاله به زبان  ترکی :

http://marksist.net/elif-cagli/otoriterlesme-ve-ideolojik-aygitlarin-rolu

ادرس این مقاله به زبان انگلیسی :

http://en.marksist.net/elif-cagli/authoritarianisation-and-role-ideological-apparatuses

جهانی سازی: توسعه غیرعادلانه و ترکیبی سرمایه داری

مطلب زیر توسط رفیق الیف چاغلی از رفقای انقلابی ترکیه به زیان های انگلیسی و ترکی نوشته شده است و ما در جمع قدم اول برای گسترش روابط طبقه کارگر و انقلابیون دو کشور اقدام به ترجمه نوشته هایی از رفقای ترکیه کردیم ( که این مقاله یکی از انها است ) تا از این طریق امکان دریافت افکار و اندیشه طرفین بیشتر شده ، به بر قراری همکاری های مبارزاتی و تشکیلاتی کمک شود.

الیف چاغلی

دوم ژوئن ۲۰۰۵

جهانی سازی: توسعه غیرعادلانه و ترکیبی سرمایه داری

به طور یقین برخی تغییرات کیفی و واقعی ناشی از تمایل سیستم سرمایه داری در فعالیت‌ها و سازماندهی فراتر از مرزهای ملی مخصوصا” بعد از سال ۱۹۸۰ مشهود است . با این وجود این یک اشتباه محض است که واقعیت جهانی شدن را مانند یک حادثه تازه و جدید که بتواند قوانین اصلی سرمایه داری را تغییر دهد پنداشت. بگذارید این نکته را از همین آغاز برای جلوگیری از سر در گمی روانی بیان کنیم. اگر بورژوازی اصطلاح جهانی شدن را به خاطر توسعه دادن سرمایه داری در سطح جهانی در دوران طوفانی که بعد از آن،  دیوار برلین سقوط کرد و تعادل بین نیروهای جهانی را تغییر داد به کار نمیبرد لازم نبود چنین عبارتی را به گردش {بحث } بگذاریم.  برای اینکه مفهوم امپریالیزم حقایق و گرایش های مورد نظر را تحت پوشش قرار میدهد.

با این وجود  چه بخواهیم چه نخواهیم مفهوم جهانی سازی به زندگی روزمره ما نفوذ پیدا کرده.  در واقع در اشاره به گرایش اصلی توسعه به وسیله ی اصطلاح امپریالیسم شکل گرفته اعتراض علیه مفهوم جهانی شدن بی معنی است. سوال در مورد خود مفهوم نیست. هر آنچه ما گرایش جهانی شیوه تولید سرمایه داری امپریالیسم و جهانی شدن می نامیم. نکته اصلی مقابله و پیکار انقلابی علیه سیستم سرمایه داری است. باید به خاطر داشته باشیم کسانی که دارای نگرش انقلابی سازنده علیه این سیستم نیستند و مقابله خود را با این تصور که چیزی به اسم جهانی شدن وجود ندارد ،در واقع روی سطحی کاملا شکننده و ضعیف و لیز تکیه کردند. برخی از استدلال هایی که اقتصاددانان در زمینه ی بحث های جهانی مطرح می کنند، منعکس کننده گرایش های فعلی توسعه سرمایه داری هستند. به عنوان مثال وابستگی متقابل اقتصادهای ملی افزایش یافته و ادغام کشورهای مختلف در سیستم سرمایه داری عمیق تر شده است. با اینحال نابرابری بین کشورها در همه این زمینه ها وجود دارد. این درست نیست که جهانی شدن را به عنوان جامع درک کنیم چراکه هنوز در بسیاری از کشورها و مناطق، پیشرفت سرمایه‌داری عقب مانده است و هنوز در سیستم سرمایه‌داری ادغام نشده است. اما در کل، کاملا واضح است که جهانی شدن بسیار پیشرفته است  به نحوی که اقتصاد سرمایه داری در مقایسه با گذشته جهانی تر شده .

پس از سال ۱۹۸۰ ، روند رفع موانع قانونی برای گردش کالا، خدمات و سرمایه شتاب گرفته است.بعنوان مثال سرمایه گذاری های بین المللی نسبت به قبل از دهه ۱۹۸۰ تا دهه ۲۰۰۰ بیش از ۲۰ بار پیشرفت کرده است. به همین ترتیب  جهانی شدن بازارهای مالی  در ظرف همین مدت صعود کرده و جریان‌ها داغ پولی در بازار بورس به طور باورنکردنی جهش و توسعه یافته است. مجموع تمام مبادله های بین المللی ارزهای خارجه در دوره ی زمانی کمتر از ۱۰ سال از حدود ۵۰۰ میلیارد دلار  آمریکایی در روز در سال ۱۹۹۰ به بیش از  یک و نیم تریلیون دلار افزایش یافته است.

روش مقایسه برخی محافل چپ که به خاطر مخالفت با ایدئولوژی جهانی شدن، تحولات اقتصادی واقعی را نادیده می گیرند. روش صحیح نیست. برای مثال، استدلال می شود که تجزیه و تحلیل جهانی شدن ساختگی است، چرا که تجارت جهانی قبل از جنگ جهانی اول بسیار روشن تر بود. با این حال،  با نگاهی به گذشته متوجه می شویم که در طول زمان نوع یا طبیعت  اقلام  تجارت تغییر کرده است  و مهمتر از همه، تجارت  کالاها تا حدی با سرمایه‌گذاری مستقیم جایگزین شده است. یک نمونه بارز این است که تا دهه ی ۱۹۹۰ شرکت های چند ملیتی ژاپنی ۹۵ درصد تولیدات خود را که در ایالت متحده و کشورهای اتحادیه اروپا تولید می‌شدند، می‌فروختند، بنابراین حجم تجارت جهانی کم نشده بلکه رشد کرده است.

اهمیت کمی و کیفی شرکت های چند ملیتی که تشکیل شده از انحصارات ملت های مختلف است و  هم چنین افرادی آنرا شرکت‌های فراملیتی نامیده اند در سطح جهان به طور چشمگیری افزایش یافته است. به طوری که اقتصاد جهانی در حال حاضرتحت سلطه چند صد شرکت چند ملیتی است. طبق گزارشات نیمی از تجارت جهانی کالا در کل جهان توسط ۲۰۰ شرکت چند ملیتی کنترل می شود شرکتهای از این نوع به طور فزاینده غول‌پیکر تر می شوند: درآمد سالانه برخی از این شرکت‌ها حتی از سرانه ی بسیاری از کشورها فراتر می‌رود. شرایط هدفمند این را ضروری می سازد که انحصارات بزرگ جهانی سرمایه گذاری تولید و توزیع را در سطح جهانی برنامه‌ریزی کنند. بنابراین دولت های ملی در مقایسه با گذشته وزن خود را در جهت فرآیند تولید سرمایه داری از دست می دهند و این مسئله راه را برای موسسه و شرکت های غول پیکر و اتحادیه های اقتصادی منطقه ای مهیا می کند. سیاست های کلان اقتصادی و سیاست های اجتماعی حکومت های سرمایه داری جهانی شده اند و خصوصیات ملی خود را از دست دادند. مهمتر از همه، بازارها از لحاظ جریان سرمایه، تولید و فعالیت های تجاری جهانی شده‌اند.

اگر این شیوه صحیحی باشد که سعی کنیم واقعیت‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی در تحولات بنیادی را درک کنیم، باید از فساد و شست و شوی مغزی که توسط بورژوازی انجام میگیرد آگاه باشیم. امروزه ایدئولوژی بورژوایی تلاش می‌کند برای بهره کشی از توده ها واقعیت های اساسی را که دارای اهمیت حیاتی هستند انکار کند. یک مثال قابل توجهی که در پیرامون ماست این است که مارکسیسم که به مسئله ی جهانی شدن به طور جدی پرداخته است. مکتبی منسوخ تلقی می شود.

واقعیت و ایدئولوژی

مارکسیسم دائماًتوضیح داده است که سرمایه داری خواه‌ نا خواه در سطح جهانی شدن گسترش می یابد.  واضح است که تمایل سرمایه داری برای توسعه جهانی مسئله جدیدی نیست. اما جهانی شدن در این سطح باقی نمی‌ماند. بلکه در پروسه زمانی پیش می‌رود. این فعالیت ابعاد جدید و مشکلات جدید واقعیت سرمایه داری را به ارمغان می آورد. بنابراین در دهه ی ۱۹۸۰ ایدئولوژی بورژوایی تحت عنوان جهانی شدن حملات خود را شروع کرد.

مفهوم جهانی سازی از کلمه  )جهان (globe/ مشتق شده است و به این ترتیب بر مبنای همین تعریف تمایل به دربرگرفتن “جهان” دارد. بورژوازی از این اصطلاح به عنوان بهانه و دستاویز استفاده می‌کند و ماده اولیه خود را با آن روتوش ( بزک یا آرایش ) می‌کند و به عنوان کالای جدیدی تحت عنوان “جهانی سازی” ارائه می دهد. با این حال هیچ چیز جدیدی ندارد. دنیای ما همیشه یک سیاره جهانی است. با مقدمه ی سرمایه‌داری، سیستم اقتصاد جهانی دستور کار بشریت قرار گرفته. ایدئولوژی حاکم ( ایدئولوژی طبقه حاکم) با دگردیسی های فراوان بقا پیدا کرده است که بتواند منافع سرمایه داری را  با استعاره ای  و امپراطوری و امروزی با  جهانی شدن حفظ کند.

قبل از اینکه ایدئولوژی بورژوایی آن را به عنوان یک پدیده جدید توسعه برای منافع طبقاتی خود ارائه دهد، مارکسیسم بوضوح به واقعیت جهانی شدن و جنبه های آن اشاره کرد. به جای انزوا و خودمختاری ملی و محلی، ما در هر جهتی مبادله و وابستگی بین المللی داریم. چه در زمینه تولیدات مادی چه در تولیدات فکری و خلاقیت های فکری ملت های واحد تبدیل به منافع مشترک شده‌اند. یکپارچگی و محدودیت پذیری ملی بیشتر و بیشتر غیر ممکن می شود و از ادبیات محلی و ملی متعدد، چیزی به نام ادبیات جهانی به وجود می آید.

ایدئولوژی جهانی شدن چیزی جز شکل سازگار شده ای با منافع قدرتهای امپریالیستی نیست. این مهم است که بین واقعیت موجود و واقعیتی که از ایدئولوژی بورژوایی حاصل شده است تمایز قائل شویم.  سرمایه به خودی خود به اینکه واقعیت چیست و این ایدئولوژی چیست، واقف است. برای مثال، امپریالیست ها به این واقعیت آگاه هستند که جنگ‌های منطقه‌ای که یکی پس از دیگری راه می اندازند، بسیار دور از “برخورد تمدنها” است، اما ظاهراً مأموریت جدید برای کسب سو به قیمت ریختن خون انسان ها و جنگ تقسیم قدرت ها و پول است. هدف آنها در راستای ایدئولوژیک این است که مانع اطلاع توده ها از درک این واقعیت ها شوند.

ایدئولوژیست های بورژوایی سعی دارند تا مفهوم تاریخ را آنطوری که می‌خواهند قالب کنند. آنطور که مطابق با منافع قدرت حاکم شود و خواسته های کثیف آنها را به توده ها تحمیل کند. دلیل پشت این مبارزات دروغین حاکمیت امپریالیستی جهت آرامش و صلح توده مردم واضح و مبرهن است. الیگارشی امروز می‌خواهد امید، باور و عزم توده ها به ویژه نسل جوان را برای چیزی غیر از سرمایه‌داری از بین ببرد. در حقیقت قدرت های امپریالیستی که جارچی ها را به بازار می برد که” به پایان رسیدن تاریخ” را فریاد بزنند و اینکه “ایدئولوژی ها مرده اند”  و غیره هیچ وقت تا این حد ایدئولوژیک نبوده اند.

این موضع بورژوازی در معنای منفی کلمه ایدئولوژیک است همانطور که مارکس زمانی اظهار داشت آنها حقیقت را با توجه به منافع خود تعریف میکنند. پیش ‌بینی‌های ایدئولوژیی  بورژوایی در جهت های مختلف منجر به انحطاط و فروپاشی شده که با فساد تاریخی نظام سرمایه داری همسو و هماهنگ است. عصر روشنگری اندیشه و دانش که زمانی همراه با پویایی بورژوازی انقلابی شد و زندگی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی را به طور کلی تغییر داد، دیگر به پایان رسیده است. مدتها گذشته است، از زمانی که ایدئولوژی بورژوایی موضوعاتی از قلمرو انتظارات و واقعیت ها عبور کرده و به جهان تصورات جعلیات فریبنده و واقعیت های مجازی و انواع “پسا “ها ( (postes راه پیدا کرده است. جهانی سازی سرمایه داری که به عنوان عصر اطلاعات و عصر فضا و عصر معجزه های  تکنولوژی شناخته شده است. در عین حال به وسیله فضای ایدئولوژیکی که در آن مردم فریب داده می شوند و به دره ای جهل و بی تفاوتی کشانده میشوند، درست شده است.

جهان بورژوایی به شدت تلاش می‌کند که مانع شود بین توده های کارگران و زحمتکشان و جوانان با مارکسیسم که آنها را به رهایی سوق می‌دهد، ارتباط بر قرار گردد. اذهان مردم را نسبت به اینکه واقعیت چیست و ایدئولوژی چیست، با استفاده از آخرین فناوری ها به اشتباه می کشاند. مخالفت با ایدئولوژی جهانی شدن چنان قلمداد می‌شود که حماقت است که در اثر درک نکردن واقعیت جهان در زمان حال حاضر به وجود می آید. در تمام کشورهای سرمایه داری، نویسندگان کل ارتش بورژوایی و موسسه ها و  نهادهای تولید(ایده /فکر) و بالاترین و خالص ترین سطح ایدئولوگ های سرمایه داری بازی تحریف واقعیت‌ها را خیلی وقت است شروع کرده‌اند. هدف این است که ایدئولوژیهای هژمونی و  استبداد را بر توده ها به عنوان واقعیت تحمیل کنند.  یکی از وظایف مارکسیست ها، ایجاد موضع  واضح طبقاتی در برابر این نوع کارهای  بورژوایی است . و همچنین پاره کردن پرده های دروغین که مانع درک واقعیت ها می شوند. کاملا واضح است که بی توجهی به جزئیات واقعی جهان واقع (حوادث) اشتباه است چرا که بدون شک مخالفت با تحولات بیانات ایدئولوژی که در رابطه با بورژوازی تحریف شده‌اند ضروری است. درست است جهانی شدن یک واقعیت جهان امروزی است از لحاظ جهانی تر شدن سرمایه‌داری. بنا نهادن مبارزه علیه جهانی شدن بر انکار واقعیت جهانی شدن تلاش بیهوده است. اما از طرف دیگر کسانی که جهانی شدن را نه به عنوان یک گرایش در ظرف زمان بازکاوی می شود بلکه به عنوان یک موقعیت مطلق تحلیل می‌کنند نیز در اشتباه هستند.

پذیرش تغییراتی که تحت سرمایه‌داری اتفاق می افتد لزوما” به معنی مثبت بودن آن نیست. این شیوه تولید هرگز در تاریخ خود امکان ایجاد رفاه فرا طبقه را نداشته است. با این وجود جهانی شدن سرمایه داری به عنوان دوره ای ارایه می شود که تفاوت های بین کشورها را در سطوح مختلف توسعه از بین می‌برد و به نوبه خود امکان توزیع عادلانه را فراهم می آورد. با این حال جهانی شدن بر پایه سرمایه داری برعکس این ادعاها به معنی رشد و تجدید مشکلات برای میلیون‌ها انسان در سطح جهانی است.

در نظام سرمایه داری جهانی امروزکه جمعیت جهان به ۶ میلیارد نفر رسیده است. تعداد افرادی که فقط با یک دلار در روز برای زنده ماندن تلاش می کنند حدود ۱.۳ دهم میلیارد نفر هستند و۳ میلیارد نفر با درآمد روزانه کمتر از دو دلار زندگی می کنند. سرمایه داری جهانی به معنی جهانی است که در آن جنگ های امپریالیستی گسترش یافته و شکاف بین غنی و فقیر به اوج خود رسیده است.

تا زمانی که سرمایه داری وجود داشته باشد. جهانی شدن به عنوان واقعیت شکنجه دهنده و ویران کننده، زندگی میلیون‌ها نفر را تحت تاثیر قرار می دهد. جهانی شدن چیزی جز دفاع از این واقعیت نیست. در این متن می توانیم تعاریف متعددی را از جهانی شدن ذکر کنیم. جهانی شدن تقسیم مجدد جهان به وسیله قدرت های امپریالیستی برمبنای جنگ های خون آشام است. جهانی شدن تبدیل زندگی ستمدیدگان به فاجعه به وسیله ی بمب هایی که از جمله جدیدترین نوآوری‌های تکنولوژی هستند. جهانی شدن ایدئولوژی بورژوازی پرخاشگر است که هدفش لغو ، پس گرفتن و باطل ساختن تمام حقوق به‌دست‌آمده پرولتاریای جهانی است.این لیست می تواند به طور نامحدود ادامه یابد. تحت جهانی شدن سرمایه داری، یعنی توسعه سرمایه داری غیر عادلانه و ترکیبی، زندگی مرفه تری را به ارمغان نمی‌آورد برعکس ما را به سوی بربریت و انحطاط می‌برد.

در مقابل چنین سیستمی به سختی راه حل فوری پیدا می شود. باید کل سرمایه داری را بر کنیم ( نابود کنیم).و در دوره تاریخی که ایده انقلاب اجتماعی  در بالاترین حد خود به معرض ناسازگاری افتاده و زیر پا نهاده شده، واقعیت اینکه سیستم سرمایه داری انسانیت و کل جهان را به مسیری که خود خواسته، کشانده است ضرورت انقلاب بیشتر و بیشتر دیده می شود، کسانی که نمی خواهند چنین ضرورتی را قبول کنند یا مخالف آن هستند اگرچه در عمل رادیکال هم باشند در واقع ماهیتا” رفرمیست (اصلاح‌طلب) هستند.

ضعف اساسی شبکه وسیع فعلی اپوزیسیون که طیف وسیعی هستند از طرفداران محیط زیست و جنبش زنان گرفته تا تظاهرات کنندگان مخالف جنگ، تا جنبش های به ظاهر رادیکال جوانان دچارعدم آگاهی انقلابی و سازماندهی است. درست است، باید یک مقاومت جهانی علیه سرمایه‌داری جهانی داشته باشیم. با این حال برای اینکه این مقاومت به یک نیروی قابل قبول تبدیل شود و در سطح وسیع محتوای آن حفظ شود و بالاخره به پیروزی بیانجامد ما بیشتر از هر زمان دیگری نیازمند به قدرت سازمان یافته ی پرولتاریا و اندیشه های انقلابی پیشرو و هدایت‌کننده نیازمندیم.

تلاش تمام گرایش های سیاسی که مخالفت خود را مستقیما به سوی خود سرمایه‌داری هدایت نمی کنند آب در هاون کوبیدن است یعنی در واقع منافع بورژوایی یا سرمایه داری “اصلاح شده” علیه امپریالیزم یا جهانی شدن است. دنیای ما شاهد انقلاب های بیشماری بوده است که در سخن برای برابری آزادی و حتی سوسیالیسم به وجود آمده اند. اما در عمل قدمی فراتر از حمایت بورژوازی شان نرفتند. طبقه کارگر از این “انقلاب ها” بسیار رنج برده است. در حقیقت، یک دلیل مهمی که طبقه کارگر نتوانسته است برای سالهای زیادی جهشی ایجاد کرده باشد وجود درک سیاسی ناقص چپ است که مانع درک درست جهانی است که در آن زندگی می کند و بنابراین تنش محکمی را ایجاد کرده است.

با این حال واقعیت عریان این است که: با ایجاد یک بازار عظیم جهانی و جهانی شدن تقسیم اجتماعی کار و نیروهای مولده شکستن زمینه قدیمی محلی و ملی که سابقا”وجود داشت در واقع سرمایه داری جهان را به طور واحدی برای تحول سوسیالیستی آماده کرده است. تنها احتمالی که قادر خواهد بود اسانیت را که تحت سرکوب سرمایه‌داری جهانی است هدایت کرده و به جهانی

بدون کوته فکری ملی، تضاد منافع، جنگ های خونین برای تقسیم، فقر و بیکاری پیش ببرد چیزی جز مبارزه انقلابی پرولتاریا در سایه ی مارکسیسم در سطح جهانی نیست.

کسانی که استدلال می کنند که مبنای علمی احساسات انقلابی خیلی وقت است که ناپدید شده است چرا که توده های کارگران دیگر در زباله دانی زندگی نمی کنند و یا به دنبال یک لقمه نان می دوند سخت در اشتباه هستند. دلیل آن این است که گلزار از مبارزه برای رضایت از نیازهای اساسی و اجباری – که موجودات را با یک مبنای مشترک متحد میکند- به مبارزه برای نیازهای اخلاقی بالاتر نشانه ای از پیشرفت در تکامل انسان است. کسانی که در جستجوی عناصری هستند که (نیاز های ) انسان را در سطوح ابتدائی ( ختم یافته ) برآورده سازد اگر نادان نباشند بدخواه هستند.

ابعاد اخلاقی ضرورت یک سازمان انقلابی از لحاظ پیروزی در مبارزه برای یک زندگی انسانی نسبت به گذشته اهمیت بیشتری یافته است. طبقه کارگری که قادر به مبارزه با سرمایه داری نسیت،  سیستم سرمایه داری که همه چیز را در جنگل بازار به کالاهای قابل فروش تقلیل داده است، همبستگی انسانی را با قساوت بازاری جایگزین کرده در خوابی خطرناک به سر می‌برد. کارگر یا زحمتکشی که قادر به درک نیاز به سازمان انقلابی نیست در واقع در موقعیتی بسیار  فقیرانه تر است از گدایی که در زمان های قدیم آنگونه زندگی را به عنوان سرنوشت خود پذیرفته بود.

سرمایه داری یک سیستم اقتصادی جهانی است.

در دوره ی طولانی قبل از شیوه‌های تولید سرمایه داری جوامع انسانی در مناطق مختلف بر اساس روابط تولیدی مختلف خود را زنده نگه داشتنه اند ( بقای خود را حفظ کرده‌اند). جهان شاهد ماجرا های گسترش طلبانه مستبدین شرقی و آسیایی و جوامع برده داری روم باستان با هدف گسترش قلمروهای  هژمونی شان  بوده است. بسیاری ما بارها و بارها شاهد جنگ‌های خونین توسط طبقات حاکم گذشته به منظور فتح سرزمین های جدید و ایجاد امپراطوری های بزرگ بوده است. با این وجود، هیچ کدام از شیوه‌های تولید قبل از سرمایه‌داری قادر به شکستن محلی/ سرزمینی و ایجاد یک سیستم اقتصادی جهانی نبوده اند. تنها پس از معرفی سرمایه داری بود که روابط قدیمی تولید را نابود کرد و در این راستا دنیا را هم از نظر جغرافیایی و هم اقتصادی یک منطقه واحد یافت( ساخت).

تا قرن بیستم تمایل سرمایه داری به گسترش در سراسر جهان خود را در غلبه بر سر زمین های با ارزش ملت های قدرتمند اقتصادی و نظامی و تقسیم آن سرزمین هایی بر اساس جنگ های استعماری تقسیم نشده بودند، نشان داد. در راستای چنین هدفی، چندین کشور امپراطوری های استعماری عظیم ایجاد کردند. که بر سرزمین های تحت سلطه طلب داشتند. بنا بر این دوره استعماری گسترش سرمایه داری، همراه با تسخیر نظامی و کسب زمین بود. اما سرمایه داری امروزه زیاد شباهتی به امپراتوری های گذشته ندارد زیرا که شیوه تولیدی نبود که بر اساس غلبه بر روابط تولید باشد.

پیش نیاز ضروری توسعه سرمایه داری، تحریک روند هیاهو و تحول است که در نهایت قلمرو تحت سلطه را در نظام سرمایه داری ادغام می کند. از این رو توسعه سرمایه داری در مرحله استعمارگری متوقف نشد و در قرن بیستم به مرحله امپریالیستی وارد شد. کشورهایی که قادر بودند در پویایی درونی توسعه سرمایه داری قرار گیرند موضع قوی خود را بر اساس روابط امپریالیستی بازتولید کردند همانند کشور انگلستان کشورهای دیگر تجربه ی جهش اقتصادی در مرحله امپریالیستی سرمایه داری را تجربه کردند. مانند ایالات متحده.

به لطف سرمایه‌داری روش‌های سنتی تولید فراتر رفته است و اکتشافات علمی در فرایند تولید به کار میرود. بنابراین توسعه تولید جهش ها و شکستن مرزها را به خود دیده است. به خاطر تنوع تولید صنعتی مدرن و فراگیر شدن آن و به لطف پیشرفت عظیم در ارتباطات جمعی و حمل و نقل، روابط تجاری در سراسر جهان به سطح غیر قابل مقایسه با گذشته رسیده است. توسعه سرمایه داری که یک بازار جهانی تک و اقتصاد جهانی واحد را امکان‌پذیر ساخت، همچنین رشد گردش نیروی کار، کالاها و خدمات و سرمایه را در سطح جهانی و واحد پایه ریزی کرده است.

توسعه ی جمعی در ظهور و گسترش فناوری های جدید، هزینه ارتباطات را کاهش داده و تولید کالاها و خدمات را به یک فرآیند جهانی تبدیل کرده و امکان انتقال آن را به کشورهای مختلف فراهم کرده است. در حالیکه در اواسط دهه ۱۹۵۰ فقط امکان حدود ۹۰ تماس تلفنی همزمان برقرار کرد، امروزه به لطف کابل‌های ارتباطی بین اروپا و امریکای شمالی، میلیون ها نفر می توانند به وسیله  سیستم ماهواره ارتباطی با هم ارتباط برقرار کنند. جهانی سازی کاپیتالیستی همچنین تقسیم کار و سرمایه داری را نیز که قبلا با ویژگی‌های ملی شناخته شده بود، جهانی کرد. امروزه کالاهای مختلف، از سیگار ها گرفته تا کامپیوترها و اتومبیل ها بر اساس سیستم تولید جهانی یا خط مونتاژ در کشورهای متعدد تولید می شود.

تاریخچه ی سطوح مختلف پیشرفت در سراسر تاریخ بشری به نحوی همان تاریخ تحول تقسیم کار است. تقسیم کار که مبنای شیوه های مختلف تولید است، در طول زمان تغییر کرده است و این واقعیت در پیشرفت سرمایه داری وجود داشته است. مارکس تغییر در تقسیم کار را در سیستم سرمایه داری و پیامدهای آن را در حوزه ی روابط بین الملل خاطرنشان کرده است. بنابراین او ذهنیتی که طبیعت متغیر تقسیم کار و ارتباط   این تغییر با توسعه بازار کار نادیده گرفته شده را مورد انتقاد قرار داد.

مارکس این سوال را مطرح کرد:” خوب . آیا در قرن چهاردهم و پانزدهم که مستعمره ای نبود و امریکایی برای اروپا وجود نداشت وقتی که شرق آسیا فقط از طریق میانجیگری قسطنطنیه وجود داشت، اساسا” تقسیم کار متفاوت از آنچه که درقرن هفدهم که مستعمرات توسعه پیدا کرده بود، نبوده است؟. او ادامه می‌دهد تمام سازمان های داخلی ملت ها و روابط بین الملل چیزی جز بیان یک تقسیم کار مشخص نیست و بنابراین الزاماً با تغییر تقسیم کار تغییر پیدا خواهند کرد.

مرحله‌ای امپریالیستی سرمایه داری به معنای گسترش و تعمیق حرکت جهانی سرمایه است،به رغم  سازماندهی سرمایه داری در قالب دولت – ملت(دولت های ملی) افزایش ادغام اقتصادهای مختلف ملی در نظام سرمایه داری جهانی، از یک سو گردش سرمایه را تسهیل می کند در حالی که از سوی دیگر بحران سرمایه‌داری مناطق بسیار  وسیع تری را نسبت به گذشته تحت تاثیر قرار می دهد. تاریخچه سرمایه داری قرن بیستم به طور وضوح نشان می دهد که بحران های سرمایه داری فقط به قیمت به وجود آوردن بحران های مخرب تر و بزرگتر قابل غلبه شدن است. با جهانی شدن، روز به روز سرمایه داری به طور فزاینده ای تحلیل مارکسیستی در مورد مکانیزم و سرنوشت این سیستم را عملا” تایید میکند. وضعیت سیستم سرمایه داری جهانی که با عمیق تر شدن بحران‌ها و وسیع تر شدن جنگهای امپریالیستی وارد قرن بیست و یکم شده است کاملا واضح است .

با این حال ایدئولوژی های بورژوایی با تکید بر دوره احیای اقتصادی بعد از دهه ۱۹۴۰  اصرار داشتند که مارکسیست ها در برابر بحران سرمایه‌داری بی معنی سخن گفته اند.  یکی از عواملی که متفکرهای بورژوایی آلت دست کردن پیشرفت طولانی مدت در اقتصاد سرمایه داری بوده است. با اینحال ایده‌های اشتباه با نام مارکسیسم نیز به ایدئولوژی بورژوایی خدمت فراوانی کرده است. امروز بسیار مهم است که با ایده ها غلطی که اشاعه شده تسویه حساب کرد و به منظور درک درست از روند حوادث جهانی باید ایده های درست و غلط از هم تمیز شوند.

پشت سر گذاشتن دوره جوانی و دوره رشد سریع سرمایه داری اجتناب ناپذیر بود تا از لحاظ تاریخی حرکت به سمت پایین را شروع کند به این نکته اشاره کرد. مأموریت تاریخی سرمایه دار این است که بهره وری نیروی انسانی را از لحاظ مهندسی بدون هیچ محدودیتی مهندسی کند. اما وقتی که سرمایه در دستیابی به حداکثر سود تاحدی که باید، قادر به افزایش بهره‌وری کار نباشد، به این ماموریت خیانت کرده است. ( انجام نمی شود).همانطور که مارکس می‌گوید:” به این ترتیبب …به سادگی نشان می‌دهد که دارد سالخورده می‌شود و بیشتر و بیشتر به پایان دوران خود می‌رسد”

در این زمینه مرحله امپریالیستی در واقع دوره سقوط و انحطاط سرمایه داری است. لنین و تروتسکی در بسیاری از موارد این ویژگی، این مرحله ی امپریالیستی را مورد تاکید قرار دادند. با این حال این اظهارنظر تنها می‌تواند در دوره کلی سرمایه‌داری معنی دار باشد. این کاملا غلط است که گرایش های اقتصادی را که فقط در فرآیند تاریخی قابل درک است به گونه ای که انگار در یک لحظه به وجود آمده‌اند بررسی کرد. این نوع رویکرد به طور ناگزیر درک مفهوم مارکسیستی را تحریف می‌کند. متاسفانه چنین رویکردهایی در میان به اصطلاح شخصیت های مارکسیستی یا محافل مارکسیستی غیر معمول نیست.

بارزترین نمونه این تحریف این بود که سرمایه داری بعد از جنگ جهانی اول وارد یک افسردگی عمومی شد که هرگز نمی‌تواند از آن بیرون بیاید. این تز بر مبنای تفسیری از یک دوره مشخص از نظام سرمایه داری بود که افسردگی و شوک‌های بزرگ را به عنوان مشخصه سقوط واقعی سیستم فرض شده بود. این تفسیر های انحرافی از واقعیت نه تنها در محافل استالینیستی ها شایع بود بلکه گروه های تروتسکیست ها نیز به آن آلوده شدند.

درست است دوره طوفانی که  سرمایه داری در قرن بیستم به ان دچار شد، انعکاسی از بحران عظیم بودو این وضعیت منجر به جنگ دیوانه وار دوباره تقسیم‌بندی شد. به همین ترتیب انقلاب بزرگ اکتبر، ماهیت محکوم به فروپاشی سرمایه داری را آشکار کرد و بخش خاص از جهان را از دستان سرمایه داری ر بود. با وجود این ضربه سنگین سیستم سرمایه داری توان بالقوه توسعه و گسترش خود در سطح جهانی را از دست نداد. به منظور تاثیرگذاری این ضربه و ماندگاری آن و به زمین کشاندن سرمایه داری در برابر بحران خودساخته اش، ضروری بود که نیروی کارگری که توسط انقلاب اکتبر تاسیس شده بود، زنده بماند و انقلاب پرولتری به پایداری جهانی دست یابد.

انحلال دستاوردهای تاریخی انقلاب اکتبرو باز گرداندن نظام سرمایه داری به دنبال جنگ جهانی دوم، تفسیر های انحراف آمیز در مورد فروپاشی و بحران عمومی سرمایه‌داری را رد کرد. اما متاسفانه نتیجه های درست از این تجربیات حاصل نشد. محدودیتی که در زمینه ی حرکت سرمایه‌داری به وسیله کشورهای به اصطلاح سوسیالیست برای یک دوره تاریخی موقت ایجاد شد، با به دست آوردن واقعی انقلاب پرولتاریای که تحت قدرت واقعی کارگران پیشرفت می‌کرد، شناسایی شد. در واقع کاملاً واضح بود که این یک اشتباه جدی بود. اما سالها این ایده های اشتباه مورد سوال قرار نگرفت. اگر چه نیروی کارگری که توسط انقلاب اکتبر ایجاد شد با (حرکت) ضد انقلاب استالینیستی منحل و ضعیف شد، این ایده که مرزهای جغرافیایی شیوه‌های تولید سرمایه داری به طور غیر قابل برگشت محدود شده است سال ها ادامه داشت. بسیاری از نویسندگان که به عنوان مارکسیست شناخته شده بودند این ایده های اشتباه را نوشتند.

این نویسندگان، تصدیق نکردند به این واقعیت که اتحاد جماهیر شوروی به یک دیکتاتوری مستبد و بوروکراتیک مدرن تحت حکومت استالینیسم تبدیل شده و با تجربه و تحلیل سیستم سرمایه داری که به طور فزاینده ای با واقعیت‌های جهان تناقض داشت به موقعیت برتر مارکسیسم صدمه زدند. حتی استدلال شد که جنبش های رهایی ملی که راه ناسیونالیستی را گزیده اند (که به عنوان روش غیر سرمایه داری شناخته می شد) هر کدام یک ضربه تاریخی برای تضعیف سرمایه داری به طور مطلق می باشد. به این ترتیب مارکسیست هایی که قرار بود حرکت ها را به طور جامع و واقعی تحلیل کنند، به محتوای خرده بورژوایی با رسوا کردن سرمایه داری بر اساس انتقادهای مصنوعی تقلیل یافتند.

این یکی از دلایل اصلی بود که بورژوازی توانست در دوره جدید پس از فروپاشی بلوک به اصطلاح سوسیالیستی حرکتها به چنین دستاوردهای فوق العاده تبدیل کند. با فروپاشی رژیم های مستبد و بروکراتیک توانسته بود برای مدت معین و موقتی  مانع گسترش جهانی او شده باشد، سرمایه داری یک جهش ایدئولوژیک  را به جلو گشود انگار که میخواست شبه مار کسیسمی را که این سیستم را دست‌کم گرفته بود، مضحکه کند

این به ما یک واقعیت مهم را یادآوری می کند: سرمایه داری نمی‌تواند خود به خود و به راحتی در جبهه اقتصادی پیروز شود مگر اینکه قبل از آن در جبهه سیاسی و ایدئولوژیک پیروز شود و نیروهای سازمان یافته طبقه کارگر را شکست دهد جهان بورژوازی در این زمینه اهمیت زیادی برای تبلیغات ایدئولوژیک داشته، بسیار فراتر از میزان واقعی چشم انداز توسعه مورد نظرش. هدف این است که جبهه کارگران و زحمتکشان به وسیله دستیابی به برتری و غلبه بر آنان در سطح ایدئولوژیک و روان شناسانه و به این گونه از این فرصت بهره می‌برد.

خوانندگان(  این مقاله) می دانند که قدرت هژمونیک نظام سرمایه داری. ایالات متحده، حملات خود را همراه با تبلیغ روش نظم نوین جهانی پیش از حمله ایدئولوژیک جدید به نام “جهانی شدن” آغاز کرد. بحث در مورد ” نظم نوین جهانی” در چارچوب برنامه استراتژیک ایالات متحده در نتیجه تحولات اقتصادی و سیاسی مهم در طول و بعد از دهه ۱۹۷۰ قرار داشت. موج ناسیونالیسم رو به رشد در حوزه نفوذ خود، گسترش تاثیر اخلاقی شکست در برابر ویتنام و ناتوانی در کنترل افزایش قیمت نفت توسط کشورهای عضو اوپک، پیشرفت ایالات متحده را تحریک و آشفته کرد. علاوه بر این، پیشرفت‌های قدرت‌های رقیب مانند ژاپن و EEC قدرت هژمونیک سیستم را تضعیف کرده در شرایطی که حاشیه سود کاهش یافته است یعنی کیک به اشتراک گذاشته شده کوچک تر شده است. خطر از دست دادن جایگاه برتر در آینده نزدیک باعث شد که امپریالیزم امریکا برنامه های استراتژیک جدیدی را توسعه و اجرا کند.

اگرچه گسترش سرمایه داری  در سطح جهان، یعنی جهانی شدن آن پدیده جدیدی نیست اما موضوع جهانی شدن بخشی از اجرای این حرکت های استراتژیک به وسیله ایالات متحده معرفی شده. هدف بورژوازی این بود که ایدئولوژی جهانی شده را به توده ها تحمیل کرده و چندین معیار جدید را معرفی کند. نه اینکه واقعیت جهانی شدن مورد بحث قرار گیرد. بنابراین، دوره جدید، خود را در زندگی توده ای کارگران و زحمتکشان به عنوان حمله جهانی به سرمایه نشان داد. این حمله که جهان بورژوایی در سطح جهانی سعی داشت پس از دهه ۱۹۸۰ اعمال کند به منظور ظهور یک موج جناح راست به نام نئولیبرالیسم. از این پس، آنچه که در سال‌های بعد مشخص شد واکنشی بود در منطقه سیاسی، خودخواهی در زمینه اجتماعی و کاهش سطح استاندارد زندگی توده های کارگری و زحمتکشان در زمینه اقتصادی.

دوره ای جدیدی که سرمایه داری به آن وارد شده نشان می دهد که بورژوازی نه بر اساس پیشبرد تحولات مثبت در راستایی رفاه توده مردم بلکه بر اساس پیشبرد تحولات منفی، خود را ارتقا می‌دهد. همانند سایر ساختارهای اجتماعی در گذار تاریخ توان بالقوه‌ای پیشرفت خود را از دست می‌دهند. سرمایه‌داری به حد زیادی قدرت خود را برای به کنترل درآوردن توده ی مردم بر اساس انتظارات مثبت از دست داده است. آنچه که اکنون نیاز دارد، تبدیل محیط زیست مردم فقیر به عرصه جنگ های خونین گلادیاتوری است انتظارات و توده های کارگری و کارمندی را  برای تغییر نظام اجتماعی تضعیف کند و همچنین پروراندن نسل جدیدی که قادر به سازماندهی خود و جنگ ظلم دوران خویش را نداشته باشند. در همه کشورهای سرمایه داری، رسانه‌های بورژوایی به طور بی‌سابقه‌ای در جستجوی اختراعات تازه تری هستند که بتوانند ذهن توده مردم را در لحظه به لحظه زندگی شان خلق کنند. دنیای ایدئولوژی بورژوایی برای ایجاد هژمونی این “فرهنگ جدید” که همراه با تبلیغ جهانی شدن همراه است، بسیج شده است.

سرمایه داری قبل از اینکه سراسر دنیا را با جنگ های اخیرش با خون رنگ آمیزی کند، ذهنیت توده‌های مردمی را از طریق تصاویر سریال های تلویزیونی خونین مهیا کرده و به وسیله آمیختن دنیای واقعی و دنیای مجازی فریبنده ای مدرن  اذهان را شست و شو و فلج کرده است.  در مورد ایالات متحده قدرت هژمونیک سیستم سرمایه داری در ابعاد وسیع برای ساده لوح سازی توده ی مردم در پروسه سالهای متوالی واضح و مبرهن است. آیا این واضح نیست که توسعه ی جهانی نظم اجتماعی که تلاش می کند که توده‌های مردم را از حقوق انسانی خود محروم کند. و آن ها را (به وسیله ای که نادیده گرفتن روحیه برادری و همبستگی)  تبدیل به برده‌های فرمانبر کند. برای نسل های آینده به طور قطع مشکل آخرین خواهد بود .

سخت نیست درک کنیم سیستم جهانی که قدرت هژمونی اش سیگنال های فاشیستی می دهد به کدام جهت حرکت می کند. در واقع شخصیت وحشیانه و ویرانگر توسعه ی سرمایه داری رژیم های بروکراتیک سابق و تجدید درگیری‌ها و تنش میان قدرت‌های امپریالیستی در تقسیم مجدد دنیا، ما را به سمت یک جنگ جهانی می کشاند.

سرمایه‌داری ذاتا گرسنگی سیری ناپذیری برای سود دارد. چشم هایش را به سوی بازارهای خارجی مناطق جدید دوخته و جاه طلبی های بی نظیری را در سر می پروراند.

ادامه دارد.

مترجم : رفیق هدیکا

انتشار ترجمه فارسی :

جمع قدم اول ( تدارک حزب انقلابی طبقه کارگر)

ادرس این مقاله به زبان انگلیسی

http://en.marksist.net/elif_cagli/globalisation_combined_and_uneven_capitalist_development.htm

از اعتراضات و تحصن سراسری معلمان همه جانبه حمایت کنیم

از اعتراضات و تحصن سراسری معلمان همه جانبه حمایت کنیم!!!

حکومت های جنایتکار سرمایه داری هر روز بیش از قبل به حقوق ، هستی و زندگی معلمان و کارگران و زحمتکشان دست درازی میکنند ، ضمن استثمار بر مبنای سهم بری سرمایه دارانه از ارزش اضافی تولید شده به دستاوردهای حاصل از مبارزات گذشته کارگران و معلمان و زحمتکشان در اشکال گوناگون دستبرد می زنند در این راستا جمهوری اسلامی سرمایه داری ایران گوی سبقت را از همپالگی های خود ربوده است.
در مقابله با جنایات سرمایه‌داری مبارزه در سطح جهانی و ایران هر روز گسترده‌تر از قبل ادامه دارد، و چشم انداز روشنی را نوید می‌دهد. در سطح جهانی می‌توان اعتصاب ۱۵۰ میلیون کارگر در هند و اعتصاب معلمان در مکزیک ، تظاهرات جلیقه زردها در کشور های مختلف اروپا یی و اکنون اعتصاب سراسری معلمان ایران را که سالهاست به اشکال مختلف ادامه دارد و مبارزات مداوم هفت‌تپه، فولاد اهواز را مثال زد که هر روز با قدرت بیشتر و آگاهی بیشتر جریان یافته و می‌رود تا تار و پود جنایتکارترین حکومت سرمایه داری جهان یعنی جمهوری اسلامی ایران را در هم بپیچد.
سال‌هاست که معلمان ، مانند کارگران، دانشجویان و دیگر نیروهای تولیدی و خدماتی در ایران علیه ظلم و ستم که توسط جمهوری اسلامی جنایتکار اعمال میگردد مبارزه می‌کنند در این راه چه بسیار معلمانی که زندگی خود را برای کسب حقوق خود و دیگر مردم ایران فدا کردند، معلمانی که بهترین روزهای عمر خود را در زندان های جمهوری اسلامی منفور گذراندند و حاضر نشدند تابع جنایتکاران حکومت اسلامی شوند. جمهوری اسلامی صدها معلم معترض به ظلم و ستم را تا به حال زندانی و اخراج کرد و برخی از آنها را کشته است، اما، مبارزه نه تنها کم نشد بلکه هر روز گسترده‌تر و شعله ور ترگردیده است. امروز معلمان مبارز و حق طلب اقدام به مبارزه در اشکال مختلف سراسری و مداوم کرده اند، حکومت اسلامی از یک سو تمامی صندوقهای پس انداز معلمان و کارگران را غارت کرده است، از سوی دیگر معیشت معلمان و کارگران را به حالت فلاکت درآورده است، همچنین هر روز دستمزدهای کارگران را به تعویق می اندازد و در همین حال اقدام به خصوصی‌سازی یعنی گسترش غارت و استثمار مراکز تولید و خدمات و مدارس و دانشگاه ها و … می‌کند. دانش آموزان و دانشجویان و خانواده‌های آن‌ها را به اشکال مختلف دچار گرفتاری کرده است
جمهوری اسلامی طی چهل سال عمر جنایتکارانه خود، اصلاح نا پذیری خود را ثابت کرده است. تنها راه نجات از شر این حکومت ضد انسانی سرنگونی آن است .
اکنون با تداوم و حرکت به سمت سراسری شدن مبارزه کارگران ، معلمان و زحمتکشان روند نابودی حکومت اسلامی شروع شده است. به نظر ما تا زمانی که حکومت جمهوری اسلامی برقرار باشد هیچ معلمی و هیچ کارگر و زحمتکشی نمی‌تواند به حقوق خود ، کرامت انسانی و زندگی انسانی دست بیابد.
جمع قدم اول ضمن حمایت همه جانبه از تحصن سراسری معلمان، از تمامی نیروهای مبارز و حق طلب و تمامی مردم می خواهد از مبارزات و تحصن سراسری معلمان به هر شکلی که می توانند حمایت کنند و هرچه گسترده تر دست به اعتراض بزنند. از تمامی کارگران، انقلابیون، دانشجویان و زنان دعوت می کنیم از اعتراض سراسری معلمان حمایت کنید.

کارگران معلمان و زحمتکشان باید یکی شویم تا پیروز شویم

جمع قدم اول ( تدارک حزب انقلابی طبقه کارگر)
۱۲ اسفند ۱۳۹۷

پیام همدردی به مناسبت درگذشت رفیق دکتر علی صادقی (کاک ابراهیم )

پیام همدردی به مناسبت درگذشت رفیق دکتر علی صادقی (کاک ابراهیم )
اطلاع یافتیم شامگاه بیست و هشتم فوریه قلب خستگی ناپذیر رفیق مبارز و کمونیست دکتر علی صادقی (کاک ابراهیم ) پس از دوره ای طولانی بیماری از تپش باز ایستاد . رفیق کاک ابراهیم بیش از پنجاه سال عمر پربار خود را صرف مبارزه با سرمایه داری و امپریالیزم نمودند .کاک ابراهیم از نیروهای برجسته کمونیست دهه چهل بودند که به درستی خط ناصحیح و مشی رویزیونیستی حاکم بر حزب توده را نقد کردند و سازمان انقلابی را با جمعی از رفقایشان بنیان نهادند . بعدها این رفیق دهه ها به عنوان رهبر حزب رنجبران و سردبیر نشریه رنجبر تا اخرین روزهای زندگی خود به مبارزه ادامه دادند . ایشان از دهه ها قبل به تلاش برای تدارک حزب انقلابی و کمونیست طبقه کارگر اعتقاد داشتند و در همین راستا دوره ای به عنوان عضو جمع قدم اول نیز برای این مهم تلاش کردند .
جمع قدم اول با توجه به تفاوت نظر با این رفیق، به هیچ وجه تلاش خستگی نا پذیر ایشان در تدارک حزب انقلابی را فراموش نمیکند و مراتب همدردی خود را با خانواده محترم و رفقای ایشان اعلام دارد .
یاد کاک ابراهیم عزیز گرامی
جمع قدم اول (تدارک حزب انقلابی طبقه کارگر )
۲۰۱۹/۰۳/۰۱

فایل صوتی هفدهمین جلسه پالتالکی جمع قدم اول

آفیش جلسه ۱۷ جمع قدم اول

هفدهمین جلسه پالتالکی ماهانه جمع قدم اول با موضوع نیاز های جنبش کارگری قسمت اول ” شناسایی شرایط فعلی طرفین نبرد طبقاتی ” در تاریخ ۲۴ فوریه ۲۰۱۹ برگزار گردید که فایل صوتی جلسه فوق در یوتیوب تقدیم رفقا می گردد. این جلسات ادامه خواهند داشت و در آخرین یکشنبه هر ماه ساعت ۲ بعد از ظهر به وقت امریکای شمالی و ساعت ۸ شب به وقت اروپای مرکزی و ساعت ۱۰ و نیم شب به وقت ایران ( هر ماه ) یک جلسه برگزار خواهد شد.

سرمایه‌داری در بن بست

مطلب زیر توسط رفیق الیف چاغلی از رفقای انقلابی ترکیه به زیان های انگلیسی و ترکی نوشته شده است و ما در جمع قدم اول برای گسترش روابط طبقه کارگر و انقلابیون دو کشور اقدام به ترجمه نوشته هایی از رفقای ترکیه کردیم ( که این مقاله یکی از انها است ) تا از این طریق امکان دریافت افکار و اندیشه طرفین بیشتر شده ، به بر قراری همکاری های مبارزاتی و تشکیلاتی کمک شود.

سرمایه داری در وضعیت بحرانی است. بحران عمیق تر و فراتر از بحران عادی اقتصادی سرمایه داری است. همه شواهد نشان گر آن است که این بحران عمیق است و حائز اهمیت تاریخی است. الیف چاغلی در این مقاله به بن بست تاریخی سرمایه داری می پردازد.بعد از نوشتن مقاله” بحران سرمایه‌داری و وضعیت انقلابی”،وی توضیح ماهیت سرمایه داری با تأکید ویژه بر نقش مکانیزم کریدیت ( اعتبار برای خرید و مصرف)می پردازد.در این زمینه او همچنین به این نکته اشاره دارد که ما رکس اهمیت ویژه‌ای به نقش کردیت در اقتصاد سرمایه‌داری قرار داده است. با وجود اینکه مکانیزم کردیت به این سیستم کمک می‌کند که بر مشکلات خاصی غلبه کند، اما خود کردیت باعث می‌شود همان مشکلات در مقیاس بزرگ‌تر باز تولید شوند. چاغلی به این نکته می پردازد که مکانیزم کریدیت و سایر ابزارهای سرمایه داری اکنون کهنه شده و کارایی خود را از دست دادند و دیگر قادر نیستند از پس مشکلات برآیند. همچنین سرمایه داری و ظرفیت خود را برای تحول در مقیاس بزرگ و اصلاحات برای زنده نگه داشتن خود را از دست داده است.

۵۸۳۶۹۰۰۷۲۲_a7411626a8_z
الیف چاغلی
۲۰۱۲
بخش ۱
بحران کنونی سیستم کاپیتالیزم به طور مداوم عمیق‌تر و وسیع‌تر می‌شود چنانکه فراتر از بحران عمیق اقتصادی سال های ۱۹۲۹ می رود.این بحران همچنین تصویر فریبنده آینده‌ای که ایدئولوژی‌های بورژوازی از مدت‌ها پیش طراحی کرده بودند را در هم می‌شکند. در حال حاضر کاپیتالیزم با جنگ هایی که علی الخصوص در مناطق ویژه ای از جهان به وجود می‌آورد دوباره جهان را تقسیم‌بندی می‌کنند و لیبرال‌های را که مدعی هستند “که دوره جنگ تمام شده است و اکنون در مرحله ورود به دوره صلح هستیم”را در روی صحنه افشا می کند. فرض بر این ادعا که سرمایه داری اتحادیه اروپا به تدریج تبدیل به ایالات متحده اروپا می‌شود و مرزهای ملی را منسوخ می‌کند اعتبار خود را از دست داده ، اتحادیه اروپا به عنوان یک اتحاد اقتصادی با مشکلات حاد برای بقای خود رو به رو است. اکنون این امر یک واقعیت انکارناپذیر است که جهانی‌سازی مرزهای ملی را از بین نبرده است بلکه برعکس رقابت شدید کاپیتالیستی در سطح جهانی تضاد ها و اصطکاک های ملی را تشدید کرده است
اگر بخواهیم آنچه در گذشته اتفاق افتاده را به یاد بیاوریم دوران بحران های اقتصادی که منجر به جنگ های تقسیم‌بندی ( تقسیم مجدد جهان بین بلوک های امپریالیستی از مترجم) کاپیتالیزم شد،درسهای بزرگی به ما دادند.مهم ترین درس ها این بود که کاپیتالیسم می‌تواند بر بحران غلبه کند فقط به قیمت به وجود آوردن بحران های ویرانگر دیگر. نتیجه ای که از این دوره به دست می آید کاملاً واضح و روشن است و این همان بن بست و وضعیت بغرنجی است که سیستم کاپیتالیستی را در گوشه ای فشرده می کند.
تمام علائم و نشانه ها نشانگر این است که کاپیتالیسم در بن بست قرار گرفته است و از دردهای جانگداز قبل ازمرگ رنج می‌برد و این وضعیتی اجتناب‌ناپذیر است. همآن سرنوشتی که نظم اجتماعی پیشین را به زباله دان تاریخ هدایت کرد در کمین کاپیتالیزم نیز نشسته است. سیستم کاپیتالیزم پتانسیل پیشرفت های خود را به کلی مصرف کرده است و اکنون ناقوس عزا برایش به صدا درآمده است. این واقعیتی است نشات گرفته از پروسه ای مملو از تضادهای عظیم است و بن بست نظم دنیای کاپیتالیستی که به سوی کاپیتالیزم رانده شده است اکنون تلاش می کند دوباره بر بحران سیستم خود غلبه کند و همچون گذشته با جنگ آفرینی به آتش کشیدن دنیا و با ویران کردن آن مناطقی که مستعد تجزیه دوباره هستند و با نابودی زندگی میلیون‌ها انسان ،. با این شیوه ما پا به دوره جنگ جهانی سوم می‌گذاریم که به شکل جنگ های منطقه ای تجزیه ای است و زنجیروار به هم پیوسته اند و با تجهیزات و تکنیک های جدید جنگی به اجرا در می آیند. اما حقیقتی دیگر وجود دارد و این است که با وجود تمام پیشرفت های حاکمان امپریالیستی در نابودی دنیا و ظلم و فریب دادن توده‌های مردم با حیله و ترفند مکانیزم کاپیتالیزم برای مقابله و غلبه بر بحران های بزرگ ناموفق و کهنه است. با این وصف فهم تناقض موجود در عمق شیوه تولید کاپیتالیستی برای کسانی که فکر میکنند پیش رفت(تحول) کاپیتالیستی شامل اختراعات جدید تکنولوژی است، غیر ممکن است. هر چند که کاپیتالیزم هنوز مشغول طراحی تصویر زیبای زندگی از طریق تکنولوژی می باشد و اذهان مردم را با آن تیره کرده است اما این سیستم در عمل در بن‌بستی بزرگ است به خاطر پات ( در بن بست قرار گرفتن) شدن اقتصادی که نتیجه‌ی عملکرد قانون درونی همان اقتصاد است و به خاطر تضادهای عمیق اجتماعی که منجر به جنگ های طبقاتی در سراسر دنیا می شوند.
یکی از شواهد بسیار برجسته این بن بست. از کار افتادن مکانیزم کردیت است که دیگر نمی تواند شفا بخش باشد آن طور که در گذشته بارها و بارها به کاپیتالیسم جان دوباره بخشیده. برای سال‌های زیادی کاپیتالیسم توانست با تزریق مکانیزم کردیت دنیای مصرف کننده را با استثمار طبقه کارگر سرپا نگه دارد. اما مکانیزم کردیت که منجی این سیستم شده بود، اکنون تبدیل به هیولا شده است ، که خود عامل بحران های جدیدی می شود. اکنون نه کاپیتالیسم قادر به رها کردن کردیت ونه مکانیزم کریدیت این توان ا دارد که به سرمایه داری توانی بخشد.
اقتصاد کاپیتالیستی به طور مداوم نابرابری اجتماعی تولید می کند و به دلیل گرایش ان به تمرکز ثروت در یک طرف و گسترش فقر در طرف دیگر این مسئله را وخیم تر می کند. کاپیتالیسم از یک طرف زمینه های فراوانی را با ابعاد وسیع دستگاه تولید{می چاپد مترجم}، از طرف دیگر آنچه که توده مردم به دست می آورند فقر فزاینده است . در واقع نتیجه ماهیت روابط تولیدی کاپیتالیستی است. این تناقض عظیم اعلام این حقیقت است که شرایط زندگی میلیون‌ها انسان در سطح جهان در معرض خطر بزرگ کاپیتالیسم میباشد.
مهمتر و علاوه بر اینها تکنولوژی و سطح نیروهای تولید با روابط تولیدی کاپیتالیزم ناسازگار است. کاپیتالیزم استثمار انسان‌ها و نابرابری اجتماعی را تسریع می بخشد و همچنین نابودی طبیعت و تباهی اجتماعی در ابعاد مختلف را به ارمغان می آورد و کره خاکی را به پرتگاه سوق می دهد.
شیوه تولید کاپیتالیستی پتانسیل فزاینده ای را که زمانی دارا بود از دست داده است. این سیستم گندیده و به انحطاط کشیده شده و مانند طاعونی به جان جامعه انسانی افتاده است. این شرایط برای کسانی که می‌خواهند ببینند کاملا واضح است. با این وجود فراتر از این واقعیت یک زمینه عینی برای آینده بهتر یعنی سوسیالیزم وجود دارد که استثمار انسان، سرکوب و خفقان اجتماعی و نابرابری را از بین میبرد. بنابراین وقتی طبقه کارگر جهان خود را با آگاهی انقلابی مجهز می‌کند و سازماندهی می‌شود می‌تواند منجر به تحول اجتماعی بزرگی در جهت منافع بشریت شود.
اگرچه در حال حاضر طبقه کارگر از لحاظ سطح آمادگی برای این اقدام تاریخی ضعیف است، واضح است که ناامید نباید بود. موج جدیدی از شورش ها در سراسر جهان رخ داده و با مشارکت انبوه کارگران و نسل‌های جوان توسعه یافته است و همین‌ها خمیرمایه فراهم شدن انقلاب تاریخی طبقه کارگر خواهند شد. آیا همین واقعیت ها نیست که ایده لوگ های بورژوازی را در رابطه با آینده سرمایه داری عمیقاً نگران کرده است.
راهی برای فرار از واقعیت وجود ندارد.
وسعت و عمق بحران کنونی حتی در اخبار رسانه‌های بورژوایی منعکس شده است. بنابراین نیازی به آوردن آمار و ارقام در اینجا نیست وضعیت خود آشکار است حتی ایالات متحده به عنوان قدرت هژمونیک نظام سرمایه داری در حال مبارزه ( در حال دست و پا زدن) با انحطاط اقتصادی است.همچنین رکود دوگانه اقتصادی دامان بریتانیا یکی دیگر از کشورهای برجسته امپریالیستی را گرفته است. نگرانی در مورد دوره سرمایه داری در کنار نظم بورژوایی در ترکیه نیز قابل ذکر است. علی بابا جان یکی از معاون های نخست وزیر ترکیه می گوید: ” در دوره پیش رو همه باید هوشیار باشند… هیچ چیز برایتان تعجب آور نباشد. هیچکس نباید بگوید ما تا این حد انتظار نداشتیم… ما یک دوره بسیار پیچیده.را می‌گذرانیم که با هیچ دوره‌ای دیگر در گذشته قابل مقایسه نخواهد بود.” چنین اظهاراتی ثابت می‌کند که مسیرهای فرار یکی پس از دیگری تحت فشار تغییرات و تحولات عظیم و آشوب اقتصادی و اجتماعی بسته می شوند.
در گذشته اقتصاددانان بورژوایی نظریه های متعددی را برای مخفی کردن بحران و مشکلات ساختاری سرمایه‌داری اختراع کردند. آنها از پذیرش بحران تولید بیش از حد به عنوان بیماری سیستماتیک سرمایه‌داری خودداری کردند و استدلال میکردند که بحران ها ناشی از مشکلات مالی یا سوء مدیریت اقتصادی است. با این حال ابعاد هولناک بحران کنونی سرمایه‌داری با الفاظ قدیمی و امثال آن قابل پوشاندن و پنهان کردن نیست بنابراین امروزه جهان بورژوایی به ساختن استدلال‌هایی می‌پردازد که می‌توانند توهمات جدیدی درباره آینده سرمایه داری ایجاد کنند.
به عنوان مثال می‌توان به دروغ هایی مانند اینکه سرمایه داری سیستم وحشیانه‌ای نیست و امکان وجود عدالت اجتماعی در سرمایه داری با وجدان وجود دارد اشاره کرد. گروهی از مردم هستند که دنبال راه انحرافی هستند که تقصیر را نه از ماهیت سرمایه‌داری می‌دانند بلکه بر گردن (بی وجدانانه) اجرا کردن این سیستم می گذارند. بیانیه ایندرا نویی( Indra Nooyi) مدیرعامل پپسی کولا نمونه بارز از این گونه است.او می گوید : “سرمایه داری در واقع چیز خوبی است چون توانایی ها و قابلیت های مردم را به دست می‌آورد به عمل در می آورد .در واقع سرمایه داری باید وجدان داشته باشد. سرمایه‌داری فاجعه به بار میآورد آنچه که امروز در وال استریت مورد اعتراض قرار گرفت سرمایه داری نیست بلکه نوعی سرمایه داری است که وجدان خود را از دست داده است.”
از نظر تاریخی سرمایه داری در حال حاضر قادر به دادن نشانه های امید نیست، مانند تمام تشکل‌های( سازمانهای ) اجتماعی که به انحطاط کشیده شدند. سرمایه داری همچنین ظرفیت اصلاحات خود را نیز برای آرام کردن توده هایی که با خشم و شورش به خیابان ها می ریزند را از دست داده و این امر جهان بورژوایی را بیشتر به سوی ویرانی و وحشی گری و حیله گری می راند. در واقع این مرحله نه قدرت طبقه حاکمه بلکه بن بست تاریخی و ناتوانی آنها را نشان می دهد. ایندرا نویی مدیرعامل پپسی کولا مانند شخصی که در تاریکی برای غلبه کردن بر ترس خود سوت می زند خود را با لالایی بچگانه تسکین می‌دهد و می‌گوید شورش توده ها علیه سرمایه داری نیست بلکه علیه “سرمایه داری بی وجدان” است. با این حال این یک واقعیت علمی و روشن است که سرمایه داری همین است و هیچ سرمایه داری متفاوتی نیست که ماهیت اش چیزی غیر از استثمار و سرکوب جهانی کارگران و زحمتکشان نباشد و محصول اش درد و بدبختی نباشد.
یکی دیگر از نکته‌های حائز اهمیت راجع به بحران عمیق سرمایه‌داری ناامیدی است که ناشی از تشنج های تاریخی سیستم در برخی از ایدئولوگ های بورژوا ی است. همانطور که ذکر شد خروج از این بحران آسان نیست و بسیاری از سخنگویان و نظریه پردازان بورژوایی که قبلا هرگز بحرانی را به سیستم سرمایه‌داری نسبت نمی‌دادند( به وجود بحران ها ا عتراف نمی کردند) در حال حاضر با گرایشی ناامیدانه این بحران را مسئله طولانی‌مدت می‌دانند. به عنوان مثال اقتصاددان معروف جوزف لیتگلیز برنده جایزه نوبل در یکی از مقالات طنین‌انداز اش اظهار می دارد که، در کشورهای اتحادیه اروپا و امریکا همه چیز رو به بدتر شدن است. او می‌گوید در این وضعیت تیره سیستم سرمایه داری جهانی خوشبینانه ترین وضعیت دوره طولانی رکود اقتصادی می باشد. همچنین سوروس یکی از معروفترین سهامداران جهان هشدار می دهد که عدم قطعیت۳پضپپض۲۲ضش و دوره ی بعد اقتصاد و جهانی امکان شورش ها و درگیری های اجتماعی بر اساس بحران های موجود در اروپا را افزایش میدهد.
خیلی از اقتصاددان های متخصص، بر جهانی بودن بحران موجود توافق دارند. در واقع بحران موجود سیستم سرمایه داری در حال وسعت پیدا کردن است و دامن اقتصاد پیشرفته اروپا و امریکا را گرفته است و مشکلات چندجانبه ای به عنوان مثال و به طور مشخخص نرخ فزاینده ی آمار بیکاری، محصول شرایط پایین آمدن سطح درآمد به طور بی سابقه است. علاوه بر این در تمام کشورهای سرمایه داری کسری بودجه به طور کلی در حال تزاید است و مصارف اجتماعی بیشتر و بیشتر کاهش می یابد و منافع عمومی به نفع بانک ها و شرکت های انحصاری اختصاص یافته است. بزرگترین کشورهای امپریالیست در دام رکود اقتصادی افتاده و به سوی تورم می روند که باعث هراس بورژوازی است. بنابراین آن اقتصاد دانانی که مشتاقانه اقتصاد بازار را می ستودند دو باره با ظهور بحران جاری به خاطر ورشکستگی شرکت‌ها و بانک‌های بزرگ موجود در کشورهای امپریالیستی به ظاهر قوی اکنون به طور وضوح از لزوم دخالت دولت در اقتصاد حرف می‌زنند.
برخی از روزنامه های اقتصادی این وضعیت را گذار به نسخه مدرن سرمایه‌داری ایستا می نامند. برخی دیگر می گویند تنها عنصری که می‌تواند مردم را در این شرایط بحرانی به سوی ببرد قانونگذاران هستند و” فراخوان سوسیالیسم”. هم چنین اساتید اقتصادی هستند که این بحران اقتصادی هولناک را پایانی برای اقتصاد امریکا که موتور سیستم سرمایه داری است میدانند. و می گویند سیستم سرمایه داری امریکا رو به سقوط است. چنین نمونه‌ای با اظهاراتی همراه است که ما در دوره گذار هستیم و گذار از اقتصاد مالی به دارایی که در حال اجتماعی( سوسیال) شدن است. این یک طنز تاریخی است که امروزه اغلب از اید ئولوگ های بورژوایی ( نظریه پردازان بورژوایی ) و اقتصاددانان کلمه سوسیالیسم شنیده می شود.
امروزه برخی از نویسنده‌های بورژوای مارکس را تصدیق می کنند{ به صحت افکار مارکس اعتراف می کنند}که تأکید بر خودکشی طبقاتی در یک گام جلوتر از این اعتراف است. همانطور که در نمونه های تاریخی قابل مشاهده است خودکشی طبقاتی به مفهوم یک حالت ناامیدی در بخشی از عناصر فکری یک سیستم اجتماعی – اقتصادی فاسد است . اعتماد به نفس لازم برای آینده طبقه خود را از دست داده است. علاوه بر این می شود اضافه کرد که علیرغم تمام تضاد ها, این عناصر به دلایل اجتماعی ستم طبقاتی اذعان کردند, چنین علایمی نشان دهنده بحران ایدئولوژیک عمیق سیستم در حال رشد است.

شیوهی بعضی از این نویسنده ها و متفکران که سال‌های سال سیستم سرمایه داری را حمایت کردند نشان می‌دهد که باورشان را به سرمایه داری از دست داده اند. چنین شرایط نادری در زمان انقلاب های بزرگ که جهان را تکان دادند از جمله انقلاب کبیر اکتبر به وجود آمده اند وقتی که به دقت نشانه های فعلی را تفسیر می کنیم همانگونه که در دوره های تاریخی مشابه به وجود آمده بودند یک وضعیت انقلابی در مقیاس جهانی در حال توسعه است و زنگ خطری را برای سرمایه داری به صدا درآورده.
حقانیت مارکس ثابت شده است.
با ظهور بیماری های ساختاری شدید سرمایه داری کمتر روزی را میگذرانیم که نام مارکس شنیده نشود. در مطبوعات بورژوایی اغلب شاهد عنوان های خبری از قبیل “سایه روح مارکس بر دنیا” یا “به واقعیت پیوستن پیش بینی های مارکس در مورد سرمایه داری”.صرف نظر از مقاصد روایی این وضعیت در واقع اعترافی است که مارکس یک انقلابی بزرگ است که کار سرمایه داری را به طور علمی تحلیل کرده است .با تحلیل های عمیق خود ،مارکش نشان داد که سرمایه داری محکوم به مرگ است اگر چه در دوره های رونق اقتصادی نویسنده‌های و نظریه پردازان بورژوایی آن را نادیده گرفتند اما تاریخ هرگز نمی بخشد بلکه انتقامش اینگونه است…
این باید دیالکتیک های انقلابی زندگی اجتماعی باشد که پر از شگفتی است. بیست سال پیش وقتی که اتحاد جماهیر شوروی سقوط کرد و دنیای بورژوایی جهان سخنرانی های شادمانه در مورد جاودانگی سرمایه‌داری را مطرح می‌کردند موش کور تاریخ از مسیری کاملا متفاوت کار نقب زدن و زیرزمینی خود را شروع کرده بود. با نشانه هایی که به حقیقت مارکسیسم و ضرورت سوسیالیست دلالت دارد جهان امروز به جان کندن و رنج دم مرگ سرمایه داری باز می‌گردد . برتری مارکسیسم که بارها و بارها ثابت شده است و با وجود حملات خشونت آمیز نسبت به آن قابل توجه است. زیرا مارکسیسم تنها دیدگاه علمی و جهان بینی انقلابی است که قادر است از ماجراجویی تاریخی بشر در این سیاره به نام زمین تحلیل علمی به ما بدهد و شرایط تاریخی آزادی انسان اصیل را توضیح بدهد.
نوع تولید سرمایه‌داری دارای جنبه های بسیار متضاد است و مبنای خود را بر اصول متناقض بین افزایش تولید و کاهش قدرت خرید استوار کرده است. بسته به سرعت توسعه اجتماعی بهره وری کار، بخش کل سرمایه ی ، اختصاص داده شده در دستمزدها نسبتاً کوچک تر از رشد سرمایه ثابت می شود. در شیوه تولید سرمایه‌داری، طبقه ی کارگر ، رشد اقتصادی را به شدت ایجاد و وسیعا افزایش می‌دهد در حالی که سهمی که از توزیع سرمایه می‌گیرد را کاهش می یابد و تازه، بخشی از طبقه کارگر قادر به یافتن شغل است. سرمایه داران سعی می کنند که کاهش تولید ارزش اضافی ناشی از کاهش تعداد کارگران را از طریق تشدید بهره کشی از کارگرانی که استخدام می کنند جبران کنند. با این حال حتی در این زمینه قوانین محدودکننده اقتصاد سرمایه داری به بازی می افتد و نرخ سود متوسط ، رو به سقوط پیدا می‌کند. بنابراین با چنین تضادهای درونی، اسرمایه‌داری امکان سقوط و بن‌بست خود را درست میکند.
هما نطور که مارکس گفته، تولید سرمایه‌داری دائماً موانعی را به وجود می‌آورد که زائده خود اوست و دائما” تلاش می کند بر این موانع غلبه کند و این کار را تنها با بازسازی و ایجاد موانع مشابه در مقیاس بزرگتر می تواند انجام بدهد، بنابراین ما نع واقعی تولید سرمایه‌داری خود سرمایه داری است. عوامل درونی بسیاری در روند انباشت سرمایه نهفته است و در تعامل دیالکتیکی قرار دارد. به عنوان مثال مصرف پایین که مارکس مورد تاکید قرار داد و انگلس هم به عنوان پیش شرط ب

مترجم : رفیق هدیکا
انتشار ترجمه فارسی : جمع قدم اول ( تدارک حزب انقلابی طبقه کارگر)
آدرس این مقاله به زبان ترکی :
http://marksist.net/elif_cagli/kapitalizm_cikmazda.htm
ادرس این مقاله به زبان انگلیسی :
http://en.marksist.net/elif_cagli/capitalism_at_an_impasse_part_one.htm

مصاحبه رفیق عباس سماکار با رفیق علی پیچگاه

گفتگو با علی پیچگاه نماینده کمیته اعتصاب کارگری و شورای کارگران شرکت نفت در سال ۱۳۵۷Screenshot (4)

کارگران ایران مبارزه ادامه دارد!!!

۹۷-۰۹-c18-7022

نامه ای از رفیقی در هفت تپه در یافت کردیم و از ما خواسته است آن را توزیع کنم .

کارگران ایران مبارزه ادامه دارد!!!

البته که تا برقراری زندگی شورایی و نابودی جمهوری اسلامی سرمایه‌داری مبارزه ادامه خواهد داشت.
من یوسف یارعلی بعنوان کارگری از هفت تپه و از طرف رفقای خودم ضمن قدر دانی و تشکر از تمامی کارگران ، فعالین و تشکل ها و تشکیلات ها و مردم مبارزی که همه گونه از مبارزات کارگران هفت تپه دفاع کردند و دفاع می کنند،
و اعلام انزجار از افرادی که در نقش فعالین کارگری یا کارگرانی که ضمن حضور در صف کارگران از ماموران و جمهوری اسلامی حمایت کرده علیه اعتصاب فعالیت و تبلیغ می کردند.
از همه می خواهم همچنان به حمایت های خود در هر شکل ممکن ادامه بدهند، و اقدامات لازم برای افشای دشمنان کارگران را که بعنوان ولایتمداران و یا با نام های مختلف تفرقه و پراکندگی ایجاد می کنند و یا با تهدید کارگران مبارز را مرعوب کرده اعتصاب شکنی را تحمیل می کنند را هر چه بیشتر افشا کنید،
مبارزه تمام نشده و همچنان ادامه دارد. همان گونه که خبر دارید اعتصاب شکنان ، نیروهای تحت فرمان ولایتمداران ، خانه کارگری ها ، پیروان شوراهای اسلامی و نیروهای بینابینی که بعنوان مصداق یکی به نعل و یکی به میخ می زنند یعنی از اعتصاب شکنان و ولایتمداران دفاع و حمایت می کنند در همان حال نقش حمایت از ادامه دهندگان اعتصاب را نیز بازی می کنند، همگی دست به دست دادند و همراه با ماموران و سرکوبگران نظامی و اداری، کارفرما و مدیریت در اشکال مستقیم و غیر مستقیم شکستن اعتصاب را بر کارگران تحمیل کردند، این نقشه ها ادامه نقشه های است که ماهها قبل برای ضربه زدن به سندیکای کارگران شرکت واحد تهران کشیده بودند و به اجراء گذاشتند هر چند توانستند با استفاده از نیروهای تحت فرمان خود و نیروهای فعال کارگری و سیاسی نادان به سندیکای کارگران شرکت واحد ضرباتی بزنند اما خوشبختانه به همه اهداف تعیین شده از طرف ماموران جمهوری اسلامی دست نیافتند، ادامه ان نقشه در هفت تپه به اجرا گذاشته شد که باز خوشبختانه در هفت تپه نیز به اهداف شوم خود نایل نشدند، تعدادی از عناصر وابسته مستقیم و غیر مستقیم به جمهوری اسلامی که نقشه های دشمنانه علیه سندیکای واحد و کارگران هفت تپه را اجرا می کردند و می کنند افراد ثابت و شناخته شده ای هستند، که افشای آنها وظیفه هر کارگر انقلابی است، این عوامل مشترک همچنان در نقش کارگری و یا فعال کارگری حضور دارند و نقشه های فوق را به شکل های گوناگون ادامه می دهند ، نقشه های دشمنی و تفرقه افکنانه که علیه سندیکای واحد و هفت تپه پیش برده شد در حال حاضر با عنوان سکانس سوم می خواهند علیه کارگران فولاد عملی کنند از این جهت به کارگران مبارز فولاد هشدار می دهم دقت کنید و صفوف خود را هر چه فشرده تر کنید و از افراد شناخته شده ولایتمداران و امثال انها که در دشمنی با شرکت واحد و هفت تپه شناخته شده اند دوری کنید و آنها را از صفوف رزمنده خود بیرون بریزید ، برای بهتر شناختن انها با کارگران سندیکای شرکت واحد و کارگران هفت تپه ارتباط خود را بیشتر کنید و از تجربیات و اگاهی های انها در شناسایی دشمنان استفاده کنید. همین هشدار برای بقیه کارگران کل ایران هم لازم است بخصوص کارگرانی که بزودی در اقصا نقاط ایران در زمانهای مختلف دست به اعتصاب و مبارزه خواهند زد هم زنجیران از تجربیات کسب شده کارگران شرکت واحد و هفت تپه استفاده کنید.
فعالیت و مبارزات و اعتصاب کارگران هفت تپه و همبستگی کارگران فولاد با اعتصاب هفت تپه و ادامه مبارزه در فولاد در آبان و آذر ۹۷ نشان داد که این مبارزات ادامه مبارزات سالهای قبل است و یک بار دیگر ثابت کرد اصلی که می گوید ” مبارزه تا دست یابی به مطالبات واقعی و مشخص اعلام شده رشد یابنده است ۱۰۰% یک قانون انکار ناپذیر است ” چرا که آخرین مبارزه هفت تپه به ما درس داد ضمن اینکه این مبارزه از مبارزات گذشته هفت تپه بسیار قویتر و در سطح بالاتر آگاهی ها و همبستگی میان کارگران بود در همین حال باعث همبستگی با فولاد و دیگر کارگران شد اینها همه نشان می دهند که ما درگیر یک مبارزه هر روز پیش رو تر از قبل هستیم، لذا بر مبنای چنین واقعیتی مبارزه بعدی صد در صد قوی تر از مبارزه ای خواهد بود که امروز ظاهراً تمام شده است.
درست است که حکومت جمهوری اسلامی سرمایه داری توانست با استفاده از خائنین و ولایتمداران، با استفاده از مدیران وحراست و شوراهای اسلامی و نیروهای دیگر ضد کارگری خود و با دستگیری اسماعیل بخشی، علی نجاتی و سپیده قلیان و از طریق تهدید و حرکت‌های اعتصاب شکنانه بعضی از کارگران و نفوذی های حکومت جمهوری اسلامی سرمایه داری و فعالین نادان در میان کار گران اعتصاب امروز را به پایان برسانند، اما کارگران در آرای که به ادامه اعتصاب دادند خشم آماده فوران و اتش زیر خاکستر را نشان دادند که بدون شک بزودی شعله خواهد کشید و تارپود دشمنان را خواهد سوزاند.
همچنین کارگران و مردم مبارز فراموش نکنید این اولین اعتصاب نبود و آخری نیز نخواهد بود و فراموش نکنید اعتصاب آخر بارها و بارها قوی‌تر از اعتصاب های قبلی بود اعتصابی که قلب مردم را تسخیر کرد و در رگ های توده های مردم خون تازه ای و در ذهن انها امید تازه ای جاری کرد، خیابان ها را به حرکت درآورد، لایه های مختلف اجتماعی را به حرکت درآورد و شعارهایی را سر زبان‌ها انداخت که مخصوص طبقه کارگر است و همبستگی طبقاتی را میان کارگران رشد داد، درست است که چنین همبستگی هنوز آنقدر قوی نشده که بتواند طومار حکومت ضد انسانی جمهوری اسلامی را در هم بپیچد اما گام بسیار بزرگ و مثبتی بود که از طریق و با همت کارگران هفت ‌تپه و فولاد برداشته شده است آنچه از شما می‌خواهیم این است که این گام نخست همبستگی را غنیمت بشمارید و برای رشد مبارزات طبقه کارگر آن را دست مایه ای برای رشد هر روز بیشتر در جهت همبستگی طبقاتی قرار بدهید.
با به پایان رسیدن اعتصاب آبان و آذر ۹۷ در هفت تپه که از طریق اعتصاب شکنان و دشمنی حکومت اسلامی و عواملش پیش آمد، یک دوره دیگر از مبارزات رشد و درک از کمبودها را پشت سر می گذاریم تجربه ای که اگر از آن درس بگیریم در گام‌های بعدی پیروزی‌های بزرگی کسب خواهیم کرد و اگر از آن درس نگیریم در گام‌های بعدی مشکلات زیادی خواهیم داشت. تجربه امروز اگر مورد استفاده واقع شود نه تنها شکست نیست بلکه پلی برای پیروزی است،
غلط است اگر کسی فکر کند ما نمی‌دانستیم دولت و خائنین موفق به شکستن اعتصاب خواهند شد. و غلط است اگر کسی فکر کند که ما نمی دانستیم با این اعتصاب امکان تسخیر کارخانه یا کنترل کارگری ممکن نمی شود، ما می دانستیم و می دانیم و کارگران می دانند!!! برای رسیدن به زندگی شورایی، تسخیر کارخانه و کنترل کارگری به مبارزات بسیار بزرگتر و به همبستگی بسیار گسترده طبقاتی احتیاج داریم، و برای پیشبرد چنین اهدافی باید تسخیر قدرت سیاسی توسط طبقه کارگر انجام شود اما برای رسیدن به همچنین اهداف والایی، البته که نیاز است از یک نقطه ای مانند هفت طبقه یا مانند فولاد ، هپکو، آذر آب وپتروشیمی ها یا معدن چادر ملو و … شروع کرد ، لذا از هفت تپه شروع شد و ضمن اینکه در هفت تپه ادامه دوباره خواهد داشت وبدون شک از کارخانه های دیگر نیز بزودی شروع خواهد شد ، مبارزه فوق در هفت تپه فقط یک گام نخست در شروع بود برای طرح زندگی شورایی تا کارگران بدانند حقشان را در کجا و با چه شکلی می توانند بگیرند، ما همچنان خواهان زندگی شورایی هستیم و برای دست یابی به زندگی شورایی از هر کوششی استفاده خواهیم کرد و در مقابل آن از هیچ مشکلی نمی‌ترسیم ما در محل مبارزه حضور داریم و بدون شک در آینده نزدیک دست در دست بقیه کارگران دوباره خیابان ها و شهرها و کل کشور را در زیر پای کارگران به لرزه درخواهیم آورد ، ما کارگرانی هستیم که به حق و حقوق طبقاتی خودمان آگاه شدیم و دست از خواسته‌ها خود برنخواهیم داشت تا زمانی که حکومت سرمایه داری را سرنگون و حکومت شورایی کارگری را برقرار کنیم ، تا در حکومتی شورایی زندگی انسانی و راهی های رشد استعداد های اعضای جامعه را برای کارگران و برای تمام مردم ایران به ارمغان بیاوریم ، به امید چنین روزی .
لازم به یاد اوری است که ما در طول اعتصاب هفت تپه تلاش می‌کردیم و تلاش خواهیم کرد مبارزه از طریق همبستگی طولانی تر شود تا آگاهی و امکان یارگیری بیشتری نصیب مبارزان و انقلابیون طبقه کارگر شود، زمینه همکاری و همبستگی هرچه بیشتر گردد کانال ها و راه های همبستگی بیشتری ایجاد و در اختیار فعالین و کارگران پیش رو صادق قرار میگیرد، تا امکان ادامه کاری، بعد از مبارزات اوج گرفته نیز ممکن شود، برای همین تلاش کردیم و تلاش می کنیم بیشترین افراد را درگیر مبارزه کنیم و از تشکلها و فعالین خواستیم هر چه بیشتر دخالت و همکاری کرده اعتراضات را گسترش دهند. حتی رفقای مبارز در شهر های مختلف با فعالیت مستمر و آگاهانه توانستند به کارگران شرکت واحد و هفت تپه به صورت غیر مستقیم برای خنثی کردن توطئه دشمنان کمک های شایانی کنند. این موارد که در اینده بیشتر نیز خواهند شد قابل توجه و امیدوار کننده هستند.
حالا باید تلاش کرد تبلیغات زهرآگین انواع دشمنان کارگران و وابستگان جمهوری اسلامی سرمایه داری را ، چه آنهایی که در درون جمهوری اسلامی و نهادهای حکومتی هستند و چه آنهایی که در حاشیه نهادها و در جامعه اما خدمتگزار جمهوری اسلامی هستند خنثی شود، این وظیفه جدید و امروزی همه انقلابیون و فعالین و تشکل های کارگری است، چرا که دشمن برای جلو گیری از اعتراضات بعدی تلاش می کند به اشکال گوناگون از طبقه کارگر بخصوص کارگران هفت تپه انتقام گیری مادی ، ذهنی و فکری کند.وظیفه مشخص همه فعالین و کارگران پیش رو امروز این است که تا حد امکان ازانتقام گیری جلوگیری کرده و در همان حال تاثیرات انتقام گیری را خنثی کنیم، شکی در این نیست که آنها تلاش خواهند کرد برای انتقام‌گیری امید و اعتماد به نفس کارگران را نسبت به اعتصاب شان کم کنند و تبلیغات خواهند کرد که اعتصاب بی نتیجه بوده است تا از این طریق اعتماد به نفس کارگران را برای حرکت های بعدی خنثی یا از بین ببرند وظیفه تمامی انقلابیون، کارگران پیشرو، تشکل‌های مستقل کارگری و فعالین انقلابی این است که با اثرات تبلیغات دشمنان طبقه کارگر و وابستگان جمهوری اسلامی چه داخلی و چه بیرون با ارایه نوشته ها ، ویدئو ها ، جلسات و دفاع از اسماعیل ، علی و سپیده و … مبارزه کنند و تبلیغات آنها را خنثی نمایند تا در گام بعدی مبارزه ، کارگران با قدرت بیشتر برخیزند و تومار این حکومت ضد مردمی را در هم بپیچند، کارگران، چنان روزی دور نیست،
بیایید به کارگران و نیروهای مبارز بگوییم که مبارزه تمام نشده است مبارزه همیشه اینگونه است افت و خیز و فرود و فراز دارد و همیشه مبارزه بعدی قوی تر از مبارزه ای خواهد بود که امروز تمام شده است، تاریخ مبارزات کارگری در کل دنیا در کل ایران و بخصوص در هفت تپه این را نشان میدهد که هر روز اعتصاب بعدی قوی تر از اعتصاب قبلی شده است و بالاخره آخرین مبارزه آنقدر قوی خواهد بود که طومار حکومت جنایتکار اسلامی را در هم می پیچد و زندگی شورایی را تقدیم به تمام کارگران و تمام مردم ایران بکند به امید چنان روزی، باید از کارگران ، فعالین و انقلابیون خواست که از همین لحظه برای حفظ دستاوردهای مبارزات تا کنونی و برای آماده شدن جهت مبارزات بعدی آماده شویم مقدمات را تهیه کنیم و از نظر مادی و ذهنی خود و اطرافیان را برای مبارزه بعدی آماده کنیم، مبارزه طبقاتی تا نابودی حکومت اسلامی و کل سرمایه داری تعطیلی بردار نخواهد بود مبارزه ادامه دارد آنچه مهم است که کل کارگران و کارگران انقلابی بدانید این است که مبارزه ادامه دارد و بزودی دوباره اوج خواهد گرفت ،
اسماعیل بخشی ، علی نجاتی ، سپیده قلیانی آزادی باید گردند
کارگر زندانی زندانی ساسی آزاد باید گردد
زنده باد اعتصاب
زنده باد همبستگی طبقاتی
زنده باد اسماعیل بخشی، علی نجاتی، سپیده قلیان
و زنده باد همه مبارزانی که هزینه می دهند اما عقب نشینی نمی کنند
زنده‌باد مبارزاتی که به انقلاب فکر می کنند
زنده باد انقلاب
یوسف یارعلی
کارگری از هفت تپه
۱۲ /۹/۱۳۹۷

ما زندگی شورایی می خواهیم.

تقدیم به اسماعیل بخشی کارگر انقلابی ، کارگر مبارزی که صمیمانه و به زبان ساده خواست و نیاز های هم طبقه های خودش را شجاعانه بیان کرد وبرای کسب آنها مبارزه می کند.

C288D19E-72A0-4C58-A9DB-737CFA78C4C9_cx1_cy13_cw0_w1023_r1_s

ما زندگی شورایی می خواهیم.

کارگری برخاست
فریاد زد
زندگی شورایی می‌خواهیم
نام
اسماعیل
بلند همت
بالاتر از آسمان

اسماعیل برخاست
فریاد زد
کارگران
هم زنجیران
بیایید
عزم، رزم کنیم
گام به گام
سنگر به سنگر
در میدان نبرد طبقاتی
در رزم نهایی
خورشید را شعله ور کنیم
ستم و استثمار
نظم کهنه را نابود
زندگی شورایی بر قرار کنیم.

اسماعیل ما
این بار
از هفت تپه برخاست
ما زندگی شورای می‌خواهیم
زمین زیر پای خدایگان زر و سیم
ولایت و کارفرما
حتی عرش خدا
لرزید
لرزید و لرزید.

به رزمید کارگران
تا فرو ریختن نظم کهنه
تنها
قدمی چند مانده است.

فریاد زد اسماعیل
ما زندگی شورایی می خواهیم
فریاد زدند
کارگران
معلمان و
زنان
ما زندگی شورای می‌خواهیم

فریاد میزنیم
اسماعیل
در قلب
در رگ
در خون ماست

اکنون صدها اسماعیل
برخواستند
فولاد و هفت تپه
به هم پیوستند
کارگران و
زحمتکشان
یک صدا
دوش به دوش
بازو به بازو
فریاد بزنیم
ما زندگی شورایی می خواهیم
ما زندگی شورایی می خواهیم

محمد اشرفی

۷ آذر ۱۳۹۷

فولاد دگر باره ابدیده خواهد شد.

تقدیم به کارگران فولاد و هفت تپه پیروز باد رزم توفنده کارگران

عکس-از-آرشیو-اعتصاب-شش-روزه-کارگران

فولاد دگر باره ابدیده خواهد شد.

اسماعیل برخاست
فریاد زد
کارگران بیایید
خورشید را شعله ور
کارگران شمعی بودند
آتش زیر خاکستر بودند
جرقه ای زدند
شعله کشیدند
ستاره شدند
خورشید شدند
در کوچه ها
خیابان ها
شهرها
در ظلمت کده ایران ،
دوست داشتن
امید زیستن
آزادی را
نشانه کردند

دیو پلید ولایت را
با رزم خویش
ذلیل کردند

اسماعیل گفت
دیگر بس است
انتظار کشیدن
گرسنه ماندن و
پژمردن
حق خود را گدایی کردن
“ما زندگی شورائی می‌خواهیم”
همه فریاد زدند
“ما زندگی شورایی می خواهیم”
دما دم کارگران
معلمان
زنان
دانشجویان
میرزمند
دیو پلید ولایت
میلرزد

خامنه‌ای گفت
ولایتمداران
محض رضای خدا
حرکتی بکنید ،
چاره ای بیندیشیم
اسلام را
کارفرما و
ولایت را
محض رضای خدا
سرمایه را
نجات دهید.

زامبی های ولایتمدار
نوحه ها سر دادند
زو زه ها کشیدند
از پس و پیش
آه و فغان کردند
تهدیدها و التماس
تدبیر ها کردند.
اسماعیل ما را
در غل و زنجیر کردند.

وکارگران
آتش رزم را
شعله ور تر کردند.
ولایت مداران و
مزدوران را
زمین گیر کردند.

اسماعیل ها برخاستند
فولاد ، هفت تپه شد
هفت تپه، فولاد شد
هفت تپه ایران شد
ایران فولاد خواهد شد
و فولاد
دگر باره
آبدیده خواهد می شود.

کارگران و زحمتکشان
پرشور و استوار
چون
سرو
صخره
موج های خروشان
سینه ستبرکردند.

بیایید کارگران
بیایید زحمتکشان
ای رفیقان بیاید
زمین را زیر پای
کارفرما
شیخ و شاه
سرب داغ کنیم
آتش انقلاب را ، شعله ور کنیم

در این رزم
در این میدان
با مشت و سنگ
ناخون و چنگ
کارفرما و
کارآفرین را
ولایت و سرمایه دار را
سر نگون کنیم
نظم کهنه را نابود
زندگی شورایی برقرار کنیم.
آری
بیایید
بیاید
زندگی شورایی برقرار کنیم.

محمد اشرفی
۶آذر۱۳۹۷

چگونه می توان از اعتراضات برای دست یابی به همبستگی طبقاتی استفاده کرد

چگونه می توان از اعتراضات برای دست یابی به همبستگی طبقاتی استفاده کرد

Untitled-1

گفتگویی است در رابطه با نیاز های مبرم کنونی جنبش انقلابی و جنبش کارگری و همچنین در رابطه با اعتراضات اخیر در هفت تپه و اهواز و همبستگی اعلام شده و همچنین راه های پیشنهادی برای گسترش همبستگی طبقاتی ، ضرورت ایجاد تشکل سراسری بعنوان مثال فدراسیون سراسری کارگری، همچنین ضرورت ایجاد حزب انقلابی طبقه کارگر راه کارهای پیشنهادی برای حزب و تشکل سراسری با عناوین هیات های موسس تشکل سراسری و هسته های انقلابی مخفی بعنوان خشت های اولیه حزب انقلابی طبقه کارگر که به شکل کلی طرح شده اند

فیلم های تهیه شده از مراسم بزرگداشت رفقا شاهرخ زمانی ، کوروش بخشنده و محمد جراحی

فیلم های تهیه شده از مراسم بزرگداشت رفقا شاهرخ زمانی ، کوروش بخشنده و محمد جراحی

فیلم مراسم بزرگداشت رفقا شاهرخ ،کوروش و محمد قسمت اول سخنرانی ها ۱۱ نوامبر ۲۰۱۸

فیلم مراسم بزرگداشت رفقا شاهرخ ،کوروش و محمد قسمت دوم بحث و گفتگوی عمومی ۱۱ نوامبر ۲۰۱۸

فیلم مراسم بزرگداشت رفقا شاهرخ ،کوروش و محمد قسمت سوم کلیپ و پیام ها ۱۱ نوامبر ۲۰۱۸

گزارش مراسم بزرگداشت رفقای جان باخته : شاهرخ زمانی (اسدالله غفارزاده ) نادر بخشنده ( عمو کوروش) محمد جراحی ( مهرداد شمس رودی) ( از ارایه پیشنهاد تا پایان اجراء)

گزارش مراسم بزرگداشت رفقای جان باخته :
شاهرخ زمانی (اسدالله غفارزاده ) نادر بخشنده ( عمو کوروش) محمد جراحی ( مهرداد شمس رودی)
( از ارایه پیشنهاد تا پایان اجراء)
مقدمه :
قبل از ارایه گزارش لازم می دانیم از تلاش و همکاری خوب رفقای حزب کمونیست ایران که صمیمانه به پیشنهاد همکاری جواب مثبت داده و در تمامی مراحل برنامه ریزی و اجراء رفیقانه و صمیمی همکاری عالی ارایه دادند تشکر و قدر دانی کنیم .امیدواریم در آینده نیز چنین همکاری ها را هرچه بیشتر گسترش بدهیم ، و همچنین از رفقا و جریانات شرکت کننده در مراسم صمیمانه تشکر می کنیم و در این رابطه نیز امیدواریم در آینده سطح همکاری های خود را ارتقاء داده ضمن شرکت در مراسم ها و جلسات آتی در مقام همکاری برای برنامه ریزی و اجراء حضور گسترده داشته باشند.

گزارش :
در تاریخ ۳ اکتبر ۲۰۱۸ طی نامه های با نام جریانات در کانادا، به تعدادی از جریانات فعال پیشنهاد دادیم برای برگزاری مشترک مراسم بزرگداشت رفقای نام برده اگر موافق هستند اعلام نمایند ، تا برای جلسات و گفتگو های لازم جهت برنامه ریزی و اجرای مراسم مشترکا” زمان تعیین نماییم،
“متن پیشنهاد همکاری :
دعوت و پیشنهاد همکاری مشترک برای بزرگداشت رفقای جانباخته شاهرخ زمانی ،کوروش بخشنده و محمد جراحی
با درود های گرم خدمت رفقای: …
در تدارک بزرگداشت رفقای کمونیست و مبارز تصمیم گرفتیم تا قبل از هر کاری بنا بر احترام وایجاد روحیه رفاقت کارگری و کمک به رشد زمینه های همکاری از شما رفقا دعوت به عمل آوریم تا مراسم فوق را مشترکان برگزار کنیم . لذا اگر شما عزیزان به برگزاری مراسم مشترک تمایل دارید لطفا تا تاریخ ۱۰ اکتبر ۲۰۱۸ به ما اطلاع دهید تا نسبت به برگزاری جلسات مشترک سازماندهی و تقسیم کار اقدام کنیم . در همینجا برای مراسم فوق پیشنهاد میکنیم که هر کدام از تشکیلات ها سخنران خود را معرفی نمایند تا پس از مشخص شدن تعداد سخنران ها زمان را به طور مساوی مابین رفقا تقسیم کنیم . این فقط پیشنهاد است و ما بر این باوریم که در کار مشترک همه تصمیمات بایستی جمعی باشند . بنابراین منتظر اعلام نظر رفقا هستیم .
با سپاس
جمع قدم اول (تدارک حزب انقلابی طبقه کارگر )
۳اکتبر ۲۰۱۸”
بسیاری از دریافت کنندگان پیشنهاد مشورت و تصمیم گیری مشترک را پذیرفتند و صحبت های اولیه به صورت متناوب پیش برده شد در نهایت بیشتر جریانات هر کدام بنا به دلیل مورد نظر خود اعلام کردند آماد گی فراخوان مشترک نیست بنا براین بهتر است هر کدام از جریانات که تمایل به برگزاری مشترک دارند فراخوان جداگانه خود را منتشر نمایند ولی مراسم مشترکی را برگزار کنند ، بدنبال چنین نتیجه ای جمع قدم اول در تاریخ ۲۶ اکتبر ۲۰۱۸ فراخوان خود را منتشر نمود و همچنین رفقای حزب کمونیست ایران نیز فراخوان خود را در تاریخ ۲ نوامبر ۲۰۱۸ منتشر کردند.

متن دو فراخوان فوق :
“دعوت از رفقا ،
جهت شرکت در مراسم بزرگ داشت رفقا
( شاهرخ زمانی ، کوروش بخشنده و محمد جراحی )

Untitled-1

در روز یکشنبه ۱۱ نوامبر ۲۰۱۸ مراسم بزرگداشت سه رفیق انقلابی نامبرده در تورنتو خیابان یانگ ملسمن اطاق شماره دو(North York Civic Centre, committee room #2) از ساعت ۳ بعد از ظهر تا ۶ بعد از ظهر برگزار خواهد شد، در این راستا از تمامی رفقای فعال و انقلابی دعوت میکنیم در مراسم فوق حضور یافته ، ضمن بزرگداشت یاد و خاطره رفقای انقلابی جان باخته طی جلسه فوق، نظرات خود را در رابطه با تشکل سراسری کارگری به عنوان یکی از اصلی ترین بخش نیازهای جنبش کارگری بیان کرده و همچنین به نظرات دیگر رفقای حاضر در جلسه توجه نمایند، بدین جهت و به احترام رفقا شاهرخ زمانی ، کوروش بخشنده و محمد جراحی که هر سه رفیق جان باخته خواهان ایجاد تشکل سراسری کارگری بودند موضوع جلسه ۱۱ نوامبر ۲۰۱۸ را ” چگونه می توان به تشکل سراسری کارگری دست یافت ” اعلام می گردد. امیدواریم با شرکت رفقا و بیان نظراتشان بتوانیم در جهت کسب راه حل های لازم یک قدم به جلو برداریم، پیشاپیش از شرکت رفقا در جلسه فوق تشکر و قدر دانی می کنیم .
به نظر ما مبرم ترین نیازهای جنبش کارگری در حال حاضر عبارتند از :
تحلیل مشخص از شرایط کنونی
ایجاد تشکل سراسری کارگری
ایجاد حزب انقلابی طبقه کارگر
جمع قدم اول ( تدارک حزب انقلابی طبقه کارگر)
۲۶ اکتبر ۲۰۱۸”

photo_2018-11-03_03-53-11

طی جلسه ای بین دو جریان فراخوان داده برنامه های لازم برای تدارک و اجرا تنظیم شده و بر مبنای سرفصل های نوشته شده در فراخوانها لیست برنامه های لازم به اجراء تهیه و تدوین گردید ( لیست فوق چاپ شده روز برگزاری مراسم اول ورود رفقا در اختیار شرکت کنندگان قرار گرفت)

لیست تدوین شده :
” لیست برنامه ۱۱ نوامبر ۲۰۱۸ مراسم بزرگداشت رفقای جان باخته
شاهرخ زمانی ، کوروش بخشنده و محمد جراحی
برنامه های زیر در سه بخش ارایه خواهند شد.
الف – بخش اول برنامه مقدماتی و اعلام شروع رسمی مراسم از طریق پخش سرود.
ب- بخش دوم ارایه سخنرانی ها و قرائت و پخش پیام های رسیده.
ج – بخش سوم با اعلام نظرات رفقای حاضر در مراسم در رابطه با دو موضوع اعلام شده که عبارتند از ” چگونه می توان به تشکل سراسری کارگری دست یافت ” و ” مروری بر مباحث و شرایط کنونی جنبش کارگری ایران ” ادامه خواهد داشت و با پخش سرود مراسم سر ساعت ۶ به پایان خواهد رسید.
الف – بخش اول :
۱- برنامه مقدماتی از ساعت ۳ تا ۳:۳۰ پخش کلیپ های در رابطه با رفقای نام برده
۲- اعلام برنامه
۳- در ساعت ۳:۳۰ با پخش سرود انترناسیونال وسپس یک دقیقه سکوت به یاد جانباختگان راه آزادی و سوسیالیسم و بعد از آن با دست زدن حاضرین برنامه ها رسما” شروع می گردد.
ب – بخش دوم : ( مدت سخنرانی برای هر جریانی ۱۰ دقیقه در نظر گرفته شده است. )
۱- اولین سخنران از اتحاد چپ خارج کشور خواهد بود
۲- پیام رفیق محمود صالحی پخش میگردد .
۳- دومین سخنران از جمع قدم اول (تدارک حزب انقلابی طبقه کارگر) خواهد بود.
۴- پیام رفیق سامان بخشنده قرائت می گردد.
۵- سومین سخنران از حزب کمونیست ایران خواهد بود .
۶- پیام رفیق یدی صمدی پخش خواهد شد.
۷- چهارمین سخنران از حزب کمونیست کارگری ( حکمتیست ) خواهد بود .
۸- پیام رفیق عثمان اسماعیلی پخش می گردد.
۹- استراحت کوتاهی به مدت ده دقیقه خواهد بود.
ج – بخش سوم :
۱۰- اظهار نظر حاضرین در مراسم در رابطه با دو موضوع زیر :
۱- ” چگونه می توان به تشکل سراسری کارگری دست یافت ”
۲- ” مروری بر مباحث و شرایط کنونی جنبش کارگری ایران ”
۱۱- مراسم ۵ دقیقه مانده به ساعت ۶ با پخش سرود به پایان خواهد رسید .
با سپاس و تشکر از همه رفقای شرکت کننده در مراسم تقاضا داریم همکاری نمایید تا بتوانیم به نحو خوبی برنامه فوق را اجراء کنیم .
پیروز و موفق باشید.”

و در تاریخ اعلام شده در فراخوانها ( ۱۱ نوامبر ۲۰۱۸) مراسم طبق لیست فوق برگزار گردید.، که بسیاری از تصمیمات گرفته شده طبق برنامه مکتوب شده پیش رفت . و بیشتر رفقای حاضر در جلسه از پیش برد برنامه رضایت خاطر داشتند و اعلام کردند لازم است جلسات بیشتر و در صورت امکان سمینار های برای پرداختن به موضوع تشکل سراسری کارگری بر گزار شوند. تنها سه مشکل در اجرا داشتیم که امیدواریم با توجه به تجربه کسب شده در جلسات و مراسم های اتی دیگر چنین مشکلاتی نداشته باشیم ، سه مشکل عبارت بودند :
۱- یک برنامه کوچکی خارج از لیست تدوین شده اجراء شد.
۲- تنظیم و تقسیم کارها در اجراء عملی اندکی خارج از توازون بود.
۳- در انتهای برنامه زمان طبق برنامه تدوین شده پیش نرفت و برای رفیقی که آخرین نفر برای اظهار نظر صحبت می کرد زمان کافی و برابر با بقیه نبود و مراسم را نتوانستیم طبق لیست تدوین شده با پخش سرود به پایان برسانیم .
( به دلیل اینکه باید سالن را ساعت ۶ تخلیه می کردیم و این اجبار باعث شد نتوانیم دقیق پیش برویم بنا براین لازم است از این پس زمان بیشتری برای قسمت پایانی برنامه ها در نظر بگیریم ) ما ضمن عذر خواهی از رفیقی که اخرین نفر در گفتگو بود و امکان رعایت وقت برای ایشان نبود و همچنین عذر خواهی از بقیه رفقا که نتوانستیم برنامه ها را دقیقا” طبق لیست تدوین شده به پایان برسانیم ، امید واریم در آینده چنین کوتاهی های نداشته باشیم . در نهایت ما فکر میکنیم علی رغم مشکلات گفته شده این مراسم بهترین برگزاری را نسبت به جلسات گذشته داشت که با درصد بالای طبق لیست تدوین شده پیش برده شد، امیدواریم با همکاری و مشارکت جریانات و رفقای فعال در آینده برنامه های دقیقتری بر گزار کنیم .تا بتوانیم اعتماد رفقای بیشتری را که در سطح شهر های اطراف حضور دارند کسب کرده و همکارهای مشترک بیشتری در جهت منافع جنبش انقلابی و کارگری هر چه گسترده تر پیش ببریم . همچنین فیلم های از برگزاری مراسم تهیه شده اند برای اینکه طولانی و خسته کننده نباشند و حجم فیلم ها زیاد نباشند که در دانلود و مشاهده انها برای بیننده گان مشکل نشود فیلم ها را به سه سرفصل با عبارات زیر تقسیم کردیم که آدرس لینک ها را در مقابل هر سرفصل می گذاریم تا رفقا بتوانند از انها آسانتر استفاده نمایند :
۱- فیلم مراسم بزرگداشت رفقا شاهرخ کوروش و محمد قسمت سخنرانی ها ۲۰۱۸

۲- فیلم بحث و گفتگوی عمومی شرکت کنندگان در مراسم بزرگ داشت رفقا شاهرخ کوروش و محمد ۲۰۱۸


۳- کلیپ ساخته شده برای مراسم و پیام های دریافتی برای مراسم

جمع قدم اول ( تدارک حزب انقلابی طبقه کارگر)
۱۵ اکتبر ۲۰۱۸

مصاحبه با رفیق تراب ثالث با موضوع نیاز های جنبش کارگری قسمت سوم حزب انقلابی طبقه کارگر

مصاحبه با رفیق تراب ثالث با موضوع نیاز های جنبش کارگری قسمت سوم حزب انقلابی طبقه کارگر

قسمت سوم مصاحبه با تراب ثالث حز ب انقلابی طبقه کارگر

این ویدئو قسمت اول مصاحبه انجام شده از طرف جمع قدم اول با رفیق تراب ثالث است که در قسمت های مختلف با موضوع “نیاز های جنبش کارگری” با سه موضوع زیر مجموعه فوق با عناوین وضعیت طبقه کارگر و دشمنان این طبقه ، تشکل سراسری کارگری و حزب انقلابی طبقه کارگر صورت گرفته است که به دلیل طولانی بودن به قسمت های مختلف تقسیم شده به جنبش کارگری و جنبش انقلابی تقدیم می شود تا شاید روزنه برای خروج از بن بست کنونی باز شود.

دعوت از رفقای

دعوت از رفقای ،
جهت شرکت در مراسم بزرگ داشت رفقا
( شاهرخ زمانی ، کوروش بخشنده و محمد جراحی )

Untitled-1
در روز یکشنبه ۱۱ نوامبر ۲۰۱۸ مراسم بزرگداشت سه رفیق انقلابی نامبرده در تورنتو خیابان یانگ ملسمن اطاق شماره دو(North York Civic Centre, committee room #2) از ساعت ۳ بعد از ظهر تا ۶ بعد از ظهر برگزار خواهد شد، در این راستا از تمامی رفقای فعال و انقلابی دعوت میکنیم در مراسم فوق حضور یافته ، ضمن بزرگداشت یاد و خاطره رفقای انقلابی جان باخته طی جلسه فوق، نظرات خود را در رابطه با تشکل سراسری کارگری به عنوان یکی از اصلی ترین بخش نیازهای جنبش کارگری بیان کرده و همچنین به نظرات دیگر رفقای حاضر در جلسه توجه نمایند، بدین جهت و به احترام رفقا شاهرخ زمانی ، کوروش بخشنده و محمد جراحی که هر سه رفیق جان باخته خواهان ایجاد تشکل سراسری کارگری بودند موضوع جلسه ۱۱ نوامبر ۲۰۱۸ را ” چگونه می توان به تشکل سراسری کارگری دست یافت ” اعلام می گردد. امیدواریم با شرکت رفقا و بیان نظراتشان بتوانیم در جهت کسب راه حل های لازم یک قدم به جلو برداریم، پیشاپیش از شرکت رفقا در جلسه فوق تشکر و قدر دانی می کنیم .
به نظر ما مبرم ترین نیازهای جنبش کارگری در حال حاضر عبارتند از :

تحلیل مشخص از شرایط کنونی
ایجاد تشکل سراسری کارگری
ایجاد حزب انقلابی طبقه کارگر

جمع قدم اول ( تدارک حزب انقلابی طبقه کارگر)
۲۶ اکتبر ۲۰۱۸

مصاحبه با تراب قسمت دوم

مصاحبه با تراب قسمت دوم

Captur2e

این ویدئو قسمت دوم مصاحبه انجام شده از طرف جمع قدم اول با رفیق تراب ثالث است که در قسمت های مختلف با موضوع “نیاز های جنبش کارگری” با سه موضوع زیر مجموعه فوق با عناوین وضعیت طبقه کارگر و دشمنان این طبقه ، تشکل سراسری کارگری و حزب انقلابی طبقه کارگر صورت گرفته است که به دلیل طولانی بودن به قسمت های مختلف تقسیم شده به جنبش کارگری و جنبش انقلابی تقدیم می شود تا شاید روزنه برای خروج از بن بست کنونی باز شود.

مصاحبه با تراب ثالث قسمت اول

مصاحبه با تراب ثالث قسمت اول

Capture1
این ویدئو قسمت اول مصاحبه انجام شده از طرف جمع قدم اول با رفیق تراب ثالث است که در قسمت های مختلف با موضوع “نیاز های جنبش کارگری” با سه موضوع زیر مجموعه فوق با عناوین وضعیت طبقه کارگر و دشمنان این طبقه ، تشکل سراسری کارگری و حزب انقلابی طبقه کارگر صورت گرفته است که به دلیل طولانی بودن به قسمت های مختلف تقسیم شده به جنبش کارگری و جنبش انقلابی تقدیم می شود تا شاید روزنه برای خروج از بن بست کنونی باز شود.

پیشنهاد: تداوم کنفرانس استکهلم ضرورت حیاتی دارد!!!

پیشنهاد:
تداوم کنفرانس استکهلم ضرورت حیاتی دارد!!!

با سلام و خسته نباشید صمیمانه به رفقای برگزار کننده کنفرانس ( کنفرانس استکهلم ) با عنوان ” یک آلترناتیو سوسیالیستی ضروری و ممکن است ” و هم چنین به کلیه علاقمندان و رفقای مدعو که دل در گرو صلح ، آزادی و عدالت اجتماعی دارند و مسئولانه در کنفرانس شرکت کردند .
همان گونه که قبل از برگزاری کنفرانس جمع قدم اول طی بیانیه ای از برگزاری کنفرانس ، دفاع و حمایت کرده بود اکنون نیز با خاتمه ان که با وجود تمام مشکلات از جمله فاصله و دوری راه و احتمالا” مشکلات مالی، موفقیت نسبتا” خوبی که به دست آورده قدردانی و تشکر میکنیم. به اعتقاد ما این کنفرانس توانست در ایجاد فضای مناسب برای گفتگو در مورد این که چرا نتوانستیم و چگونه میتوانیم، که البته بخش دوم ( چگونه می توانیم) در گرو درک بخش اول است گام های ابتدایی ولی مثبت را برداشته و یخ بی اعتمادی و یاس موجود را بشکند. نشان داد امید به این که سازمانهای چپ انقلابی میتوانند گرد هم آیند به ضرورت کار مشترک در مواضع مشترک ، بحث و تبادل نظر در مورد تفاوت نظر اهتمام ورزند ، فقط یک رویا نیست ، اتفاق افتاد. به همین مناسبت جمع قدم اول ، ضمن آگاهی به تمام مشکلات موجود و قدر دانی ، تقاضای بر گزاری مجدد و بیشتر این گونه کنفرانس ها را دارد.
جمع قدم اول حتما و به سهم خود سعی در غنی کردن کنفرانس های بعدی خواهد کرد و به همین منظور پیشنهاد موضوعات زیر را در صورت تصویب هیات اجرایی برای کنفرانس های آینده ارایه می دهد.
یکم) امکانات لازم برای تحقق آلترناتیو سوسیالیستی (سازمان ، حزب ،چگونگی رهبری و … )
دوم) شرایط اجتماعی لازم برای تحقق آلترناتیو سوسیالیستی( آیا تنها فلاکت اقتصادی یا پوسیدگی رژیم منجر به انقلاب میشود؟ )
سوم) در شرایط موجود و در نبود حزب انقلابی طبقه کارگر که امکان و یا پتانسیل رهبری سراسری داشته باشد وظیفه عاجل ما چیست؟

پیش بسوی فدراسیون سراسری کارگران
پیش بسوی همبستگی طبقاتی
پیش بسوی آلترناتیو سوسیالیستی

جمع قدم اول ( تدارک حزب انقلابی طبقه کارگر)
۱۴ اکتبر ۲۰۱۸

هفدهمین جلسه پالتالکی جمع قدم اول در تاریخ ۱۴ اکتبر ۲۰۱۸ برگزار خواهد شد.

هفدهمین جلسه پالتالکی جمع قدم اول در تاریخ ۱۴ اکتبر ۲۰۱۸ برگزار خواهد شد.

Untitledششیییطبیس-۲

نیاز های جنبش کارگری مصاحبه قدم اول با تراب ثالث ( قسمت سوم)

۳٫ مسائل عمده جنبش کارگرى
در بالا اشاره کردم که چرا مسئله کلیدى مسئله قدرت دولتى است. در انقلاب ۵۷ نیز مسئله کلیدى عینا همین بود. دو راه حل در مقابل جامعه قرار داشت؛ یا حفظ دولت بورژوایى اما بدون شاه و یا در هم شکستن آن و حل تکالیف انقلاب ایران. بورژوازى داخلى و خارجى دست به دست هم دادند تا به کمک سلسله مراتب شیعه و تجار بزرگ بازار راه حل اول را بر ایران تحمیل کنند و قدرت دولتى طبقات حاکم را نجات دهند. همانطور که در آن زمان نیرویى ارتجاعى‌تر و تاریکتر از شاه و امپریالیزم نیز در کنار نیروهاى انقلابى براى سرنگونى رژیم شاه تلاش مى‌کرد امروزه نیز نیرویى حتى ارتجاعى‌تر از دستگاه حاکمه در ایران (حاصل پیوند بین ضد انقلاب شکست خورده با ارتجاعى‌ترین جناح‌هاى امپریالیستى و صهیونیستى) نیز خواهان سرنگونى آن است. این ترکیب وضعیت ویژه‌اى را در ایران ایجاد کرده‌است. از طرفى بسیارى از توده‌‌ها به خاطر اینکه مبادا در مبارزه علیه رژیم با نیروهاى ارتجاعى داخلى و خارجى مخلوط شوند در مبارزه تعلل مى‌کنند و از طرف دیگر نیروهاى ارتجاعى مى‌توانند با عدم حضور توده‌ها در صحنه از هر دارو دسته مزدورى که خود به راه انداخته‌اند به نام توده‌ها بهره‌بردارى کنند.
این پدیده در جنبش کارگرى نیز اثرهاى مخربى داشته‌است. امپریالیزم آمریکا هر بار که به دنبال سیاست تغییر رژیم در کشورى مى‌رود تلاش مى‌کند با بسیج مردم در محل و به بهانه دفاع از آنها دخالت خود را توجیه کند. یکى از مهمترین نیروهاى محلى جنبش کارگرى است. عملکرد این سیاست را ما بارها مشاهده کرده‌ایم ـ از کودتاى شیلى گرفته تا انقلاب نارنجى اوکراین ویا همین امروز در ونزوئلا. امپریالیزم با وصل کردن بخشى از فعالین کارگرى و یا تشکل‌هاى کارگرى به نهادهاى بین‌المللىِ به اصطلاح کارگرى وابسته به خود مى‌تواند در مواقع لازم یا از اسم و یا از خود آنها براى اجرای سیاست‌هاى خود استفاده کند. نهاد عمده‌اى که این پوشش را در اختیار دولت آمریکا قرار مى‌دهد کنفدراسیون بین‌المللى اتحادیه‌های کارگرى است که از دهه ۱۹۸۰ به بعد، در دوره جهانى‌سازى، سازمان جهانى کار را نیز کاملا تحت کنترل خود گرفته‌است. این سازمان در واقع همان “کنفدراسیون بین المللى اتحادیه‌هاى آزاد کارگرى” سابق است که به کمک فدراسیون کار وابسته به دولت آمریکا در دوران جنگ سرد علیه “فدراسیون جهانى اتحادیه‌هاى کارگرى” ساخته شد. این کنفدراسیون داراى چندین “فدراسیون جهانى” (مثل فدراسیون جهانى ترانسپورت و یا فدراسیون جهانى روزنامه‌نگاران) است که در واقع از همان اول سازمان‌هایى آمریکایى بودند و به “کمک” فدراسیون کار آمریکا (یعنى به کمک نهادهاى امنیتى و با بودجه بنیادهاى “خیریه” شبه دولتى با نام هاى پر طمطراقى مثل دفاع از میراث دموکراسى آمریکایى) ساخته شدند و توسط آن هدایت مى‌شوند. از آنجا که تشکیلات دولتى خانه کارگر به سازمان بین‌المللى رقیب وابسته است، شبکه‌سازى این فدراسیون‌هاى آمریکایى در ایران متوجه تشکل‌هاى مستقل کارگرى شده است. مثلا همین فدراسیون جهانى ترانسپورت بود که چندین سال پیش اسانلو را به تور انداخت. بدون آنکه بخواهیم از کسى نام ببریم، همه مى‌دانیم در جنبش کارگرى ما نیز نقدا از اینگونه جریان¬هاى وابسته و فرصت‌طلب وجود دارند (بویژه در خارج کشور و در میان فرقه هایى که وابستگى مالى به نهاد هاى امپریالیستى را براى تداوم فرقه زرنگى سیاسى مى‌دانند). این جریان¬ها از چندین سال قبل تا کنون به دلالى بین امپریالیزم و طبقه کارگر ایران مشغول بوده‌اند. به نظر من در شرایط نفرت عمومى‌ علیه خانه کارگر و تشکل‌هاى زرد دولتى، خطر رشد نفوذ این گونه نهادها در جنبش کارگرى ایران خطرى جدى است. بویژه اکنون که دولت روحانى تلاش دارد با پذیرش و اجراى مقاوله‌نامه‌هاى سازمان جهانى کار زمینه را براى پیوستن به سازمان جهانى تجارت فراهم سازد، این خطر جدى‌تر نیز شده‌است. در واقع اگر خود طبقه کارگر نتواند در گسترش سازمان‌هاى مستقل خود و ایجاد جنبش مستقل سراسرى موفق شود، مى‌توان انتظار داشت که در کنار تشکل‌هاى قلابى دولتى تشکل‌هایى هم وابسته به امپریالیزم آمریکا شکل بگیرند که عملا از حمایت غیر رسمى بخشى ‌از خود رژیم ایران نیز برخوردار باشند. به نظر من دردوره فعلى دورى کردن از اینگونه نهادهاى مشکوک بین‌المللى و از آن بدتر در ارتباط قرار گرفتن با این نهادها از طریق آدم‌هاى مشکوک‌ترى که از طرف آنها تماس مى‌گیرند بسیار مهم است. نباید از چاله به چاه افتاد! البته برخى چاه را ترجیح مى دهند اما بسیارى نیز تصادفى در آن افتاده‌اند. بنابراین اینکه مثلا یک کارگر تصور کند آمریکا یا عربستان سعودى به دادشان خواهد رسید اثبات نمى‌کند که خواهان در چاه افتادن است. تنها شکل خنثى کردن این توطئه درگیر کردن قربانیان آن در پروژه ایجاد جنبش مستقل سراسرى است.
این اما جنبه فرعى‌ترى از خطرى است که طبقه کارگر را تهدید مى‌کند. کمبود اصلى اینجاست که وارد دورانى شده‌ایم که تغییر رژیم در دستور روز قرار گرفته اما طبقه کارگر نه بدیلى ارائه داده‌است و نه اساسا در تمام دوره قبلى در گیر مسائل سیاسى کشور بوده‌است. تاکنون انواع و اقسام الگوهاى تغییر رژیم از بالا ارائه داده شده‌اند. بویژه در دوران انتخابات ریاست جمهورى که مسئله سرنوشت رژیم در مرکز توجه عموم قرار مى‌گیرد و بدیل‌هاى بورژوائى اپوزیسیون داخل و خارج به نحوى از انحا در اذهان عمومى‌سنجیده مى‌شوند. جاى چیزى که همواره خالى است مداخله طبقه کارگر به مثابه طبقه در این مبحث مرکزى سیاسى جامعه¬ی ماست. سایه روشن‌هاى متفاوت برنامه‌هاى بورژوائى را که به کنار بزنیم در حال حاضر دو راه حل عمده براى تغییر و اصلاح بورژوائى رژیم در برابر جامعه قرار گرفته‌است: یا اصلاح از درون به کمک نیروهاى اصلاح‌طلبِ درون خود حاکمیت، یا تغییر از بیرون به کمک امپریالیزم آمریکا و ایادى آن در ایران و منطقه. فقدان بدیل کارگرى باعث شده‌است که بسیارى از کارگران نیز عملا به دنبال یکى از این دو راه حل بروند. البته این طبقه حزبى ندارد که بتواند بواسطه آن چنین بدیلى را به جامعه ارائه دهد اما آیا عناصر آگاه‌تر درون آن نباید دست کم در سطح تبلیغاتى شعارهاى این طبقه را براى وضعیت فعلى برجسته کنند؟ این جا منظورم فقط خواست‌هاى تاریخى خود طبقه نیست. شعار حکومتى اردوى کار البته “حکومت کارگران و زحمتکشان” و شکل حکومتى مناسب آن “جمهورى شورایى” است. بنابراین شعارهاى به اصطلاح حکومتى ما روشن است، اما این شعار در واقع فقط در شرایط آماده براى انقلاب سوسیالیستى جنبه عملى به خود خواهد گرفت. امروزه آن چه بر حوزه سیاست در ایران غلبه دارد مسئله دموکراتیزه شدن رژیم سیاسى است. و این تصادفى نیست. دقیقا به این دلیل که تکالیف دموکراتیک در ایران حل نشده‌اند. مسئله دموکراسى عمده‌ترین مسئله سیاسى است که ذهنیت توده‌ها را به خود جلب مى‌کند. اولین و فورى‌ترین تکلیف انقلاب ایران که در بحران بعدى نیز در مقابل ما قرار خواهد داشت مسئله دموکراسى است. بنابراین تعجبى ندارد که کارگران نیز به دنبال بدیل‌هایى کشیده شوند که سرنگونى استبداد و دموکراسى بیشترى را وعده مى‌دهند. اما این وعده‌ها فقط پوششى هستند براى هدف اصلى بوژوازى که نوعى تغییر رژیم از بالا و بدون مداخله¬ی مستقل توده‌هاست. اگر طبقه کارگر بخواهد رسالت تاریخى خود را تحقق دهد باید رهبرى مبارزات جارى براى دموکراسى را در دست بگیرد و در مقابل آلترناتیوهاى بورژوائى و راه حل¬هاى تغییر رژیم از بالا، بدیل دموکراتیک تر تصمیم گیرى از پایین را برجسته کند. و آن هم چیزى نیست جز خواست مجلس موسسان. مجلسى که پیشنهاد خود شکل حکومتى را به بحث و تصمیم‌گیرى نمایندگان مردم بگذارد. رهبرى مبارزات دموکراتیک در ایران یعنى رهبرى مبارزه براى مجلس موسسان. طبقه کارگر اگر نتواند رهبرى مبارزات دموکراتیک را در دست بگیرد یعنى خود در عمل اثبات کرده است که توانائى انقلاب سوسیالیستى را نیز ندارد. به گفته مارکس انقلاب سوسیالیستى ىعنى پیروزى در نبرد براى دموکراسى. جریان هاى بورژوایى یا مخالف تشکیل مجلس موسسان هستند یا اگر در حرف مى پذیرند منظورشان “مجلس موسسان” در نام است. یعنى مجلسى که فقط براى مهر تایید زدن بر زدوبندى که در بالا صورت گرفته فراخوانده مى‌شود. این فقط طبقه کارگر است که مى‌تواند حق تعیین سرنوشت جامعه را به کل جامعه بدهد.
از طرف دیگر طبقه کارگر نباید براى وحدت با سایر لایه‌ها شعار حکومتى خود را به سطح شعارهاى بورژوایى کاهش دهد (مثلا شعار جمهورى دموکراتیک)، اما مى‌تواند براى تشکیل مجلس موسسان با سایر نیروهاى دموکرات اتحاد عمل داشته باشد. مجلس موسسانى انقلابى و دموکراتیک، یعنى مجلسى که واقعا به شکلى دموکراتیک و از پایین انتخاب شود، یعنى واقعا منعکس کننده¬ی اراده¬ی توده‌ها باشد و قدرتى بالاتر از خود را به رسمیت نشناسد. به نظر من در آستانه انقلاب بعدى شعار مرکزى پرولتاریا باید آن خواستى باشد که توطئه‌هاى تغییر رژیم از بالا را خنثى کند و دموکراتیک‌ترین شرایط را براى اعتلاى انقلاب و تشکیل دولت کارگرى فراهم سازد. طبقه کارگر مى‌تواند جز بورژوازى و لایه‌هاى فوقانى خرده‌بوژوازى، سایر مردم را پیرامون چنین شعارى متحد سازد. توضیح و تبلیغ این خواست یکى از مهمترین وظایف ما در دوره¬ی فعلى است. در طى چند سال آینده طبقه کارگر تا آنجا طبقه‌اى واقعى خواهد شد که سیاسى شود، و سیاسى شدن در چند سال آینده چیزى جز دفاع از ضرورت ایجاد جنبش سراسرى کارگرى و تبلیغ و ترویج خواست مجلس موسسان نیست.

تراب ـ شهریور ۱۳۹۷
[فکر ‌کنم کم و بیش به همه سوالات شما پاسخ دادم. اما اگر نکات دیگرى باقى مانده به هر حال بر اساس این نوشته مى توان سوالات شخصی ‌ترى را طرح کرد.]

منابع

پیش به سوی تشکل سراسری کارگران ایران ـ بیانیه اول ماه مه ۱۳۹۷ ـ جمعى از فعالان کارگرى
https://farakhanekargari.blogspot.com/

مانیفست سده انقلاب اکتبر – نکاتى در باره حزب انقلابى، جمعى از فعالان کمونیست، مهر ١٣٩۶

مانيفست سده انقلاب اکتبر – نکاتى در باره حزب انقلابى

وظایف کمونیست ها در قبال جنبش کارگرى ـ جمعى از فعالان کمونیست، مهر ١٣٩۶

وظايف کمونيست ها در قبال جنبش کارگرى

فتنه، شورش، انقلاب و فروپاشى اجتماعى ـ مصاحبه بهزاد اسدى با تراب ثالث، فروردین ۱۳۹۷

فتنه، شورش، انقلاب و فروپاشى اجتماعى

سوسیالیزم و شعار مجلس موسسان ـ تراب ثالث، اردیبهشت ۱۳۹۴

سوسياليزم و شعار مجلس موسسان

مارکسیزم و مساله استراتژى انقلابى ـ تراب ثالث، اردیبهشت ۱۳۹۴

مارکسيزم و مساله استراتژى انقلابى

مارکس و دیکتاتورى انقلابى پرولتاریا ـ تراب ثالث، اردیبهشت ۱۳۹۴

مارکس و ديکتاتورى انقلابى پرولتاريا

در باره سازمان سراسرى کارگران ایران ـ تراب ثالث، بهمن ۱۳۹۳

در باره سازمان سراسرى کارگران ايران

نیاز های جنبش کارگری مصاحبه قدم اول با تراب ثالث (قسمت دوم)

آگاهى سوسیالیستى البته مى‌تواند علیرغم همه کمبود هاى بالا نیز ایجاد شود. به اصطلاح به شکل نظرى (تئوریک). تئورى اما خود تجربه فشرده شده است و طبقه کارگر طبقه‌اى‌ جهانى است. بنابراین تجربیات فشرده شده ى مبارزات تاریخى و جهانى این طبقه نیز به صورت تئوریک در اختیار ما قرار دارند و هر کارگرى مى‌تواند بر اساس موقعیت خود و برداشت از این آگاهى انباشت شده واقعیت خود را بهتر بشناسد و حتى به ضرورت انقلاب سوسیالیستى نیز برسد، حتى قبل از آنکه تجربه محلى اش به او چنین ضرورتى را اثبات کرده باشد. اتفاقا در یک جامعه¬ی عقب افتاده¬ی سرمایه دارى از آن جا که ایدئولوژى حاکم خود ضعیف است، رسیدن به این شکل از آگاهى سوسیالیستى سهل تر است تا یک جامعه¬ی پیشرفته. اما فراموش نکنیم کل این تئورى ها خود محصول مبارزه‌اند. پس در هر جامعه‌اى‌ مبارزات جارى کارگران نیز دائما آگاهى سوسیالیستى را باز تولید مى‌کنند. بویژه در برخى دوره‌هاى مبارزات گسترده کارگرى (مثل اعتصابات طولانى و سراسرى) و یا در برخى از اشکال مبارزاتى مثل اشغال کارخانه (یا بطور کلى هر گونه مبارزه‌اى‌ که کنترل کارگرى را در دستور کار قرار دهد) این آگاهى جرقه مى‌زند و حتى مى‌تواند به سرعت پیشرفت کند و به اصطلاح توده‌اى‌ شود. اوج آن در بحران‌هاى انقلابى است که آگاهى سوسیالیستى مى‌تواند به سرعتى برق‌آسا اکثریت عظیم طبقه را در بر بگیرد. اما آن چه انباشت شده مى‌تواند از بین برود. در برخى دوره‌هاى افول و فروکش جنبش و یا در برخى بحران‌هاى اجتماعى چه بسا آگاهىِ به دست آمده در مرحله قبلى نیز از دست مى‌رود.
در هر حال اگر اثرات این آگاهى سوسیالیستى را نتوان در مبارزات جارى کارگرى مشاهده کرد، یا در ارزیابى ما از درجات آن اشتباهى رخ داده یا مشکلى ساختارى اجازه نمى‌دهد این آگاهى پدیدار شود. در ضمن اینجا نمى‌توان ادعا کرد که سوسیالیست‌ها مخفى کارى مى‌کنند بنابراین نمى‌توان در جنبش علنى دنبال اثرات آن گشت. سوسیالیستى که بخاطر مخفى‌کارى بى‌اثر است فقط در مخیفگاه خود سوسیالیست است. به نظر من ایراد بیشتر در دومى‌است. درست است که شاید به اندازه کافى کارگر سوسیالیست نداریم اما به همین اندازه هم که شواهد نشان مى‌دهد که داریم کارى نمى‌کنیم. مشکلى جدى‌تر در میان است. و شاید همه هم اسم آن را بدانیم. فقدان حزب انقلابى طبقه کارگر. یکى از مهتمرین تجربیاتى که از سنت بلشویزم به جا مانده همین است که بدون حزب انقلابى نه آگاهى به دست آمده مى‌تواند به جنبش کارگرى منتقل شود و نه انباشت شود. اگر حلقه رابطى بین آگاهى سوسیالیستى و پیشگام کارگرى برقرار نشود که از طرفى خود این آگاهى در پیوند با جنبش واقعى کنکرت شود و از طرف دیگر به واسطه تجربه عملى سنجیده شود و صیقل یابد دلیلى نیز وجود ندارد که تداومى‌داشته باشد و انباشت شود. حزب انقلابى وسیله‌اى است که نه تنها مکانیزم افزایش آگاهى سوسیالیستى در کل طبقه را بر مبنایى واقعى قرار مى‌دهد بلکه استمرار آن از طریق حزب سدى است در مقابل افت آن در دوران رکود مبارزات. طبقه باید از آگاهى انباشت شده حفاظت ‌کند. فقدان حزب در ایران گسستى جدى در اعتلاى آگاهى طبقاتى ایجاد کرده است.

۲٫ چشم‌انداز جنبش کارگرى
در تشریح وضعیت در بالا در واقع تلاش این بود که دو وظیفه عاجل این جنبش را نیز توضیح بدهم: سازماندهى توده هاى وسیع طبقه کارگر در مبارزه براى مطالبات اولیه از یک سو، و اقدام‌هاى عملى در راه تقویت نیروى آگاه و مرتبط ساختنش با پیشگام واقعى این مبارزات از سوى دیگر.
در رابطه با مسئله اول قبلا تحت عنوان ضرورت سازماندهى جنبش سراسرى به تفصیل بحث شده و به نظر من بیانیه اخیر (اول ماه مه) جمعى از فعالان کارگرى در باره ضرورت آغاز کارزارى جدى براى ایجاد سازمان سراسرى کارگران و زحمتکشان وظایف دوره بعدى ما را تعیین کرده‌است. عملى ساختن پیشنهادهاى آن بیانیه مهمترین کارى است که ما باید بلافاصله انجام دهیم. در شرایط خفقان حاکم در ایران تشکل‌هاى صنفى و اتحادیه‌اى از آن جا که اغلب تشکیلاتى محلى هستند سریعتر سرکوب مى‌شوند تا تشکل‌هاى سراسرى. این را مى‌توان در مقایسه بین تشکل‌هاى سراسرى و محلى موجود مشاهده کرد. آن بخش‌هایى از اردوى کار که از حضورى گسترده‌تر و سراسرى‌تر در جامعه برخوردارند قدرت مقاومت بیشترى در مقابل رژیم سرکوبگر خواهند داشت. این گونه رژیم‌ها همواره از گسترش و تداوم هر مبارزه‌اى بیشتر وحشت دارند تا بروز آن. تداوم یک مبارزه هم اعتماد به نفس مبارزین را بالا مى‌برد و هم معترضین دیگر را به مبارزه جلب مى‌کند. هیچ پدیده‌اى مثل اعتراض هاى مداوم، رژیم های قدر قدرت را با چالش روبرو نمی‌کند. بنابراین ما نیز باید حداکثر تلاش خود را متوجه سراسرى کردن و دائمى‌کردن مبارزات کنیم. گسترش همبستگى بین مبارزات و نهادهاى کارگرى موجود البته اولین قدم در این راه است. در چند سال اخیر دیده‌ایم که بیانیه‌هاى مشترک نهادهاى موجود و دعوت‌هاى عمومى‌ به مبارزه براى خواست‌هاى مشترک تاثیر زیادى در روحیه مبارزاتى توده‌ها داشته‌اند. اما از طرفى فرقه‌گرائى‌ها بیشتر باعث تفرقه شده و از طرف دیگر حتى اگر این تفرقه هم وجود نداشت همکارى نهادهاى موجود کافى نبوده است. در مقایسه با وزنه اجتماعى طبقه کارگر، همه تشکل‌هاى مستقل روى هم معرف درصد بسیار کوچکى از آن هستند. زمان آن رسیده که اقدام هاى جدى در راه ایجاد جنبش و سازمانى سراسرى را آغاز کنیم. فعالین کارگرى در سطوح محلى مى‌توانند زمینه‌هاى آن را فراهم سازند. ساده‌ترین قدم براى هر فعال جنبش در راه گسترش همبستگى سراسرى تبلیغ ضرورت آن و تقویت آن در سطوح محلى است. کمیته‌هاى تدارک محلىِ جنبش سراسرى باید از دل همین همکارى‌ها بیرون بیایند.
همان‌طور که در آن بیانیه اشاره شده بود هدف این است که چند خواست اولیه و مشترک کل جنبش برجسته شده و اعتراضى سراسرى پیرامون آن‌ها به راه انداخت. تنها راه مقابله با رژیم و تغییر تناسب قوا ایجاد جنبشى دائمى‌ و سراسرى حول خواست‌هایى است که نه تنها کارگران و زحمتکشان بلکه کل اردوى کار از آن حمایت کند. مهم این است که خواست‌ها ساده و کلى و قابل فهم براى همه و داراى ترکیبى سیاسى اقتصادى باشند. مثلا همان خواست‌ها که در بیانیه مطرح شده بود هم مناسب و هم کافى بود: آزادى بیان و تشکل، حداقل حقوق بالاى خط فقر، بیمه بیکارى براى همه، آموزش و بهداشت رایگان، و رفع هر گونه تبعیض جنسى، عقیدتى و ملى.
در نهایت این جنبشى توده‌اى و در نتیجه علنى خواهد بود اما در دوره اولیه و تدارکاتى تاکید عمده باید بر کار مخفى باشد. فعالینى که در سطح محلى یکدیگر را مى‌شناسند هم‌اکنون در عمل و در واقعیت کمیته‌هاى مخفى تدارک محلى آن را تدارک دیده‌اند. تلاش مشترک در راه ایجاد جنبشى سراسرى این گونه تدارکات را متمرکز خواهد کرد و جهت و هدف آن را مشخص خواهد ساخت. افراد و نهادهاى کارگرى موجود نیز مى‌توانند در سطح مخفى و علنى از آن دفاع کنند و براى تبلیغ و ترویج ضرورت آن تلاش کنند. از همین امروز نیز مى‌توان هر جا که فرصتى براى شرکت در اعتراضى هست تحت پرچم دفاع از این جنبش سراسرى انجامش داد و از هر امکانى براى گسترش شبکه تشکیلاتى آن بهره برد. کار روزمره و عملى این کمیته هاى محلى مى‌تواند جلب توده‌هاى منفرد و پراکنده کارگران، زحمتکشان، بیکاران و تهیدستان به این جنبش باشد.
مسئله تدارک حزب انقلابى نیز بى‌ربط به تدارک همین جنبش سراسرى نیست. حزب انقلابى تلفیقى است از برنامه انقلابى و پیشگام جنبش کارگرى. بدین معنى بخش آگاه خود طبقه است. بنابراین چیزى خارج از طبقه و یا جدا از آن نیست. البته هنوز بخش عمده‌اى از چپ در دوران قاجار زندگى مى‌کند و خود را در شکل و شمایل روشنفکران آن دوره تصور مى‌کند که قرار است سوسیالیزم را براى طبقه به ارمغان بیاورند. اما اگر اصل خودرهایى پرولتاریا را بپذیریم باید از همان اول با هر جریانى که حزب انقلابى طبقه کارگر را چیزى جز بخش آگاه خود طبقه مى‌داند مرزبندى کنیم. جداکردن حزب از طبقه و از آن بدتر دادن جایگاه رفیع‌تر به آن نسبت به طبقه سر منشا انواع حکومت‌هاى دیکتاتورى بر پرولتاریا بوده است. اما این بخش از طبقه البته باید از کمیت و کیفیت خاصى نیز برخوردار باشد که بتواند در کل طبقه و مبارزات آن تاثیرى داشته باشد. پیشگام کیست؟ آن که در هر مبارزه‌اى گام بعدى مبارزه را درک کرده و جلودار آن مبارزه مى‌شود. پس خود پیشگام در اثر مبارزه و تجربه حاصل از آن مبارزه است که پیشگام مى‌شود. اگر سطح مبارزه پایین باشد لایه پیشگام نیز کوچک است. اما اگر خود لایه پیشگام کوچک باشد حتى اگر برنامه سوسیالیستى را نیز پذیرفته باشد هنوز نخواهد توانست نقش موثرى ایفا کند. حزب انقلابى باید اولا بخش قابل ملاحظه‌اى از پیشگام کارگرى را در بر بگیرد، ثانیا وزنه پیشگام به اندازه‌اى باشد که برنامه‌اش در عمل و در مبارزات توده کارگرى تاثیر داشته باشد. در غیر این صورت بودن یا نبودنش چه تفاوتى دارد؟ بنابراین تلاش در راه ایجاد جنبشى سراسرى و اعتلا و تداوم این مبارزه، آن لایه پیشگامى‌را که بتواند گام‌هاى بعدى مبارزه را درک کند و آماده پذیرش چشم‌انداز سوسیالیستى باشد نیز رشد خواهد داد.
اما هردو طرف این معادله در جنبش کارگرى ایران ضعیف‌اند. نه پیشگام قابل ملاحظه‌اى وجود دارد و نه استراتژى و برنامه‌هاى موجود از کیفیت و نفوذ لازم برخوردارند. این مسئله الزاما ربطى به شدت و حدت مبارزات کارگرى ندارد. جنبش کارگرى بویژه در یک دهه اخیر اعتلاى قابل ملاحظه‌اى‌ به خود دیده است. اما پیشرفت آن در تدارک این بستر کند بوده است. از طرفى یکنواختى نوع مبارزات به شکل‌گیرى پیشگام و رشد تجارب آن کمک نمى‌کند. از طرف دیگر آن پیشگامى ‌نیز که شکل مى‌گیرد در شرایطى که عنصر آگاهى ضعیف است دستخوش تحول و پیشرفت عمده‌اى‌ قرار نمى‌گیرد و به سرعت جلب یکى از صدها فرقه مى‌شود. یعنى خود تبدیل به مانعى براى رشد پیشگام و گسترش آگاهى طبقاتى مى‌شود. خلاصه اینکه پیشگام موجود نتوانسته است تکالیف تاریخى خود را به سرعت لازم یعنى به سرعتى که اوضاع مى‌طلبد متحقق سازد. استراتژى و برنامه انقلابى خود البته محصول فعالیت عملى و مبارزاتى طبقه است، اما این مبارزه صرفا امروزه و ایرانى نیست بلکه از ابعادى تاریخى و بین‌المللى نیز برخوردار است. چپ در ایران اما از طرفى نه با پیشگام کارگرى پیوند و ارتباطى نزدیکى داشته که بخش ایرانى برنامه را مشخص سازد و نه با پیشگام کارگرى جهان، بلکه همواره ابعاد تاریخى و جهانى این تجربه را با عینک‌هاى ایدئولوژیک جریان‌هایى مشاهده کرده است که امروزه خود به زباله‌دان تاریخ پرتاب شده‌اند. شکست این گونه درک‌ها را آشکارا در ایران در انقلاب ۵۷ مشاهده کردیم. متاسفانه بخش عمده این نیروها تو گویى در این ۴۰ سال در آب نمک زندگى مى‌کرده‌اند. تنها تغییری که رخ داده تشتت بیشتر است. تنها کار مولد چپ از شکست انقلاب تا کنون تولید گروه‌هاى بیشتر بوده است. احتیاج به فیلسوف نداریم، فقط با یک نگاه مى‌توان از طرفى فرقه‌اى‌تر شدن محافل و از طرف دیگر رفتن محافلى هر چه بیشتر به سوى رفرمیزم و لیبرالیزم و فرصت‌طلبى محض را مشاهده کرد. بنابراین از بحث مابین این جریان‌ها نیز برنامه و استراتژى مناسب شکل نخواهد گرفت. اتفاقا نیروى سالم درون این جریان¬ها هنگامى‌خود را نشان خواهد داد که جریان جدیدى خارج از آنها شکل بگیرد. اما جریان جدیدى نیز هنوز شکل نگرفته است که چه در میان خود چپ و چه در داخل پیشگام نفوذ مهمى‌داشته باشد.
پس چه باید کرد؟ نه مى‌توان امیدى به بحث و همکارى جریان‌هاى سیاسى چپ موجود داشت و نه خیلى معصومانه از هیچ شروع کرد و توقع داشت که پس از چند سال به یکى دیگر از همین جریان¬ها تبدیل نشد. تجربه نشان داده است که باید راه دیگرى را پیمود. به اعتقاد من البته باید از برخى اصول کلى آغاز کرد اما تصور نکرد که از همان ابتدا این اصول توسط همه به یک شکل درک مى‌شوند. تلاش‌هاى بسیارى نیز در همین راستا نقدا صورت گرفته است. منجمله توسط جریان خود شما. من نه قصد دارم روش و برنامه‌اى که رفقا اتخاذ کرده‌اند نقد کنم و نه چیزى در مقابل آن قرار دهم. بویژه اینکه هر جریان و گروهى نیز تا کنون لیست‌هاى متفاوتى از این اصول را ارائه داده‌است. من هم قصد ارائه لیست دیگرى را ندارم بلکه مى‌خواهم راجع به کل روشى که منجر به ارائه این اصول مى‌شود صحبت کنم. کمبود عمده‌اى که در همه این‌ها مشاهده مى‌شود این است که به اصل مسئله نمى‌پردازند. و درواقع با طرح اینگونه بیانیه ها و لیست‌ها نشان مى‌دهند که به عمق بحران موجود در چپ واقف نیستند. به اعتقاد من مسائل اما بسیار ریشه‌اى ترند. از خود مفهوم حزب انقلابى گرفته تا رابطه حزب با طبقه، حزب و قدرت و یا حزب و تئورى، هیچ کدام مسائل حل شده و از قبل داده شده‌اى نیستند که بسادگى بتوان با چهار تا فرمول از آن‌ها گذشت. تمام انشعاب¬ها و انشقاق¬های چپ ایران و جهان به همین مسائل بر مى‌گردد. بنابراین از طرفى باید اینگونه روش‌هاى ساده‌لوحانه که مدعی است می توان با اعتقاد مشترک به چند فرمول “انقلابى” و یا نشست و همکارى جریان¬هاى مدعى دفاع از اینگونه فرمول ها مى‌توان به جائى رسید را نقد کرد، و از طرف دیگر باید تلاش کرد مسائل واقعى پشت بحران چپ را درک کرد و راه‌حل‌هایى را دنبال کرد که دست‌کم به خطوط کلى مسئله واقف باشد. باجمع جبرى جریان هایى که خود عوارض بحران‌اند نمى‌توان حتى یک قدم در راه حل بحران برداشت.
قبلا اشاره کردم که در خود مفهوم حزب انقلابى طبقه کارگر اغتشاش هست. اغتشاش‌ها را که کنار بزنید آن چه مى‌ماند این است که این مفهوم نمى‌تواند معنایى جز حزبى براى آماده کردن طبقه کارگر براى انقلابى که در پیش روى جامعه است داشته باشد. پس نمى‌تواند چیزى جز بخشى از خود طبقه باشد که به ضرورت انقلاب بعدى آگاه شده است. پس نمى‌تواند چیزى جز بخش آگاه خود طبقه باشد. اینکه این آگاهى چگونه به این بخش رسیده است مسئله فرعى‌تری است. آگاهى همواره ابعاد مرکبى دارد که نه تنها از مرز یک فرد و گروه مى‌گذرد که تاریخى و جهانى نیز هست. حتى مفهوم “حزب پیشگام طبقه” تعریف دقیقى نیست. پیشگام طبقه یعنى لایه‌اى از طبقه که در مبارزات طبقاتى جلوتر از بقیه است، یعنى قدم بعدى مبارزه را بهتر از دیگران درک می‌کند. پیشگام مى‌تواند بدون حزب وجود داشته باشد اما حزب بدون پیشگام معنى ندارد. حزب در واقع تلفیق پیشگام با آگاهى انقلابى است. اگر حزب نفوذ تعیین کننده اى در لایه پیشگام نداشته باشد هنوز فقط “حزب” در نام است. اما در هر حال حتى با جلب کل پیشگام حزب انقلابى شاید تا شب تسخیر قدرت همواره یک اقلیت است. اما اقلیت آگاه‌تر خود طبقه. همین الان در مقابل ما ده‌ها تعریف دیگر نیزوجود دارد که ده‌ها محفل و جریان و سازمان نیز مدافعش هستند که تنها هدفشان در واقع مخفى کردن همین تعریف واقعى و قراردادن حزب خارج از طبقه و بر فراز طبقه است.
بدین ترتیب اگر قرار است اصول اولیه تشکیل حزب تدوین شود، اصل اول ما باید خود مفهوم حزب باشد. حزب فرقه مذهبى نیست که بر اساس اعتقادها شکل گرفته باشد. حزب انقلابى طبقه کارگر نهادى سیاسى است که توسط بخش آگاه‌تر طبقه براى مبارزه¬ی سیاسى بر اساس برنامه‌اى که بنیادگذاران آن براى جامعه پیشنهاد کرده‌اند تشکیل شده‌است. پس نقطه شروع حزب فعالیت هدفمند اجتماعى است. بنابراین به جاى فهم خود این هدف، اینکه افراد بر اساس چه نظر و روشى‌ به آن رسیده‌اند مهم است اما نمى‌تواند پایه وحدت ما باشد. انواع و اقسام توسل جستن جریان¬هاى موجود به اصول مارکسیزم یا لنینیزم، مائوئیزم، تروتسکیزم… چیزى جز توجیه فرقه‌گرایى نیست. کجاست آن مرجعى در جهان که براى ما این اصول را تعریف و تعیین کند؟ آیا این اصول در کتابى نوشته شده‌اند که همه جا تدریس مى‌شود؟ و اگر این اصول به این روشنى هستند که فقط نام بردن آن کافى است تا همه بیاد آورند پس این همه انشعاب بین این فرقه‌ها على رغم سوگند به وفادارى چرا صورت مى‌گیرد؟ تنها نتیجه‌اى که هر آدمى‌ با عقل متوسط مى‌تواند از این وضعیت بگیرد این است که تئورى واحدى به اسم مارکسیزم یا ایزم‌هاى دیگر مورد اشاره وجود خارجى ندارد که عده‌اى با توسل به اصول آن خود را از دیگران جدا کنند. دست کم تجربه انقلاب ایران باید به ما نشان داده باشد که اعتقاد به اصول عقیدتى در واقع یعنى سجده در برابر پیشوا و ولى فقیه. به نظر من، بویژه در شرایط فعلى که اغلب گرایش‌هاى مبلغ این نوع ایزم‌ها به بن‌بست و تشتت رسیده‌اند، اصرار بر وحدت پیرامون اصول من‌درآوردى همین فرقه‌ها بزرگترین خطرى است که تشکیل حزب انقلابى طبقه کارگر در ایران را تهدید مى‌کند.
اصل دوم مسئله استراتژى است. استراتژى اهداف را مشخص مى‌سازد و بدون هدف مشترک نمى‌توان قدم‌هاى مشترک برداشت. حالا بماند که عده ای با دو استراتژی متفاوت می خواهند حزب واحدی بسازند. اما استراتژى انقلابى در ایران چیست؟ به اعتقاد من در این باره مى‌توان زیاد حرف زد و نوشته هم فراوان است، اما آیا بین کارگران واقعا انقلابى و سوسیالیستى هنوز کسى هست که نداند چه در ایران و چه در جهان ده‌ها سال است که این سوال بیش از دو جواب نداشته و ندارد: یا انقلابى صریحا سوسیالیستى و یا انواع و اقسام انقلاب‌هاى پر رنگ و لعاب دموکراتیک و همگى قلابى که جز اسارت مجدد پرولتاریا چیزى به ارمغان نیاورده‌اند. بنابراین کسانى که با انواع و اقسام ترفندهاى تئوریک قصد اثبات چیزى جز این را دارند آیا مى‌توانند ما را درمسیر این انقلاب همراهى کنند؟ بویژه اینکه اینگونه بحث ها در چپ ایران اختراع برخى از این محافل تازه بدوران رسیده نیست (تازه نه از نظر سنى بلکه، تازه ترین انشعاب)، از قبل از انقلاب ۵۷ همه بحث‌هایى که امروزه دوباره تکرار مى‌شود صورت گرفته بود. آیا بهتر نیست قبل از آموزش دیگران خود با این تاریخچه آشنا شویم.
اما انقلاب سوسیالیستى چیست؟ در اساس یعنى در هم شکستن ماشین دولتى بورژوایى و تسخیر قدرت دولتى توسط کارگران و زحمتکشان براى آغاز انتقال به جامعه¬ی سوسیالیستى. یعنى انقلابى با هژمونى کارگرى براى خلع ید از سرمایه‌داران و اعمال کنترل کارگرى بر تولید و توزیع. این استراتژى از مخیله کسى بیرون نیامده‌است بلکه از تناقض¬های درونى خود نظام سرمایه‌دارى نشات مى‌گیرد. براى درک این تناقض¬ها تئورى‌اى لازم بود که واقعیات جامعه¬ی سرمایه‌دارى را به ما نشان دهد. اما درک این واقعیت ازعهده خودِ طبقه‌اى که در بطن آن واقعیت قرار گرفته نیز بر مى‌آید. تئورى نقدا نشان داده‌است در جایى که دولتْ سرمایه‌دارى است و وجه تولید سرمایه‌دارى بر تولید اجتماعى غلبه کرده‌است، تنها راه پیشرفت اجتماعى خلع ید از سرمایه‌دارى و اجتماعى کردن تولید است.
ایران البته کشور سرمایه‌دارى عقب‌افتاده‌اى است. این عقب‌افتادگى قبل از هر چیز خود را در عقب‌افتادگى در حل تکالیف دموکراتیک برجسته مى‌سازد. اما حل این تکالیف عقب‌افتاده نیز مستلزم خلع ید از سرمایه‌داران است. سرمایه‌دارى در ایران دقیقا مانع اصلی در راه حل این تکالیف است و درواقع نه تنها با سرکوب این حقوق به قدرت رسیده‌است بلکه بدون سرکوب این حقوق نمى‌تواند در قدرت بماند. بنابراین طبقه کارگر ایران دو وظیفه تاریخى متفاوت بدوش دارد. تکمیل انقلاب دموکراتیک و آغاز انقلاب سوسیالیستى. پس انقلاب ایران انقلابى است پرولترى اما با تکالیف مرکب. البته همین امروز همه انقلابیون فعلى الزاما چنین درکى ندارند. اما دست کم این باید آن اصلى باشد که فهم آن را در لیست اولین وظایف خود قرار دهند. از هر جا که آغاز کنیم، اولین اقدامِ هسته‌هاى مخفى سوسیالیستى در ایران، رسیدن به درک مشترکى از استراتژى انقلابى و تدوین آن براى اولین گردهمآئى، کنفرانس یا تبادل نظر سراسرى این هسته‌ها ست.
اصل سوم، خود هدف این استراتژى یعنى دولت کارگرى یا دیکتاتورى انقلابى پرولتاریا است. قدر مسلم این که دولت کارگرى نه دولتِ عده‌اى به اسم کارگران است، نه دولت بخشى از کارگران علیه بخشى دیگر. دولت کارگرى در واقع دولت کل اردوى کار است. به قول مارکس از همان اول نوعى نادولت است. از همان اول در دست اکثریت جامعه است و بنابراین از همان اول به مثابه نهادى بر فراز جامعه رو به اضمحلال مى‌رود. انتقال به جامعه-ی سوسیالیستى یعنى تکمیل روند تاریخى آزادی انسان، یعنى در دست گرفتن سرنوشت انسان به دست خود انسان. یعنى از میان برداشتن از خودبیگانگى انسان و تبدیل انسان به موجودى واقعا اجتماعى. هدف قدرت دولتى کارگرى تحقق دادن به این امر رهائى‌بخش است؛ این یعنى سوسیالیستى کردن جامعه. اما اگر کل اردوى کار بر امر انتقال به چنین جامعه‌اى کنترل و نظارت نداشته باشد رها نیز نخواهد شد و در پایانِ این انتقال به جامعه‌اى با انسان‌هاى سوسیالیستى تبدیل نخواهد شد. پایان دادن به تقسیم اجتماعى بین کار فکرى و یدى یعنى پایان دادن به این شرایط که عده‌اى در جامعه تصمیم بگیرند و دیگران فقط مجرى باشند.
بنابراین از همان ابتدا باید تاکید داشت که نمى‌توان با افرادى که درک‌شان از دولت کارگرى نظام تک حزبى و دیکتاتورى پیشوا بر حزب و طبقه است حزب انقلابى ایجاد کرد. و یا با کسانى که تصور مى‌کنند به زور موعظه و سرنیزه مى‌توان انسان‌ها را سوسیالیست کرد. بنابراین روشن کردن شکل دموکراتیک دولت کارگرى و توافق بر سر خطوط کلى آن مى‌تواند وحدت استراتژیک را مستحکم سازد. این هم دقیقا مسئله دیگرى است که هسته‌هاى اولیه باید براى خود و همگان روشن کنند. شکل دموکراتیک انتقال به سوسیالیزم چیست. در شرایطى که جهان به خاطر جنایاتى که به نام سوسیالیزم انجام گرفته در بحران اعتبار سوسیالیزم فرورفته نمى‌توان پشت این بهانه مخفى شد که ما نمى‌دانیم و بعدها خود مبارزه تعیین خواهد کرد. بدون احیاى نظرى و سیاسى این شکل دموکراتیک اگر حزب انقلابى ساخته نشود خدمت بزرگترى است.
مسئله چهارم به وضعیت ما در جهان بر مى‌گردد. سئوال ساده است. آیا ما قصد داریم بعد از انقلاب دیوار چینى دور ایران بکشیم و سوسیالیزم را در ایران بسازیم، یا اینکه قبول داریم بدون گسترش انقلاب سوسیالیستى در جهان انقلاب خود ما هم در خطر است؟ استراتژى انقلاب سوسیالیستى همواره یک استراتژى جهانى بوده‌است، چرا که سرمایه‌دارى نظامى‌جهانى است. همان‌طور که در یک کارخانه و شهر، نمى‌توان در دل یک کشور سرمایه‌دارى سوسیالیزم را بر پا کرد، در دل اقتصاد جهانى سرمایه‌دارى نیز نمى‌توان در یک کشور به جامعه¬ی سوسیالیستى رسید. تز سوسیالیزم در یک کشور یعنى خاک پاشیدن در چشم طبقه کارگر. حزب انقلابى طبقه کارگر باید از اول روشن سازد بدون گسترش انقلاب جهانى، انقلاب در یک کشور هم عاقبت به شکست خواهد انجامید.
این چند نکته اولیه البته کافى نیست و تاکید کنم ادعا ندارم که برداشت من تنها برداشت است و همه باید همینطور بفهمند. قصد من بیشتر مسئله روش کار بود. به همین دلیل هم اشاره کردم که کار تدارکاتى یعنى روشن کردن همین اصول ابتدایى. اما باید گفت اینکه عده‌اى حتى همین چند اصل اولیه را قبول ندارند خود مسئله‌اى است که سال‌ها از تشکیل حزب انقلابى در ایران جلوگیرى کرده‌است. فرقه‌هاى مخالف پشت ده‌ها اصل دیگر مخفى مى‌شوند که ناچار نشوند این اصول ابتدایى‌تر را بپذیرند. آن جریانى تبدیل به نطفه حزب انقلابى آینده خواهد شد که بتواند از همان ابتدا اصولى آغاز کند، اما با اصولى واقعى و نه من‌درآوردى و فرقه‌اى. بنابراین اتفاقا مرحله اول کار ما در ساختن حزب انقلابى طبقه کارگر روشن کردن اصول است. اما اینجا نباید وقت خود را برای بررسى اصول پیشنهادى جریان‌هایى که خود حتى اصول ابتدائى بالا را قبول ندارند تلف کنیم. پس از اصول واقعى آغاز کنیم. از اصولى که هر پیشگام کارگرى با درجه¬ی فعلى درک خود از مسائل ایران و جهان بتواند خود را در تنظیم و تدوین و اجراى آن سهیم بداند.
اگر هسته‌هاى انقلابى که شما نیز در بیانیه خود اعلام کرده‌اید به این گونه مباحث بین خود و پیشگام کارگرى دامن بزنند، دست کم پس از مدتى کار به خطوط اولیه برنامه‌اى که باید مبناى وحدت حزب شود دست یافته‌ایم.
اما همان‌طور که در مقدمه این بخش اشاره کردم، مسئله تدارک حزب انقلابى به تدارک جنبش سراسرى کارگرى بی‌ارتباط نیست. هسته انقلابى هنگامى‌به هسته حزبى تبدیل مى‌شود که با پیشگام پیوند خورده باشد. پیشگام شکل نمى‌گیرد چرا که جنبش به نسبت شرایط ضعیف است. بنابراین فعالیت هر هسته‌اى در راه گسترش همکارى فعالین کارگرى براى تدارک جنبش سراسرى کارگرى مى‌تواند هم به رشد پیشگام و هم به تعمیق پیوند آن با هسته آگاه کمک کند. اتحاد عمل و همکارى ما با دیگران نیز باید بر همین اساس باشد. ما مى‌توانیم با هر فرد و جریان و محفلى که واقعا و در عمل براى جنبش سراسرى کارگرى فعالیت مى‌کند اتحاد عمل و نه اتحاد برنامه اى داشته باشیم.
بنابراین سه وظیفه عاجل در برابر ما قرار دارد. بحث و تبادل نظر براى تدوین اصول اولیه کار مشترک حزبى، تدوین خطوط کلى بخش دموکراتیک و بخش سوسیالیستى برنامه انقلابى و کار عملى با فعالین کارگرى براى تدارک جنبش سراسرى و در نتیجه گسترش و استحکام پیوند با پیشگام کارگرى.

نیاز های جنبش کارگری مصاحبه قدم اول با تراب ثالث (قسمت اول)

با درود ، رفقا و خوانندگان گرامی به نظر ما (جمع قدم اول ) برای یافتن راه حل ها و راه های عبور از مشکلات نیاز به بحث و تبادل نظر و انتقال تجربه ها داریم ، بنا براین با توجه به نیاز های جنبش کارگر تلاش می کنیم فعلا” با طرح ۵ سوال زیر، مشکلات پیش روی جنبش کارگری را با مشارکت بیشترین تعدادی از رفقا به بحث و تبادل نظر بگذاریم ، لذا ضمن قدر دانی از مطالعه موارد فوق توسط رفقا از همه دعوت می کنیم به سوالات زیر با دیدگاه های مورد نظر جواب بدهند تا از این طریق تبادل نظر گسترده ای شکل بگیرد ، که بدون شک راه گشای بخشی از مشکلات خواهد شد، و در ضمن رفقای که امادگی مصاحبه های صوتی و تصویری در رابطه با ” نیاز های جنبش کارگری ” را دارند لطفا” از طریق ایمیل به ما اطلاع بدهند تا ترتیب مصاحبه ها را بدهیم . pishnahad2014@gmail.com
جمع قدم اول

نیاز های جنبش کارگری
مصاحبه قدم اول با تراب ثالث

[سوالات مورد نظر ما: موضوع مرکزی این سری مصاحبه‌ها” نیاز های جنبش کارگری در شرایط کنونی”

۱- در صورت امکان شرحی از اوضاع و شرایط کنونی جنبش کارگری بدهید.
۲- از نظر شما عاجل ترین نیاز های جنبش کارگری با توجه به شرایط و اوضاع کنونی ایران و جهان کدام ها هستند؟
۳- دوستان داخلی و خارجی ( منطقه‌ای و جهانی ) جنبش کارگری بطور مشخص از نظر شما کدام نیروها هستند و سبک و روش گسترش رابطه و همبستگی مابین آنها با جنبش کارگری جگونه باید باشد؟
۴- دشمنان داخلی و خارجی ( منطقه‌ای و جهانی ) جنبش کارگری بطور مشخص از نظر شما کدام نیروها هستند و سبک و روش مقابله با انها چگونه باید باشد ؟
۵- اعتراضات گسترده در ایران که به تناوب فرود و فراز دارند چگونه می توانند به اعتراضات مداوم کارگری کمک کنند ؟ چگونه می توانیم اعتراضات فوق را به اعتراضات کارگری پیوند زده و تحت رهبری جنبش کارگری پیش برد؟ آیا چنین چیزی ممکن است ، اگر ممکن است سبک و روش کاری چه باید باشد؟ ]
۱٫ وضعیت جنبش کارگرى
به نظر من براى تشریح اوضاع و شرایط از دیدگاه کارگرى سوسیالیستى نخست باید دو مقوله را از هم جدا کرد: طبقه¬ کارگر و جنبش کارگرى. وضعیت طبقه کارگر با وضعیت جنبش کارگرى یکى نیست .همین جا شاید بسیارى از سوء تفاهم ها نهفته باشد. اگر اجازه دهید قبل از پاسخ به سوال هاى شما برخى نکات به اصطلاح نظرى را باز کنیم.
اول این که مهم نیست با چه تعریفى آغاز کنیم. به یک معناى ساده و منطقى، طبقه مفهومى کلى‌تر است. جنبش کارگرى در هر دوره‌اى طبعا فقط جنبش بخشى از طبقه است. در واقع جز در شرایط بسیار استثنایى (مثلا شرایط انقلابى) کمتر جنبشى از کارگران در تاریخ جنبش اکثریت عظیم طبقه بوده‌است. بنابراین نمى‌توان جنبش کارگرى موجود در ایران را به عنوان سخنگو، نماینده یا معرف کل طبقه در نظر گرفت. و به همین دلیل، نمى‌توان ویژگى هاى این جنبش را به کل طبقه تعمیم داد و نمى‌توان براساس شناخت از وضعیت صرفا یک بخش در باره وضعیت کل نظر داد. این مسئله ربط مستقیمى به درجه¬ی سازمان یافتگى اتحادیه‌اى‌ نیز ندارد. حتى اگر هم‌اکنون فدراسیون سراسرى اتحادیه‌هاى مستقل کارگرى ایران وجود داشت، هنوز نمى‌توانست خود را نماینده کل طبقه معرفى کند. در تمام تاریخ سرمایه‌دارى نمونه‌اى نداریم که درجه¬ی تشکل‌یابى صنفى طبقه (اتحادیه و سندیکا) به بالاى ۷۰٪ رسیده باشد، حتى در انگلستان که تا اواخر دهه ۱۹۸۰ هنوز معرف بزرگترین درجه ازسازمانیافتگی طبقه کارگر در دنیاى سرمایه دارى بود (انگلستان اولین جامعه¬ی سرمایه‌دارى به شمار می آید و این شکل ابتدایى از سازماندهى کارگرى در واقع نخست در آنجا ابداع شد). تاچه رسد به ایران که بخش عمده‌اى‌ از کارگران در واحدهاى کوچک کار مى‌کنند و تشکیل اتحادیه توسط آنها‌ دشوار است. درصد سازمان‌یافتگى اتحادیه اى در ایران حتى در شرایط دموکراتیک هم بسیار اندک خواهد بود. بنابراین بر اساس بخش به اصطلاح سازمان یافته درچارچوب اتحادیه نیز نمى‌توان براى کل آن نسخه صادر کرد. تاریخ دو قرن پیش نشان داده ‌است که نمى‌توان نیروى نهفته ى جنبش کارگرى را بر اساس درجه¬ی سازمان‌یافتگى و یا مبارزات علنى بخشى از آن در یک دوره خاص سنجید. با توجه به تجربه انقلاب قبلی می توان پرسید: آیا کسى مى‌توانست صرفا بر اساس بررسى وضعیت جنبش کارگرى در بهار ۵۷ حدس بزند که در پاییز همان سال اعتصاب عمومى خواهد شد؟ تا یک سال قبل از بهمن ۵۷ حاد ترین بحث درون جنبش کارگرى این بود که آیا باید در اتحادیه هاى زرد رسمى شرکت کرد یا خیر. چند ماه بعد در برابر جنبش عظیم کارگرى همه¬ی این اتحادیه ها آب شدند و چندان اثری از آنها باقی نماند..
اما مشاهده مى‌کنیم که علیرغم این واقعیت بسیارى از جریان ها و گرایش هاى درون جنبش کارگرى براساس شناختى اولیه و غالبا سطحى از چند مبارزه¬ی محدود کارگرى در باره کل جنبش “طبقه کارگر” سخن‌ورى مى‌کنند و براى آن دستورالعمل نیز صادر مى‌کنند. مثلا به محض اینکه یکى از فعالین کارگرى ضرورت مخفى کارى را تاکید مى‌کند چندین بار این پاسخ را شنیده‌اید که “جنبش” نشان داده‌است که از سطح مخفى کارى عبور کرده‌است. یعنى به راحتى از چند مبارزه¬ی محدود سندیکایى در باره شکل مبارزاتى کل طبقه قضاوت به عمل می آید.
این ناتوانى در جدا کردن این دو مقوله ریشه در درک غلط از خود مفهوم طبقه دارد. در جامعه¬ی ‌ سرمایه‌دارى آن چه در واقع وجود دارد کارگران‌اند. کسانى که وسائل تولیدى از آن خود ندارند و باید براى امرار معاش نیروى کار خود را در ازاى دستمزد به مالکین وسائل تولید بفروشند. همه مى‌دانیم جامعه¬ی سرمایه دارى میلیون ها نفر از این گونه انسان ها دارد. اما به صرف وجود این انبوه نمى‌توان نتیجه گرفت که پس در جامعه تمامیتى به اسم “طبقه کارگر” و با عملکرد و اراده‌اى واحد نیز وجود دارد که بتوان از جنبش طبقه کارگر صحبت کرد. قبل از آن که در جامعه‌اى‌ کارگران به طبقه کارگر تبدیل بشوند باید مراحلى طى شود و روندهایى پشت سر گذاشته شود. اما تقریبا همه عینا همین اشتباه را تکرار مى‌کنند، یعنى جمع جبرى همه این کارگران را طبقه کارگر مى‌نامند. اما این صرفا مفهومى انتزاعى است. این ترکیب کارگران در یک طبقه ى واحد فقط در ذهن صورت گرفته‌است و در واقعیت چه بسا خود این کارگران هنوز ندانند که جزو طبقه کارگرند.
بنابراین قبل از آنکه بتوان در باره وضعیت طبقه کارگر و یا جنبش طبقه کارگر نظرى داد باید نخست روشن کرد خود این طبقه در چه مرحله‌اى‌ از شکل گیرى است. اتفاقا مسئله اصلى همین جاست. طبقه کارگر به مثابه یک طبقه بزرگ اجتماعى به آن اندازه‌اى‌ اهمیت دارد که خود در واقعیت اجتماعى پدید آمده باشد و به شکل یک طبقه فعالیت کند. مثلا به جامعه¬ی ایران نگاه کنیم. درهمان نگاه اول روشن است که کارگران نتوانسته‌اند به عنوان یک طبقه تاثیر مهمى بر تحولات اجتماعى داشته باشند. چرا؟ نه بدین خاطر که کارگران در صحنه نیستند و یا مبارزه نکرده‌اند. برعکس، دست کم در ده سال گذشته حدت و شدت این مبارزات هرسال بیشتر شده‌است. اما این مبارزات نتوانسته‌اند نه خود سراسرى شوند و نه کارگران درگیر در آن را به نیرویى سراسرى تبدیل کنند. حتى در سطح مبارزه براى مطالبات اولیه هنوز چنین وحدتى در خود واقعیت شکل نگرفته‌است. بنابراین هنگامى که خود طبقه نتوانسته‌است به صورتى سراسرى عمل کند طبیعى است که وجود چنین طبقه‌اى‌ براى سایر نیروهاى اجتماعى نیز هنوز چندان اهمیتى نداشته باشد.
این درک تجریدى از طبقه ‌از جنبه دیگرى نیز مشکل ساز است. اگر جمع جبرى کارگران طبقه کارگر است پس نخست باید تعیین کرد چه کسى حق عضویت دارد. یعنى بر اساس تعریفى تئوریک مقوله‌اى‌ ذهنى مى‌سازیم و مى‌خواهیم از همین الان تعیین کنیم که چه کسى در فردایى که هنوز واقعیت ندارد در این طبقه مى‌گنجد. مثلا همین که مى‌گوییم جنبش کارگرى البته بسیار دقیق تر است تا جنبش طبقه کارگر، اما تشخیص اینکه کدام جنبش کارگرى است کدام نیست از کجا آمده‌است؟ البته ساده ترین و معمولا رایج ترین راه این است که هر گروهى را به نامى که خودش بر خودش نهاده است خطاب کنیم. مثلا اگر “کارگران” هفت تپه مبارزه مى‌کنند مى‌گوییم جنبش کارگرى و اگر “معلم” ها اعتصاب مى‌کنند مى‌گوییم جنبش معلمان. اگر قدرى به کنه گزارش هایى که اغلب جریان‌ها از مبارزت کارگرى ارائه مى‌دهند بنگرید، مى‌بینید اغلب از همین تعریف لغوى و وزارت کشورى فراتر نمى‌روند. اما همین جا با مشکل روبروییم. مثلا در انگلستان اتحادیه معلمان عضو فدراسیون سراسرى کارگرى است. با اینکه در انگلستان هم به این گروه معلم گفته مى‌شود و نه کارگر، اما خود معلمان مبارزات خود را بخشى از مبارزات طبقه کارگر مى‌دانند. برخى تصور مى‌کنند اشکال در تعریف است. بدین ترتیب در یک تعریف دانشجو و پرستار و معلم هم جزیى از طبقه کارگر مى‌شوند و در تعریف دیگر خیر! هردو اما ذهنى. چراکه چیزى را تعریف مى‌کنند که هنوز در حال شکل گیرى است. این برداشت خام از طبقه متاسفانه بسیار هم رایج است.
اما بر اساس تعریفى از طبقه نمى‌توان خصوصیاتى ذاتى براى کل آحاد آن تصور کرد. یکى از ویژگى هاى جامعه¬ی سرمایه دارى دقیقا در همین است که اجازه نمى‌دهد طبقه کارگر به عنوان طبقه بتواند به اراده‌اى واحد دست‌رسى پیداکند تا چه رسد که بخواهد آن را ابراز واعمال کند. این امر به شکل کامل و جامع آن فقط پس از خلع ید از سرمایه‌دارى و تشکیل دولت کارگرى ممکن است. بنابراین اگر بخواهیم دقیق صحبت کنیم طبقه کارگر هنگامى ‌واقعا شکل گرفته است که اکثریت عظیم کارگران ضرورت تسخیر قدرت سیاسى را درک کرده باشند. خود تاریخ شکل ظهور این اتحاد طبقاتى را نشان داده است: شوراهاى کارگرى. تنها شکلى که “طبقه کارگر” مى‌تواند به مثابه یک طبقه متحد شود در چارچوب ارگان‌هاى خود سازماندهى کارگرى یعنى شوراهاست. ارگان‌هایى که فقط در دوره انقلاب هاى کارگرى شکل مى‌گیرند و در واقع معرف ارگان‌هاى قدرت دولت کارگرى بعدى‌اند. همان‌طور که تجمع سیاسى چند فرد حتى اگر همه کارگر باشند آن را به “حزب طبقه کارگر” تبدیل نمى‌کند هیچ حزبى نیز هرگز نمى‌تواند کل طبقه را متحد کند. برخلاف تصور بسیارى از مدعیان لنینیزم، نزد خود لنین نیز ارگان وحدت طبقاتى شوراها بودند و نه حزب انقلابى. نقش حزب انقلابی به عنوان بخش آگاه و رزمنده طبقه دقیقا در این است که عامل موثرى در تحول کارگران به چنین طبقه کارگرى باشد. یعنى طبقه‌اى که بتواند اراده کند و سرنوشت جامعه را در دست بگیرد.
اساسا این دو مقوله‌ى مبارزات کارگرى و طبقه کارگر حتى از لحاظ سلسله مراتب تجرید نیز هم سطح نیستند که به صورت مترادف به کار برد و یا براساس کمیت مقایسه کرد. البته مى‌دانیم بسیارى از افراد و جریان هایى که اشتباه هاى بالا را مرتکب مى‌شوند تصور مى‌کنند این عینا همان روش مارکسیستى است. اما این نحوه تعیین مرزو حدود اقتصادى طبقات از جامعه‌شناسى بورژوایى نیز فراتر نمى‌رود و شناخت کاملى از مفهوم طبقه به دست ما نمى دهد. پس برای رسیدن به درک مشترک،لازم است که نخست روشن کنیم مارکس چرا و چگونه مفهوم طبقه کارگر را به کار مى‌برد و منظورش از آن چه بود.
همان طورکه خود مارکس تاکید کرده است، دیگران، قبل از او، هم به وجود طبقات و هم به اهمیت مبارزه¬ی طبقاتى پى برده بودند. بنابراین کشف مارکس نه مفهوم “طبقه کارگر” بود و نه درک اهمیت مبارزات آن. آن چه اندیشه مارکس را متمایز مى‌ساخت به گفته خود او این بود که نشان داد مبارزه¬ی طبقاتى در جامعه¬ی سرمایه‌دارى بایستى به دیکتاتورى انقلابى پرولتاریا منجر شود. بنابراین برداشت مارکس از طبقه یا مبارزه¬ی طبقاتى را نمى‌توان از مقوله قدرت دولتى یعنى حوزه سیاست جدا کرد. تعریف مارکس یک تعریف صرفا اقتصادى نیست. طبقه به عنوان یک ایده متکى بر تعیین جایگاه اقتصادى افراد هنگامى به طبقه به عنوان یک واقعیت اجتماعى تبدیل مى شود که کارگران نه تنها بر اساس این جایگاه خاص به منافع خاص طبقاتى خود پى برده باشند و براى آن مبارزه کنند، بلکه به آن درجه‌اى‌ که آگاهى طبقاتى مى یابند براى تحقق خواست هاى خود در مبارزات سیاسى جامعه نیز مداخله کنند. این پدیده درمورد طبقه بورژوا نیز صدق مى‌کند. بورژوازى نیز هنگامى‌طبقه مى‌شود که سیاسى مى‌شود، یعنى در مبارزات خود علیه طبقات حاکم قبلى ویژگى سیاسى خود به عنوان یک طبقه را نه در ذهن این یا آن مفسر بلکه در خود واقعیت و به صورت خواست هایى حکومتى نشان مى‌دهد. از دید مارکس مسئله طبقات و مبارزه¬ی طبقاتى در وهله نخست به مسئله تحولات دوران‌ساز تاریخى و چگونگى آگاهى نیروهاى اجتماعى به ضرورت این تحولات بر مى‌گردد. سوال اصلى براى او این بود که در جامعه¬ی بورژوائى کدام نیروى اجتماعى رسالت تاریخى انجام این تحولات را به عهده دارد و چگونه به تکالیف خود در انجام این رسالت آگاه خواهد شد. نزد او “طبقه کارگر” یا پرولتاریا آن نیرویى بود که در جامعه¬ی معاصر سرمایه‌دارى مى‌تواند این رسالت را به عهده بگیرد. تضاد عمده دوران سرمایه‌دارى در اجتماعى شدن هرچه بیشتر تولید و متمرکز و متراکم شدن هر چه بیشتر مالکیت در دست تعداد هر چه کمترى از سرمایه‌داران است. کارگران به خاطر نقش‌شان در تولید اجتماعى تنها “طبقه اجتماعى” عمده‌اى هستند که منافع ویژه‌اى جدا از منافع اجتماعى ندارند و مى‌توانند به این تضاد آگاه شوند و براى برطرف ساختن آن فعالیت کنند. یادآورى کنم که نزد مارکس نمى‌توان از لحاظ تئوریک آگاهى را از پراکسیس، یعنى فعالیت هدف‌مند جدا کرد. بنابراین مقوله “طبقه کارگر” اشاره دارد به آن نیروى اجتماعى آزاد از منافع خاص که مى‌تواند به این اهداف تاریخى آگاه شود و دست به این پراکسیس بزند. یعنى خود این طبقه در وهله نخست چیزى داده شده نیست که به خاطر “طبقه کارگر” بودنش خصوصیاتى ذاتى پیدا مى‌کند بلکه باید در فعالیت اجتماعى یعنى در مبارزه و در عمل علیه سرمایه به چنین طبقه‌اى تبدیل ‌گردد. نقطه شروع این هستى طبقاتى در اقتصاد است اما اگر شکل سیاسى نگیرد و در جهت تسخیر قدرت و انجام رسالت تاریخى خود قدم بر ندارد بودن یا نبودنش به مثابه یک طبقه على السویه است. به همین دلیل بود که مارکس گفته است “طبقه کارگر یا انقلابى است یا هیچ چیز نیست”. یعنى اگر به رسالت تاریخى خود آگاه نشود طبقه هم نشده است.
هم آگاهى اولیه طبقاتى و هم شناخت از اهداف مبارزه¬ی طبقاتى خود محصول مبارزه¬ی طبقاتى هستند. این اهداف نه دلبخواه تعیین مى‌شوند و نه از بیرون از جنبش وارد جنبش مى‌شوند. این مارکس نبود که اهداف مبارزه¬ی کارگرى را تعیین کرد. فراموش نکنیم نیم قرن قبل از مارکس کارگران سوسیالیست و کمونیست وجود داشتند. باید گرایش‌ها و روندهایى در خود واقعیت وجود داشته باشند که براى خود طبقه کارگر در عملِ مبارزه¬ی طبقاتى ضرورت این اهداف را برجسته سازند. مارکس بهتر از افراد قبل از خود این واقعیت را درک کرد و براى کارگران برجسته ساخت. به زبان ساده‌تر، هر جامعه‌اى با مسائل و وظایفى تاریخى مواجه است که راه‌حل‌هاى مشخصى را طلب مى‌کند، پس لاجرم عده‌اى‌ نیز باید در این جامعه باشند که این گرایش‌ها را در خود واقعیت مشاهده کنند و به اصطلاح به اهداف فعالیت‌هاى امروزه خود آگاه باشند. یعنى به تکالیفى که جامعه در مقابل‌شان قرار داده آگاه بشوند. بنابراین تبدیل کارگران به طبقه کارگر مترادف است با روند آگاه تر شدن.
بنابراین هنگامى‌که از وضعیت جنبش کارگرى صحبت مى‌کنیم قاعدتا غرض ارزیابى از کم وکیف اعتراض هاى مشخصى است که جلوى چشم ما جریان دارد و احتمالا خود نیز در آن درگیریم، اما هنگامى‌که مساله به مقوله وضعیت طبقه کارگر مى‌رسد اگر بخواهیم به همان شکل مارکس قضیه را بفهمیم به نظر من منظورمان از “وضعیت” فقط مى‌تواند وضعیت نیروى آگاه در جنبش کارگرى موجود باشد. یعنى طبقه تا چه اندازه به خودآگاهى رسیده است. تا چه اندازه به خود به مثابه یک طبقه با رسالتى تاریخى نگاه مى‌کند. این دو البته همواره به هم ربط دارند چرا که نیروى آگاه همواره درون هر جنبشى نیز وجود دارد و بر آن تاثیر مى‌گذارد. بنا به تعریف بالا نیروى آگاه طبقه کارگر یعنى آن نیرویى که همین امروزه فعالیت آگاهانه دارد. یعنى تلاش مى‌کند بین جنبش موجود کارگرى و اهداف و منافع تاریخى طبقه کارگر پلى بزند. بنابراین در بررسى جنبش کارگرى باید دو وضعیت متفاوت آگاهى و رزمندگى را درنظر گرفت و ارتباط متقابل این دو را درک کرد. یعنى باید دید بر اساس وضعیت موجود تا چه اندازه آگاهى اولیه طبقاتى شکل گرفته است، کارگران تا چه اندازه به صورت طبقه کارگر فعالیت مى‌کنند و تا چه اندازه بخشى از طبقه به اهداف تاریخى خود آشنا شده و براى تحقق شان دست به چه اقداماتى مى‌زند.
اما حتى قبل از توضیح وضعیت مشخص و امروزه “جنبش کارگرى” باید خود این مقوله را نیز قدرى بازتر کرد. اشاره کردم این مقوله کارگرى بودن جنبش هنوز از حد یک تعریف جامعه شناسى بورژوایى فراتر نمى‌رود. مبارزات کسانى که هم خودشان و هم وزارت کشور آن ها را کارگر مى دانند ترکیب می شود و به آن عنوان جنبش کارگری اطلاق می شود؛ حتى اگر ارتباط بین اینها فقط ارتباطى لغوى است و نه ارتباطى در عمل و مبارزه. سوال بسیار ساده است اگر کارگران به صورت پراکنده اینجا و آن جا و بدون ارتباط با نقاط دیگر مبارزه کنند آیا جمع جبرى آنها جنبش کارگرى مى‌شود؟ یعنى حتى صحبت از جنبش کارگرى در یک جامعه آنجایى معنى دارد که خود مبارزان کارگرى در واقعیت نیز به آن درجه از آگاهى طبقاتى رسیده باشند که ارتباط درونى و ضرورى این مبارزات را به مثابه بخشى از مبارزات طبقه کارگر در عمل و مبارزه نشان دهند.
اما این تنها مسئله نیست. به قول مانیفست کمونیست، سرمایه‌دارى مبارزه¬ی طبقاتى را ساده کرده و به نبرد دو اردوى بزرگ کار و سرمایه مبدل ساخته است. به عبارت دیگر، هم کارگران باید بتوانند سایر لایه‌هاى اجتماعى را به مبارزات مشترک بکشانند و هم سایر لایه‌ها عاقبت خود را در یکى از این دو اردوى بزرگ تعریف کنند. مثلا پرستاران یا معلمان یا دانشجویان لایه‌هایى متفاوت از کارگران صنعتى هستند و در دوره‌هاى گذشته (و یا شاید در برخى کشورها همین امروزه) مبارزات خود را جدا از مبارزات کارگرى تلقى مى‌کردند، اما امروزه کم و بیش همه جا خود را متعلق به اردوى کار مى‌دانند. بنابراین مسئله ما فقط جنبش “کارگرى” ناب نیست بلکه وضعیت این اردو از اهمیت ویژه ترى برخوردار است. همواره باید بررسى کرد که میزان و شکل و خواست‌هاى مبارزات کارگرى تا چه اندازه توانسته‌اند به شکل‌گیرى اردوى کار کمک کنند.
حال اگر با در نظر گرفتن ملاحظات بالا به بحث جنبش کارگری در ایران برگردیم باید گفت اولین و برجسته‌ترین ویژگى جنبش کارگرى ایران در این است که در مقایسه با توان اجتماعى عظیمى‌که در ذخیره دارد (در محافظه‌کارانه ترین تخمین حدود ۱۳ میلیون) عنصر فعال و موثرى در اوضاع جامعه نیست. یعنى نمى‌توان ادعا کرد که از نظر کل جامعه مبارزات کارگرى در ایران به همان اندازه اهمیت یا تاثیر داشته‌اند که مثلا برگزارى یک انتخابات ریاست جمهورى. یا راه دور نرویم. آیا اعتراضات دى ماه ۱۳۹۶ تاثیر بیشترى در جامعه داشت یا مبارزات کارگرى چندین ماهه قبل از آن؟ روى دیگر این سکه دقیقا همین جاست که کارگران به مثابه طبقه کارگر نه حضورى در انتخابات دارند و نه در اعتراض هاى توده‌اى‌. بنابراین باید گفت حتى در سطح آگاهى اولیه طبقاتى هنوز اوضاع در ایران وخیم است.
بخشى از این کمبود البته به موقعیت ویژه کارگران و ضرورت آغاز از محیط کار بر مى‌گردد که در شرایط سرکوب دائمى‌توسط یک رژیم استبدادى خود این شروع مبارزه را دشوار مى‌سازد. اما استبداد براى همه لایه‌هاى اجتماعى معترض مشترک است. چرا مثلا خرده بورژوازى شهرى بهتر از طبقه کارگر توانسته است خود را در جامعه مطرح سازد؟ چرا کارگران علیرغم این نیروى عظیم نتوانسته‌اند حتى بالنسبه جایگاه مخصوصى را در جامعه ما اشغال کنند؟ اگر واقع‌بین باشیم باید اعتراف کنیم که نه سایر لایه‌هاى اجتماعى چشم امیدى به طبقه کارگر دوخته‌اند نه خود این “طبقه” به اهمیت شرکتش به مثابه یک طبقه در مبارزات دیگران آگاهى یافته است. این بخصوص در دوره بحرانى فعلى مى‌تواند ضربه بزرگى به اهداف طبقه کارگر بزند. جامعه به سوى بحرانى انقلابى مى‌رود در حالیکه طبقه کارگر به مثابه یک طبقه هنوز در صحنه حضور ندارد و از هویتى سراسرى برخوردار نیست. این فقدان را در تظاهرات دى ماه ۱۳۹۶ مشاهده کردیم. هر چند کارگران بسیارى در این گونه تظاهرات شرکت داشتند اما این مداخله به صورت شرکت فردى کارگران بود و نه تنها تاثیر مستقیمى‌در اعتلاى جنبش کارگرى نداشت بلکه مى‌توان گفت بیشتر کارگران را به دنباله رو ى از دیگران سوق مى‌داد.
این به نظر من بیش از هر چیز دیگرى به دلیل دو کمبودِ مشخص است: هم درجه¬ی سازمان‌یافتگى در بین کارگران بسیار پایین است و هم مبارزات‌شان عمدتا اقتصادى بوده است. بخاطر این دو کمبود، تناسب قواى اجتماعى سخت به ضرر طبقه کارگر گرایش داشته است. از آن جا که طبقه سازمان‌یافته نیست نمى‌تواند قدرت خود را به نمایش در آورد و از آن جا که قدرتى نشان نمى‌دهد نمى‌تواند تاثیرى بر سایر لایه‌هاى اجتماعى بگذارد. و خود نیز با محدود ساختن مبارزاتش به مسائل اقتصادى، از درگیرى با دولت پرهیز مى‌کند و در واقع به جامعه نشان مى‌دهد که توان جلب سایر اقشار به مبارزات ضد سرمایه‌دارى را ندارد. تاکید کنم این حرف به معناى کم اهمیت جلوه دادن دست آوردهاى کنونى نیست. براى همین درجه از سازمانیابى بهاى سنگینى پرداخت شده و بعلاوه جریان مبارزاتى دیگرى نیز در کنار آن نبوده است که بخواهیم مقایسه کنیم و یکى را برتر یا بهتر بسنجیم. بهترینى که داریم همین است. آینده بهتر نیز از طریق تخریب آن چه تا کنون ساخته ایم حاصل نخواهد شد. بحث این است که لازم است که چه باشیم و چگونه مى‌توان از وضعیت فعلى خود را به آن رساند.
درجه¬ی پایین سازمان یافتگى کارگران بویژه در جامعه‌اى مثل جامعه¬ی امروز ایران دو صدچندان مخرب است. این تنها نیروى بزرگ اجتماعى است که مى‌تواند تناسب قواى طبقاتى در جامعه را تغییر دهد. حتى در شکل صرفا صنفى هرچه کارگران سازمان یافته تر باشند آن جامعه دموکراتیک تر مى‌شود. اما بیش از ۸۰٪ کارگران ایران در واحدهاى کوچک تولیدى کار مى‌کنند. تجربه اثبات کرده است که شکل سازماندهى صنفى و اتحادیه‌اى و آغاز از واحدهاى تولیدى که کم و بیش از آغاز دهه ۱۳۶۰ تا کنون شکل غالب بوده است نتوانسته درصد حتى اندکى از این بخش پراکنده را سازمان دهد. تعداد اتحادیه و سندیکاى مستقل کارگرى متکى بر واحدهاى بزرگتر نیز از انگشتان دست بیشتر نیست. حتى نهادهای کارگری وابسته به دولت در صد قابل ملاحظه‌اى‌ از کارگران ایران را در بر نمى‌گیرند. بنابراین در شرایطى که در اغلب شهرهاى ایران تقریبا به همان اندازه‌ى کارگرانْ تهیدستان پراکنده شهرى نیز وجود دارند، خود طبقه کارگر هنوز عمدتا توده‌اى پراکنده و منفرد است. پس عاجل‌ترین قضیه این است که طبقه کارگر بر اساس همین وضعیت فعلى چگونه مى‌تواند بر این ضعف تشکیلاتى فائق آید. بوضوح اتکاى صرف به شکل صنفى جواب نداده است پس باید در کنار حفظ و تقویت آن به اشکال جدیدى از سازماندهى روى آورد.
البته همان طور که در آغاز این بحث گفتم مسئله فقط کمبود و ضعف تشکیلاتى نیست. مسئله مطالبات کارگرى حتى مسئله مهمترى است. در بسیارى از تجربیات تاریخى کارگرى دیده‌ایم که حتى تحت شدیدترین شرایط خفقان چگونه یک خواست ابتدائى اما عمومى‌و سراسرى مى‌تواند خود به سازمان یابى سراسرى طبقه منجر شود. اینکه هنوز مبارزات صنفى نتوانسته اند به شکل گیرى مطالبات سراسرى طبقه کمک کنند خود انعکاسى از ضعف این شکل از مبارزه براى رشد آگاهى طبقاتى است. و اگر سازمانى سراسرى وجود ندارد یعنى “طبقه” هنوز سراسرى فکر نمى‌کند پس مطالبات سراسرى نیز شکل نخواهند گرفت. در طول یک دهه بیشترین تعداد اعتراضات کارگرى علیه دستمزدهاى پرداخت نشده بوده‌اند. بر اساس اندازه گیرى میزان موفقیت در این مبارزه آیا کسى مى‌تواند انکار کند که اگر همین انرژى را صرف مبارزه براى مطالبه سراسرى بیمه بیکارى بالاى خط فقر می کردیم نتیجه بیشتری بدست نمی آمد؟ بعلاوه مجددا تاکید کنم مسئله فقط مسئله جنبش کارگرى نیست. آن کارگرى کارگر است و جزیى از “طبقه کارگر” محسوب خواهد شد که تصور نکند ظلم سرمایه‌دارى فقط او را دربر مى‌گیرد. کارگران تا آن جایى که بتوانند در ایجاد و گسترش اردوى کار علیه سرمایه موثر باشند به تبدیل خود به یک طبقه واحد با رسالت رهبرى تمام طبقات پایینى نیز کمک کرده اند. بنابراین باید در کنار خواست هاى مشخص و صنفى خواستهایى را برجسته کرد که به شکل‌گیرى اردوى کار کمک کند. به یاد بیاوریم یکى از دلایل عمده شکست انقلاب ۵۷ در این بود که طبقه کارگر نتوانست تهیدستان شهرى را به اردوى کار جلب کند.
از طرف دیگر ارزیابى وضعیت مشخص نیروى آگاه طبقه، یعنى نیروى آگاه به تکالیف انقلاب آینده ایران، یعنى آگاه به ضرورت مبارزه براى کنترل کارگرى برتولید و توزیع، حتى از ارزیابى جنبش روزمره کارگرى منفى‌تر است. این درحالی است که جامعه¬ی ایران در مقایسه با جوامع مشابه از سنت بالنسبه طولانى‌تر سوسیالیستى برخوردار بوده است. دست کم از انقلاب مشروطه تا کنون. در یک اندازه گیرى صرفا کمى، در هیچ کشورى در خاورمیانه بزرگ به اندازه ایران سوسیالیست نداشته و نداریم و به اندازه ایران کتاب و نوشته از بزرگان سوسیالیزم ترجمه و منتشر نشده است. اما در هیچ کدام به اندازه ایران فقدان گرایش سوسیالیستى در جنبش کارگرى به این اندازه وخیم نیست. و این در شرایطى است که صدها گروه و سازمان مدعی رهبری آن‌اند. نمى‌خواهم همه را با یک چوب بزنم اما بسیارى از این جریان‌ها نه تنها خود را متخصص سوسیالیسم علمى‌مى‌دانند که در واقع آگاهى طبقه را نیز با وجود خود تعریف مى‌کنند. اما اگر گرایشى سوسیالیستى در مبارزات امروزه کارگرى وجود دارد عملکرد آن چه بوده است و چه کرده است؟ اینکه عده زیادى سوسیالیست هستند و یا چندین سازمان سوسیالیستى دائما در باره مبارزات کارگرى و از دیدگاه سوسیالیستى نظر مى‌دهند و به قول خودشان در جنبش مداخله مى‌کنند، اثبات نمى‌کند که در واقعیت نیز به آن نیروى مادى که ادعا مى‌کنند تبدیل شده اند. گرایش سوسیالیستى طبقه کارگر یعنى گرایشى سوسیالیستى در مبارزات کارگرى و نه وجود سازمان هاى سوسیالیستى خارج از آن. البته فرقه ها این تفاوت ها را درک نخواهند کرد چرا که در واقع خود را جایگزین طبقه کرده‌اند. هنگامى‌که مى‌گویند جنبش سوسیالیستى طبقه کارگر فلان کرد و بهمان گفت یعنى ما کردیم و ما مى‌گوییم. یعنى چون ما خودمان خود را داخل طبقه مى‌دانیم پس وجود داریم.
بدون تردید عناصر سوسیالیست درون طبقه فراوان اند اما باید دید پس به چه دلیل نمى‌توان عملکرد گرایشى سوسیالیستى را درون مبارزات کارگرى نشان داد؟ اساسا چگونه مى‌توان درجه¬ی این آگاهى را سنجید؟ بوضوح این آگاهى را باید نه در کله افراد و نه در بیانات این یا آن گروه جستجو کرد بلکه باید اثر آن را در خود فعالیت‌هاى کارگرى نشان داد. باید بتوان تاثیر آن را در مطالبات کارگرى، در شکل سازمان‌یابى‌اش، در میزان ارتباطش با سایر لایه‌ها و طبقات، در ادبیاتش و در اندیشه‌هایش، و در گرایش‌ها و محافل سیاسى‌اش مشاهده کرد. بر این اساس و در آستانه تحولات انقلابى بعدى، باید گفت وضعیت نیروى آگاه پرولترى در جامعه¬ی ما حتى از انقلاب ۵۷ بدتر است. شواهد فعالیت کارگران سوسیالیست در دل جنبش کارگرى در آن زمان به مراتب بیشتر بود.
این آگاهى البته نخست به واسطه افراد در جنبش تجلی و بروز می یابد و در حالات عادى مبارزه¬ی طبقاتى مراحلى تدریجى و غالبا با افت و خیز را طى مى‌کند. به یک معناى کلى مرحله اولیه آن صرفا اقتصادى است. یعنى کارگران در مبارزه علیه کارفرمایان آگاه مى‌شوند که منافع مشترکى دارند و باید متحد و متشکل شوند، اما هنوز رسالت تاریخى خاصى براى خود قائل نیستند. بوضوح در صنایع بزرگ کاپیتالیستى که هزاران کارگر تحت شرایطى کم و بیش مشابه کار مى‌کنند آگاه شدن به این منافع مشترک طبقاتى مى‌تواند سریعتر صورت بگیرد و به سرعت به حوزه هاى دیگر نیز سرایت کند. اما این هنوز از حد آگاهى اتحادیه‌اى‌ فراتر نرفته است و با افت و خیز مبارزات کارگران نوسان مى‌کند. اگر طبقه نتواند حتى در این شکل ابتدائى خود را واقعا سراسرى کند و این سراسرى بودن را در خواست ها و تشکل هاى خود نشان دهد نخواهد توانست حتى این آگاهى حداقلى طبقاتى به دست آمده را نیز حفظ کند.
قدم دوم درک ضرورت کار سیاسى است. مبارزات کارگرى به سرعت در منطق خود مبارزه نشان خواهد داد که نیروى مقابل طبقه کارگر فقط کارفرمایان نیستند بلکه باید به جنگ دولت موجود نیز رفت. اساسا بسیارى از مطالبات اولیه جنبش کارگرى خود ذاتا سیاسى اند چرا که فقط مى‌توانند از دولت طلب شوند و نه از کارفرماهاى منفرد. مثلا مسائلى از قبیل ۸ ساعت کار، حداقل دستمزد ها و یا بیمه بیکارى به شکلى خود به خودى طبقه را در برابر دولت قرار مى‌دهد. فقط در مبارزه علیه دولت است که آگاهى صرفا طبقاتى اولیه مى‌تواند شکل سیاسى ـ اجتماعى به خود بگیرد و امکان گسترده شدن و ریشه دواندن در جامعه را پیدا کند. هرچه کارگران بیشتر به مصاف دولت بروند باید بیشتر به صورت طبقه عمل کنند و طبقات دیگر نیز بیشتر به اهمیت این طبقه پى خواهند برد. طبقه‌اى‌ که در تولید ریشه داشت و نخست براى تغییر شرایط کار به مبارزه کشیده شده بود، اینجا طبقه‌اى‌ سیاسى ـ اجتماعى مى‌شود. مرحله بعدى البته تحزب است. اگر مبارزات کارگرى و درجه¬ی سازماندهى طبقاتى به آن مرحله رسیده باشد که بتواند بخش مهمى‌از طبقه را براى مبارزات سیاسى علیه دولت بسیج کند کارگران به این گزینه نیز خواهند رسید که پس چرا حزب خود را نسازند. در بسیارى از جوامع سرمایه دارى احزاب اولیه طبقه کارگر در واقع توسط خود اتحادیه ها ساخته شدند.
من اینجا به گرایش هاى سیاسى دیگر درون طبقه کارگر اشاره‌اى‌ نکردم. منظورم گرایش هایى است که تحت تاثیر ایدئولوژى هاى بورژوایى و خرده بورژوایى قرار دارند. تا زمانى که حزب انقلابى طبقه کارگر تشکیل نشده افزایش نفوذ ایدئولوژى هاى غیر کارگرى اجتناب ناپذیر نیست. یکى از وظایف حزب انقلابى و دقیقا یکى از دلایل تشکیل آن همین است که اینگونه گرایش ها را به طبقه کارگر بشناساند. درضمن مراحلى که از رشد آگاهى برشمردم نیز الزما متوالى نیستند و همواره هم به این شکل که من گفتم پدیدار نمى‌شوند اما تفاوت هاى کلى آن را نیز نباید نادیده گرفت. غرض این بود که نشان دهم طبقه کارگر بودن به موقعیت خاص در تولید خلاصه نمى‌شود و باید در صحنه سیاسى جامعه نیز ظاهر شده و فعال باشد. اگر از این لحاظ به طبقه کارگر ایران نگاه کنیم هنوز تا طبقه شدن فاصله دارد. و من اینجا هنوز حتى وارد مسئله آگاهى سوسیالیستى نشده‌ام.

اعلام حمایت از فراخوان اعتصاب عمومی در کردستان

کارگران و زحمتکشان :
همانگونه که استحضار دارید رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی بر سرعت ماشین کشتار خود افزوده است، و با شقاوت و بیرحمی سه جوان مبارز خلق کرد را در سپیده دم شنبه هفدهم شهریور ماه اعدام کرد. در همین روز نیروهای تروریست سپاه پاسداران با حمله هوایی و موشک های دور برد مقرهای هر دو جناح حزب دمکرات کردستان ایران و حزب دمکرات کردستان را بمباران کردند، که بنا به خبرهای رسیده همزمان با این حمله نشست حزب دمکرات کردستان در سالن اجتماعات در حال برگزاری بوده که متاسفانه با اصابت موشک ها به سالن اجتماعات پانزده تن از اعضای حزب فوق در دم جانباخته اند و حدود پنجاه نفر هم به شدت زخمی شده اند که در میان انان زنان و کودکان مقیم اردوگاه نیز حضور دارند . بدون شک تکرار چنین رفتار وحشیانه رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی از سر ضعف و برای فرار از بحران های داخلی و ترس از قیام طبقه کارگر است. آحاد طبقه کارگر، و جنبش های مختلف اجتماعی طی دو سال گذشته، بخصوص در هفته های اخیر، در شهرهای مختلف با آهنگی رو به جلو، هر روز مبارزه را اعتلا بخشیده اند و زمینه فکری و عملی ساخته شدن شوراهای کارگری در محل کار و محافل کارگری در حال شکل گیری است. همچنین همزمان با اعدام جوانان و شلاق زدن کارگران ، زندان و شکنجه فعالین جنبش های مختلف در سطح گسترده توسط جمهوری اسلامی، پاسخ مردم ایران بخصوص مردم مبارز و انقلابی کردستان در هفته های گذشته در مراسم بزرگداشت فعالان جانباخته محیط زیست با پرچم های سرخ تجلی یافت. وحشت سرمایه داری از خیزش قهر انقلابی سرخ و آغاز انقلاب کارگری در همه ارکان جمهوری اسلامی به وضوح پیداست ، ما در جمع قدم اول و کمیته حمایت از آرمانهای شاهرخ زمانی، ضمن تسلیت و ابراز همدردی عمیق با خانواده زندانیان سیاسی اعدام شده (رامین حسین پناهی، زانیار، لقمان مرادی و کمال احمدنژاد در زندان میاندوآب) و همچنین اعلام انزجار از حرکت تروریستی سپاه پاسداران در حمله به احزاب اپوزیسیون جمهوری اسلامی علی رغم هر انتقادی که به خط فکری و طبقاتی این احزاب داریم، خواستار پیوستن کارگران ، زنان و زحمتکشان جامعه کردستان به اعتصاب عمومی روز چهارشنبه بیست و یکم شهریور ماه در شهرهای کردستان هستیم . در همین راستا با فراخوانی که کومه له ( سازمان کردستان حزب کمونیست ایران) و چند حزب و سازمان چپ منتشر کرده اند اعلام همبستگی میکنیم و برای هر چه قویتر عملی شدن آن از همه دوستداران ، فعالین و رفقای داخل خود در شهرهای کردستان صمیمانه تقاضا داریم تا به این اعتصاب عمومی ملحق و برای پیروزی ان در هر سطحی فعالیت کنند .
بدون شک پیروزی نهایی از آن طبقه کارگر است.
زنده باد همبستگی طبقاتی کارگران و زحمتکشان
سرنگون باد رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی
جمع قدم اول (تدارک حزب انقلابی طبقه کارگر)
کمیته حمایت از ارمانهای شاهرخ زمانی
هجدهم شهریور ماه ۹۷

کارگران،زحمتکشان ، مردم شریف و آزاده ایران

بیانیه ۱۵۸

کارگران،زحمتکشان ، مردم شریف و آزاده ایران

رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی جنایتی دیگر آفرید و درسحر گاه روز شنبه ۱۷ شهریور ۱۳۹۷ برابر با ۸ سپتامبر ۲۰۱۸ سه تن از زندانیان سیاسی به نام های رامین حسین پناهی، زانیار و لقمان مرادی را در زندان رجایی شهر کرج به جرم عدالت خواهی و مبارزه با رژیم جهل و جنایت اسلامی سرمایه به جوخه اعدام سپرد.

شهریور یادآور قتل عام زندانیان سیاسی در بیداگاههای رژیم اسلامی /شهریور یادآور به قتل رسیدن شاهرخ زمانی و شهریور ماه اعدام رامین و زانیار و لقمان … و شهریور ماه ویرانی رژیم جهل و جنایت اسلامی سرمایه.

این رژیم جهل و جنایت که اکنون تحت فشار اعتراضات توده ای به زانو در آمده، مذبوحانه سعی نمود با اعدام زندانیان سیاسی مبارزات مردم را به باد تمسخر گرفته و نمایش اقتدار پوشالی بر پا نماید، اما باید بداند که مردم به پا خواسته دیگر مرعوب جنایات این رژیم منفور نخواهند شد و تا سرنگونی جمهوری اسلامی از پای نخواهند نشست .
با گسترش اعتراضات توده ای، با سازماندهی در مراکز کار و تولید و با تشکل یابی گسترده و گسترش تشکل ها تا فدراسیون سراسری کارگران و زحمتکشان ، با ایجاد حزب انقلابی طبقه کارگر و سرانجام با یک اعتصاب عمومی در سراسر ایران می توان پوزه این رژیم منفور را برای همیشه به خاک مالید.
کمیته حمایت از آرمانهای شاهرخ زمانی بار دیگر ضمن محکوم کردن این جنایت بی شرمانه رژیم منفور اسلامی سرمایه همدردی عمیق خود را با اعضای خانواده و بستگان این سه زندانی سیاسی اعلام میدارد.
ما براین باوریم که برای پایان دادن به حاکمیت حکومت، دار و درفش اسلامی چاره ای جز سازماندهی و متشکل نمودن طبقه کارگردر ابعاد سراسری و کسب قدرت سیاسی از جانب این طبقه راه دیگری قابل تصور نیست.

نابود باد رژیم جهل و جنایت اسلامی سرمایه .

زنده باد آزادی /زنده باد برابری/زنده باد سوسیالیسم

کمیته حمایت از آرمانهای شاهرخ زمانی
۱۸ شهریور ۱۳۹۷

پیشنهاد برای کنفرانس استکهلم (شنبه ۲۲ سپتامبر ۲۰۱۸)

پیشنهاد برای کنفرانس استکهلم (شنبه ۲۲ سپتامبر ۲۰۱۸)

۴۰۴۶۳۳۷۰_۲۵۱۰۲۲۹۰۲۲۱۷۴۰۹_۸۹۹۶۸۴۶۱۲۴۴۰۴۸۳۴۳۰۴_n

با توچه به آفیشی که تعدادی از تشکیلات های موجود در بلوک سوسیالیستی با عنوان “یک آلترناتیو سوسیالیستى ضرورى و ممکن است!” منتشر کردند. و آن موضوع بحث کنفرانس استکهلم در روز شنبه ۲۲ سپتامبر ۲۰۱۸ خواهد بود. ضمن اینکه ما در جمع قدم اول ضرورت چنین کنفرانس های را کاملا” قبول داشته و اعلام حمایت از کنفرانس فوق میکنیم و امیدواریم در جهت اهداف اعلام شده تلاش ها هر چه بیشتر به ثمر برسد. و همچنین امیدواریم که بتوانیم در اهداف و مطالبات مشترک بخصوص در رابطه با کنفرانس اعلام شده هر چه بیشتر همکاری کنیم. و با توجه به اینکه فعالیت بخش ها و گرایشات مختلف موجود در بلوک سوسیالیستی بخاطر مشترک بودن پایگاه اجتماعی و اهداف اصلی پیوستگی تاریخی و اجتماعی و بخصوص طبقاتی دارند کسب موفقیت در ایجاد آلترناتیو مورد نظر نیازمند توجه به فعالیت ها و جمع بندی های تشکیلات ها و فعالین در گذشته و حال نیز دارد، لذا لازم بذکر است که تعدادی از رفقا حاصل تلاش ها و فعالیت های گذشته خود را در مورد ضرورت آلترناتیو مورد بحث به اشکال مختلف در اختیار همه نیروها گذاشته اند که ممکن است در تلاش رفقا بابت برگزاری کنفرانس فوق مثبت باشند از رفقای که در این رابطه تلاش کردند بعنوان نمونه افرادی مانند شاهرخ زمانی و حیدر و … در آدرس های زیر ( http://jebhe-k.blogspot.com/ )( https://www.youtube.com/user/2008bahram/videos ) و دیگر رفقای که طی ۴ سال گذشته در جمع قدم اول به اشکال گوناگون در جهت فوق تلاش نمودند، برای پر بار شدن بحث ها و تبادل نظرات و کسب نتایج هر چه دقیق تر در کنفرانس استکهلم شاید نتایج تلاش رفقای ذکر شده و جمع قدم اول مثمر ثمر باشد از این جهت به همه تشکیلات های پیش قدم شده در کنفرانس فوق پیشنهاد می کنیم ، آنها را نیز، جهت نقد های دقیق و برنده خود مد نظر قرار بدهند. موارد فوق را می توان در سایت ( http://nashriye.com/ )، در کانال یوتیوب (https://www.youtube.com/channel/UCSLTO6z9Aa2Ba5lmAE1f3dg/videos ) و در نشریات قدم اول و همچنین در وبلاگ ( http://chzamani.blogspot.com/ ) و کانال یوتیوب ( https://www.youtube.com/user/freeshahrookh/videos ) کمیته حمایت از آرمانهای شاهرخ زمانی مشاهده نمود. در این رابطه نیز برای ساده تر شدن استفاده از آنها ما در جمع قدم اول همه جانبه آماده همکاری هستیم. از جمله متن زیر که فشرده ترین جمع بندی از مباحثات تا کنونی جمع قدم اول در رابطه با دست یابی به آلترناتیو سوسیالیستی است و ما ان را برای منظم نمودن ادامه کاری خود جهت طرح موارد لازم به مباحثه عمومی رو به عموم ارایه کرده بودیم، فکر می کنیم می تواند به عنوان یکی از پیشنهاد ها به کنفرانس استکهلم مورد توجه واقع شود . متنی که پیشنهاد شده است تلاش دارد با عنوان “نیازهای جنبش کارگری ” عاجل ترین نیاز ها و مطالبات پایه ای جنبش کارگری و انقلابی را به شکل کلی و فهرستی از موضوعات زیر مجموعه ای جهت طرح منظم موضوعات به صورت پیش نیازهای دیگر مطالبات طرح عمومی کند، تا با بحث و تبادل نظر در سطح گسترده امکان کسب جواب های بهتر وجود داشته باشد. ما امیدواریم با حسن نیت همه رفقا و گرایشات انقلابی امکان همکاری های مشترک در نقاط مشترک و بحث و تبادل نظر در نقاط اختلاف بخصوص در کنفرانس استکهلم هر چه بیشتر گسترش یافته جایگاه واقعی خود را در میان کلیه تشکیل دهندگان بلوک سوسیالیستی بیابد، به امید چنان روزی.
سرنگون باد جمهوری اسلامی سرمایه داری
پیش بسوی سازمانیابی و سازمادهی انقلابی (آلترناتیو سوسیالیستی)
پیش بسوی همبستگی طبقاتی
جمع قدم اول یکشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۷

برای دست یابی به ” تحلیل مشخص از شرایط کنونی”

( لازم به تذکر است که ما در جمع قدم اول بیشتر یا تماما” به بخش های خواهیم پرداخت که در جهت بستر سازی برای ساختن حزب انقلابی طبقه کارگر نسبت به بقیه تقدم دارند، و بقیه موارد را در صورت لزوم در حد گذرا و طرح فهرست وار مطرح خواهیم کرد. البته می دانیم که تمامی موضوعات مطرح شده به عناوین مختلف و با درجات مختلف در مبارزه و ابزار های مورد لزوم مبارزه طبقاتی تاثیر خواهند داشت اما برخی از آنها در رابطه با تشکل یابی کارگران در شکل تحزب یابی بیشتر از بقیه دخالت دارند )
بدنبال گفتگو و تبادل نظر نزدیک به ۲۰ سال به این نتیجه رسیدیم که طبقه کارگر برای رسیدن به مطالبات و اهدافش نیاز مبرم به سازماندهی در دو سطح که داری پیوند ارگانیک با هم باشند و به شکل سراسری و دارای همبستگی به عنوان یک طبقه منسجم دارد. و چنین دریافتی را به صورت دو بند مکمل یکدیگر تدوین کردیم که در واقع تایید مجددی بود در رابطه با تجربیات پیروزمند مبارزات طبقه کارگر و آموزش های گذشته و تاریخی مبارزات و انقلابیون این طبقه . دو بند تدوین شده به صورت زیر است.
۱- سازمان دهی و سازمان یابی و گسترش ان تا حد سراسری در سطح گسترده عمومی کارگران و زحمتکشان با رویکرد صنفی و اقتصادی رشد یابنده تا سطح سیاسی که باید اشکال مختلف متشکل شدن از جمله کانون صنفی، انجمن صنفی ، اتحادیه و سندیکا ، … ،کمیته های فعالین ، کمیته های کارخانه تا شورا های را در بر بگیرد.
۲- سازماندهی و سازمان یابی در سطح سیاسی با رویکرد هدایت طبقه کارگر برای انقلاب و تسخیر قدرت و بر قراری جامعه سوسیالیستی با شروع از میان نیرو های انقلابی طبقه کارگر و گسترش آموزش و یار گیری هر چه گسترده تر از میان نیروهای فعال کارگران و زحمتکشان در تشکل ها و نیرو های منفرد در اشکال ساخت هسته ها و کمیته های مخفی انقلابی که دارای پیوند ارگانیک با طبقه کارگر در محل کار و زندگی بخصوص از طریق تشکل های کارگران و زحمتکشان باشد و رشد این نوع تشکل ها تا سطح ایجاد حزب انقلابی طبقه کارگر به عنوان ستون فقرات سازماندهی طبقه کارگر برای مقابله با دشمنان و هدایت و رهبری تا پیروزی انقلاب.
سپس در دو مورد بالا از طریق نقد و بررسی گذشته و بحث های تئوریک و بررسی شرایط موجود و روابط و مناسبات روز میان طبقات در حال نبرد بیشتر تحقیق و تبادل نظر کردیم و نتایج به دست آمده این بود که علی رغم جان فشانی ها و فداکاری های نیروهای انقلابی متاسفانه تا کنون نتوانستیم ارتباط ارگانیکی که در صد سال قبل میان انواع تشکل های کارگران و زحمتکشان و انقلابیون در گستره داخلی و جهانی و در سطوح مختلف وجود داشت و با حمله سازمان یافته سرمایه داری از بین رفته است مجددا” ایجاد کنیم، در نتیجه نتوانستیم تاثیر گذار شده و به پراکندگی و تفرقه موجود میان نیروهای طبقه کارگر فائق بیاییم. تصمیم گرفتیم برای مبارزه و مقابله با پراکندگی و تفرقه اقدام به بستر سازی که بتواند امکان همکاری های لازم را ایجاد کند در قالب موضوع “بستر سازی ” با رویکرد همکاری عملی مشترک در نقاط مشترک و بحث و تبادل نظر در نقاط اختلاف رو به عموم را از طریق جمع قدم اول طرح کردیم .
در ادامه بحث های و فعالیت های خود تحت عنوان بستر سازی و ادامه نقد و بررسی ها در جمع قدم اول نتیجه گرفتیم بهتر است قبل از هر چیزی در رابطه با نیاز های روز جنبش کارگری طرح مسئله کنیم و از همه نیروهای فعال طبقه کارگر بخواهیم بیایند به گفتگو و تبادل نظر در رابطه با نیاز های عاجل جنبش کارگری که می توانیم بگوییم در واقع پیش نیاز بقیه مطالبات کارگران و زحمتکشان باید باشند بپردازیم.
در این مرجله نتیجه گرفتیم :
در شرایط کنونی و در زمان حاضر سه مورد ضرورت مبرم است که جنبش کارگری برای دست یابی به مطالباتش باید بعنوان پیش نیاز آن سه را کسب کند. ما نتیجه گرفتیم جنبش کارگری و جنبش انقلابی بدون موفقیت در کسب سه پیش نیاز مورد نظر نمیتواند از بن بستی که اکنون گریبان جنبش کارگری و انقلابی را گرفته است خلاص شده و عبور نماید در نتیجه بدون عبور از بن بست موجود جنبش انقلابی نمیتواند بر بحران هویت و بحران رهبری که گرفتار شده است فائق بیاید و در این صورت نمیتواند مناسبات و ارتباط اصولی و ارگانیک با طبقه کارگر بر قرار نماید و در نهایت دو جنبش فوق جدا از هم گرفتار روز مرگی ، پراکندگی و تفرقه، گرفتار دور تسلسل باقی خواهند ماند. برای عبور از چنین بن بستی نیاز داریم موقعیت خود و دشمن را دقیق شناخته و تحلیل کنیم و ابزارهای لازم را برای مقابله به چنین موقعیتی کسب کنیم .در هر حال سه پیش نیاز مورد نظر را به صورت زیر با عنوان ” نیاز های جنبش کارگری ” تدوین کردیم : ( در واقع بند یک را به دو بند دو و سه که قبل نتیجه گرفته بودیم اضافه کردیم، و البته بحث و نتیجه کنونی حاصل بسیاری از بحث های ارایه شده مانند ، ” در دوره پیشا سازمانی هستیم” ، یا برای دست یابی به همبستگی طبقاتی و سازماندهی طبقاتی و دست یابی به حزب و تشکل های سراسری “نیاز به بستر سازی داریم” و بحث های از این دست که طی ۴ سال گذشته داشتیم ، حاصل شده است.)
۱- تهیه و ارایه “تحلیل مشخص از شرایط کنونی “، برای تهیه چنین تحلیلی باید شرایط کنونی و تاریخ نبرد طبقاتی کارگران ، شرایط کنونی هم پیمانان کارگران و هم چنین شرایط کنونی با توجه به گذشته و تجربیات دشمنان کارگران و زحمتکشان و هم چنین شرایط محیط زندگی و امکانات و مشکلات زیستی و اجتماعی ایران ، منطقه و جهان و مناسبات جاری میان آنها مورد نقد و بررسی قرار بگیرند. با دست یابی به چنین تحلیل به روزی است که می توانیم راه برون رفت از بن بست کنونی را پیدا کرده و آماده مبارزه و نبرد دقیق تر شویم.
(تا زمانی که “تحلیل مشخص از شرایط کنونی” به دست نیاید کسی نمی تواند در بسیاری از موارد دقیق تعیین کند دوستان و دشمنان کدام نیروها و چه کسانی هستند و با کدام نیروها باید همکاری کرد و از کدام نیروها باید دوری نمود، البته تا موقع کسب ” تحلیل مشخص از شرایط کنونی ” نباید مبارزه را تعطیل کرد یا از مبارزه دورماند یا فعالیت را به بعد موکول نمود چرا که مبارزه بدون ما و بدون اختیار ما پیش خواهد رفت ولی به شکل خود به خودی که حاصل ان می تواند مثبت یا منفی که البته بیشتر مواقع منفی خواهد شد بنا براین برای جلوگیری از زیان باید هر چه زودتر اقدام به نقد و بررسی موارد لازم کرد، در همین حال لازم است بدانیم بعد از دست یابی به ” تحلیل مشخص از شرایط کنونی” به سازمان یابی و سازماندهی دقیق و پرتوانی دست خواهیم یافت که با شتاب زیاد و قدرت بالای مبارزه را رشد خواهد داد. )
۲- دفاع و حمایت از تشکل های مستقل موجود کارگران و زحمتکشان ، تصرف تشکل های کارگری وابسته که ریشه مردمی دارند و هدایت آنها در جهت مستقل شدن و ایجاد تشکل های جدید کارگران و زحمتکشان در اشکال مختلف و رشد و گسترش همه آنها تا رسیدن به تشکل های سراسری کارگران و زحمتکشان در سطوح مختلف و بخصوص حمایت و دفاع از ساخته شدن شوراهای کارگری در شرایط خاص امروزی .
۳- حمایت و گسترش هسته های مخفی انقلابی موجود و ایجاد هسته ها و کمیته های بیشتر و رشد و گسترش آنها تا رسیدن به سطح ایجاد حزب انقلابی طبقه کارگر
( همه حمایت ها و فعالیت های لازم باید با این رویکرد باشد که تمامی تشکل های موجود و تشکل های که باید ساخته شوند و نطفه های تشکل های سراسری از هیات های موسس فدراسیون های سراسری منطقه ای ، رشته ای گرفته تا سراسری کشوری و از نطفه های حزب انقلابی طبقه کارگر با عناوین هسته ها و کمیته های مخفی انقلابی گرفته تا خود حزب انقلابی طبقه کارگر از بدو تشکیل تا هر زمانی که لازم هستند باید پیوند ارگانیک با یکدیگر داشته باشند یعنی معیار و ملاک اصلی تشکیل شدن همه آنها دارای چنین پیوند باشند)
موارد گفته شده در بالا به شکل کلی تا کنون موضوع بحث چند جلسه و مصاحبه از طرف جمع قدم اول و افراد بوده اند ، در این نوشته تلاش می کنیم به بند یک از سه بند طرح شده بعنوان نیازهای جنبش کارگری بپردازیم که در مرحله اول به شکل کلی به بند یک خواهیم پرداخت و در پی آن تلاش خواهیم کرد به جزئیات مربوط به بند یک را بیشتر پرداخته و آنها را در حد امکان جز به جز مورد بررسی قرار بدهیم .
همان طوریکه گفتیم برای یافتن راه خروج از بن بست موجود که گریبان جنبش کارگری و جنبش انقلابی را گرفته و جنبش انقلابی به دلیل نداشتن پیوند ارگانیک با پایه اجتماعی خود یعنی بی ارتباط بودن با حوزه های مبارزاتی و اجتماعی طبقه کارگر دچار بحران هویت و رهبری نیز شده است با توجه به چنین وضعیتی است که هم جنبش کارگری و هم نیرو های انقلابی گرفتار بن بست شده اند ، لازم به توضیح است که جنبش کارگری بی وقفه و با شدت و حدت بسیار وظایف خود را انجام می دهد این جنبش انقلابی است که در حوزه انجام وظایف خود دچار نقصان است ، برای بر طرف کردن نقصان فوق نیاز مبرم به “تحلیل مشخص از شرایط کنونی” دارد ، موارد و پارامترها و حوزه های که باید مورد نقد بررسی واقع شوند تا به تحلیل مورد نظر دست بیابیم عبارتند از :
(قبل از بر شمردن موارد فوق بهتر است بگوییم چنین عمل بزرگ و گسترده از عهده افراد و محافل و احزاب و سازمانها به تنهایی خارج است بلکه همه نیروهای باید وارد بحث و تبادل نظر و نقد و بررسی شوند. همچنین آیتم های تفکیک شده در زیر برای نقد و بررسی نمی توانند کاملا” منفک از یکدیگر باشند بررسی تک به تک و جدا و منفک شده آنها تنها برای این است که کار بررسی و نتیجه گیری امکان پذیر و با دقت بیشتر صورت بگیرد.)
۱- نقد و بررسی شرایط کنونی ایران با توجه به تجربیات گذشته که چرا به چنین وضعیتی رسیده است و همچنین امکانات بالفعل و بالقوه برای خروج از وضعیت فعلی کدام ها هستند.
۲- نقد و بررسی شرایط منطقه و جهان از جوانب و زاویه های مختلف بخصوص از جهت ارتباط با وضعیت ایران از زاویه های مثبت و منفی نسبت به طبقه کارگر و همپیمانان آن، مناسباتی که در ساختار جهانی میان نیروهای سرمایه داری بر قرار است و مشترکات و تنش های جاری مابین آنها
۳- شناسایی و نقد و بررسی دوستان و همپیمانان طبقه کارگر در داخل ایران و خارج از ایران با توجه به توانایی ها و ضعف های بالفعل و بالقوه آنها و نیازها و مطالبات مشترک و غیر مشترک انها با طبقه کارگر و دیگر نیروهای بازیگر در نبرد طبقاتی هم چنین یافتن راه ها و روش های که می توان پیوند میان انها با کارگران را بیشتر و بهتر ایجاد کرده و پیش برد. دراین مورد نیز ضمن ملاک عمل قرار داند شرایط کنونی این همپیمانان ، باید گذشته ، تجربیات و نتایج کسب شده تاکنونی انها نیز مد نظر باشد.
۴- شناسایی و نقد و بررسی انواع مختلف دشمنان طبقه کارگر در داخل ایران و بیرون از ایران به شکل همه جانبه با توجه به گذشته و تجربیات مبارزاتی ، همپیمانان آنها و عملکرد کنونی آنها ، انواع تشکیلات های که در اختیار دارند ، توانایی های بالفعل و بالقوه آنها ، و یافتن راه های اصولی مقابله با انها.
۵- شناسایی و نقد و بررسی وضعیت نیروهای انقلابی ایران و جهان و مناسبات موجود بین انها در سطوح مختلف اجتماعی و جغرافیایی ، گذشته و تجربیات تاریخی و علل پیروزی ها و شکست های گذشته و امکانات مثبت برای رشد مبارزه و نا توانایی های موجود در حال حاضر و یافتن راه و روش جدید مبارزه و برای بر قراری و ارتقاع سبک کار کمونیستی در مبارزات جاری.
در واقع پس از اینکه ما موفق به تهیه چنین “تحلیل مشخص از شرایط کنونی” با توجه به دخالت دادن موارد گفته شده در نقد و بررسی های خود حاصلی بدست می آید که از طریق ان می توانیم با توجه و متناسب با توانایی های موجود خود راه های فایق آمدن بر مشکلات را بیابیم و از بن بست موجود عبور کرده سازمان یابی و سازماندهی مبارزات طبقاتی را بهتر و دقیقتر پیش ببریم ، و بر دشمنان طبقه کارگر پیروز شویم.
لازم است بدانیم با توجه به سازمان یافتگی بسیار بالا و در اختیار داشتن انواع مختلف ابزارهای مبارزاتی و سازمانی در اختیار سرمایه داری، امکان مقابله طبقه کارگر با سرمایه داری تنها از طریق داشتن” تحلیل مشخص از شرایط کنونی” که در بالا حوزه ها و موارد لازم برای تهیه آن را بیان کردیم و سازمان یابی و سازماندهی خودش بر مبنای موارد و نتایج بدست آمده از تحلیل های فوق بستگی و امکان دارد.

حال برای شروع عملی، نقد و بررسی و تهیه مواد اولیه برای تهیه “تحلیل مشخص از شرایط کنونی” مشخصا” و جز به جز از موارد مشخص زیر شروع می کنیم ما به نوبه خود هر کدام از موارد زیر را در یک یا چند جلسه که فراخور بحث مورد نیاز خواهند بود ارایه خواهیم داد در همین جهت برای رسیدن به بهترین نتیجه در این نقد و بررسی و کسب نتایج اصولی تر ضمن اینکه از همه رفقا در اشکال سازمانی و انفرادی دعوت می کنیم در بحث های ما فعالانه شرکت نمایند در همین حال از همه سازمانها و احزاب و محافل و افراد می خواهیم خود نیز آنگونه که اصولی و صلاح می دانند با تشکیل جلسات ، کنفرانس ها ، سمینار ها ، میزگرد ها و مناظره ها ، و مصاحبه ها و نوشته های مختلف نقد و بررسی های فوق را پی گرفته به یافتن راه های بهتر مبارزه و رسیدن به “تحلیل مشخص از شرایط کنونی” را هر چه بهتر و سریعتر کنند) :

۱- شناسایی و نقد و بررسی دوستان و هم پیمانان طبقه کارگر
الف – در سطح داخلی
ب – در سطح منطقه ای
ج – در سطح جهانی ،
ت- دوستان بالفعل و دوستان بالقوه
د – چگونه می توان به هم بستگی میان انها دست یافته و گسترش داد ؟
۲- شناسایی و نقد و بررسی دشمنان طبقه کارگر در مبارزه طبقاتی
الف – در سطح داخلی
ب – در سطح منطقه
ج – در سطح جهانی
ت- دشمنان بالفعل ، دشمنان بالقوه ، دشمنان آشکار و دشمنان پنهان
د – شناسایی و یافتن راه و روش های مقابله با آنها،
ت- روابط متفاوت جناح های مختلف سرمایه داری در سطح جهانی و منطقه ای
پ- ارتباط مبارزات طبقاتی با انتقال خط تولید از غرب به شرق و تاثیرات ان در تغییرات نظام سیاسی جهان
س- رابطه امپریالیسم با سرمایه داری و تاثیرات انها در مبارزات طبقاتی
۳- شناسایی و نقد و بررسی شرایط جغرافیایی و زیست محیطی و محل کار و زندگی کارگران و زحمتکشان
الف –خشکسالی و کمبود آب در ایران و منطقه
ب- آلودگی هوا و تاثیرات آن در زندگی و مبارزه طبقاتی
ج- قرار دادهای غارت گرانه که به شکل امتیاز دهی با کشور های خارجی بسته می شود که بعد از جمهوری اسلامی به معضل خطر ناکی تبدیل خواهد شد.
۴- نقد و بررسی تاثیرات مثبت و منفی جنبش های مختلف اجتماعی در مبارزات طبقاتی کارگران
الف – جنبش زنان
ب- جنبش دانشجویی
چ- جنبش حفظ محیط زیست
ج- جنبش های ملی گرایی
د- همجنسگرایی
۵- نقد و بررسی موارد تکنولوژیکی و دنیای دیجیتالی و رابطه و مناسبات آنها با مبارزات طبقاتی و با زندگی کارگران و زحمتکشان و طریقه بر خورد با دنیای تکنولوژی و دنیای دیجیتالی( طبقه کارگر باید تکلیف خود را با تکنولوژی و دنیای دیجیتالی روشن کند نه اینکه ان را دشمن خود بداند و از آنها دوری کند یا اینکه به شکل برده مصرف گرایی خود را از طریق مصرف تکنولوژیکی و دیجیتالی به شکل برده همه جانبه بی اختیار تحت سلطه سرمایه داری قرار بدهد بلکه باید راه کاری درستی پیدا کرده که ضمن استفاده صحیح از تکنولوژی و دیجیتال آنها را برای استفاده در مبارزه طبقاتی علیه سرمایه داری به اختیار خود در آورد چرا که دنیا در آینده و حتی هم اکنون بدون تکنولوژی و دیجیتال قابل تصور نیست، بنا براین بر قراری حکومت کارگری از زوایای گوناگون به استفاده گسترده از تکنولوژی و دیجیتال بستگی دارد و در آینده بیشتر خواهد داشت.)
۶- معضلات مختلف اجتماعی موجود که در مبارزه طبقاتی تاثیر منفی دارند ( در سطح کشوری ، منطقه ای و جهانی)
الف- اعتیاد و جرایم مختلف
ب- دزدیدن کودکان ، دختران و زنان و فحشا سازمان یافته دولتی و مافیای و فردی
ج- کار کودک و کودکان خیابانی
د- حاشیه نشینی و بی خانمانی و کارتون و گورخوابی
پ- نابودی جنگل ها ، بیابان زایی عمدی ، ویرانی های حاصل از زلزله و سیل و بی توجه به جبران خسارات وارده
ت- اپیدمی خروج از ایران برای پناهندگی بیشتر در میان نیروهای جوان
( این برای مبارزه عمومی ایرانیان بخصوص برای مبارزه طبقه کارگر بسیار زیان اور است چرا که کسانی که قصد یا فکر خروج از ایران را دارند در رابطه با مبارزه خود را بی طرف می داند و در همه موارد منفعل می باشد و این انفعال در مورد بسیاری از موارد خود به خود اعمال می گردد و تاثیر منفی در مبارزه می گذارد، افرادی که فکر خروج دارند در مقابل هر گونه ظلم و ستم چه به عموم و چه به خودشان با این فکر که مهم نیست یا به من مربوط نیست یا باشه من به زودی خواهم رفت و راحت خواهم شد خود را راضی به انفعال می کنند و حال فکر کنید که نزدیک به ۷۰ در صد افراد با درجات مختلف فکر خروج را دارند که به شکل اپیدمی ظاهر شده است ، طرح خارج شدن از کشور خود به خود آب سرد روی آتش مبارزه می ریز و وجود اندیشه خروج از کشور همیشه به سود حکومت های ضد مردمی بوده است با توجه به این کارکرد است که می شود متوجه شد چرا شاه در گفته هایش بیان می کرد هر کسی دوست ندارد از ایران به رود. )
س- رشد بی رویه تحصیل کرده ها بخصوص و ساختار آموزشی بیمار
در نهایت بحث در رابطه با کلیات لازم است به نقد و بررسی یک به یک جزئیات بپردازیم تا از جمع بندی حاصل های بدست آمده به “تحلیل مشخص از شرایط کنونی” برسیم .
بنا براین بحث و طرح موضوع اولین جلسه ما پس از این نوشته ” شناسایی و نقد وبررسی دوستان و هم پیمانان طبقه کارگر “خواهد بود.

جمع قدم اول
۶ شهریور ۱۳۹۷